دوشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۲۰:۱۱ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۷
(به مناسبت هفته دولت)
 رفتارشناسی قشر خاکستری +به سوی دولت تراز انقلاب اسلامی   

باید به قرآن و ارزشها و راه و رسم امام خمینی (ره) بازگردیم و چهره خویش را با آب توبه و اصلاح شستشو دهیم تا بار دیگر مردم به انقلابیون اعتماد کنند؛ و الا در دهه های نه چندان دیر آتی، خدای ناخواسته پشتیبانی مردم را کاملا از دست خواهیم داد!

ندای اصفهان- یادداشت سردبیر

نامگذاری آغاز هفته دولت به نام با مسمّای شهید اندرزگو و پایان یافتن آن به شهادت شهیدان رجائی و باهنر (رحمه الله علیهم) فرصت مغتنمی است برای اندرز خود و مسئولان در قبال خونهایی که به پای ارزشهای نظام مقدس اسلامی ریخته شده اند. تا بار دیگر با یادآوری هندسه ارزشهای نظام اسلامی گام هایی مسئولانه در قبال خون آن عزیزان و تشکیل دولت تراز انقلاب اسلامی برداریم. ان شاءالله.

دسته بندی حزب های فعال عرصه سیاسی جامعه ایران نسبت به آرمانها و هویت انقلاب اسلامی:

الف) احزابی که همچنان دم از اصول و شعارهای انقلاب اسلامی چون «مبارزه و مقاومت»، «ما می توانیم»، «ایستادگی در برابر زیاده خواهی های ابرنکبت ها»، «استقلال»، «دفاع از مظلومان عالم» و… می زنند. که در حال حاضر به اصولگراها معروفند.

ب) احزابی که دم از گفتگو و رابطه با امریکا و پای میز مذاکره نشستن و بازی برد برد و کنار آمدن و داد و ستد با کدخدا و… می زنند که به اصلاح طلب ها معروفند.

دسته بندی اقشار جامعه ایران نسبت به آرمانها و هویت انقلاب اسلامی:

الف) حزب الله: حزب الله ماهیت و منطق خود را در دفاع از ارزشهای اسلامی ذیل سایه سار ولایت با هدف قرب الی الله تعریف نموده و با بصیرت و دیدی عمیق، کاملا متوجه جایگاه و موقعیت انقلاب اسلامی، ریشه ها و چرایی آن، سیر تاریخی و اهداف و آرمانهای بلند انقلاب با عُلقه و وفاداری و ایثار، مخلصانه عَلَم انقلاب را با هر زحمتی که هست در برابر فشار بیرونی و فساد داخلی سرپا نگه داشته است.

این گروه که ژرف ترین عمق دریای طوفانی انقلاب اسلامی را تشکیل می دهند اغلب نسل اول انقلاب اسلامی و کسانی که برای انقلاب هزینه داده اند و البته رویش ها و تربیت شده های شجره مبارک انقلاب اسلامی را در بر می گیرد.

با توجه به فعالیت ۹۱ هزار هیات مذهبی در کشور به عنوان یکی از شاخص ترین اماکن ظهور و بروز این حزب، جمعیت آنان را بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون می شود تخمین زد.

ب) قشر بی اعتقاد و یا ضد انقلاب: این گروه اعتقادی به انقلاب و اسلام و خودباوری و مبارزه و استقلال و… ندارند و به شدت دلباخته و فریفته غرب اند. خط قرمزشان حبّ دنیا و چرب و شیرین دنیاست و اگر فرصتی مثل فتنه ۸۸ پیش بیاید خودی نشان می دهند و گرد و خاکی می کنند. خوشبختانه تعداد آنها چه از حیث کمّی و چه از حیث کیفی در سطح بسیار نازلی قرار دارد و در تمدّن و فرهنگ و ایمان و باورهای غنی جامعه ایران اسلامی محلی از اعراب ندارند و نخواهند داشت، ان شاءالله.

ج) قشر خاکستری: گروه سوم که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند و متاثّر از دو گروه اصولگراها و اصلاح طلبان هستند قشر خاکستری جامعه است. و کثرت آنان قریب به بالای ۷۰، ۸۰ درصد جامعه ایران را تشکیل می دهد.

نگاهی به گرایشات تاریخی قشر خاکستری:

گرایش این جمعیت عظیم در دهه شصت  بیشتر  به سمت احزاب با تفکّر انقلابی (مبارزه با استکبار و مقاومت و…) و از اواسط دهه هفتاد به سمت احزاب اصلاح طلب بوده است. با افراط و تفریط های گروه دوم در دهه هشتاد بار دیگر به سمت گروه اول و بالعکس با افراط و تفریط های گروه اول در نیمه دوم دهه هشتاد بار دیگر به سمت گروه دوم تمایل یافته اند.

نگاهی به وضعیت کنونی و آینده قشر خاکستری:

این قشر عظیم و به خصوص جوانان و متولّدین اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه هفتاد و بالطبع دهه های بعدی (که بواسطه قالب جمهوریت در آینده و سرنوشت سیاسی ایران و واگذاری حوزه های قدرت و ثروت به گروه های سیاسی نقش بسیار موثری ایفا می کنند) متاسفانه رفته رفته از «اسلام انقلابی» در حال فاصله گرفتن و حرکت به سوی «اسلام نسبتا سکولار»اند؛ یعنی اسلامی که بیشتر در حاشیه و حوزه فردی است. (البته اشتباه نشود؛ این قشر، خواستار حضور اسلام در زندگی است و کوچکترین تعرّض و بی احترامی به اصل اسلام با شدیدترین واکنش آنها مواجه خواهد شد؛ واکنش تند و تیز ۹ دی ۸۸ در اعتراض به بی حرمتی عاشوای حسینی شاهدی بر این گفتار اظهر من الشمس نویسنده است).

این قشر عظیم حتی مبارزه و عزّت ملی و دفاع از مظلوم را هم متاثّر از قشر انقلابی و هویت تاریخی و فرهنگ جوانمردی ایران تا حدودی مطالبه می کند؛ اما در عین حال از تعامل با کشورهای قدرتمند و کوتاه آمدن نسبی در برابر آنها به امید برخورداری از رفاه و تکنولوژی و آزدیهای بیشتر و پرهیز از جنگ احتمالی (ولو به قیمت یارانه دادن استقلال و عزّت و ارزشها به اقتصاد و رفاه)، حاضر به معامله و کوتاه آمدن است. یعنی نه هویت انقلابی دارند و نه هویت ضد انقلابی بلکه هویتی اسلامی/ ملی دارند؛ اسلام در حوزه فردی و دو دو تا چهارتاهای عقل معاش (و نه عقل معاد) در سیاست خارجه.

درک این تقسیم بندی ها و این سیر تلخ چندان مشکل نیست و با نگاهی به آمارها از جمله آراء مجلس دهم و شورای شهر (در کلان شهرها و به خصوص در تهران) و دولت یازدهم و دوازدهم می توان بر آن صحّه گذاشت.

چرایی تمایل قشر خاکستری از اسلام انقلابی به اسلام نسبتا سکولار (اسلام مایل به اسلام امریکایی)

۱- شکاف بین شعارها و عمل انقلابیون (چه از سوی اصلاح طلب ها و چه اصولگراها) و نا امیدی نسبی قشر خاکستری از امکان تحقق عملی، عینی و محسوس آنها بعد از قریب به ۴ دهه که از انقلاب می گذرد از عوامل بسیار مهم جایگزینی اسلام نسبتا سکولار به جای اسلام انقلابی است. (علت مهمی که خداوند متعال آن را در قرآن کریم اینگونه هشدار می دهد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ * کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟!* نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی کنید!- کریمه صف/ شریفه ۲ و ۳).

تجلی اعظم این شکاف را باید در دنیازدگی و سبک زندگی اشرافی برخی از افراد شاخص از هر دو دسته جستجو کرد. واجبی که بسیاری از دلسوزان حسب کلام حضرت امیر در نهج البلاغه آن را متذکر شدند («آگاه باش هر پیروی را امامی است که از او پیروی می کند و از نور دانشش روشنی می گیرد، آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید. پس سوگند به خدا که من از دنیای شما طلا و نقره ای نیندوخته و از غنیمت های آن چیزی ذخیره نکرده ام. بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیفزودم و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است»)

اما حضرات مسئولان زهد خواص را برچسب استحباب زدند. فسادی که متاسفانه خواص و عوام به نحوی آن را پذیرفته اند و با آن کنار آمده اند و حتی اگر با سند و مدرک هم در رسانه ملی فساد مسئولی بیان و رونمایی شود تاثیر چندانی در آراء او نخواهد داشت!!!

۲- فعالیت رسانه ای بیش از سه دهه ماهواره ها بر بیش از ۵۰ درصد خانواده های ایرانی، به ویژه بر محور ترویج بی بندوباری و ترویج تجمّل و حبّ دنیا و ناکارآمد جلوه دادن نظام اسلامی از عوامل مهم دیگر این تغییر است. به عنوان نمونه شاهد بودید که علی رغم هجمه سنگین اصولگراها به جبهه اصلاح طلبان اما با طرح مساله جنگ و آزادی بیشتر، از سوی اصلاح طلبها سبد رای آنها تقریبا به ۶ میلیون آراء بیشتر نسبت به دوره قبل افزایش یافت.

(تشویق به زندگی و تجملات و پرهیز از جنگ و روحیه شهادت طلبی و ترویج باصطلاح آزادی های بیشتر از مولفه های اصلی ماهواره هاست. جنگ نرم و شبیخون فرهنگی یعنی همین؛ یعنی سه دهه سرمایه گذاری کلان رسانه ای برای تغییر نگاه ها و گرایش ها و سپس ایفای نقش در انتخاب عالی ترین مسئولان نظام. کاری که ریگان با گورباچف و نظام شوروی سابق نمود. هرگز نمی شود فراموش کرد که هدیه ریگان به گورباچف یک ویدئو بود.)

۳- ضعف در برنامه ریزی و مدیریت روتین علاوه بر عدم وجود مبانی علمی تدوین شده ی به روز، جهت اجراء شعارهای انقلاب در حوزه های گوناگون (که متاسفانه خود به خود و بدون لحاظ دشمنی های خارجی انقلاب را از دست یابی به مقاصدش ناکام گذاشته و بارها از سوی مقام معظم رهبری در مبحث تولید علم و جنبش نرم افزاری به ویژه در حوزه علوم انسانی مورد مطالبه بی پاسخ از سوی حوزه و دانشگاه قرار گرفته است).

شاخصه های دولت تراز اسلامی (هندسه انقلاب اسلامی):

شاخصه ها اصلی و حیاتی دولت تراز اسلامی، همان اصولی هستند که در کلام و وصیت نامه الهی سیاسی امام ره و فرمایشات مقام معظم رهبری و قانون اساسی و بلکه عقل و فطرت هر انسان آزاده ای نقش بسته است.

اصولی که بیان آنها در دهه چهارم انقلاب اسلامی جرأت بسیار می خواهد و متاسفانه دم زدن از آنها پاسخی جز پوزخند و تلخندی نا امیدانه در بین قشر خاکستری ندارد. در عین حال حزب الله آتش به اختیار و به هر زحمتی که شده کمر همّت بسته تا بلکه سوسویی از آن ارزشها و آرمانها را در دلها روشن نگه دارد و خدا می داند که اگر وعده های الهی و عقیده به عنایات امام زمان عج و امدادهای غیبی و رهبری های حکیمانه و دلسوزانه معظم له و دعاها و تائیدات اولیاء الهی نبود سزاوار بود که خود آنان که از نزدیک شاهد بی لیاقتی ها و بعضا خیانت ها در مقرّ فرماندهی دولت مردان هستند، در راس نا امیدان این جامعه باشند. با عرض پوزش از خوانندگان مقاله، اصولی همچون:

اصل توحید و خداپرستی و خدا ترسی، حاکمیت احکام و مقررات اسلام بر تمام شئون کشور، اصل عدالت اجتماعی و رفع تبعیضات‏ ناروا و ایجاد امکانات‏ عادلانه‏ برای‏ همه در تمام‏ زمینه‏‌های‏ مادی‏ و معنوی، تساوی همه افراد در برابر قانون و قضا، اصل ولایت فقیه، اصل حاکمیت ضابطه و شایسته سالاری (و نه رابطه و جناح بازی)، اصل امانتداری، انضباط کاری و وجدان کاری، برابری و برادری و مساوات و صداقت با مردم، زهد و ساده زیستی و مردمی بودن و غیر اشرافى بودن حکمرانان و زمام‌داران، توجه به مستضعفین و رفع فقر و فساد و تبعیض، دلبسته بودن مسئولان به مصالح ملت، کار و تلاش همگانى براى پیشرفت کشور، ایستادگى در مقابل سیاست‌هاى مداخله‌گر و سلطه‌طلب، پرهیز از اسراف، مبارزه با رانت خواری، اخلاق و ادب، استقلال و عزّت و مبارزه با استکبار، اشتغال و ازدواج جوانان، نفى فرهنگ اباحه‌گرى غربى و ترویج و رشد معنویت و عفاف و حجاب، حمایت از تولید ملی و خودکفایی، مهاجرت معکوس به روستاها، تکریم ارباب رجوع و دفاع از حقوق پابرهنگان، اصل ۴۴ قانون اساسی و مردم‌سالاری و مشارکت مردم در اداره‌ی امور کشور، مبارزه با ربا و ده ها اصل فراموش شده و یا کمرنگ شده دیگر…

(البته از حق نگذریم و ناگفته نماند که در بسیاری از اصول نیز عامل و موفق بوده ایم؛ اصولی همچون تکیه به رأى مردم، تأمین اتحاد و یک‌پارچگى ملت، تامین امنیت، حفظ تمامیت ارضی نظام، برادرى با ملت‌هاى مسلمان، مبارزه با صهیونیسم، نفى جمود و تحجّر، پیشرفت چشمگیر در حوزه های مختلف علوم، حفظ جایگاه و نقش کلیدی نظام در منطقه و… و نیز بر این موفقیت ها باید تلاش های خودجوش امت حزب الله در عرصه های گوناگون سازندگی، ارائه خدمات جهادی، فعالیت های گسترده فرهنگی و معنوی و… افزوده گردد. اما روی سخن اینجاست که حتی عمل نکردن به یک اصل نیز شایسته نظام اسلامی نیست).

راهکارهای پر رنگ تر کردن رنگ سفید قشر خاکستری و حرکت به سمت ایجاد دولت تراز انقلاب اسلامی:

۱- توبه و استغفارِ همه گروه ها و احزاب و علی الخصوص اصولگرایان از تجمّل و دنیاپرستی های (قانونی و غیرقانونی) و رو آوردن علنی به ساده زیستی؛ در وسیله نقلیه، متراژ و موقعیت جغرافیایی منزل، حقوق و دست مزد و… و زندگی با مردم و در میان قشر متوسط و بلکه متوسط به پایین جامعه (که در عین حال عمیق ترین نقطه انقلاب محسوب می شوند)؛ چه اینکه این انقلاب انقلاب پابرهنه ها است.

توبه از جابجا کردن اولویت های اسلام و انقلاب: آیا اولویت های انقلاب اسلامی ریش و انگشتر و پوشیدن پیرهن یقه سفید و شعار و حضور مسئولان در نماز جمعه  و… بود؟ یا اینها کف انقلاب اسلامی بود و کار مضاعف، زهد و ساده زیستی، در میان مردم بودن، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض(ولو به قیمت جانشان)، پرهیز از جناح بازی و بکارگیری نیروهای متعهد و متخصص، خدمت به مردم، پاسخگو بودن، مطالبه گری حق پابرهنگان بدون لکنت، ایجاد اشتغال و برنامه ریزی و… اولویت های انقلاب اسلامی بوده و هست؟

توبه از توجیهات. توبه از کبر. توبه از فاصله گرفتن از دردها و رنجهای مردم. توبه از کم کاری ها. توبه از بی انضباطی های اجتماعی و اقتصادی. توبه از تفرقه. توبه از عدم نوآوری. توبه از اصلاح نکردن الگوی مصرف. توبه از عدم همدلی و همزبانی با مردم. توبه از سکوت. توبه از بی برنامگی ها. توبه از تنها گذاشتن معظم له (این العمار). توبه از بی اعتنایی ها به فرمایشات حضرت آقا. توبه از همه آنچه که مردم از آنها انتظار داشتند و نکردند و انتظار نداشتند و کردند.

و در یک کلام توبه از شرک و رو آوردن به خداپرستی و خداترسی. (اینها که گفتم از دهان من بزرگتر بود اما سید العلماء مرحوم آیت الله ابراهیم خسرو شاهی (از شاگردان شب علامه طباطبایی ره) می فرمود: مشکل مملکت، حتی مشکل حوزه های علمیه و… شرک است و راه برون رفت از آن بازگشت به توحید است. همان توحیدی که خرمشهر را آزاد کرد. همان توحیدی که انقلاب را در برابر ابرنکبتها پیروز کرد. همان توحیدی که آتش را بر ابراهیم گلستان و دریا را بر موسی شکافت.)

این تذهبون؟ چرا با صدها مصداق معلوم و محسوس باز هم ایمان نمی آورید؟ آیا توحید ناممکن ها را ممکن نکرد؟ آیا این فرمایش خدا نیست که به صراحت می فرماید: یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِن تَنصُرُواْ اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ‏. وَ الَّذینَ کَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر خدا را یارى کنید، شما را یارى مى‌کند و گام‌هایتان را استوار می سازد. و کسانی که کفر ورزیدند سقوط و سرنگونی بر آنها باد و (خداوند) همه عمل های آنها را تباه و بی اثر گردانید (کریمه محمد/ شریفه ۷ و ۸). آیا جبهه ای که در آن خدا باشد شکست دارد؟

به فرموده قرآن کریم: تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللّه ِوَ أَخْلَصُوا دِینَهُمْ للّه؛ پس اگر قریب به یک دهه عملا و علنا توبه کردید و گذشته را اصلاح و جبران کردید امید است که بار دیگر فرصت خدمت به خلق را به دست آورید و انقلاب را به تراز خود و خود را به خدای خویش و دلهای مردم نزدیک سازید.

بنابراین باید دوباره همچون پیر جماران موحّد و خداترس شویم. باید به قرآن و ارزشها و راه و رسم امام ره بازگردیم و چهره زشت خویش را از زیر آرایش ها و بزک های مقدس مآبانه بیرون بیاوریم و با آب توبه و جبران و اصلاح شستشو دهیم تا بار دیگر مردم به انقلابیون اعتماد کنند و اسلام انقلابی را در سایه امید حاصل از تقوا و توحید و خداترسی و تلاش و برنامه ریزی جایگزین اسلام سکولار زده کنند؛ و الا در دهه های نه چندان دیر آتی، خدای ناخواسته پشتیبانی مردم را کاملا از دست خواهیم داد.

۲- کار و تلاش مضاعف و جهادگونه در تولید علم در حوزه علوم اسلامی جهت خلاصی از غرب زدگی کل سیستم انقلاب و ارائه برنامه های کارشناسی شده و تفهیم آن به مردم جهت معیشت بهتر مردم.

۳- تبیین خیانت های تاریخی و امروزه اعتماد به ابرنکبتها در پایبند نبودن به تعهّدات و عدم حل مشکلات روزمره مردم از راه ناصواب در پیش رو گرفته شده.

۴- جهت دهی منسجم افکار عمومی توسط خواص جامعه جهت مطالبه گری ارزشها و حقوق پابرهنگان و محرومان از دولت مردان

۵- ادامه فعالانه و آتش به اختیار قشرهای دلسوز انقلاب و دمیدن به ارزشها مثل اردوهای جهادی، مطالبه گری حقِّ لااقل بخش هایی از اقشار مردم مثل کارگران، کشاورزان، کارکنان معدن، خانواده های بی سرپرست و…

۶- اطلاع رسانی درست توفیقات بسیار نظام از رسانه ملی و فضای مجازی و دمیدن و گرمابخشی امید به قلبها به خصوص به قلوب جوانان. امیدی که نا امیدی از آن کفر است (وَلاَتَیْأَسُواْمِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ) و هر چه از بیرون و داخل بیشتر به انقلاب جفا شود وظیفه ما همت مضاعف و تلاش بیشتر و امید بیشتر به عنایات حضرت حق و ولی الله الاعظم عج است.

فراموش نکنیم که امام ره به ما می فرمود: ما موظف به انجام تکلیف هستیم نه نتیجه و سیدالشهداء وظیفه همه را روشن ساخت. راه انقلاب و دفاع از حکومت اسلامی و ارزش های نظام حکومت اسلامی و مطالبه ارزشهای رنگ باخته وظیفه همه ماست و در این راه چه موفق شویم و چه خدای ناخواسته شکست بخوریم پیروز میدان تنها کسانی هستند که به وظیفه شان عمل کرده باشند.

قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکُمْ أَنْ یُصیبَکُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَیْدینا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَکُمْ مُتَرَبِّصُونَ؛ بگو، آیا برای ما جز وقوع یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟ درحالی که ما در باره شما انتظار داریم که خدا بوسیله عذابی از جانب خود و یا بدست ما شما را هلاک کند، پس منتظر باشید که ما نیز با شما منتظر هستیم (کریمه توبه/ شریفه ۵۲).

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

  1. rezaeiz گفت:

    پرمحتوا،کارشناسی شده و فوق العاده




    0



    0
نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


راهی که از سر گرفتیم!
راهی که از سر گرفتیم!
پایگاه خبری چشمه سار
پایگاه خبری چشمه سار
اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق