دوشنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۰۷:۴۰ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۳
اختصاصی ندای اصفهان؛ سخنرانی منتشر نشده شهید آیت الله بهشتی
 «انسان مسئول»- آموزش مواضع حزب جمهوری اسلامی (جلسه هشتم)   

انسان نمی تواند مانع رشد انگیزه های کمال خود شود، بلکه باید دفینه هایش را کشف کند. در زیرلایه های گوناگون روحیات انسان ارزش ها نهفته، این ارزش ها باید کشف شود. از نظر ما انسان در برابر تمام پیچیدگی ها و مشکلات و تنگناها قدرت حرکت دارد

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر هشتمین جلسه سخنرانی آیت الله شهید دکتر بهشتی در میان اعضای حزب جمهوری اسلامی است که در آن به شرح مواضع حزب می پردازد.

توضیح آنکه در سال ۱۳۵۹ شورای مرکزی حزب با محوریت شهید بهشتی اقدام به انتشار کتابی با عنوان «مواضع ما» می کند، اما اهمیت و فشردگی مباحث نیازمند آن بود که در سلسله جلساتی به شرح آن در میان اعضای حزب بپردازند.

پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان مفتخر است که به تدریج برای اولین بار دست به انتشار این سخنرانی ها در فضای مجازی بزند.

این سخنرانی ها در حکم تاریخ و اسناد انقلاب اسلامی ایران است که از زبان سیدالشهدای انقلاب اسلامی ایران مطرح می شود و امید است که مورد توجه علاقه مندان و پژوهشگران قرار گیرد. سایر آثار منتشر شده حزب جمهوری اسلامی را می توانید از اینجا دریافت کنید.

اصل این سخنرانی در جزوات آموزشی منتشر شده توسط حزب جمهوری اسلامی اصفهان موجود است.

بسم الله الرحمن الرحیم

نتایج به دست آمده از بحث قبل عبارت بودند از:

خدا انسان را با خصلت ها و ویژگی ها و امتیازاتی [آفرید] که نتیجه خود بخودی این خصلت ها مسئول بودن انسان است. وقتی موجودی دارای آگاهی روزافزون و قدرت کار باشد و انگیزه حرکت روزافزون و قوه خلاقیت و شناخت را داشته باشد و راه و چاه را بشناسد و انتخاب مسیرهای مختلف زندگی و آینده سازیش بر آن پایه ها به عهده خودش گذاشته شده است، چنین موجودی خود بخود مسئول است.

او در مقابل خدا و وجدان خویش و حتی دیگران مسئول است. این ها آثار و نتایج خود بخودی این ساختار انسان است. به این ترتیب بر روی مسئولیت تکیه می شود. در سوره تکاثر(آیه ۸) خطاب به همه اعلام می شود “ثُمَ لَتُسئَلُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ النَّعیم” ای انسان ها در روز قیامت از همه شما سؤال می شود که با نعمت های داده شده چه کردید. “وقفوهم انّهم مسئولون” (سوره الصافات، آیه ۲۴) نگهداریدشان این ها باید جواب بدهند.

آن چیزی که انسان به عنوان یک روز مهم از دیدگاه قرآن پیش روی خود داریم «یوم الحساب» (روز حسابرسی) است. البته برای انسان خودآگاهِ بیدار هر روز روز حساب است. حاسِبوا قَبلَ اَن تُحاسِبوا. قبل از آنکه از شما حساب بخواهند خود به حساب خویش برسید. این حسابرسی در سه زمینه است:

۱- در زمینه آنچه که در دست آفرینش در محیط طبیعی در اختیار انسان گذاشته شده است.

۲- در نعمت های نهان و آشکاری که خداوند در درون انسان قرار داده است. انسان نسبت به کشف و استخراج این گنجینه های درونی مسئول است.

۳- رابطه ای که انسان با محیط اجتماعی دارد. این رابطه خود یک بستر رشد و تکامل است.

هر سه، زمینه رشد و بهره مندی و زمینه خودسازی و محیط سازی می باشد (چه محیط طبیعی و چه محیط اجتماعی).

آنچه در این بحث مورد بررسی قرار می گیرد عبارت است از:

۱- محیط طبیعی:

از چه موقعی ما انسان را انسان می دانیم؟ از نخستین موجودیتش به صورت نطفه؟ یا مرحله بعدش علقه؟ یا مضغه؟ یا از آن وقت که ساختمان اندامش تمام می شود و روح الهی در او دمیده می شود و آفرینشی دگر می یابد (خلقاً آخر)؟ از زمان به دنیا آمدن؟ یا راه افتادن؟ یا از زمان به بلوغ رسیدن؟ از هر زمان که بخواهید می توانید در نظر بگیرید؛ در تمام دوره‌های نامبرده انسان با طبیعت در ارتباط است، همواره از طبیعت می گیرد و به طبیعت می دهد.

ما این بحث را بیشتر به آن موقع که انسان می تواند در طبیعت برود و انتخاب کند مربوط می‌کنیم. به هر حال طبیعت با انسان پیوندی دیرینه دارد و مادر انسان است. “هُوَ اَنشَأئکُم مِنَ الاَرضِ” (سوره هود، آیه ۶۴). خدا شما را آفرید، زمین مادر و مهد و گاهواره انسان است و زمین جایگاه و بستر انسان است. لذا انسان با زمین و طبیعت رابطه ای وسیع دارد، رابطه ای دیرینه و گسترده و متنوع.

[متن]- محیط طبیعی: «طبیعت مادر و بستر و گاهواره انسان است» نقش مادری دارد که از او پدید آمده، نقش بستری دارد که در او آرمیده، و نقش گاهواره دارد که با حرکت او رشد می کند. «برای انسان آفریده شده خَلَقَ لَکُم ما فِی الاَرضِ جَمیعاً»

یکی از مسائل مهم در جهان بینی اسلام همین است که آنچه در طبیعت وجود دارد (آسمان ها و زمین) و آنچه میان این دو است (اَلسَمواتِ وَ الاَرضِ وَ ما بَینَهُما)، همه برای انسان آفریده شده اند تا به حال هم، در هر جای این طبیعت را که مورد مطالعه قرار داده اند هنوز موجودی برتر از انسان نیافته اند.

انسان موجود پرتوانی است که می تواند عرصه منظومه شمسی را بپیماید و تاکنون به کرات دیگر هم سفر کرده است. خصلت علم در اینجا این است که آنچه را می بیند خبر دهد و در محدوده دید علم موجودی برتر از انسان یافته نمی شود. ولی وحی که افق دیدش مرزهای علم را ندارد و وسیع است می گوید: خدای، زمین را و آنچه در زمین و بین آسمان و زمین است، برای شما آفرید. پیدایش انسان به عنوان موجودی است که همه چیز در رابطه با اوست و همه برای او آفریده شده است. «به انسان ابزار و امکان سیطره و تسلط بر طبیعت داده شده است، (سخّر لکم الشمس و القمر)» خورشید و ماه مسخر تو گشته اند. راه شناخت و کشف و تحقیق در آن را بر روی وی گشوده اند.

«وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» (نحل، آیه ۷۸). به شما چشم و گوش و دل داد، باشد که قدر آن ها را بدانید. و بدین ترتیب آدمی مسئول است که طبیعت را بشناسد، کشف کند و به تسخیر خود در آورد و دامنه تسلط خود بر طبیعت را توسعه دهد. این تسلط و تسخیر بالقوه است و هر اندازه که انسان بر توانی ها و دانایی هایش بیافزاید بیشتر می تواند بر آن ها تسلط پیدا کند. مثلاً نسل حیوانات اهلی را خود انسان ها به وجود آورده اند، تا یک مدتی همه طبیعت میتوانست در برابر انسان به طور وحشی عمل کند و انسان هم توانست آن را رام کند. سیل وحشی می آید، انسان در مقابل سیلگیر می سازد، و آن را مهار می کند یا در مقابل رعد و برق، برقگیر درست می کند.

هنر و آگاهی و خلاقیت رام کردن این وحشی ها، در انسان وجود دارد. لذا اینکه خدا طبیعت را مسخر ما کرده، امری بالقوه است و برای بالفعل کردن آن انسان مسئول است که طبیعت را بشناسد، کشف کند و به تسخیر خود درآورد و بر گستردگی و رونق آن بیفزاید و سپس مورد بهره برداری قرار دهد. مثلاً انواع گُل هایی که در صد سال اخیر به وجود آمده اند از اول بالقوه در طبیت وجود داشته اند ولی هنر خلاق انسان آن را توسعه داد و بر گستردگی اش اضافه کرد. طبیعت زیباست و طبیعت دست نخورده خود زیبایی خاصی دارد اما طبیعت آرایش داده شده به وسیله انسان هم زیبایی خاص دارد. انسان هم انواع جدید را به وجود می آورد و هم بر رونق آن می افزاید.

مثال: تغییر مصنوعی تعداد الکترون ها در اتم که پس از کشف اتم به دست آمد به افسانه کیمیا پشتوانه علمی بخشید و به انسان توانایی مبدل ساختن مس به طلا را دارد. “هنر اصلی انسان بهره گیری از مکشوفاتش است. او نباید مواهبی را که برایش آفریده شده است عاطل و باطل و ناشناخته بگذارد.

هُوَ اَنشاءکُم مِنَ الاَرضِ وَاستَعمَرَکُم فیها فَاستَغفِرُوُه” (سوره هود، آیه ۶۴) خدا شما را از زمین آفرید و شما را به عمران و آبادی آن، برانگیخت. در انسان انگیزه های طبیعی و خدادادی برای آباد ساختن زمین وجود دارد. ما را به آبادانی زمین برانگیخت تا خود از آن بهره مند شویم زیرا او غنی و حمید و بی نیاز است.

فَامشُوا فی مَناکِبِها وَ کُلُوا مِن رِزقِهِ وَ اِلَیهِ النُشُور” (سوره ملک، آیه ۱۵)، برفراز و نشیب های زمین به حرکت در آیید و از روزی هایی که خداوند برایتان فراهم ساخته بخورید. تعلیم اسلام این است که خداوند همه امکانات را برای انسان آفرید تا از آن بهره مند شود و در عین بهره مندی خودساز باشد. ریاضت اسلامی در عین بهره مندی صورت می گیرد و با ریاضت پارسائی گرایانه منفی فرق دارد.

“انسان خود بخشی از طبیعت و وابسته به آن است و برای تغذیه و آسایش خود به طبیعت نیازمند است” ولی آیا این نیاز از آن نیازهایی است که انسان باید بنده و برده طبیعت شود؟ یا سالار آن؟ قرآن می گوید: انسان، تو باید سالار طبیعت باشی نه بنده و برده طبیعت.

سالاری انسان بر طبیعت چگونه است؟

یکی سالاری بر طبیعت در بُعد تسخیر طبیعت، مسلط شدن بر طبیعت [است]. آفات طبیعی می آید می خواهد کشاورزی ما را نابود کند با سم پاشی بر او مسلط می شویم، سیل می آید می خواهد شهرها را از بین ببرد سیل گیر می سازیم و بر او مسلط می شویم اما مسئله به اینجا تمام نمی شود، سالاری ما بر طبیعت باید از این ها بالاتر برود، باید انسان در عین آنکه از طبیعت بهره مند می‎شود از طبیعت بی نیاز باشد، باید روزه بگیرد، گرسنگی و تشنگی انسان نیاز به غذا و آبی است که در طبیعت موجود است. باید درمقابل این نیاز هم بایستد، روزه می گیرد تا به طبیعت بگوید ولو برای چند ساعتی می توانم خودم را از شر سلطه تو رها کنم.

انسان باید سالار طبیعت باشد تا تامین تمایلات مادی و شهوانی را اساس زندگی خویش قرار ندهد. زندگی فقط خوردن و پوشیدن و نوشیدن و لذت های مادی نیست. نباید نیازهای طبیعی انسان را به تنوع طلبی و تکاثر و افزون خواهی و اسراف و بهره مندی از مواهب طبیعت او را به تفاخر و استکبار بکشاند. اگر با کبر و غرور بر روی زمین حرکت کنیم برده طبیعت شده ایم.”وَلا تَمشِ فِی الاَرضِ مَرَحاً” بر روی زمین چنین با تبختر گام نزنید. باید با خودپایی و تسلط بر خویشتن (تقوی) و تقدیر معیشت (زندگی را به اندازه درآوردن نه اسراف و نه تقطیع و تنگ گرفتن آن) آن ها را مهار کرد. باید مهار تمایلات را در دست خویش گیرد و بر نفس هوس باز خود مسلط باشد مگر نه توسن چموش هوی و هوس، خدا و معبود او می گردند و او را به گمراهی می کشانند.

نگاه کنید به آن انسانی که تمنیات و خواسته هایش خدای او شده با اینکه علم دارد و عام است اما گمراه است، یعنی علمش حجابی است و مایه گمراهی. “خصلت های معنوی و اخلاقی و سیر تکاملی انسان را می توان در عین بهره وری از طبیعت رشد و ادامه داد.”

شیوه اسلام زهد به روش هندی و مسیحی نیست. اسلام می گوید:

در کشش های زندگی باید بر خود مسلط بود. اگر کسی در پست و مقامی قرار گرفت و برایش این مظاهر پوچ بود و رفتارش تحت تاثیر مقام و ظواهر قرار نگرفت، معلوم می شود که ظرفیت دارد و بر خود مسلط می باشد. زهد اسلام چنین زهدی است که می خواهد انسان دل بسته نباشد و دلش را آزاد کرده باشد. یک نفر در بصره شنیده بود که علی (ع) زاهد است و چون عاشق علی بود تصمیم گرفت که او هم زاهد شود. شنیده بود که علی لباسش کرباسین و خشن و غذایش تکه نانی خشک است. چنین اندیشه کرده بود که من شیفته علی هستم و باید مانند او باشم. علی (ع) برای عبادت به خانه علاء بن زیاد بصری وارد شد، دید علاء خانه بزرگی دارد به همین دلیل او را ملامت کرد و گفت تو را با این خانه بزرگ چه کار؟ آیا در آخرت به خانه بزرگ نیازمندتر از دنیا نبودی؟ خوب بود این را برای آخرت می گذاشتی.

سپس فرمود حالا هم می توانی این را نقطه عزیمت آخرت قرار دهی و در همین خانه آخرت ساز باشی، به شرط اینکه این خانه، خانه شخصی تو نباشد بلکه هم خانه تو باشد و هم میهمان خانه کسانی که وارد بصره می شوند و جایی ندارند و هم محل اجتماعات کسانی که می خواهند جلسه ای برای فعالیت های اجتماعی اسلامی داشته باشند. دیگر مخصوص شخص تو نباشد، در آن از مهمان ها پذیرایی کنی و آن را کانون اقامه عدل و نشر قرار دهی (نهج البلاغه).

مثلاً این روزها گاهی می پرسند که حوزه های حزبی یا کانون تشکیلاتی می خواهیم داشته باشیم، این کانون کجا باشد؟ ما هم می گوییم هرجا که کسی اتاق بزرگی در خانه اش باشد می تواند آن را تبدیل به یک حوزه حزبی کند یا کانون های چهل- پنجاه نفری تشکیل دهد. این کار در سال های قبل انجام می شد، هیئت ها و جلسات بحث در خانه ها بود. البته این هیئت ها عیب هایی هم داشتند که با رفع آن عیوب هیئت های موتلفه تشکیل شد.

انسان از دیدگاه اسلام باید در میدان زندگی باشد و رشد کند. اگر خانه ای دارد آنقدر به آن دل بسته نباشد که مانع فعالیتش شود. آنچه علی (ع) در نهج البلاغه می گوید ناظر بر همین مطلب است. علی به علاء گفت همین امکانات می تواند وسیله رشد معنوی تو باشد. علاء وقتی شنید که علی (ع) نسبت به داشتن خانه روی خوش نشان داد آنگاه گفت یا امیرالمومنین می خواهم از برادرم شکایت کنم؛ فرمود چه شده؟ گفت که او پشمینه پوش شده و یک سره به سراغ عبادت رفته. فرمود تا او را بیاورند.

وقتی آمد، علی (ع) او را ملامت کرد، فرمود این چه شیوه ای است که تو داری، شیطان تو را فریب داده است، تو خدا را چگونه می یابی، فکر می کنی که خدا این مواهب را آفریده و برای انسان حلال کرده اما نمی خواهد که انسان از آن استفاده کند. در این مورد قرآن هم می گوید: “قُل مَن حَرَّمَ زینَهَ اللهِ اَلّتی اَخرَجَ لِعِبادِه وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزقِ” (سوره اعراف، آیه ۳۰) کجا گفته شده که اسلام دین تارک دنیا بودن است؟

برادر علاء گفت: یا امیرالمومنین آنچه گفتی درست است امام چرا خودت لباس خشن می پوشی و نان خشک می خوری؟  فرمود حساب من از تو جداست؛ من امیرالمؤمنینم باید به شیوه انسان های ناتوان و بینوا زندگی کنم. چهره های پیشتاز و پیشگام حسابشان از بقیه جداست. خود علی هم عمران می کند و وقف می نماید. کار علی با آن زهد منفی فرق دارد. راه اسلام این است که در عین بهره وری نباید دلبسته بود. خصلت های معنوی و اخلاقی و سیر تکاملی الهی را می توان در عین بهره وری از طبیعت رشد و ادامه داد. ممکن است غذای لذیذی در اختیار شما باشد و انسانی گرسنه ببیند، باید توانایی گذشتن از غذا را داشته باشید یا همه آن را به شخص گرسنه بدهید یا لااقل مقداری از آن را به او بدهید.

وَ یُطعِمُونَ الطَعامَ عَلی حُبِّه مِسکیناً وَ یَتیماً وَ اَسیراً اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزاءً وَلا شُکُوراً” با اینکه آن غذا را دوست دارد اما به آدم های بینوای مسکین و یتیم و اسیر می دهد. اسلام می خواهد که ما حتی اسیر غذا نباشیم. چنین پارسائی مورد نظر اسلام است و انسان باید در عین ارتباط با طبیعت، وابسته به آن نباشد. به هر نسبت که وابستگی به طبیعت بیشتر شود عزم آدمی سست تر وشوق خداجوئی اش کمتر می شود و دلش از نور خدایی بی بهره می شود.

نتیجه:

۱- انسان باید طبیعت را بشناسد، کشف کند و استخراج نماید و بر آن مسلط شود و بهره گیرد.

۲- انسان باید در عین بهره مندی از طبیعت به آن وابسته نشود و بر علایق و دل بستگی های طبیعی و غریزه اش مسلط باشد. طبیعت زمانی مسخر انسان است که این دو نوع تسخیر با هم باشد، هم سوار بر گرده طبیعت باشد و هرجا می خواهد آن را برد، و هم به دل بستگی هایش تسلط داشته باشد و برده و بنده طبیعت نشود.

[۲- خویشتن خویش]

انسان [نسبت به] خویشتن خویش هم مسئول است.

«گفتیم آدمی خود جزئی از طبیعت است اما موجود طبیعی خالص نیست و نفخه الهی دارد، یک شعله ربانی در او هست، دارای ذخیره ها و نیروها و استعدادهایی نهان و پیداست و هر دو بعد شخصیتش (ماده و روح) درخور تکامل و گسترش و بهره گیری است.» و از هر دو جهت توان های فراوانی دارد و باید در راه شکفتگی استعداد و نیروهایش بکوشد.

استعدادهای انسان حد و مرزی ندارد. مثلاً در بعد جسمی انسان می تواند دارای نیرویی زیادتر از آدم معمولی باشد. این جودو و کاراته و… که مسلمانان باید عموماً آن را یاد بگیرند خصوصاً در تشکیلات حزب باید گنجانده شود، چنان توانایی می دهد که یک ژاپنی چهل کیلویی می تواند در مقابل چهار انسان چهل کیلویی مقاومت کند و آن ها را از پا در آورد و چه بسا در سال های آینده راه های جدیدتری برای افزایش  قوای جسمی کشف شود. از جهت بعد الهی و رشد ملکوتی هم انسان بدانجا می رسد که جبرئیل امین اگر برود پر می سوزاند.

«لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَهً لاَحْتَرَقْتُ» پیغمبر در معراجش به جایی رسید که من ماندم اگر یک بند انگشت نزدیک می شدم می‌سوختم. قرب معنوی و خداگونگی انسان واقعاً میدان گسترده و افق بی نهایتی دارد. لذا در هر دو بعد میدان وسیعی دارد که این میدان بی نهایت را با نیروهای درونی معنویش طی می کند. کشف این نیروها دشوارتر از کشف پیچیده ترین رازهای علمی است؛ عارف کسی است که این پیچیدگی های روان آدمی را بشناسد و با این شناخت به سوی خدا سیر و سلوک را آغاز کند و چنان پیش رود که بر موانع سر راهش مسلط شود.

“هر دو بعد شخصیت وی (روح و ماده) درخور تکامل، گسترش و بهره گیری است و نمی تواند خود را رها کند و اهمال نماید. “من اهمل نفس” کسی که خود را بیهوده بگذارد مورد بازخواست قرار می گیرد. «لَتُسئَلُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ».

انسان نمی تواند مانع رشد انگیزه های کمال خود شود، بلکه باید دفینه هایش را کشف کند. در زیرلایه های گوناگون روحیات انسان ارزش ها نهفته، این ارزش ها باید کشف شود. از نظر ما انسان در برابر تمام پیچیدگی ها و مشکلات و تنگناها قدرت حرکت دارد؛ مثلاً کسی نمی تواند بگوید چه کنم عصبانی هستم زیرا در زیر لایه خشم و عصبانیت استعدادی برای تحمل و بردباری نهفته است که باید کشف شود.

در انسان انگیزه های خداخواهی و خداجویی وجود دارد. گاهی ممکن است این انگیزه ها تحت لایه های تمنیات مادی، و یا عشق به ثروت و قدرت و… قرار گرفته باشد در این صورت باید به کشف آن پرداخت. آن وقت فضیل بن زیادی می شوی می بینی که می توانی با یک ضربه در موقعیتی مناسب این لایه ها را کنار بزنی. زمانی که می شنود “اَلَم یَأنِ لِلَّذینَ آمَنوا اَن تَخشَعَ قُلوبُهُم لِذِکرِاللهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الحَقِّ” (سوره حدید، آیه ۱۵) فریاد بر می آورد “بلی والله قدفان” وقتش رسیده که تمنیات را کنار زند و به دنبال راه نورانی برود.

نور الهی در انسان نمی میرد و دفینه ها و مایه هایش باقی می ماند، فقط یافتنش به عهده خود انسان است. مشکل انسان در این است که خدا سفره آماده برایش نگسترده بلکه وسایل را در اختیارش نهاده تا آن ها را به کار گیرد و از رکود و تباه شدنشان جلوگیری کند و در ضمن از امکانات در جهت غیر خدا استفاده نکند.

مثلاً همین کلاه سبزها مگر همان هایی نیستند که به خلق خدا حمله می کردند؛ ولی حالا در یک مسیر جدید به دشمنان خدا حمله می کنند، آنان در یک جریان سازنده انقلابی تا این حد ساخته شده اند که از قدرتشان در راه دفاع از خلق استفاده می کنند.

به کوتاه سخن می توان چنین گفت که انسان باید خودش را بشناسد و بسازد. مهم ترین بخش مسئولیت انسان خودسازی است. تصفیه گنجینه های شخصیت آدمی برترین مصداق شکر نعمت هاست. “وَ جَعَلَ لَکُمَ السَمعَ وَالاَبصارَ وَالاَفئِدَهَ لَعَلَّکُم تَشکُرونَ” مصداق شکر نعمت هایی است که در این آیه گفته شده است.

«لَئِن شَکَرتُم لَاَء زیدَنَکُم» موجب افزایش و باروری نعمت می شود و ابزار سیر تکاملی انسان به سوی الله می گردد. بخش برجسته زندگی نامه انسان حرکت تکاملی او از لجنزار پست مادی به اوج صفت های والای الهی است. جهت حرکت انسان تخلقوا باخلاق الله است. صفات و اسماء خداوند در قرآن جهت حرکت ما از خودبینی و خودمداری به خدابینی و خداگرائی است.

والسلام

واحد آموزش

[پی نوشت:] منابع قسمت ۷ و ۸:

کودک ۲ جلد (۱و۲) آقای فلسفی

جوان جلد ۱ و ۲ آقای فلسفی

مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی آقای مطهری

مجموعه مقالات (مقاله اصالت روح) آقای مطهری

اخلاق جنسی آقای مطهری

امدادهای غیبی در زندگی بشر آقای مطهری

سیری در نهج البلاغه آقای مطهری

تکامل اجتماعی انسان آقای مطهری

خلقت انسان آیت الله مشکینی

حیات و هدفداری (ه- روزیر)

آفرینش و انسان آقای محمدتقی جعفری

انسان در افق قرآن آقای محمدتقی جعفری

ارتباط انسان و جهان آقای محمدتقی جعفری

فرد و اجتماع آقای محمد قطب

انسان در قرآن آقای مطهری

انسان در قرآن دکتر شریعتی

خودسازی آقای محمدجواد باهنر

جهاد اکبر امام خمینی

فصل ۱۴ بیست گفتار آقای مطهری

انسان و ایمان آقای مطهری

علل گرایش به مادیگری آقای مطهری

سوره ۳ آیه ۷۷ و ۱۸۸

سوره ۲ آیه ۲۹ و ۴۴ و ۴۵ و ۴۸ و ۶۲ تا ۶۶ و ۸۳ تا ۸۶ و ۲۰۶

سوره ۴ آیه ۳۹ تا ۴۰ و ۴۹ تا ۵۰

سوره مائده آیات ۸۷ تا ۸۹ و ۱۰۱ تا ۱۰۵ و ۱۱۹ تا ۱۲۰

سوره انعام ۱۲ تا ۱۷ و ۳۱ تا ۳۲ و ۱۱۸ تا ۱۲۱ و ۱۴۱ تا ۱۴۴

سوره اعراف آیه ۱۰ و ۳۱ تا ۳۳

سوره ۷ آیه ۱۷۶

سوره ۹ آیه ۳۸

سوره نحر آیه ۷۷ و ۱۰۷ تا ۱۰۹

سوره اسراء آیه ۳۴ تا ۳۶

سوره محمد آیه ۳۶ تا ۳۸

سوره دهر آیه ۱ تا ۳

سوره قیامت آیه ۳۵ تا ۴۰

سوره حدید آیه ۱۶

سوره مجادله آیه ۲۲

هرگونه چاپ و تکثیر ممنوع است

قیمت ۱۰ ریال

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


فوری: استخدام مربی بینش مطهر (کلیک کنید)
فوری: استخدام مربی بینش مطهر (کلیک کنید)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز