یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس:
چاپ خبر
۱۳:۵۴ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۹
کیوان کاوه
مهارتهای دهگانه زندگی (قسمت دوم)
 ده پله مدیریت صعود بسوی خوشبختی   

ما هر روزه مجبور به تصمیم‌گیری‌های کوچک و بزرگ هستیم. کجا برویم؟ چه بخوریم؟ چه لباسی را بخریم؟ با فلانی چگونه حرف بزنیم؟ به چه کسی رای دهیم؟ هنگام عصبانیت چه بکنیم؟ چه شغلی، دوستی و یا همسری را انتخاب کنیم؟ و... تصمیمات، زندگی ما را شکل می‌دهد...

ندای اصفهان، سرویس فرهنگی: متن پیش رو برگرفته از کتاب «ده پله مدیریت صعود بسوی خوشبختی: مهارتهای دهگانه زندگی» تألیف دکتر اسدالله شمس و کیوان کاوه است که به طور اختصاصی در اختیار ما قرار گرفته است و به مرور در چند قسمت منتشر خواهد شد. امید است که مورد استفاده مخاطبین قرار گیرد. در قسمت قبل از ضرورت و اهمیت آموزش مهارت ها، مهارت خودآگاهی و مهارت برقرار کردن ارتباط مؤثر با دیگران سخن گفتیم و اکنون ادامه بحث را می خوانیم.

مهارتمهارت ارتباط بین فردی

تعریف ارتباط بین فردی

فرآیند‌ی است که به وسیله‌ی آن اطلاعات و احساسات خود را از طریق پیام‌های کلامی و غیرکلامی با دیگران در میان می‌گذاریم.

این توانایی موجب تقویت رابطه‌ی گرم و صمیمی ما با دیگران به ویژه اعضای خانواده می‌شود و سلامت روانی و اجتماعی ما را بیش از پیش فراهم نموده و به قطع روابط ناسالم ما منجر خواهد شد.

انواع ارتباط

۱) ارتباط کلامی: تمامی جنبه‌های گفتار، یعنی زبان و ابزارهای کلامی را شامل می‌شود که در آن چگونگی صحبت کردن از جمله، سرعت کلام، تن و آهنگ صدا نیز مطرح است.

۲) ارتباط غیر کلامی: به سایر فعالیت‌هایی گفته می‌شود که کارکرد ارتباطی دارند، مثل حالت چهره (چشم، ابرو، گزیدن لب و… ) ژست‌ها و حرکات بدنی که به آن “زبان بدن” هم می‌گویند.

عوامل تاثیرگذاری در روابط بین فردی

* سوال کردن

پرسیدن از رایج‌ترین و در عین حال ساده‌ترین مهارت‌هاست. زیرا پرسیدن علاوه بر شفاف سازی پیام، موجب برانگیختن تفکر افراد می‌گردد. به خاطر داشته باشیم طرح سوالات مکرر، به قصد مچ گیری، نه تنها به تقویت رابطه‌ی بین فردی کمک نمی‌کند، بلکه موجب تضعیف و مختل شدن آن نیز می‌شود.

* احترام گذاشتن

یعنی پذیرفتن و گرامی داشتن بی‌قید و شرط دیگران.

با دیگران به گونه‌ای رفتار کنیم که احساس نمایند برایشان ارزش و احترام قائل هستیم. یکی از نشانه‌های احترام گذاشتن، رعایت قواعد و مقررات موقعیتی است که در آن قرار می‌گیریم.

* ابراز وجود

از مهارت‌های مهم در برقراری ارتباط، ابراز وجود است که شامل بیان افکار، احساسات، اعتقادات و حقوق خویش است، به گونه‌ای که در دیگران ایجاد مقاومت و ناراحتی ننماید.

بدیهی است افراد خجالتی و کمرو در ابراز وجود بیش از دیگران با مشکل مواجه هستند.

* گوش دادن فعال

گوش دادن با شنیدن فرق دارد. چرا که شنیدن امری است غیرارادی و شامل تمام صداهایی می‌شود که همواره از محیط دریافت می‌کنیم.

گوش دادن فعال مهارتی است که فرد با کسب آن، ‌می‌آموزد چگونه به پیام‌های کلامی و غیر کلامی گوینده توجه نماید تا درک معانی و فهم احساسات دقیق‌تر حاصل شود، که این امر موجب تقویت روابط بین فردی را فراهم می‌آورد.

* اهمیت دادن

یعنی بتوانیم به احساسات، نیازها و خواسته‌های فرد مقابل توجه نشان دهیم. زمانی روابط بین فردی تقویت می‌شود که با توجه به توان و ظرفیت خود در مقابل عملکردهای دیگران رفتار مناسبی داشته باشیم.

* ” نه ” گفتن

مهارتی است که فرد بتواند در مقابل درخواست نا به جای دیگران از کلمه “نه”‌ استفاده کند.

کسانی که از قدرت “نه” گفتن عاجز باشند همواره در روابط بین فردی خود با مشکل مواجه شده و از ارتباط خود احساس امنیت و خرسندی نمی‌کنند.

* کار گروهی

از ویژگی‌های کار گروهی تقویت همکاری، همفکری، همدلی و هماهنگی بیشتر بین اعضای گروه می‌باشد. این خود تقویت روابط بین فردی اعضای گروه را بیش از پیش فراهم می‌نماید.

کارکردهای روابط بین فردی

* آرامش روحی و امنیت روانی بیشتر افراد را فراهم می‌آورد.

* فرصتی به وجود می‌آورد تا افراد چیزهای جدیدی یاد بگیرند و افق دیدشان را وسعت ببخشند.

* موجب احساس مسئولیت بیشتر افراد نسبت به یکدیگر می‌شود.

* باعث تقویت احساس همدلی، همکاری، هماهنگی و همفکری افراد با دیگران می‌شود.

* موجب کسب و حفظ موقعیت و جایگاه افراد نزد دیگران می‌شود.

* افراد به درستی و نادرستی به عملکرد خود و دیگران بیشتر پی می‌برند.

* موجب افزایش توانایی افراد برای مقابله با ناسازگاری‌ها و مشکلات زندگی می‌شود.

توصیه‌های ما به شما برای تقویت روابط بین فردی

* هنگام صحبت کردن، سخنان یکدیگر را قطع نکنیم.

* برای تقویت ارتباط، از پراکنده گویی، پرگویی، و مقدمه چینی زیاد، پرهیز نماییم

* بدانیم، گوش دادن فعال نیازمندکسب مهارت بوده و به انرژی و تعهد نیازمند است.

* هنگام حضور در مکان‌های جدید ابتدا به دنبال آشنایان باشیم، سپس افرادی را جستجو کنیم که با آن‌ها راحت‌تر می‌توان ارتباط برقرار کرد.

* در ارتباط بین فردی علاوه بر کلام، از روش‌های غیر کلامی مانند (گوش دادن ـ نگاه کردن ـ استفاده از ژست‌ها و چهره‌ها ـ ایماء و اشاره و…)‌ به خوبی استفاده کنیم.

* برای ادامه‌ی یک ارتباط خوب از تمجید و تحسین مناسب و به جا استفاده کنیم. مانند ( خوشحالم با شما هم صحبت شدم ـ خیلی خوب گفتیدـ آفرین ـ من هم با نظر شما موافقم و…)

* از تحقیر و سرزنش و توهین دیگران خودداری کنیم. مانند (تو اصلاً نمی‌فهمی ـ هنوز بچه هستی ـ بگو بزرگترت حرف بزنه و… )

* در صورت قطع ارتباط، تنها دیگران را مقصر ندانسته و خود برای ارتباط مجدد پیش قدم شویم.

* هنگام صحبت از قضاوت در مورد رفتار گوینده اکیداً پرهیز کنیم.

* با احترام به دیگران، احترام خود را تضمین نماییم.

* محیط را آماده برقراری ارتباط نماییم و سعی کنیم در ارتباط، شروع کننده خوبی باشیم مثل یک سلام و احوالپرسی گرم و فشردن دست فرد مقابل.

* در برقراری ارتباط به شرایط، موقعیت و شخصیت افراد توجه کنیم و متناسب با آن رفتار نماییم. مثلاً نحوه‌ی برقراری ارتباط ما با کودکان، سالخوردگان، بیماران و یا در جشن عروسی، مجلس عزا می‌بایست متفاوت از یکدیگر باشد.

* برای مقابله با کمرویی و خجالت افراطی می‌توان از افراد آگاه و متخصص (مشاور، روانشناس) کمک گرفت.

* از افراد و یا مکان‌هایی که در آن جا دچار مشکل می‌شویم، فهرستی تهیه کرده و با کمک گرفتن از دیگران (به ویژه متخصص) به فکر حل آن‌ها باشیم.

* سعی کنیم با برقراری ارتباط خوب و موثر در خانواده، الگوی مناسبی برای دیگر اعضای خانواده باشیم.

* در صورت رو به رو شدن با نظر مخالف دیگران بهتر است با تحمل آن در تقویت رابطه‌ی بین فردی خود تلاش نماییم.

* در مواقع عدم امکان ارتباط حضوری از دیگرابزارهای ارتباطی مانند تلفن زدن، نامه نوشتن و… در تقویت ارتباط مناسب خود با دیگران تلاش نماییم.

* افرادی را که در برقراری و ایجاد ارتباط ضعیف هستند به کارهای گروهی (ورزشی، فرهنگی، اجتماعی و…) راهنمایی کنیم.

* با آگاهی از حقوق خود و دیگران در روابط بین فردی از سوء استفاده‌های احتمالی پیشگیری نماییم.

موانع مهم در برقراری ارتباط

* دستور دادن، هدایت کردن، ابلاغ کردن

* اخطار، تهدید، متنبه کردن

* موعظه، نصیحت

* توصیه، پیشنهاد یا راه حل ارائه دادن

* وادار سازی از طریق استدلال، سخنرانی یا بحث کردن

* قضاوت کردن، انتقاد کردن، مخالفت کردن و مقصر شمردن دیگری

* اسم روی هم گذاشتن، مسخره کردن و تحقیر کردن

* تفسیر، تحلیل و تشخیص روی هم گذاشتن

* وارسی، پرسش و بازپرسی

* پرت‌کردن حواس، عوض کردن صحبت و گول زدن

همدلیمهارت همدلی

تعریف همدلی: تمایل پاسخ دهی به حالت عاطفی دیگران را با حالت عاطفی مشابه همدلی گویند.

یعنی این که فرد بتواند مسائل دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد، درک کند و برای نظریات و احساسات آن‌ها ارزش و احترام قائل شود.

اثرات شگفت انگیز همدلی

* از بسیاری تعارضات و سوء تفاهم‌ها جلوگیری می‌کند.

* همدلی به جا و مناسب موجب تعدیل و اصلاح شناخت، احساس و رفتار می‌شود.

* در تحکیم روابط همسران می‌تواند نقش مهمی داشته باشد.

* احساس آرامش و قوه‌ی ادارک فرد را افزایش می‌دهد.

* موجب افزایش اعتماد به نفس می‌شود.

* زمینه شناخت بهتر و بیشتر از دیگران را فراهم می‌آورد.

* روابط خانوادگی و اجتماعی را بهبود می‌بخشد.

* امنیت روانی و آسایش خاطر را تقویت می‌نماید.

* عامل پیشگیری بسیاری از رفتارهای ناخوشایند می‌شود.

* در طرفین احساس خوشایند و مثبت به وجود می‌آورد.

* فرد را از احساس تنهایی نجات می‌دهد.

* موجب اخذ تصمیم‌های صحیح‌تر می‌شود.

* میل به شرکت در فعالیت‌های گروهی را افزایش می‌دهد.

* بیان احساسات خود و درک احساسات دیگران را آسان‌تر می‌کند.

زمینه‌های بروز رفتار همدلانه

* همدلی می‌تواند متناسب با جنسیت افراد، شکل متفاوت به خود بگیرد، اغلب نسبت به همجنس خود رفتارهای همدلانه‌ی بیشتری نشان می‌دهند و خود را از نظر جنسی جای دیگران (همجنس خود) قرار می‌دهند.

* تشویق رفتارهای همدلی از طرف دیگران می‌تواند احتمال بروز آن را در موقعیت‌های مشابه افزایش دهد.

* فرد با آموزش شناخت و درک احساسات خود و دیگران و تفسیر موقعیت‌ها، قادر خواهد بود رفتار همدلانه را از خود نشان دهد.

* گاهی علت بروز رفتار همدلانه می‌تواند دوری کردن از یک حالت روحی منفی و ناخوشایند باشد.

* هنگام بروز مشکل، احساسات خود را با دیگران در میان بگذاریم.

* همدلی یک نوع خصوصیت ذاتی انسان‌هاست. چون انسان‌ها در اجتماع به دنیا می‌آیند و با هم زندگی می‌کنند و بزرگ می‌شوند. برای هم دیگر ارزش حیاتی قائلند و نسبت به یکدیگر نگران می‌شوند و رفتار همدلانه از خود نشان می‌دهند.

* رفتار همدلی براساس شرطی سازی اولیه و ایجاد عادت شکل می‌گیرد و انسان‌ها از رفتارها و عکس‌العمل‌های دیگران همدلی را می‌آموزد.

* رفتار همدلی می‌تواند به موقعیت و تجربه خود فرد بستگی داشته باشد، یعنی هر چه افراد همدلی بیشتری را تجربه کرده باشند، احتمال واکنش رفتار فعالانه در آن‌ها بیشتر خواهد بود.

راه‌های تقویت همدلی

  • در ارتباط با دیگران بقول حضرت علی(ع) قبل از اقدام به هر عملی، لحظه‌ای هم که شده خود را به جای او قرار دهیم.
  • دستور دادن، قضاوت کردن، نصیحت کردن و سرزنش کردن احساس همدلی را از بین می‌برد، اکیداً ازآن‌ها پرهیز کنیم.
  • هر قدر حس همدلی را در خود تقویت کنیم، به همان میزان اصول اخلاقی را راعایت نموده‌ایم.
  • برای این که همدلی اعضای خانواده را تضعیف نکنیم بهتر است به ارتباط‌های عاطفی آن‌ها بیشتر توجه کنیم.
  • به اواخر دوران کودکی که پیشرفته‌ترین سطوح همدلی پدیدار می‌شود، بیشتر توجه کنیم.
  • برای پیشگیری از شرارت‌ها و آسیب‌ها، حس همدلی را در دیگران تقویت کنیم.
  • هنگام همدلی، احساسات خود را شمرده بیان کنیم تا طرف مقابل احساس آرامش بیشتری بنماید.
  • به سخنان طرف مقابل کاملاً گوش داده و به او اطمینان دهیم که سعی داریم مانند او به مشکل نگاه کنیم.
  • با برقراری روابط صمیمانه در خانواده، روحیه همدلی اعضای خانواده را تقویت کنیم.
  • در ارتباط با دیگران به آن‌ها فرصت دهیم تا احساسات خود را به راحتی بیان کنند.
  • چون همدلی بر پایه خودآگاهی است، هرچه بیشتر نسبت به احساسات خودمان آگاهی داشته باشیم بهتر می‌توانیم احساسات دیگران را درک نماییم.
  • تظاهر به همدلی نکنیم و به احساسات دیگران لطمه نزنیم.
  • در زمان همدلی به حالات چهره و حرکات طرف مقابل (زبان تن) توجه کنیم.
  • با درک احساسات طرف مقابل به او بفهمانیم که برایش اهمیت و ارزش و احترام قائل هستیم.
  • تجارب مشابه گذشته به ما کمک می‌کند تا موقعیت و احساسات طرف مقابل را بهتر درک کنیم.
  • با یادآوری تجارب مشابهی که داشتیم، در درک احساسات همدلانه‌ی دیگران موفق‌تر عمل خواهیم کرد.
  • در همدلی دیگران، آن‌ها را مقصر ندانیم و سرزنش نکنیم. (برای مثال تقصیر خودت است همیشه از این نوع مشکل‌ها داری و…)
  • سعی کنیم در همدلی راه حل ارائه ندهیم چون طرف مقابل دلش می‌خواهد فقط ناراحتی خود را با کسی در میان بگذارد و از جانب او درک شود.
  • در همدلی برای طرف مقابل دلسوزی یا ترحم نکنیم. برای مثال (نگوییم وای بیچاره تو که چه قدر مصیبت کشیدی… و یا فکر نمی‌کردم چنین مشکل بزرگی داشته باشی…)
  • مشکلات دیگران را کوچک و بی‌ارزش نپنداریم. برای مثال (ای بابا این که مشکلی نیست… اگر جای من بودی چه می‌کردی؟…)
  • مشکلات دیگران را بیش از حد بزرگ جلوه ندهیم. برای مثال (عجب بدبختی بزرگی! با این وجود می‌خواهی چه بکنی ؟… )

تصمیممهارت تصمیم‌گیری

بعضی تصمیم گیری را معادل مدیریت تعریف کرده‌اند. تصمیم گیری در گذشته باتوجه به ساده‌تر بودن مشکلات آسانتر بود. اما با پیشرفت علوم جوامع امروزی از ارتباطات بسیار پیچیده برخوردار گردیده و لذا تصمیم گیری بسیار مشکل‌تر و کسب مهارتهای تصمیم گیری برهمگان ضروری‌تر است.

تعریف: تصمیم‌گیری در سازمان‌ها برای کارایی هر نهاد و گروه نقش اصلی دارد و به عنوان اقدام اداری تلقی می‌شود. حتی برخی کل شیوه‌ی خود را در زمینه‌ی مدیریت بر تحلیلی از چگونگی و محل أخذ تصمیمات مبتنی کرده‌اند.

یا می‌توان گفت: فرآیندی است متضمن و منتج به انتخاب یک روش اقدام از میان دو یا چند راه چاره و برای رسیدن به اهداف سازمانی و رفع مشکلات سازمانی.

“فایول واورو” یک تصمیم‌گیری را انحصاراً از لحاظ تأثیر آن در تفویض اختیار و مرجعیت بررسی می‌کرد و “فردریک تیلور” در روش علمی خود از تصمیم گیری به عنوان یک برداشت ایده آل سخن می‌گوید.

یا تصمیم‌گیری فرآیندی است شامل شناسایی، تعریف و تشخیص مسائل، یافتن شقوق گوناگون برای حل مسائل، ارزیابی راه‌حل‌های ارائه شده و انتخاب بهترین شق یا راه حل.

اهمیت قدرت تصمیم گیری

انسان در مسیر زندگی خود با انواع مسائل و مراحلی مواجه می‌شود که ناگزیر از تصمیم گیری است. تصمیم گیری نقش گسترده‌ای در زندگی آدمی دارد. از تصمیم گیریهای جزئی در امور کوچک گرفته، تا تصمیم گیریهای بسیار بزرگ و پراهمیت. برخی از تصمیم گیریها چنان به راحتی صورت می‌گیرند که شاید ما چندان توجهی به آنها نمی‌کنیم، اما در مقابل مسائلی نیز در زندگی وجود دارند که اقدام به تصمیم گیری در مورد آنها شاید مدت زمان طولانی وقت لازم داشته باشد. در هر حال اهمیت این تصمیم گیریها به لحاظ اهمیتی که اکثر آنها در سرنوشت فرد دارند، بسیار زیاد است و چه بسا تعلل در شناخت راه‌های تصمیم‌گیری بهتر، عواقب جبران ناپذیری را برای فرد به بار آورد.

عوامل موثر در قدرت تصمیم گیری

آشنائی فرد با موضوع مورد تصمیم گیری

هرچه فرد اطلاعات و آگاهیهای بیشتری در زمینه موضوع مورد تصمیم گیری داشته باشد، قدرت تصمیم گیری فرد بالاتر خواهد بود. آنچه که در اکثر موارد فرد را با شکست در تصمیم گیری یا تصمیم گیری اشتباه مواجه می‌سازد، نداشتن اطلاعات و تخصص کافی می‌باشد. به عنوان مثال مساله تصمیم گیری در مورد انتخاب رشته تحصیلی نمونه‌ای از مواردی است که نیاز به داشتن اطلاعات از شرائط رشته‌ها دارد. اگر فرد شناخت کاملی از زمینه‌ای که رشته تحصیلی مورد نظر به آن می‌پردازد، نداشته باشد، به احتمال قوی انتخاب درستی که با زمینه علائق و استعدادهای او همخوانی داشته باشد، نخواهد داشت.

اعتماد به نفس و قدرت تصمیم گیری

افرادی که دارای اعتماد به نفس بالایی هستند، از قدرت تصمیم گیری بالاتری برخوردار هستند و در شرایط بحرانی قادر به تصمیم گیریهای مناسب می‌باشند. در حالی که افراد دارای اعتماد به نفس پائین، اغلب در تصمیم‌گیریهای خود دچار مشکل هستند. آنها شاید برای امور خیلی جزئی، زمان خیلی زیادی صرف کنند تا تصمیم گیری لازم را انجام دهند و برخی از آنها حتی از شرائطی که آنها را ناگزیر از تصمیم گیری می‌کند، فرار می‌کنند. به همین علت است که این افراد ریسک پذیری کمتری از خود نشان می‌دهند.

نوع مشکل

در مورد سهولت تصمیم گیری، نوع مشکل نقش اساسی دارد. مشکلات کوچکتر معمولاً خیلی راحت‌تر حل می‌شوند، چون تصمیم گیری در مورد آنها راحت‌تر صورت می‌گیرد. اما مشکلات پیچیده‌تر به لحاظ نیازی که به اطلاعات تخصصی‌تر دارند و اغلب چند جنبه مختلف از زندگی فرد را شامل می‌شوند، با روند کند تصمیم گیری مواجه هستند. علاوه بر این مشکلاتی نیز وجود دارند که زمان در تصمیم گیری برای آنها بسیار اهمیت دارد، بطوری که در یک مدت زمان کوتاه، باید تصمیم گیری مهمی را انجام دهد. در مورد این نوع موارد توجه به قدرت تصمیم گیری و بالا بردن توان آن حائز اهمیت است.

افسردگی و قدرت تصمیم گیری

در میان تمام علائمی که افسردگی دارد، ناتوانی در تصمیم گیری از علائم اساسی است. فرد افسرده حتی برای مسائل جزئی روزمره، فاقد قدرت تصمیم گیری است. بی‌حوصلگی و خلق پائین او، قدرت تصمیم گیری او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و این مساله زمانی شدت پیدا می‌کند که ناامیدی در فرایند تصمیم گیری او دخالت می‌کند. فرد افسرده امیدواری کمتری به آینده دارد. بنابراین با بدبینی با مسائل برخورد می‌کند و توجه بیش از حد به ابعاد منفی مسائل او را از تصمیم گیری مناسب محروم می‌سازد. او از هر کاری که نیاز به صرف انرژی، چه کم و چه زیاد دارد، دوری می‌کند. تصمیم گیری فرایندی است که به انرژی فکری زیادی نیازمند است.

اضطراب و قدرت تصمیم گیری

اضطراب بر روی بسیاری از فرایندهای ذهنی انسان تأثیر مخرب دارد. شاید معروفترین تأثیر اضطراب، روی حافظه باشد. زمانی که دانشجو احساس می‌کند در پاسخ سوالی که آشنایی کاملی با آن دارد، حافظه‌اش از کار می‌افتد، سرش خالی می‌شود و احساس می‌کند هیچ مطلبی به ذهنش نمی‌رسد. همین اتفاق در فرایند تصمیم گیری اتفاق می‌افتد.

اولاً اضطراب مانع از آن می‌شود که فرد بتواند از اندوخته‌های ذهنی خود، از تجارب و اطلاعات خود در فرایند تصمیم گیری استفاده کند، چون هیچ مطلب و تجربه‌ای که برای او یاری کننده باشد، به ذهنش نمی‌رسد و آنچه به ذهنش می‌رسد، بسیار دست و پا شکسته و فاقد سودمندی لازم است. از سوی دیگر اضطراب نگرانی فرد را از احتمال شکست افزایش می‌دهد، قدرت ریسک پذیری او را کاهش می‌دهد و اجازه نمی‌دهد که فرد در کمال آرامش تمام جوانب را مورد بررسی قرار دهد. از این رو فرد مضطرب یا خیلی عجولانه تصمیم می‌گیرد و یا به قدری تصمیم‌گیری را طولانی می‌کند تا فرصتهای طلایی را از دست می‌دهد.

آشنائی با روال منطقی تصمیم گیری

تصمیم گیری همچون حل یک مساله ریاضی از فرمولها و مراحل منظمی تبعیت می‌کند. آشنائی فرد با روند تصمیم گیری منطقی احتمال موفقیت او را در تصمیم گیری افزایش خواهد داد. فرد با آگاهی از اینکه روال تصمیم گیری او درست است، با قدرت و اعتماد بیشتری عمل خواهد کرد و خواهد توانست تمام جوانب قضیه را مورد بررسی و کنکاش قرار دهد.

تذکر: روال منطقی تصمیم گیری هرچند از فردی به فرد دیگر می‌تواند متفاوت باشد، اما از یک اصول کلی تبعیت می‌کند، که فرد را به نتیجه گیری و اتخاذ تصمیم مناسب رهنمون می‌شود.

راهبردهایی برای افزایش قدرت تصمیم گیری

* معلومات خود را افزایش دهید. افزایش معلومات هم در مسائلی که در حال حاضر باید برایشان تصمیم گیری کنید، لازم است و هم در افزایش معلومات به صورت کلی و روزانه در موارد مختلف مدنظر است.

* در حین تصمیم گیری، تلاش کنید موضوع را از جنبه‌های مختلف بشناسید و به ابعاد مختلف آن پی ببرید.

* از افراد آشنا به موضوع حتما کمک بگیرید.

* اعتماد به نفس داشته باشید. برای اینکار پیروزی‌های قبلی خود و توانایی‌های خود را همواره مدنظر داشته باشید.

* علائم و ناراحتیهای خود را که در قدرت تصمیم گیری شما دخالت می‌کنند، بشناسید و تلاش کنید آنها را رفع کنید.

* تغذیه مناسب داشته باشید. تغذیه مناسب با افزایش قوای ذهنی، در تمام زمینه‌های ذهنی قدرت شما را بالا خواهد برد.

* از یک نظم منطقی برای تصمیم‌گیری استفاده کنید. به عنوان نمونه می‌توانید مشقهای مختلف تصمیمتان را بررسی کنید، دلایل مخالفت و موافقت خود را بر هر مشق یادداشت کنید. به این ترتیب و با الویت بندی و امتیاز دادن به زمینه‌هایی که با آنها موافق هستید، تصمیمی را اتخاذ کنید که کمترین شکست و بیشترین احتمال پیروزی را به همراه داشته باشد.

نکته خیلی مهم: همواره به یاد داشته باشیم که در اکثر انتخابهای ما، انتخاب کامل و بدون عیب و نقصی وجود ندارد و هر انتخاب ما متضمن از دست دادن امتیازاتی است که دیگر انتخابها می‌توانستند داشته باشند. به عبارتی تصمیم گیری بر اساس بیشترین امتیاز و کمترین احتمال شکست انجام می‌شود.

پانزده روش در تصمیم گیری منطقی

‌تصمیم‌گیری بخش مهمّی از زندگی را تشکیل می‌‌دهد، ما هر روزه خود بارها مجبور به تصمیم‌گیری‌های کوچک و بزرگ هستیم. تصمیم‌گیری‌هایی مانند: کجا برویم؟ چه بخوریم؟ چه لباسی را بخریم؟ با فلانی چگونه حرف بزنیم؟ به چه کسی رای بدهیم؟ هنگام عصبانیت چه بکنیم؟ چه شغلی، دوستی و یا همسری را انتخاب کنیم؟ و…

تصمیمات، زندگی ما را شکل می‌دهد، ما از طریق انتخاب‌ها و تصمیم‌هایمان قدرت می‌گیریم.

تصمیم‌گیری قضاوت و انتخاب بین دو یا چند چیز و یا راه حل است که هرکس در زندگی شخصی و محیط کار و اجتماع خود با هر مقام و مسوولیتی که باشد انجام می‌دهد و گاه می‌تواند بسیار مهم و حیاتی باشد. تصمیم‌گیری نشانه‌ی رشد و بلوغ و مسئولیت‌پذیری افراد است. تصمیم‌گیری درست و سنجیده موجب شادی و احساس موفقیت در فرد شده و سازگاری و اعتماد به نفس او را افزایش می‌دهد و این حالت نه تنها در تصمیم‌گیرنده، بلکه در اطرافیانش اثر مثبت گذاشته و بهداشت روانی فرد و اعضای خانواده را تامین می‌کند.

تصمیم‌گیری هنر و شاخص مهمی برای شناخت رشد عقلی، عاطفی، اجتماعی و روانی افراد می‌باشد، کسانی که به چنین رشدی نرسیده باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که اجازه دهند دیگران برای آنان تصمیم‌گیری کنند.

راهکارهای تصمیم‌گیری درست و منطقی

۱ـ در تصمیم‌گیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.

۲ـ در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.

۳ـ برای این که تصمیم گیرنده‌ی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.

۴ـ در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.

۵ـ مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.

۶ـ با مدیریت و کنترل هیجان‌های خود تصمیمات منطقی‌تری بگیریم. همان طور که حضرت علی‌u فرمودند: «هنگام خشم: نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».

۷ـ در تصمیم‌گیری‌های خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.

۸ـ سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.

۹ـ نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث می‌شود که تصمیم‌های درست‌تر و منطقی‌تر بگیریم.

۱۰ـ فرصت تصمیم‌گیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آن‌ها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیم‌گیری داشته باشند.

۱۱ـ شهامت تصمیم‌گیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.

۱۲ـ به عوامل موثر در تصمیم‌گیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروه‌ها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانه‌های جمعی و… توجّه نماییم.

۱۳ـ به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیم‌گیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیم‌های دوره‌ی نوجوانی با آن‌ها گفتگو کنیم.

۱۴ـ هدف‌گذاری در زندگی، مقدّمه‌ی تصمیم‌گیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیه‌ی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحت‌تر و مناسب‌تر تصمیم‌ می‌گیرند.

۱۵ـ مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی انسان‌های موفّق در عرصه‌ی علم و ادب و اقتصاد و… می‌تواند زمینه‌ی تصمیم‌گیری‌های مناسب‌تر را در فرد مهیا سازد.سوال مهارت‌های حل مسئله و توانایی حل مسئله

همان طورکه می‌دانید ما در زندگی روزمره خود به طور مداوم در حال حل مسئله هستیم. برخی از این مسائل ساده هستند، ولی برخی دیگر به فعالیت‌های فکری پیچیده‌ای نیاز دارند. مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند، استرس روانی ایجاد می‌کنند که در نهایت به فشار جسمانی منجر می‌شوند. توانایی حل مسئله ما را قادر می‌سازد تا به طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل کنیم. حل مسئله اجزایی دارد که عبارتند از:

* تشخیص علل مشکلات و ارزیابی دقیق آنها

* درخواست کمک

* مصالحه (برای حل تعارض)

* آشنایی با مراکزی برای حل مشکل

* تشخیص راه حل‌های مشترک برای جامعه

ممکن است بپرسید که ضعف در توانایی حل مسئله چه مشکلاتی ایجاد می‌کند واقعیت آن است که تحقیقات بی‌شماری در سطح جهان نشان می‌دهند که ضعف یا ناتوانی در مهارت حل مسئله با مشکلات و مسائل مهم بهداشتی و اجتماعی مرتبط است. برخی از این مسائل عبارتند از خودکشی، اعتیاد، بی‌بند و باری، ابتلابه ایدز و بزهکاری. حجم وسیعی از تحقیقات نشان می‌دهد که هرچه فرد توانایی بیشتری در حل مسئله داشته باشد، به همان اندازه در زندگی خود موفق‌تر و سالم‌تر خواهد بود.

مهارت حل مسئله به افراد کمک می‌کند تا به صورت منطقی و منظم به حل مسائل و مشکلات خود بپردازند.

در حل مسئله باید به نکاتی توجه داشت:

۱ـ رویکرد صحیح نسبت به مسئله

برخی از افراد زمانی که با مشکل یا مسئله‌ای مواجه می‌شوند، شروع به سرزنش دیگران می‌کنند. معمولاً این افراد اعتقاد دارند که:

* انسان قوی در زندگی خود دچار مشکل نمی‌شود.

* روبه رو شدن با مشکلات نشان دهنده ضعف و ناتوانی است.

* اگر انسان درست عمل کند، هیچ گاه در زندگی خود با مشکل روبه رو نمی‌شود.

* اگر مشکلی وجود دارد، حتماً مقصری هم وجود دارد، باید مقصر را پیدا و تنبیه کرد.

* مشکلات یا بعضی از مشکل‌ها را نمی توان حل کرد.

* در زندگی باید سعی کرد که اصلاً مشکلی پیدا نشود.

نکته مهم: آن است که همه باورهای بالا اشتباه هستند و باعث می‌شوند فرایند حل مسئله از همان ابتدا به بیراهه برود. در فرایند حل مسئله اولین قدم آن است که نگرش درستی به مسئله داشته باشیم، یعنی با خود بگوییم: روبه رو شدن با مسئله در زندگی یک امر طبیعی است و هر کسی در زندگی با مشکل روبه رو می‌شود، مهم این است که بدانم حالا که با این مشکل روبه رو شده‌ام، چه کار باید بکنم تا این مشکل حل شود.

۲ ـ تعریف دقیق مسئله

یکی دیگر از مراحل مهم حل مسئله که گاهی مورد غفلت قرار می‌گیرد، مرحله تعریف دقیق مسئله است. در واقع تا صورت مسئله به درستی روشن و آشکار نباشد، نمی‌توان آن را حل کرد. بیان کلی مشکلات به صورت مبهم و کلی برای حل مسئله کافی نیست، بلکه باید دقیقاً روشن کرد که مشکل چیست و چرا به وجود آمده است در بیشتر مواقع مشکلات روشن و قابل تشخیص نیست و فرد باید تلاش کند تا بتواند دقیقاً ابعاد مشکل یا مسئله را تعریف کند.

۳ ـ پیدا کردن راه حل‌های متعدد و فراوان

در این مرحله فرد باید تلاش کند تا برای مسئله، راه‌حل‌های متعددی به دست آورد. در این مورد لازم است فرد از تکنیکی به نام «بارش فکری» استفاده کند، به این معنا که هر راه حلی که به ذهنش می‌رسد را روی کاغذ بنویسد، حتی راه حل‌های غیرمفید و بی‌اهمیت. این تکنیک موجب سیال شدن ذهن می‌شود. برای پیدا کردن راه حل‌های زیاد و متنوع، فرد باید از منابع اطلاعاتی زیادی استفاده کند یعنی هر چه فرد اطلاعات زیاد و متنوعی در رابطه با مشکل خود به دست آورد، راه‌حل‌های بیشتری به ذهن او می‌آید. یکی از منابع اطلاعات می‌تواند افراد متخصص و با تجربه در زمینه همان مسئله باشد. مثلاً اگر مشکل فرد بهداشتی یا درمانی است، بهتر است اطلاعات دقیق را از پرسنل بهداشت و درمان مثل پزشکان یا پرستاران یا مدیر خدمات بهداشتی و درمانی به دست آورد.

۴ـ ارزیابی و انتخاب راه حل‌ها

بعد از این که فرد راه حل‌های زیادی به دست آورد، باید با استفاده از تفکر نقاد، آنها را ارزیابی کند. مهم آن است که هر کدام از راه حل‌ها ارزیابی، بررسی و سنجیده شود. بهتر است فرد از روش «اگر… آنگاه… خواهد شد» استفاده کند. این تکنیک باعث می‌شود قبل از آنکه فرد اقدامی کند، بتواند پیامدهای اقدامات خود را ارزیابی کند، سپس یکی از راه حل‌های مفید و کم هزینه‌تر را برای اجراموردبررسی قرارداده و انتخاب کند.

۵ ـ اجرای راه حل‌ها

بعد از انتخاب بهترین راه حل، مراحل اجرای آن باید روشن شود. بهترین راه حل‌ها اگر اجرا نشوند، فایده‌ای نخواهند داشت. راه‌حل‌ها را برای حل مسئله به ترتیب اولویت باید اجرا کرد. نشانه بهترین راه حل: کم هزینه‌تر بودن، مفیدتر بودن و عملی بودن و نزدیک‌ترین راه برای حل مسئله است. اگر از یک راه حل امکان برطرف شدن مشکل میسر نشد، نباید ناامید شد بلکه باید راه حل‌های دیگر را امتحان کرد.

برای تقویت مهارت حل مسئله در فرزندان اقداماتی انجام دهند، از جمله:

۱ـ کمک کنیم تا فرزندان به کسب توانایی مهارت حل مسئله در زندگی خود بیشتر احساس نیاز کنند.

۲ـ برای تقویت مهارت حل مسئله در فرزندان باید به خصوصیات شخصیتی، احساسی و رفتاری آنان به طور ویژه توجه کنند.

۳ـ در طرح حل مسئله به شرایط زمان و مکان نیز توجه داشته باشند که آیا شرایط برای بیان آن مسئله آماده است یا خیر.

۴ـ از طریق همدلی با فرزندان می‌توانند آنان را در حل مسئله کمک کنند.

۵ـ برای حل مسئله ضروری است اطلاعات دقیق و لازم را از منابع مطمئن به دست آورند.

۶ـ با ایجاد باور و نگرش مثبت در فرزندان می‌توان در حل مسئله گام‌های مؤثرتری برداشت.

۷ـ اگر فرزندان برای حل مسئله از آنها کمک خواستند، بلافاصله راه حل ارائه نکنند، بلکه ابتدا از او بپرسند خودت چه راه حل‌هایی به ذهنت می‌رسد و بعد به صورت غیرمستقیم او را در حل مسئله یاری کنند.

۸ ـ از طرح مسئله از سوی فرزندان استقبال کنند.

۹ـ از به کار بردن جملاتی مانند «مشکل خودت است» و «به من ربطی ندارد» خودداری کنند.

۱۰ـ به فرزندان یاد دهند که همیشه اولین راه حل بهترین راه حل نیست و حتماً نیاز به بررسی بیشتر و دقیق‌تری دارد.

۱۱ـ به فرزندان آموزش دهند که همیشه کوتاه‌ترین راه، بهترین راه نیست.

۱۲ـ به فرزندان یاد دهند که در مواجهه با انبوهی از مشکلات به هم تنیده سعی کنند تا مشکلات را از نظر اهمیت و مهم بودن اولویت بندی کنند.

۱۳ـ به فرزندان بیاموزند که اگر راه حلی را انتخاب کردند ولی به نتیجه نرسیدند، مأیوس نشوند و به دنبال راه حل‌های دیگری برای حل مشکل باشند، چراکه شکست یک راه حل، پایان تمام راه حل‌ها نیست.

۱۴ـ اگر اجازه دهند فرزندان پاسخ سؤالاتشان را خود کشف کنند، در سنین بالاتر توانایی حل مسئله در آنها قوی‌تر خواهد بود.

روش‌‌‌‌های آموزش مهارت حل مساله

برای اجرای ‌این آموزش ما دو روش را به شما آموزش می‌دهیم:

روش مستقیم و روش غیر مستقیم:

*‌ ‌در روش مستقیم: استاد، اول باید هدف را روشن کند تا برای فرد ‌انگیزه حل مساله را به وجود آورد. در ‌این روش در کلاس، مساله‌ای را که به یکی از مفاهیم درسی مرتبط است، طرح و سپس از دانشجو، نظر خواهی می‌‌کنند. برای مثال استاد می‌پرسد: محاسبه محیط و مساحت احجام به چه دردی می‌خورد؟ یا مساله ممکن است اساسا به زندگی مربوط باشد نظیر ‌اینکه، فردی ۱۰ روز فرصت دارد تا‌ انتخاب رشته کند.

در مرحله اول فهرستی از فعالیت‌‌‌‌های دانشجویان تهیه و سپس ویژگی‌های مساله را همراه دانشجو بررسی و احتمالا پاسخ‌‌‌‌هایی هم دریافت می‌شود. در مرحله سوم از بحث‌های گروهی منظم که با هدایت استاد انجام می‌گیرد، به منظور تشویق افراد به مطالعه عمیق و ارائه پاسخ، استفاده می‌شود.

نکته مهم: هدف تقویت و تشویق یادگیرنده و کشف اطلاعات‌ آنهاست.

در مرحله بعدی جمع آوری اطلاعات و مرحله پنجم نتیجه گیری است. دانشجویان از مباحث و نتایج یادداشت برداری می‌کنند.

*در روش غیر مستقیم: استاد با طرح یک یا چند سؤال، مساله را به دانشجویان ارائه و از آنها نظرخواهی می‌کند و با استفاده از پیشنهادهای‌ آنها، فعالیت درسی را دنبال می‌کند.

راهکار‌‌‌‌های آموزش‌ مهارت زندگی در مدرسه و دانشگاه و خانواده

* در برنامه‌های آموزشی محتوای آموزشی باید طوری سازماندهی شود که جوان برای یادگیری، برانگیخته شده و حس مؤثر بودن در ‌وی، تقویت شود.

* در برنامه‌های آموزشی باید یادگیری مشارکتی و فعال در مدارس و دانشگاه، توسعه داده شود و روش سنتی استاد محوری، تغییر یابد.

* خانواده‌‌‌‌‌ها باید سعی کنند با شیوه‌های جدید آموزشی و ‌تربیتی و مراحل رشد، آشنا شوند. والدین باید به طور دائم و پویا با مدرسه در ارتباط باشند و در برنامه‌ریزی و‌ انجام امور مربوط به فرزند خود نقشی فعال، داشته باشند.

* کتب درسی با توجه به توانایی و استعداد دانش آموزان و دانشجو، باید طوری تدوین شود که راهبرد‌‌‌‌‌های شناختی را به‌ آنها بیاموزد.

* روش تدریس استاد، باید به گونه‌ای باشد که نقش تشنه کننده را داشته باشد، نه سیراب کننده.

* به جوانان، باید امکان موفقیت در حل مساله داده شود.

* به نقش سن، به خصوص تفاوت‌‌‌‌های سنی و نقش‌ آنها در توسعه مهارت‌‌‌‌های حل مساله باید اهمیت داده شود.

* فضای فیزیکی کلاس باید در راستای‌ ایجاد ‌انگیزه یادگیری مشارکتی و بحث‌‌‌‌‌های کلامی ‌مناسب باشد. احتمالاً کلاس به دلیل ابراز عقاید مختلف، شلوغ‌تر از معمول خواهد شد، پس باید به فرد فرصت صحبت داده شود.

* در روش آموزشی حل مساله بر یادگیری عمیق و شناختی باید تاکید شود، نه بر حفظ کردن صرف مطالب.

* یادگیرندگان باید به گروه‌‌‌های کوچک پنج تا هشت نفره تقسیم شوند و برای هر گروه از میز و صندلی و وایت‌برد و دیگر ابزارهای آموزشی، استفاده شود. انتخاب ریس جلسه و گزارشگر بر نظم کارگروهی خواهد افزود. شرکت دادن تمامی افرادگروه دربحث رهبری ضروری است تاهمگان به یک تصمیم مشترک و نه برحسب رأی گیری متقاعد شوند.

* دانش آموزان و دانشجویان را باید به شکل حرف ‌انگلیسی ‌U بچینند و یا از صندلی‌های تک نفری در کلاس استفاده کنند. ‌این‌کار آموزش را مطلوب‌تر می‌کند. ‌

نکته مهم: خوب است بدانید که در مهارت حل مساله، به فرد آموخته می‌شود زمانی که در زندگی با مشکل مواجه می‌شود چگونه ‌آن را حل کند.

در‌ این روش به درستی مساله را تعریف کرده و بعد راه‌حل‌‌‌‌هایی را که ممکن است به حل‌ آنها بیانجامد ارائه کرده و بعد هر کدام را مورد ارزیابی قرار می‌دهد و در نهایت راه حلی را که بهترین است ‌انتخاب کرده و به اجرای آن مبادرت می‌ورزد و بعد نتایج ارزیابی می‌شود و اگر راه حل موفقیت‌آمیز نبود، به مرحله قبلی برگشته، راه حل دیگری را امتحان می‌کند.

(ادامه دارد…)

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. تشکر می‌گه:

    ممنون از ندای اصفهان
    مفید بود

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق