چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۷:۲۲ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۸
خدا
گفتاری از حجت الاسلام علی اصغر حبیبی
 اضافات تشریفیه (۲)/ جلوه‌هایی از یاری پروردگار   

تو را به خدا الطاف خدا را برتابیم، این آش‌هایی که خدا برایمان می‌پزد خرابش نکنیم. خدا دوستمان دارد، حیف که ظرفیت ما کم است. یک وقت یکی از تأسف‌هایی که می‌خوریم سر همین قضایاست...

به گزارش ندای اصفهان، حجت الاسلام والمسلمین علی اصغر حبیبی (متولد اصفهان، ۱۳۵۲) از اساتید و مبلغین برتر حوزه علمیه اصفهان است. از ویژگی های منبرهای ایشان صوت خوش ایشان است که با اشعاری که گاه سروده خودشان نیز هست به مجلس حال و هوای دیگری می دهد. متن زیر که توسط سرویس دین و اندیشه ندای اصفهان پیاده سازی شده است یکی از سخنرانی های ایشان است که براساس آیات و روایات به وعده های الهی اشاره می کند. اجمالا می توان گفت پس از ایمان به خدا و یاری خدا، خدا نیز یاری خود را شامل اهل ایمان خواهد کرد.

گفتنی است در ادبیات عرب یکی از اقسام اضافات را اضافه تشریفیه می نامند و آن اضافه ای است که مضاف از مضاف الیه کسب شرافت و فضیلت می کند .

***

بسم الله الرحمن الرحیم. در مورد امام زمان (عج) در قرآن و روایات ده مورد را گفتیم (+). امشب هم بخشی از جلسه مان را تقدیم به محضرشان می‌کنیم. گاهی دارد “نصرالله” یعنی یاری خدا؛ خداوند بندگانش را یاری می‌کند ولی این یاری‌های خداوند قانونمند و حساب شده است و بی کش و پیمان نیست. «من ینصرالله ان ینصرالله ینصرکم» اگر خدا را یاری کردید خدا شما را یاری می‌کند. «لله جنود السموات و الارض»، اصلا تمام لشگریان آسمان و زمین دست خداست، خدا چه نیازی به یاری ما دارد؟ خدا اینطور تنزل داده خودش را و می‌گوید اگر دین خدا را یاری کردید این می‌شود یاری منِ خدا! حجت خدا را یاری کنید می‌شود یاری من خدا.

یاری خدا

آقایان! خانم‌ها! به این تعابیر دقت کردید؟ ما از شما انتظار داریم. اینجا محل بومی و مذهبی است، بارها پای این منبرها بودید. کارهایی که خدا با ما دارد اول از ما شروع می‌کند، می‌گوید: «من یتق الله یجعل له مخرجا». تقواپیشگی و راه خروج از مشکلات. اینجا هم می‌گوید: ان تنصر الله ینصرکم؛ اگر به یاری خدا، به یاری دین خدا، حجت و ولی خدا آمدید خداوند شما را یاری می‌کند.

اما یاری‌های خداوند هم جالب است. آدم یک مقدار با این معارف محرم شود و نمک گیر سفره خداوند شود یاری‌های خداوند خیلی دقیق و حساب شده است. اصلا گاهی یاری خدا به کمک غیر آدم‌ها هم هست. یک روایت زیبا داریم که گاهی خداوند دینش را تأیید می‌کند با کسانی که دین ندارند. متوجه هستید؟ گاهی خداوند دینش را به کمک ظلمه تأیید می‌کند، دست خودشان هم نیست و خودشان هم نمی‌فهمند چه کار دارند می‌کنند! و عملکرد آن‌ها به نفع دین تمام می‌شود.

ما خیلی با خدا کار داریم. هرچقدر سنمان بالاتر می‌رود به خدا بیشتر نیاز پیدا می‌کنیم. بالاخره شما اصفهانی‌ها می‌گویید: بی مایه فطیر است! تا بخواهید از خودپرداز پول بگیرید باید در حسابتان پول داشته باشید! بخواهی وام بگیری باید یک حساب داشته باشی و لااقل در حسابت یک مقدار پول باشد.

وقتی انسان درِ خانه خدا را می‌زند و از خدا یاری می‌خواهد، خدا به ملائکه چه می‌گوید؟ اولا ملائکه نگاه می‌کنند و بعضی‌هایشان می‌گویند: این صدای کیست؟ این صدا آشنا نیست و تا به حال آن را نشنیده ایم. خدا با افرادی که استغاثه می‌کنند و از خدا یاری می‌طلبند چند جور برخورد می‌کند. بعضی را می‌گوید: سریع حاجتش را بدهید نمی‌خواهم صدایش را بشنوم! دیده اید گاهی گدای حرفه‌ای سماجت می‌کند و تا چیزی نگیرد شما را رها نمی‌کند؟ می‌گوییم یک چیزی بدهید برود. البته چنین برخوردی را توصیه نمی‌کنیم ولی می‌خواهم مطلب را بگویم. گاهی خدا می‌گوید: حاجت این بنده را ندهید، اگر برود دیگر نمی‌آید، من دوست دارم صدایش را بشنوم؛ مصلحت نیست که این زمزمه خاموش شود.

به به این ادبیات ما ایرانی‌ها، چقدر پربار است. از این داستان افسانه‌ای چقدر استفاده معرفتی کرده‌اند. داستان لیلی و مجنون افسانه بوده است اما خدا می‌داند چقدر نکات عالی در این داستان هست. مجنون به بهانه خریدن شیر در صف ایستاد. نوبتش که شد لیلی ظرف را گرفت و انداخت در جلوی چشم مجنون و شکست! مجنون در گوشه‌ای ایستاد و فکر کرد و این نتیجه را گرفت:

اگر با دیگرانش بود میلی / چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟

تو را به خدا الطاف خدا را برتابیم، این آش‌هایی که خدا برایمان می‌پزد خرابش نکنیم. خدا دوستمان دارد، حیف که ظرفیت ما کم است. یک وقت یکی از تأسف‌هایی که می‌خوریم سر همین قضایاست.

خدا می‌داند ما ضعیفیم

می‌گوید یک بار شیخ رجبعلی خیاط را که از اولیای خدا بود در خواب دیدم که می‌گفت: خیلی ضرر کردم. گفتم: تو دیگر چرا؟ گفت: در زندگی‌ام هرچه مشکل پیش آمد با توسلات جلویش را گرفتم اما نگو تمام این‌ها به نفع من تمام می‌شد و من بیچاره حواسم نبود. خدا می‌داند ما ضعیفیم. ما داریم معارف اهل بیت را می‌شماریم.

یاری خدا

نصرالله؛ یاری خدا، اما این یاری خدا قانون‌مند و حساب شده است. باز تعبیر وعدالله را داریم. دیده‌اید بعضی می‌گویند: مثل خدا در عمل به پیمان وفادار است؟ آن‌هایی که در وعده‌ها و پیمان‌هایشان وفاداری نمی‌کنند یک گیری در کارشان هست؛ مثلا نمی‌تواند سر چند ماه قرض را پس دهد. اما خداوند که ندار نیست، در ضمن علی کل شیء قدیر است. یا اینکه فلانی می‌خواهد با این بنده خدا به این بهانه تلافی کند و قرضش را ندهد. اما خدا که اینجوری نیست، خدا رفیق بی‌کلک است. پس هر علتی که ما در خلف وعده داریم، در خدا راه ندارد.

ولی مشکل ما این است که کارهایمان اگر با خدا شد، شده! چهارچوب ندارد، نظام ندارد. دقت دارید؟ خب آدم نتیجه درستی نمی‌گیرد، نمی‌شود که آدم از خداوند طلب‌کار شود!

خانمی بود که خطایی کرده بود. بلایی سرش آمد. برای خودش اسفند دود می‌کرد که چشم خوردم. نه بابا این حرف‌ها نیست! نمی‌گویم چشم خوردن درست نیست، چشم خوردن درست است و در قرآن مبنا داریم ولی اینطور هم نیست که هر بلایی سرمان آمد به گردن سحر و چشم زخم و… بگذاریم.

خداوند در قرآن چه وعده‌هایی داده است؟ آیا همه وعده‌ها برای قیامت است؟ نه، همین نصرالله که عرض کردم برای دنیا هم هست. قرآن می‌گوید خدا چه کسانی را یاری می‌کند؟ با چه شرایطی؟ شرط اول آن خمیرمایه و زمینه‌ای در نصرت و یاری خدا و دین خدا است. من امروز به یکی از طلبه‌ها گفتم: آقا یا باید درس بخوانی یا باید درس بدهی؛ مدرس باشی یا منبر بروی، روضه بگیری یا باید کتاب بنویسی. من نمی‌دانم، باید یک کارایی برای دین داشته باشی و الا:

نه شکوفه‌ای نه برگی نه ثمر نه سایه داریم/ متحیرم که دهقان به چه کار کشت ما را؟

حالا تو برادر و خواهر شیعه ببین برای دین چه کاری می‌کنی؟ از رفقای طلبه هستند کسانی که منبر خوبی ندارند ولی روضه باصفایی می‌گیرند. خرج می‌کند و مایه می‌گذارد. دقت دارید؟ مردم دوستش دارند. یکی هست خانمش اهل کار خیر است، بالاخره چکار داری، باید کاری کنی.

قرآن می‌گوید یاری خدا برای اهل ایمان است، «انا لننصر رسلنا والذین آمنوا…» (غافر، ۵۱)، ما رسولانمان و اهل ایمان را یاری می‌کنیم. کجا؟ کی؟ «فی الحیاه الدنیا و یوم یقوم الاشهاد»، هم در دنیا و هم روز قیامت. اگر آدم با این موازین زندگی کند یاری خدا به قدری زیباست که به کام آدم معنا می‌دهد و آن را شیرین می‌کند. مدرس یک شیر بهش حمله کرد، (ببینید تو را به خدا! گاهی اوقات من خواب دیده‌ام گرگ به من حمله کرده است و زبانم به لکنت افتاده و نتوانسته‌ام حرف بزنم!) یک وقت به ذهن این مدرس بزرگوار می‌رسد که چوب در دستش را به گلوی گرگ فشار دهد. این کار را می‌کند و گرگ خفه می‌شود و می‌میرد. اینکه آدم در چنین لحظه‌ای این تصمیم را بگیرد دست خودش نیست، کار خداست که به ذهن انسان می‌اندازد. این جلوه‌هایی از یاری پروردگار عالم است.

پس اجمالا دو شرط برای یاری خدا هست: یکی ایمان به خدا و دیگری یاری کردن خدا.

اما وعده‌های پروردگار عالم هم همینطور است. خداوند به چه کسانی وعده داده است؟ آیات شریف خداوند را بگردید، گاهی قرآن‌های قدیمی کشف الآیات داشت. وعده با لغت‌های مختلفی آمده است. همه‌اش با کلمه «وعد» نیست که مثلا وعده‌های خوب را می‌گویند وعد اما وعده‌های بد را «وعید» می‌گویند. “والوعد و الوعید بهما حقّ” در زیارت آل یاسین می‌خوانیم خدایا من شهادت می‌دهم وعده‌ها راجع به بهشت و وعیدها راجع به جهنم حق است. خب این هم یکی از اشارات.

باز به عنوان زیبایی مثل “رزق الله” می‌رسیم؛ روزی خدا. ما هرچه داریم و نداریم مال خداست. در اینکه مال خداست شکی نیست. آنچه زور برمی‌دارد این است که من و تو باور کنیم مال خداست. این مهم است. بله، دست رنج خودم هست و برایش زحمت کشیده‌ایم اما قارون صفت بودن مذموم است، «انّما اوتیته علی علم» (قصص، ۷۸)! که من بگویم هنر خودم و محصول علم و دانش خودم است، این‌ها مذموم است. این بحث روزی‌رسانی خدا عجیب فوق‌العاده است. طرف می‌گفت: کارهای خدا به آدمیزاد نرفته! خب بله معلوم است که نرفته؛ خدا خداست. بنده‌ها هم انسان هستند و مخلوق.

یک پیرزنی از اقوام محل ما فوت کرد که مرگش برای اهالی آن محله درس داشت و آن این بود که می‌گفتند: این زن کس و کار ندارد و شوهرش هم که فوت کرده است. اگر از دست و پا بیفتد چه می‌شود؟ این داستان مربوط به همین یک ماه پیش است. بنده خدا شب شیره می‌پخته که خانم جوانی می‌آید و می‌گوید: می‌خواهید امشب کمکتان کنم؟ پیرزن می‌گوید: برو خانه خودت، مگر خودت خانه نداری؟! بعد فردا هرچقدر در می‌زنند می‌بینند جواب نمی‌آید. یعنی تا آخر عمرش کار کرد و بعد فوت کرد.

عجب! خداوند خدایی‌اش را به راستی می‌کند. می‌داند این پیرزن کس و کاری ندارد، راحت او را از دنیا می‌برد. گرچه اگر حساب شده به کار خدا نگاه کنید و دقیق‌تر شوید می‌بینید آن‌هایی هم که با نکبت از دنیا می‌روند علت دارد. بعضی‌ها که عالم و مجتهدند و چند روز بیهوشند، این‌ها را نگویید نکبت‌اند. نه! چه بسا برای ارتقاء درجاتشان است. این رشته سر دراز دارد.

در مورد رزق خدا می‌گفتیم. نمی‌دانم، شاید اوایل که محل شما منبر می‌رفتم کلیدهای رزق و روزی را بیان کرده‌ام که ما در دینمان خیلی کلید برای وسعت رزق داریم که ده جلسه می‌توان از آن بحث کرد. همچنین برای کلیدهای خیر و برکت زندگی. همه‌اش به زرنگی و تبلیغات نیست، چیزهای دیگری هم لحاظ می‌شود که نمونه‌ای از آن را قرآن می‌گوید: توکل بر خدا. قُدمایتان را خدا بیامرزد.

نه به امید خلق روزگار/ فقط زرنگی نیست!

من بچه کشاورزم. وقتی می‌خواستیم گندم بکاریم، این‌ها را با کیل‌هایی برمی‌داشتیم؛ مثلا یک گونی برای یک زمین یک جریبی و در کل مثلا ده تا کیل می‌شد. اولا بسم الله می‌گفتند. بعد هر کیل را متبرک به یک عدد مقدس می‌کردند. مثلا یک به نام خدای یکتا، پنج به نام پنج تن آل عبا، شش به یاد ضریح شش گوشه امام حسین. این‌ها برکت ندارد؟ به سرِ زمین که می‌رفتیم می‌گفتیم: خدایا به نام و یاد و امید تو نه به امید خلق روزگار. یادم هست بچه که بودیم بذرها را با صلوات و لعن دشمنان اهل بیت می‌پاشیدند. باور کنید یک سال این زمین زراعتی ما طاق زده بود یعنی به قدری پرپشت و انبوه شده بود که همینطور روی هم ریخته بود و دور هم می‌پیچید. وقتی می‌خواستند آن را بچینند جلوی آن قربانی می‌کردند تا چشم نخورد.

پس ببینید، فقط زرنگی نیست. چیزهای دیگری هم دخیل است. رزق و روزی‌رسانی پروردگار عالم خیلی عالی است. به رمز و راز معارف پی ببریم. مواد خامش همین قرآن کریم است فقط باید دقت و تأمل کنیم. سوره‌ای را فقط برای ثوابش نخوانیم. “ذکرالله”، یاد خدا از سخت‌ترین تکالیف خداوند بر بشر است. فقط سبحان الله گفتن نیست. این ذکر زبانی است. یاد خدا در همه عرصه‌های زندگی است، مثلا همین حضور قلب در نماز که نمره خیلی‌هایمان متأسفانه پایین است بلکه مردود هستیم. به همان اندازه بهمان می‌دهند که حضور قلب داشته باشیم. من به این نتیجه رسیده‌ام که نماز تمرینی است برای حضور قلب در متن زندگی. ادب حضور خدا را رعایت کنیم که ما در هر جایی و در هر کاری در محضر خدا هستیم.

خاصیت یاد خدا چیست؟ “اذکرونی اذکرکم” منِ خدا را یاد کنید تا منِ خدا هم شما را یاد کنم. یاد ما با هم فرق می‌کند. ببینید مثلا می‌گوییم «فلانی نیم ساعت قبل از آمدنت به اینجا به یاد شما بودم». فوقش هنر کنیم در دعا همدیگر را دعا کنیم و یا بالاترش در گرفتاری‌ها به یاری هم بیاییم. اما یاد خدا یعنی چه؟ آن مهم است، خوب دقت کنید. من مثلا در شرایطی هستم که هیچ‌کس نمی‌تواند به کمکم بیاید اما آنجا خدا هست و می‌بیند. می‌گوید یاد من کنید. باز هم می‌گویم این از آیاتی است که از خود ما شروع می‌شود.”اذکرونی اذکرکم”، “ادعونی استجب لکم”. اگر لیست بخواهم بدهم خیلی می‌شود. ما می‌گوییم خدایا اول تو بده تا من انفاق کنم. خدا می‌گوید بیا تا بدهم. دقت کنید این تیکه‌ها فرمول‌های قشنگی است با ادبیات امروز. خدا می‌گوید خودت را در این گودی میدان بینداز و شهامت داشته باش. باور کن یاد خدا هم همینطور است. هرچه ما یاد خدا در زندگی مان بیشتر باشد در سخت‌ترین شرایط زندگی یاد خدا برای ما بیشتر است. خدا که به یاد ما باشد به کمک و یاریمان می‌آید، از سر یادی که ما داریم.

جز یاد یار جمله ز دل‌ها برون کنیم/ مهمان مکرم است بشویید خانه را

وقتی می‌خواهند پرونده این عمر ما را به اجرا بگذارند، قشنگ‌ترین و بهترین قطعه عمر ما کی هست؟

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت/ باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود

عالی‌ترین زمان زندگی ما کی بود؟ زمانی که رفتیم حرم امام رضا نماز می‌خواندیم، قرآن می‌خواندیم، روضه می‌رفتیم، بویژه اگر ادب این‌ها را رعایت کرده باشیم نمره‌اش خیلی بالاتر می‌رود. برای ادب دستورات الهی به کمک بنده خدایی رفتی، خدا هم بنازم به قدری عالی جبران می‌کند. مگر در دعای جوشن کبیر نمی‌گوییم «یا خیرالشاکرین و مشکور»! یک وقت می‌بینی تو خیلی حرص و ولع داشتی و راستی با ایمان راسخ نماز می‌خواندی و به نماز اول وقت مقید بودی. یک وقت همان اول وقت نماز جانت را می‌گیرد! در همان حال که داری به نماز می‌روی از دنیا می‌روی.

این مرگ‌ها خیلی حساب شده است. ما نگاه می‌کنیم می‌گوییم اتفاقی است و علت‌های مادی برایش می‌تراشیم. خب فلانی این بیماری را داشت و مرد. نه خیر! این مرگ‌ها به قدری حکمت آمیز است، فقط کافی است مقداری دقت و تأمل کنیم که این حسن ختام چه می‌شود؟ حسن ختام اهل ایمان چه موج بیداری‌ای در دل‌ها ایجاد می‌کند، جنازه‌اش هم برکت دارد، قبر و نام و یادش هم برکت دارد.

من همینطور فهرست‌وار موارد یاد خدا را مناسب فرصت جلسه‌مان خدمت عزیزان اشاره‌هایی می‌کنم وگرنه شرح و بحث زیاد دارد. «و من یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب» (حج، ۳۲) تعظیم شعائر الهی، تابلوهای الهی خیلی مهم است.

دانشجویی به من گفت: حاج آقا، این دم و دستگاه‌های عزاداری مزاحم مردم‌اند. این‌ها برای چه هستند؟ دانشجوی منصفی بود، حرف‌هایی که زدم را پذیرفت. گفتم: این دم و دستگاه وقتی راه می‌افتد آن‌هایی که پای این منبرها نمی‌آیند و غافل‌اند، آن‌ها هم با یک شوری می‌آیند و از دل خانه کنده می‌شوند. بالاخره به بهانه طبل و سنج و… این عشق دیرینه در اعماق و سلول‌هایشان رسوخ کرده است. خب این‌ها وقتی آمدند دیگر در دستگاه امام حسین (ع) باقی می‌مانند و امام در حد معرفتش ظرفش را پر می‌کند. اما اگر این سر و صدا نبود، اینگونه نمی‌شد.

این‌ها دشمن‌شکن است

بله تو می‌فهمی، تو متدینی و با معرفت. پسرم حرف قشنگی می‌زد: من اصلا شرکت در این دسته عزاداری را واجب می‌دانم. باید این دسته‌ها باشد. این نماد و شعار باید باشد، این‌ها دشمن‌شکن است. حالا آن اشتباه کاری‌ها بماند. آن‌ها را ما خودمان انتقاد داریم. ولی اصلش باید باشد. کسی به این دستگاه دهن‌کجی کند چوب می‌خورد. خب این قدم‌های اول است که بیایند قاطی دریا بشوند، شعائر اسلامی باید حفظ شود. قرآن می‌گوید کسی که شعائر اسلامی را تعظیم کند این از تقوای قلوب ریشه می‌گیرد.

این طلبه‌های خارجی گاهی با ما بحث می‌کنند. وقتی ازشان پرسیدیم که ایران را چطوری دیدید؟ یکی از آن‌ها گفت: والله ذهنیتی که ما از ایران در وطنمان داشتیم، نیست آنچه که این جا می‌بینیم، خب وضعیت حجاب و… گفتم: ببین زینب‌های زمان الآن اینجا نیستند. می‌دانی این‌ها کی به میدان می‌آیند؟! در نمازجمعه و راهپیمایی می‌آیند. این‌ها تاریخ سازند. حزب باد نیستند. هر موقع دین به حضور آن‌ها نیاز دارد در صحنه حاضر می‌شوند.

***

این‌ها نمونه‌هایی بود از اضافات تشریفیه. بعضی از آن‌ها صفات خداوند بود و بعضی مثل رزق که به خود ما انسان‌ها برمی‌گردد. سال گذشته هم توفیق داشتیم گاهی منزل حاج آقای میرخلف، تدبیر خوبی داشت؛ عرض ادب خدمت امام موسی بن جعفر داشتند و هم خدمت امام حسن مجتبی. حالا امشب خدمت هر دو ان‌شاءالله عرض ادب می‌کنیم.

از موارد دیگر اضافات تشریفیه: توکل، تقوا، تعقیبات نماز بویژه نماز صبح، بیداری بین الطلوعین و مشغول ذکر و دعا شدن است که برای وسعت رزق مؤثر است. تلاوت سوره واقعه در شب‌ها خیلی مؤثر است و بعضی ذکرها مثل لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم. روایت داریم نماز شب و برّ والدین کلیدهای خیر و برکت است. ما باید حق این‌ها را ادا کنیم. من گاهی ناراحت می‌شوم، همین‌طوری نگوییم و رد شویم، مثال بزنیم. نمونه‌هایی که افرادی مثلا احسان به والدین داشتند و خداوند گشایش‌هایی برایشان رقم زده است گفته شود.

خب برویم در خانه کریم اهل بیت امام حسن مجتبی. کسی که راستی عبد صالح خدا بود، عبدالله بود. از اضافات تشریفیه قرآن چه عرض کردیم؟ “عباد الرحمن” امام خیلی کریم و بزرگوارند که بعضی نقل قول‌ها می‌گویند امام مضیف خانه داشتند. مردی نزدیک مدینه خیلی گرسنه بود، کشاورزی را دید که در زمین زراعتی خرما مشغول بود. مرد گفت: آقا گرسنه‌ام، چیزی دارید؟ کشاورز گفت برو در آن بقچه یک مقدار نان است. مرد نگاه کرد و گفت این نان‌ها خیلی خشک است من نمی‌توانم این‌ها را بخورم. کشاورز گفت: خب برو در شهر، آقایی هست به نام حسن بن علی. ایشان خانه‌ای مخصوص فقرا و غریب‌ها و تهیدست‌ها دارد، از آنجا کمک بگیر. مرد به آنجا می‌رود و وقتی می‌خواهد غذا بخورد یک لقمه خودش می‌خورد و یک لقمه کنار می‌گذارد. امام گفت خودت بخور چرا قایم می‌کنی؟ مرد می‌گوید: آقا واقعیتش وقتی داشتم خدمت شما می‌آمدم خدمت بزرگواری رفتم که نان‌های خشکی داشت. ایشان آدرس شما را داد که بیایم در محضر شما. وقتی مشخصاتش را گفت امام فرمودند: آن آقا پدر ماست، امیرالمؤمنین است. اصلا تمام دم و دستگاه هم مال اوست، خودش با اختیار خودش زاهدانه زندگی می‌کند. به هرحال این کرم امام را خواستم عرض کنم. السلام علیک یا ابامحمد یا حسن بن علی…

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق