جمعه ۰۳ آذر ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۹:۳۸ - ۱۳۹۶/۰۵/۳۰
نام فرزندان خود را «محمّد» بگذارید؛
 امام محمد التقی الجواد؛ نور علی نور   

شاید در وهله نخست نام افراد زیاد مهم به نظر نرسد اما با اندکی دقت معلوم می شود که نام، بسیار مهم است. کلمه ای پرکاربرد که در روزمره زندگی و حتی حیات پس از مرگ بارها گفته و شنیده خواهد شد و معنای نیک یا بد آن بر روح و روان ما اثرگذار خواهد بود

ندای اصفهان- حجت الاسلام مهران آدرویش

درود و رحمت خداوند بر خاندانی که «نور علی نور» هستند و سراسر حیات پر برکتشان مملو از نور هدایت است. و خداوند را بی حد و حصر شکر و سپاس که ما را در این دنیای فانی با وجه الله باقی، آشنایی داد و حیات ما را از ظلمت طاغوت و حیوانیت به نور ولایت و انسانیت سوق داد (اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ وَالَّذینَ کَفَروا أَولِیاؤُهُمُ الطّاغوتُ یُخرِجونَهُم مِنَ النّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصحابُ النّارِ هُم فیها خالِدونَ (کریمه بقره/ شریفه ۲۵۷).

انسان های کامل و طاهری که راهشان، سیره و کلامشان و حتی نام و القابشان، همه و همه اکمال دین و اتمام نعمت و خیر دنیا و آخرت است.

محمد

نام مبارکش محمّد است. محمد یعنی ستوده، بسیار تحسین شده، آنکه خصال پسندیده اش بسیار است. نام آن حضرت حامل این پیام است که انسان باید به گونه ای زندگی کند که خدا و مردم او را مورد ستایش قرار دهند و از سبک زندگی که مذمّت بخش است پرهیز کرد.

اهمیت نام گذاری

شاید در وهله نخست نام افراد زیاد مهم به نظر نرسد اما با اندکی دقت معلوم می شود که نام، بسیار مهم است. کلمه ای پرکاربرد که در روزمره زندگی و حتی حیات پس از مرگ بارها گفته و شنیده خواهد شد و معنای نیک یا بد آن خواه نخواه بر روح و روان ما اثرگذار خواهد بود.

اگر سری به زندانها بزنیم خواهیم دید بسیاری از افراد ولو اینکه نام خوبی داشته اند اما به نام زشت و شرّی خوانده می شده اند و استماع مکرر شر در افعال شر بی تاثیر نخواهد بود. کارکرد نام و تاثیرات روانی و ماورائی آن بیش از این چند خطی است که عرض شد لذا در ادامه به برخی از آثار آن اشاره ای خواهم داشت.

پیامبراکرم صل الله علیه و آله: اولین هدیه ای که هر یک از شما به فرزندش می بخشد نام خوب است. پس بهترین نام را برای فرزند خود انتخاب کنید (وسائل الشیع- جلد ۱۵).

ابن عمر گوید: کثیر بن صامت «قلیل» نام داشت و پیامبر صلی الله علیه و آله نامش را تغییر داد و «کثیر» گذاشت. هم چنان مطیع بن الاسود «عاص» بود و پیامبر صلی الله علیه و آله او را «مطیع» نامید و مادر عاصم بن عمر «عاصیه» نام داشت که رسول الله «سهله» نامید و پیامبر نام افراد را به فال نیک گرفت.(کنز العمال- جلد ۱۶)

اصبغ بن بناته از علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علی و آله چنین روایت می کند: ساکنان هیچ خانه ای نیست که در بین آنان نام پیامبری باشد، مگر اینکه خداوند فرشته ای بر آنان گسیل دارد که در هر صبح و شام تقدیسشان کنند. (وسائل الشیعه- جلد ۱۵۷)

امیرمؤمنان از پیامبر اکرم علیهما سلام روایت فرموده: هیچ قومی نیست که در بین آنان مرد صالحی باشد و درگذرد و از خود فرزندی در میان آنها باقی بگذارد و نام مرد صالح را بر کودک بنهند جز آنکه خداوند آنچه را که از دستشان رفته به نیکویی به آنها باز گرداند.

امام صادق علیه السلام: هیچ نوزادی برای ما متولد نمی شود مگر اینکه نخست نام او را محمد می نامیم و پس از هفت روز، اگر خواستیم نامش را تغییر می دهیم وگرنه همان نام را بر او می گذاریم. (مستدرک الوسائل- جلد ۱۵- ص ۱۲۷)

جابر به نقل از رسول خدا:  خانه ای که نام محمد در آن باشد خداوند روزی آن را گسترده گرداند؛ پس اگر فرزندتان را محمد نامیدید او را مزنید و دشنامش ندهید. (مجموعه ورّام- ص ۲۶)

ابو امامه از پیامبر اکرم روایت می کند: هر که را پسری به دنیا آید و از سر مهر و محبت و برای تبرک جستن به نام من، او را محمد بنامد، خود و نوزادش هر دو در بهشت خواهند بود. (کنز العمال جلد ۱۶)

علی بن همام به سند خود از پیامبر اکرم چنین روایت می کند: اگر نام فرزند خود را محمد گذاشتید، او را اکرام کرده و در مجالس برایش جا باز کنید و کار او را زشت و ناپسند مشمرید. بی تردید اگر گروهی در حال مشاوره باشند و فردی به نام محمد یا احمد در میانشان باشد و او را در مشورت خود سهیم گردانند، سبب خیر آنان خواهد شد. همچنین هیچ سفره ای نیست که شخصی به نام احمد یا محمد بر آن حاضر گردد مگر اینکه آن خانه روزانه دو بار تقدیس گردد. (مستدرک الوسائل- جلد ۱۵)

سلیمان جعفر می گوید: از ابوالحسن شنیدم که فرمود: هیچ گاه فقر و بیچارگی به خانه ای که در آن نام محمد، احمد، علی، حسن، حسین، جعفر، طالب، عبدالله و فاطمه باشد، داخل نمی شود. (وسائل الشیعه،جلد ۱۵،ص ۱۲۹)

ربیع بن عبدالله گوید به امام صادق علیه السلام عرض شد: فدایت شوم ما فرزندان خود را به نام شما و پدران شما می نامیم؛ آیا این عمل به حال ما سودمند است؟ امام فرمود: آری به خدا قسم! مگر دین چیزی جز مهر ورزیدن و بغض و تنفر است؟! خداوند متعال می فرماید: اگر خدا را دوست می دارید از من پیروی کنید تا او نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد، که او آمرزنده و مهربان است. (کریمه آل عمران/ شریفه ۳۱) (مستدرک الوسا ئل -جلد ۱۵)

جواد

«جواد» یعنی بخشنده، با سخاوت. صفت جواد مادر همه ارزشها و درستی هاست؛ چون حبّ الدنیا راس کل خطیئه و جلوه گری حب دنیا در پول پرستی و ثروت اندوزی و بخل است در حالی که جود درست نقطه مقابل بخل است. لذا خداوند جود و انفاق را که بیرون کردن مال از ملک و قرار دادن آن در ملک دیگری است در قرآن کریم شرط تقوا بیان داشته:

ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ (کریمه بقره/ شریفه ۲ و ۳).

بنابراین درمان حب دنیا و رهیدن از سر سلسله شر و ورود به سر سلسله خیر به جود و انفاق و بخشش است. و شاید یک علت اینکه امام جواد را پر خیر و برکت ترین مولود برای شیعیان نامیده اند همین امر باشد؛

(امام رضا علیه السلام: هذا [الامامُ الجَوادُ] المَولُودُ الَّذی لَم یُولَد مَولُودٌ أعظَمُ بَرَکَهً عَلى شیعَتِنا مِنهُ؛ این (امام جواد) مولودى است که پر برکت ‏تر از او براى شیعه ما به دنیا نیامده است(کافی۱ ، ص۳۲۱) چه اینکه آن حضرت به ما جود و بخشش را آموخته است. جود و بخششی که خداوند در مورد آن بارها در قرآن کریم از آن سخن گفته:

جود و بخشش در قرآن کریم

انفاق شرط رسیدن به نیکوکاری است: لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‌ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ‌. هرگز به نیکى دست نمى‌یابید، مگر آنکه از آنچه دوست دارید (در راه خدا) انفاق کنید. (کریمه آل عمران/ شریفه ۹۲)

انفاق شرط رهیدن از هلاکت است: وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَهِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ و در راه خدا، انفاق کنید و (با ترک انفاق) خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید و نیکی کنید که خداوند، نیکوکاران را دوست می دارد.

انفاق شرط امان از کفر و عذاب است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّهٌ وَ لا شَفاعَهٌ وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید از آنچه به شما روزی کرده ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی بیاید که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی و نه شفاعتی و کافرانند که ستمکارند. (کریمه بقره/ شریفه ۲۵۴)

انفاق سبب آمرزش گناهان است: إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِی وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَیرٌ لَکمْ وَ یکفِّرُ عَنْکمْ مِنْ سَیئاتِکمْ؛ اگر انفاقهای خود را در راه خدا آشکار سازید خوب است و اگر آن را پنهان دارید و به فقرا بدهید به سود شما است و از گناهانتان می ‏بخشد. (کریمه بقره/ شریفه۲۷۱)

انفاق تجارت پر سود است: إِنَّ الَّذِینَ یتْلُونَ کتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیهً یرْجُونَ تِجارَهً لَنْ تَبُورَ ؛کسانی که کتاب الهی را تلاوت می‏ کنند، و نماز را بر پا می‏ دارند، و از آنچه به آنها روزی داده‏ایم در پنهان و آشکار انفاق می‏ کنند، آنها امید تجارتی دارند که نابودی و فساد و کساد در آن نیست. (کریمه فاطر/ شریفه۲۹)

انفاق مایه فزونی است: قُلْ إِنَّ رَبِّی یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَی‏ءٍ فَهُوَ یخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیرُ الرَّازِقِینَ ؛ بگو پروردگارم روزی را برای هر کس بخواهد توسعه می‏دهد و برای هر کس بخواهد تنگ (و محدود) می‏ سازد، و هر چیزی را (در راه او) انفاق کنید جای آن را پر می‏کند و او بهترین روزی دهندگان است. (سبأ/شریفه ۳۹ )

جود و بخشش در روایات

  • امام صادق (علیه السلام): خداوند در روز قیامت به فقرا می فرماید: هر کس به شما کمک نموده است را به بهشت ببرید.
  • امام صادق (علیه السلام): نظر لطف خداوند از جامعه ای که در آن فقیر باشد بر می گردد.
  • امام علی (علیه السلام): آن چه که در دنیا برایت می ماند همان است که انفاق نموده ای و آنچه که انفاق نمی کنی برای دیگران است و نه برای تو
  • امام صادق (علیه السلام): یک نوجوان گنهکار گشاده دست بهتر است از یک پیر عابد بخیل.
  • امام علی (علیه السلام): خوشا به حال کسی که زیادی مالش را انفاق کند و زیادی کلامش را نگه دارد.
  • امام سجاد (علیه السلام): آمادگی برای مرگ در پرتو دوری از مال حرام و انفاق به دست می آید.

و نیز در خبر است که عیسی عج دستور داده است که هر کس به بلوغ رسید بخشی از اموالش را به معبد ببخشد چه اینکه پول انسان هر کجا برود دل او نیز همانجا می رود. (به نقل از حجت الاسلام عابدینی)

شرایط انفاق

البته انفاق شرایطی نیز دارد و از جمله آن این که:

الف) به دنبال آن منت و چیزی که موجب آزار و رنجش و اذیت نیازمندان است، نباشد: الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذیً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛

کسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق می کنند سپس منّت و آزاری (زخم زبانی ) به دنبال انفاقشان نمی آورند، آنان را در نزد پروردگارشان پاداشی درخور آنهاست، و (در آن جهان) نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهی خواهند داشت. (کریمه بقره/ شریفه ۲۶۲)

ب) از اموال بی ارزش و آنچه تقریباً بی مصرف است و برای خودشان قابل استفاده نیست نباشد بلکه از بهترین اموال باشد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الأَرْضِ وَلاَ تَیَمَّمُواْ الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِیهِ إِلاَّ أَن تُغْمِضُواْ فِیهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ؛

ای کسانی که ایمان آورده اید! از اموال پاکیزه ای که(از طریق تجارت) به دست آورده اید و از آنچه از زمین برای شما خارج کرده ایم (از منابع و معادن زیرزمینی و از کشاورزی و زراعت و باغ)، انفاق کنید. و به سراغ قسمت های ناپاک نروید تا از آن انفاق کنید؛ در حالی که خود شما حاضر نیستید آن را بپذیرید، مگر از روی اغماض و کراهت و بدانید خداوند،‌ بی‌نیاز و شایسته ستایش است. (کریمه بقره/ شریفه ۲۶۷)

پ) از اموال مورد علاقه باشد: لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‌ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ‌. هرگز به نیکى دست نمى‌یابید، مگر آنکه از آنچه دوست دارید (در راه خدا) انفاق کنید. (کریمه آل عمران/ شریفه ۹۲)

ت) بیشتر سعی شود برای نیازمندانی باشد که در راه خدا محاصره شده اند: لِلْفُقَراءِ الَّذینَ أُحْصِرُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ لا یَسْتَطیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ؛

(انفاقِ شما، مخصوصاً باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته اند (و توجّه به آیین خدا، آنها را از وطن های خویش آواره ساخته و شرکت در میدانِ جهاد، به آنها اجازه نمی دهد تا برای تأمین هزینه زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند) نمی توانند مسافرتی کنند (و سرمایه ای به دست آورند) و از شدّت خویشتن داری، افراد ناآگاه آنها را بی نیاز می پندارند امّا آنها را از چهره هایشان می شناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند. (این است مشخّصات آنها!) و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است. (کریمه بقره/ شریفه ۲۷۳)

ج) انفاق مستحب اگر پنهان باشد بهتر است: إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِی وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَیرٌ لَکمْ وَ یکفِّرُ عَنْکمْ مِنْ سَیئاتِکمْ؛

اگر انفاقهای خود را در راه خدا آشکار سازید خوب است و اگر آن را پنهان دارید و به فقرا بدهید به سود شما است و از گناهانتان می‏ بخشد. (کریمه بقره/ شریفه۲۷۱)

ی) انفاق باید توأم با اخلاص و خلوص نیت باشد: وَ مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّهٍ بِرَبْوَهٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ؛

و مثل (انفاقات) کسانی که اموالشان را برای طلب خشنودی خدا و استوارسازی روحشان (در ایمان و عمل) انفاق می کنند، مثل باغی است در جایی مرتفع که باران تندی بدان رسیده پس میوه خود را دو چندان داده باشد، پس اگر باران تندی نرسیده باران نرمی رسیده(و بی گیاه نمانده است)، و خداوند به آنچه عمل می کنید بیناست. (کریمه بقره/ شریفه ۲۶۵)

ن) آنچه را انفاق می ‏کند کوچک و کم اهمیت بشمرد هر چند ظاهرا بزرگ باشد: وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ؛

و در برابر احسانت نه منت گذار و نه آن را بسیار بزرگ شمار. (کریمه مدثر/ شریفه ۶)

و) هرگز خود را مالک حقیقی تصور نکند، بلکه خود را واسطه‏ای میان خالق و خلق بداند:
آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیهِ فَالَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبیرٌ؛

به خدا و رسولش ایمان بیاورید و از آنچه شما را جانشین و نماینده (خود) در آن قرار داده انفاق کنید؛ (زیرا) کسانی که از شما ایمان بیاورند و انفاق کنند، اجر بزرگی دارند. (کریمه حدید/ شریفه ۷)

م) از اموال حلال باشد: انما یتقبل الله من المتقین؛ خداوند تنها از پرهیزگاران قبول می‏ کند.

بخل

اما در مورد بخل از ابن عباس نقل شده است: چون خداوند بهشت عدن را آفرید به آن فرمود: خود را بیارا پس خود را بیاراست؛ آنگاه به بهشت فرمود: نهرهایت را آشکار کن پس چشمه های سلسبیل و کافور و تسنیم را آشکار ساخت. پس از آن چشمه ها نهرهای شراب و عسل و شیر جوشید.

سپس به بهشت فرمود: تخت های سلطنتی و حجله ها و تختها و زیورها و حورالعین های خود را آشکار ساز و بهشت آشکار ساخت. پس به بهشت توجه کرد و فرمود: سخن بگو. بهشت گفت: خوش به حال کسی که در من وارد گردد. خدای متعال فرمود: به عزت و جلالم سوگند شخص بخیل در تو ساکن نخواهد شد. (ترجمه محجه البیضاء ج ۶ ص ۱۰۹)

تقی

تقی یعنی باتقوا. تقی صفت مشبهه است؛ یعنی کسی است که تقوا در جانش تثبیت و نهادینه شده است. در حالی که شخص متقی ممکن است گاهی نیز گناه کند اما تقی هرگز گناه نمی کند. لذا تقی، امام المتقین است. تقوا یعنی اینکه گوش انسان، چشم انسان، فعل انسان، خواطر قلبی انسان و همه جوارح و جوانح انسان وقایه و سپر داشته باشد. در چارچوب شرع حرکت و سکون داشته باشند و یله و رها نباشند. افکارش، اخلاقش، اعمالش همه روی حساب و قاعده و قابل دفاع باشند.

امام

امام جواد، امام است چون در سن طفولیت سی هزار سوال را پاسخگوست اما فقها یارای پاسخ به سوالات او را ندارند. او امام است چون تقی است. چون جواد است. چون محمد است. شیعیان به چنین کسی می گویند “امام”.

امام کسی است که محمد، تقی، جواد، حسن، صادق، کاظم، امین، هادی، رضا، باقر، زین العابدین، صاحب الامر، مجتبی، امیرالمومنین، عالم، فقیه، عبد صالح و… باشد این چنین کسی امام است. نه اینکه هر کسی که منتخب مردم باشد یا هر کسی که امروز شمشیر بکشد و پیروز بشود امام و خلیفه باشد. (گرچه دیروز که شمشیر کشید یاغی و طاغی خوانده می شد!).

این منطق شیعه است. منطق شیعه این است که باید از کسانی پیروی کرد و کسانی را پیشوا و جلودار حیات قرار داد که سیره و اخلاق و اعمال و اندیشه آنان تجلی خدا باشد. یعنی «امام کسی است که  القاب او با اسماء الله دو روی یک سکه باشند».

شهادت جانکاه امام جواد علیه السلام

سن آن حضرت را به هنگام شهادت ۲۵ سال گفته اند از این رو جوان ترین امام شیعیان به هنگام شهادت بوده است. معتصم به وسیله همسر امام آن حضرت را مسموم کرد.

استاد مطهری ره می نویسد: معتصم برخلاف مامون خلیفه اُمّی و بی سواد بود. قاتلین می دانستند که قتل ائمه به دستور خلیفه است لذا جرات دفن نداشتند. به دستور معتصم بدن امام را سه روز در کوچه انداختند ولی بوی خوش بدن موجب شد دستور دفن بدهد؛ البته مثل جد غریبش ملقا ثلاثا بلا غسل و لا کفن. (آشنایی با قرآن ج ۱۲ ص ۳۱- استاد مطهری)

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری چشمه سار
پایگاه خبری چشمه سار
اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق