سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۱:۱۷ - ۱۳۹۶/۱۲/۰۱
اختصاصی- سخنرانی منتشر نشده از آیت الله سیدعلی خامنه ای
 اهمیت آموزش/ فضیلت تحزب و وجه تمایز حزب جمهوری اسلامی/ چگونگی جذب و استفاده نیروها   

سخنان دبیر کل محترم حزب جمهوری اسلامی در دیدار با مسئولان واحد آموزش حزب که در تاریخ ۱۰/۹/۱۳۶۲ در برازجان ایراد گردیده است…

به گزارش ندای اصفهان، مقام معظم رهبری در سال های اولیه انقلاب می فرمایند: «اعتقاد داریم که حزب ستون فقرات انقلاب اسلامی است». این جملات پیرامون حزبی مطرح شد که بعدها آن را «حزب شهیدان» می نامیدند؛ یادگاری از اندیشه های ناب شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی که معتقد بود «تشکل معبد من است»! درحالی که فعالیت اصیل حزبی و در راس آن یک حزب اسلامی فراگیر مردمی، به دور از سیاست زدگی و قدرت طلبی، بیشتر به خیالی شبیه می ماند، اما آیت الله خامنه ای در این سخنرانی از فضیلت تحزب و وی‍ژگی های یک حزب آرمانی با محوریت آموزش سخن گفته است.

متن زیر از مجموعه جزوات منتشر شده توسط حزب جمهوری اسلامی دفتر برازجان است، که پیش از این قسمتی از آن به صورت گزینش شده در خبرگزاری فارس منتشر شده است اما اکنون متن کامل سخنرانی در اختیار شماست.

***

بسیج مستضعفین- علم و اخلاق از زبان دبیر کل حزب جمهوری اسلامی

سخنان حجت الاسلام والمسلمین سید علی خامنه ای دبیر کل محترم حزب جمهوری اسلامی در دیدار با مسئولان واحد آموزش حزب جمهوری اسلامی که در تاریخ ۱۰/۹/۱۳۶۲ ایراد گردیده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

انشاء الله که برادران و خواهران در این کار بسیار مهمی که بر عهده گرفته اند موفق و موید و محفوف به توفیقات و فیوضات الهی باشند. بنده اول یک جمله درباره اهمیت آموزش در حزب جمهوری اسلامی عرض می کنم:

بنده می خواهم بگویم اساس کار ما در حزب بر آموزش است. شاید اگر با حزبیون عالم و کسانی که در دنیا احزاب معروف سیاسی را داشته اند و مبادلات سیاسی دنیا و داد وستدهای سیاسی دنیا بوسیله این احزاب انجام گرفته این حرف بنده را در میان بگذارند، اینها تعجب می کنند. شما ملاحظه کنید مبارزات انتخاباتی بین احزاب مختلف این کشورها را. این حزب می برد، آن حزب می برد، با هم ائتلاف می کنند، همدیگر را می کوبند، آشتی می کنند، بهرحال نتایجی دارد و کشور را بدست می گیرند. حال اگر به اینها گفته شود که یک حزبی در ایران وجود دارد که این اساس کارش بر آموزش است و آموزش را محور اصلی می داند، تعجب خواهند کرد که اینها چکار می کنند. حقیقتش هم اینست که محتوای حزب جمهوری اسلامی با احزابی که در دنیا حزب حاکم شمرده می شوند (که حالا اینهم حزب جمهوری اسلامی حزب حاکم شمرده می شود) اصلا محتوا و حقیقتش به کلی با هم متفاوتند؛ اسم هر دو حزب است و الا هیچ مشترک حقیقی و بنیانی و عنصری اینها با هم ندارند.

ما اساسا هدفمان از ایجاد حزب جمهوری اسلامی این بوده که این ملت عظیمی را که معتقدیم بار انقلاب بر دوشش هست، از لحاظ اندیشه اسلامی و از لحاظ بینش سیاسی بتوانیم تجهیز کنیم.

ما اگر بتوانیم آن کاری را که یک روز به صورت فردی انجام می دادیم (بنده یک مسجدی و کلاسی داشتم که در آن به تعدادی افراد طلبه و غیر طلبه آموزش فکری یا سیاسی می دادم، دوستان دیگرمان هم که از برادران مسئول حزب بودند کم و بیش هر کدام در یک حوزه ای در هر محوطه ای در یک قلمروی این کار را داشتند) همان کار را امروز در شکل جمهوری اسلامی ببینیم، در سطح وسیع ملت پیاده کنیم. همان تفکر اسلامی را به مردم بدهیم، همان خلاقیت ذهنی و فکری را به آنها ببخشیم، سرچشمه های اندیشیدن را در وجود آنها جاری کنیم، اگر این کار را بتوانیم بکنیم ما به هدفمان رسیده ایم، هدف ما همین است. رئیس جمهور مال این حزب باشد یا نباشد اصلا برای ما (وقتی به آن هدف رسیده باشیم) مطرح نیست. و یا اینکه نخست وزیر از این حزب باشد، وکلای مجلس از این حزب باشند، حاشا و کلا.

ما اصلا می خواهیم این جامعه با آموزش درست دین و با درک درست جریانات سیاسی جهان بتواند بار این انقلاب را به دوش بکشد، ولی احزاب دیگر دنیا اصلا حزب را برای این درست نمی کنند! حزب بوجود می آید برای گرفتن قدرت، تمام کارها برنامه ریزی می شود برای اینکه قدرت بدست بیاید، که در اینجا ایدئولوژی هم تابعی است از قدرت.

احزاب سوسیالیست و کمونیست فرانسه که شاید شصت یا هفتاد سال است اینها سابقه تلاش مبارزه دارند، درست است که یک ایدئولوژی برای خودشان ذکر می کنند و آنرا با خودشان همراه می برند اما آن ایدئولوژی برایشان یدک است، یک سربار است و خاصیت سربار هم این است که وقتی یکجا به یک دست اندازی رسید یک تکانی خورد آن سربار می افتد، جزو بنه اصلی این حرکت نیست و ملاحظه می کنید دیگر این سوسیالیسمی که امروز سوسیالیست های فرانسه آورده اند چیزی که ندارد سوسیالیسم است، اصلا ایدئولوژی مطرح نیست! البته ممکن است آن آموزش را هم بدهند اما آموزش آنها هم در خدمت گرفتن قدرت است، در خدمت رسیدن به حکومت است. امروز نیز میتران حاضر است تمام بازی های سیاسی را که متصور می شود ( اگر بتواند! منتها عقل و کشش ذاتی این کارها را سوسیالیست های فرانسه ندارند خوشبختانه) بزند که دوره بعد هم سوسیالیست ها انتخاب شوند (که البته نخواهند شد، آنطور که قرائن نشان می دهد چون خیلی بی عرضگی از خودشان نشان داده اند).
امروز تمام احزابی که در آمریکا، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، اتریش، آلمان و… وجود دارند (فرض کنید که حزب دموکرات مسیحی یا حزب سوسیال فلان، اینها فقط یک اسم هایی است) در حقیقت اینها گروه هایی هستند، باندهای قدرتی هستند که در میان مردم جز از طریق تبلیغات هیچ پایگاهی ندارند، عضو به معنای واقعی اصلا ندارند. اعضایشان همان کسانی هستند که دارند تلاش می کنند تا مناصب را بگیرند، کارها را بگیرند البته یک عده طرفدارانی دارند از طریق مطبوعات، اما قضیه ما این نیست. قضیه ما قضیه سازندگی ذهنی این مردم است تا بار انقلابی را که تا اینجا رسانده اند بتوانند به آخر برسانند.
این حزب و کار این حزب ادامه همان کار مسجدی ماست. در دوران اختناق آنجا می رفتیم یک صحبتی می کردیم، درسی می گفتیم، تفسیری می گفتیم، چیزی یاد می دادیم به مردم، از قرآن، از حدیث از سیاست، از مسائل انقلابی، جهت گیری ها، هدف ها، آینده اسلام. و الحمدلله آن حرف ها (مجموعه قطراتی که حالا از هرکدام یک قطره اش شاید بودیم یا داشتیم) جمع شد یک طوفانی شد، سیلی شد و این انقلاب را به وجود آورد. حالا می خواهیم همان را به شکل مترقی تر و منسجم تری انجام بدهیم.

با این بیان توجه می کنید که همه چیز بر محور آموزش است. و شما که متصدی امر آموزش هستید باید بدانید اگر خوب کار کردید حزب خوب کار می کند، اگر خدای نکرده سستی شد، بد سلیقگی شد، کوتاهی شد، حزب، حزب نخواهد بود. البته ما معتقدیم که بدون تشکل و پیوند انسان ها با یکدیگر و همفکری اینها هرگز یک مجموعه بوجود نمی آید. هم فردها مجموعه نمی شوند، آن فردهایی که با هم از لحاظ جهت گیری فکری، از لحاظ مدنگاه و دیدگاه ها یکی هستند اینها می توانند یک مجموعه بشوند. برای اینکه مردم با هم همدست شوند، اتحاد و اتفاق مردم عمیق شود، این زبرا الحدیدی که امروز وجود دارد در این مملکت، به شکل یک پاره پولاد سستی ناپذیر و خلل ناپذیر در بیاید، احساس می کنیم که این پیوند فقط از طریق فکر و اندیشه امکان پذیر است و لاغیر. اینست که آموزش برای ما در حزب همه چیز است، این راجع به اهمیت آموزش که برادران به آن توجه کنند.
دو یا سه نکته اصلی و مهم را هم عرض کنم. یک نکته این است که: از نیروهای محلی باید استفاده بشود، استفاده از نیروهای محلی دو فایده دارد: اولا زنده کردن و احیا کردن استعدادهایی است که اگر چنانچه از آنها استفاده نکنید و تضییع بکنید کفر نعمت الهی شده (باید از این استعدادها استفاده کنید). ثانیا به شکل طبیعی و درست انجام دادن کار است. کار مردم در هر منطقه ای به وسیله خود آن مردم انجام بگیرد، به زور نمی شود چیزی را به مردم خوراند و در ذهن آنها وارد کرد. وقتی شما توانستید از نیروهای محلی استفاده کنید، این کار آموزش که یک خدمت بزرگی به آن مردم هست با طبیعی ترین شکلش انجام می گیرد و سهولت پیدا می کند. پس استفاده از نیروهای محلی هم برای سهولت کار خود شما خیلی خوب و لازم است و هم از لحاظ احیاء استعدادهای قابل شکوفایی فوق العاده حائز اهمیت می باشد.
یک مسأله دیگری که حائز اهمیت است این است که در واحد آموزش آن نمودار سازمانی که از طرف حزب مشخص شده (نمودار تشکیلاتی) حتما بایستی مو به مو و دقیق اجرا بشود، تا اجرا نکنید همین مشکلات وجود خواهد داشت. دقیقا نحوه ارتباط این واحد را با واحد تشکیلات و با واحدهایی که با آنها مرز مشترکی دارد مشخص کنید که البته اینها در نمودارهای حزب مشخص هم شده و سعی کنید که انشاء الله آنرا دقیق انجام بدهید.
مسئله دیگری که خیلی لازم است این است که در آموزش تنوع باید وجود داشته باشد، شما آموزش فکری، آموزش سیاسی و حتی آموزش های بسیجی را باید به مردم بدهید. برادران و خواهران حزب در هرجا که هستند در واحدهای مقاومت، در بسیج شرکت کنند، بیاموزند، تعلیم بدهند، هیچ اشکالی ندارد. البته هستند کسانی که مایلند با دیدگاه های تنگ برای اینکه تحزب را در جامعه در عزلت قرار بدهند از اینکه می بینند برادران و خواهران حزبی در کار بسیج وارد می شوند، جلوگیری و ممانعت و سنگ افکنی می کنند، این کاملا غلط است. برادران باید در خطوط مقدم بسیج باشند، شایسته این است! صلاحیت های شرکت در بسیج عمومی مردم که از مهمترین گام هایی است که این انقلاب بر می دارد در درجه اول متعلق به آن انسان هایی است که علاوه بر دیگر فضائل، فضیلت تحزب را هم دارند چون تحزب یک فضیلت است، هر کسی خیال کند که تحزب یک ضد ارزش است اصلا ارزش های اسلامی را نشناخته است. تحزب یک ارزش است، البته تحزب صحیح، تحزب در خط مکتب ما چون یک ارزش هست، دنبالش می رویم، اگر چنانچه ارتباط و اتصال قلبی انسان ها با هم در پیوند فکری آنها با یکدیگر (که تعبیر دیگری از تحزب است) یک ضد ارزش بود ما دنبال این نمی رفتیم لکن ما مصریم که این ارزش واقعی است، مسائل کنونی اینها را نشان می دهد.

اگر همین حزب جمهوری اسلامی نبود، شما همین مجلس را امروز نداشتید، همین قانون اساسی را به این شکل نداشتید. قلع و قمع لیبرال ها  در این مملکت را نداشتید. آن عنصری که در مقابل لیبرال ها ایستاد، مقاومت کرد، هرچه کوبیدند نتوانستند از میدان خارجش کنند، حزب جمهوری اسلامی بود. بنی صدر خبیث می دانست که وقتی که حزب جمهوری اسلامی پشت شهید بهشتی قرار دارد، شهید بهشتی دشوارتر می شود، پیچیده تر می شود، کوبیدن او دست نیافتنی تر می شود، این را می دانست لذا از آن اول شروع کرد حزب را کوبیدن تا پشت او را خالی کند. دلش می خوست که حزب باشد و مال او باشد، بارها بنی صدر آن اوائل به ما می گفت که من جزو حزب شما هستم اصلا من عضو حزبم!! اینرا می گفت. بعدها سعی می کرد که با بعضی از برادران شورای مرکزی حزب ارتباطاتی برقرار کند، محبت اینها را جلب کند، شاید بتواند به یک کیفیتی زیر پای عناصر اصلی را در حزب خالی کند. تلاش می کرد، یعنی واقعا دیگر عقل باورش آمده بود که می شود این کار را کرد و دنبال این قضیه بود. و واقع قضیه هم این است که اگر شهید بهشتی و دوستان ایشان تشکیلات حزب را نداشتند و از این انسجام عظیمی که در سطح کشور هست استفاده نمی کردند، بنی صدر و لیبرال ها را به آن خوبی نمی توانستند بکوبند و مبارزه را ادامه بدهند.

اگر چنانچه تحزب نبود، مجلس شورای اسلامی با آن همه جوسازی که بنی صدر بوجود آورده بود بخش عظیمی از آنرا بجای نیروهای حزب اللهی و مومن که بوسیله حزب معرفی شده بودند ولو غیر حزبی بودند اما حزب آنها را معرفی کرده بود و به مجلس فرستاده بود، مجلس از اینها خالی می شد و به جای آن عناصر وابسته به آنها می آمد، این حزب بود که نگذاشت.

آنروزی که نزدیک انتخابات بود در لابلای آن غوغای عظیمی که در این شهر تهران اینها علیه حزب بوجود آورده بودند (از سخنرانی، از مصاحبه رادیو تلویزیون در اختیارشان، بسیاری از روزنامه ها در اختیارشان، فقط یک روزنامه جمهوری اسلامی بود با آنهمه فشار و اشکال) حزب جمهوری اسلامی توانست تمام مردم ایران را در جریان نام و خصوصیات کاندیداها در ظرف چند ساعت قرار بدهد، یکی از معجزات کاری حزب بود. اگر حزب نبود قطعا این کار انجام نمی شد. یک تشکل می توانست این کارها را انجام بدهد. و آنها می دانستند و می فهمیدند دارند چکار می کنند که حزب را اینجور می کوبند و هدفشان چیست!

عملا استوارترین عنصری که از اول انقلاب تا امروز در مقابل خطوط انحرافی ایستاده حزب بوده. در مقابل منافقین، در مقابل لیبرال ها، در مقابل حزب توده، روزنامه حزب، روزنامه جمهوری اسلامی، تنها روزنامه ای بود که از آغاز گسترش فعالیت های حزب مخرب توده در مقاله ای مستمری، افشاگری نسبت به این حزب را شروع کرد. لذا این است که حزب توده با حزب مخالف است. لیبرال ها که دشمنان خونی آنها هستند با حزب جمهوری اسلامی مخالفند، منافقین که خودشان را یک دستگاه دیگری می دانند مخالفند، کمونیست ها مخالفند، (حالا خیلی های دیگر هم مخالفند) و همه همان انگیزه ها را دارند. تحزب یک چیز کارسازی است در جمهوری اسلامی و واقعا یک ارزش است. هر کس تصور کند که تحزب ضد ارزش است خودش ضد ارزش است و قطعا ارزش و ضد ارزش را نمی داند.

بنابراین برادران عزیز حزب در کل کشور وظیفه خودشان باید بدانند در گروه های مقاومت در بسیج عمومی و عظیم مستضعفین شرکت داشته باشند، بروند خدمت کنند، حضورا به وظایف بسیج عمل بکنند، و کسانی که مسئولین بسیج هستند موظفند که از این برادران استقبال کنند و هر کس غیر از این خیال کند اشتباه کرده است. آموزش عقیدتی و سیاسی در حزب توام با آموزش های اخلاقی باید باشد. این هم نکته اصلی و آخری ما است! اگر ما از لحاظ سواد، معلومات، دانش، ایدئولوژی، سیاست، بحرالعلوم هم باشیم اما اخلاق نداشته باشیم، یک جو ارزش نخواهد داشت.

تواضع، اخلاص، مهربانی با بندگان خدا، صلابت در مقابل دشمنان، فداکاری، به مال و جاه و مقام و اینها اصالت ندادن، حزب و معنویات را نردبان رسیدن به مادیات قرار ندادن، خیلی راحت از ارش های مادی چشم پوشیدن آنجائیکه لازم است، آنجائی که خدا می خواهد، آنجایی که وظیفه ایجاب می کند، از جان و فرزندان و آسایش و سلامتی (خیلی راحت) برای خاطر خدا گذشتن، این اساسی ترین جوهری است که ما می خواهیم خودمان را به آنجا برسانیم. بالاترین ارزشی است که برای آن بایستی خودمان را به زحمت بیاندازیم، به تعب بیاندازیم و تلاش بکنیم آموزش را با آن همراه کنیم. اینهمه زبانی نیست! این از آن جاهایی است که واقعا دوصد گفته اش چون نیم کردار نیست. در علم اینجوری نیست، در علم همه اش “گفته” است می گویند تا مردم یاد بگیرند، اما آنجایی که دو صد گفته چون نیم کردار نیست اخلاق است، معنویت است، انسانیت و فضیلت است، اینکه شما بتوانید با تواضع برخورد کنید، شما یکی دو بار که ابتداء به سلام کردید نسبت به دو نفر آدمی که از خودتان پایین تر می دانید، این بقدر صد بار توصیه ابتدا به سلام به دیگران اثر خواهد گذاشت. تواضع کردن، اخلاص بخرج دادن، صمیمیت بخرج دادن.

ان شاءالله که برادران و خواهران موفق و موید باشند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

انتهای پیام/ منبع: صاحب نیوز

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


«توئیت گرام» آموزش حضور موثر در توئیتر و اینستاگرام؛ ثبت نام 09132706715
«توئیت گرام» آموزش حضور موثر در توئیتر و اینستاگرام؛ ثبت نام 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز