دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۴:۱۶ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۷
آیا دانشمندان «باقر العلوم» هستند یا جاهل العلوم؟!
 نگاهی به زندگانی معدن علم، پیشوای پنجم شیعیان علیه السلام   

منطق شیعه این است که امامت و پیشوایی حق کسانی است که از عرش تا فرش را عالم اند. همه بزرگان علمی جهان به این امر معترفند که نسبت علمشان به جهلشان مثل قطره در برابر دریاست...

ندای اصفهان- حجت الاسلام عبدالغفار امیدوار

کسانی که ائمه اطهار علیهم السلام را دیده اند در مورد آنان کلماتی دارند که دال بر عظمت علمی و وجودی آنان است از جمله:

عبدالله عطای مکی می گوید: کسی ندیدم که علما نزد او چنان که نزد ابوجعفر ابن علی ابن الحسین علیهما سلام کوچکند، اظهار عجز و کوچکی کنند. (رساله امامت، ص ۱۷۹)

و یا جابر ابن یزید جعفر هر گاه می خواست از امام باقر مطلبی نقل کند می گفت: وصی اوصیاء و وارث علوم انبیاء محمد بن علی بن الحسین علیه السلام مرا گفت… (رساله امامت، ص ۱۷۹)

ابراهیم ابن عباس صولی می گوید: هر که بگوید در فضلیت، کسی را مانند امام رضا علیه السلام دیده، از او باور نکنید. (کشف الغمه، ج ۳، ص ۱۵۶ و ۱۵۷)

آن بزرگواران خود نیز بر بی کران بودن علم امامت صحّه می گذاشتند؛ مثلا امام سجاد علیه السلام در مورد امام باقر علیه السلام فرمود: او امام و پدر امامان است، معدن بردباری و جایگاه علم و دانش است، همانند دریایی که آب در آن موج‌ می‌زند علم و دانش در سینه اش موج‌ می‌زند، و او آن را می‌شکافد و نشر می‌دهد، به خدا قسم او شبیه ترین مردم به رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) است.

رسول خدا نیز شکافنده بودن امام باقر در علمِ اولین و آخرین را به جابر ‌بن‌ عبداله انصاری فرموده بود. (الاحتـجاج، ترجـمه جـعفری، ج ۱ ، ص ۱۵۲ )

اخبار از آینده

یک نمونه از علم بی کران امام اخبار از آینده است؛ یزید بن حازم گوید: همراه امام باقر بودم و از کنار خانه هشام گذشتیم که در حال ساختنش بودند. امام فرمود:

«به خدا سوگند، این خانه ویران خواهد شد! به خدا سوگند، حتی خاکهایش را از ویرانه ‏هایش بیرون خواهند برد و زمین احجارالزیت آشکار خواهد شد و در اینجا، نفس زکیه [محمد بن عبدالله بن حسن] کشته می ‏شود.»

من از این سخنان در شگفت شدم و با خویش گفتم: چه کسی جرئت دارد، خانه هشام را ویران کند. ایام سپری شد و مرگ هشام فرا رسید و ولید به کرسی خلافت نشست و فرمان داد که آن خانه را ویران کنند و خاکهایش را بیرون برند تا با زمین یکسان شود. من این ماجرا را خود شاهد بودم. (دلائل الامامه، ۱۱۰؛ کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۴۶؛ اثبات الهداه، ج ۵، ص ۳۰۶؛ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۶۸٫)

همچنین در روایتی دیگر ابوبصیر گوید: با امام باقر در مسجد النبی نشسته بودیم که عمر بن عبدالعزیز با لباسهایی زیبا ـ با رنگی روشن متمایل به زرد ـ وارد شد در حالی که به خدمتکارش تکیه داده بود. امام باقر فرمود: این جوان در آینده به خلافت می ‏رسد و شیوه‏ ای عادلانه در پیش می‏ گیرد و… هنگام مرگ، زمینیان بر او می‏ گریند و آسمانیان نفرین می‏ کنند! عرض کردیم: مگر نه این است که عدل و انصاف پیشه می‏ سازد، پس نفرین آسمانیان برای چیست؟ امام فرمود: او جایگاه ما را غصب می‏ کند، در حالی که شایسته آن نیست. (الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۲۷۹٫)

وجه تسمیه

امام، باقر العلوم است. باقر یعنی زیر و رو کننده. به گاو نر هم که بقر می گویند چون خاک را شخم می زند و زیر و رو می کند. علوم هم جمع محلی به الف و لام است و مفید عموم. لذا باقر العلوم؛ یعنی کسی که توانایی زیر و رو کردن تمام علوم را داراست.

معدن علم

امام باقر که از آزادی نسبی بیشتری نسبت به ائمه پیشین برخوردار بود چنان در حوزه های گوناگون علمی تحوّل ایجاد کرد که بزرگان آن روزگار نزد او چون طفل دبستان می نمودند. در زمان ظهور نیز حضرت مهدی عج ۲۵ باب علمی نو بر روی بشریت باز خواهد کرد که نسبت تمام علومی که تا آن زمان تولید شده دو حرف از ۲۷ حرف علم است.

حجت موجه ما در تشیع و پیروی از ائمه اطهار علیهم افضل صلوات المصلین نیز همین باقر العلوم و معدن العلم بودن آن بزرگواران است و خدا می داند که هر دانشمندی هر چه دارد از معدم علم آنان است؛ چه اینکه فرمود تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر. کل امر و از جمله علم از مجرای ولایت کلیه ائمه علیهم السلام به نظام هستی می رسد.

آیا دیگران هم باقر العلوم هستند؟ یا جاهل العلوم هستند؟

همه بزرگان علمی جهان به این امر معترفند که نسبت علمشان به جهلشان مثل قطره در برابر دریاست. مثلا فردی مثل بوعلی سینا ره که حضرت امام ره او را در حدت ذهن و نادره بودن با «ولم یکن له کفوا احد» توصیف کرده (النابغه العظمی والاعجوبه الکبری و فی حده الذهن و جوده القریحه لم یکن له کفوا احد). بوعلی سینایی که به قول آقای دکتر ولایتی: بعد از گذشت قرنها هنوز بیش از هفتاد درصد از کتاب قانون اش همچنان معتبر است و هیچ کتابی در تاریخ پزشکی نیست که چنین عظمتی داشته باشد (منبع: سایت شفقنا)؛ اما همو می گوید: «علم من به آنجا رسید که دانستم هیچ نمی دانم».

آری! این فقط ائمه اطهار بوده و هستند که پا پیش گذاشته اند و فرموده اند أَیُّهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی، فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْض؛ ای مردم! هر چه می خواهید از من سؤال کنید قبل از اینکه من از میان شما بروم (نهج البلاغه،‌ خطبه ۱۸۹). و خداوند این حقیقت را به عبارات گوناگون در قرآن کریم تایید نموده؛ از جمله:

و کل شیء احصیناه فی امام مبین. و علم ادم الاسماء کلها. تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر. قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب. انّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. علم الانسان ما لم یعلم. فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون. و آیات بسیار دیگری که رسول اکرم مصداق همه آنها را  ائمه اطهار علیهم السلام دانسته است.

آری ائمه شیعه باقرالعلوم اند و ائمه دیگران جاهل العلوم اند. لذا ولایت صراط المستقیم است و راه هایی که دیگران برگزیده اند یا مغضوب علیهم است یا ضالین.

خداوند در شریفه ۲۲ کریمه انفال فرموده: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ؛ به درستی بدترین جنبندگان در نزد خدا، کرها و لال هایی هستند که تفکر نمی کنند. فضائل اهل بیت را از قرآن و پیامبر و خود آن بزرگواران و شیعیان و علمای از مخالفین به کرّات شنیدن و سر تعظیم فرود نیاوردن و به امامت و ولایت و حجّیّت آن سروران اعتراف ننمودند آیا جز صمّ و بُکم و لا یعقل بودن نام دیگری می تواند داشته باشد؟ خدا را شکر که با قبول ولایت آن بزرگواران از شرّ الدّواب نزد خدای سبحان در امامنیم.

امام؛ نبی انبائی

وحی دوگونه است: اول وحی تشریعی که در آن متن دین به پیامبر عرضه می شود و با رحلت رسول اکرم به اتمام می رسد. دوم وحی انبائی (یا وحی توضیحی یا وحی اخباری یا وحی تفسیری) که ناظر به تفسیر و تشریح وحی تشریعی است و یا اخبار گذشته و آینده است و یا خبر از حقایق عرش تا فرش است. بر همین اساس نبوت نیز دو گونه است نبوت تشریعی و نبوت انبائی. آنچه که با رحلت رسول خدا به اتمام رسید نبوت تشریعی است اما نبوت انبائی همچنان ادامه دارد و تعطیل بردار نیست؛ چون وحی انبائی تعطیل بردار نیست. مخاطب اصلی وحی انبائی، امام هر زمانی است و هر کس به هر اندازه که لیاقت داشته باشد از این وحی دریافت خواهد نمود.

عده ای عقیده به نزول جبرئیل بر غیر پیامبر را پس از رحلت پیامبر، عقیده ای غلوآمیز و از مختصّات شیعه شمرده اند اما شواهد به وقوع پیوستن آن موجود است. داستان حضرت مریم و گفت وگوی ملائکه با وی، آنجا که قرآن می فرماید: و اذ قالت الملائکه یا مریم انّ اللّه اصطفاک و طهّرک و اصطفاک علی نساء العالمین یا مریم اقنتی لربّک و اسجدی و ارکعی مع الراکعین؛ آل عمران / ۴۲ – ۴۳، بر این مسئله دلالت می کند که مریم عذرا با فرشته سخن گفته و نه فقط به عنوان هاتف غیب و سروش نهان، بلکه برای او مشهود بودند. هم مریم سلام اللّه علیها آن ها را می دید و هم آن ها در مرآی مریم قرار گرفتند و نیز جریان ساره، همسر حضرت ابراهیم علیه السلام که قرآن بازگو می کند، نشانگر این است که وی نیز سخن ملائکه را شنیده و هم آنان را مشاهده کرده است.

قرآن می فرماید: و لقد جاءت رسلنا ابراهیم بالبشری قالوا سلاماً قال سلام (کریمه هود/ شریفه ۶۹) و امراته قائمه فضحکت فبشّرناها باسحاق و من وراء اسحاق یعقوب (کریمه هود/ شریفه ۷۱).

در متون دینی ما باب مهمی از علم امام تحت عنوان تحدیث باز شده است. در همه این گزارش ها کوشش اصلی این بوده که علم امام و وسعت آگاهی معصومین و در یک کلمه مرجعیّت علمی آنان را به مسلمانان گوشزد کنند. مفاد این روایات آگاهی امامان اهل بیت علیهم السلام از شریعت پیامبر گرامی اسلام صلی اللّه علیه وآله است، نه برخورداری از شریعتی جدید، تا با خاتمیت نبوت ناسازگار باشد.

از امام محمد باقر علیه السلام سوال شد: جایگاه شما چیست و قبل از شما (در امت های پیشین) چه کسی منزلت شما را داشته است حضرت فرمودند: صاحب موسی و ذوالقرنین کانا عالمین و لم یکونا نبیّین (اصول کافی /۱ ۲۶۹)؛ موقعیت ما، همانند همدم موسی، هارون و ذوالقرنین است که هر دو عالم بودند، ولی پیامبر نبودند.

تحدیث جبرئیل با حضرت زهرا سلام اللّه علیها، از نظر روایات معتبر شیعه امری مسلم و غیر قابل تردید است تا آنجا که امام خمینی قدس سره در فرازی از وصیت نامه سیاسی الهی خود فرموده است: ما مفتخریم… صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند به زهرای مرضیه است، از ما است. (صحیفه انقلاب/ ۲۳)

باری، عنوان تحدیث و مسئله مصحف فاطمه در میان شیعه مطرح بوده است، ولی شواهد و قرائن، به وضوح نشان می دهد که علت اتصاف حضرت زهرا سلام اللّه علیها به محدّثه، تنها جریان نزول فرشته وحی پس از رحلت پدر بزرگوارش نبوده است، بلکه پیش از آن واقعه، فرشتگان الهی با بانوی مکرّمه اسلام پیوسته در ملاقات و مذاکرات در عالم بالا بوده اند و در مواطن مختلف، فرشتگان با حضرتش هم سخن شده اند.

دستگیری ائمه از محبان خود به هنگام مرگ به روایت امام باقر علیه السلام

حکیم بن عتیبه می گوید: خدمت حضرت باقر علیه السلام بودم، خانه پر از جمعیت بود در این هنگام پیرمردی که تکیه بر عصای آهنین خود داشت وارد شد بر در خانه ایستاده، گفت: السلام علیک یابن رسول الله و رحمه الله و برکاته و سکوت کرد. حضرت باقر علیه السلام فرمود: علیک السلام و رحمه الله و برکاته. پیرمرد رو به طرف حضار مجلس نموده بر همه سلام کرد و آنها جواب سلامش را دادند آنگاه متوجه حضرت شده و عرض کرد:

«یابن رسول الله مرا به نزدیک خود جای ده؛ به خدا سوگند شما را دوست دارم و دوستان شما را نیز دوست دارم؛ این علاقه و محبت من نسبت به شما و دوستانتان نه برای طمع در دنیا است. به خدا قسم دشمنان شما را دشمن دارم و از آنها بیزارم؛ این دشمنی و بیزاری که نسبت به آنها ابراز می کنم خدای را شاهد می گیریم که نه به واسطه کینه و خصومتی است که بین من و آنها باشد. آنچه شما حلال بدانید حلال می دانم و آنچه حرام بدانید حرام می دانم و انتظار فرج شما خانواده را می کشم یابن رسول الله فدایت شوم با این خصوصیت آیا امید نجاتی برایم هست؟!»

امام باقر فرمود: جلو بیا؛ او را پیش خواند تا در پهلوی خود نشانید. آنگاه فرمود: پیرمرد! شخصی خدمت پدرم علی بن الحسین رسید همین سوالی که تو کردی از ایشان نمود. پدرم در جوابش فرمود: اگر از دنیا بروی وارد بر پیغمبر، علی و امام حسن و امام حسین و علی بن الحسین علیهم السلام می شوی. قلبت خنک خواهد شد و دلت از التهاب می افتد، شاد خواهی شد و چشمهایت روشن می گردد، با کرام الکاتبین به خوبی و خوشی روبرو خواهی شد آنگاه که جانت به اینجا برسد (در این هنگام با دست اشاره به گلوی خود نمود) در زندگی نیز چیزهائی خواهی دید که باعث روشنی چشمت هست و با ما در مقامی بلند و ارجمند خواهی بود.

پیرمرد از شنیدن این مقامات چنان غرق در شادی شد که خواست برای مرتبه دوم عین جملات را از زبان امام شنیده باشد، از این رو عرض کرد یابن رسول الله چه فرمودید؟! امام سخنان خود را تکرار کرد. پیرمرد عرض کرد اگر من بمیرم بر پیغمبر و علی و حسن و حسین و علی بن الحسین(علیهم السلام) وارد می شوم؟ چشمم روشن و دلم شاد و قلبم خنک می شود و کرام الکاتبین را با شادی و خوشی ملاقات می کنم وقتی جانم به گلویم برسد. اگر زنده بمانم خدا چشمم را روشن می نماید و با شما در درجه ای بلند خواهم بود؟!

در این هنگام پیرمرد را چنان گریه ای گرفت که مانند ژاله اشک می ریخت و با صدای بلند، های های گریه می کرد. آن قدر گریه کرد که بر زمین افتاد. قطرات پیاپی اشک و ناله های جانگداز که حاکی از قلب پر محبت و ولای پیرمرد بود چنان اطرافیان را تحت تأثیر قرار داد که همه با صدای بلند شروع به گریه کردند.

امام رو به طرف پیرمرد نموده با دست مبارک قطرات اشک را از مژگانش می گرفت و می پاشید. پیرمرد سربلند نموده و عرض کرد یابن رسول الله! دست مبارکت را به من بده. حضرت دست خود را به طرفش دراز کرد. پیرمرد گرفته شروع به بوسیدن کرد و بر چشمهای خود گذاشت، سینه و شکم خویش را گشود، دست آن جناب را بر روی سینه و شکم خود گذاشت آنگاه از جای حرکت کرده سلام داد و رفت.

حضرت باقر تا موقعی که پیرمرد در حال رفتن دیده می شد او را با توجه مخصوصی تماشا می کرد، پس از آن روی به جمعیت نموده فرمود: هر کس مایل است مردی از اهل بهشت را ببیند به این شخص نگاه کند، حکیم بن عتیبه راوی حدیث می گوید هیچ مجلس عزائی را ندیده بودم که از نظر سوز و گداز و سیلاب اشک شباهت به این مجلس داشته باشد. (روضه کافی، ص ۷۶)

پرستش و ذکر

امام صادق علیه السلام: پدرم همواره در ذکر بود به گونه ‏ای که چون همراهش راه می ‏رفتم، مشغول یاد خدا بود و چون غذا می‏ خوردیم، باز هم از یاد خدا غافل نبود. با مردم سخن می ‏گفت، ولی این موجب نمی‏ گشت که از یاد خدا بازماند. زبانش همواره به ذکر لااله ‏الااللّه مترنم بود. آن حضرت همیشه ما را فرا می‏ خواند و می‏ خواست که تا هنگام طلوع خورشید مشغول ذکر خدا شویم، و به آن گروه از اعضای خانواده که می ‏توانستند قرآن بخوانند، سفارش می ‏کرد که بخوانند و به آنان که نمی ‏توانستند دستور می‏ داد که ذکر خدا را بر لب جاری کنند. (نورالابصار، ص ۵۱؛ الانوار البهیه، ص ۱۲۱؛ اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۶۵؛ ائمتنا، ج ۱، ص ۳۴٫)

آخرین وصیت امام باقر علیه السلام

ابوحمزه ثمالی از پیروان خاص و مخلص خاندان پیامبر اکرم از امام باقر نقل می‏ کند که آن حضرت فرمود: چون هنگام وفات پدرم، علی بن الحسین علیه السلام فرا رسید، مرا به سینه خود چسبانید و فرمود: پسرم! می‏ خواهم تو را به چیزی وصیت کنم که پدرم در واپسین لحظه‏ های زندگی ‏اش مرا بدان وصیت کرد: «بر سر حق، استوارانه بایست و شکیبایی کن، هرچند تلخ و ناگوار باشد». (کافى، ج ۲، ص ۹۱٫)

مدیحه‏ سرایی برای عاشورا

روزی کمیت خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شد و چند بیتی شعر برای آن امام همام قرائت کرد تا اینکه سرانجام به این بیت رسید: و قتیل بالطّف غودر منهم/ بین غوفا امّه و طغام؛ یعنی چون شهید کربلا بر آن شد تا سخن بگوید و مردم را آگاه کند، آنان با هیاهو و غوغا نگذاشتند صدایش به جایی رسد.

امام با شنیدن این بیت گریست و فرمود: ای کمیت! برای تو همان می‏ گویم که پیامبر برای حسان بن ثابت فرمود: لاتزال مؤیدا بروح القدس ما دمت تقول فینا؛ تا آنگاه که از ما، اهل بیت دفاع می‏ کنی، همواره روح ‏القدس یاری‏ ات دهد و تأییدت کند. (مجالس المؤمنین، ج ۲، ص ۴۹۸٫)

روضه:

پاهای امام باقر علیه السلام در اثر سم سنگین و سست و زمین گیر شد… پاهای امام حسین علیه السلام نیز چند جا سست شد؛ از جمله موقعی بود که بدن غرقه به خون امام روی زمین افتاده بود و دشمن نمی دانست حضرت به شهادت رسیده یا نه. پس کسی فریاد زد: حسین! به خیمه هایت حمله شده… پس به هر زحمتی بود روی کنده دو زانو نشست و فریاد زد: وَیحَکمْ یا شیعَهَ آلِ اَبی سُفیان ! اِنْ لَمْ یکنْ لَکمْ دینٌ وَ کنْتُمْ لاتَخافُونَ المَعادَ فَکونُوا اَحراراء فی دُنیاکم. (بحارالانوار ج ۴۶ ، ص ۵۱)

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


کاردرمانی کوشا؛ مجهزترین مرکز کاردرمانی در اصفهان
کاردرمانی کوشا؛ مجهزترین مرکز کاردرمانی در اصفهان
اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق