پنجشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
07:12 - 1400/10/03

(جلسه ۲۶)

درس خارج فقه استاد محسن جلالی/ فصل 3؛ ملکیت المنفعه و الاجاره بنفس العقد

در فصل جدید صاحب عروه احکام عقد اجاره و آثار آن را بیان می‌کنند. بعد از آنکه در فصل قبلی لزوم عقد اجاره را بیان کردند، در این فصل می‌فرمایند: یملک المستأجر المنفعۀ فی اجارۀ الأعیان و العمل فی الإجاره علی الأعمال بنفس العقد من غیر توقُّف علی شیء کما هو مقتضی سببیَّۀ العقود

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره حجت الاسلام والمسلمین محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 11/8/1400، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: فصل؛ ملکیت المنفعه و الاجاره بنفس العقد

(جلسه 26)

بسم الله الرحمن الرحیم

فصل 3:

در فصل جدید مرحوم سید محمدکاظم طباطبایی یزدی صاحب عروه، احکام عقد اجاره و آثار آن را بیان می‌کنند. بعد از آنکه در فصل قبلی لزوم عقد اجاره را بیان کردند، در این فصل می‌فرمایند: «یملک المستأجر المنفعۀ فی اجارۀ الأعیان و العمل فی الإجاره علی الأعمال بنفس العقد من غیر توقُّف علی شیء کما هو مقتضی سببیَّۀ العقود»، منظورشان این است که تملیک و تملک عوضین در باب اجاره یعنی منفعت یا عمل. منفعت در اجاره‌ی اعیان و عمل در اجاره اعمال که کسی شخصی را اجیر می‌کند و در جایی هم که خانه را اجاره می‌کند، اینها مستأجر می‌شوند که مستأجر منفعت را اجاره کرده است.

در ملکیت منفعت یا ملکیت عمل و ملکیت اجرت برای طرف مقابل می‌فرمایند این به نفس عقد است و همین‌که عقد را بستند مالک می‌شود؛ یعنی چه؟ یعنی ملکیتشان متوقف بر چیزی نیست و مالک است. مقتضای اوفوا بالعقود، سببیت عقود (عقد سبب ملکیت است)، تعریف اجاره، تملیک کل منفعت به عوضین است. این منفعت را تملیک می‌کند و آن‌هم به عوضش اجرت را تملیک می‌کند و مالک می‌شود، پس متوقف نیست که برود ساکن بشود و منفعت را استیفا بکند و ملکیت منفعت دیگر متوقف بر چیزی نیست.

در این فصل جناب سید نکته‌ای را فرمودند که تعلیل این‌که تملیک و تملک به نفس عقد است؛ تعلیل کردند که مقتضای سببیت «عقود» است. ادله صحت عقود، ادله صحت اجاره، ادله عامه عقود، اوفوا بالعقود. منتها فرمودند که این دلیل به این مقدار کافی نیست چون دلیل اوفوا بالعقود اقتضا می‌کند که تنفیذ و امضای عقد محقق بشود. اگر مدلول عقد تملیک منجز باشد ملکیت با عقد حاصل می‌شود اما اگر مدلول عقد تملیک معلق بر قبض و اقباض باشد مثل بیع صرف، اوفوا بالعقود اقتضا نمی‌کند که به ‌سبب بعتُ و اشطریتُ شما مالک بشوی بلکه بعد از قبض مالک می‌شوی.

پس ما نیاز به یک ضمیمه داریم و صرف این‌که سید می‌فرمایند: «کما هو مقتضی سببیّت العقود» این کافی نیست، باید ضمیمه دیگری اضافه بشود و آن این است که مفاد عقد اجاره تملیک منجز است. ملکیت در اجاره معلّق بر چیزی نیست، اوفوا بالعقود وقتی روی این عقد منجز می‌آید موجب می‌شود که به‌ سبب همین عقد ملکیت منفعت اتفاق بیفتد.

