دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۰۹:۰۲ - ۱۳۹۶/۱۰/۰۲
سینمایی که رنگ باخت!
 نگاهی به فیلم «قاتل اهلی» ساخته سیاسی مسعود کیمیایی   

باید اعتراف کرد که صحنه کنسرت های بهمن با بازی پسر کارگردان که سعی شده بین برخی سکانس های فیلم به زور جا داده شود، از آبگوشتی ترین صحنه های فیلم محسوب می شود که می شد در سینما صدای خنده و مسخره حضار را در هنگام نمایش این صحنه ها شنید

ندای اصفهان- محمدسعید معمارزاده

مسعود کیمیایی از قالب ها و استانداردهای خودش بیرون نیامده و می شود گفت با گذشت زمان هنوز به المان ها و عرف سینمای خودش وفادار مانده است. او اما سعی کرده که این فرم ها را به روز کند و آثاری تولید کند که متناسب با ذائقه نسل جدید مخاطبان سینمای ایران باشد.

با این حال سینمای او همچنان با بدنه جامعه فاصله دارد و آثارش همچنان به ایده آل گرایانه بودن و شعارزدگی در شخصیت پردازی ها و دیالوگ ها و موقعیت ها مبتلاست. و این نقص به تمامِ سینمای مسعود کیمیایی از قیصر دیروز تا متروپل امروز وارد است به گونه ای که این ویژگی ها باعث شده تا دیگر از سینمای او فقط ادبیات شعارگونه و موقعیت های فانتزی را انتظار داشته باشیم.

«قاتل اهلی» هم فیلمی جدای از سینمای کیمیایی به حساب نمی آید و همچنان فاصله زیاد خود را با مخاطب حل نکرده است.

پی رنگ داستان

فیلم، داستان جلال سروش (با بازی پرویز پرستویی) یک کارآفرین موفق بخش خصوصی است که تصمیم  به افشای خیانتها و فسادهای یک شرکت مافیایی بزرگ داروسازی می گیرد. سیاوش مطلق (امیر جدیدی) و احمد کیا (حمیدرضا آذرنگ) فرزندخوانده‌های سروش اند و سیاوش نه تنها مورد اعتمادترین فرد نزد سروش بلکه دلبسته مهتاب (پگاه آهنگرانی) دختر او نیز هست؛ اما مهتاب رابطه عاطفی با بهمن (پولاد کیمیایی) خواننده پاپ دارد.

تنه اصلی داستان را دو موضوع تعطیلی کنسرت‌ها و  اختلافات اقتصادی سروش و شرکت پیسارو تشکیل می دهد، که این اختلافات، ابتدا منجر به ترور شخصیت او و در نهایت ترور خود او می شود.

شاید مهمترین ویژگی های مثبتی که می توان برای فیلم قائل شد، دیالوگ های بسیار روان و ادبی فیلم است که فضای کار را به داستان نویسی و رمان ها نزدیک می کند و از دیگر ویژگی های فیلم خوش عکس بودن آن است و به خاطر همین می توان گفت کیمیایی در «قاتل اهلی» خود را با دکوپاژ و میزانسن های خوبی که به دوربین داده، معرفی کرده است.

اما کیمیایی هرچه در این زمینه ها با دقت و تمرکز عمل کرده است، در سایر زمینه های فیلم عملکردی ناامید کننده را به نمایش گذاشته که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره نمود:

پارادوکس در شخصیت پردازی ها: جلال سروش در حالی یک شخصیت مذهبی و مقید به باورهای دینی معرفی می شود که دخترش به کلی شخصیتی متضاد با او دارد و حداقل حفظ ظاهری هم در او دیده نمی شود. او قرص روان گردان مصرف می کند، در کنسرتهایی که بعدها پدرش باعث تعطیلی همین کنسرت ها می شود شرکت می کند، با یک خواننده پاپ رابطه عاطفی دارد، به خودکشی دست می زند و در عین حال دختر حاج جلال سروش هم هست و خیلی هم به پدرش ارادت دارد و رابطه خوبی هم با او دارد.

موقعیت های خام و در نیامده: موقعیت هایی در فیلم وجود دارد که شاید جدای از فیلم موقعیت ها و کشمکش های خوبی برای قرار گرفتن در یک فیلم باشند ولی نیازمند طراحی و پختگی زیادی هستند. شاید از جمله مسخره ترین سکانس های فیلم، سکانس پس گرفتن هارد کذایی جلوی شرکت پیسارو است که ممکن است اعتراض بسیاری از مخاطبان را در این صحنه در بر داشته باشد.

سکانس قتل زاهدی هم یکی دیگر از صحنه هایی بود نیاز به پرداخته شدن بیشتری از لحاظ داستانی بود. اینکه سیاوش چگونه وارد استخر زاهدی می شود و او را بدون هرگونه مشکلی در سونا به قتل می رساند و بعد با خون فرار می کند.

کارهای سیاوش در باربری هم یکی دیگر از نقاط ابهام داستان و مرتبط با شخصیت اوست که اصلا سکانس های مربوط به باربری چه نقشی می تواند در سیر کلی داستان فیلم داشته باشد.

شعارزدگی در دیالوگ ها: یکی از مهمترین ضعف های فیلم سینمایی قاتل اهلی همانند سایر آثار سازنده اش، شعارزدگی در دیالوگ هاست. در قاتل اهلی کارگردان نه تنها از این موضع خودش در فیلم های قبلی پایین نیامده بلکه قسمت جداگانه ای را هم با تاکید بیشتر نسبت به سایر فیلمهایش بوجود آورده تا بتواند شعارهایش را خیلی بی پرده تر و راحتتر بدون در نظر گرفتن موقعیت های داستانی در فیلم  ارائه کند.

باید اعتراف کرد که صحنه کنسرت های بهمن با بازی پسر کارگردان که سعی شده بین برخی سکانس های فیلم به زور جا داده شود، از آبگوشتی ترین صحنه های فیلم محسوب می شود که می شد در سینما صدای خنده و مسخره حضار را در هنگام نمایش این صحنه ها شنید.

نظام سیاسی و اقتصادی کشور

فیلم را از نظر قصد و انگیزه ساخت آن، باید با فیلمها و سریال های موفق سینمای جهان در زمینه به تصویر کشاندن سیستم های پیچیده قدرت و ثروت در یک نظام سیاسی مقایسه کرد. به قطع یقین شبیه سازی هایی از نظام سیاسی و اقتصادی کشور در این فیلم صورت گرفته است که با کمی دقت در نوع شخصیت پردازی ها می توان فهمید کدام یک می توانند نماینده کدام شخصیت ها یا احزاب و یا جایگاه های سیاسی در کشور باشد.

اما باید به این نکته دقت کرد که فیلم برای پیچیده نشان دادن این سیستم قدرت و مافیایی، به ابهام و کلی گویی و ناقص گویی داستان های جاری در فیلم رو آورده است و می خواهد مخاطب را اینگونه با خود درگیر کند اما غافل از اینکه این درگیری در جهت مثبت برای مخاطب شکل نمی گیرد و تا پایان فیلم تبدیل به یک نگرانی و دغدغه می شود که نتوانسته است فهمی را که باید، از داستان فیلم داشته باشد و همین موضوع باعث ایجاد حسی ناخوشایند در پایان فیلم برای مخاطب شود.

نکته دیگری که در مورد محتوای فیلم مطرح است، این است که هیچکس در این فیلم به عنوان قهرمان معرفی نمی شود و فقط دو نفر هستند که مخاطب به راحتی از داستان زندگی ها سر در می آورد و پرونده آنها تا انتهای فیلم بسته می شود. آن دو نفر، مهتاب و بهمن هستند.

به عبارتی می توان گفت تا انتهای فیلم فقط همین دو نفر هستند که از چالش های پیش روی خود سربلند بیرون می آیند و برنده فیلم می شوند که شاید یکی از نقاطی که می توان به دغدغه محتوایی کارگردان در این فیلم پی برد، همین نقطه باشد. او در واقع نسلی را به نمایش می گذارد که تمام قد با وجود همه کاستی های تربیتی و اخلاقی که ممکن است داشته باشند، از آنها حمایت می کند و در نهایت حرف آنها را به کرسی می نشاند.

یکی دیگر از نکات تاثیرگذار در محتوای فیلم، موضوع شخصیت پردازی جلال سروش و عملکرد اوست. توضیح آنکه مخاطب حتی تا پایان فیلم هم نمی تواند متوجه بشود که آیا اتهامات پول شویی که توسط شبکه مافیایی به جلال سروش وارد می شود، حقیقت دارد یا خیر. و همه اینها وابسته به همان هارد دیسک کذایی است که در فیلم فقط رخی از آن را مشاهده می کنیم.

از این منظر می توان گفت کارگردان در این نزاع و کشمکشی که در فیلمش طراحی کرده، طرف هیچکدام نیست و همانطور که گفته شد، تنها جایی که سازنده اثر از شخصیت هایی طرفداری کرده است مربوط به شخصیت های بهمن و مهتاب می شود.

در انتها باید گفت که سینمای مسعود کیمیایی مانند گذشته نمی تواند از لحاظ قالب ها و نوع داستان پردازی ها مخاطبین را با خود همراه کند و سالهاست که سینمای او برای نسل جدید مخاطبان خود، رنگ باخته است. «قاتل اهلی» تلاش کیمیایی است در همین جهت ولی او باید خیلی جدی تر و بنیادی تر به فکر بروزرسانی سینمای خود باشد و اگر بتواند این کار را انجام بدهد بدون شک خواهد توانست همان جذابیت های گذشته را برای نسل جدید هم ایجاد کند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز