پنج شنبه ۰۳ خرداد ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۴:۳۳ - ۱۳۹۶/۱۱/۱۲
تحلیلی عینی بر میزان شهریه فعلی طلاب؛
 دغدغه «اقتصاد و معیشت» در زندگی و درس خواندن چه آثار منفی دارد؟!   

اگر کسی به جای واقع بینی، صرفاً یک دسته اصطلاحات معیشتی را با آفات و آسیب های آن تکرار کند و با ضمیمه چند داستان از خود و دیگران آنها را به طلاب توصیه کند و به جای حل مسئله و جوابگویی عملیاتی، صورت مسئله را پاک کنند، به دین و آموزه های آن خیانت کرده است

ندای اصفهان- سید مهدی اعتصامی (حوزه علمیه اصفهان)

تماس ۰۹۱۳۶۸۳۳۲۶۴

در این مقاله به موضوع معیشت طلبه به عنوان یک رکن از ارکان اساسی حیات، پرداخته شده است. آیا میزان شهریه فعلی طلاب مکفی هست یا خیر؟

برای بررسی این مسئله، نگاه دین به معیشت را بررسی می کنیم و سپس به حداقل های معیشت در جامعه امروز نگاهی انداخته و به واژه شناسی و حد و مرزهای چند اصطلاح معیشتی می پردازیم. در نهایت راهکارهای ارائه شده را بیان کرده و به این مسئله می پردازیم که اگر حداقل معیشت برای طلبه موجود نباشد چه آثاری دارد.

مشاهدات و بررسی ها در حوزه نشان می دهد که نیازهای معیشتی طلاب بواسطه کمبود شهریه به دشواری تامین می شود و پاسخی واحد، منسجم، کاربردی و عملیاتی هنوز به این مشکل داده نشده است. این مشکل در درجه خود آفت ها و آسیب هایی بر روی طلاب و جامعه به گونه های مختلف بر جای گذاشته است.

به نظر می رسد باید وضعیت عینی طلاب مورد مطالعه قرار گیرد و جوانب مختلف مسئله معیشت تجزیه و تحلیل شود و آمارهای دقیق برای تغییرات لازم آماده بشود.

مقدمه

پرداختن به موضوع اقتصاد و معیشت طلاب، پرداختن به یکی از مهم ترین ویژگی های هویتی انسان است و طلبه پیش از طلبه بودن انسان است. مزلو در سلسله مراتب نیازها بر اساس نظریه خود، نیازهای زیستی را اولین سطح از سلسله مراتب نیازهای انسان می‌شمارد؛ این نیازها به دلیل آنکه بسیار بنیادی هستند، پایه نیازهای بعدی را تشکیل می دهند.[۱]

همچنین استاد مطهری در مقاله «مشکل اساسی در سازمان روحانیت» می نویسد: «اگر به خواست خدا مشکل مالی سازمان روحانیت ما حل گردد، سایر نواقص به دنبال آن حل خواهد شد». «کار معیشت را نمی‌توان ساده گرفت، یک رکن از ارکان اساسی حیات است، اگر مختل باشد در سایر شؤون حیات اثر می‌گذارد».[۲]

بر این اساس مسئله معیشت در زندگی انسان همیشه (لا بشرط نسبت به زمان و مکان) و در همه اصناف انسانی (لا بشرط نسبت به صنف و مذهب)، یکی از ارکان مهم زندگی به شمار رفته است. دین اسلام نیز بر همین اساس جایگاه ویژه ای به معیشت داده است و به نقش و آثار آن بسیار دقیق و عمیق نگاه کرده است، که این خود بیانگر اهمیت مسئله معیشت در جامعه اسلامی است.

حال اگر صنفی با دین نسبت خاصی برقرار کند (مبلّغ دین) و آن نسبت جنبه تربیتی و روحانی به خود بگیرد و قرار باشد طلبه نقشی مهم در پیشبرد اهداف دینی داشته باشد، موضوع معیشت برای این صنف بسیار با اهمیت است؛ از آن جایی که «یک منشأ اصلی پیدایش ارزش ها، نیاز است و نیاز به نوبه خود به عنوان (کمبود) تعریف می شود، مشاهدات و بررسی های ما در حوزه نشان می دهد که دو نیاز مهم طلاب به دشواری ارضا می‌شود: یکی نیازهای طبیعی و دیگری نیازهای مالی».[۳]

و از طرفی اگر حل موضوع معیشت این صنف از ثبات منطقی و عقیدتی برخوردار نباشد و یا شرایط زمانه و زمینه در آن لحاظ نشود، طبیعتاً هم به حقیقت دین لطمه می‌زند و هم شبهه امتزاج حقایق دینی با مصالح و منافع شخصی و صنفی را تقویت می کند و باعث خسارات جبران ناپذیری به حیات دینی می شود. بر همین اساس این مسئله سخن و دغدغه بسیاری از بزرگان دین بوده است؛ غزالی در بحث توکل، شهید ثانی در کتاب آداب المتعلمین، آیت الله بروجردی در حاشیه بعضی دروس، شهید مطهری در مقاله مشکل اساسی در سازمان روحانیت، مقام معظم رهبری در بعضی سخنان خود با مدیران حوزه های علمیه، پروفسور فرامرز رفیع پور و… به طرق مختلف به این مسئله پرداخته‌اند.

اقتصاد و معیشت در این مقاله به منزله‌ مقدمه بسیاری از نیازها است؛ مانند نیازهای زیستی، نیازهای روان شناختی و…؛ «مقدمه» بودن در اینجا گاهی به معنای تقدم و تأخر بین نیاز و معیشت است (مقدمه کمی) و گاهی به معنای کیفیت بهتر نیازها به وسیله معیشت است (مقدمه کیفی).

تشریح مسئله (آیا میزان شهریه فعلی مکفی هست یا خیر؟)

شهریه مبلغ پولی است که طلاب هرماه قمری آن را برای تأمین زندگی خود (از مراجع تقلید مختلف و به طرق مختلف) دریافت می کنند.

مبلغ شهریه وابسته به تأهل و تجرد و مقطع تحصیلی متغیر است.[۴]

میزان شهریه ها در شهر اصفهان درسال ۱۳۹۶ (۱۴۳۸ قمری) در جدول های زیر تنظیم شده است:

میزان شهریه پرداختی مقام معظم رهبری
رتبه مجرد متأهل
مقدمات ۷۰۰۰۰ ۱۴۰۰۰۰
سطح اول ۹۰۰۰۰ ۱۸۰۰۰۰
سطح دوم ۱۱۵۰۰۰ ۲۳۰۰۰۰
سطح سوم ۱۴۰۰۰۰ ۲۸۰۰۰۰

 

حضرات مراجع تقلید و علماء شهریه ماه مبارک رمضان ۱۴۳۸-۱۳۹۶ به تومان
مجرد متأهل
وحید خراسانی ۱۰۰۰۰ ۲۰۰۰۰
مکارم شیرازی ۲۰۰۰۰ ۴۰۰۰۰
سیستانی ۳۰۰۰۰ ۶۰۰۰۰
صافی

۶۰۰۰ (زیر پایه ۷)

۸۰۰۰ (بالای پایه۷)

۱۲۰۰۰ (زیر پایه ۷) ۲۰۰۰۰ (بالای پایه۷)
مظاهری ۱۵۰۰۰ ۲۵۰۰۰
فقیه ایمانی ۱۵۰۰۰ ۳۰۰۰۰

این میزان شهریه که در جدول های بالا ملاحظه شد، آیا می تواند جوابگوی نیازهای زندگی یک طلبه باشد؟

آیا این میزان شهریه متناسب با تورمی که در اقتصاد کشور است، تنظیم می شود؟

آیا کارگروهی تخصصی در خصوص این میزان شهریه و نقاط ضعف و آفات آن و آسیب ها و آثار بوجود آورنده، وجود دارد؟

ملاک و معیار “مکفی” بودن یا نبودن، در ادامه پس از واژه شناسی به دست می آید و مؤلفه های تأثیرگذار در آن بررسی می شود.

در فهم این مسئله و بررسی آن چند نکته ضروری به نظر می آید:

۱- این مسئله با مسائل کلان تر به صورت سیستمی رابطه دارد. لذا در تشریح مسئله و پاسخ به آن، نیاز به کنکاش و بررسی دقیق تمام مؤلفه‌های موضوع و روابط آن می باشد.[۵]

۲- سخن این مقاله برای جوابگویی عمومی و فراگیر است و روی سخن فقط “نخبه ها” و یا افراد استثنائی نیست. «من اعتراف دارم که افراد استثنائی همواره بوده و هستند که علیرغم شرایط سخت اقتصادی به وظایف خود عمل کرده و می کنند، از رقابت و مریدبازی منزهند، ولی سخن در وضع افراد عادی و معمولی است. ضرورتی ندارد که ما وضعی به وجود آوریم که فقط “نخبه ها” قادر به حسن انجام وظیفه باشند».[۶] «فراموش نکنیم که؛ در برنامه ریزی باید متوسط افراد یک مجموعه را لحاظ کنیم».[۷]

۳- اصطلاحات و گزاره های دینی باید دقیق و عمیق و هویت دار معنی شود و حد مرزهای آن ها دقیقاً مشخص شود. امروزه متأسفانه کثیری از اصطلاحات دینی بار معنای خود را از دست داده و گاهی همچون کش، معنای گسترده پیدا می کند و گاهی همچون فولاد، سفت و خشک معنی می شود.

لفاظی کردن و دائماً اصطلاحی را به کار بردن و متوجه حقیقت معنای آن نبودن خود آسیب دیگری است که امروزه به آن دچار شده ایم، خصوصاً در حوزه ی علوم انسانی. «یکی از کوتاهی ها و قصورها، بل تقصیرها، که رخ داده است این است که ما نکوشیده ایم تا مقصود قرآن و حدیث را در کاربرد کلمات روشن کنیم. ما درباره‌ی ” واژه شناسی”، “تعبیرشناسی”، و “اصطلاح شناسی” قرآن و حدیث، چنان چه باید و شاید، کار نکرده‌ایم.»[۸]

۴- متأسفانه جامعه آماری در کشور ما ضعیف و در این موضوع اصلاً  موجود نیست[۹]؛ لذا در تشریح مسئله از تحلیل و مشاهدات و منابع استفاده می کنیم و قرار نیست به حکایت، داستان و قصه و… متوسل شویم. خیلی عجیب است که امروزه در مراکز علمی برای اثبات مدعا به داستان و قصه روی می آوریم! غافل از اینکه در مثل این موضوع (معیشت طلاب)  چندین برابر داستان و قصه مخالف و نقیض داریم.[۱۰]

یک نهاد تعلیمی و تخصصی باید مراقب آفات حتی خطابه (خطابه عبارت است از سخن اقناعی غیرتخصصی غیر استدلالی برای نفوذ در دل عامه و برای جا انداختن یک مسئله) باشد. با عامه غیر اهل علم سخن گفتن اقتضائاتی دارد و با خواص اهل علم سخن گفتن اقتضائاتی دیگر، سخن گفتن برای اهل علم باید اقتضائاتش رعایت شود و إلا به تقدس بی‌سبب مبتلا می‌شویم.

۵- فهم این مسئله و جوابگویی به آن باید کاملاً منطبق با شرایط عینی زندگی امروز باشد و نه بر اساس خیال و وهم. ما می خواهیم وضعیت عینی طلبه ها را بررسی کنیم. به جد قائلم یکی از بزرگترین مشکلات و موانع ما، در واقع بین نبودن و شرایط کنونی و وضعیت موجود را درک نکردن است.

نگاه دین به معیشت

انسان در هرحالی که باشد برای بقای خود به غذا، لباس، مسکن و لوازم دیگر زندگی نیاز دارد و هرکس به تناسب رشد فکری و اجتماعی که یافته، سعی می کند نیازمندی های خود را از راه های هرچه سهل‌تر با کمیت هرچه بیشتر و کیفتی هرچه بهتر تأمین نماید. از این رو تا آنجا که می دانیم همه جا و همه وقت مسئله تأمین معاش از مسائل مهم و ضروری زندگی بشر به حساب می آمده و هنوز هم به حساب می‌آید، دین اسلام نیز به مراتب از این ضرورت انسانی و اجتماعی بشری غفلت نورزیده است.

از مجوع تعالیم اسلام آنچه با موضوع معیشت و مسئله این مقاله مربوط است به عنوان اصل در زیر آمده است:

۱- روح کلی حاکم بر همه مقررات اسلامی عبارت است از حمایت از عدل و داد، نیکی به دیگران، رسیدگی به نزدیکان و مبارزه با ظلم و فساد و این یک معیار و محک اساسی برای شناخت چهره اصیل تعالیم اسلامی در همه‌ زمینه‌هاست.[۱۱]

۲- غرض آیات و احادیثی که اهمیت ارزش های معنوی را بیان می کند و به غنای نفسی و روحی و باطنی بها می‌دهد این نیست که ارزش اقتصادی و معیشتی مال را منکر شود، و نقش حیاتی مال و امکانات را در جهان نگری اسلامی و در عمل به احکام دین نادیده انگارد، و تأثیر بس مهم مال را در قوام زندگی مردم و در قوام دین مردم و در حفظ کرامت انسان ها از نظر دور بدارد، و تنها بر توجه به آخرت تأکید کند، و انسان ها را در دفاع از حقوق خویش سست سازد، هرگز، زیرا اسلام خود مال را “قوام” [۱۲] نامیده است. بلکه مقصود این تعلیمات دور ریختن ارزش های منفی و بی ارزشی است که از تکاثر برمی خیزد و همچنین حفظ کرامت انسانی در اجتماع و استحکام بخشیدن به ایستار قوامی مال و تأکید بر اینکه مال ابزار و وسیله است نه مقصود اصلی و هدف زندگی.[۱۳]

۳- صلاه، صوم و کلیه احکام دینی با انسان و نیازهای لازم زندگی رابطه‌ مستقیم دارند.

پیامبر اکرم «ص»: لو لا الخبز ما صلّینا، و لا صمنا، و لا أدّینا فرائض ربّنا- عزّوجلّ.[۱۴]

بدون نان (و دیگر نیازهاى لازم: دوا، لباس و…) نه مى ‏توانیم نماز بخوانیم، نه روزه بگیریم، و نه دیگر واجبات پروردگار عزیز را انجام دهیم.

امام على «ع»: العدل حیاه الأحکام.[۱۵]

راه منحصر زنده ماندن احکام دین (و عمل کردن مردم به دین، چه احکام اقتصادى و چه قضائى و…) اجراى عدالت است.

… و به (بالخبز) صلّیتم، و به صمتم، و به حججتم بیت ربّکم…[۱۶]

شما با نان (و داشتن و خوردن غذا) مى‏ توانید نماز بخوانید، و مى ‏توانید روزه بگیرید، و مى‏ توانید به حجّ خانه خدا بروید.

الإمام علی «ع»: لابنه محمّد بن الحنفیّه: یا بنیّ! إنّی أخاف علیک الفقر، فاستعذ باللَّه منه، فإنّ الفقر منقصه للدّین‏…[۱۷]

امام على «ع»: به پسرش محمّد بن الحنفیّه: پسرم! من بر تو از فقر بیمناکم؛ از آن به خدا پناه بر، که فقر مایه نقص دین است.

۴- فقر باعث ننگ دین، سستی یقین، نگرانی و اضطراب، کفر، خطا و گناه و… می شود.

بدبختى، گرفتارى‏:

الإمام علی «ع»: الفقر مع الدّین، الشّقاء الأکبر.[۱۸] امام على «ع»: فقر با بدهکارى، بزرگترین بدبختى است.

الإمام السّجّاد «ع»: فیما رواه الإمام الباقر «ع»: اللّهمّ إنّی أسألک خیرالمعیشه، معیشه أقوى بها على طاعتک، و أبلغ بها جمیع حاجاتی…[۱۹]

امام سجّاد «ع» به روایت امام باقر «ع»: خدایا! از تو خواستار نیکوترین معیشتم: معیشتى که با آن توانایى بر طاعت تو پیدا کنم، و با آن به همه نیازمندی‌هایم برسم…

الإمام الباقر «ع»:… أسألک اللّهمّ الرّفاهیه فی معیشتی ما أبقیتنی، معیشه أقوى بها على طاعتک، و أبلغ بها رضوانک… و لا ترزقنی رزقا یطغینی، و لا تبتلینّی بفقر أشقى به…[۲۰]

امام باقر «ع»: خدایا! تا در دنیا هستم از تو معیشتى با آسایش مسألت مى‏کنم: معیشتى که با آن قدرت بر طاعت تو پیدا کنم، و رضایت کامل تو را به دست آورم… و مرا چنان روزى مده که به طغیانم وادارد، و به فقر گرفتار مساز که بدبختم سازد.

 ننگ دین، سستى یقین‏:

الإمام علی «ع»: لابنه محمّد بن الحنفیّه: یا بنیّ! إنّی أخاف علیک الفقر، فاستعذ باللَّه منه، فإنّ الفقر منقصه للدّین‏…[۲۱]

امام على «ع»: به پسرش محمّد بن الحنفیّه: پسرم! من بر تو از فقر بیمناکم؛ از آن به خدا پناه بر، که فقر مایه نقص دین است.

الإمام علی «ع»: یا بنیّ!… من ابتلی بالفقر ابتلی بأربع خصال: بالضّعف فی یقینه… و الرّقّه فی دینه.[۲۲]

امام على «ع»: پسرم! هر کس به فقر مبتلا شود، به چهار خصلت مبتلا شده است: به سستى در یقینش… و ضعف در دینش.

نزدیک شدن به بى‏ باورى:‏

النّبیّ «ص»: کاد الفقر أن یکون کفرا.[۲۳] پیامبر «ص»: فقر به آن نزدیک است که به کفر بینجامد.

شرّ واقعى‏:

الإمام علی «ع»: فیما رواه الامام الصّادق «ع»:… فالخیر، الصّحّه و الغنى، و الشّرّ، المرض و الفقر.[۲۴]

امام على «ع»: به روایت امام صادق «ع»:… خیر، تندرستى است و بى‏نیازى، و شرّ، بیمارى است و نادارى.

عامل زیاد شدن خطا و گناه‏:

الإمام علی «ع»: قال لابنه الحسن: لا تلم إنسانا یطلب قوته، فمن عدم قوته کثر خطایاه.[۲۵]

امام على «ع»: به امام حسن مجتبى «ع»: انسانى را که طلب روزى خود مى ‏کند ملامت مکن، چه هرکس روزى خود (و خانواده خود) را نداشته‏ باشد، خطاهایش فزون گردد.

الإمام الصّادق «ع»: غنى یحجزک عن الظّلم، خیر من فقر یحملک على الإثم.[۲۶]

امام صادق «ع»: غنایى که تو را از ستمگرى باز دارد، بهتر از فقرى است که به گناهت کشاند.

بزرگترین مرگ‏:

الإمام علی «ع»: الفقر، الموت الأکبر.[۲۷] امام على «ع»: فقر موت اکبر است.

الإمام الصّادق «ع»: ثلاث من ابتلی بواحده منهنّ تمنّى الموت: فقر متتابع…[۲۸]

امام صادق «ع»: سه چیز است که هر کس به یکى از آنها مبتلا شود، آرزوى‏ مرگ مى‏ کند: فقر پیوسته…

دشوارتر از کشته شدن‏:

الإمام علی «ع»: الفقر مع الدّین، الموت الأحمر.[۲۹] امام على «ع»: نادارى با بدهکارى، مرگ سرخ (کشته شدن) است.

اندوه و رنج‏:

الإمام علی «ع»: من افتقر فیها (الدّنیا) حزن.[۳۰] امام على «ع»: هرکس در دنیا فقیر باشد، همواره اندوهناک است.

اندوه شب، خوارى روز:

النّبیّ «ص»: فیما رواه الإمام الصّادق «ع»، عن آبائه: إیّاکم و الدّین، فإنّه همّ باللّیل، و ذلّ بالنّهار.[۳۱]

پیامبر «ص»: به روایت امام صادق «ع»، از پدرانش: بپرهیزید از بدهکارى، که مایه اندوه شب است و خوارى روز.

الإمام الصّادق «ع»: الدّین غمّ باللّیل، و ذلّ بالنّهار.[۳۲] امام صادق «ع»: وامدار بودن غم شب است و ذلّت روز.

سراسیمگى عقل، کلید بدبختى، نومیدى‏:

الإمام علی «ع»: یا بنیّ!… إنّ الفقر… مدهشه للعقل.[۳۳] امام على «ع»: پسرم!… فقر… مایه سراسیمه شدن عقل است.

الإمام علی «ع»: یا بنیّ! من ابتلی بالفقر ابتلی بأربع خصال:… النّقصان فی عقله.[۳۴]

امام على «ع»: پسرم! هرکس به فقر مبتلا شود، به چهار خصلت مبتلا شده است:… نقصان در عقل.

الإمام علی «ع»: إنّ الفقر مذهله للنّفس، مدهشه للعقل، جالب للهموم.[۳۵]

امام على «ع»: فقر سبب پریشانى حواس، و سرگشتگى عقل، و گرفتار شدن به غم و اندوه است.

الإمام علی «ع»:… و إن افتقر قنط و وهن.[۳۶] امام على «ع»:… اگر (انسان) فقیر شود، نومید و دلسرد خواهد شد.

شکننده پشت آدمى‏:

النّبیّ «ص»: فیما أوصى إلى علیّ «ع»: یا علیّ! أربعه من قواصم الظّهر:… و فقر لایجد صاحبه مداویا،….[۳۷]

پیامبر «ص»: اى على! چهار چیز پشت آدمى را مى ‏شکند:… فقرى که شخص فقیر براى آن چاره‏ گرى نیابد…

اندک بسیار:

الإمام الصّادق «ع»: أربعه أشیاء القلیل منها کثیر: النّار، و العداوه، و الفقر، و المرض.[۳۸]

امام صادق «ع»: چهار چیز است که اندک آنها بسیار است: آتش، دشمنى، فقر، و بیمارى.

لال شدن به هنگام دفاع از حقّ خویش‏:

الإمام علی«ع»: الفقر یخرس الفطن عن حجّته.[۳۹] امام على«ع»: فقر انسان زیرک را به هنگام بیان دلیل خویش لال مى‏ کند.

الإمام علی «ع»: یا بنیّ! الفقیر لا یسمع کلامه، و لا یعرف مقامه…[۴۰]

امام على «ع»: پسرم! کلام فقیر شنیده نمى‏ شود، و مقام او شناخته نمى ‏گردد.

غربت در وطن‏:

الإمام علی «ع»: الفقر فی الوطن غربه.[۴۱] امام على «ع»: فقر غربتى است در وطن.

الإمام علی «ع»: لیس فی الغربه عار، إنّما العار فی الوطن و الافتقار.[۴۲]

امام على «ع»: غریب بودن عار نیست، عار غریب بودن در وطن است به دلیل فقر.

فراموش شدن در جامعه‏:

الإمام علی «ع»: الفقر ینسی.[۴۳] امام على «ع»: فقر انسان را مى‏ فراموشاند (مردم انسان فقیر را از یاد مى‏ برند).

چیزى که باید از آن به خدا پناه برد:

الإمام علی «ع»: فیما أوصى به ابنه الحسن: یا بنیّ! من ابتلی بالفقر ابتلی بأربع خصال:… فنعوذ باللَّه من الفقر.[۴۴]

امام على «ع»: از سخنان آن حضرت به امام حسن مجتبى «ع»: پسرم! هرکس به فقر مبتلا شود، به چهار خصلت مبتلا شده است:… پس پناه مى‏ بریم به خدا از فقر.

الإمام السّجّاد «ع»: فی دعاء أبی حمزه الثّمالیّ المعروف: اللّهمّ! إنّی أعوذ بک من الکسل و الفشل و الهمّ و الفقر… و الفاقه.[۴۵]

امام سجّاد «ع»: در دعاى معروف ابوحمزه ثمالى: خدایا! پناه مى‏ برم به تو از تنبلى و سستى و اندوه و فقر… و فاقه.

۵- تلاش برای معیشت از ارزش های دینی است و برای آن باید تدبیر نمود.

الإمام الباقر «ع»: الکمال، کلّ الکمال، التّفقّه فی الدّین، و الصّبر على النّائبه، و تقدیر المعیشه.[۴۶]

امام باقر «ع»: کمال، در درجه اعلا، به تفقّه در دین است، و صبر بر مصیبت، و اندازه دارى (و برنامه ‏ریزى) در معیشت.

الإمام الصّادق «ع»: أیّوب بن حرّ قال: سمعت رجلا یقول لأبی- عبد اللَّه «ع»: بلغنی أنّ الاقتصاد و التّدبیر فی المعیشه نصف الکسب. فقال أبو عبد اللَّه «ع»: لا، بل هو الکسب کلّه.[۴۷]

امام صادق «ع»: ایّوب بن حرّ مى‏ گوید: شنیدم که مردى به امام صادق «ع» گفت: مى‏ گویند، که میانه ‏روى و تدبیر در معیشت، نیمى از کسب (تلاش معاش) است. امام صادق «ع» فرمود: «نه، بلکه همه کسب است».

النّبیّ «ص»: جاء رجل إلى النّبیّ «ص» و قال: ما طعمت طعاما منذ یومین. فقال: علیک بالسّوق…[۴۸]

پیامبر«ص»: مردى نزد پیامبر «ص» آمد و گفت: دو روز است چیزى نخورده ‏ام. فرمود: برو به بازار (و کار کن).

النّبیّ «ص»: من لم یستحی من الحلال نفع نفسه، و خفّت مئونته، و نفی عنه الکبر…[۴۹]

پیامبر «ص»: هرکس از طلب حلال خجالت نکشد (و کار کند)، به خود سود مى‏ رساند، و نیازهاى خود را تأمین مى‏ کند، و کبر از او دور مى‏ گردد.

النّبیّ «ص»: من أکل من کدّ یده‏، کان یوم القیامه فی عداد الأنبیاء، و یأخذ ثواب الأنبیاء.[۵۰]

پیامبر «ص»: هر کس از دست رنج خود بخورد، روز قیامت در شمار انبیا خواهد بود، و پاداش انبیا بهره او خواهد شد.

النّبیّ «ص»: الکادّ على عیاله کالمجاهد فی سبیل اللَّه.[۵۱]

پیامبر «ص»: کسى که براى تأمین زندگى عیال خود زحمت (و رنج) مى‏ کشد، همچون مجاهد در راه خدا است.

۶- دین را دست آویز معیشت و مال اندوزی قرار دادن مذموم است.

الامام علی «ع»:.. المستأکل‏ بدینه‏، حظّه من دینه ما یأکله‏.[۵۲]

امام على «ع»:.. آنکه دین را وسیله خوردن خود مى‏ کند، بهره‏ اش از دین همان چیزى است که آن را مى‏ خورد.

الامام السجاد «ع»: ایّاک أن تترأّس بنا فیضعک اللَّه، و ایّاک أن تستأکل بنا فیزیدک اللَّه فقرا.[۵۳]

امام سجاد «ع»: بپرهیز از اینکه به نام ما (و طرفدارى از ما) به سرورى‏ برسى، که خدا تو را پست خواهد کرد؛ و بپرهیز از آنکه ما را وسیله نان- خوردن خود سازى، که خدا فقرت را خواهد افزود.

الامام حسین «ع»: …إِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا وَ الدِّینُ لَعْقٌ‏ عَلَى‏ أَلْسِنَتِهِمْ‏[۵۴] یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.[۵۵]

…آدمیان بندگان دنیایند و دین آویزه زبان آنان است تا وقتی که معیشت شان از راه دین بگذرد با آن بازی می‌کنند ولی همین که امتحان های دشوار پیش آید دین داران کم خواهند شد.

واژه شناسی

همان طور که اشاره شد، در جامعه امروز به اصطلاحات و واژه هایی برخورد می کنیم که دچار آسیب یا آفت شده اند و غنا و عمق خود را از دست داده اند. واژه های بحث معیشت نیز از این آسیب مستثنی نیستند. در بحث معیشت به خصوص برای طلاب به سخنان، توصیه ها، آموزه ها و دستوراتی از کلام بزرگان مواجهیم که هیچ کنکاش نشده‌اند.

واژه های ساده زیستی، زهدگرایی، قناعت، توکل، فقر و… که در کلام بزرگان[۵۶] آمده کاملاً صحبت درست و صحیحی است، ولی ما با یک مشکل در اینجا مواجهیم و آن این است که:

این واژه ها دقیقاً به چه معناست؟

تعریف عملیاتی این واژه ها چیست؟

نسبت این واژه ها با زمان و مکان چیست؟[۵۷]

تمدن جدید، چه تأثیری بر این واژه ها گذاشته؟

در زیر چند واژه که معمولاً بزرگان به آن تمسک می کنند برای حل مسئله معیشت طلاب بررسی شده است:

۱- ساده زیستی

شهید مطهری ساده زیستی را به معنای پرهیز از تکلف می داند.[۵۸] حسین اسحاقی ساده زیستی را ترجمه‌ قناعت می داند.[۵۹] حسین انصاریان ساده زیستی را به معنای آسان گذراندن می شمارد.[۶۰]

پس از بررسی این منابع و منابع دیگر[۶۱] به این نتیجه می رسیم که:

ساده زیستی یعنی اکتفا به حداقل های زندگی و امنیت از تجمل گرایی. ساده زیستی حد کفاف[۶۲] نیاز انسان را برطرف کردن است.

«حداقل های زندگی» یعنی «ضروریات زندگی» یعنی مواردی که اگر نباشد (چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی) انسان دچار فقر شده است.

حداقل های زندگی یا ضروریات زندگی بر اساس برخی روایات و جامعه امروز عبارتند از: (موارد کمی)

۱- مسکن، ۲- فرش و بستر (اثاث یا افزار خانه)، ۳- آب آشامیدنی و تغذیه سالم، ۴- مصرف و هزینه‌ها (مصارف جاری، تفریح، آموزش و…)[۶۳]

همچنین از نظر کیفی باید ۴ مورد بالا حداقل های کیفی را نیز داشته باشد. مثلاٌ، اگر مسکنی مساحتی زیر ۵۰ متر مربع و کمتر از دو اتاق داشته باشد یا از نظر سرمایشی و گرمایشی مشکل داشته باشد، یا در منطقه ای با امکانات کافی نباشد و… حداقل های کیفی مسکن را نداشته و انسان در زمینه مسکن به فقر مبتلا شده است.[۶۴] حتی کسی که مسکنش اجاره ای است و هرماه دغدغه اجاره دارد یا هر سال دغدغه و مشکل تخلیه منزل و… دارد، او نیز در زمینه مسکن فقیر است، زیرا سلامت روانی، عاطفی، فکری او نیز تحت تأثیر قرار گرفته است.[۶۵] و[۶۶]

موارد دیگر نیز به همین ترتیب؛ کسی که حداقل های اثاث خانه همچون گاز، یخچال، تلفن و… ندارد، ساده زیست نیست بلکه زیست فقیرانه دارد. کسی که سلامت غذایی ندارد و تمام پروتئین ها، ویتامین ها و… را نمی تواند فراهم کند، ساده زیست نیست، بلکه اصلاً  زیست ندارد و در جامعه فقیر است.

طلبه ای که نتواند (و مسلم است که نمی تواند) مصارف و هزینه های بیماری، دارو، آموزش، تربیت، تفریح خود و خانواده خود را فراهم کند، ساده زیست نیست بلکه نزدیک است بمیرد یا کافر شود.[۶۷]

بنابراین:

۱- ساده زیستی به معنای فقر نیست، بلکه به معنای اکتفا به حداقل های زندگی است؛ همچنین ساده زیستی فقط معنای سلبی ندارد، بلکه برخوردار از معنای سلبی و ایجابی توأمان است.

۲- ساده زیستی هم در کمیت ها مطرح است و هم در کیفیت‌ها.

۳- شرایط زمانه باید در ساده زیستی رعایت شود بنابراین ضروریات زندگی نسبت به هر زمانی متفاوت است.[۶۸]

۲- کفاف

(به فتح کاف) به معنی رزقی است که انسان به وسیله آن از دست دراز نمودن به سمت دیگران مستغنی می شود. کفاف یعنی مقدار حاجت فقط، که اگر از این مقدار حاجت بیشتر شود اسراف است[۶۹] و اگر کمتر شود فقدان حاجت در زندگی است، یعنی فقر.

حضرت امام سجاد علیه السلام از هر دو دره افراط و تفریط در این زمینه به خدا پناه می برند:

… و نعوذ بک من تناول الاسراف و من فقدان الکفاف.[۷۰]

بنابراین آن اندازه مال و درآمد لازم که برای گذراندن زندگی روزانه بس باشد، کفاف نامیده می شود.[۷۱]

انسان، برای کفاف زندگی خود هم شایسته است تدبیر کند؛ (و حسن التدبیر مع الکفاف)[۷۲] و هم شایسته است دعا کند (اللهم ارزق محمداٌ و آل محمدٍ الکفاف)[۷۳] و هر دوی این شایستگی همراه خود تلاش و فعالیت را در پیش دارد.

بنابراین:

کفاف که می‌توان از جهتی ترجمه آن را (ساده زیستی) نامید؛ مقدار رزقی است که انسان به واسطه آن مستغنی می شود از دیگران و مجبور نیست دست درازی کند به صورت مستقیم و غیرمستقیم به غیر. و این کفاف زندگی آنقدر مهم و حساس است که حتی محمد و آل محمد آن را از خداوند درخواست می‌کنند.

و برای کفاف شایسته است هم فرد و هم هر صنف و ارگانی حسن تدبیر کنند.

حوزه علمیه نیز همچون دیگر اصناف شایسته است حسن تدبیر کند در مقدار کفاف زندگی در دنیای امروز و بیندیشد که آیا این مقدار شهریه فعلی کفاف یک طلبه را می کند یا نه؟ و الا فقط باید به خدا پناه برد از این سوء تدبیرها در کفاف زندگی. (و نعوذ بک من فقدان الکفاف).

۳- قناعت

قناعت، وقوف است بر حد قلت و کفایت و قطع طمع از طلب کثرت و زیادی.

هر اجتماعی که فرض کنی، حکم می کند به اینکه فرد فرد انسان ها باید به حقوق خود قانع باشند و این همان قناعت است (که شاخه دیگری از عفت است) و یا حکم می کند به اینکه هر کسی باید موقعیت اجتماعی خود را حفظ کند، و در عین حال دیگران را هم تحقیر ننموده، بر آنان کبریایی نکند.

کفایت و ساده زیستی توضیح داده شد؛ و همانطور که مشاهده کردید، قناعت یعنی توقف و رضایت بر حد کفایت و طمع نداشتن در کثرت ها.

پس بنابر تعریف مصباح الهدایه، اگرچه انسان باید در هر حالی قانع باشد از خداوند متعال ولی انسان برای کفاف زندگی اولاً، باید حرکت کند و تلاش، چرا که توقف پس از حرکت مطرح است و ثانیاً این حرکت و تلاش، تا مرز کفایت ادامه داشته باشد، نه کمتر و نه بیشتر.

دو مطلب بالا در رابطه با قناعت، هم فردی باید فهم شود و هم اجتماعی و صنفی، خصوصاً پس از تشکیل حکومت اسلامی.

بنابراین حوزه های علمیه لازم است نسبت به قناعت و نه نداری و خاری، ساده زیستی و نه فقر و زیست نداشتن، کفایت و نه تهی دستی طلاب حرکت و تلاش کنند.

۴- توکل

معنی توکل این نیست که انسان چون پاره کهنه ای بر زمین و یا تکه گوشتی بر تخته قصابی بیفتد و کسب و کار و معاش را رها کند و دست از تدبیر عقلی بشوید. زیرا این جهل محض و در شرع مقدس حرام است چون انسان مکلف است به وسیله اسبابی که خدای تعالی به او نموده، از طرق حلال در طلب روزی سعی کند. همچنین خداوند سبحان علاوه بر این تکلیف، بندگان را مکلف نموده تا فقط بر ذات اقدس او اعتماد کنند.[۷۴]

همچنین علامه مجلسی در شرح اصول کافی می فرماید: و بدان که معنی توکل این نیست که از کوشیدن برای امور لازم دست کشد و از حوادث به کلی حذر نکند بلکه باید به اسباب عادی توسل جوید ولی حرص و مبالغه نورزد و بر کار و کوشش خود هم اعتماد کلی نکند بلکه نظر او به خدا باشد. محقق طوسی(ره) در اوصاف الاشراف گفته است: مراد از توکل این است که: بنده، هر عملی کند به خدا واگذارد برای اینکه می داند خدا از او تواناتر و نیرومندتر است و آن چه بر او قدرت دارد بهتر و کامل تر انجام می‌دهد… و با این حال سعی و کوشش هم در کار خود بکند.[۷۵]

نظام معنایی که از توکل فهمیده می شود به این ترتیب است:

  • توکل به معنای نفی تدبیر و کسب معاش نیست، بلکه با آن دو سازگاری دارد و آن دو را تأیید می‌کند.
  • توکل از عقیده به خداوند یکتا و یگانه برخاسته می شود و صفت (قدرت) را بر انسان تجلی می کند.
  • توکل به انسان یک افق روشن و امید را پس از برآوردن مقدمات (تدبیر و تلاش) نشان می دهد.

۵- فقر

فقر مادی عبارت است از کمبود داشتن، یا در دسترس نداشتن وسایل معاش مادی و افزارهای عملی برای این زندگی. در مقابل فقر، غنا می باشد.

غنای مادی عبارت است از دسترسی داشتن به این وسایل و ادوات و در اختیار گرفتن آن ها.[۷۶]

در مورد فقر احادیث بسیاری وارد شده است و شر واقعی، تلخ ترین چیز، بزرگترین مرگ، قربت در وطن، فراموش شدن در جامعه، عامل نگرانی و اضطراب، عامل خطا و اشتباه و… فقر دانسته شده است.

در مورد فقر این نکته را نیز باید تذکر دهیم که:

ارزش هاى اسلامى فقر را تأیید نمى‏ کند و آن را نمى‏ پذیرد، بلکه بر آن است که فقر و ناکامى را براندازد، تا در اجتماع اسلامى نیازمند و ناکامى، خواه مسلمان یا اقلیّت- چنان که در حدیث منقول از- امام امیرالمؤمنین علىّ بن ابى طالب «ع» آمده است‏[۷۷]– باقى نماند.

حداقل معیشت برای هرکس از جمله طلبه

پس از کنکاش اجمالی در چند واژه معیشتی و بررسی ابعاد و حدود ساده زیستی، کفاف و قناعت و رابطه مندی توکل با تدبیر و کسب و نگاه دین به فقر و آسیب های آن به این مرحله می رسیم که خط قرمزهای معیشت در دنیای امروز کدام است؟

امروزه حداقل های زندگی برای هر انسانی از جمله طلبه کدام است؟

ضروریات معیشتی در دنیای امروز کدام است که انسان با آن ها ساده زیست محسوب می شود؟

در بررسی این مسئله این نکته حائز اهمیت است که؛

حداقل های معیشت نسبت به زمان و مکان متغیر است و نمی توان یک خطوط قرمزی نسبت به معیشت در تمام دوران کشید، بر همین اساس است که در احادیث ما به ملاک ثابتی برخورد نمی کنیم، مثل اینکه امام علیه السلام بگویند: حداقل های معیشت ۲۰درهم است یا ۳۰ مثقال طلا است و….

به همین منظور حداقل های معیشت در زمینه ها و زمان های مختلف متغیر است.

آیت الله جعفر سبحانی در این رابطه می فرمایند: «جامعه روحانیت، جامعه جداگانه از یک جامعه دیگر نیست. در زمان سابق، مسلماً، این ها ضرورت نداشت، اما الان این ها ضرورت دارد. نمی شود گفت که همه یک نوع رفاه داشته باشند، ولی ما از آن رفاه عمومی عقب بمانیم. بله، چیز زایدی را نباید برای خودمان اختصاص بدهیم، اما چیزی که همه مردم آن را دارند، ما هم باید داشته باشی»[۷۸].

حداقل های معیشت (حداقل های زندگی) یا ضروریات زندگی امروز یعنی در سال ۱۳۹۶ نسبت به مؤلفه های زیر از این قرار است: (باید متذکر شد که در این زمان دلار حدود ۴۰۰۰ تومان، ارزان ترین ماشین تولید ایران بیش از ۲۰ میلیون تومان می باشد).

– مسکن؛ کرایه یک آپارتمان دو خوابه در شهر اصفهان به صورت حداقلی     ۳۰۰۰۰۰ تومان در ماه

– خوراک؛ هزینه خوراک خود و همسر و یک فرزند به صورت حداقلی          ۴۰۰۰۰۰ تومان در ماه

– هزینه آب، گاز، برق، تلفن و اینترنت به صورت حداقلی            ۵۰۰۰۰  تومان در ماه

– هزینه سیر و سفر، زیارت و تفریح به صورت حداقلی     ۵۰۰۰۰  تومان درماه

– هزینه سوخت، تعویض روغن و تعمیرات جانبی خودرو به صورت متوسط [۷۹]    ۱۰۰۰۰۰ تومان در ماه

– سایر (وسیله آموزشی و تربیتی، پوشاک، تعمیرات، عوارض، مالیات و…) به صورت متوسط ۱۰۰۰۰۰ تومان در ماه

جمع:      ۱۰۰۰۰۰۰ تومان

مؤلفه های فوق، هزینه های جاری ماهیانه بود. اما در این میان هزینه هایی هم هست که معمولاً بر هر انسانی می‌گذرد:

  • هزینه عقد و عروسی: حداقل سه میلیون تومان
  • هزینه یک سرویس طلای ساده برای همسر: حدود پنج میلیون تومان
  • هزینه های زایمان و قبل و بعد آن: حدود دو میلیون تومان
  • هزینه خرید یک ماشین متوسط ایرانی کارکرده: حدود ده میلیون تومان
  • هزینه خرید یک کامپیوتر معمولی: حدود دو میلیون تومان

بررسی مسئله (آیا میزان شهریه فعلی مکفی هست یا خیر؟)

با در نظر گرفتن تمامی مطالب فصول گذشته و جداول شهریه و هزینه های ضروری، به مسئله اصلی این مقاله بر می گردیم:

آیا میزان شهریه پرداختی به طلاب، کفایت هزینه های ضروری را می کند؟

وقتی به بالاترین فضلای حوزه علمیه حدود ۵۰۰ هزار تومان شهریه پرداخت می شود، آیا این میزان با حداقل های معیشتی ضروری برابری دارد؟!

مبلغ ۱۰۰۰۰۰۰ تومان، حداقل های معیشتی امروز است، بدون لحاظ دیگر هزینه ها، و مبلغ ۵۰۰۰۰۰ تومان شهریه بالاترین رتبه حوزوی یعنی سطح۳ و فرد متأهل است.

اگر فردی واقع بین باشد و وضعیت عینی طلبه ها را نگاه کند، تصدیق می کند که طلبه ها در وضعیت بحران[۸۰] به سر می برند. اما اگر کسی به جای واقع بینی، اصطلاح بین باشد و صرفاً یک دسته اصطلاحات معیشتی را با آفات و آسیب های آن تکرار کنند وبه دیگران توصیه کنند و به جای حل مسئله و جوابگویی عملیاتی به مسئله، مسئله را پاک کند و یا به یک سری سخنان صرف توصیه کنند و چند داستان از خود و دیگران به آن ضمیمه کند، به دین و آموزه های آن خیانت کرده است.

شاید کسی با نگاه به زندگی برخی طلاب بگوید: (آن ها هزینه های جاری زندگی و هزینه های عقد و عروسی و… را کامل دارند). این مطلب در مورد طلابی صحیح است که سربار پدر خود هستند و تا آخر بر سر سفره  والدین خود نشسته اند.

همچنین یک عده از آن ها پیش از ورود به حوزه، هزینه های زندگی را تأمین کرده اند و سپس وارد حوزه شده اند. همچنین در این میان کم نیستند طلابی که چند شغل دارند.

هرکدام از این سه شیوه بالا آثار خود را دارد که درجای خود به آنان می‌پردازیم.

اما در این میان طلابی ضرر می بینند که خبر ندارند که ۴۰ درصد همکلاسی هایشان شغل دوم دارند و ۲۰ درصد آن ها سرسفره پدر تأمین مالی می شوند.[۸۱] و او خیال می کند این ۶۰درصد طلبه با توکل و توسل تحصیل معاش می کنند!

مقایسه شهریه در گذشته و حال

در این قسمت قصد داریم به مقایسه میزان شهریه در گذشته و حال با لحاظ تورم بپردازیم و به این سوال پاسخ دهیم که آیا این میزان شهریه که امروزه طلاب دریافت می کنند متناسب با تورمی که در اقتصاد کشور است، تنظیم می شود یا خیر؟

آقای فیشر در تحقیق مذکور خود شهریه ها را در سال ۱۳۵۴ در جدولی تنظیم کرده است که در ذیل به فارسی برگردانده شده است.

به طوری که ملاحظه می شود، در آن زمان حداکثر شهریه فضلا ۴۷۰ تومان بوده که از چندین صندوق (آیات عظام) تأمین می شده است.

شهریه طلاب مجرد در سال ۱۳۵۴ به تومان
مراجع پرداخت کننده                                                   سطح تحصیلات
آیات عظام:                          مقدمات                                     سطح                          خارج

خوئی                                  ۴۰                                          ۶۰                             ۱۰۰

خمینی                                 ۴۰                                          ۶۰                             ۱۰۰

گلپایگانی                             ۲۰                                          ۴۰                              ۸۰

خوانساری                            ۲۰                                         ۴۰                               ۸۰

شریعتمداری                         ۲۰                                          ۴۰                              ۸۰

آملی                                  ۱۰                                          ۲۰                              ۳۰

جمع تومان (دلار):          ۱۵۰(=۲۲دلار)                         ۲۶۰(=۳۸ دلار)                 ۴۷۰(=۶۹ دلار)

مأخذ: Ficher. M.M.J. 2003: 125  م.ش همچنین: رهام ۱۳۶۰ (به نقل از فرامرز رفیع پور، ص۴۸۷)

باید متذکر شد که در همین زمان دلار در حدود ۷ تومان، یک سکه (پهلوی) ۳۰۰ تومان، یک پیکان حدود ۳۰ هزار تومان، کرایه یک آپارتمان سه خوابه در میدان توحید تهران ۳۰۰۰ تومان بوده است.

اگرچه تا اندازه ای قابل درک است که در آن زمان درآمدهای حوزه نسبتاً محدود بود، اما از آغاز جمهوری اسلامی در این زمینه تغییر محسوسی ایجاد نشده است. در بررسی ما در سال ۱۳۷۵، حداکثر شهریه یک طلبه ۲۵ هزار تومان بود. ربانی نیز در بررسی خود که نتایج آن را در سال ۱۳۸۰ به چاپ رسانده، ارقام زیر را ارائه داده است:

از بین طلاب و فضلای پاسخگو (۳۰۰ نفر):

– ۳۵٫۵ درصد کمتر از ۲۰ هزار تومان

– ۲۶٫۵ درصد بین ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان

– ۳۸٫۴ درصد بیش از ۳۰ هزار تومان شهریه می گیرند.[۸۲]

اگرچه در اینجا یک روند افزایش شهریه به چشم می خورد، اما این افزایش به نسبت تورم تقریباً بی اثر بوده است و این میزان شهریه به هیچ وجه کفاف نیازهای طلاب را نمی دهد. این در حالی است که در تمام مشاغل دولتی و غیر دولتی، رسمی و پیمانی و قراردادی و حتی در مشاغل به اصطلاح کاذب، روند افزایش حقوق بر اساس تورم اقتصاد ایران به چشم می خورد.

هر ساله از سوی دولت و با همکاری مجلس شورای اسلامی حقوق کارمندان دولتی، حق قانون کار و… اعلام می شود و از طرفی اتحادیه های صنف های مشاغل آزاد این موضوع را پیگیری می کنند.

به نظر می رسد باید شورای تخصصی بررسی میزان شهریه و مطالبات طلاب در بخش مالی تأسیس شود و به بررسی ابعاد شهریه در جنبه های مختلف بپردازد.

جواب های داده شده به مسئله (پیشنهاد داده شده برای بهبود معیشت طلاب)

در این قسمت، پیشنهادها و جواب هایی که به مسئله معیشت طلاب داده شده را بیان می کنیم و سپس چند سوال پیرامون آن مطرح می شود:

  • آیت الله جعفر سبحانی در گفت وگو با پیام حوزه، زمستان ۱۳۷۷ شماره ۲۰؛

«راه حلی که من عرض می کنم، این است که اگر مشکل مسکن را حل کنیم و روحیه قناعت حاکم باشد یک زندگی متوسطی را می توان برای طلبه ها فراهم کرد.

…مشکل این است که شما باید به مقدار بودجه خود، دانشجو (طلبه) بپذیرید.

…مشکل مسکن با ساختن شهرک و یا پرداخت اجاره خانه، حل می شود.

…باید روح قناعت بر ما حاکم باشد. غیر از این، مشکل را نمی توان حل کرد.»

سوال این است که؛ «روح قناعت» چیست و چگونه محقق می شود؟

کارکرد (روح قناعت) در تحصیل معاش چیست و چگونه تبیین می شود؟

آیا چنین جوابی در آیات و روایات برای فردی که هزینه های ضروری زندگی را ندارد وارد شده؟

اگر فرض شود که طلبه ها قناعت دارند، حالا جواب چیست؟

آیا شهرک های ما مؤلفه های مسکن و سکونتی که در روایات آمده است را دارد؟

  • حجت الاسلام محسن غرویان در گفت و گو با پیام حوزه، زمستان ۱۳۷۷، شماره ۲۰؛

«…حالا اگر وجوه شرعی تأمین کننده حوزه است، فهو المطلوب، اما اگر تأمین کننده نیست، برعهده دولت اسلامی است، بر عهده ولی فقیه است، برعهده رهبر مسلمانان است که این را از راه های دیگر از بیت المال به معنای عامش تأمین کند.

… نمی توان تنها به وجوه شرعی اکتفا کرد.

… یکی از راه حل هایی که به نظر من می رسد این است که حوزه علمیه قم، مانند دیگر مراکز علمی دنیا، تولیدات علمی به صورت کتاب و دیسکت و دیسک فشرده و… داشته باشد و درآمد آن را خرج خود طلبه‌ها کند.»

سوال این است که؛ آیا تولیدات علمی می تواند جبران این همه نواقص را بکند؟

در کجای دنیا، این همه هزینه بر دوش تولیدات علمی است؟!

آیا چهارچوب های علم و محتویات علمی و مرز علم و غیر علم برای ما روشن است؟

اگر رهبر مسلمانان، ولی فقیه و دولت اسلامی، تأمین کنند، آیا همان اشکالی که شهید مطهری و برخی دیگر به اهل تسنن گرفته اند، پیش نمی آید؟

  • حجت الاسلام والمسلمین مهدی نیلی پور در سخنرانی خود در مدرسه ولی عصر در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۶؛

ایشان در این جلسه سه راهکار برای معیشت طلاب را مقایسه کردند:

«کنار درس خواندن، کار غیرطلبگی کردن و شغل داشتن.

کنار درس خواندن، کار طلبگی کردن و شغل طلبگی داشتن، مثل تألیف، تبلیغ، مسجد و محراب و…

توکل کند و مشغول درس خواندن شود.»

وی، دو راهکار اول و دوم را مورد نقد قرار دادند؛ راهکار اول را سخت توصیف کردند خصوصاً در زمان حاضر، و راهکار دوم را به خصوص برای طلبه های سطح، مضر توصیف کردند. ایشان بهترین راهکار را توکل نامیدند و به چند داستان در رابطه با توکل و کسب معیشت، از خود و دیگران نقل کردند.

سوال این است که:  آیا این سه راهکار می تواند در عرض یکدیگر باشد؟ آیا این سه راهکار هم سنخ هستند؟

آیا راهکار سوم به این شکل و نظام اصلاً در دین مطرح شده است؟

ربط و رابطه مسائل مادی با مسائل معنوی چیست و چگونه؟  «…بنا نیست که ایمان و تقوا را جانشین همه چیز بدانیم. از هر چیزی فقط اثر خودش را باید انتظار داشت. نه معنی جای ماده را به طور کامل پر می کند و نه ماده جای معنی را…».[۸۳]

در مورد راهکار دوم که بعد از سطح ضرر و آفتی برای آن نمی بینند، آیا این راهکار ارتزاق از راه دین نیست؟

  • حجت الاسلام و المسلمین میرلوحی از اساتید حوزه علمیه اصفهان در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۶؛

«الحمدالله مطلعیم که در حوزه های علمیه پول کم نیست، باید مرکزی تأسیس شود و تمام مراجع و علما که شهریه پرداخت می کنند در آن مرکز نمایندگانی داشته باشند و در آن مرکز به طلاب شهریه متناسب داده شود.»

  • شهید مرتضی مطهری در مقاله «مشکل اساسی در سازمان روحانیت»:

وی معتقد بود روحانیت از نعمت «استغنا» و به تبع آن از نعمت «عزّت» برخوردار نیست و از همین روست که نمی‌تواند تکالیف دینی و اجتماعی خود را آنچنان که باید، انجام دهد. وی مشکل سازمان روحانیت را در نحوه ارتزاق‌شان می‌دید. به نظر وی روحانیت اهل سنت، یک روحانیت دولتی است زیرا از دست دولت ارتزاق می‌کند. این امر یک اشکال دارد: روحانیون دولتی هیچگاه نمی توانند در مقابل دولت بایستند و به دولت اعتراض کنند زیرا کارمند و حقوق بگیر دولت هستند و در مقابل دولت استقلال خود را از دست می‌دهند. در نتیجه آرای خود را به شکلی بیان می کنند که حکام را نرنجانند و آنچه در اینجا قربانی می‌شود، دین خداست.

اما روحانیون شیعه این مشکل را ندارند. آنها محتاج دولت نیستند. ممر ارتزاق روحانیت شیعه، غیردولتی است و توسط خود شریعت پیش بینی شده است. وجوهاتی که مؤمنان به دلیل وظیفه شرعی و از سر میل و اختیار می‌پردازند، امکان ارتزاق غیردولتی روحانیان شیعه را فراهم آورده است. به همین دلیل هم بوده که روحانیان شیعه همواره در طول تاریخ توانسته اند سرافرازانه در برابر حکام بایستند و آنها را غاصب بشمرند و نگران ارتزاق خود نیز نباشند. اما و هزار اما که این نحوه ارتزاق نیز آفتی ویژه خود دارد. آن آفت این است که روحانیان ما عوام زده شده اند. مرحوم آیت‌الله بروجردی در یکی از دروس خود گفته بود:

«من خودم در اول مرجعیت عامّه گمان می‌کردم از من استنباط است از مردم عمل، هرچه من فتوا بدهم مردم عمل می‌کنند، ولی در جریان بعضی فتواها (که برخلاف ذوق و سلیقه عوام بود) دیدم مطلب این طور نیست.»

این نکته ای که مرحوم بروجردی گفته اند نکته بسیار مهمی است. روحانیان مجبورند چنان بگویند که عوام را از خود نرنجانند. عده ای از روحانیان، واعظ و خطیبِ حرفه ای هستند و از این طریق امرار معاش می کنند. یعنی کاری را که پیامبران بی اجر و مزد انجام می دادند، اینان وسیله امرار معاش می کنند. یکی از برجسته ترین خصایل پیامبران این بود که در قبال عرضه نعمت هدایت به مردم، هیچ اجرتی از آنها نمی‌خواستند.[۸۴] اما وعاظ و خطبای حرفه‌ای فاقد این خصلت هستند و برای آنکه منبرشان تعطیل نشود، ناگزیرند مطابق میل عوام سخن بگویند، سخنانی که در کام آنان شیرین بیاید. به این ترتیب، استغنا و عزت روحانیون و همچنین عزت دین از دست می رود.

شهید مطهری معتقدند که جامعه روحانیت باید نظام سنجیده و برنامه ریزی شده ای پدید بیاورد، با این هدف که روحانیان مستقیما از دست مردم پول نگیرند. باید وجوهات شرعی، اوقاف و نظایر آن، تحت نظارت روحانیان بزرگ باشد. ایشان صندوقی مرکزی تشکیل دهند و ائمه جماعات، وعاظ، خطبا و سایر روحانیان از آن مرکز حقوق بگیرند.

  • عبدالکریم سروش در نوشتار «سقف معیشت بر ستون شریعت» و در مقاله «حریت و روحانیت»:

«این قلم چنان که گذشت در آمیختن مکسب (یعنی شغل تضمین شده) را با دعوت و رسالت دینی، به گواهی تاریخ، تجربه و عقل و به ادله ای که به نحو مستوفی آورده است منافی حریت روحانیان در اظهار رأی و ایفای رسالت و نشر دعوت دینیشان یافته است و علاوه بر آفت پیروی از عوام (خطری که مرحوم مطهری نیز آن را یافته و بر آن انگشت تحذیر نهاده است) آفت دیگری هم دیده…

مشکل روحانیت و دین پژوهی جز از این طریق حل نخواهد شد که کسانی به خرج خود درس دین بخوانند و به درآمد شخصی خود زندگی کنند و همراه با آن به نشر حقایق دینی در کمال حریت و شجاعت بپردازند، در این صورت فقط عاشقان در میدان خواهند ماند و بس. اینان شاید چندان زیاد نباشند اما در عین کمی بسیار زیادند.»

آثار مسئله (آسیب شناسی معیشت طلاب در حال حاضر)

هر مشکل و ابهامی اگر تبدیل به مسئله نشود و به جواب علمی به آن نپردازیم[۸۵]، آثار و عواقبی در پی دارد و روز به روز این آثار افزایش پیدا می کند. این آثار و عواقب ممکن است روانی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فردی، خانوادگی، فرهنگی و… باشد.

مشکل (مکفی نبودن شهریه فعلی طلاب) و حل نکردن آن دارای آثار و عواقبی شده است که ما فقط به چند اثر خیلی روشن و ملموس آن می پردازیم:

۱- پدیده چند شغله شدن طلاب:

گفتیم نیازهای زیستی اولین سطح از سلسله مراتب نیازهاست و پول امروزه بزرگترین مقدمه نیازهای زیستی می باشد. در این حال برخی طلبه ها وقتی حس می کنند نیازهای انسانی خود و خانواده اش در خطر است و میزان شهریه فعلی نمی تواند کفایت زندگی اش را بکند و حداقل های زندگی را نمی تواند فراهم کند، لاجرم به شغل دیگری رو می آورند. بعضی تعجب می کنند که طلاب بعدازظهرها و گاهی شب ها بر سر شغل دوم و سومی می روند، اما اگر واقع بین باشیم باید از طلابی تعجب کنیم که شغل دومی ندارند و زندگی فقیرانه دارند.

معضلی که در ارتباط با همین مسئله (مطلوب نبودن میزان شهریه) پیش آمده، پدیده چند شغلی شدن است. طلاب، به خاطر اینکه بتوانند واقعا در یک حد متعارف و نه رفاه طلبی و خروج از ساده زیستی، زندگی کنند، به کار و فعالیت روی آورده اند.[۸۶]

برخی در عوض اینکه در فکر حل این مسئله باشند برنامه ریزی می کنند تا آثار مسئله را از بین ببرند.

صاحب این قلم با گفتگو با برخی از طلاب (حتی ممتازین) متوجه شدم که بسیاری از طلاب، گرفتار پدیده چند شغلی هستند و این پدیده خود را از اساتید، طلاب، فامیل و به خصوص مسئولین مدرسه مخفی می کنند. اگر ترس و وحشت طلاب از مسئولین به خاطر اخراج و نمره و سرزنش و… نبود، این پدیده خود را نمایان می‌کرد.

۲- پدیده خروج از طلبگی و حوزه و گاهی اوقات خروج از دین داری:

یکی از آثار عدم کفایت میزان شهریه فعلی برای طلبه ها، پدیده تصمیم ارادی یا غیر ارادی طلبه به خروج از حوزه علمیه است. این پدیده وقتی اتفاق می افتد که طلبه خود و خانواده اش را در معرض نابودی، به خاطر عدم دسترسی به نیاز های اولیه انسانی می بیند.

این پدیده بعد از تصمیم فرد به خروج از حوزه علمیه به گوش مسئولین می رسد و پیش از آن در مرحله آماده شدن برای تصمیم، همچون پدیده قبلی، مخفیانه است.

۳- پدیده سر بارگی بر خانواده و به تبع جامعه و تغییر دادن نگاه جامعه به دین از دریچه معیشت:

بعضی از طلاب در اثر عدم کفایت میزان شهریه برای ضروریات زندگی، سربار پدر یا مادر و گاهی پدر خانم خود می شوند. این پدیده به دنبال خود نگاه افراد را به دین از همین دریچه معیشت تغییر می‌دهد، و چنان طلقی می‌کنند که دین برنامه‌ای برای معیشت مردم ندارد و دین سربارگی و محتاج دیگران بودن را نفی نمی‌کند!

از این لحاظ طلبه در خانواده خود مبلّغ نگاه غیر دینی به دین می شود و از آنجا که این امر به صورت غیر مستقیم است و در ضمیر ناخودآگاه تأثیر می گذارد، کارکردی عمیق و وسیع دارد و از دست بسیاری از آمارها و تحقیق ها خارج است.

۴- طلاق رسمی، عاطفی و کاهش کارکردهای خانواده:

همسران و فرزندان طلاب به جهت کمبود امکانات معیشتی در معرض آسیب جدی قرار گرفته اند، رابطه بعضی از طلاب و همسرانشان در اثر این آسیب معیشتی آنقدر سخت و دارای اصطکاک می شود که هردو طرف تصمیم به طلاق می گیرند. متأسفانه در این باره جامعه آماری رسمی و دقیقی در دست نیست.

عده دیگری از طلاب به خاطر برخی از شرایط، تصمیم به طلاق رسمی نمی گیرند ولی به صورت غیرمستقیم کارکردهای خانواده به شدت کاهش پیدا می کند و رابطه سنگواره پیدا می کنند. جملات احساسی، لبخند، گفتگو و… در این خانواده ها نابود شده و اصلاً به تعالی خانواده و رشد خانوادگی فکر نمی شود.

البته این شیوه زندگی متأثر از مؤلفه های دیگری نیز هست که از موضوع این مقاله خارج است.

نتیجه گیری

از آنچه گذشت به این نتیجه می رسیم که معیشت در زندگی هر انسانی از جمله طلبه نقش مهمی دارد. میزان شهریه فعلی برای زندگی این زمانه در حد کفایت نیست. بسیاری از اساتید (عدم کفایت میزان شهریه) را پذیرفته اند و برای بهبود زندگی طلاب پیشنهاداتی ارائه نموده اند؛ اما در این میان بسیاری از پیشنهادات، معیارهای یک پیشنهاد و برنامه را ندارد و برخی از آن ها توضیح کامل داده نشده و به چند اصطلاح ختم می شود. از طرف دیگر این مسئله روز به روز آسیب ها و آفات بیشتری به جای می گذارد.

به نظر می رسد باید کارگروهی تخصصی تشکیل داده شود و جوانب مختلف مسئله تجزیه و تحلیل شود و آمارهای دقیق مورد مطالعه قرار گیرد و این کارگروه در تمامی سطوح برنامه ریزی و اجرایی حق مداخله و اظهار نظرداشته باشد.

منابع:

قرآن کریم

نهج البلاغه امام علی علیه السلام

صحیفه سجادیه امام سجاد علیه السلام

۱- ‏ابن بابویه، محمد بن على، الخصال، مصحح: غفارى، على اکبر، نوبت چاپ: اول‏، قم، ناشر: جامعه مدرسین‏،‏ ۱۳۶۲٫

۲- ابن‏مقفع، عبدالله بن دادویه، ترجمه کلیله و دمنه، ‏‏مترجم: نصرالله منشى، نصرالله بن محمد، نوبت چاپ:۴،قم، ناشر: موسسه انتشارات هجرت‏ سال چاپ: ۱۳۷۸٫

۳- اسحاقی، حسین، ملکوت اخلاق، نوبت چاپ: ۲، ناشر: مشعر، تهران، سال چاپ: ۱۳۸۵٫

۴- ایمان، محمدتقی، فلسفه روش تحقیق در علوم انسانی، چاپ دوم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۱٫

۵- برزینکار، ولفگانگ، نقش تعلیم و تربیت در جهان امروز، چاپ اول، تهران، مرکز نشر دانشگاهی،۱۳۷۱٫

۶- بهشتی، سیدمحمد حسین، شناخت اسلام، چاپ اول، تهران، بنیاد نشر آثار واندیشه‌های شهید آیت‌الله دکتربهشتی،۱۳۹۰٫

۷- بهشتی، سیدمحمد حسین، موسیقی و تفریح در اسلام، چاپ اول، تهران، بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیت الله دکتر بهشتی،۱۳۹۰٫

۸- پیام حوزه، زمستان ۱۳۷۷، شماره۲۰، در گفتگو با آیت الله سبحانی و حجه الاسلام غرویان در مورد مشکلات معیشتی و شهریه طلاب.

۹- جعفر بن محمد( ع)، عرفان اسلامی (شرح مصباح الشریعه) چاپ اول پدیدآور: انصاریان، ‏محقق: فیض‏پور،محقق: صابریان، محمدجواد، قم، ناشر: دار العرفان‏، ۱۳۸۶٫

۱۰- جوادی آملی، عبدالله، مفاتیح الحیاه، چاپ سوم، قم، اسراء،۱۳۹۱٫

۱۱- حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، چاپ: اول، قم، انتشارات آل علی،۱۳۶۳٫

۱۲- حکیمی، محمدرضا، هویت صنفی روحانی، چاپ اول، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۵۹٫

۱۳- ‏حکیمى، محمدرضا و حکیمى، محمد و حکیمى، على، الحیاه، ترجمه احمد آرام، نوبت چاپ: اول، تهران، الحیاه، دفتر نشر فرهنگ اسلامى،۱۳۸۰٫

۱۴- دفتر مقام معظم رهبری، حوزه و روحانیت در آئینه‌ی رهنمودهای مقام معظم رهبری، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی،۱۳۷۵٫

۱۵- رفیع پور، فرامرز، دریغ است که ایران ویران شود، چاپ دوم، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۹۳٫

۱۶- سروش، عبدالکریم، آئین در آیینه، سروش دباغ، چاپ اول، تهران، انتشارات صراط، ۱۳۸۷٫

۱۷- سروش، عبدالکریم، سقف معیشت بر ستون شریعت، کیان شماره۲۶٫

۱۸- شبر، عبدالله، اخلاق(ترجمه جباران) ‏مترجم: جباران مجتبی، نوبت چاپ: ۲۶‏، تهران، ناشر: امیر کبیر، ۱۳۸۳٫

۱۹- شجاعی، محمدصادق، نظریه های انسان سالم با نگرش به منابع اسلامی، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۸۸٫

۲۰- طبرسى، حسن بن فضل،ترجمه مکارم الاخلاق، مترجم: میر باقرى، ابراهیم‏،‏ نوبت چاپ:۲، تهران، ناشر: فراهانى، چاپ:۱۳۶۵٫ ‏

۲۱- طوسى، محمد بن حسن، مصباح المتهجّد، چاپ اول، تهران، ‏ناشر: المکتبه الاسلامیه للنشر و التوزیع، ۱۳۷۴٫

۲۲- علامه مجلسی،محمدباقر، بحارالانوار، چاپ سوم، بیررت، داراحیاءالتراث العربی۱۴۰۳ه.ق.

۲۳- قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، چاپ اول، قم، دار الاسوه للطباعه والنشر، ۱۴۱۴ه.ق.

۲۴- کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، محمدباقر کمره ای، چاپ پنجم، تهران، انتشارات اسوه، ۱۳۸۱٫

۲۵- مطهری، مرتضی، ده گفتار،چاپ نهم، تهران، صدرا، ۱۳۷۳٫

۲۶- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، چاپ دوازدهم، تهران، صدرا، ۱۳۸۷٫

۲۷- مظاهرى، حسین‏، اخلاق و جوان، نوبت چاپ: ۴،قم، ناشر: شفق‏،۱۳۸۷٫

۲۸- مکارم شیرازى، ناصر، اخلاق در قرآن، ‏نوبت چاپ: ۱، قم، ناشر: مدرسه الإمام علی بن أبی طالب( علیه السلام)،۱۳۷۷٫

پی نوشت

[۱]. نظریه های انسان سالم با نگرش به منابع اسلامی، ص ۲۸۵٫

[۲]. ده گفتار، صص ۳۱۲ و ۳۰۹٫

[۳]. دریغ است ایران که ویران شود، ص ۴۷۹٫

[۴]. از متغیرهای دیگر که از کم اثرترین متغیرها هستند: ۱- شهر محل تحصیل، ۲- تعداد فرزندان، ۳- حفظ قرآن  است.

[۵]. کار معیشت را نمی‌توان ساده گرفت، یک رکن از ارکان اساسی حیات است، اگر مختل باشد در سایر شؤون حیات اثر می‌گذارد. (مطهری، ۱۳۸۲، ص ۳۰۹).

[۶]. ده گفتار، ص۳۰۷٫

[۷]. پیام حوزه، زمستان۱۳۷۷، شماره ۲۰٫

[۸]. هویت صنفی روحانی، ص۸۰٫

[۹]. محاسبه دقیق و مقایسه و ارزیابی دقیقی مثلاً بین پنجاه سال گذشته با الان انجام نداده ایم… (پیام حوزه، زمستان ۱۳۷۷، شماره ۲۰).

[۱۰]. چه مقدار از علمای ما بودند که در اثر فقر و مشقت و عسر و تنگدستی که داشتند، مریض شدند و نتوانستند آثار علمی عرضه کنند. یعنی افراد زیادی بودند که اگر این ها آدم های سالمی بودند، خیلی بیشتر از این می توانستیم برکات ارائه کنیم، ولی مریض شدند و در اثر فقر و سختی نتوانستند کاری در حد تمام توانشان انجام دهند. (غرویان، پیام حوزه، زمستان ۱۳۷۷، شماره۲۰)

[۱۱]. شناخت اسلام، ص۵۱۳٫

[۱۲]. همچنین «مال» را «خیر» در مقابل شر (فقر) نیز نامیده است. (سوره بقره ۱۸۰، مجمع البیان ۱/۲۶۷)

[۱۳]. الحیاۀ، ج ۳، ص۴۷۹٫

[۱۴]. کافى، ج ۵، ص ۷۳؛ ج ۶، ص ۲۸۷٫

[۱۵]. غرر الحکم، ۳۰٫

[۱۶]. کافى، ج ۶، ص ۳۰۳،

[۱۷]. نهج البلاغه، ۱۲۳۸٫

[۱۸]. غرر الحکم، ۲۸٫

[۱۹]. بحار، ج ۹۰، ص ۱۲٫

[۲۰]. بحار، ج ۹۷، ص ۳۷۹٫

[۲۱]. نهج البلاغه، ص ۱۲۳٫

[۲۲]. بحار، ج ۷۲، صص ۴۷- ۴۸٫

[۲۳]. خصال، ج ۱، ص ۱۲؛ بحار، ج ۷۲٫

[۲۴]. بحار، ج ۸۱، ص ۲۰۹٫

[۲۵]. مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۴۱۵؛ بحار، ج ۷۲، ص ۴۷٫

[۲۶]. کافى، ج ۵، ص ۷۲؛ وسائل، ج ۱۲، ص ۱۷٫

[۲۷]. نهج البلاغه، ح ۱۱۶۶؛ عبده، ج ۳، ص ۱۲۰٫

[۲۸]. تحف العقول، ص ۲۳۵٫

[۲۹]. غرر الحکم،  ۲۸٫

[۳۰]. نهج البلاغه،  ۱۸۱؛ عبده ج ۱، ص ۱۲۷٫

[۳۱].علل الشرائع، ج ۲، ص ۵۲۷٫

[۳۲].تحف العقول، ۲۶۴٫

[۳۳]. نهج البلاغه،  ۱۲۳۸٫

[۳۴]. بحار، ج ۷۲، صص ۴۷- ۴۸٫

[۳۵]. غرر الحکم، ۱۰۲٫

[۳۶]. نهج البلاغه،  ۱۱۶۰٫

[۳۷]. مکارم الاخلاق، ۵۱۳٫

[۳۸]. کشف الغمّه، ج ۲، ص ۲۰۲٫

[۳۹]. نهج البلاغه،  ۱۰۸۹٫

[۴۰]. بحار، ج ۷۲، ص ۴۷،

[۴۱]. نهج البلاغه، ۱۱۱۳٫

[۴۲]. غرر الحکم،  ۲۵۹٫

[۴۳]. غرر الحکم، ۱۲٫

[۴۴]. بحار، ج ۷۲، صص ۴۷- ۴۸٫

[۴۵]. مصباح المتهجّد،  ۵۳۹٫

[۴۶]. تحف العقول، ۲۱۳٫

[۴۷]. سفینه البحار، ج ۲، ص ۴۳۱٫

[۴۸]. سفینه البحار، ج ۱، ص ۵۸۴٫

[۴۹]. تحف العقول، ۴۸٫

[۵۰]. مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۴۱۷٫

[۵۱]. مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۴۲۴٫

[۵۲]. تحف العقول،  ۱۶۰٫

[۵۳]. رجال کشى، ۱۲۴٫

[۵۴]. فی بعض النسخ‏ [لغو على ألسنتهم‏].

. [۵۵] تحف العقول، ۹۷٫

[۵۶]. امام خمینی، صحیفه نور، ج۱۹، ص۳۱۷، ج۲۰، ص۳۴۲: اهمیت ساده زیستی روحانیت.

مقام معظم رهبری، آغاز درس خارج ۲۱/۶/۷۲ به نقل از حوزه و روحانیت: طبیعت حوزه طبیعت قناعت است.

پیام حوزه، زمستان۱۳۷۷، شماره۲۰، در گفتگو با آیت الله سبحانی و حجه الاسلام غرویان در مورد مشکلات معیشتی و شهریه طلاب: (سبحانی:) باید روح قناعت برما حاکم باشد.

مهدی نیلی پور در سخنرانی ۳۰/۱/۹۶، مدرسه علمیه ولی عصر: توکل بهترین راهکار برای معیشت طلاب است (با کمی تصرف).

و…

[۵۷]. به هرحال ما امروزه با تمدن جدیدی مواجهیم، تمدنی که ساز وکار و مؤلفه های خاص خودش را دارد. اینکه ما تمدن اسلامی داریم و… صحیح است ولی فراموش نکنیم که قرار است وضعیت عینی امروز را بررسی کنیم، نه خیال و ایده آل را. در تمدن جدید، مسکن، وسیله نقلیه، خوراک، لباس، ارتباطات، مسافرت و تفریح و همه چیز به مصادیقی دیگر متحول شده است. لاجرم در این تمدن جدید باید زهد، ساده زیستی، قناعت میانه روی و… باز تعریف شود و به یک تعریف عملیاتی برسیم.

[۵۸]. ر.ک مجموعه آثار، ج۲۲، ص۱۲۷٫

[۵۹]. ر.ک ملکوت اخلاق،  ص۸۴٫

[۶۰]. ر.ک عرفان اسلامی، ج ۸، ص ۱۴۳٫

[۶۱]. ر.ک اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۴۵۱؛ اخلاق و جوان، ج ۱، ص ۱۰۳٫

[۶۲]. به همین منظور ما در مورد ۲ (کفاف) را بررسی می کنیم. همچنین به خاطر اینکه در مسئله‌ اصلی مقاله (کفایت) آمده بود.

[۶۳]. ر.ک اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، مکارم شیرازی، ج۱، ص۱۱۸؛ الحیاه، حکیمی، محمدرضا، ج۴، ص۲۸۷٫

[۶۴]. ر.ک. مفاتیح الحیاه، ص ۱۷۴، ۱۷۵، ویژگی های مسکن؛

ر ک نفش تعلیم و تربیت  در جهان امروز. برزینکار، حداقل های مسکن در جامع امروز؛

ر.ک.الحیاۀ، حد قوامی مسکن، حکیمی، محمدرضا، ج ۴، ص ۲۹۶٫

[۶۵]. همه در حکومت حضرت علی خانه داشتند. الإمام علی «ع»: ما أصبح بالکوفه أحد إلّا ناعما، إنّ أدناهم منزله، لیأکل البرّ، و یجلس فی الظّلّ، و یشرب من ماء الفرات. امام على «ع»: همه مردم کوفه اکنون داراى وضعیّت خوبى هستند، حتى پایین ‏ترین افراد، نان گندم مى‏ خورد، خانه دارد، و از آب آشامیدنى خوب استفاده مى‏ کند. (مناقب، ج ۲/ ص ۹۹٫[۶۵])

[۶۶]. یکی از دوستان همکلاسی در تاریخ ۱۳/۲/۹۶ این چنین به من پیام داد: «سلام یه خونه می خوام یه خوابه حدود ۷۰ متر نزدیک مدرسه حضرت ولیعصر. تا دو سه هفته دیگه باید خالی کنم» اگر کسی کمی انسانیت داشت و با این دوستم صحبت می کرد، کاملاً متوجه می شد که او اصلاً سلامت روانی و فکری نداشت! از این جور طلبه ها کم نیستند.

[۶۷]. کاد الفقر ان یکون کفرا، بحار، ج ۷۲،  ص ۲۹٫

[۶۸]. ر.ک مفاتیح الحیاه، ص ۱۷۶٫

[۶۹]. طلب مافوق کفاف اسراف، قال بعض الحکما، ص ۲۲۹، ادب الدنیا والدین.

[۷۰]. صحیفه سجادیه، ص ۸٫

[۷۱]. ر.ک. ترجمه کلیله و دمنه، ص ۱۰۵٫

[۷۲]. تحف العقول، ص ۷۹٫

[۷۳]. اصول کافی، باب کفاف.

[۷۴]. ترجمه الاخلاق، ص ۴۶۲٫

[۷۵]. اصول کافی، ترجمه کمره‌ای، ج ۴، ص ۷۱۳٫

[۷۶]– الحیاه، محمدرضا حکیمی، ج۳، ص ۴۷۸٫

[۷۷]. کافى، ج ۸، ص ۳۲؛ مستدرک نهج البلاغه، ۳۱؛ فصل ۴۷، از باب ۱۲(جلد ششم).

[۷۸]. پیام حوزه، زمستان۱۳۷۷، شماره ۲۰٫

[۷۹]. ممکن است کسی بگوید خودرو جزء ضروریات زندگی نیست! اما به نظر می رسد در فرهنگ جدید شهرنشینی امروز، وسیله نقلیه شخصی یک ضرورت است. امروزه برای یک قطعه فضای سبز برای تفریح، یک مدرسه متوسط، یک دکتر معتبر، یک طبیعت بکر، و حتی صله رحم و… باید چندین کیلومتر طی مسافت کرد و این برای همه اصناف برابر است. در حالی که در شهر اصفهان اساتید مذموم می شمارند سوار موتور شدن روحانیون را.

[۸۰]. عموم طلبه ها، الان مشکل دارند و میزان شهریه، از حد مطلوبی برخوردار نیست. (غرویان در گفتگو با پیام حوزه شماره ۲۰)

[۸۱]. این آمار در حد توان از میان ۳۰ نفر، گرفته شد.

[۸۲]. به نقل از فرامرز رفیع پور، ص۴۸۸٫

[۸۳]. ده گفتار، ص ۳۱۲٫

[۸۴]. در قرآن کریم، نزدیک به ۲۰ بار، این معنا از زبان پیامبر اسلام و دیگر پیامبران الهی نقل شده است که از مردم «اجرت» نمی طلبند: «قل لا اسالکم علیه اجرا»، و پاداش آنان به همان هدایت یافتن مردم است.

[۸۵]– ر.ک. ایمان، محمدتقی، فلسفه روش تحقیق در علوم انسانی، فصل اول.

[۸۶]. پیام حوزه، زمستان ۱۳۷۷، شماره۲۰٫

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
موسسه فرهنگی هاتف/ ثبت نام فصل بهار
موسسه فرهنگی هاتف/ ثبت نام فصل بهار
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز