دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۲۳:۲۱ - ۱۳۹۶/۰۹/۱۳
 دعا در کلام امام صادق علیه السلام   

کار پیامبران تذکر نیازهای معنوی و بیان اولویت بندگی است و کار شیطان غافل کردن از نیازهای معنوی و یا لااقل دسته چندم نشان دادن آنهاست.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مهران آدرویش

شناخت خود به “فقر” و شناخت خدا به “غنی”؛ مهمترین عامل در دعا به درگاه حضرت حق

به گزارش ندای اصفهان، عامل تحرک بشر نیاز است. لذا برای ایجاد انگیزه باید نیاز بشر را برای او تبیین کرد. البته نیازهای مادی روتین و واضح اند اما نیازهای معنوی را باید تذکر داد و الا بشر نسبت به آنها غفلت می کند. نیازهای بشر در یک سطح نیستند. مهمترین نیاز بشر نیاز به عبودیت و بندگی خداست(ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون). لذا کار پیامبران تذکر نیازهای معنوی و بیان اولویت بندگی است و کار شیطان غافل کردن از نیازهای معنوی و یا لااقل دسته چندم نشان دادن آنهاست.

خداوند در قرآن کریم می فرماید فراموش نکن که تو فی احسن تقویم بوده ای(لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی أَحْسَنِ تَقْویم؛ یعنی در فطرت پاک انسانی؛ کل مولود یولد علی الفطره فابواه یهودانه او ینصرانه او یمجسانه) و امروز در اسفل السافلین بدن و دنیایی(ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلین) و باید همّت تو بازگشت به احسن تقویم باشد و نکند به این اسفل خو کنی و در این قفس بمانی و از پرواز و عروج و معراج و بازگشت به اصل خویش غافل شوی که اولئک کالانعام بل هم ازل اولئک هم الغافلون.  وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِیَ شاخِصَهٌ أَبْصارُ الَّذِینَ کَفَرُوا یا وَیْلَنا قَدْ کُنَّا فِی غَفْلَهٍ مِنْ هذا بَلْ کُنَّا ظالِمِینَ؛ و وعده‌ى حقّ(برپایى قیامت) نزدیک گردید، پس در آن هنگام چشم‌هاى کفّار(از وحشت و حیرت) خیره و باز ماند(و با خود گویند:) اى واى بر ما! به راستى که ما از این (روز) در غفلت بودیم، بلکه ما ستمگر بودیم(کریمه انبیاء/ شریفه ۹۷)

و به قول حافظ علیه الرحمه؛

روزها فکر من این است و همه شب سخنم/ که چرا غافل از احوال دل خویشتنم/ از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود/ به کجا می روم ؟ آخر ننمایی وطنم/ مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا/ یا چه بود است مراد وی از این ساختنم/ جان که از عالم علوی است یقین می دانم/ رخت خود باز بر آنم که همان جا فکنم/ مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک/ دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم/ ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست/ به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

و به قول سعدی شیرین گفتار؛

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند/ بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت/ طیران مرغ دیدی تو ز پای ‌بند شهوت/ به در آی تا ببینی طیران آدمیت.

آغاز سیر انسان نیاز است و انسان در برابر رافع نیاز خاضع است. شیطان رافع نیاز را اسباب و پیامبران رافع نیاز را مسبب الاسباب(خدا) معرفی می کنند.

مکتب دعا مکتب شناخت نیاز و شناخت رافع حقیقی نیاز است. چه این که انسان ذاتی نیازمند نیست بلکه ذاتش عین نیاز است(انتم الفقراء) و رافع نیازش الله است(الی الله/ فاطر. ۱۵) لذا هر نیازی سرمنشا ارتباط با اسمی از اسماءالله است فلذا تحقق “و علم آدم الاسماء کلها” از مکتب دعا می گذرد. بنابراین ماحصل تفکر و ندبر و تعقل در قرآن کریم دعاست و دعا یعنی تعبیر حیات به عبور از اسباب و وصول به مسبب الاسباب. همان که شیخ الانبیاء ابراهیم علیه السلام فرمود: الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ. وَ الَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَ یَسْقِینِ. وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ. وَ الَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ ؛ همان پروردگارى که مرا آفرید و همو راهنماییم مى‌کند. او که مرا(هنگام گرسنگى) طعام مى‌دهد و(هنگام تشنگى) سیرابم مى‌نماید. و هر گاه بیمار شوم، همو مرا شفا مى‌بخشد. او کسى است که مرا مى‌میراند، سپس زنده‌ام مى‌کند(کریمه شعراء/ ۷۸ تا ۸۱)

انقطاع از اسباب و توکّل بر مسبّب الاسباب حقیقت دعا است

هدف از دین، توحید است و شرکِ توجه به اسباب و اسباب پرستی مانع از دعا است لذا دعا نشانه انسان موحد است و آنچه انسان را از دعا باز می دارد شرکِ توجه و اعتماد به اسباب است. گرچه ما باید از اسباب استفاده کنیم و دعب خدا بر جریان فیض از طریق اسباب است(ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند…) اما از طرف دیگر نباید اجازه داد که اسباب حجاب مسبب الاسباب شوند(ای گرفتار سبب بیرون مپر/ لیک عزل آن مسبب ظن مبر/ هر چه خواهد آن مسبب آورد/ قدرت مطلق سببها بر درد/ لیک اغلب بر سبب راند نفاذ/ تا بداند طالبی جستن مراد/ چون سبب نبود چه ره جوید مرید/ پس سبب در راه می‌باید بدید/ این سببها بر نظرها پرده‌هاست/ که نه هر دیدار صنعش را سزاست/ دیده‌ای باید سبب سوراخ کن/ تا حجب را بر کند از بیخ و بن/ تا مسبب بیند اندر لامکان/ هرزه داند جهد و اکساب و دکان/ از مسبب می‌رسد هر خیر و شر/ نیست اسباب و وسایط ای پدر/ جز خیالی منعقد بر شاه‌راه/ تا بماند دور غفلت چند گاه). لذا انسان موحد با نگاه نافذ مسبب الاسباب را می بیند و در عین مهیا بودن تمام اسباب و استفاده از آنان اما همواره دل و زبانش گویای به دعا و ذکر انشاءالله و توکل اش بر خداوند متعال است. چه این که انسان موحد می داند در نظام اسباب دو دو تا چهارتاست اما در مکتب دعا و امدادهای غیبی دو دو تا هر آن چندتایی است که خدا بخواهد و فضل خدا بیش از خواسته های ماست(وَ یَسْتَجیبُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ یَزیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْکافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ). انسان موحد وقتی پشت بهترین رل می نشیند همان قدر دعا و ذکر و توکل و توجه و تضرع به خدا دارد که در بدترین هواپیما می نشیند. اسباب کوچکترین تاثیری در امید و نا امیدی او ندارند. او در عین تدبیر و سعی در استفاده از بهترین اسباب اما کاملا آگاه است که امور به دست خداست لذا نه پیشرفته بودن اسباب او را غره می کند و نه کهنگی اسباب او را نا امید بلکه چشم او معطوف به عنایات خداوند متعال است.

دعا مغز عبادت و نشانه فهم عمیق از دین است

قال رسول الله صل الله علیه و آله: الدعا مخ العباده؛ دعا مغز عبادت است. لذا نشانه این که کسی خوب دین را فهمیده و از پوسته دین عبور کرده و به مغز آن دست یافت این است که زیاد دعا می کند. امام صادق علیه السلام در توصیف حضرت امیر علیه السلام فرمود: ان امیرالمومنین رجل کثیر الدعا.

دعا بهترین حامی کار است

امام صادق علیه السلام: اذا قام العبد فی  الصلاه فخفف صلاته قال الله تعالی لملائکته : اما ترون الی عبدی کأنه یری ان قضاء حوائجه بیدغیری، اما یعلم ان قضاء حوائجه بیدی؛ هرگاه بنده برای نماز به پا خیزد و نمازش را سبک ادا کند، خداوند به فرشتگان خود می فرماید: آیا به بنده من نمی نگرید که گویا برآوردن حاجتهایش را به دست دیگری  غیر از من می بیند آیا نمی داند که برآوردن حوایج او به دست من است(محجه البیضاء، ج ۱، ص .۳۴۱ تهذیب ، ج ۱، ص ۲۰۴). لذا در روایات بر دعای بعد از نماز و ابراز حاجت تاکید شده است و فرموده اند خداوند دوست دارد که بندگانش بعد از نماز از او چیزی بخواهند. در زندگی معصومین نیز هیچ چیز مثل دعا بُلد و پر رنگ نیست. مثلا در مورد یونس می خوانیم فنادی فی الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین فاستجبنا له و نجیناه من الغم کذالک ننجی المومنین.(یعنی منجی او دعا به درگاه خداوند بود). در نماز نیز می گوییم ایاک نستعین؛ بنابراین باید در کنار دعا تدبیر هم کرد و نه بالعکس؛ یعنی اصل در به ثمر رسیدن امور به دعا بستگی دارد و تکیه گاه اصلی ما باید دعا باشد نه این که همت ما بر تدبیرمان باشد و حالا در کنارش یک دعایی هم بکنیم. اعتماد و اهتمام ما به دعا باید بیش از اعتماد و اهتمام ما به تدبیراتمان باشد. چرا که امور به دست خداست. لذا گرچه دعا جانشین و جایگزین کار نیست اما بهترین حامی کار است.

دعا در قرآن کریم

۱٫دعا؛ سبب ارج و قرب انسان نزد خداوند متعال است.

قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ… ؛بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست(فرقان ۷۷)

۲٫خداوند، رحمت خداوند و استجابت خداوند  به دعا کنندگان بسیار نزدیک است

وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ؛ و هر گاه بندگان من، از تو در بارهء من بپرسند، [بگو] من نزدیکم، و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت مى کنم، پس[آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند.(کریمه بقره/ شریفه ۱۸۶)

* خداوند در این آیه ۷ بار من گفته که نهایت محبت و مهربانی خود را در این آیه به دعا کنندگان نشان می دهد.

*ذکر این آیه در میان آیات روزه نشان از جایگاه خاص دعا در ماه مبارک رمضان دارد؛ زیرا دعا روح تمام عبادات است

* خداوند نزدیک ماست بلکه از هر شی ای به خود آن نزدیکتر است؛ چون همه موجود اند و خدا وجود نامحدود و معلوم است که موجود، موجودیت خود را از وجود می گیرد و موجودات چیزی نیستند جز نمود وجود و قوامشان به وجود است و در واقع وجود حقیقت و باطن موجودات است و چه چیزی از علت و حقیقت و باطن نزدیکتر؟

* هرگاه خدا را بخوانید و از او چیزی بخواهید خدا پاسخ شما را می دهد؛ یعنی آنچه به خیر و صلاح شماست اجابت می شود(و در واقع همان هم خواسته واقعی ماست) گرچه خود از مصداقش مطلع نباشیم همان را خدا برای ما در نظر می گیرد. بنابراین دعا به دو شرط مستجاب است: اگر به مصلحت ما باشد و اگر دعا کننده چشمی به غیر خدا نداشته باشد؛ چه اینکه استجابت دعا به اجیب دعوه الداع اذا دعان مقید شده.

* اذا دعان؛ اگر مرا بخوانید؛ یعنی باید از خدا خواست و خواستن و بیان داشتن حاجات به اجابت نزدیکتر است تا سکوت کردن و بیان نکردن حاجات؛ نقل است که اباصلت هروی ره بعد از یکسال که در زندان مامون بود به امام جواد علیه السلام متوسل شد و امام همان شب او را نجات داد. اباصلت عرض کرد: چرا سال قبل مرا نجات ندادید؟ حضرت فرمود: شما از ما نخواستی و الا همان روز اول نجاتت می دادیم.

* سزاوار است که به چنین خدایی لبیک بگویید و ولایت او را بپذیرید و به او ایمان بیاورید و اعتماد کنید و اطاعت محض داشته باشید تا رشد کنید؛ یعنی به انسانیت و قرب الی الله برسید(فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ)

۳٫مشکلات، خاستگاه دعا و ابراز نیاز انسان به رافع واقعی

قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السَّاعَهُ أَ غَیْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ؛ بگو: «به من خبر دهید اگر عذاب پروردگار به سراغ شما آید، یا رستاخیز برپا شود، آیا (برای حل مشکلات خود) غیر خدا را می خوانید اگر راست می گویید؟(کریمه انعام/ شریفه ۴۰)

۴٫در اجابت دعا، نا امیدی ممنوع است

قالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً وَ لَمْ أَکُنْ بِدُعائِکَ رَبِّ شَقِیًّا؛ عرض کرد که پروردگارا، استخوان من سست گشت و فروغ پیری بر سرم بتافت و با وجود این من از دعا به درگاه کرم تو خود را هرگز محروم ندانسته ام(کریمه مریم/ شریفه ۴)

۵٫شتاب در کار خیر و خواندن خدا در بیم و امید و خضوع در برابر خداوند موضع استجابت دعا

همچنین در کریمه انبیاء شریفه ۹۰ فرموده: فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ یَحْیی‏ وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ کانُوا یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ کانُوا لَنا خاشِعینَ؛ پس ما خواسته اش را برآوردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را هم(که سالخورده و ذاتا نازا بود به وسیله ردّ جوانی و بذل نیروی توالد) برای او شایسته(بارداری) کردیم چرا که آنها(خاندان زکریا یا همه انبیاء گذشته) همواره در کارهای خیر شتاب می ورزیدند، و پیوسته از ما در حال امید و بیم دعا و درخواست داشتند، و همواره در برابر ما خاضع و بیمناک بودند.

۶.خشوع و تضرع، اخلاص، عدالت، ایمان، عمل صالح، ادب حضور از جمله شروط استجابت و آداب دعا هستند

ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ؛ پروردگار را به زاری و در نهان بخوانید، به درستی که او تجاوز کاران را دوست ندارد(کریمه اعراف/ شریفه ۵۵)

وَ یَسْتَجیبُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ یَزیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْکافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ؛ و درخواست کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده اند می پذیرد و از فضل خود بر آنها می افزاید امّا برای کافران عذاب شدیدی است(کریمه شوری/ شریفه ۲۶)

  1. عمده در دعا، اخلاص و بریدگی از اسباب است.

فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ؛ پس خدا را در حالی که طاعت و عقیده را برای او خالص کرده باشید بخوانید هر چند کافران نپسندند(کریمه غافر/ شریفه ۱۴)

  1. ناسپاسی انسان بعد از اجابت دعا

قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّاکِرینَ
قُلِ اللّهُ یُنَجِّیکُمْ مِنْها وَ مِنْ کُلِّ کَرْب ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِکُونَ؛ بگو: چه کسى شما را از تاریکى هاى خشکى و دریا رهائى مى بخشد؟! در حالى که او را با حالت تضرع(و آشکارا) و در پنهانى مى خوانید; (و مى گوئید:) اگر از این(خطرات و ظلمت ها) ما را رهائى بخشد، از شکرگزاران خواهیم بود. بگو: «خداوند شما را از اینها، و از هر مشکل و ناراحتى، نجات مى دهد; باز هم شما براى او شریک قرار مى دهید. (کریمه انعام/ شریفه ۶۳ و ۶۴)

دعا در روایات

۱٫دعا سلاح مومن است

شیعه و سنى روایت کرده اند که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: “دعا سلاح مؤمن است”. و در روایت است که خواهرزاده امام صادق علیه السلام به کما رفت و مادرش از او قطع امید کرد و آماده مراسم تدفین شد. امام صادق علیه السلام بر او وارد شد و فرمود: خواهرم! چرا از دعا غافلی؟ خواهر امام دعا کرد و فرزندش بهبود یافت(به نقل از حجت الاسلام و المسلمین عبدوست)

  1. ریز و درشت را از خدا بخواهید

در کتاب عده الداعى است که در حدیث قدسى آمده: اى موسى! از من آنچه احتیاج دارى درخواست کن، حتى علوفه گوسفندت، و نمک خمیرت را از من بخواه .

  1. دعا کردن بهتر از قرآن خواندن است

در کتاب مکارم از آن امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: دعا از خواندن قرآن بهتر است، براى این که خود خداى عزوجل مى فرماید: قل ما یعبوا بکم ربى لو لا دعاوکم؛ بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگار من هیچ اعتنائى به شما نخواهد کرد.

  1. لزوم حسن ظن به استجابت دعا

در حدیث قدسى آمده: خداى تعالى فرمود: من همان جایم که ظن بنده ام به من آنجا است، پس بنده من نباید به غیر از خیر از من انتظارى داشته باشد، بلکه باید نسبت به من حسن ظن داشته باشد. و در عده الداعى از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روایت آورده که فرمود: در حالى دعا کنید که یقین به اجابتش داشته باشید.

  1. استجابت دعا دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.

در عده الداعى از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: “هیچ بنده اى دست خود به سوى خداى عزوجل نمى گشاید مگر آن که خدا از رد آن بدون این که حاجتش داده باشد شرم مى کند، بالاخره چیزى از فضل و رحمت خود که بخواهد در آن مى گذارد، بنابراین هر وقت دعا مى کنید دست خود را بر نگردانید مگر بعد از آنکه آن را به سر و صورت خود بکشید، و در خبرى دیگر آمده: که به صورت و سینه خود بکشید”. و نیز از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روایت آورده که فرمود: در حوائج خود به درگاه خدا فزع کنید، و در ناملایمات خود به او پناهنده شوید، و به درگاهش تضرع نموده او را بخوانید، که دعا مغز عبادت است، و هیچ مؤمن نیست که خدا را بخواند مگر آنکه دعایش را مستجاب مى کند آن هم یا به فوریت، که در نتیجه ثمره اش در دنیا عاید او مى شود، و یا با مدت که در نتیجه ثمره اش در آخرت عایدش مى شود، و یا حداقل ثمره آن را به مقدار دعایش کفاره گناهانش قرار مى دهد، البته همه اینها در صورتى است که از خدا گناه نخواهد.

  1. دعا کلید خزینه های غیب

در نهج البلاغه در یکى از وصایاى امیرالمؤمن ین به فرزندش حسین(علیه السلام) آمده : سپس خداى تعالى کلید همه خزینه هاى غیبش را در دست خود تو قرار داد، و آن این است که به تو اجازه داد از او مسئلت کنى، با این کلید که همان دعا است هر درى از درهاى نعمتهاى او را بخواهى مى توانى بگشائى، و باران رحمت او را به سوى خود ببارانى، پس هرگز دیر شدن اجابت خدا تو را ناامید نسازد که عطیه به قدر نیت است و چه بسا اجابت دعایت بدین جهت تأخیر افتد که اجرش برایت بیشتر باشد، که بزرگترین عطا همان آرزو و انتظار اجابت داشتن است، و چه بسا چیزى از خدا بخواهى و خدا آن را به تو ندهد، بلکه بهتر از آن را بدهد، حال یا در دنیا و یا در آخرت، و یا بدین جهت مستجاب نکند که خواسته است بلائى را از تو بگرداند، چون آنچه خواسته اى بلاى جان تو است؛ زیرا بسیار مى شود که از خدا چیزى بخواهى که مایه نابودى دین تو است، اگر آن حاجتت را برآورند، دینت را از دست مى دهى، پس بر تو باد که همیشه از خدا چیزى بخواهى که جمال و زیبائیش برایت بماند و وزر و وبالش از بین برود. نه مال که نه تنها براى تو نمى ماند بلکه تو هم براى آن نمى مانى. و نیز از امام صادق علیه السلام نقل شده که: از شما کسى که در دعا به رویش باز شود درهاى بهشت به رویش باز شده. و در الدرالمنثور است که ابن عمر گفت: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: خدا وقتى مى خواهد دعاى بنده را مستجاب کند حالت دعا به او مى دهد. و نیز ابن عمر از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل کرده که فرمود: کسى که در دعا را به رویش گشوده باشند حتما درهاى رحمت را نیز به رویش گشوده اند.

  1. تضرع، ادب دعا است

در روایتى که شیخ در مجالس خود با ذکر سند از محمد بن على بن الحسین و برادرش زید از پدر آن دو از جدشان حسین بن على علیهما السلام روایت کرده آمده که: “رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم وقتى به دعا مشغول مى شد دست خود را بلند مى کرد، و مناجات و دعا مى نمود، به حالتى که یک فقیر گرسنه در گدائى به خود مى گیرد” و در عده الداعى از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرموده : خداى تعالى دعاى قلب فراموش کار را مستجاب نمى کند(یعنى کسى که بى فکر و بى توجه قلبى دعا مى کند دعایش مستجاب نمی شود و در این معنا روایات دیگرى نیز هست و سرش این است که در اینگونه موارد حقیقت دعا و مسئلت تحقق نمى یابد)

  1. لزوم دعا در همه اطوار حیات

امام صادق علیه السلام: “در حال رفاه و خوشى به یاد او باش تا در حال شدت بیادت باشد”. معنایش این است که در حال خوشى دعا کن، و خدا را فراموش مکن، تا در حال شدت همان دعایت را مستجاب کند، و فراموشت نکند، چون کسى که پروردگار خود را در حال خوشى فراموش کند، بطور قطع چنین پنداشته که اسباب ظاهرى در فراهم ساختن رفاه او مستقل از خدایند، آن وقت صاحب چنین پندارى وقتى در حال شدت پروردگار خود را مى خواند معناى این خواندنش ‍این است که خداى تعالى تنها در حال شدت رب و مدبر او است و حال آن که خداى تعالى اینطور نیست؛ بلکه در هر حال چه شدت و چه رخا ربوبیت دارد، در نتیجه صاحب این پندار نه در حال رفاه خداى عالم و آفریدگار خود را خوانده، و نه در حال شدت، بلکه دیگرى را خوانده. و این معنا در بعضى روایات به زبانى دیگر آمده ، مثلا در کتاب مکارم الاخلاق از امام صادق(علیه ال سلام) روایت کرده که فرمود: کسى که از پیش دعا کرده باشد هنگام نزول بلا دعایش مستجاب مى شود، و بعضى گفته اند: دعا صوتى است پسندیده که در رسیدنش به آسمان چیزى جلوگیرش نیست ، و کسى که قبل از گرفتارى دعا نکرده باشد، دعاى در هنگام نزول بلایش مستجاب نمى شود، و ملائکه مى گویند این صداى کیست که تاکنون نشنیده و آن را نمى شناسیم. و این معنا از اطلاق آیه نسواالله فنسیهم استفاده مى شود و خلاصه این که آن کسى که در حال خوشى دعا ندارد، و با خدا کارى ندارد، در حال شدت هم انقطاع کامل برایش دست نمى دهد، باز هم که دعا کند گوشه چشمش به اسباب ظاهرى است ، نمى تواند به کلى از آنها قطع امید کند.

  1. اصرار در دعا

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: “دعا قضاى مبرم و حتمى را بر مى گرداند، پس دعا بسیار کنید، که کلید همه رحمت ما و رستگارى ها و کلید بر آمدن هر حاجت است، و مردم به آنچه نزد خدا دارند نمى رسند مگر به دعا؛ چون هیچ درى نیست که وقتى بسیار کوبیده شود به روى کوبنده باز نگردد”. و در این روایت اشاره اى است به اصرار در دعا، و اینکه اصرار در دعا یکى از راههاى استجابت آن است، سرش هم این است که دعا بسیار کردن، قلب را صفا مى دهد. و به عبارت دیگر دعا یک نوع کسب قابلیت برای برخورداری بیشتر از فیض بی پایان خداست” . و نیز عبداللّه بن سنان مى گوید از آن حضرت نقل کرده که مى فرمود: زیاد دعا کنید; زیرا دعا کلید بخشش خداوند و وسیله رسیدن به هر حاجت است، نعمت ها و رحمت هائى نزد پروردگار است که جز با دعا نمى توان به آن رسید! و بدان! هر در را که بکوبى عاقبت گشوده خواهد شد.

  1. اخلاص در دعا

از اسماعیل بن همام از ابى الحسن(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: “دعاى بنده خدا در خلوت و پنهانى با این که یک نفر است با دعاى هفتاد نفر در علانیه و آشکارا برابرى مى کند”. و در این کلام اشاره به این نکته است که پوشاندن دعا و سرى انجام دادن آن خلوص در طلب را بهتر حفظ مى کند.

  1. شرایط استجابت دعا

از امام صادق علیه السلام روایت شده که در پاسخ مردى از اصحابش که گفت: دنبال اثر دو تا از آیه هاى قرآن مى گردم پیدایش ‍ نمى کنم؛ یکى آیه “ادعونى استجب لکم” است که هر چه دعا مى کنیم استجابتى نمى بینیم! فرمود: یعنى مى پندارى خدا خلف وعده مى کند؟! عرضه داشتم: نه، فرمود: پس چه؟! عرضه داشتم نمى دانم علتش چیست. فرمود: لیکن من علتش را برایت مى گویم؛ کسى که خدا را در دستوراتش اطاعت کند آنگاه در جهتى که باید، دعا کند دعایش اجابت مى شود. عرضه داشتم جهت دعا چیست؟ فرمود: این که قبل از دعا خدا را حمد و تمجید گوئى و نعمت هائى که به تو داده بر شمارى و شکر بگزارى و سپس بر محمد و آل او صلوات بفرستى آنگاه گناهان خود را بیاد آورده از آنها طلب مغفرت کنى آنگاه به دعا بپردازى. این است جهت دعا.(ظاهرا منظور از یادآوری گناهان به طور کلی است و الا ذکر تک تک گناهان نزد خدا دور از ادب است.)

آنگاه پرسید: آیه دوم چیست؟ عرضه داشتم: آیه شریفه :”و ما انفقتم من شى ء فهو یخلفه” است براى این که من انفاق مى کنم و خلفى و اثرى نمى بینم، فرمود: آیا مى پندارى خداى تعالى خلف وعده مى کند؟ عرضه داشتم : نه. فرمود: پس چه؟ عرض کردم : نمى دانم. فرمود: اگر کسى از راه حلالش کسب روزى کند، و در راه حقش انفاق نماید یک درهم انفاق نمى کند مگر آنکه خدا نظیر و عوض آن را به او مى دهد.

و نیز در کتاب مکارم الاخلاق از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: لا یزال دعا در پس پرده است اجابت هست تا بر محمد و آل او صلوات فرستاده شود. و باز از آن حضرت نقل است: کسى که قبل از خودش چهل نفر از مؤمنین را دعا کند بعد براى خود دعا کند، دعایش ‍مستجاب مى شود.

  1. محال را موضوع دعا قرار ندهید

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگز چیز نشدنى را از خدا نخواهید.

  1. چرا در بسیاری از مواقع نفرین(دعای منفی در حق دیگران کردن) اثر بخش نیست

در کتاب دعوات تألیف راوندى آمده: خداى تعالى در تورات به بنده خود خطاب کرده مى فرماید: تو هر وقت بنده اى از بندگان مرا نفرین کنى که به خاطر ظلمى که به تو کرده، نابودش کنم، در همان وقت کسى هم هست که تو را نفرین مى کند به خاطر ظلمى که تو به او کرده اى. اگر مى خواهى هم نفرین تو را مستجاب مى کنم  و هم نفرین او را و اگر بخواهى استجابت نفرین هر دوتان را تا روز قیامت تأخیر مى اندازم .

منبع: تفسیر المیزان علامه طباطبایی ره و تفسیر نمونه آیه الله مکارم شیرازی

برچسب‌ها: ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


کاردرمانی کوشا؛ مجهزترین مرکز کاردرمانی در اصفهان
کاردرمانی کوشا؛ مجهزترین مرکز کاردرمانی در اصفهان
اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق