پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۷:۱۹ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۸
 «سکولاریسم» و «پلورالیسم»؛ دو دوره حیاتی اومانیسم   

چنانچه كلمه اومانیسم را بسط دهيم تاريخ غرب و مدرنيته پديد مي‌آيد. مطابق با تعريف بنيادين اومانيسم، ديگر هيچ گزاره غلط يا صحيح نيست و هيچ امري بذاته حرام يا حلال نيست زيرا انسان بودن آنقدر مرتبت دارد كه مي‌تواند مشخص نمايد چه چيز حرام يا چه چيز حلال باشد

ندای اصفهان- محمود فروزبخش

جوهر مدرنیسم، اومانیسم است. برای اومانیسم دو تعریف اساسی می‌توانیم داشته باشیم، اما بهترین تعریف ممکن آن است که انسان محور همه چیز است، دائر مدار عالم است. انسان، باارزش‌ترین است. هیچ چیز ارزش آن را ندارد که انسان فدای آن بشود. انسان است که از هر مقوله دیگری بااهمیت‌تر است.

این کلمه «اومانیسم» است. چنانچه این کلمه را بسط دهیم تاریخ غرب و مدرنیته پدید می‌آید. مطابق با تعریف بنیادین اومانیسم، دیگر هیچ گزاره غلط یا صحیح نیست و هیچ امری بذاته حرام یا حلال نیست زیرا انسان بودن آنقدر مرتبت دارد که می‌تواند مشخص نماید چه چیز حرام یا چه چیز حلال باشد. پس همه چیز در برابر انسان حالتی مباح دارد و این انسان است که به آن چیز ارزش می‌دهد. این دقیقا همان معنای «لیبرالیسم» است که بلافاصله پس از فهم اومانیسم آن را درمی‌یابیم.

لیبرالیسم تنها به معنای آزادی نیست، بلکه به معنای اباحه‌گری است یعنی همه امور در نزد انسان مباح است و اوست که بنا به هندسه معرفتی خود به امور وزن می‌دهد. به عبارتی تاریخ اومانیسم تاریخ آزادی بشر از قید و بندهاست. آزادی تا بدان جایی که اراده بشر تعیین نماید کدام امر حق و کدام باطل است و این مرام‌ها، مکتب‌ها و ایدئولوژی‌ها نیستند که ارزشگذاری می‌کنند بلکه خود انسان و اراده برآمده از آن است که ارزش را تعیین می‌کند. پس از فهم اومانیسم باید به دو دوران اساسی در غرب اشاره کنیم: دوران سکولاریسم و دوران پلورالیسم.

سکولاریسم به معنای جدایی دین از عرصه اجتماع است، یعنی دین از کلیه امور اجتماعی از جمله سیاست حذف شود. یعنی آنکه دین با تمام اصول و فروعش تنها در کلیساها و مساجد محدود شود و کاری به زندگانی روزمره نداشته باشد. سکولاریسم محصول دورانی است که در آن بشر سخن قاطعی دارد و معتقد است با عقل و خرد خود و یا تکیه بر علوم تجربی می‌تواند همه مسائل را حل نماید و راه خوشبختی را طی نماید، اما کم‌کم که دوران مدرن با بحران‌های خود رو به رو شد این اصول قاطع زیر سؤال رفت و مرجعیت عقل بشری در وضع قوانین اجتماعی مورد تردید قرار گرفت و پایه‌های علمی به جای یقینی در موقعیتی نسبی پذیرفته شد.

این نسبیت و تشکیک بر خرد بشری پیامد بیان مدرنیسم بود و نتیجه طبیعی رویارویی بشر با بحران‌های عصر مدرنیته بود. این‌گونه بود که کم‌کم زمزمه‌های دوران پست‌مدرن به گوش رسید. پست‌مدرن چیزی جز شنیده‌ شدن پیامدهای عصر مدرنیسم نیست. پست‌مدرنیسم بیان صدای بلند بحران‌های عالم غرب است. پست‌مدرنیسم بنا ندارد اصل جدیدی را برای دوران خود وضع کند و به صورت بنیادین از مدرنیسم عبور کند بلکه این دوران صرفا پرسش از مدرنیسم است و زیر سؤال رفتن اصولی که تا قبل از آن به واسطه اعتبار علوم تجربی، قطعی تلقی می‌شد.

پست‌مدرنیسم صرفا تردید و تشکیک در اصول مدرنیسم است. آن‌چه در ساحت معرفت در این دوران حرف اول و آخر را می‌زند «نسبیت» است، البته نسبیت در دوران مدرن نیز وجود داشت لیکن در دوران پست‌مدرن به اوج خود می‌رسد. اینجاست که در حیات اجتماعی ما وارد دوران پلورالیسم می‌شویم. در این دوران این‌گونه نیست که دیگر مکتبی از مکتب‌های بشری صحیح دانسته شود و یا اصلی علمی به صورت حتمی مورد ارجاع قرار گیرد بلکه در سایه نسبیتی فراگیر، همه تفکرات و نظرات مورد توجه قرار می‌گیرند و به نوعی تکثرگرایی افراطی به رسمیت شمرده می‌شود و هر عقیده و نظری بخشی از واقعیت را بیان می‌کنند و چندان برتری و حقانیتی نسبت به هم ندارند.

با رواج تکثرگرایی، سکولاریسم نیز زیر سؤال می‌رود و پلورالیسم با دفاع از کثرت‌گرایی تمام نظرات را بحق شمرده، حق را نزد تمامی اندیشه‌ها دانسته! بدیهی است که در چنین دیدگاهی، رویکرد دوباره‌ای به مذاهب و معنویت نیز دیده می‌شود.

به عبارتی در دوران پست‌مدرنیسم رویکردی دوباره به ادیان صورت می‌گیرد، اما این اقبال به آن معنی نیست که یک دین حق باشد بلکه دین هم مانند یک نظر در کنار نظرات دیگر مورد بررسی قرار گرفته، محترم شمرده می‌شود. به عبارتی کاملا برخلاف دوران سکولاریسم که دین از صحنه های اساسی طرد می شد و علم تجربی دائرمدار همه چیز بود، در دوران پلورالیسم، جایی نیز برای شنیده شدن سخن دین پیدا می شود. اما بار دیگر متذکر می شویم که به دلیل غلبه نسبی گرایی در این دوران، ادیان نمی توانند نقش اصولی خود را ایفا کنند، زیرا دین تکیه بر ایمان دارد و منطق الهی امور را به حق و باطل تقسیم  می کند. حال آنکه منطق دوران پست مدرنیسم اساسا رهایی از گفتارهای حق و باطل است و به نوعی ارزش قائل شدن به تمامی راه ها م مرام ها را سرلوحه دوران خود قرار داده است. طبیعی است مطابق با چنین دیدگاهی ایمان راسخ و عمل بر مبنای یقین چندان جایگاهی ندارد.

در هر صورت دوران پلورالیسم خبر دهنده از یک پایان است. هنگامی که دیگر اصلی پذیرفته نشود و چیزی به عنوان حقی یقینی و حتمی مورد تمسک قرار نگیرد، یعنی آن که ساختمان مستحکمی بوده است که اکنون بر تمامی ستون‌هایش لرزه وارد شده و این ترک‌های غیر قابل تعمیر نشانگر از سقوطی در آینده دور یا نزدیک است.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

  1. قدیری گفت:

    سلام تشکر از مطالب خوبتون
    اگر بحث کاملتر و بازتربیان شود بسیار مطلوبتر است

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز