پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۹:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۸/۰۲
حجت الاسلام علی سعیدی
گفتاری از حجت الاسلام علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران؛
 داعش، اردوغان و شیعه افراطی مدعیان یک پرچمند/ نگرانی های پیامبر(ص) از میراث خویش   

در مثل مناقشه نیست: در موتور بنز همه قطعات بهم مربوط است اگر یک قطعه را جدا کردند یا از یک ماشین دیگر گذاشتند آن موتور کار نمی دهد. آنچه پیامبر (ص) آورده بود به هم پیوسته بود. نگران بود که این پیوستگی را نگسلند و قطعات را از هم جدا نکنند. این قطعات چه بود؟

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، متن زیر سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی، مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه پاسداران به مناسبت عزاداری سید و سالار شهیدان است که در روضه صبحگاهی ناحیه مقاومت بسیج امام صادق اصفهان ایراد شده است. در این سخنرانی از ۵ نگرانی پیامبران پس از وفات خود نسبت به خواص و عوام سخن گفته شده است که بحث تطبیقی جالبی با زمان حال حاضر ما دارد. متاسفانه این سخنرانی ناقص به پایان رسیده است.

***

بسم الله الرحمن الرحیم… قصد داریم نقش مثبت و منفی خواص در پاسداری از میراث پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن ایام و همچنین نقش امروز آنها نسبت به امام عظیم الشأن خود را بررسی کنیم. مطالب را در چند دسته بندی ارائه خواهیم کرد.

نکته اول: همه رهبران الهی نسبت به میراث بعد از خود نگران بودند که آیا میراث داران آنها خوب امانتداری می کنند یا نه؟ چون دین و شریعت که مهمترین محبوب و هدیه الهی است امانت خداست. این نسخه، این نقشه راه، این سبک زندگی، این بستر سعادت و کمال انسان است. خداوند این امانت را به انبیاء سپرده و بعد ائمه معصومین امانتداران هستند و بعد فقهای جامع الشرایط.

رهبران الهی نگرانی شان این بود که آیا بعد از خودشان خواص و مردم و دیگر میراث داران از این امانت آنها خوب پاسداری می کنند؟

به طور مثال قرآن در سوره بقره آیه ۱۳۲ می فرماید: «یعقوب و ابراهیم به فرزندانشان وصبت کردند: خداوند این دین را برای شما انتخاب کرد پس مبادا از این چهارچوب تجاوز کنید و از این محدوده بیرون روید.»

آیه ۹۰ سوره طه می فرماید: «وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ یا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّکُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونی‏ وَ أَطیعُوا أَمْری» فتنه ای راه افتاد و عنصر خطرناکی به نام سامری در جامعه زمینه انحراف مردم را داشت فراهم می کرد. هارون از قبل هشدار داده بود این فتنه است مواظب باشید.

حجت الاسلام علی سعیدی

نکته دوم: به نظر می رسد پیامبر اعظم (ص) نسبت به دیگر رهبران نگران تر بود چون دین، دین جهانی است و هر خطری می تواند جلوی آن مشکل ایجاد کند.

من در اینجا دو روایت برای شما نقل می کنم:

* روایت ۵۷۶ در اکمال الدین شیخ صدوق (ره) می گوید: امام صادق (ع) از قول پیامبر اسلام: «والذی بعثنی بالحق بشیرا …»

«آی انقلابیون، آی پیروان من، آی کسانی که با صبر و استقامت خود این انقلاب را پایه ریزی کردید، همه اتفاقاتی که در بنی اسرائیل افتاد در امت من هم اتفاق می افتد حتی اگر رفتن ماری در سوراخی باشد.»

این حرف یعنی چه؟ یعنی تاریخ قابل تکرار است؛ هم بدی هم خوبی. تاریخ قانون دارد، ضابطه دارد. تحولات تاریخ بر اساس قانون علیت است همچون قوانین فیزیک: جوشیدن آب در صد درجه و یخ بستن در صفر درجه.

دیگر اینکه از لقمان پرسیدند «ادب از که آموختی، گفت از بی ادبان» یعنی ما هم باید ببینیم دیگران چه اشتباهاتی کردند که ما تکرار نکنیم. حضرت آقا در ۱۴ خرداد در حرم امام (ره) فرمودند: «اگر امت امام از راه امام جدا شود سیلی خواهد خورد. شما مواظب باشید اشتباهات را تکرار نکنید اگر دیگران کردند.»

* شهرستانی رحمت الله علیه در ملل و نحل: «پیامبر فرمودند یهود بعد از پیامبرشان ۷۱ فرقه شدند و نصاری ۷۲ فرقه و امت من بعد از من ۷۳ فرقه می شوند، همه در آتش اند الا یک فرقه الا یک پرچم». (یعنی ۷۳ پرچم لااله الاالله برافراشته می شود: داعش و اردوغان و شیعه افراطی و… یعنی ۷۳مدعی حقانیت، ۷۳ مدعی جانشینی پیامبر) اینجا خیلی دقت لازم است که انسان ۷۰ پرچم ببیند و پرچم اصلی را گم نکند.

نکته سوم: نگرانی پیامبر از جدا کردن قطعات این امانت بود.

فلسفه عاشورا در یک کلام پاسداری از اسلام و برگرداندن حکومت جاهلی به حکومت دینی بود. پاسداری از شریعت نبوی و گفتمان علوی بود. در مثل مناقشه نیست: مثل موتور بنز که همه قطعات بهم مربوط است اگر یک قطعه را جدا کردند یا از یک ماشین دیگر گذاشتند روی آن موتور؛ آن موتور کار نمی دهد. آنچه پیامبر (ص) آورده بود به هم پیوسته بود. نگران بود که این پیوستگی را نگسلند و قطعات را از هم جدا نکنند. این قطعات چه بود؟ «شریعت و رهبری». پیامبر به فرمان خدا یک ناخدا برای کشتی تعیین کرده بود که همه راه ها را بلد بود. اگر قطعات این سیستم را عوض کردند دیگر جواب نمی دهد. زیارت عاشورا همین را می گوید: «اللهم العن امه اسست اساس الظلم و الجور» لعنت بر کسانی که اساس مکتب را زیر و رو کردند.

نکته چهارم: پیامبران از چه کسانی نگران بودند؟

از چهار گروه: ۱- فرزندان و آقازادگان خود ۲- نوه ها و ذریه خود ۳- خواص ۴- مردم

حضرت آدم نگران بود که آیا قابیل این سیستم ولایتی را بپذیرد یا نپذیرد؟ در اینجا فرقی بین اصل نبوت و امامت نیست. نگران بودند نوه ها بیایند مدعی شوند. مگر ولایت سهمیه ای است که کسانی مدعی می شوند؟ از آدم تا خاتم الانبیاء و ائمه مرور کنید آنچه اتفاق افتاد به دست همین چهار دسته بود.

نکته پنجم: با این همه توجیه و نگرانی بعد از اینها یک مشت آدم هایی آمدند که قدرت طلبی و فرصت طلبی کردند و مقابل رهبر الهی ایستادند.

سوال: آیا امت پیامبر اعظم با نگرانی هایی که پیامبر داشتند اشتباهاتی را مرتکب شده اند یا نه؟ آیا بنی اسرائیل با همه سختی هایی که انقلاب را به پیروزی رساندند، بعد از غیبت سی روزه یا بعد فوت حضرت موسی (ع) به میراث موسی وفاداری کردند؟ خواص نگهداری کردند؟ مردم به فرمان حضرت نوح عمل کردند؟ آیا توضیح حضرت آدم را گوش کردند؟

سوال اصلی من این است: آیا خواص امروز ما، نمونه هایی از اشتباه زمان امیرالمومنین را بعد از رحلت امام مرتکب شده اند یا نشده اند؟

در برابر ما چهار تابلو قرار دارد:

۱- تابلوی حضرت نوح (ع) که در ۶ سوره بیش از ۴۰ بار نام ایشان امده است.

ببینید این است حضرت نوح. پس چرا خطا کردند؟! و چرا قربانی شدند؟! «مما خطیئاتهم» غرق شدند، اگر شما هم خطای آنها را انجام دهید غرق می شوید این سنت خداست.

۲- تابلوی حضرت موسی(ع) و بنی اسرائیل در ۳۵ سوره که ۱۴۰ بار اسم حضرت موسی تکرار شده است. می خواهد بگوید مردان، زنان مواظب باشید اشتباه آنها را مرتکب نشوید.

صفحه اول که مثبت بود اینکه ایستادند پای رهبری و هرچه فرعون توطئه کرد در آنها تاثیر نداشت تا انقلابشان پیروز شد. خداوند وعده خود را بر بنی اسرائیل تمام کرد به خاطر صبرشان.

اما صفحه دوم بعد از پیروزی بود که به اصول انقلاب باید پایبند باشند اما ۲ اشتباه مرتکب شدند: ۱- خوشگذرانی و ۲- تن پروری

خوشگذرانی: خداوند برای آنها مرغ بریان می فرستاد چون کشاورزی هنوز بلد نبودند و تازه انقلاب شده بود. آمدند سراغ حضرت موسی و گفتند «لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ» (سوره بقره آیه ۶۰) امتی که یادش برود برای چه انقلاب کرده است؟ شما برای سیر و پیاز و سبزی و عدس و… قیام کرده بودید؟ شما می خواهید نفت صادر کنید و کالا وارد کنید؟! بروید که من به درد شما نمی خورم.

تن پروری: موسی فرمود وارد شهر شوید و با ضد انقلاب درگیر شوید، گفتند ما وارد نمی شویم. این دهن کجی به رهبری است. من در هیچ جایی ندیده ام اما آیت الله بهجت می فرمودند: شب عاشورا ۵۰۰۰ نفر از اجنه آمدند به امام حسین عرض کردند اجازه دهید ما اینها را نابود کنیم. امام فرمودند من نیازی به شما ندارم اگر قرار بود اینطوری اداره کنیم که نمی شود. این آدم ها هستند که باید حرکت کنند. اگر قرار بود در پاسخ امام خمینی که می فرمایند حصر آبادان باید شکسته شود همه بگویند ما می نشنیم که صدام خودش برود بیرون که نمی شود. خرازی ها و همدانی ها و متوسلی ها و… باید بیایند که فرمان امام اجرا شود نه اجنه.

۳- تابلوی پیامبر اعظم (ص): این دین بناست جهانی شود. اگر همین گونه که با من عمل کردید عمل کنید پیروزید. انّی تارکم فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی.

سوال: آیا بعد از رحلت امام خمینی، اشتباهات عصر علوی تکرار شد؟ بله البته با ۲ تفاوت.

الآن همه اسلام در برابر همه کفر قرار دارد و رهبری طی ۶ ماه ۷۰ بار کلمه نفوذ را در بیانات خود تکرار کرده اند. و بزرگترین پشتوانه رهبری مردم اند.

من ۱۷ اشتباه را یادداشت کرده ام که برای شما بگویم با دو تفاوتی که اکنون عرض می کنم:

۱- در ترکیب خواص بعد از پیامبر اکثر خواص منحرف شدند مگر جمع اندکی اما در زمان فعلی به این شکل نیست.

۲- درصدر اسلام مردم همه رفتند اما در اینجا مردم ماندند.

اولین اشتباه در تفاوت عملکرد بعد از پیامبر: در زمان پیامبر خواص ۱۰-۲۰ ساعت همراه پیامبر بودند و در جنگ و صلح همراهی می کردند. اما بعد از پیامبر خواص سه دسته شدند:

دسته ای بر محوریت امیرالمومنین: سلمان، ابوذر، مقداد…

دسته دوم در مقابل امیرالمومنین: طلحه و زبیر و…

دسته سوم حزب غائبین: کسانی که سکوت کردند تحت عنوان معتدل، بی طرف، مصلح و در برابر دو جریان فوق کوتاه آمدند: ابوموسی اشعری، عبدالله عمر، زیدبن ثابت… نه حق را یاری کردند نه با باطل همراه شدند. خطری که متوجه همه انقلاب هاست از طرف این گروه است.

حق و باطل معیار دارد. کسی از حضرت امیر (ع) پرسید من می توانم مثل عبدالله عمر باشم نه این طرفی باشم نه آن طرفی؟ حضرت فرمودند ما حد وسط نداریم، منطق بی طرفی نداریم یا بهشتی حق است یا بنی صدر.

این اشتباه در زمان ما هم تکرار شد:

عده ای بر محور رهبری حرکت کردند: مرحوم خزعلی، مشکینی، محمدی گیلانی و…

عده ای مقابل رهبری: در همین اصفهان، قم، مشهد، شیراز می توانید نمونه هایش را پیدا کنید نیاز نیست راه دور بروید.

و عده ای بی طرف، میانه رو، نظاره گر ماجرا شدند. مگر بین حق و باطل می شود میدان دار بود؟! مگر می شود سکوت کرد؟! هم علی تندرو است هم طلحه و زبیر!!

پیامبر فرمودند «الحق مع العلی و العلی مع الحق»، اگر بر این محور نباشند همه باطل اند.

اشتباه دوم: تفاوت در جایگاه پیامبر (ص) و امیرالمومنین(ع) قائل شدند: گفتند پیامبر بنیانگذار و موسس بوده، رهبر انقلاب بوده سنی از او گذشته بوده اما علی کجا و پیامبر کجا؟

اما پیامبر قبلا پیش بینی کرده بود: گفته بود این آقا نسبتش به من مثل نسبت هارون است به موسی. الحق مع العلی و العلی مع الحق، حزب علی حزب الله و حزب عدوه حزب الشیطان هیچ فرقی در مسایل حکومتی بین پیامبر(ص) و علی(ع) نبود. بین موسی و هارون نبود. بین روح الله و سید علی نیست.

۵ اصل مشترک میان رهبران الهی وجود دارد:

۱- حجیت: یعنی اگر فرمان رسول الله فرمان خداست فرمان امام صادق (ع) هم فرمان خداست، فرمان میرزای شیرازی و روح الله و سید علی هم فرمان خداست.

۲- تبعیت: اگر تبعیت مطلق از رسول الله واجب است تبعیت از امام صادق هم تبعیت از خداست و تبعیت از میرزای شیرازی و روح الله و سید علی.

ناصرالدین شاه از شکار برگشت و به همسرش گفت: انیس الدوله قیلان چاق کن. پاسخ داد حرام شد. گفت چه کسی حرام کرد؟ جواب داد همان کسی که مرا به تو حلال کرد.

۳- اختیارات: برای اداره مردم اختیارات رهبران الهی یکسان است؛ یعنی اگر پیامبر ولایت مطلقه دارد همین ولایت را امام صادق دارد و…

۴- نصب: اگر نصب پیامبر الهی است نصب امام صادق هم الهی است و…

نصب دو گونه است:

الف- تنصیصی: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، حسین بن روح نائب من است.

ب- توصیفی: توصیف کرده راهکار نشان داده است.

۵- رسالت: رسالت همه یکسان است:

الف) ابلاغ شریعت به مردم شامل: اعتقادات، احکام و اخلاق

ب) عملیاتی کردن این نسخه یعنی تبدیل کردن به حکومت و نظام سیاسی، ساختار دادن به شریعت

ج) پاسداری از شریعت و حکومت دینی

مگر می شود ۳۶۰ بت را بدون قدرت و حکومت از کعبه پاکسازی کرد؟ نظام قضایی چه؟ نظام آموزش و پرورش چه؟ اینها همه حکومت می خواهد. روح حاکم بر قرآن روح حکومت است.

چرا روح الله جلوی بازرگان ایستاد؟ چرا مقابل بنی صدر ایستاد؟ جلوی جبهه ملی و نهضت آزادی ایستاد؟ چرا رهبر انقلاب با نگرش های چند دوره حرف داشتند؟ اینها ناشی از پاسداری از شریعت است.

امام حسین (ع) در زمانی قرار گرفت که هم حکومت و هم شریعت بهم ریخته بود. گفت من دنبال این هستم که امر به معروف و نهی از منکر کنم. سیره و شیوه جدم را پیاده کنم، حکومتی که در زمان پیامبر و امیرالمومنین بود. اما زمان زمانی است که با گفتگو و کلام نمی شود قضیه را حل کرد لذا امام دست به یک قیام و انقلاب خونین می زند.

روضه سید و سالار شهیدان

امام رضا علیه السلام فرمودند اگر می خواهی گریه کنی برای حسین (ع) گریه کن چون در یک روز حسین و ۱۸ نفر از جوانانش را که مثل آنها در زمین نبودند مثل… سر بریدند.

به امام خمینی (ره) خبر دادند مصطفی از دنیا رفت، فرمودند امید من بود اما راضی ام به رضای خدا و کسانی که امام را می شناختند گفتند باید برای او روضه امام حسین بخوانند تا سنگینی این مصیبت از دل امام دفع شود…

برچسب‌ها: , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق