جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۲۳:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۶
آیت الله مرتضی مقتدایی
برای شهادت سبقت می گرفتند؛
 یادی از ۴۸۰ شهید والامقام منطقه خوراسگان/ گفتاری از آیت الله مرتضی مقتدایی   

در دارالمؤمنین شهر خوراسگان، صبح تا شب خانم ها جمع می شدند و نان طبخ می کردند و قند و چای و آجیل و مواد شوینده و غیره بسته بندی و به سوی جبهه ها می فرستادند. با انفاس قدسیه حضرت امام، عشق و علاقه و پایبندی ملت عزیز به اسلام و قرآن فضایی در کشور به وجود آمده بود، همانند فضای صدر اسلام...

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، آیت الله مرتضی مقتدایی خوراسگانی مدیر شورای عالی حوزه علمیه قم، استاد درس خارج در این حوزه، عضو مجلس خبرگان رهبری و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است و سابقاً رییس دیوانعالی کشور و دادستان کل کشور بود.

متن زیر به قلم ایشان برای یادواره ۴۸۰ شهید منطقه خوراسگان اصفهان در سال ۱۳۹۰ نوشته شده است که برای اولین بار در فضای مجازی توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان منتشر می شود. این متن با مقایسه تطبیقی با شهدای صدر اسلام فضای زیبایی پیدا کرده و مکررا به جملات تاریخی رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) عطرآگین شده است.

***

بسم الله الرحمن الرحیم. «وَ لا تَحسَبَنَّ الّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللهِ أَمواتاً بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ فَرِحینَ بِما ءاتاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ»

درود بی پایان و سلام و صلوات خداوند رحمان بر پیامبر گرامیش حضرت ختمی مرتبت و بر اهل بیت شریف و مطهرش به ویژه سرور عاشقان و سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام و فرزندان معصوم و پاکش خصوصا خاتم اوصیاء حضرت صاحب الزمان ارواحنا لتراب مقدمه الفداء. رحمت و رضوان الهی بر تمام شهیدان راه حق و فضیلت، فداکاران و ایثارگران راه اسلام خصوصا شهدای انقلاب اسلامی و امام شهدا حضرت روح الله بنیانگذار و معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران.

یادواره شهدا خوراسگان

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران به رهبری بزرگمردی از سلاله ی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و مرجعی عظیم الشأن و دلسوخته و آگاه به اسلام و قرآن حضرت آیت الله العظمی امام خمینی قدّس الله نفسه الزکیۀ و حمایت بی دریغ و همه جانبه ی ملتی مسلمان متعهد انقلابی شجاع و از خودگذشته در راه اسلام و دین با هدف براندازی نظام ستم شاهی دو هزار و پانصد ساله و برچیدن بساط ظلم و اختناق و فساد دوران پنجاه ساله ی سیاه دودمان پهلوی و استقرار نظام و حکومت اسلامی و بسط ارزش های والای اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله هنوز نابسامانی های قهری انقلاب سامان نیافته بود که شیطان بزرگ آمریکای جنایتکار و فاسق و ملحدِ دیگر، شوروی تبهکار با همراهی کشورهای دیگر که یا با اسلام و قرآن ضدیت داشتند و یا استقرار یک نظام مستقل و آزاد الهی را مضر به منافع و حکومت های وابسته ی خود می دانستند با تحریک صدام عفلقی فاسد و کافر به کشور اسلامی ایران هجمه کردند و صدام و حزب بعث کافر را به تجهیزات مدرن جنگی و سلاح های پیشرفته مجهز نمودند و قول حمایت همه جانبه ی تسلیحاتی و تبلیغاتی و مادی و نیروی انسانی به او دادند. به این امید که پس از دو هفته نظام الهی و اسلامی را ساقط و تهران را تسخیر می کند. با حمله ی گسترده ی هوایی، زمینی و دریایی جنگ را شروع کرد. در خاک میهن اسلامی هم پیشرفت هایی داشتند و با شهید کردن جمعی از مردان و زنان و کودکان بی گناه و آواره کردن گروه هایی از مردم و به اسارت گرفتن جمعی از افراد غیر نظامی و تخریب اماکن مسکونی و غارت اموال آن ها روی مغول را سفید کردند.

در این حال رهبر کبیر انقلاب امام امت و جانشین حضرت مهدی امام زمان عجّل الله تعالی فرجه با تأسی به جد بزرگوارش سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و با الگو گرفتن از قیام خونین و نهضت حسینی فرمان دفاع مقدس را صادر کرده و خطاب به ملت شجاع، قهرمان، مسلمان و انقلابی فرمودند: «دفاع از خاک میهن اسلامی و جان و مال و ناموس مسلمانان واجب و شهادت در این راه همانند شهادت در رکاب پیغمبر صل الله علیه و آله در جنگ بدر، احد و شهادت در رکاب امام حسین علیه السلام در کربلاست» و توصیه کردند جوانان و همه ی کسانی که قدرت دفاع از اسلام و میهن اسلامی را دارند به جبهه های حق علیه باطل شتافته و حرکت دشمن را متوقف و آنان را پشیمان کنند. در این حال فرماندهان ارتش و سپاه و بسیج با حرکتی جهشی و شتابان و با ایمانی راسخ و اعتقاد و اعتماد به پیروزی به خدای بزرگ و توانا توکل نموده و شروع به تهیه ی تجهیزات جنگی و فراهم نمودن مقدمات اعزام جوانان به جبهه ها و سامان دادن داوطلبان رفتن به جبهه ها برای نبرد با دشمن نمودند و چنان شور و شوق میان ملت عزیز و موحد و انقلابی خصوصا جوانان برای رفتن به جبهه و مبارزه با دشمن کافر و دفاع از حق و اسلام و انقلاب پیدا شد که گویا ایران کربلاست و جبهه ها راه رسیدن و پیوستن به سرور آزادگان و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام است. آنها با عشق به شهادت و لقای پروردگار عازم جبهه های نبرد می شدند.

حضرت امام رحمۀ الله علیه می فرمود:  «گروه های متعددی که عازم جبهه ها بودند از من می خواستند دعا کنید ما به جبهه می رویم شهید شویم! من جواب می دادم (امام) دعا می کنم پیروز شوید».

این جوانان با پدران و مادران و یا با همسران و فرزندان خود وداع می کردند و خوشحال و بانشاط به جبهه ها می رفتند و هرگاه از طرف مسئولین اعلام نیاز می شد، برای اعزام به جبهه ها به قدری شرکت می کردند که مسئولین اعلام می کردند کافی است، توان و امکانات لازم برای اعزام این همه داوطلب نداریم. پدران و مادران، عزیزان خود را به رفتن جبهه تشویق می کردند. همسران، شوهران خود را ترغیب و برای تشویق آن ها می گفتند ای کاش ما هم می توانستیم همراه شما باشیم.

حضرت امام رضوان الله علیه می فرمودند: «پدرانی که چند فرزندشان شهید شده بود، من از آن ها شرمنده بودم، ولی آن ها خم به ابرو نیاورده بلکه شکرگزار بودند. مادران شهید آرزو می کردند که ای کاش پسر دیگری داشتیم تا او را به جبهه می فرستادیم تا در راه اسلام و قرآن مثل علی اکبر امام حسین علیهما السلام شهید می شد».

کسانی که امکان رفتن به جبهه برایشان نبود، خدمات پشت جبهه را به عهده می گرفتند و با تهیه ی آذوقه، به جبهه ها کمک می کردند و هر روز کاروان های کمک رسانی به جبهه ها اعزام می شدند.

در دارالمؤمنین شهر خوراسگان، همزمان در خانه های متعدد صبح تا شب خانم ها جمع می شدند و نان طبخ می کردند و آن ها را بسته بندی می کردند و قند و چای و آجیل و مواد شوینده و غیره بسته بندی می کردند و به سوی جبهه ها می فرستادند.

به هر صورت با انفاس قدسیه ی حضرت امام رضوان الله تعالی علیه و توصیه ها و رهنمودهای پیامبرگونه ی ایشان و راهنمایی های علما و روحانیون که مورد اعتماد مردم بوده و هستند در منابر و مساجد و سخنرانی ها و همراهی هایی که تمام مسئولین وقت داشتند و ایمان و عشق و علاقه و پایبندی ملت عزیز به اسلام و دین و قرآن چنان فضایی در کشور به وجود آمده بود، همانند فضای صدر اسلام در محضر پیامبر گرامی صل الله علیه و آله.

در تاریخ می خوانیم پیغمبر صلی الله علیه و آله درباره ی فضیلت شهادت در راه خداوند و جایگاه رفیع شهید، به قدری برای اصحاب بیان فرموده بود که آن ها به شهادت در راه خدا عشق می ورزیدند و از آن حضرت درخواست می کردند که دعا کند در راه خدا شهید شوند.

در روایتی پیغمبر صلی الله علیه و آله درباره ی جایگاه شهید فرمودند:

«إِذا وَصَلَ إِلَی الأَرضِ تَقُولُ لَهُ مَرحَباً بِالرُّوحِ الطَّیِّبَۀِ اللَّتی أَخرَجَت مِنَ البَدَنِ الطَیّب أبش فأن لک ما لا عینٌ رأت و لا أأُذُنٌ سَمِعَت وَلا خَطَرٌ علی قلبِ بشرٍ»

موقعی که شهید در میدان نبرد به زمین می افتد به او گفته می شود:

«مرحبا به روح پاک و پاکیزه ای که از بدن طیب و طاهری خارج گردید. بشارت باد تو را به آن چه برای تو مهیا شده که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب احدی خطور نکرده است».

یا می فرمودند:

«ثَلاثَۀٌ یَشفَعُونَ إِلَی اللهِ تَعالی یَومَ القِیامَۀِ فَیَشفَیعَهُمُ الأَنبِیاءُ ثُمَّ الشُّهَداءُ»

«سه دسته در قیامت به آن ها اجازه ی شفاعت داده می شوند و شفاعت آن ها در حق دیگران قبول می شود؛ اول انبیاء الهی، دوم علمای دین و سوم شهداء».

پس شهید در ردیف انبیاء و علماء، حق شفاعت دارد و قطعا قبل از آن که خودش به بهشت برود، در حق پدر، مادر، زن، فرزند، برادر، بستگان و خویشان یا دوستانش شفاعت می کند. اشتیاق رفتن به جبهه های نبرد به قدری زیاد بود که گاهی پدران و پسران با هم می خواستند به جبهه بروند و قرعه می زدند، قرعه به نام هر که می افتاد به جبهه می رفت. موقعی که پیغمبر صلی الله علیه و آله لشگر را برای جنگ احد آماده کرده بودند پیش از حرکت به سوی احد «خیثمه» که فرزندش در جنگ بدر شهید شده بود، خدمت حضرت آمد و عرض کرد: «یا رسول الله (ص) در جنگ بدر اشتیاق شرکت داشتم، ولی پسرم اصرار داشت او هم شرکت کند. قرعه زدیم به نام فرزندم اصابت کرد. او به جبهه رفت و توفیق شهادت نصیبش گردید. شب گذشته او را در خواب دیدم:

«فی أَحسَنِ صُورَۀٍ یَسرَحُ فی ثِمارِ الجَنَّۀِ وَ أَنهارِها»

«در بهترین صورت و در بین درخت ها و نهرهای آب بهشت گردش می کرد. به من گفت:

«فَقَد وَجَدتُ ما وَعَدَنی رَبّی»

«ای پدر حقا آنچه را خداوند وعده داده بود به آن رسیدم»

گفت: «یارَسُولَ اللهِ أَصبَحتُ مُشتاقاً إلی مُرافَقَتِهِ»

«ای رسول خدا به خدا سوگند من پس از این خواب مشتاق هستم که همراه فرزندم در بهشت باشم».

«و قَد کَبُرَت سِنّی و رَقَّ عَظمی وَ أَحبَبتُ لِقاءَ رَبّی فَادعُ اللهَ أَن یَرزُقَنِی الشَّهادَۀ»

«یا رسول الله (ص) پیر شده ام و استخوان هایم فرتوت شده، دوست دارم به لقای خدایم بشتابم، شما دعا کنید خداوند شهادت را روزی من بکند». پیغمبر در حق او دعا کردند که توفیق شهادت پیدا کند. در جنگ احد شرکت کرد و به شهادت رسید.

در پایان روایت می فرماید:

«فَقالَ کُلُّ واحِدٍ مِنهُم مِثلَ ذلِک»

«هر کدام از اصحاب از آن حضرت همین درخواست را می کردند».

حتی کسانی که شرعا جهاد بر آن ها واجب نبود، به طور داوطلبانه و با اصرار، درخواست می کردند اجازه دهند به جبهه بروند. در روایتی آمده «عمرو بن جموح» مردی اعرج بود (پایش معیوب بود) چهار پسر داشت همه عازم جبهه بودند خودش هم اصرار داشت همراه فرزندانش در جنگ احد شرکت کند. به او گفتند پسران تو مانند شیر می جنگند تو لازم نیست بروی. گفت:

«عَجَباً یَذهَبُونَ إِلَی الجَنَّۀِ وَ أَنا أَجلَسُ مَعَکُم»

«پسرانم به بهشت بروند و من اینجا بنشینم»

خدمت رسول گرامی اسلام آمد و عرض کرد:

«إنَّ قَومی یُریدُونَ أَن یَحبَسُونی عَن هذا الوَجهِ وَ الخُروجِ مَعَکَ وَاللهِ إِنّی لَأَرجُوا إن اطأ بعُرجَتی الجَنَّۀ»

«یا رسول الله خویشان من مانع من می شوند همراه شما به نبرد با کفار بیایم و می گویند تو با این پایت به جبهه نرو». پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «لاحَرَجَ عَلَیکَ» بر تو جهاد نیست. عرض کرد: یا رسول الله به خدا قسم دوست دارم با همین پای معیوبم در بهشت قدم بزنم. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم اصرار او را دیدند فرمودند: «لا تَمنَعُوهُ لَعَلَّ اللهَ یَرزُقُهُ الشَّهادَۀَ». مانع او نشوید، دوست دارد به جبهه برود، بگذارید بیاید، شاید خداوند شهادت را نصیب او کند. رفت به جبهه و شهید شد. پس از جنگ همسر او (هند) به احد آمد و جسد شوهر و پسر و برادرش را پیدا کرد و بر شتر قرار داد تا به مدینه ببرد. وقتی به سمت مدینه حرکت کردند شتر به زمین می خوابید و این عمل چندین مرتبه تکرار شد به رسول الله صل الله علیه و ءاله خبر دادند. فرمود: «إنَّ الجَمَلَ لَمَأمُورٌ». این شتر مأموریتی دارد. آن حضرت به همسر عمرو فرمودند: شوهرت زمانی که می خواست به جبهه حرکت کند مطلبی گفت؟ عرض کرد: پس از خداحافظی صورت به سمت قبله کرد و گفت: «أَلّلهُمَّ لا تَرُدَّنی إَلی أهلی» خداوندا مرا به اهلم (منزلم) برنگردان و شهادت را نصیبم فرما. حضرت دستور دادند همانجا در احد او را دفن کنند.

آری این فضای صدر اسلام و اصحاب پیغمبر بود که موجب نصرت اسلام گردید و در مدت کوتاهی اسلام به شرق و غرب عالم رسید. بحمدلله در دفاع مقدس و جنگ تحمیلی ما هم شاهد چنین فضای ایثار و فداکاری و عشق به شهادت در بین اقشار مختلف مردم بودیم. در حادثه ی قیام خونین سید الشهداء علیه السلام و عاشورای حسینی هم می خوانیم که شب عاشورا اصحاب امام حسین علیه السلام با یکدیگر مزاح می کردند و خوشحال بودند. حتی پیرمردانی که اهل مزاح نبودند در آن شب با یکدیگر مزاح می کردند و می خندیدند و برای رفتن به میدان از هم سبقت می گرفتند. عین همین روحیات در رزمندگان سلحشور و وفادار به اسلام و انقلاب و امام امت رضوان الله تعالی علیه را مشاهده کردیم. در جبهه های نبرد شب حمله جمع می شدند و خوشحال و با نشاط و با عشق و علاقه یکدیگر را بغل می کردند و می بوسیدند و وعده ی کربلا و ملاقات با پروردگار متعال به یکدیگر می دادند. در وصیت نامه هایشان که مملو از عرفان به حق و انس با خداوند و عشق به پروردگار است به پدران و مادران خود توصیه می کردند که ما به سوی خداوند و لقای پروردگار می رویم خوشحال باشید و برای ما گریه نکنید. همان طور که خداوند در قرآن کریم از حالات شهدا می فرماید:

«وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللهِ أَمواتاً بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ»

کسانی که در راه خدا شهید می شوند، نمرده اند. بلکه زنده و نزد پروردگارشان روزی خوارند.

«فَرِحینَ بِما ءاتاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ» بسیار خوشحال هستند به پاداشی که خداوند از روی تفضل و کرمش به آن ها عطا فرموده است.

برادران و خواهران گرامی! پیش روی شما تاریخچه ای کوتاه و شرحی اجمالی از حالات این شهیدان والامقام است. ستارگان درخشانی که به پیروی از سرور و مولایشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و جوانان و اصحابش، ایثار و فداکاری کردند و از دلبستگی به پدر و مادر و زن و فرزند و خانه و زندگی چشم پوشیده، خون خودشان را در راه نصرت و عزت اسلام نثار کردند و به لقای پروردگار نایل گشتند و در جایگاه شریف و رفیع و عظیم «عِندَ رَبِّهِم» (نزد خدایشان) آرمیدند.

شما عزیزان صفحات این کتاب را ورق بزنید و  به تصویر نورانی این فداکاران و ایثارگران نگاه کنید. گویا با ما صحبت می کنند و می گویند ما در راه اسلام و قرآن و دین، دست از جان کشیدیم و در خون خود غلطیدیم و از محنتکده ی دنیا خلاص شدیم و به سعادت ابدی و رستگاری جاوید در خلد برین رسیدیم و همنشین انبیاء و صلحا و اولیاء الهی شدیم. این است فوز عظیم که بالاتر از آن مقامی نیست.

ولی برای شما پیامی داریم: لازم است فرازهایی از وصیت نامه های این عزیزان را بخوانیم و ببینیم که هر صفحه از آن یک کلاس درس و هر جمله از آن آموزنده و حامل پیام آن عزیزان است. ما را به فکر وادار می کند که آن ها چه کردند و به کجا رفتند و هدفشان چه بود و از ما چه می خواهند؟! در وصیت نامه های عارفانه ی ایشان می خوانیم که آن ها راه امام حسین علیه السلام را ادامه دادند و می خواستند دین خدا زنده بماند. هدفشان نصرت و عزت اسلام و حفظ ارزش های اسلامی بود. می خواستند بگویند همین طور که امام حسین علیه السلام مقابل یزید و یزیدیان قیام کرد و با خون خود و جوانان و اصحابش، اسلام را زنده و پیروز کرد، باید مقابل شیطان بزرگ و استکبار جهانی ایستاد و نظام جمهوری اسلامی را الگو قرار دهیم تا کشورها و ملت های مسلمان از خواب غفلت بیدار شوند. از ما خواسته اند که از امام و رهبر و ولی فقیه اطاعت کنیم که در حقیقت این وحدت کلمه و رمز پیروزی است و نیز خواسته اند ولی فقیه زمان را محور قرار داده و از او اطاعت کنیم و کلام او را فصل الخطاب قرار دهیم. این پیام آن هاست و از ما خواسته اند که اگر این امر محقق شود، هیچ گاه آسیبی به نظام اسلامی وارد نخواهد شد. آن ها به ما می گویند ما برای دین خدا و حفظ ارزش های آن شهید شدیم. شما برای اقامه ی دین و عمل به احکام دین و اقامه ی امر به معروف و نهی از منکر و دوری از گناه و معصیت، کوشش کنید.

پس از مطالعه ی این کتاب ارزشمند و وزین و خواندن وصیت نامه های شهیدان عزیز به این نتیجه می رسیم که بحمدلله و المنّۀ خون این شهیدان و فداکاری آن ها در راه دین به ثمر رسیده و اهدافشان تحقق یافته و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با تمام دشمنی ها و کارشکنی ها و طرح های خائنانه و جنگ تحمیلی و تحریم ها و تبلیغات سوء به برکت خون این عزیزان همانند خورشید در سطح جهان می درخشد و نورافشانی می کند و قلوب ملت ها را به خود جذب کرده و مورد عنایت ویژه و حمایت پروردگار و حضرت بقیۀ الله الأعظم (عجل الله تعالی فرجه) قرار دارد. حال این ما هستیم که باید به وظیفه ی سنگین و تکلیف الهی خودمان عمل و پیام آن عزیزان و خواسته ی آنان را جامه ی عمل بپوشانیم و رضایت آن ها که رضایت پروردگار و نبی گرامی اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت است را جلب نماییم. روشن و واضح است که خانواده های معزز و مکرم این شهیدان عزیز، بیشتر طرف خطاب آن ها هستند و پیام و درخواستشان بیشتر متوجه آن هاست، لذا تکلیف و وظیفه ی آن ها نسبت به حفظ آرمان های شهیدانشان سنگین تر و بیشتر است. آن ها هستند که باید علاوه بر احترام به خون عزیزانشان و فراهم نمودن رضایت و خشنودی آن ها برای دیگران و همه الگو باشند.

پیام شهیدان حفظ ارزش های والای اسلام و عمل به احکام نورانی قرآن و دین است. آن ها باید در تحقق بخشیدن به این پیام برای دیگران الگو باشند و دیگران به این ها بنگرند و رفتار و عمل آن ها را سرمشق قرار دهند. ضمن اینکه این عزیزان همواره در بین مردم مورد احترام و تجلیل و تکریمند. تکلیف و وظیفه ی اسلامی و اخلاقی و دینی همگان هم این است که نسبت به خانواده های محترم شهدا با دید احترام و تعظیم بنگرند و همواره در اجتماع جایگاه خانواده ی شهید، مورد تکریم و تجلیل باشند.

***

در پایان اینجانب از برادران بزرگواری که زحمت کشیده اند و این کتاب با ارزش و گرانقدر را برای اطلاع و استفاده ی مردم تهیه کرده اند تقدیر و تشکر کنم. با این سند زنده و گویا ایمان به خداوند متعال و تعهد و تدین به دین اسلام و پایبندی یه انقلاب و نظام اسلامی و ولایت مردم خوراسگان را تثبیت کردند. منطقه ای محدود که با بیش از چهارصد و هشتاد شهید تعهد خود را به اسلام و انقلاب ثابت کردند و به این افتخار بزرگ دست یافتند. از این مردم، هم جز این انتظار نبود چون از دیرزمان علاقه مند به روحانیت و پیرو رهنمودهای روحانیون عالم و زاهد و دلسوز بوده اند و از افرادی بودند که به ندای حضرت امام در شروع نهضت الهی لبیک گفتند و در راهپیمایی ها و تظاهرات علیه رژیم در پایین کشیدن مجسمه ی شاه نقش اساسی داشتند. پس از پیروزی انقلاب عظیم ملت ایران، ولایتمداری خود را با حضور گسترده در صحنه های انقلاب و راهپیمایی ها و انتخابات و حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل با اعزام پی در پی جوانان و پیرمردان به نقاط مختلف جبهه و ارسال کمک های نقدی و غیر نقدی و نیز تبعیت از مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (دامت برکاته) را به اثبات رساندند و اطاعت از فرامین ایشان را به عنوان نائب حضرت صاحب الأمر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یک مرجع تقلید بر خود لازم می داند. به امید این که در آینده نیز در صراط مستقیم و خط اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم و در حفظ آرمان ها و اهداف شهدا و حمایت از انقلاب و اسلام و ولایت موفق باشند.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق