سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۲:۴۲ - ۱۳۹۶/۱۱/۱۲
خاطره ای خواندنی از بزرگان ادبیات عرب
 قرآن به زبان مُرغ و خُروس!   

جمعى از كارگران نخلستان که نزديك آن ها بودند، چون اين صَرف فعل ها را شنيدند برایشان سنگین تمام شد و با ناراحتی و عصبانیّت گفتند: اى آدم های بی دین، شما دارید قرآن را به «زبان مُرغ و خُروس» مي خوانيد!

ندای اصفهان- سیّد مرتضی میرسراجی

(دانشجوی دکتری الهیات و معارف اسلامی- علوم قرآن و حدیث)

mirseradji@gmail.com

ابوخَلیفه، فَضل بن عَمرو الحُباب۱بن محمّد بن شُعَیب بن صَخر، از طایفه بَنی جُمَح۲ اهل شهر بَصره۳ [در عراق کنونی] و قاضی آن شهر بود.۴ وی در سال ۲۰۶ هجری قمری به دنیا آمد۵ و  عمری طولانی داشت۶ تا عاقبت در سال ۳۰۵  قمری، در سن صد سالگی البتّه چند ماه کمتر۷ در همان  شهر بصره دیده از جهان فرو بست ۸ و در خانه خویش دفن شد.۹

ابو خلیفه از راویان احادیث پیامبر (ص) و همین طور راویت کننده شعرها و نَسَب ها (خاندان ها) ۱۰ و صاحب تالیفاتی نیز در همین زمینه شعر و ادب  بود.۱۱ بسیار به سَجع و کلام آهنگین علاقه داشت۱۲  و از نقاط مختلف جهان به جهت کسب علم از او به محضرش می شتافتند و مرجع علمی به شمار می رفت.۱۳ از خصوصیّات ظاهری او اینکه از نعمت بینایی محروم بود ۱۴ و به ریش و موی خود حَنا می زد.۱۵

ابوخلیفه از نظر عقیده مذهبی از اهل سُنّت بود ولی بعدها به مکتب نجات بخش تشیّع هدایت یافت.۱۶ ارباب تَراجِم و رِجال او را با صفاتی چون: مورد اعتماد، راستگو، امین، ادیب، فصیح، خوش سخن۱۷، با تقوا، فاضل۱۸ و… ستوده اند. ابوخلیفه در کار اِعراب کلمات (نقش کلمات در زبان عربی یا همان علم نَحو) به جهت تمرین های زیادی که از آغاز دوران جوانى انجام داده بود، برای او این مساله به شکل مَلَکه در آمده بود و دچار  هیچ گونه سختی و مشقّت نبود.

از او داستان های نیکویی روایت شده است.۱۹ جالب آن که ابوخلیفه به گواهی برخی منابع تاریخی، مسجدی در ایران و در «طَیّب آباد» قزوین بنا نهاده  است.۲۰ حضور او در شهر اصفهان نیز گزارش شده ۲۱ و از ظاهر این گزاره های تاریخی چه بسا بتوان حدس زد که احتمالا به منطقه ایران راغب و متمایل  بوده است. او در خبرِ معروف و منسوب به پیامبر اسلام(ص)- با رویکرد مثبت به اهالی فارس (ایرانیان)- در سند و طریق روایت قرار گرفته است:

«لَوْ کَانَ العِلْمُ مُعَلَّقاً بِالثُّرَیَّا، لَتَنَاوَلَهُ قَوْمٌ مِنْ أَبْنَاءِ فَارِسٍ»۲۲ (اگر دانش در ستارگانِ خوشه پروین آویزان باشد به طور حتم گروهی از فرزندان «فارس»(ایرانیان) به آن می رسند.)

یکی دیگر از احادیثی که ابوخلیفه در طریق آن قرار گرفته و از راویان آن شمرده می شود، روایت پیشگویانه و معروف پیامبر (ص) اسلام در نکوهش و مذمّت معاویه بن ابی سُفیان۲۳ خلیفه ستمکار اُمَوی است:

«إذا رأیتم معاویه على هذه الأعواد فاقتلوه»۲۴ (هنگامی که مُعاویَه را بر این چوب ها (منبرها) دیدید او را به قتل برسانید!)

داستانی جالب از ابوخلیفه در حافظه تاریخ ثبت شده است که مطالعه آن خالی از لطف نیست و امید است که مزید انبساطِ خاطرِ افراد نکته سنج شود:

«روزی یکى از کارگزاران مالیاتی شهر «بَصره» که از کار بر کنار شده بود،در ایّامی که اتّفاقا ابو خلیفه نیز از منصب قضاوت [شهر بصره] برکنار شده بود [چون می دانست ابوخلیفه به علم نحو علاقه دارد] به ابو خلیفه پیامی فرستاد که امروز قرار است در یکى از باغ ها و رودهای [اطراف  شهر بصره] با «مَبرَمانِ»نَحوى۲۵ رفیق و هم صحبت «ابو العبّاس مُبَرِّد»۲۶ [از دانشمندان علم نحو] ملاقات داشته باشیم.

آنگاه تعدادی از دوستان ما که به صورت ناشناس و لباس مُبَدَّل آمده بودند از ابو خلیفه خواستند که همراه ایشان حاضر شود. پس ابو خلیفه و یارانش در حالى که لباس مُبَدّل پوشیده بودند [تا شناخته نشوند] و شوخی کنان در قایقی نشسته بودند به رودی از رودهای بَصره رسیدند و از یکی از باغ ها خوششان آمد، پس نزدیک آن رفتند و سپس در سمت ساحل از قایق بیرون رفتند و زیر نخل ها نشستند و با هر آنچه که با خود از غذا برده بودند، از یکدیگر پذیرایی کردند و اتّفاقا آن روزها مصادف با فصل رسیدن خرماها و ایّام خرماچینی بود که خرماها را به صورت فشرده در سبدها قرار می دادند. در آن موقع از سال، باغ ها پُر از کارگران و زارعان بود.

وقتى غذا خوردند یکى از آن ها [با عنایت به اینکه می دانست ابوخلیفه در علم صَرف و نَحو استاد است] ابو خلیفه را از روی خوف و ترس که شناخته نشود بدون کُنیه یاد کرد [یعنی او را فَضل صدا زد نه ابوخلیفه] که مبادا آن کارگران و زارعان که قبلا درباره آنها صحبت شد، متوجّه جایگاه او شوند. سپس به او گفت:

خداوند طول عمر به شما عطا نماید! درباره این گفتار خداوند – تبارک و تعالی – که می فرماید:

«یَأَاَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا قُوا أَنفُسکمْ وَ أَهْلِیکمْ نَاراً »۲۷

(اى کسانى که ایمان آورده ‏اید خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسان ها و سنگ ها است نگه دارید!)

این حرفِ واو در [فعلِ امرِ] «قُوا» (نگه دارید) [در آیه مورد نظر] چه محلّى از اِعراب دارد؟

ابوخلیفه گفت: محل آن رَفع است و کلمه «قُوا» امر به «جمع مردان» است. [یعنی سه نفر و بیشتر]

آن مرد پرسید: در مقام امر به «یک مرد» یا «دو مرد» چه می گویى؟ [یعنی این فعل امر را صَرف کن!]

ابوخلیفه گفت:

به یک مرد گفته می شود: قِ۲۸ (ای مرد نگه دار!)

و به دو مرد: قیا (ای دو مرد نگه دارید!)

و به جمع  مردان: قُوا (ای سه مرد و بیشتر [ای جمع مردان] نگه دارید!)

دوباره آن مرد پرسید:

به «یک زن» و «دو زن» و «جمع زنان» چه می گویى؟

ابو خلیفه گفت:

به یک زن گفته می شود: قى (ای زن نگه دار!)

و به دو زن: قیا (ای دو زن نگه دارید!)

و به جمع زنان: قِینَ (ای سه زن و بیشتر [ای جمع زنان] نگه دارید!)

آن مرد این بار گفت: خیلی تند و سریع بگو که به «یک مرد» و «دو مرد» و «جمع مردان» و همین طور به «یک زن» و «دو زن» و «جمع زنان» چه گفته می شود؟

ابو خلیفه هم تند و سریع پاسخ داد: قِ، قِیا، قُوا، قى، قِیا، قِینَ!

جمعى از کارگران نخلستان که نزدیک آن ها بودند، [چون صَرف سریعِ افعالِ «قِ، قِیا، قُوا، قى، قِیا، قِینَ» مانند صدایِ مرغ و خروس است و در ابتدای امر هم بحثی از آیه ای از قرآن در میان همراهان ابوخلیفه مطرح بود] چون این صَرف فعل ها را شنیدند برایشان سنگین تمام شد و با ناراحتی و عصبانیّت گفتند: اى آدم های بی دین، شما  دارید قرآن را به «زبان مُرغ و خُروس» می خوانید! ۲۹

سپس کارگران به طرف آن ها حمله کردند و سیلى‏ شان زدند و ابوخلیفه و آنان که همراه او بودند با زحمت و تلاش بسیار بالاخره از دست آن ها خلاصی یافتند».۳۰

پی نوشت

۱- تاریخ الاسلام، ج‏۲۳،ص ۱۶۶٫

۲- االفهرست (لابن الندیم) ص ۱۶۵٫ و طایفه بنی جمح از خاندان های قریش است که نسبشان به جمح بن عمرو بن هصیص بن کعب بن لؤیّ بن غالب بن فهر بن مالک بن النضر می رسد.

۳- معجم الادباء، ج ۵، ص ۲۱۷۲٫

۴- الفهرست ص ۱۶۵٫

۵- تاریخ ‏الإسلام، ج‏۲۳، ص۱۶۶٫

۶- الاعلام ج ۵ ص ۱۴۸٫

۷- شذرات‏ الذهب، ج‏۴، ص۲۷٫

۸- نکت الهمیان ص۲۱۱٫

۹- الفهرست ص ۱۶۵٫

۱۰- نکت الهمیان ص۲۱۱٫

۱۱- الاعلام ج ۵ ص ۱۴۸٫

۱۲- معجم الادباء ج ۵ ص ۲۱۷۴٫

۱۳- تاریخ‏ الإسلام، ج‏۲۳، ص۱۶۶٫

۱۴- معجم الادباء ج ۵ ص ۲۱۷۲٫

۱۵- تاریخ الاسلام ج ۱۶ ص ۳۸۱٫

۱۶- نکت الهمیان ص ۲۱۱ و معجم الادباء ج ۵ ص ۲۱۷۲٫

۱۷- سیر اعلام النبلاء ج ۱۴ ص ۸٫

۱۸- تاریخ الاسلام ج ۱۶ ص ۳۸۱٫

۱۹- مروج الذهب ج۴ ص ۱۵۰٫

۲۰- سیر اعلام النبلاء ج ۱۴ ص ۱۱٫

۲۱- تاریخ گزیده ص ۷۸۳٫

۲۲- الامالی الخمیسیه، ج ۱ ص ۹۲٫

۲۳- معاویه، خلیفه اموی و پدر یزید بود که انحرافات فراوانی در اسلام ایجاد کرد و دشمنی های بی شمار او با امیر مومنان(ع) در حافظه تاریخ ثبت و ضبط است.

۲۴- تاریخ مدینه دمشق ج ۵۹ ص۱۵۶٫

۲۵- مبرمان نحوی: ابوبکر محمد بن علی بن اسماعیل ملقب به مبرمان نحوی عسکری اهل شهر بصره و شاگرد محمد بن یزید مبرد (ابوالعباس مبرد) که حدود سال ۳۲۶ ق. در اهواز وفات یافت. (إنباه الرواه على أنباه النحاه، ج‏۳، ص ۱۸۹٫)

۲۶- ابوالعباس مبرد، دانشمند علم نحو، لغت، ادبیات و متولد شهر بصره بود که در سال ۲۸۵ ق. در زمان خلافت معتضد عبّاسی وفات یافت. (معجم الادباء ج۶ ص ۲۶۸۱)

۲۷- التحریم /۶

۲۸- «قِ» در اصل از ریشه «وقی» گرفته شده است همان طور که می دانیم وقی مُعتَل و «لَفیف مَفروق» است در دو جای قرآن هم حرف ق آمده است: و قنا عذاب النار که اینجا ق همان فعل امر یک حرفی است به معنی نگه دار!

۲۹- قالوا: یا زنادقه، أنتم تقرأون القرآن بحروف الدجاج، در معنای زندیق اختلاف است، (من یُبْطِنُ الکُفْرَ، و یُظْهِرُ الإِیمان‏ تاج العروس ج ۱۳ ص ۲۰۱) در اینجا به حسب اینکه کافر، قرآن را تمسخر می کند معنای دو رو و منافق مناسب نیست. دجاج هم اعم از مرغ و خروس است.

۳۰- مروج ‏الذهب، ج‏۴، ص ۱۵۰٫

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز