شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۹:۰۳ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۰
امام حسن مجتبی
کریم اهل بیت شاگرد ممتاز خداوند؛
 بحثی در معنای کرامت و کریم بودن/ به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی (ع)   

کرامت برای انسان تحمیل نیست بلکه با انسان همخوانی دارد؛ چون روح انسان نفخه الهی است؛ نفخت فیه من روحی. کرامت چیست؟ نزاهت از پستی و مزین شدن به کمالات است. صرف نزاهت از پستی کرامت نیست بلکه بهترین از هر چیز را کریم می گویند...

ندای اصفهان، حجت الاسلام مهران آدرویش/

امام حسن (علیه السلام) را به کریم می شناسیم؛ کرامت نفس محور دروس قرآن و مبعث رسول اکرم (صل الله علیه و آله) و دیانت است؛ چه اینکه پیامبر (صل الله علیه و آله) فرمود: انّی بُعثت لاتمّم مکارم الاخلاق.

و قرآن کتابی برای کرامت انسان است؛ چه اینکه خداوند خود را در قرآن، کریم نامیده است و نیز رسل خود را کریم معرفی کرده، انبیاء و معلمان بشر را کریم و کتب خود را نیز کریم معرفی کرده است. به عنوان نمونه به آیات ذیل دقت شود:

– اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ* خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ * الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ (علق ۱-۵)

– فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَه در صحیفه هایی ارجمند (عبس ۱۳)

– مَرْفُوعَه مُطَهَّرَه * بِأَیْدِی سَفَرَه * کِرامٍ بَرَرَه والا و پاک شده به دست فرشتگانی ارجمند و نیکوکار (عبس ۱۴-۱۶)

– اِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ * فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ که این(پیام) قطعا قرآنی است ارجمند در کتابی نهفته(الواقعه ۷۷-۷۸)

– ان علیکم لحافظین کرام الکاتبین قطعا بر شما نگهبانانی گماشته اند؛ فرشتگانی بزرگوار که نویسندگان اعمال شما هستند(الانفطار ۹-۱۰)

– انّ اکرمکم عند الله اتقیکم مسلما گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست(حجرات ۱۳)

امام حسن مجتبی

تذکر:

* کرامت قابل یادگیری مستقیم انسان نیست و فقط خدا می تواند به انسان کرامت را بیاموزد: اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ * الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ؛ یعنی این چنین نیست که اگر خداوند راه کرامت را به انسان نمی آموخت با تلاش خود می توانست به کرامت برسد.

* کرامت مخصوص انسان است؛ ولقد کرّمنا بنی آدم (اسراء ۷۰)

* منشأ کرامت انسان – اعم از کرامت ذاتی و اکتسابی – نفخه روح الهی در او است که وی را مسجود ملائکۀ الله قرار داد؛ چنان که می‌فرماید: اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشراً من طین فاذا سوّیته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین پس همین که او را نظام بخشیدم و از روح خود در او دمیدم، سجده کنان برای او به خاک افتید (ص ۷۲-۷۱)

* کرامت برای انسان تحمیل نیست بلکه با انسان همخوانی دارد؛ چون روح انسان نفخه الهی است؛ نفخت فیه من روحی(حجر ۲۹)

کرامت چیست؟ نزاهت از پستی و مزین شدن به کمالات است. صرف نزاهت از پستی کرامت نیست بلکه بهترین از هر چیز را کریم می گویند مثل:

أوَلَم یَرَوا إِلَی الأرضِ کَم أنبَتنَا فِیهَا مِن کُلِّ زَوجٍ کَریمٍ آیا به زمین ننگریسته اند که چه قدر از هر گونه گیاهان نیکو در آن رویانیده ایم (روم ۲۲) و یا اشجار کریمه، احجار کریمه، دار الکریم (بهشت) و …

انواع کرامت:

* کرامت ذاتی: کرامتی است که در قوس نزول و در جریان تکوین و آفرینش انسان مطرح می باشد و مدح آدمی به خاطر داشتن این وصف، در واقع مدح پروردگار کریم است؛ چرا که در نتیجه فعل الهی انسان ذاتاً و فی نفسه بر سایر موجودات ظاهری و باطنی برتری و فضیلت داده شده است. البته این صفت مربوط به مقام انسانیت است و در افراد انسانی به صورت بالقوه وجود دارد.

* کرامت اکتسابی: کرامتی است که در قوس صعود و در سیر کمالی انسان از اسفل السافلین نقص و کاستی تا اعلی علیین قرب الهی مطرح می باشد و مدح آدمی به صفت کرامت به سبب افعال اختیاری اوست که کرامت بالقوه و استعداد نهفته در وجود خود را فعلیت می بخشد و به فضیلت و برتری بر موجودات زمینی و آسمانی نایل می گردد.
در این مسیر، ره توشه نیل به مقام کرامت، تقواست و هر که تقوایش قوی تر باشد، به همان میزان از کرامت الهی بیشتری بهره مند می باشد؛ که فرموده است «ان اکرمکم عند الله اتقیکم».
پذیرش امانت الهی، یعنی ولایت مطلق خداوند توسط انسان و سپس عهده دار شدن مقام خلافت الهی که همان امامت و هدایتگری مردم است، حکایت دیگری است از کرامت ذاتی و بالقوه در وجود آدمی که می تواند تحت تربیت ربوبی هادیان طریق (انبیا و اولیای الهی) در راه تکامل و عروج به مدارج کمال و جمال مطلق، آن را به فعلیت برساند.

عوامل کرامت اکتسابی:

ایمان، معرفت و بصیرت، عمل صالح و اخلاص

موانع کرامت اکتسابی:

شرک، نفاق، ریا، جهالت، عمل سیئه

منظور از پستی چیست؟ و منظور از پستی، دنیاست؛ دنیا دنائت و پستی است و نقطه مقابل کرامت است لذا فرموده اند: حب الدنیا راس کل خطیئه؛ چون حب دنیا مانع از کرامت است. و بنا بر آیه ۲۰ سوره مبارکه حدید منظور از دنیا: لهو(دوران کودکی: بازی بی هدف) و لعب(دوران نوجوانی: بازی هدف دار ولو هدف خیالی)، زینت (دوران جوانی: خودنمایی)، تفاخر(دوران میان سالی: خود را بزرگ وانمود کردن) و تکاثر(دوران سالمندی: نشانه حرص و آز و فزون طلبی آدمی) است: اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَهٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلاد. دنیا یعنی اصالت اللذه در مقابل اصالت الفضیله، خودنمایی در مقابل خدانمایی، فخرفروشی و تکبر در مقابل تواضع و کثرت بینی و نگاه سطحی در برابر توحید و نگاه عمیق

تقوی چیست؟ تقوی تشخیص حق از باطل و عمل بر اساس آن است؛ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا .تقوی از وقی به معنی خودنگه داری و مراقبت می آید. مراقبت از آن نفخه الهی و کرامت انسان در برابر شیطان و آلودگی. حالا این مراقبت گاهی از سر ترس است و گاهی از سر طمع و گاهی از سر شوق و محبت؛ لذا تقوی درجات دارد و بهترینش این است که مراقبت بشود از کدر نشدن رابطه انسان و خدا به ویژه که از سر شوق باشد.

اما انسانی که تقوی ندارد، او نه از طریق خودشناسی و توجه به درون، خداشناسی می کند و نه از طریق بیرون و طبیعت. نه از گذشته عبرت می گیرد و نه برای آینده اندوخته ای دارد؛ چون مرگ را نابودی می داند. لذا عذاب آنها را در سه آیه اینگونه بیان می کند:

إِنَّا جَعَلْنَا فِی أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِیَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ما برگردنهایشان تا زنخها غلها نهادیم، چنان که سرهایشان به بالاست و پایین آوردن نتوانند(یس ۸)

وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُ‌ونَ در برابرشان دیواری کشیدیم و در پشت سرشان دیواری و بر چشمانشان، نیزپرده ای افکندیم تا نتوانند دید (یس ۹)

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَى و هر کس از یاد من اعراض کند همانا ( در دنیا ) معیشتش تنگ شود و روز قیامتش نابینا محشور کنیم. (طه ۱۲۴)

چگونه حق از باطل را تشخیص بدهیم؟

– با مطالعه و فهم عمیق دین و تفکر در قرآن و روایات و عبرت از سرنوشت و عاقبت گذشتگان

– با عمل به دانسته ها؛ ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا(انفال ۲۹)؛ بخشی از حقایق جز با نور عمل هرگز دیده نخواهد شد.

چگونه به وظیفه خود عمل کنیم؟

– توجه و تفکر در عزت نفس با دو مولفه فقر ذاتی و نفخه الهی که توضیحش خواهد آمد .

– توبه و استغفار بسیار؛ همانطور که رسول خدا هر روز ۷۰ مرتبه استغفار می کرد. چه اینکه خداوند در آیه ۱۵۵ آل عمران ریشه ریزش ها و عمل نکردن به وظیفه را در گناهان گذشته و توبه نکردن از آن می داند: إِنَّ الَّذینَ تَوَلَّوْا مِنْکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما کَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلیمٌ. روزی که دو گروه [ در احد ] با هم رویاروی شدند ، کسانی که از میان شما [ به دشمن ] پشت کردند ، در حقیقت جز این نبود که به سبب پاره ای از آنچه [ از گناه ] حاصل کرده بودند ، شیطان آنان را بلغزانید. و قطعاً خدا از ایشان درگذشت زیرا خدا آمرزگار بردبار است.

رابطه کرامت و دنیا و تقوی چیست؟

شرط شرکت در درس کرامت، اطاعت محض از خدا و اهل دنیا نبودن است؛ و منظور از دنیا زمین و آسمان و … نیست؛ بلکه دنیا عبارت است از احساس استغنا؛ کلا ان الانسان لیطغی ان رآه استغنا. فلذا ورودی کرامت نفس، مخالفت با هوای نفس و حب دنیاست؛ تا نفس آدمی از دنائت دور شود. اما لازمه ورود به کمالات توجه به عزت نفس است؛ عزت نفس دو مولفه دارد:

– فقر ذاتی الی الله؛یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ اى مردم شما نیازمند به خدایید و تنها خداوند است که بى نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است(فاطر ۱۵) تا احساس غنا نکند و طغیان نکند؛ کلا ان الانسان لیطغی ان رآه استغناء

– و دیگری حقیقت وجودی خود را نفخه الهی دیدن تا در برابر شهوت و پستی خود را عزیز ببیند و شکست ناپذیر شود. حضرت امیر(علیه السلام) فرموده است: ای انسان قیمت تو بهشت است خود را به کمتر از آن مفروش.

لذا علی علیه السلام فرمود: التقوی اداء الفرائض و ترک المحرمات و اشتمال المکارم تقوا انجام واجبات و ترک محرمات و به دست آوردن مکارم است.

و خروجی تقوی و عزت نفس، کرامت نفس است یعنی نفس انسان کریم و ارزشمند می شود همانگونه که به گرانبهاترین از هر شی ئی، کریم می گویند.

تقوی محور کرامت است و کرامت بدون تقوی معنا ندارد و اکرم مساوق با اتقی است؛ ان اکرمکم عندالله اتقیکم و اموری مثل انوثت و ذکورت، تهی دستی و ثروت و … در کرامت و اهانت نقشی ندارند. بلکه محور، تقوی است: و اذا مرّوا بالغو مرّوا کراما (و از همین آیه معلوم می شود که لغو مانع کرامت است آنچنان که لهو و لعب، زینت، تفاخر و تکاثر نیز مانع کرامت هستند و بالعکس تقوی مایع کرامت است).

درجات کرامت:

فاتقوا الله ماستطعتم(تغابن ۱۶)

تا می توانید با تقوی باشید. و تزودوا فان خیرالزاد التقوی (بقره، ۱۹۷). یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تُقاته(آل عمران ۱۰۲) و حق خدا و استطاعت انسان نامحدود است لذا چون تقوی حد ندارد درجات کرامت انسان نیز حد ندارد.

عنوان کریم اهل بیت برای امام حسن (علیه السلام) اشاره دارد به شاگرد اول و شاگرد ممتاز بودن خدا.     و لذا ما به امام حسن برای الگوگیری در باب کرامت نفس (این هدف بعثت رسول الله و اهم دروس قرآن) بسیار محتاجیم.

بنابراین کریم اهل بیت بودن به معانی ذیل است:

* مظهر هو الکریم است؛کریم یعنی روح بزرگوار و منزه از هر پستی و مزین به هر کمال

* اتقی است؛ اداء الفرائض و ترک المحرمات و اشتمال المکارم در نهایت و اوج خود است.

* حب دنیا ندارد؛ لهو و لعب، زینت، تفاخر و تکاثر و لغو ندارد.

* خود را فقیر الی الله می بیند.

* عبادتش از سر شوق است.

* سرگردان نیست و حق و باطل را تشخیص می دهد.

و این کرم به قدری عالی است که معادل دنیوی ندارد. به عنوان نمونه شخصی به امام رضا عرض کرد به اندازه کرمت کمک کن. حضرت فرمود به اندازه کرمم نمی توانم اما به اندازه نیازت کمک می کنم.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق