چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۰:۵۶ - ۱۳۹۶/۰۹/۱۹
به مناسبت سالروز وفات آیت ‏الله سید محمدرضا موسوی گلپایگانی
 عالمی که عز اسلام بود   

با توجه به فرارسیدن سالروز وفات آیت‏ الله ‏العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی در این مقاله سعی شده است که با ذکر نمونه ‏هایی از حوادث و اتفاقات طی سال های ۱۳۴۰ الی ۱۳۵۷، به نقش ایشان در این تحولات سیاسی نگاهی داشته باشیم

ندای اصفهان -محمدعلی ساغری زاده

با هجرت آیت‏ الله شیخ عبدالکریم حائری از اراک به قم، بنای تاسیس حوزه علمیه جدید قم نهاده شد و پس از آن بسیاری از شاگردان او که در اراک به سر می بردند، از جمله اشخاص برجسته ای چون سیدمحمدتقی خوانساری، سیداحمد خوانساری، سیدروح اللّه خمینی، سیدمحمدرضا گلپایگانی و شیخ محمدعلی اراکی به قم آمدند. ایشان در مدت اقامت حدود پانزده ساله خود در قم که در اوج باروری علمی نیز بود، با مدیریت قوی خود حوزه علمی نیرومندی را به وجود آورد.

البته ایشان برای حفظ و ارتقای حوزه نوپای قم در تنش های سیاسی موضعی محتاطانه داشت، به غیر از چند واکنش محدود مانند مقاومت در برابر کشف حجاب و اتحاد لباس. ولی به عنوان مثال در ماجرای تعرض پهلوی اول به آیت‏ الله محمدتقی بافقی در قم، واکنش آشکاری نشان نداد(۱)

نقل است که آیت ‏الله گلپایگانی در عالم رؤیا لوحى را در آسمان دید که بر روی آن نوشته بود:

«فاذا ظهر علیکم الفتن فعلیکم بالشیخ عبدالکریم» (هرگاه فتنه ‏ها بر شما روى آورد به شیخ عبدالکریم پناه بیاورید و او را داشته باشید.) آن را با آیت ‏الله حائری در میان می گذارد و ایشان در جواب می گوید: «اگر این خواب از خوابهاى صادقه باشد. باید پشت کرد و چماق خورد.» هر کى هرچه مى‏ گوید، ما دم نزنیم و کار خودمان را انجام بدهیم.(۲)

بعد از وفات آیت‏ الله شیخ عبدالکریم حائری در سال ۱۳۱۵، و آغاز زعامت آیت ‏الله سیدحسین طباطبائی بروجردی بر حوزه علمیه قم، روال عمل محتاطانه در قبال فعالیت های حاکمیت پهلوی ادامه داشت.

رابطه ایشان با محمدرضا پهلوی نه خصمانه بود و نه ارباب رعیتی، وی سیاستی پراگماتیسمی و مصلحت گرایانه را پیشه ساخته بود.(۳) البته این سیاست باعث این شده بود که اگر رئیس حوزه علمیه قم در مقابل خلافی می‏ ایستاد، حاکمیت هم به حرمت وی پا پس می کشید. در حوزه نیز اگر بعضی از طلاب رای موافقی با ایشان نداشتند اما به پاس مقام زعامت ایشان سکوت پیش می‏ گرفتند.

پس از وفات آیت ‏الله بروجردی حوزه علمیه قم وارد مرحله جدیدی از حیات خود شد. مقطع زمانی ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ سیاسی ترین دوره فعالیت و حیات حوزه علمیه قم محسوب می شود. با رحلت زعیم بزرگ شیعه بار دیگر وحدت مدیریت و مرجعیت در حوزه قم از هم گسست و زعامت و مدیریت آن برعهده چهار تن از اساتید برجسته و مطرح آن دوره قرار گرفت: آیت‏ الله سید‏روح‏الله خمینی، آیت ‏الله سیدکاظم شریعتمداری و آیت ‏الله سیدشهاب‏ الدین مرعشی نجفی و آیت ‏الله سیدمحمدرضا گلپایگانی.

با توجه به فرارسیدن سالروز وفات آیت‏ الله ‏العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی (۱۸آذر ۱۳۷۲) در این گزیده مقال سعی بر آن شده است که با ذکر نمونه ‏هایی از حوادث و اتفاقات طی سال های ۱۳۴۰ الی ۱۳۵۷، به نقش ایشان در این تحولات سیاسی نگاهی داشته باشیم:

۱)

اولین رویارویی آیت‏ الله گلپایگانی با رژیم پهلوی به موضوع اصلاحات ارضی برمی گردد. دکتر حسن ارسنجانى (وزیر کشاورزى) برای آنکه نشان دهد مراجع و علماى اسلام پشتیبان شاه و کارکردهاى او هستند با مخابره تلگراف‏هاى تبریکى به مناسبت عید سعید فطر سال ۱۳۴۱ هجری شمسی، از موافقت آنان با اصلاحات ارضى سپاسگزارى کرد. ارسنجانی در آن پیام نوشت:

«با توجهى که حضرات آقایان علماى دین به حفظ حقوق عامه‏ى مسلمین در اجراى عدالت اسلامى و زمین‏دار شدن زارعین مبذول فرموده‏ اند، صمیمانه سپاسگزارم و توجهات حضرت مستطاب عالى را در حفظ اصول و فروع‏ شریعت مطهر اسلامى از خداوند مسألت دارم.»

آیت‏ الله گلپایگانی طی پیامی به قدس نخعى (نایب نخست وزیر) با تیزهوشی این حرکت مزورانه را خنثى و آن را تهمت به مقام شامخ علمای اعلام دانست و خواستار تذکر به ارسنجانی شد:

«آقاى دکتر ارسنجانى- وزیر کشاورزى- تلگرافى به حقیر به نام تبریک عید مخابره کرده و در آن از توجه علماى اعلام در مورد زمین‏دار شدن زارعین اظهار تشکر نموده است؛ علاوه‏ بر آنکه از طرف علماى اعلام با قانون اصلاحات ارضى موافقتى نشده و هر قانونى که بر خلاف احکام مقدسه‏ى دین مبین اسلام باشد، لغو و بلا اثر است؛ چون از یک نفر که خود را به عنوان وزیر معرفى مى‏کند، چنین تهمت بى‏ اساس آن هم نسبت به مقام حجج اسلام، موهن و تحریک ‏آمیز است و جز به ناچار ساختن علماى اعلام در اظهار مخالفت تعبیر دیگرى ندارد، مقتضى است ایشان را به آثار نامطلوب این حرکات آن‏ هم در غیاب جناب آقاى نخست وزیر متوجه نموده و در رفع این اتهام از ساحت علماى اعلام اقدام فرمایند.» (۴)

۲)

مراجع قم، با صدور اعلامیه‏اى، نوروز ۴۲ را عزاى عمومى اعلام کردند. از آن‏جا که هر سال گروه بى‏شمارى از مردم در ایام نوروز براى زیارت حضرت معصومه (س) و دیدن مراجع به قم مى‏آمدند، آن سال این حضور، وسیله ‏اى براى‏ اعتراض مردم علیه رژیم گردید. در روز دوم فروردین ماه ۱۳۴۲ سالروز شهادت امام صادق (ع) مجلس سوگوارى‏ اى از سوى آیت الله گلپایگانى در مدرسه‏ ى فیضیه‏ برگزار گردید.

آن روز مأموران امنیتى وارد مدرسه‏ ى فیضیه‏ شده و به ضرب ‏و شتم طلاب و مردم شرکت ‏کننده در مجلس پرداختند؛ طلبه ‏ها نیز به دفاع از خود برخاستند، ولى کماندوهاى رژیم آن‏ها را به گلوله بستند، به طورى‏ که آیت الله گلپایگانى هم مورد هجوم کماندوها و رژیم قرار گرفتند و فداکارى عده‏اى از طلاب جوان باعث نجات جان ایشان شد. (۵)

البته برگزاری مجلس سوگواری در مدرسه فیضیه باعث انتقاداتی نیز شده بود. مرحوم آیت‏ الله منتظری در خاطرات خود می‏ گوید: تشکیل روضه عصر در مدرسه فیضیه به چه انگیزه ای بود و چه کسی آن را پیشنهاد کرده بود، نمی ‏دانم! بالاخره تا آن سال ایشان در مدرسه روضه، نگرفته بود. در آن روز عصر از طرف ایشان مجلس روضه برقرار شده بود و خود ایشان هم شرکت کرده بودند که آن ماجرای فیضیه رقم خورد.(۶)

۳)

در پی دستگیری امام خمینی در آبان ۱۳۴۲، آیت اله گلپایگانی پیامی برای پهلوی دوم فرستاد و از او خواست تا امام خمینی آزاد شود. سپس در سخنرانی که در مسجد اعظم قم داشتند نسبت به دستگیری ایشان اعتراض نمودند.

هنگامی که خبر رسید امام خمینی به ترکیه تبعید شدند، آیت‏الله گلپایگانی در مسجد اعظم زیر گنبد یک سخنرانى شدید اللحنى در اعتراض به این عمل جائرانه داشتند و این آیه کریمه را در تطبیق بر آن جریان خواندند:

«الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا اللّه‏» (۷)

به فرمایش مقام ‏معظم‏ رهبرى: «آن بزرگوار یکى از استوانه‏ هاى انقلاب و نظام جمهورى اسلامى به شمار مى ‏آید، در دوران اختناق و در مقابله با حوادث سهمگین سالهاى تبعید امام خمینى قدس سرّه مواردى پیش مى‏ آمد که صداى این مرد بزرگ تنها صداى تهدیدکننده ‏اى بود که از حوزه علمیه قم برخاست و به نهضت شور و توان بخشید» (۸)

آیت‏ اللّه امامى ‏کاشانى در مصاحبه ای به تاریخ ۲۸/ ۸/ ۷۳ می‏ گوید: «وقتى امام اعلى اللّه مقامه در تبعید بودند نفس‏ کشى در ایران نبود تنها صدایى که از حلقومى برمی خاست صداى ایشان بود.» (۹)

۴)

طبیعتا در هر مسیری برای بدست آوردن یک آرمان، تندروی هایی نیز انجام می‏ پذیرد.

در بحبوحه طی شدن مسیر مقدس انقلاب اسلامی، افرادی در بین انقلابیون با هر هدفی حضور داشتند که به اعلامیه‏ ها و اعمال علما و مراجع، منتقد بودند.

آیت ‏الله العظمی گلپایگانی نیز از این انتقادات مصون نماند. یکی از این انتقادات، به تلاش مستمر ایشان برای استقلال حوزه و حفظ هویت و ماهیت آن برمی ‏گشت.

شاگرد خلف شیخ عبدالکریم، بر همین اساس جایی که از ضربه خوردن حوزه احساس خطر نمود سکوت پیشه کرد.

نمونه آن در پی دستگیری امام خمینی و اعلام مهاجرت مراجع قم به تهران، بنا به دلایلی آیت الله گلپایگانی حاضر به رفتن نشد.

و یا پس از انتشار کتاب شهید جاوید و تقریظی که دو تن از انقلابیون بر آن نوشتند (مرحوم آیت ‏الله مشکینی و مرحوم آیت‏الله منتظری) باعث واکنش آیت‏ الله و تحریم مطالعه آن از طرف ایشان شد.

هرکس مقلد من است حرام است این کتاب را بخواند (۱۰) سرانجام این اختلافات باعث شکل گیری گروه ضربت می ‏شود تا اقداماتی علیه آیت‏ الله به انجام رساند. ساواک گروه ضربت را بدین گونه معرفی کرده بود:

«گروه ضربت همان عده از طلاب طرفدار [امام] خمینى هستند که برهبرى شیخ منوچهر وکیلى تشکیل شده و فعالیت آنان عموما برعلیه گلپایگانى است‏ … این عده قویا گلپایگانى و بخصوص سیدمهدى [فرزند ایشان] را از عوامل دستگاه می شناسند و با اجراى طرح مذکور در صدد کوبیدن وى می باشند و تنها مانع خود را ساواک می دانند.» (۱۱)

بر اساس اسناد ساواک دیگر اعضای این گروه به اسامی شیخ قدرت ‏الله‏ علیخانی‏ قزوینی، مرتضی موسوی اهل مسجد سلیمان، داماد منتظری (سیدهادی هاشمی) می باشند.(۱۲)

حتی این اعتراضات به بیت آیت ‏الله هم کشانده شد. نزدیک به ۱۵۰ نفر از طلاب با حضور در منزل آیت‏ الله گلپایگانی با صراحت بنا به انتقاد از ایشان و مخصوصا سید مهدی داشتند، در آخر هم آیت‏ الله گلپایگانی فقط گفت وفقهم اله و برخاست و به اندرونی بیت رفت. (۱۳)

گروه ضربت بر ایشان می‏ شورید که چرا با انقلابیون همراهی نمی‏ کند ولی آیت ‏الله بر اساس رسالت خود با رژیم حاکم برخورد می‏ نمود.

جمع بیانیه‏ ها و اعلامیه ‏های انقلابی ایشان و اسناد بجای مانده از وی در ساواک حاکی از فعالیت موثر آیت‏ الله گلپایگانی در به ثمر رسیدن نهال نوپای انقلاب اسلامی بود.

تعدادی از اعلامیه‏ ها و بیانیه‏ ها و تلگراف‏ های انقلابی آیت‏ الله گلپایگانی:

– اصلاحات ارضی ۲۰ اسفند ۱۳۴۰

– پیرامون انتخابات بانوان در مجلس ۲۱ مرداد ۱۳۴۱

– درباره تصویب انجمن‏ های ایالتی و ولایتی ۱۶ آبان ۱۳۴۱

– رفراندم شاه و تحریم آن ۱ بهمن ۱۳۴۱

– همراهی با دیگر مراجع تقلید و آیات عظام حوزه علمیه قم در برابر قانون‏شکنی های رژیم شاه اسفند ۱۳۴۱

– اعلامیه در پی دستگیری امام خمینی ۱۶ خرداد ۱۳۴۲

– نامه به آیت‏ الله تهرانی درباره جنایات رژیم شاه در ۱۵ خرداد و دستگیری امام ۲۱ خرداد ۱۳۴۲

– اعتراض به بازداشت امام خمینی ۳۰ خرداد ۱۳۴۲

– نامه به امام خمینی هنگام تبعید ایشان به ترکیه ۲۳ آبان ۱۳۴۲

– اعلامیه پیرامون به آتش کشیدن شدن مسجد‏الاقصی به دست صهیونیست‏ ها ۱۳ شهریور ۱۳۴۷

– اعلامیه به مناسبت شهادت آیت ‏الله سعیدی ۲۴ خرداد ۱۳۴۹

– فتوائى درباره تحریم خرید و فروش کالاى شرکتهاى وابسته به دستگاه جاسوسى بهائی ها تیرماه ۱۳۵۲

– نامه اعتراض به رژیم شاه ۲۹ مرداد ۱۳۵۳

– اعتراض به ‏خاطر تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی ۲۵ اسفند ۱۳۵۴

– اعلامیه پیرامون فاجعه ۱۹ دی قم ۲۲ دی ۱۳۵۶

– اعلامیه پیرامون فاجعه ۲۹ بهمن تبریز ۱۱ اسفند ۱۳۵۶

– اعلامیه به مناسبت چهلم شهیدان تبریز ۷ فروردین ۱۳۵۷

– اعلامیه به نخست‏ وزیری ازهاری به عنوان اعتراض به کشتن مردم ۲۷ آبان ۱۳۵۷

– نامه‏ اعتراض ‏آمیز به نخست‏ وزیری بختیار ۱ دی ۱۳۵۷

– نامه تبریک به امام، هنگام ورود به ایران اسلامی ۱۹ بهمن ۱۳۵۷

– این موارد تنها تعدادی از تلاش‏ها و مبارزات انقلابی آیت الله گلپایگانی بود.

۵)

محبت و ارتباط میان امام خمینی و آیت‏ الله گلپایگانی بر کسی پوشیده نبود.

در پیام تسلیت مرحوم حجت‏ الاسلام سیداحمد خمینی به مناسبت درگذشت آیت ‏الله گلپایگانی، بر صمیمیت و همراهی این دو مرجع عظیم ‏الشان صحه می ‏گذارد:

«آن حضرت طى سالهاى طولانى تدریس فقه و اصول و معارف اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به تربیت هزاران شاگرد فرزانه همت گماشت. در جریان قیام علما و ملت ایران، دوشادوش حضرت امام خمینى (ره) به مبارزه با رژیم طاغوت برخاست، در سال ۵۶ هنگامى که نهضت اسلامى اوج گرفت، آن حضرت نیز با اعلامیه‏ ها و مواضع و بیانات خویش از انقلاب اسلامى و رهبرى آن بى‏ دریغ حمایت کرد. امام خمینى قدس سرّه همواره از ایشان به بزرگى و نیکى یاد مى‏کرد و احترام فوق العاده براى آن بزرگوار قائل بود.»

حضرت امام خمینی، آیت ‏الله العظمی گلپایگانی را عزّ اسلام مى ‏دانستند.(۱۴)

پی نوشت

(۱): «مرحوم آقاى حائرى مى ‏فرمودند: من فعلا در صدد بذرپاشى هستم اگر بخواهم یک چنین کارى کنم [علیه رژیم پهلوى قیام کنم‏] این مختصر بذرى هم که ریخته شده از بین مى ‏رود و این کار به منقرض شدن حوزه مى‏ انجامد.» نورى از ملکوت، زندگانى آیت‏ الله العظمى گلپایگانى، ص: ۱۸۸

(۲): مهدی لطفی، نورى از ملکوت، زندگانى آیت‏ الله العظمى گلپایگانى، دفتر نشر برگزیده، قم۱۳۸۰، ص: ۱۸۹

(۳): خاطرات دکتر مهدی حائری یزدی، ص:۴۶

(۴): محمدمهدی امامی، زندگى نامه آیت ‏الله ‏العظمى سید محمدرضا گلپایگانى قدس سره به روایت اسناد، مرکز اسناد انقلاب اسلامى‏‏، تهران ۱۳۸۲، ص: ۸۹

(۵): محمدمهدی امامی، زندگى نامه آیت الله ‏العظمى سید محمدرضا گلپایگانى قدس سره به روایت اسناد، مرکز اسناد انقلاب اسلامى‏‏، تهران ۱۳۸۲، ص: ۸۶

(۶): سیدهادی طباطبائی، فقیهان و انقلاب ایران، نشر کویر، تهران۱۳۹۶، ص:۱۷۶

(۷): سوره حج آیه ۳۹

(۸): بخشى از پیام تسلیت مقام معظم رهبرى به مناسبت ارتحال آیت‏ الله العظمى گلپایگانى

(۹): مهدی لطفی، نورى از ملکوت، زندگانى آیت ‏الله العظمى گلپایگانى، دفتر نشر برگزیده، قم۱۳۸۰، ص: ۳۲۹

(۱۰): محمدمهدی امامی، زندگى نامه آیت ‏الله ‏العظمى سید محمدرضا گلپایگانى قدس سره به روایت اسناد، مرکز اسناد انقلاب اسلامى‏‏، تهران ۱۳۸۲، ص: ۱۲۱

(۱۱): حضرت آیت‏ الله العظمى حاج سید محمد رضا گلپایگانى به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات‏، تهران، ۱۳۸۵، ج‏۳، صص: ۲۰۴-۲۰۵

(۱۲): حضرت آیت ‏الله العظمى حاج سید محمد رضا گلپایگانى به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات‏، تهران، ۱۳۸۵، ج ‏۳، ص: ۱۶۶

(۱۳): حضرت آیت ‏الله العظمى حاج سید محمد رضا گلپایگانى به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات‏، تهران، ۱۳۸۵، ج ‏۳، صص: ۲۰۹-۲۱۲

(۱۴): على کریمى جهرمى، خورشید آسمان فقاهت و مرجعیت، دار القرآن الکریم، قم ۱۳۷۳، ص ۱۵۸

انتهای پیام/.

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق