پنج شنبه ۰۳ اسفند ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: اجتماعی
چاپ خبر
۰۶:۵۹ - ۱۳۹۶/۱۱/۱۶
گفتگو با دکتر بهزاد شمس عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
 خدمات پزشکان در پیروزی انقلاب اسلامی/ برنامه ریزی غلط رژیم شاه عرصه را به پزشکان هندی و بنگلادشی داده بود   

اولین اقدامی که در زمینه پزشکی پس از انقلاب انجام شد طرح ادغام وزارت بهداشت با وزارت آموزش عالی شاخه پزشکی بود. فضا و فرصت ها از نظر فیزیکی و کیفی فراهم شد که تعداد کثیری از جوانان توانمند و با استعداد وارد این عرصه شدند و پزشکان هندی، بنگلادشی و پاکستانی دیگر جایگاهی در ایران نداشتند

ندای اصفهان- نفیسه قاسمی:

زخم های پی در پی، غارت نفت، دزدی، بی هویتی و نداشتن دیانت همین زخم های کهنه بود که عفونی شد و جان سلطنت پهلوی را گرفت. جامعه پزشکی اقتدار و قدرت خود را مدیون روزهایی می داند که در کنار مردم ایستادگی کردند و برای زیستن جنگیدند و با خون شهدا مسیر برایشان هموار شد.

در ایام الله دهه مبارک فجر با دکتر بهزاد شمس متخصص کودکان و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان گفتگو می کنیم تا نقش پزشکان و کارکنان سلامت در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را از وی جویا شویم.

***

ندای اصفهان: زمان انقلاب شما چند سال داشتید؟ از اوضاع و حال و هوای آن دوره بگویید.

بهزاد شمس: تعریف برای شاخص اینکه زمان انقلاب چگونه بوده است متفاوت است، و این مبتنی بر این است که چگونه نگاه و قضاوت کنیم. من در شروع انقلاب در دانشگاه شیراز مشغول تحصیل بودم؛ انقلابیون به دنبال تحول عظیمی بودند و در راهپیمایی ها، خواسته های خود را مطالبه می کردند. استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی تمام خواسته عزیزان بود.

بر اساس این سه اصل می توان اشاره کرد که در حوزه آزادی بسیار بسیار ضعیف بودیم و زندانها پُر از آزادی خواه و استقلال طلب بود. انسانهای فرهیخته و فهیم یا در زندان بودند یا آزار می دیدند. از نمونه استقلال طلبی آنها که می توان نام برد این بود که چرا یک سرگرد آمریکایی باید به فرماندهان ایرانی فرمان دهد؟ پول نفت صرف چه مسائلی می شد؟ می خواستند که ساختارهایی برای تصمیم گیری در مملکت داشته باشند اما آمریکا به شاه و نمایندگانش در ایران خواسته هایش را دیکته می کرد.

انتخاب آزادی برای رشد فردی و تعالی کشور بود که فراتر از وابستگی است. بالاخره خواسته های جمهوری، مشارکت مردم در قانونهای اساسی کشور و نظام مدیریت کشور که به لطف خداوند به ریاست جمهوری تبدیل شد. حتی برادران یهودی، مسیحی و زردتشتی هم خواهان کشوری بودند که مبنای آن توحیدی باشد.

ندای اصفهان: نقش پزشکان را در انقلاب و پس از آن چگونه ارزیابی می کنید؟

– همه اقشار علوم سلامت و کارمندان بهداشت در تمام دوره ها نقش داشتند و در کنار انقلابیون می ایستادند و خدمت می کردند. ما خود بعنوان دانشجو در آن دوره در کنار دیگر دوستان برنامه ریزی داشتیم و سختی راه را به جان خریده بودیم. با اساتید بصورت تیمی برنامه ریزی می کردیم و با هم مستقر می شدیم.

خداوند استاد رضا غریب را غریق رحمت کند. ایشان از اساتید مجرب در شیراز بود که چند مدت گذشته دار فانی را وداع گفتند. ما را به خانه اش دعوت می کرد و به ما خط فکری می داد که چگونه مردم را حمایت کنیم.

در راهپیمایی ها شرکت می کردیم و در کنار مردم بودیم. هنگام راهیپمایی گاردی ها و ساواک به سمت مردم هجوم می آوردند، اگر شخصی زخمی می شد او را از صحنه دور می کردیم یا در مقابل نیروهای ساواک مقاومت می کردیم که زخمی ها را با خود نبرند که مورد ضرب و شتم قرار می گرفتیم. بعضی از پزشکان هم دستگیر می شدند.

به عنوان گروههای پزشکی در بیمارستان و اورژانس ها مستقر می شدیم و آماده بودیم تا اگر جوان زخمی می آورند حمایت کنیم. لذا پا به پای مردم خود را در معرض خطر قرار می دادیم و هیچگاه از مردم جدا نشدیم.

زمانیکه انقلاب در شرف پیروزی بود گروه هایی که دست پروده دشمن بود به سمت پزشکان می آمدند و از آنها می خواستند که از تفکر انقلابی دست بردارند و حتی از این عزیزان و نخبه ها هم شهید شدند. دکتر فقیهی را جلوی چشم فرزندانش شهید کردند. دشمن دست بردار نبود و این قشر خدمتگزار را در کوچه و خیابان به درجه رفیع شهادت می رساندند. در جنگ هم توده عظیم حوزه سلامت همراه مردم بودند و با دشمن می جنگید.

ندای اصفهان: وضعیت آموزش علوم پزشکی پیش از انقلاب به چه نحو بود؟

– توده عظیم پزشکان از نظر رسیدگی به مردم دلسوز بودند و تلاش می کردند که توان خود را در سطح علمی بالا ببرند. تلاشگر بودند که به روز باشند گرچه به دست آوردن مقالات و منابع بسیار بسیار سخت بود. بعنوان دانشجو تلاش می کردیم با دوستان خود در دانشگاه های تهران مکاتبه کنیم؛ از آنها می خواستیم مجلات و مقالات خود را زیراکس کنند و از طریق پست یا اتوبوس برای ما بفرستند.

پزشکان تلاش می کردند مهارت های جدید پیدا کنند تا علم پزشکی را به جایگاه ممتاز برسانند؛ لذا پزشکان از هیچ خدمتی به مردم کوتاهی نمی کردند و برای حفظ کرامت بیماران از آنها پول نمی گرفتند. با اینکه امکانات نبود و اوضاع جاده ها هم خوب نبود اما پزشکان دلسوزانه به مناطق محروم سفر می کردند. گاهی یک نفر (آن هم استثنا بود) وابسته به رژیم بود اما این ملاک قضاوت در مورد همه پزشکان نیست.

ندای اصفهان: آیا سیستم سلامت و پیچیدگی علوم پزشکی در گذشته هم در همین ابعاد بود؟

– در آن زمان این پیچیدگی های پزشکی نبود؛ بسیار بسیار ساده بود. چون ساده بود فراهم کردنش هم بسیار آسان بود. الان علم پزشکی به قدری پیشرفت کرده است که بسیاری از مقالات به ساعت عوض می شوند. به همین جهت این نوع پیچیدگی تدارکات پیچیده ای هم می طلبد تا بتواند پاسخگوی نیاز مردم باشد.

نظامی می خواستیم که بتواند این تدارکات را مدیریت و مسئولیت فراهم کردنش را بر عهده بگیرد. قطعاً آگاهی مردم از نیازها و خواسته های واقعی با الان متفاوت است. به عبارتی سواد سلامت مردم در آن زمان ساده و محدود بود، هر نیازی هم که اعلام می کردند محدود بود و علم پزشکی و اداره کردن بیماران بسیار ساده بود.

ندای اصفهان: شاه پرستان افتخار می کنند که در گذشته اساتید و پزشکان تحصیل کرده اروپایی و آمریکایی در ایران زیاد بوده اند.

– متاسفانه ما در رده های تخصص و فوق تخصص در ایران بسیار محدود بودیم. بنده به خاطر می آورم مثلاً از اصفهان تا شیراز که فاصله چندانی هم نداشت اما دکترهای هندی، بنگلادشی و پاکستانی به تعداد زیادی در شهرها وجود داشت. حتی پزشک عمومی ایرانی در حد بسیار محدود داشتیم.

قطعاً یک پزشک هندی با فرهنگ، زبان و جامعه ما آشنا نبود. فرصت برای یادگیری در ایران وجود نداشت، ما نیاز داشتیم که مدیریت شود و جوانان به خارج سفر کنند و از علم آنها بهره مند شوند و برگردند تا به مردم خدمت کنند که آن هم بسیار محدود بود. می دانید چرا به این صورت بود؟ مدیریت آموزش عالی در راستای نیازهای اولیه مردم طراحی نمی شد. برنامه ریزان ارشد کشور در زمان شاه به فکر نیازهای مردم نبودند وگرنه استعدادهای جوانان این مملکت بسیار بالاست. سندهای بین المللی این را ثابت کرده است.

فرزندان با استعداد می توانستند پاسخگوی نیازهای مردم در حوزه سلامت باشند ولی برنامه ریزی نداشتیم. کسی نبود که دلسوز مردم باشد. اگر به فکر مردم بودند نباید آن زمان پزشکان هندی، پاکستانی و بنگلادشی جایگاه پزشک ایرانی را بگیرد. باید از استعدادهای جوانان در مدارس و دبیرستان استفاده می کردند.

اولین اقدامی که در زمینه پزشکی پس از انقلاب انجام شد طرح ادغام شدن وزارت بهداشت با وزارت آموزش عالی شاخه پزشکی بود. فضا و فرصت ها از نظر فیزیکی و کیفی هم فراهم شد که تعداد کثیری از جوانان توانمند و با استعداد وارد عرصه شدند و پزشکان هندی، بنگلادشی و پاکستانی که دیدند دیگر جایگاهی ندارند از ایران رفتند. این نشانه مدیریت و شناخت نیاز واقعی مردم بود. در چند دهه پس از انقلاب می بینیم که با برنامه ریزی مدیران دلسوز الان پزشکان ایرانی جایگاه خود را در جهان محکم کرده اند.

ندای اصفهان: متاسفانه خطاهای پزشکی زیاد شده است؛ بنظر شما ارزشهای انقلاب کمرنگ شده است که شاهد چنین اتفاقاتی هستیم؟

– سوال شما ابعاد گوناگونی دارد. توده عظیم کارکنان سلامت واقعاً تلاش می کنند. مثال می زنم؛ در زمانیکه دانشجو بودم و بعد رزیدنت تخصصی کودکان شدم و در بیمارستان امین درس می خواندم و دوره می دیدم، مکرر فلج اطفال و کزاز می دیدیم که نوزاد بیست روزه آنقدر تشنج می کرد که کمرش همچون کمان می شد و بعد فوت می کرد یا سیاه سرفه بود و کودک آنقدر سرفه می کرد که مغزش خونریزی می کرد و بعد عقب افتاده می شد یا بیماری دیفتری که نوزاد فوت می کرد. اما الان به فضل الهی و تلاشی که شده است از این بیماری ها نداریم که به دانشجو نشان دهیم.

الان بسیار به ندرت می بینم که شخصی برای درمان مجبور باشد به کشور دیگر سفر کند. کشور ما برای کشورهای منطقه مرکز ارجاع توریست پزشکی است. نباید موارد استثنا را دید و پیشرفت هایی که شاهد آن هستیم را نادیده بگیریم، لذا بهتر است در قضاوت کردن نگاه کلان داشته باشیم. در هر شغلی افرادی ممکن است منشور حقوق خدمت گیرنده را رعایت نکنند، در پزشکان هم چنین مواردی بصورت محدود وجود دارد که اخلاق و منش حرفه ای را فراموش کرده اند و بی دقتی می کنند.

الان شاخصه ها با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست؛ لذا پیچیده شدن مراقبت از شئونات این حرفه را پیچیده تر کرده است. احتمال خطا وجود دارد و بیشتر خطاها را مجاز نمی دانم. منظورم این است که کار سخت تر شده است و نباید شاخصه های بارز کشور را ندید گرفت.

ندای اصفهان: سوالی که از شما نپرسیده باشم و شما بخواهید راجع به آن صحبت کنید.

– توده عظیم حوزه سلامت در زمان انقلاب و جنگ ازخودگذشتگی های بسیاری انجام داده اند. تاکید می کنم این جایگاه کارکنان سلامت یک امانت الهی است که خداوند در سوره مائده هم فرموده اند: «اگر شخصی از دست برود جمعی کشته شدند.» ممکن است مفهوم دیگر کشته شدن معنای فرهنگی هم دهد، لذا پیچیدگی علم پزشکی و سلامت نباید باعث شود که جایگاه رفیع را از یاد ببریم.

خدا را شکر اکثریت مردم هم حق شناس هستند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق