یکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
16:35 - 1401/04/31

ترجمه اختصاصی/

پاسخ به سؤالات سه مقاله تاثیرگذار در سیاستگذاری فرهنگی: «دیوانسالاران خیابانی»، «علم از مهلکه گریختن» و «دستور کارها»

عنوان مقالات ترجمه شده بدین شرح است: الف- «دیوانسالاران خیابانی به عنوان خط مشی گذاران» (مایکل لیپسکی) ب- «علم از مهلکه گریختن» (چارلز لیندبلوم) ج- «دستور کارها، جایگزین ها و سیاست های عمومی» (جان کینگدان)

ندای اصفهان- مترجم: جواد جلوانی (دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات)

مقدمه: در کلاس درس «سیاستگذاری در فرهنگ و ارتباطات» دانشگاه باقرالعلوم (ع) در خدمت استاد عزیز حجت الاسلام دکتر سید محمدحسین هاشمیان توفیق شد 5 مقاله مهم کلاسیک و تاثیرگذار در سیاست گذاری فرهنگی را مطالعه کنیم. مقالات به زبان اصلی بود و استاد از هر مقاله سوالاتی را طرح کردند که اینجانب با بضاعت اندک خود به ترجمه نسبی 3 مقاله و پاسخ به سوالات پرداختم. متن زبان اصلی هر مقاله را هم جهت دانلود قرار داده ام. دو مقاله دیگر که توسط دیگران ترجمه شده است، نظریه «حوزه عمومی و عقلانیت ارتباطی» از هابرماس و نظریه «دستگاه های ایدئولوژیک دولت» از آلتوسر بود.

عنوان مقالات ترجمه شده بدین شرح است:

الف- «دیوانسالاران خیابانی به عنوان خط مشی گذاران» (مایکل لیپسکی)

ب- «علم از مهلکه گریختن» (چارلز لیندبلوم)

ج- «دستور کارها، جایگزین ها و سیاست های عمومی» (جان کینگدان)

💥 الف) پاسخ به سوالات مقاله مایکل لیپسکی: «دیوانسالاران خیابانی به عنوان خط مشی گذاران» (بروکرات های سطح خیابان)

Street-Level Bureaucrats as Policy Makers (1980- توسط بنیاد راسل سیج)

Michael Lipsky

اصل مقاله را از اینجا دانلود کنید.

1- منظور نویسنده از دیوانسالاران خیابانی چیست؟
👈پاسخ (برگرفته از ترجمه مقاله):
کارکنان خدمات عمومی که در مسیر شغلی خود مستقیماً با شهروندان در تعامل هستند و در اجرای کار خود دارای صلاحدید قابل توجهی هستند در این مطالعه بوروکرات های سطح خیابان نامیده می شوند. سازمان های خدمات عمومی که تعداد قابل توجهی از بوروکرات های سطح خیابان را به نسبت نیروی کار خود استخدام می کنند، بوروکراسی های سطح خیابان نامیده می شوند.
معلمان، کتابداران، افسران پلیس و سایر پرسنل مجری قانون، روانشناسان و مددکاران اجتماعی، قضات، وکلای عمومی و سایر افسران دادگاه، کارکنان بهداشت و بسیاری دیگر از کارمندان دولتی که اجازه دسترسی به برنامه های دولتی را می دهند و به مردم خدمات ارائه می دهند.

2- دیوانسالاران خیابانی چگونه در فرایند خط مشی گذاری مداخله می کنند؟
پاسخ:
👈 درحقیقت مردم با سیاستمداران، وزرا، نمایندگان مجلس، شهردار و مدیرکل ها در ارتباط نیستند، بلکه با کارمندان سطح خیابان مواجه هستند که قرار است خط مشی ها را اجرا کنند. این بروکرات های سطح خیابان اگر در برخورد با مردم صحیح رفتار نکنند، موجب نارضایتی می شود اما مردم به اصل نظام و حاکمیت بدبین می شوند. به طور مثال گاه مامور پلیس می تواند از یک خطا چشم پوشی کند و گاه می تواند جریمه کند یا آنکه دستور توقیف اتوموبیل را بدهد. گاه با کج سلیقگی در مکان نامناسبی که قانون غلطی وضع شده به جریمه مردم می پردازد که موجب نارضایتی می شود.
درمقابل بروکرات های سطح خیابان باید دو اقدام انجام شود: 1- کنترل و نظارت بیشتر 2- توانمندسازی و آموزش آنها.

* قسمتی از ترجمه مقاله:
بوروکرات های سطح خیابان به دو دلیل کلی بر مناقشات سیاسی بر سر خدمات عمومی تسلط دارند. اول، بحث در مورد دامنه و تمرکز مناسب خدمات دولتی و عملکرد این کارکنان دولتی است.
دوم، بوروکرات های سطح خیابان تأثیر قابل توجهی بر زندگی مردم دارند. این تأثیر ممکن است چند نوع باشد. آنها شهروندان را با انتظارات از خدمات دولتی و جایگاهی در جامعه سیاسی اجتماعی می کنند. آنها واجد شرایط بودن شهروندان برای دریافت مزایای دولتی و تحریم ها را تعیین می کنند. آنها بر رفتار (خدمات) شهروندان در این برنامه ها نظارت می کنند. بنابراین، به یک معنا، بوروکرات های سطح خیابان به طور ضمنی میانجیگری می کنند و رابط شهروندان با دولت هستند. به طور خلاصه، آنها کلید ابعاد شهروندی را در دست دارند.
بوروکرات های سطح خیابان به واسطه نقش خود به عنوان عوامل کنترل اجتماعی، نقش مهمی در تنظیم درجه درگیری معاصر دارند. شهروندانی که از مزایای عمومی بهره مند می شوند با کارگزاران عمومی که نیاز به رفتارهای خاصی از آنها دارند، در تعامل هستند.

3- تاثیرات دیوانسالاران خیابانی بر زندگی افراد چیست؟
پاسخ (برگرفته از ترجمه):
👈 یکی از معیارهای اهمیت بوروکرات های سطح خیابان در استخدام بخش دولتی، میزان بودجه عمومی است که برای پرداخت آنها از پول بیت المال (پول مردم) اختصاص داده می شود. بیشتر هزینه‌ای که دولت صرف آموزش پلیس یا سایر خدمات اجتماعی می‌کند مستقیماً به بوروکرات‌های سطح خیابان پرداخت می‌شود. به عنوان مثال، در شهرهای بزرگ بیش از 90 درصد از هزینه های پلیس صرف پرداخت حقوق می شود.
نه تنها حقوق بوروکرات‌های سطح خیابان بخش عمده‌ای از هزینه خدمات عمومی را تشکیل می‌دهد، بلکه دامنه خدمات عمومی با استخدام بوروکرات‌های سطح خیابان نیز در طول زمان افزایش یافته است. امور خیریه زمانی بر عهده آژانس های خصوصی بود. اکنون دولت فدرال نیازهای درآمدی فقرا را تامین می کند. بخش دولتی مسئولیت هایی را که قبلاً توسط سازمان های خصوصی در زمینه های مختلف و حیاتی مانند پلیس، آموزش و سلامت انجام می شد، به عهده گرفته است. علاوه بر این، در همه این زمینه ها، دولت نه تنها جانشین سازمان های خصوصی شده است، بلکه دامنه مسئولیت سازمان های دولتی را نیز گسترش داده است. این امر در افزایش انتظارات عمومی برای امنیت و گسترش مسئولیت‌های مدارس به نگرانی‌های مربوط به رشد نوزادان و همچنین رشد پس از نوجوانی، و تقاضای عمومی برای خدمات بهداشتی مشهود است.
هر چه مردم فقیرتر باشند، بوروکرات‌های سطح خیابان بر آنها تأثیر بیشتری دارند. در واقع، این کارمندان دولتی در موقعیتی قرار دارند که ممکن است بخشی از مشکل فقیر بودن در نظر گرفته شوند. دریافت کننده رفاه را در نظر بگیرید که در مسکن عمومی زندگی می کند و برای بازگرداندن پسرش به مدرسه به دنبال کمک یک وکیل خدمات حقوقی است. او به دلیل برخوردهای مکرر با پلیس تعلیق شده است. او در شبکه ای از بوروکرات های سطح خیابان گرفتار شده است که جهت گیری های متناقضی نسبت به او دارند و همه در راستای آنچه آن را «منافع عمومی» می نامند، عمل می کنند.
افرادی که قادر به خرید خدمات در بخش خصوصی نیستند، برای دریافت خدمات باید از دولت درخواست کنند.

در همین حال، کارمندان دولتی با پیشروی بوروکرات‌های سطح خیابان، کنترل بی‌سابقه‌ای را بر محیط‌های کاری خود از طریق توسعه اتحادیه‌ها و انجمن‌های اتحادیه‌مانند تضمین کرده‌اند. برای مثال، معلمان و سایر پرسنل آموزشی اغلب توانسته‌اند موقعیت‌های خود را حفظ کنند و حتی بر تعدادشان افزوده شود. نسبت پرسنل آموزشی در مدارس علیرغم کاهش تعداد کودکان در سن مدرسه همچنان رو به افزایش است.
منافع فردی ممکن است نصیب کسانی شود که در اقدام گروهی شرکت می کنند و یک هدف جمعی قابل مشاهده و در دسترس دارند.

از دیدگاه شهروندان، نقش بوروکرات‌های سطح خیابان به اندازه وظایف دولت گسترده است و به شدت تجربه می‌شود که روال روزمره آنها را ملزم به تعامل با وزرای خیابانی آموزش، حل اختلاف و خدمات بهداشتی می‌کند.

💥ب- پاسخ به سوالات مقاله چارلز لیندبلوم: «علم از مهلکه گریختن» (علم راست و ریس کردن)

The Science of Muddling Through (1959)

Charles E. Lindblom

اصل مقاله را از اینجا دانلود کنید.

1- دو رویکرد خط مشی گذاری عمومی طرح شده در مقاله چیست؟
👈پاسخ:
مقاله از دو استعاره توجه به «ریشه» یا توجه به «شاخه» استفاده می کند. توجه به ریشه همان رویکرد «عقلایی» در خط مشی گذاری است که می خواهد با گردآوری همه اطلاعات و بررسی همه راهکارها به بهترین تصمیم برسد. اما توجه به شاخه همان رویکرد «تدریجی» در سیاستگذاری است که میگوید پول و زمان و قدرت کافی برای گردآوری و پردازش همه اطلاعات و بررسی همه راه حل ها را در اختیار نداریم و مخالف ریشه ای کار کردن است، بلکه می گوید به شاخه بپردازید و همان وضع موجود را کمی بهتر کنید و به تدریج پیش بروید. نویسنده با خاستگاه پراگماتیسیتی آمریکایی خود طرفدار راهکار دوم است.

2- منظور از عبارت پرداختن به شاخه نه ریشه چیست؟ مراد مولف از مقایسات محدود پی در پی چیست؟

👈پاسخ:
همانطور که در بالا هم توضیح داده شد، پرداختن به ریشه مستلزم درجه بالایی از جامعیت و کمّی کردن مقادیر برای تجزیه و تحلیل ریاضی و پیچیده است که در عمل مدیران چنین کاری انجام نمی دهند و شکست خورده است اما عده ای آن را توصیه می کنند و بر زبان می آوردند.
اما مدل صریح ساده ای که معمولا مدیران انجام می دهند روش شاخه است که گام به گام و به تدریج مسائل را حل می کند و چیزی به راهکارهای موجود قبلی اضافه می کند.
در روش شاخه راهکار ارائه شده دائما و پی در پی ارزیابی و نتیجه آن با وضع مطلوب مقایسه می شود و مجدد و تدریجی راهکار جدید در میدان عمل ارائه می شود. اما این مقایسه باید محدود و جزیی و متناسب با مخاطب و وضعیت واقعی ارائه شود لذا باید محدود باشد نه جامع.

3 رابطه میان اهداف و ابزار در روش شاخه چگونه است؟

👈 پاسخ:
اهداف و ابزار هردو محدود و جزیی انتخاب می شوند. در رابطه با ارزش ها یا اهداف حیاتی همیشه اختلاف نظر وجود دارد. گاه شهروندان مخالف هستند، یا نمایندگان کنگره مخالف هستند و مدیران دولتی مخالف هستند. حتی در جایی که هدف نسبتاً مشخصی برای مدیر تعیین شده است، فضای قابل توجهی برای اختلاف نظر در مورد اهداف فرعی وجود دارد. مدیر نمی تواند میان این تضادها هماهنگی ایجاد کند.
همچنین اهداف اجتماعی همیشه ارزشهای نسبی یکسانی ندارند. یک هدف ممکن است در یک شرایط بسیار ارزشمند باشد، هدف دیگر در شرایط دیگر.
بنابراین مدیر ابزاری برای فرموله کردن مقادیر و تعیین خط مشی ندارد بلکه مدیران باید مستقیماً از بین سیاست های جایگزینی که ترکیبات حاشیه ای متفاوتی از مقادیر را ارائه می دهند، یکی را انتخاب کنند.
رابطه ابزار و هدف تنها در حدی امکان‌پذیر است که ارزش‌ها مورد توافق قرار گیرند، سازگار باشند و در حاشیه پایدار باشند.
شاید برای خواننده عجیب باشد اما رابطه ابزار و هدف بیشتر برای روش ریشه مطرح است و چنین رابطه ای در روش شاخه وجود ندارد.

4- تعریف خط مشی خوب در روش ریشه و شاخه چیست؟

👈 پاسخ:
در روش ریشه، یک تصمیم «درست»، «خوب» یا «عقلانی» است اگر بتوان نشان داد که به یک هدف مشخص دست می‌یابد. گاهی اوقات ممکن است آزمایش شود که آیا یک سیاست واقعاً به اهداف مورد نظر دست می یابد یا خیر.
برای نشان دادن اینکه یک سیاست اشتباه اتخاذ شده است، نمی توان یک استدلال انتزاعی ارائه کرد که اهداف مهم هستند! بلکه در عوض باید استدلال کرد که سیاست دیگری ترجیح داده می شود.

اما در روش «شاخه» هیچ آزمونی وجود ندارد. توافق در مورد سیاست تنها آزمون عملی برای صحت سیاست می باشد. و اینکه یکی از مدیران به دنبال جلب نظر دیگری برای توافق در مورد اهداف باشد، هیچ نتیجه ای نخواهد داشت و بحث و جدل کاملا غیر ضروری ایجاد می کند.
همانطور که مشاهده می شود روش «شاخه» به حقیقت بیرونی و نفس الامر برای اهداف اعتقادی ندارد و اهداف خود اعتبار نهایی ندارند. بنابراین از نظر لیندبلوم، غیرمنطقی نیست که یک مدیر از یک سیاست به خوبی دفاع کند، بدون اینکه بتواند مشخص کند که برای چه چیزی خوب است.

5- چرا در حوزه خط مشی گذاری عمومی تحلیل جامع غیر ممکن است؟ روش جایگزین چیست؟

👈 پاسخ: زیرا محدودیت‌های ظرفیت فکری انسان و اطلاعات موجود، محدودیت‌های مشخصی را برای رسیدن به جامعیت ایجاد می‌کنند. در واقع، هیچ کس نمی تواند روش منطقی- جامع را برای مسائل واقعاً پیچیده اجرا کند، و هر مدیری که با یک مشکل به اندازه کافی پیچیده مواجه می شود، باید راه هایی را به شدت برای ساده سازی بیابد.
مدیر حتی نمی تواند یک سیاست و تاثیرات را به طور کامل درک کند.

روش جایگزین ساده‌سازی به طور سیستماتیک و مقایسه‌های محدود متوالی به صورت تجربی است.
گزینه های موجود را باید به شدت کم کرد و تحلیل های خود را محدود به گزینه هایی کنید که تفاوت های تدریجی یا حاشیه ای در سیاست ها ایجاد می کنند و به دنبال تغییرات کوچک تدریجی و نزدیک به سیاست های شناخته شده باشید.

6- منظور از عبارت زیر چیست؟
policy does not move in leaps and bounds

👈 پاسخ:
خط مشی گذاری نه می جهد نه می خزد. گویی لیندبلوم در اینجا حرفهای رادیکال قبلی خود را تعدیل می کند و می گوید امرٌ بین الامرین است. ابتدا می گفت روش ریشه ای آب در هاون کوبیدن است اما اینجا می گوید ما مخالف ارائه الگوی بلندمدت هم نیستیم اما باید مبتنی بر میدان عمل و کارآمد باشد. می گوید گاهی اوقات تنها راهی که می توان به اهداف بلندمدت توجه کافی کرد، غفلت از ملاحظات کوتاه مدت به صورت حذف آگاهانه است.

7- دو دلیل ناکارآمدی تئوریها در خط مشی گذاری چیست؟
👈 پاسخ:
دلیل اول: سیاست گذاری در بهترین حالت یک فرآیند بسیار دشوار است. نه دانشمندان علوم اجتماعی، نه سیاستمداران، و نه مدیران دولتی هنوز اطلاعات کافی در مورد جهان اجتماعی ندارند تا از اشتباهات مکرر در پیش‌بینی پیامدهای حرکات سیاستی جلوگیری کنند. در نتیجه، یک سیاست‌گذار عاقل انتظار دارد که سیاست‌هایش تنها به بخشی از آنچه امیدوار است دست یابد و در عین حال پیامدهای غیرمنتظره‌ای را به همراه داشته باشد که ترجیح می‌دهد از آن اجتناب کند. اگر او از طریق تغییرات تدریجی متوالی پیش برود، از چندین راه از اشتباهات جدی پایدار اجتناب می کند.
در وهله اول، توالی گام های سیاستی گذشته به او آگاهی درباره پیامدهای احتمالی گام های مشابه بعدی داده است.
ثانیاً، او نیازی به جهش‌های بزرگ به سمت اهدافش ندارد که مستلزم پیش‌بینی‌هایی فراتر از دانش او یا دیگران باشد، زیرا او هرگز انتظار ندارد سیاستش راه‌حل نهایی یک مشکل باشد. تصمیم او تنها یک قدم است، قدمی که در صورت موفقیت می تواند به سرعت یک مرحله دیگر را دنبال کند.
سوم، او در واقع می‌تواند پیش‌بینی‌های قبلی‌اش را در حالی که به هر مرحله بعدی می‌رود، آزمایش کند. در نهایت، او اغلب می‌تواند خطای گذشته را نسبتاً سریع‌تر از زمانی که خط‌مشی از طریق مراحل متمایزتر و با فاصله زمانی گسترده‌تر پیش برود، اصلاح کند.

»»» دلیل دوم: فرض تحلیلگران ریشه این است که «نظریه ها» سیستماتیک ترین و مقرون به صرفه ترین راه برای به کار بردن دانش مرتبط با یک مشکل خاص هستند. با قبول این فرض، یک واقعیت ناخوشایند این است که ما تئوری کافی برای اعمال مشکلات در هر حوزه سیاستی نداریم، اگرچه نظریه در برخی حوزه ها – به عنوان مثال، سیاست پولی – از سایر حوزه ها کافی تر است. تحلیل مقایسه ای، مانند روش شاخه ای، گاهی اوقات جایگزینی سیستماتیک برای نظریه است.

8- منظور از مقایسات متوالی در روش شاخه چیست؟

👈 پاسخ:
سیاست یک بار برای همیشه ساخته نمی شود. بی نهایت ساخته و دوباره ساخته می شود. سیاست گذاری فرآیندی از تقریب پی در پی به برخی از اهداف مورد نظر است که در آن آنچه که خود مورد نظر است، تحت بازنگری مجدد تغییر می کند.
مقایسه‌های محدود متوالی در واقع یک روش یا سیستم که می تواند جایگزین نظریه های دانشگاهی حریص اما ناکارآمد باشد. این یک روش شکست خورده نیست که مدیران به خاطر آن عذرخواهی کنند، بلکه روشی هوشمندانه برای جایی است که روش ریشه ای به دلیل مشکلات پیچیده قابل استفاده نیست.

 

💥 ج) پاسخ به سوالات مقاله جان کینگدان: «دستور کارها، جایگزین ها و سیاست های عمومی»

Agendas, Alternatives and Public Policies (1995)

John W. Kingdon

اصل مقاله را از اینجا دانلود کنید.

1- تفاوت موقعیت (شرایط) و مساله (مشکل) در چیست؟ و جریان مساله چگونه می تواند در تعیین دستور کار اثر بگذارد؟
👈پاسخ:
ما هر روز انواع شرایط (موقعیت) را تحمل می کنیم اما شرایط به جایگاه های برجسته ای در دستور کار سیاست ها نمی رسد. وقتی به این باور رسیدیم که شرایط به عنوان مشکلات تعریف شوند آنگاه شانس بیشتری برای مطرح شدن در دستور کار دارند.
مردم در داخل و اطراف دولت شرایط را به‌عنوان مشکلات به طرق مختلف تعریف می‌کنند. اول، شرایطی که ارزش های مهم را نقض می کند به مشکل تبدیل می شود. ثانیاً، شرایط در مقایسه با سایر کشورها یا سایر واحدهای مربوطه به مشکل تبدیل می شود. ثالثاً، طبقه بندی یک وضعیت به یک دسته به جای دیگری ممکن است آن را به عنوان یک نوع مشکل تعریف کند.

برخی از مشکلات به قدری فوری تلقی می شوند که به تنهایی دستور کارها را تعیین می کنند. هنگامی که یک مشکل خاص به عنوان فشار تعریف می شود، کلاس های کاملی از رویکردها نسبت به سایرین ترجیح داده می شوند و برخی از گزینه ها برجسته می شوند در حالی که برخی دیگر از دید خارج می شوند. بنابراین کارآفرینان سیاستگذاری منابع قابل توجهی را سرمایه گذاری می کنند تا تصور خود را از مشکلات به گوش مسئولان برسانند و سعی می کنند آنها را متقاعد کنند تا مشکلات را از راه خود ببینند. شناخت و تعریف مشکلات به طور قابل توجهی بر نتایج تأثیر می گذارد.

2- دلایل عدم تبدیل یک مساله به دستور کار چیست؟
پاسخ:
👈 خیلی تحت تاثیر تصور کارآفرینان سیاستگذاری و مسئولان است. مشکلات نه تنها در دستور کار دولت قرار می گیرند، بلکه از دیدگان نیز محو می شوند. چرا محو می شوند؟ اول، دولت ممکن است مشکل را حل کند، یا در رسیدگی به آن شکست بخورد. در هر دو مورد، توجه به چیز دیگری معطوف می‌شود، یا به این دلیل که کاری انجام شده است یا به این دلیل که افراد از شکست ناامید شده‌اند و از سرمایه‌گذاری بیشتر وقت خود در یک هدف بازنده امتناع می‌ورزند. دوم، شرایطی که یک مشکل را برجسته می‌کنند ممکن است با تغییر شاخص‌ها شانس طرح آنها کاهش یابد، یا بحران‌ها از بین بروند.
ثالثاً، ممکن است افراد به یک وضعیت عادت کنند یا یک مشکل را دوباره برچسب گذاری کنند.
چهارم، آیتم های دیگری ظاهر می شوند و اقلام بسیار قرار گرفته را کنار می زنند. در نهایت، ممکن است به سادگی چرخه های اجتناب ناپذیر توجه وجود داشته باشد. نرخ رشد بالا کاهش می یابد و مُدها می آیند و می روند.

3- جریان سیاسی چگونه می تواند در تعیین دستور کار اثر بگذارد؟
👈 پاسخ:
مستقل از تشخیص مشکل یا توسعه پیشنهادهای خط مشی، رویدادهای سیاسی بر اساس پویایی خود و قوانین خاص خود جریان دارند. شرکت‌کنندگان، نوسانات خُلق و خوی ملی را درک می‌کنند، انتخابات دولت‌های جدید را به قدرت می‌رساند و توزیع‌های حزبی یا ایدئولوژیک جدید را در کنگره می‌آورد، و گروه‌های ذینفع با توصیفات مختلف خواسته‌های خود را از دولت مطرح می‌کنند (یا نمی‌کنند).
تحولات سیاسی در این حوزه قدرتمند هستند. برای مثال، یک دولت جدید، برنامه‌های خود را در سراسر کشور تغییر می‌دهد، زیرا تصورات خود از مشکلات و پیشنهادات خود را برجسته می‌کند، و توجه به موضوعاتی را که جزو اولویت‌های اصلی آن نیستند، کمتر تحمل می‌کند. خلق و خوی ملی که عمیقاً محافظه‌کار تلقی می‌شود، توجه به ابتکارات پرهزینه جدید را کاهش می‌دهد، در حالی که خلق و خوی ملی تساهل‌آمیزتر امکان هزینه‌های بیشتر را فراهم می‌کند

 4- بازیگران پنهان چگونه در تعیین دستور کار مداخله می کنند؟
👈پاسخ:
بازیگران پنهان شامل دانشگاهیان، محققان، مشاوران، بوروکرات های شغلی، کارکنان کنگره و تحلیلگرانی است که برای گروه های ذینفع کار می کنند. کار آنها، برای مثال، در برنامه ریزی و ارزیابی یا تنظیم بودجه در بوروکراسی یا در آژانس های کارکنان انجام میشود.
این شرکت کنندگان نسبتاً پنهان، جوامعی از متخصصان را تشکیل می دهند. هر جامعه متشکل از افرادی است که در سراسر سیستم قرار دارند و به طور بالقوه دارای جهت گیری ها و علایق بسیار متنوعی هستند، اما همه آنها در یک چیز مشترک هستند: تخصص و آشنایی آنها با موضوعات در آن حوزه سیاستی خاص.
مردم پیشنهادها را به روش‌های مختلفی طرح می‌کنند: از طریق سخنرانی، معرفی لایحه، جلسات استماع کنگره، درز به مطبوعات، پخش مقالات، گفتگوها و ناهار. آنها ایده های خود را شناور می کنند، از کار یکدیگر انتقاد می کنند، ایده های خود را اصلاح می کنند و تجدید نظر می کنند، و نسخه های جدید را عرضه می کنند. برخی از این ایده ها قابل احترام هستند، در حالی که برخی دیگر قابل بحث نیستند. اما بسیاری از ایده‌ها ممکن است به نوعی در امتداد خط توجه قرار گیرند.

5- جریان خط مشی در تعیین دستور کار چه اثری دارد؟
👈 پاسخ:
فرآیند انتخاب، مشابه با انتخاب طبیعی بیولوژیکی است. بسیاری از ایده ها در اطراف شناور هستند، با یکدیگر برخورد می کنند، با ایده های جدید روبرو می شوند، و ترکیب های مجدد را تشکیل می دهند.
در حالی که ریشه ها تا حدودی تصادفی هستند اما انتخاب اینگونه نیست. از طریق تحمیل معیارهایی که بر اساس آن برخی از ایده ها برای بقا انتخاب می شوند و برخی دیگر کنار گذاشته می شوند، نظم از هرج و مرج و الگو از تصادف ایجاد می شود. این معیارها شامل امکان سنجی فنی، تطابق با ارزش های اعضای جامعه، و پیش بینی محدودیت های آینده، از جمله محدودیت بودجه، مقبولیت عمومی، و پذیرش سیاستمداران است. پیشنهادهایی غیرقابل اجرا ارزیابی می شوند – که با ارزش های جامعه سیاست مطابقت ندارند یا هزینه آنها بیش از آن چیزی است که بودجه اجازه می دهد، پس احتمال زنده ماندن آنها کمتر است.

6- تلفیق سه جریان خط مشی و مساله و سیاسی چگونه صورت می گیرد؟
👈 پاسخ:
جریان‌های مجزای خط مشی، مساله و سیاست هر کدام زندگی خاص خود را دارند. مساله جداگانه شناسایی و تعریف می‌شود. پیشنهادهای خط مشی هم بر اساس انگیزه ها و معیارهای انتخابی خود و ملاحظات سیاسی، تدوین می شوند. رویدادهای سیاسی هم بر اساس قوانین خودشان جریان دارند.
اما زمان هایی پیش می آید که این سه جریان به هم می پیوندند. به عنوان مثال، یک مشکل مبرم توجه را می طلبد و یک پیشنهاد سیاستی به عنوان راه حل آن با مشکل همراه می شود. یا یک رویداد در جریان سیاسی، مانند تغییر مدیریت، جهت گیری های مختلف را می طلبد. در آن مرحله، پیشنهادهایی با آن رویداد سیاسی، مانند ابتکاراتی که با یک فلسفه مدیریتی جدید مطابقت دارند، به منصه ظهور می رسند و با فضای سیاسی رسیده همراه می شوند. به همین ترتیب، مشکلاتی که مناسب هستند برجسته می شوند و سایر مشکلات نادیده گرفته می شوند.

7- منظور از پنجره های خط مشی، مساله و سیاسی چیست؟
👈 پاسخ:
همانطور که گفتیم جریان های خط مشی، مساله و سیاست هرکدام زندگی مجزای خود را دارند؛ اما گاهی بر اساس شانس هر سه عنصر -مساله، خط مشی و پذیرش سیاسی- در یک پنجره واحد به هم مرتبط شوند که به آن پنجره فرصت ها می گوییم.
در چنین حالتی احتمال اینکه یک آیتم در دستور کار تصمیم گیری قرار گیرد به طور چشمگیری افزایش می یابد. در مقابل، مساله های جزئی پراکنده کمتر در دستور کار تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند. همچنین مشکلاتی که با راه‌حل همراه نیستند، همچنین پیشنهادهایی که فاقد پشتوانه سیاسی هستند، نسبت به پیشنهادهایی که از این پشتوانه برخوردارند، کمتر در موقعیت تصمیم گیری قرار می گیرند.
وقتی پنجره ای باز می شود، مساله ها و پیشنهادها به سمت آن سرازیر می شوند. افرادی که درگیر مشکلات خاص هستند، پنجره باز را فرصتی برای رسیدگی یا حتی حل این مشکلات می دانند. طرفداران پیشنهادهای خاص، پنجره باز را فرصتی برای اجرای آنها می دانند. در نتیجه، سیستم مملو از مساله و پیشنهادات می شود. اگر شرکت کنندگان مایل به سرمایه گذاری منابع کافی باشند، می توان برخی از مشکلات را حل کرد و برخی از پیشنهادات را تصویب کرد. مشکلات و پیشنهادات دیگر به دلیل عدم تجهیز منابع کافی از بین می روند.

 8- کارآفرینان خط مشی چه کسانی هستند؟
👈پاسخ:
کارآفرینان خط مشی افرادی هستند که مایلند منابع خود را در ازای سیاست های آینده مورد علاقه خود سرمایه گذاری کنند. این کارآفرینان در بسیاری از مکان ها یافت می شوند. آنها ممکن است مقامات منتخب، کارمندان دولتی شغلی، لابی‌گران، دانشگاهیان یا روزنامه‌نگاران باشند.
در رابطه با مشکلات، کارآفرینان سعی می‌کنند شاخص‌هایی را برجسته کنند که مشکلات آنها را بسیار مهم می‌سازد. آنها همچنین ممکن است انواع بازخوردهایی را در مورد عملکرد فعلی دولت که بر دستور کارها تأثیر می‌گذارند، ایجاد کنند: نامه‌ها، شکایات، و بازدید از مقامات.
در مورد پیشنهادات، کارآفرینان در فرآیند نرم‌افزاری نقش اساسی دارند. آنها مقاله می نویسند، شهادت می دهند، جلسات استماع برگزار می کنند، سعی می کنند پوشش مطبوعاتی داشته باشند و بی پایان با افراد مهم و نه چندان مهم ملاقات می کنند. آنها ایده های خود را شناور می کنند، واکنش هایی دریافت می کنند، پیشنهادات خود را در پرتو واکنش ها تجدید می کنند و دوباره آنها را شناور می کنند. هدف آنها نرم کردن عموم مردم، عموم متخصصان و خود جامعه سیاستگذاری است. برای این فرآیند سال ها تلاش می کنند.

9- منظور از عبارت زیر چیست؟
The power to persuade is the power to bargain
👈 پاسخ:
قدرت متقاعد کردن، قدرت چانه زدن است.
برخلاف جریان خط مشی که در آن برای جلب آراء عمومی فرایند اقناع و ترغیب مهم است، دستیابی به اجماع در جریان سیاسی مبتنی بر چانه زنی در بین ائتلاف ها است. کینگدون دریافت که در جریان سیاسی اگر افراد یا گروه ها به ائتلاف سازی از طریق مذاکره توجه کافی نکنند، تاوان گزافی خواهند پرداخت. در جریان سیاسی دستیابی به اجماع به سرعت و به محض باز شدن یک دریچه خط مشی میسر است. ایشان بحث می کنند که برخی مدافعان تغییر خط مشی واقعا علاقه مند به مسائل نیستند، بلکه برای اینکه بتوانند در مباحثه ها نقشی ایفا کنند یا برای کاهش تهدید منافعشان مشارکت می کنند.

10- چرخه توجه موضوع را توضیح دهید.
👈پاسخ:
مشابه پاسخ به سوال 2 است.

11- رقبای کنترل خط مشی در خط مشی های خارجی و داخلی را مقایسه کنید.
👈پاسخ:
در مقاله اشاره دقیق نشده است و سوال مبهم است.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


دوره جامع آموزش خبرنگار کوله پشتی/ ثبت نام تا 30 تیر/ کلیک کنید
دوره جامع آموزش خبرنگار کوله پشتی/ ثبت نام تا 30 تیر/ کلیک کنید
 توانبخشی کوشا/ با مجهزترین امکانات 09134126065
توانبخشی کوشا/ با مجهزترین امکانات 09134126065
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715