یکشنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۱۵:۲۶ - ۱۳۹۶/۱۱/۲۴
نگاهی به فیلمِ «بمب، یک عاشقانه» دومین اثر بلند پیمان معادی
 برای اولین بار در سینمای ایران: ملتی برای دفاعشان، متهم به خشونت می شوند!   

فیلم «بمب، یک عاشقانه» در حقیقت یک غلط پردازیِ روشنفکرانه است که بجای دلجویی از مردم ایران در شرایط سخت بمباران رژیم بعث، آن ها را برای همه آسیب های زیرساختی جامعه که به خاطر جنگ متحمل شده اند متهم می کند؛ کاری که هیچ سینماگرِ شرافتمندی با مردمش نمی کند

ندای اصفهان- محمدسعید معمارزاده

فیلم «بمب، یک عاشقانه» در حقیقت محکمه ای است که روی پرده نقره ای برپا می شود برای ملتی جنگ زده و رنج کشیده؛ و مورد اتهامش هم این است که چرا جناب کارگردان و هم نسلی هایشان را اینگونه بار آورده اید؟!

پیمان معادی را بدون شک باید یکی از افراد صاحب سبک سینمای ایران در نویسندگی، کارگردانی و خصوصا بازیگری به شمار آورد. او با فیلم «جدایی نادر از سیمین»، شناخته شد و پس از اینکه اولین اثرِ بلندِ خود را در قامت کارگردان تولید کرد، با بازی خیره کننده اش در فیلم «ابد و یک روز» مورد توجه منتقدین قرار گرفت. او همچنین تجربه قابل توجهی در بازیگری برای فیلمهای خارجی مانند «کمپ ایکس ری» و «آخرین شوالیه ها» دارد.

اینک معادی دومین ساخته سینمایی خود را به جشنواره سی و ششم فیلم فجر رسانده است. فیلمی که با نگاهی معترضانه نسبت به فضای تربیتی زمان جنگ سعی در ارائه دیدگاه هایی محیرالعقول در مورد شرایط آن زمان دارد.

داستان فیلم در حوالی سالهای ۵۸ تا ۶۵ روایت می شود و در مورد یک زوج جوان (ایرج و میترا با بازی پیمان معادی و لیلا حاتمی) است که از ابتدای فیلم با هم روابط سردی دارند و در صددِ یافتن راهی برای حل مشکلشان هستند.

فیلم به ادعای فیلمساز، قرار است یک فیلم عاشقانه با مایه های طنز باشد. اما قرار گرفتن این دو ژانر در کنار یکدیگر و عدم موفقیت کارگردان در ایجاد هماهنگی بین این دو، موجب شده است که فیلم ضربان مناسبی برای مخاطب نداشته باشد و به عبارتی نوعی پارادوکسِ حسی را برای همراهی کردن با شخصیت های فیلم در مخاطب ایجاد می کند.

شخصیت پردازی هایی که به تن فیلم زار می زند

تماشای این فیلم دقیقا مثل این است که یک ساعت و نیم وقتت را با انسانی بگذرانی که دقیقا متوجه نمی شوی کجا دارد جدی حرف می زند و کجا در حال شوخی کردن است. اما موقعیت های طنزی که بعضا در فیلم گنجانده شده، تماشاچی را برای دنبال کردن فیلم ترغیب می کند. پیرو همین مطلب، مهمترین چیزی که در شخصیت پردازی ها به تن فیلم زار می زند، این است که مخاطب به تبع سایر فضاهای کمیک در فیلم، از شخصیت های ایرج و میترا هم انتظار بازی کمیک دارد اما این دو شخصیت کاملا جدی هستند و همین باعث دو پارگی فیلم از لحاظ حسی شده است.

از لحاظ فیلمنامه علی رغم اینکه فیلم با ایده ای نو و بکر از لحاظ فرمیک (عاشقانه طنز دوران جنگ) ساخته شده است، اما داستان فیلم خیلی دیر شروع می شود و با گذشت بخش قابل توجهی از فیلم، مخاطب هنوز در مورد سوالها و ابهاماتی که از ابتدا برایش ایجاد شده است به پاسخ روشنی دست نمی یابد.

از ابتدا مخاطب نمی داند که فیلم در چه شهری شروع می شود؟ و از طرفی نمی فهمد که علت روابط سرد بین زن و شوهر دقیقا چیست؟ و بعد از گذشت مدت زیادی از شروع فیلم، پدر میترا (با بازی محمود کلاری) وارد می شود و در یک سکانس پنج دقیقه ای حجم زیادی از گذشته زندگی این زن و شوهر را برای مخاطب بیان می کند!

در این فیلم بخش هایی از فیلمنامه که مربوط به فضای مدرسه می شود به شدت فضای فیلم را عوض می کند و حتی سبک بازی بازیگرها هم نسبت به سایر بخش های فیلم متفاوت است.

شعارهای روشنفکری درباره جنگ

گذشته از مشکلات فیلمنامه ای و کارگردانی که در فیلم «بمب، یک عاشقانه» به برخی از آنها اشاره شد، باید به شاخص ترین ویژگی فیلم یعنی موضوع و محتوای آن اشاره کرد. همانطور که در ابتدای مطلب ذکر شد، فیلم با نگاهی معترضانه نسبت به فضای تربیتی دوران جنگ، سعی در ارائه دیدگاهی متفاوت در مورد شرایط آن زمان دارد و این دیدگاه ها بیشتر دیدگاه های ضدجنگ است که در همین راستا فیلم به شدت در حال سر دادن شعارهای روشنفکری است.

فیلم با محوریت قرار دادن سکانس های مدرسه و با پرداختن تیپ های شخصیتی که در مدرسه وجود دارند و میکس بین رفتارهای خشونت بار ناظمین مدرسه و برجسته کردن شعارهای سیاسی آن دوران، سعی دارد همه کمبودهای تربیتی نسل های آن دوران را به گردن همین شعار پردازی های دوران جنگ که بین مردم رواج داشته است بیندازد و بگوید که ریشه همه خشونت های نسل آن دوران همین شعارهای سیاسی است.

فیلم در مورد تاریخ هشت ساله دفاع مقدس هیچ نظر مثبتی ندارد و با ارائه نگاهی متفاوت، برای اولین بار در سینمای جمهوری اسلامی، بین دو گروهی که به جبهه رفتند و با تمام جان از مرزها و ارزشهای کشور دفاع کردند و گروهی که پشت جبهه ها در شهرها ماندند و بی تفاوت زندگی شان را کردند، اصالت و موفقیت و سعادت را برای گروه دوم قائل شده است. شاهد بر این مدعا در فیلم، پیوند زدن عمرِ روابط عاشقانه فیلم به مدت جنگ است؛ تا جاییکه خیلی طعنه آلود از زبان شخصیت های اصلی می شنویم که ای کاش جنگ بیشتر طول بکشد و همیشه وضعیت قرمز شود تا داستان عاشقانه ما ادامه داشته باشد.

و شاید بتوان نقطه تناقض گویی سازندگان فیلم را در همین جا دانست که از سویی آنگونه روشنفکرانه مقابل شعارپردازی های مردمی علیه دشمنانشان می ایستد و آنها را متهم به خشونت می کند و از سویی دیگر آرزوی ادامه یافتن جنگ و بمباران را بر زبان قهرمان های داستان جاری می کند.

به عنوان جمع بندی پایانی، باید گفت فیلم «بمب، یک عاشقانه» در حقیقت یک غلط پردازیِ روشنفکرانه است که بجای دلجویی از مردم ایران در شرایط سخت بمباران رژیم بعث، آن ها را برای همه ی آسیب های زیر ساختی جامعه که به خاطر جنگ متحمل شده اند متهم می کند؛ کاری که هیچ سینماگرِ شرافتمندی با مردمش نمی کند. پیمان معادی در دومین ساخته بلند خود وقیحانه در مقابل ارزشهای ملی ایران ایستاده است و از طریق تمسخر احساسات مردم در دوران سخت دفاع مقدس، سعی دارد نسلهای جدید را به خنده وادار کند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پویش ملی افتخارم ایران (کلیک کنید جایزه ببرید!)
پویش ملی افتخارم ایران (کلیک کنید جایزه ببرید!)
اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق