پنجشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
11:19 - 1401/02/16

درس خارج فقه حجت الاسلام محسن جلالی (زید عزه)؛

تقریر جلسه 53/ مباحث قانون کار: مسئله چهارم اجیر خاص

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره استاد محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ ۱۲/۱۰/۱۴۰۰، مسائل مبحث اجاره، قانون کار و حاشیه بر عروه الوثقی، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره استاد محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 12/10/1400، مسائل مبحث اجاره، قانون کار و حاشیه بر عروه الوثقی، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: مسئله چهارم اجیر خاص

(جلسه 53)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

مسئله چهارم بحث در اجیر خاص است.

این‌که اجیر خاص را مطرح می‌کنند حالا در عروه و شرایع و جواهر بحث در آنجایی است که یک کارگری را گرفتند که باید کار خاصی را در یک مدت معینی انجام بدهد. چهار صورت دارد:

صورت اول این‌که کل منفعتش در یک مدتی تملیک شده است مثل کارمند ادارات؛ کارمند اداره آن‌هایی که پنجشنبه هم هستند از ساعت 7.5 صبح تا 14.5 بعدازظهر هفت ساعت باید در خدمت اداره باشد. و آن‌هایی که پنجشنبه تعطیل باشند، ساعت کاریشان طبق قانون کار تا 16.5 است. باید در ماه 175 ساعت در خدمت اداره باشند، کارمند است و استخدام‌شده یا کارمندانی که ساعتی هستند و ساعت می‌زنند و در استخدام این سازمان هستند. دولت یا اداره همه منفعتش را اجاره کرده است.

بحث در این‌جا واقع می‌شود که کارمند حق ندارد در این ساعت خودش را به استخدام دیگری دربیاورد، حق ندارد حتی برای خودش کار کند، این بحث خیلی مهمی است.

صورت دوم این است که عمل را در مدت معین مباشرتاً اجیر می‌کنید، می‌گویید که شما برای من بنّایی بکن و خانه من را در این هفته گچ‌کاری یا نقاشی کن، از صبح بیا (کارگر از ساعت 8-7 صبح می‌آید و تا 5-4 بعدازظهر کار می کند) اگر شما این‌طور اجیر شدی نباید و نمی‌توانی بروی برای شخص دیگری کار دیگری قبول بکنی. یکی از مشکلاتی که جامعه ما دارد همین است که شخصی کاری را قبول می‌کند و حتی زمانش را هم قبول می‌کند و مباشرتاً هم هست و کنترات نیست که بگوید من برای تو این‌جا کارگر می‌گذارم و می‌گوید من نقاش هستم و می‌آیم این‌جا را برای شما نقاشی می‌کنم و روز اول هم می‌آید خودش کار می‌کند و بعد دیگر نمی‌آید و به سراغ کار دیگری می‌رود.

یعنی چند کار را برای این‌که از دستشان نرود قبول می‌کنند، یک روز یا دو روز آن‌جا می‌رود و این خلاف این مسئله است؛ یعنی فقهای ما و قانون نیز باید به همین پرداخته باشد که آقا شما که اجیر خاص می‌شوید و کاری را در مدت معین و مباشرتاً قبول می‌کنی حالا یا این مدت و مباشرتاً قید است یا شرط است نباید از باب وفای به عقد کار دیگری را قبول بکنی، آن‌وقت ممکن است بعضی از آقایان در کلماتشان حرمت باشد یعنی حرام است که بروی کار دیگری انجام بدهی.

آن‌وقت اگر حرمت باشد اگر کار دیگر عبادی باشد پس باطل می‌شود، مثلاً شما در این مدت اجیر شدی که این کار را انجام بدهی و رفتی نماز و روزه استیجاری خواندی، اجیر شدی که بروی حج انجام بدهی درحالی‌که تو اجیر بودی که کار دیگری در این مدت انجام بدهی و رفتی عمره نیابتی انجام دادی.

اگر حرمت باشد آن‌وقت نباید ترک بکنی و در واقع اتحاد پیدا می‌کند و اجتماع آن عبادت هم حرام می‌شود چون ترک آن عمل است، چون امر دارد و از جانب نهی هم که بگوییم مقدم است.

[صورت سوم و چهارم در ادامه]

سؤال: در معاملات حکم وضعی ندارد؟

جواب سؤال: حکم وضعی هم دارد. حکم وضعی‌اش این است که وقتی‌ من اجیر شده باشم کل منفعت برای دیگری باشد من اصلاً مالک نیستم که بخواهم به دیگری اجاره بدهم، باید با اذن او باشد. مثلاً شخصی بود که کارمند دانشگاه بود در قسمت روابط‌عمومی کار می‌کرد، آن زمان مثل دهه‌ی هشتاد هنوز پارچه می‌نوشتند و مثل الآن نبود که سریع تایپ بکنی و آن‌ها بگیرند. این آقا خطش خوب بود و پارچه‌نویسی می‌کرد و پول هم می‌گرفت، یعنی در همان وقت اداری مثلاً برای نهاد هم پارچه می‌نوشت و پول می‌گرفت.

این‌ها مسائل دقیقی است و کارمندان ما باید بدانند گاهی هم تبرعی برای شخصی کار می‌کند و پول هم نمی‌گیرد، یک وقتی هم هست که پول می‌گیرد اما کار آن مستأجر اول روی زمین می‌ماند و این مسئله از این جهت است.

این‌که گفتند «اجیر خاص» منظورشان این است که شما در یک زمان خاص، در یک مدت خاص برای یک نفر مثلاً زید اجیر شدی و در این زمان برای خودت یا برای دیگری نباید کار بکنی، اگر برای دیگری هم می‌خواهی تبرعی باشد یا اجاره‌ای باشد یا جعاله ای باشد نباید کار بشود.

حالا اگر شخص برای دیگری کارکرد این آقای مستأجر اول می‌تواند بیاید قراردادش را فسخ بکند، اجرت اگر به او داده پس بگیرد، می‌تواند هم بیاید بگوید شما داری نصف روز را یا دو روز از این یک‌هفته که اجیر من بودی برای دیگری کارکردی پول آن دو روز را به من بده، اگر پول گرفته اجرت‌المثل اش را باید به من بدهد. اگر تبرعی کار کرده باشد که دیگر هیچی و او نمی‌تواند برود به مستأجر دوم مراجعه بکند.

این مسائل کمی هم طولانی است اما من اجمالش را خدمتتان عرض کردم. حالا در تفصیل برویم: «الاجیر الخاص و هو من آجر نفسه علی وجه یکون جمیع منافعه للمستأجر فی مدّه معیّنه أو علی وجه تکون…»؛

اجیر خاص چهار صورت دارد که صورت ها را ببینید:

صورت اول: همه منافع اش در مدت معین برای مستأجر باشد مثل کارمند دولت که همه منافع این آقای کارمند در مدت معینه روزها از ساعت 5/7 تا بعد از ظهر برای دولت است. مگر این‌که مرخصی بگیرد یا اجازه بگیرد. گاهی می‌گویند اگر رئیس اداره اجازه بدهد این آقا می‌تواند به کار دیگر با اجازه‌ی آن بپردازد.

صورت دوم: همه منافع نیست، منفعت خاصه خیاطت اش برای او است. اجیر خاص آن است که شما آقای بنّا، نجّار، خیاط، منفعت خیاطت شما در این یک ماه برای من است و باید برای من خیاطی بکنی. این نیست که همه منافعش باشد. آن کارمند را گفتیم همه منافع اش است، می‌توانی تایپ کنی، می‌توانی نویسندگی کنی، تو کارمند دولت شدی اما آن منفعت خاصش است.

صورت سوم: این‌جا بحث همه منفعتش نیست بلکه برای عملی مباشرتاً در مدت معین اجیر شده و این نیست که منافعش را اجاره داده باشد بلکه اجیر برای یک عمل شده‌است، یعنی این‌جا اجاره بر روی یک عمل خاصی رفته‌است.

صورت چهارم: همین سه صورتی که همه منافع برای دیگری باشد یا منفعت خاص برای دیگر باشد یا اجاره در مدت معین باشد که این‌ها همه به‌صورت قید بود اما صورت چهارم می‌گوید این‌ها به‌صورت «شرط» باشد، یعنی مباشرتاً و مدت معین را شرط کرده باشد که این دو قید مباشرت یا در مدت معین بودن، هر کدام شان یا هر دوشان علی وجه شرطیت باشد نه قیدی که در آن سه صورت بود.

چه شرط باشد، چه قید باشد در این مدتی که شما همه منفعتت برای دیگریست یا منفعت خاص ات برای دیگریست یا برای عملی به نحو قیدیت یا شرطیت اجیر شدی نمی‌توانی برای خودت یا برای دیگری کار بکنی. برای دیگری هم نمی‌توانی اجیر بشوی نه می‌توانی به نحوه جعاله کار کنی.

جُعاله این است که بگویی هر کسی برای من این کار را کرد من این پول را به او می‌دهم. جعاله فرض بکنید می گوید هرکس که توانست گمشده من را پیدا بکند پولش را می دهم؛ این جعاله است، یا هر کس که این کار را برای من انجام داد من این مبلغ را به او می‌دهم. تبرعاً هم نمی‌توانی برای دیگری کار بکنی، پس نه برای خودت و نه برای دیگری به این‌که بخواهی اجرت جعل بگیری یا بخواهی مجانی کار بکنی.

توجه کنید، شما شاید بگویید که این کارمند بیچاره می‌شود! خیر، آن کارمند، کارگر، گچ‌کار که آمده قرارداد بسته است، عملی که منافی با این حق آن آقاست. شما می‌خواهی کار بکنی بعدازظهر برو کار بکن، کارمند هستی و بعدازظهرها برو کار دیگری بکن. شما گچ‌کار هستی و قرار است روزها را این‌جا کار بکنی شب برو برای خودت کار کن.

البته به شرطی که باز اگر رفتی کار کردی فردا که روز است نیایی سر کار این آقا بخوابی. این ‌مورد را نیز داریم که شخص کارگر است و می‌رود جای دیگری خودش را خسته می‌کند و فردا که به سر کار می‌آید می‌گوید که یک ساعت می‌آییم صبحانه می‌خوریم بعد کمی کار می‌کنیم و ظهر که شد می‌رویم غذا را گرم می‌کنیم، بعد هم یک ساعت یا دو ساعت دوباره می‌خوابیم. من خودم با چنین موردی برخورد کردم.

این‌ها واقعاً مشکل دارد و آن پولی که آدم می‌گیرد مشکل دارد. عمل مُنافی است مگر با اذن اش. بله، می‌توانی اجازه بگیری، آقا من اجیر شدم و کارگر هستم و قرار است این‌جا برای شما کار کنم اما یک بنده خدایی به من گفته که بروم فردا برایش کار انجام بدهم. اجازه می‌دهی؟

یا کارمند از رییس اداره خودش اجازه بگیرد که آقا اجازه می‌دهید که من بروم این کار را برای این همکارمان انجام بدهم؟ اجازه می‌دهید که من در این ساعت اداری بروم و به همکارم کمک بکنم؟ بدون مرخصی، اگر مرخصی بگیرد که حقش است. این‌ها اگر با اذن باشد می‌تواند برود.

جواب سؤال: شرطیت یعنی این‌که منفعت خاص مقید است که خودت باشی و مباشرتاً قیدش است، یعنی اجاره ما مقید به کار کردن شما در این مدت شده ‌است نه این‌که شرط شده باشد. یک زمانی هست که من می‌گویم که این لباس من دوخته بشود و شرط می‌کنم که شما بدوز، اما یک زمانی هست که از اول می‌گویم من عمل خودت و خیاطت خودت را می خواهم. اینجا عملت مورد معامله و مورد اجاره واقع بشود.

شرط که بشود کارش راحت‌تر است و تخلف شرط می‌شود.

سؤال: اگر قید باشد عمل منافی کلاً باطل است ولی اگر شرط باشد چطور؟

جواب سؤال: بعضی‌ها مثل جناب خوئی در مستند می‌فرمایند که ما در اینطور جاها شرط نداریم، این شرط‌ها همه به قید برمی‌گردد. ایشان اصلاً شرط را تصویر نمی‌کنند و می‌گویند شما هرچه شرط بکنید درواقع قید است. اما مرحوم سید و بعضی دیگر تصویر می‌کنند و قبلاً نیز داشتیم که گاهی مقید می‌کند و گاهی به‌صورت مشروط می‌گوید. آن‌وقت فرق این می‌شود که اگر به‌صورت قید باشد اجاره باطل می‌شود، در صورت شرط می‌گویند خیار تخلف شرط را دارد.

جواب سؤال: جمیع منافعش در این ساعت یعنی مثلاً اگر کارمندی را برای تایپ یا پاسخ‌گویی تلفن اجیر کردند، می‌خواهیم ببینیم این کارمند در این ساعت کاری  (7.5 تا 14.5) غیر از تلفن پاسخ دادن می‌تواند کار دیگری انجام بدهد که منافی کار تلفن پاسخ دادنش بشود؟ خیر، نمی‌تواند.

حتی مقام معظم رهبری می‌گویند دعا و مراسمات را در وقت اداری نگیرید و زمانی در بعضی ادارات مرسوم شده بود که اول وقت زیارت عاشورا می‌خواندند و… کم‌کم مقام معظم رهبری فرمودند که در آن ساعات نخوانید. الآن بعضی از ادارات از باب این‌که بالاخره کارمند یک مقدار ‌نیاز به مسائل اخلاقی، عبادی دارد و متأسفانه اگر یک صفحه قرآن هم نخوانی می‌بینی که آن کارمند ارتباطش با قرآن قطع می‌شود. لذا در بعضی از ادارات یک صفحه از قرآن را بین دو نماز می‌خوانند یا مثلاً هر هفته یک روز یک دعایی را می‌خوانند و این‌ها با اجازه رئیس آن سازمان این کار را انجام می‌دهند.

جواب سؤال: این‌طور نیست که بگوییم در ساعت نماز از ایشان کار نخواستند و دقیقاً در همان ساعت نماز این فرد آزاد است مثلاً نیم ‌ساعت برود از ساختمان خارج بشود و به ساختمان بغلی برود نماز بخواند و بیاید و آن مهلت را برای خودش گذاشتند و آن ساعت مجاز است که آزاد باشد. اما این‌که آن هفت ساعت همه منافع برای آنجاست ولو این‌که یک کار برای این اداره انجام می‌دهد مثلاً فقط تلفن پاسخ می‌دهد اما نمی‌تواند کارهای دیگری که منافات داشته باشد انجام بدهد، مثلاً هرچه تلفن زنگ می‌خورد این آقا دارد برای دیگری یا خودش تایپ می‌ کند.

ببینید طبق آن‌چیزی که گفتیم این فرد در این ساعات در این اداره اجیر است. حالا رییس سازمان اجازه بدهد که شما مثلاً الآن چون کاری نداری این کار را انجام بده، البته آن کار را هم انجام داد و اگر رئیس آن سازمان زرنگ باشد بگوید درآمدش برای سازمان باشد چون شما داری از ما حقوق می‌گیری اما مهم‌تر این‌که باید ادارات حساب بکنند به اندازه‌ی کارشان نیرو بگیرند. ادارات دولتی چون از بودجه بیت‌المال است به اندازه‌ی کار باید نیرو بگیرند و مازاد نباید بگیرند و کسی هم بالای سر این فرد می‌گذارند و مدیر باید برای آن فرد کار تعریف کند. گاهی وقت ها کار هست و طرف کار نمی‌کند.

خیلی جاها هست که کار هست و مدیر کار تعریف کرده اما شما می‌بینید که بر حسب ظاهر نشسته و کاری که باید انجام بدهد را نمی‌کند و می‌بینیم که مثلاً چند درخواست، بازدید و… روی کارش هست مثلاً در بعضی از شهرداری‌ها یک عده افراد مأمور هستند که هر روز صبح بروند در جاهای مختلف زمین ها، ساختمان‌ها را ببینند و گزارش بدهند. طرف هم در خانه منتظر است ولی کارمند دارد در اداره صبحانه می‌خورد، حرف می‌زند و آن صاحب ملک هم در سرما آمده‌است.

گاهی مقداری اشکال از کارمند است، یک مقدار اشکال از مدیر است که کار تعریف نمی‌کند و نظارت نمی‌کند و گاهی نیز مقداری اشکال از سازمان است که سازمان باید به اندازه‌ی خودش نیرو بگیرد و الا این مشکلات پیش می‌آید. وقتی‌که شما اجیرش کردی نباید برای دیگری کار بکند.

 حالا درصورتی‌که صاحب آن کار اذن بدهد، مثل تعیین مدت که بگوید در عرض یک هفته شما برای من کار بکن یا برای کارمند اول مدت را تعیین می‌کند و می‌گوید شما از امروز کار کن و گچ‌کاری این‌جا را تمام کن و تا فراغ نباید این کار را ترک بکند. مثلاً شما از صبح شنبه به خانه‌ی ما بیا و خانه‌ی ما را گچ‌کاری یا برق‌کاری کن، این‌هم مثل تعیین مدت است.

 بعد مرحوم سید می‌فرمایند عمل غیر منافی اشکالی ندارد. مثلاً برای خیاطت و عمل خاصی اجیر شده که آن شکل دوم بود. برای خیاطت اجیر شده است اما کسی به او می گوید من پولت می‌دهم مراقب ماشین من هم باش. همین‌طور که داری خیاطی می‌کنی مراقب ماشین من هم باش، این اشکالی ندارد. یا نگهبان مجموعه‌ای است و کار دیگری را هم که منافاتی با نگهبانی ندارد انجام بدهد؛ مثلاً اجیر بشود که هزار صلوات برای میت یا شخصی بفرستد، این منافات ندارد.

متأسفانه در شهرهای بزرگ که گرانی است، فساد دیگری برای کارمند پیدا می‌شود که می‌بینیم گاهی سه‌شیفته کار می‌کند یا شب می‌رود کار می‌کند و یک یا دو ساعت وسط کار آن‌جا می‌خوابد و فردا دوباره به سراغ کار اصلی خودش می‌آید، ولی خسته ‌است، خواب‌آلود است و از کار کم می‌گذارد، این‌ها صحیح نیست.

مثال دیگر اینکه همین‌طور که این آقا خیاط است یک عقدی هم بخواند. مثلاً می‌تواند یک قراردادی را و عقد ازدواجی را اجرا بکند، همین‌طور که دارد خیاطی می‌کند. یا چیزی هم به دیگران یاد بدهد، خیاطی اش را دارد می‌کند و چیزی هم یاد بگیرد یا یاد بدهد، این‌ها طوری نیست و منافاتی با خیاطی ندارد مگر این‌که حواسش در یاد دادن برود و پارچه را خراب کند.

منافعی که من برای آن اجیر شدم که منافع برای دیگری باشد مثل این‌ها منصرف است و این‌ها منافاتی با آن ندارد. من که همه منافعم برای این آقاست، این منافع انصراف دارد از این‌که حین کار (نه این‌که کارم را ترک بکنم و بروم) چیزی را هم آموزش ببیننم. مثلاً در گوشم نوار گذاشتم؛ زبان عربی، زبان انگلیسی را یاد می‌گیرم همین‌طور که کارم را انجام می‌دهم می‌توانم آموزش هم ببینم، این‌ها طوری نیست.

این اصل و صورت مسئله است؛ اما در این مسئله اگر آقای اجیر که به این صورت‌ها برای دیگری اجیرشده تخلف بکند و برای خودش یا برای دیگری به‌نحو اجاره یا جعاله یا تبرع اگر کار بکند، تکلیف چیست؟

او همه منافعش برای مستأجر بود اما او برای خودش در تمام یا بعضی از وقت کار می‌کند. این مستأجر اول که کارفرما هست حق دارد که بیاید اجاره را فسخ بکند و اجرت‌المسمی را استرجاع بکند و پولی که برای اجرت داده بود را بگیرد؛ یعنی یا اجاره را فسخ بکند و اجرت‌المسمی کل یا بعضی اش را بگیرد. مثلاً فرض کنید که دو روزش را برای ما کار کرده بود اما چهار روز دیگر را که ما پولش را هم داده بودیم رفته برای خودش کار کرده ‌است و ما این چهار روز را باید برگردانیم. یا این‌که اجاره را فسخ نکند، اجاره باشد اما بگوید که شما چهار روز برای من کار نکردی پس باید عوض اش را بدهی، آن منفعت فوت شده که برای من بود اما شما برای خودت کارکردی اجرت‌المثل را به من پرداخت کن و چهار روز به من پول بده. نه این‌که آن اجرتی که به او دادم را بگیرم بلکه باید بگویم اجاره مان سر جایش است و شما این کار را برای من تمام بکن، اما چهار روز کار نکردی باید پولش را بدهی.

حالا اگر کسی تبرعاً برای دیگری کارکرد، اجیر ما بوده اما رفته برای پدرش مجانی کار کرده است. این نیز همین‌طور است، می‌تواند اجاره را فسخ کند و اجرت‌المسمی را به‌طور کلی یا بعضی اش را بگیرد یا می‌تواند اجاره را باقی بگذارد و آن منفعت فائته را از خود اجیر بگیرد.

 اگر من که کارفرما هستم فسخ نکردم جایز نیست از متبرعٌ له مطالبه بکنم. نمی‌توانم بروم از آن فردی که گفته این کار را برای من بکن که به دو صورت است، یا او امر کرده یا خودش داوطلبانه صورت داده است؛ آن شخص از او تقاضا کرده که به‌طور مجانی برای من این کار را انجام بده؛ آیا شما باید بروی و از آن شخص سوم بگیری؟ خیر، این‌طور نیست. طرف قرارداد من آقای اجیر و کارگر و کارمند است و شخصی که رفته برای آن مجانی کاری انجام داده چه امر کرده باشد چه امر نکرده باشد آن شخص طرف ما نیست.

می‌خواهد متبرع عِالم باشد که این اجیر بوده و کار را به او داده که مجانی برایش انجام بدهد یا می‌خواهد جاهل باشد. اینجا موجر همان اجیر است. موجر است که منفعت من را تلف کرده و متبرعٌ له امر کرده بود که تا این کار را انجام بده ولی این اتلاف کرده است.

بعد مرحوم سید یک استثنا می‌زنند که آن غیری که شخص برایش تبرعی انجام داده مگر این‌که آن غیر، غار بشود و این مغرور بشود. اصلاً اینجا تصویر نکردند که چطور غیر غار بشود و این‌که آمده باشد به‌اصطلاح او را به غرور انداخته باشد. بعضی گفته‌اند که تصویر ندارد و بعضی نیز تصویر کردند و گفتند که مثلاً کارگر دارد این‌جا کار انجام می‌دهد، بعد همسایه بغلی می‌آید می‌گوید که من با همسایه‌هایمان صحبت کردم و گفته که امروز طوری نیست که کارگر ما بیاید و برای شما کار بکند و این‌جا مغرور شده است.

مرحوم سید می‌فرماید اگر کارگر مغرور شد آن‌وقت صاحب خانه می‌تواند برود از صاحب غارش که آن همسایه است پول را بگیرد، آن‌وقت این‌جا اشکال کردند که در جلسه آینده خواهم گفت.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


دوره جامع آموزش خبرنگار کوله پشتی/ ثبت نام تا 30 تیر/ کلیک کنید
دوره جامع آموزش خبرنگار کوله پشتی/ ثبت نام تا 30 تیر/ کلیک کنید
 توانبخشی کوشا/ با مجهزترین امکانات 09134126065
توانبخشی کوشا/ با مجهزترین امکانات 09134126065
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715