 نکته بعدی که دارند، سید می‌فرمایند: «لایستحقّ المؤجّر مطالبۀ الاجرۀ الّا بتسلیم العین أو العمل» موجر نمی‌تواند مطالبه اجرت بکند مگر این‌که عین یا عمل را تسلیم بکنند، یعنی اجیر عمل را که مثلاً خیاطت است ارائه بکند و بعد اجرت بخواهد. اینجا صحبت این است که مطالبه مستحق نیست؛ گفتیم ملکیت حاصل است اما جواز مطالبه هر کدام از موجر و مستأجر نسبت ‌به منفعت و اجرت موقوف بر تسلیم طرف مقابل است. این‌هم یک امر شناخته‌شده‌ای در همه عقود هست و امر ثابتی است. شما وقتی می‌توانید مطالبه بکنید که عوض را داده باشید، آقای مستأجر زمانی می‌تواند منفعت را مطالبه بکند که آن دیگری (موجر) منفعت و سکنی را در اختیار او گذاشته باشد.

اما این بدان معنا نیست که بر هر کدام از این‌ها تسلیم واجب نباشد. وقتی می‌گوییم اوفوا بالعقود یعنی این تسلیم واجب است. عبارت جناب سید در این وجوب تسلیم ضعف دارد. ظاهر عبارت یا مشعری که عبارت دارد این است که کأنَّ واجب نیست. چون می‌فرمایند: «لا یستحق المؤجّر مطالبۀ الاجرۀ کما لایستحقّ المستأجر مطالبتهما» کأنَّ بر این‌ها واجب نیست و حال‌ آنکه بر هر کدام از این‌ها واجب است. نهایت این است که بر شما واجب است که تسلیم بکنی، بر آن هم واجب است که تسلیم بکند اما اگر او تسلیم نکرد شما می‌توانی امتناع کنی و تسلیم نکنی تا او تسلیم بکند، تسلیم مقارن مع تسلیم الآخر معتبر است. و اگر هر دو امتناع کردند حاکم شرع این‌ها را مجبور می‌کند چون حاکم ولی الممتنع است. اگر او امتناع کرد یا آن طرف امتناع کرد یا هر دو امتناع کردند حاکم ولایت دارد و مجبورشان می‌کند و می‌گوید طبق عقدی که بستید، دادگاه شما را مجبور می‌کند که بروید عوضین را تسلیم بکنید.

بنابراین وجوب تسلیم را داریم اما آن حق امتناع هست که اگر آن طرف مقابل امتناع کرد این طرف هم امتناع بکند تا او تسلیم بکند و اگر هم او نخواست تسلیم بکند نزد حاکم شرع بروند.

حالا وجوب تسلیم از کجا می‌آید؟ مثلاً من رفتم خانه‌ای را اجاره کردم، باید موجر منفعت را تسلیم من بکند با اینکه کلید خانه را در اختیارمان قرار بدهد و من هم باید اجرت را تسلیم بکنم. این وجوب تسلیم از کجا می‌آید؟ گفتند این مقتضای ملکیت است، چون شما مالک منفعت به عوض شدی و آن طرف مقابلت (موجر) نیز مالک عوض و مالک اجرت شده ‌است. وقتی‌که من مالک منفعت شدم برطرف مقابل من واجب است که به قاعده «الناس مسلط اموالهم» تسلیم بکند. پس مالک بر مطالبه مالش سلطان دارد و کسی هم که مال مالک دست اوست حق امتناع ندارد.

اگر این دلیل باشد گفتند مقتضای ملک این است که من مال دیگری را منع نکنم و من که موجر هستم منفعتی که اجاره دادم و آن آقا مالک آن منفعت شده منفعت را در اختیارش بگذارم ولی این اعم از وجوب تسلیم هست و گاهی می‌شود که یک موجری، مالک خانه‌ای مستأجر در این خانه نشسته سالش تمام‌شده، مهلتش تمام‌شده می‌رود به او می‌گوید و مستأجر می گوید که من چند روز دیگر بلند می‌شوم و این آقا می‌رود و عقد با مستأجر دیگری می‌بندد و مستأجر دیگر قرار است که این‌جا بیاید، موجر باید خانه را تحویل بدهد و موجر منع نمی‌کند اما آن مستأجر اول بلند نمی‌شود. اگر قرار باشد بگوییم ملکیت و سلطنت این آقا اقتضا می‌کند که ما منع نکنیم، من موجر منع نکردم ولی این کافی نیست و من باید بروم آن مستأجر اول را بیرون کنم و مال را تحویل مستأجر دوم بدهم.

 دلیل دیگر گفته‌اند شرط ضمنی ارتکازی به تسلیم و تسلم است. ضمن عقد اجاره یا در همه عقود در بیع و در عقود دیگر یک شرط ضمنی ارتکازی عقلایی است که عوضین را باید تسلیم و تسلم بکند و این در عقود شرط است. اگر این‌طور باشد اشکالش این می‌شود که اگر این شرط باشد باید بتوانیم فسخ بکنیم. اگر طرف مقابلمان از تسلیم امتناع کرد ما باید بتوانیم فسخ بکنیم چون خیار تخلف شرط پیدا می‌کنیم، مانند شرط ضمنی سلامت است که خیار عیب پیدا می‌کند و حال آنکه این‌جا این را نمی‌گویند و می‌گویند اگر طرف مقابل امتناع کرد شما نیز می‌توانی امتناع کنی و بعد هم مالک اجبار بکند. نه این‌که شما به‌صرف امتناع آن طرف بگویی شرط محقق نشده است. پس این دلیل هم نمی‌تواند باشد.

مرحوم نائینی آمدند و فرمودند: دلیل وجوب تسلیم و تسلم آن تعهد ضمن عقد است نه شرط ضمن عقد که عاقد ملتزم بر ‌ترتیب آثار عقد می‌شود و جمله آثار عقد در باب معاوضات تسلیم و تسلم است؛ یعنی روح این عقد آن تعهد به تسلیم کردن منفعت است. موجر منفعت را تسلیم می‌کند و اجرت را بگیرد که این وجه، وجه قابل ‌تأمل و خوبی است.

نکته دیگری که سید در این‌جا مطرح می‌کنند و کمی محل تأمل واقع ‌شده این است که فرمودند: وقتی صاحب خانه، مالک اجاره می‌شود که منفعت را استیفا بکند؛ یعنی مستأجر در خانه نشسته باشد. اصل ملکیت با همان تمامیت عقد تمام می‌شود، موقوف بر تمامیت عقد است و این‌جا مرحوم سید بین ملکیت اجرت و ملکیت منفعت تفاوت قائل شدند که ملکیت اجرت ملکیت متزلزل است، استقرارش متوقف بر استیفای منفعت است و حال‌آن که ملکیت منفعت، ملکیت تام و مستقری است.

از همین‌جا بر ایشان ایراد گرفته‌اند که چه فرقی می‌کند؟ مرحوم آقا ضیاء، آقای خوئی و برخی دیگر تعلیقه زدند که تعلیقه‌ی آقاضیاء این است که وقتی مستأجر مالک منفعت شد یا مالک عمل شد مثلاً اجیر گرفته بود که کاری برایش بکند و بنا بر ملکیت مالک عمل او باشد، هر جا که او مالک شد ملکیت موجر نسبت ‌به اجرت مال‌الاجاره ملکیت مستقر است. پس چرا شما می‌گویید ملکیت موجر متزلزل است؟

جناب آقای خویی هم تعلیقه زدند در اینکه هر دوی این‌ها از جهت عقد ملکیت مستقر هستند در آن‌ها تزلزل نیست و از جهت احتمال انفساخ متزلزل هستند، احتمال دارد که نتوانند از این منفعت استفاده کنند و فسخ بشود و باطل بشود. پس اینجایی که جناب سید فرمودند اجرت ملکیتش متزلزل است انصافاً جای این تعلیقه هست گرچه بعضی از بزرگان خواستند توجیهاتی را بیان کنند که شاید نیازی به آن توجیهات نباشد و عرفاً هم همین‌طور است که وقتی خود ما اجاره را به تملیک منفعت بعوضٍ تعریف می‌کنیم پس وقتی تملیک منفعت، ملکیت منفعت به لزوم عقد اجاره مستقر شد، ملکیتِ عوضش هم باید مستقر باشد و تزلزل در او معنا ندارد.

***

مسئله 1:

مسئله اول در این فصل سوم این است که اگر خانه‌ای را اجاره کرد و آقای مستأجر خانه را تحویل گرفت، مدت اجاره هم گذشت، اجرت مستقر می‌شود و او باید اجرت را بدهد. طبق نظر سید که استقرار اجرت را بعد از گذشت مدت می‌دانند این‌جا گفتند دیگر مستقر می‌شود، می‌خواهد در این خانه سکونت داشته باشد یا نداشته باشد.

همچنین اگر دابّه ای را برای رکوب یا حمل بار اجاره بکند که آن را یک روزه اجاره کرده و این زمان بگذرد باید اجرت را بدهد چه سوار شده باشد و چه نشده باشد به شرطی که بعد از عقد گفته باشند نه این‌که بگویند اجاره می‌کنم دو هفته دیگر من این کار را انجام می‌دهم و هنوز دو هفته نشده و او مستقر نشده ‌است.

این مسئله مقتضای قاعده در باب معاوضات است که اجرت با تسلیم منفعت مستقر می‌شود و در این باره روایتی در کتاب وسائل‌الشیعه باب 18 احکام الاجاره داریم [ص 258] که مرحوم شیخ حرّ عاملی باب را اینگونه معنون کردند: «باب ان المستأجر اذا تسلم العین و مضت مدت یمکنه الانتفاع لزمت الاجرۀ».

وقتی‌که مستأجر عین را تحویل گرفت و مدتی که انتفاع در آن مدت امکان داشت گذشت، اجرت بر او لازم است. روایت یک، صحیحه اسماعیل بن مسلم است؛ این روایت را مرحوم صدوق با سند صحیح از ابان بن عثمان که از اصحاب اجماع است و ابان از اسماعیل بن مسلم که همان اسماعیل بن فضل هاشمی است نقل کرده‌است:

از حضرت اباعبدالله (منظور امام جعفر صادق هست و اشتباه با اباعبدالله ‌الحسین نکنید، در روایات فقهی عمدتاً منظور حضرت صادق (ع) است)؛

مردی از مرد دیگری زمینی را اجاره کرد و گفت این زمین را به این مبلغ به من اجاره بده، چه در این زمین کشت بکنم و چه نکنم پول را می‌دهم و این فرد هیچ کشتی نکرد. الآن باید چکار کنیم؟ حضرت فرمودند این مرد می‌تواند مالش را که به او گفته بود (منظور همان اجرت) را بگیرد و این حق را دارد. حالا اگر خواست می‌تواند نگیرد و ارفاق بکند اما حقش هست که بگیرد.

این روایت در این باب صحیح السند و مقتضای قاعده هست و بنای عقلا هم بر همین مسئله واقع‌شده است.

بعداً سید می‌فرمایند: «هذا اذا کانت الإجاره واقعۀ علی عین معیّنه شخصیَّۀ فی وقت معیَّن و أمّا ان وقعت علی کلّیٍ و عیَّن فی فردٍ و تسلّمه فالاقوی انّه کذلک مع تعیین الوقت و انقضائه» اگر وقت تعیین کردند و عقد هم کلی است، باز همین‌طور است و اجرت را مستحق می‌شود.

یک صورت دیگری را ذکر می‌کنند که آن محل اشکال شده و ان‌شاءالله در جلسه بعدی خواهم گفت.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


دوره جامع آموزش خبرنگار کوله پشتی/ ثبت نام تا 30 تیر/ کلیک کنید
دوره جامع آموزش خبرنگار کوله پشتی/ ثبت نام تا 30 تیر/ کلیک کنید
 توانبخشی کوشا/ با مجهزترین امکانات 09134126065
توانبخشی کوشا/ با مجهزترین امکانات 09134126065
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715