پنج شنبه ۰۲ آذر ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۱۷:۴۴ - ۱۳۹۶/۰۳/۳۱
توهم تاریخ در فلسفه بافی های تئاتر اصفهان!
 نقدی بر تئاتر «بی در زمان» به کارگردانی احسان جانمی   

نمایش احسان جانمی پیش از هر چیز یک کار قابل تحمل است که می توان آن را تا به آخر تماشا کرد بدون آنکه با نیروی قدرتمندی که شما را از سالن به بیرون راهنمایی می کند دست و پنجه نرم کنید! با این وصف این اثر مانند بسیاری از آثار تئاتری اصفهان در داستان ضعف جدی دارد

ندای اصفهان- کامران شکوری

تئاتر «بی در زمان» که در تماشاخانه اصفهان واقع در مرکز فرهنگی هنری فرشچیان تا ۳۱ خرداد روی صحنه بود، داستان طلبه جوانی را در دوران پیش از انقلاب روایت می کند که در کودکی پدر و مادرش را از دست می دهد و در خانواده ای غریبه بزرگ می شود که نسبتی با مذهب یا مبارزه ندارند. اما خود او از کودکی به مبارزه سیاسی علاقه مند می شود و در جوانی این کار را به طور جدی پیگیری می کند.

داستان از دیالوگ هایی بی زمان مابین طلبه و دختر خانواده که علاقه ای بین آنها ایجاد شده روایت می شود اما این دیالوگها تا حد زیادی پیرامونی و مبهم هستند. در پایان پدر خانواده طلبه را به سرهنگ، دوست خانوادگیشان لو می دهد و سرهنگ او را در حین فرار به اتهام ترور رییس ارتش ایران به قتل می رساند.

با در مکان تا به آخر!

نمایش احسان جانمی پیش از هر چیز یک کار قابل تحمل است که می توان آن را تا به آخر تماشا کرد بدون آنکه با نیروی عجیب و قدرتمندی که شما را از وسط سالن به بیرون راهنمایی می کند دست و پنجه نرم کنید! در فضای تئاترهای شهر اصفهان این خود پیروزی بزرگی است چون بسیاری از این آثار چنان خسته کننده و از نظر زیبایی شناسی و درک هنری احمقانه هستند که خیلی سریع مخاطب را به بیرون سالن و نفس کشیدن در فضای آزاد دعوت می کنند.

در وضعیت اسفبار فعلی و ویران تئاتر اصفهان ما انتظار کاری که تئاتر بودگی و قوت در آن آشکار باشد نداریم و همین که اثری تا آخرش دیدنی باشد طُرفه است.

با این وصف این اثر به مانند بسیاری از آثار تئاتری اصفهان و حتی کل ایران در داستان ضعف جدی دارد. هیچ داستانی روی صحنه شکل نمی گیرد، فقط برخی اشاره ها هست که پیرنگ رقیقی می سازد اما بسیاری دیالوگ های بی معنی، فلسفی نما و شعارزده (که معلوم نیست چه نسبتی با تاریخ واقعی دارد) روی پیکر همین داستان نحیف سوار می شوند و آن را ضعیف تر می سازند. باید دانست که حتی برای ساختن یک کار دینی و ارزشی آوردن دیالوگهای شعارزده صحیح نیست و شعاری حرف زدن هرگز به معنای دینی بودن نیست.

پیرو داستان، شخصیت پردازی نمایش هم ضعیف است و با گفت و گو و حرافی ایجاد می شود. شخصیت های دیگر آنقدر درباره یک شخصیت (مثلا میرزا، قهرمان قصه) حرف می زنند و حرف می زنند تا شخصیت او را شکل دهند در حالی که شخصیت پردازی درست، کنش نمایشی و بروز و ظهور افعال شخصیت روی صحنه است به گونه ای که مخاطب بتواند ببیند و بشناسد.

سبک اجرا روی سن، سه تکه و رَویه ای که در آن بدون قطع، واحدهای صحنه ای از پی هم بیایند جالب و تحسین برانگیز است اما این کار، کارگردانی بهتر و هماهنگی و تسلط بیشتر بازیگران و پرهیز از افکت های ناهمگون را می طلبد زیرا که عدم تسلط بی نظمی و آشفتگی در اجرا می آورد.

از سوی دیگر این کار نیازمند بازیگردانی است زیرا اگر خود کارگردان در تئاتری نتواند وظیفه بازیگردانی را به خوبی انجام دهد باید از بازیگردان استفاده کند، کسی که به بازیگران در درک متن و چگونگی بازی کردن یاری رساند. بازی های این نمایش گرچه خیلی هم ضعیف نبود اما قطعا اگر بهتر بود و تسلط بازیگران بیشتر، کار بسیار زیباتر می شد.

نباید از این نکته غافل بود که یک تئاتر با ترکیب بندی ها و تصویرسازی های خود معنا می یابد. تصویرسازی ها و ترکیب بندی هایی که بسیاری از اوقات از نحوه ی قرارگرفتن بازیگران نسبت به هم شکل می گیرد. این ترکیب بندی ها اسلوب و قاعده های مشخصی دارد که برای معناسازی صحیح باید به درستی رعایت گردد.

در بعضی از صحنه های این تئاتر ترکیب بندی درست نبود و به تعبیری در راستای معنایی که باید در آن صحنه به مخاطب داده شود قرار نداشت.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری چشمه سار
پایگاه خبری چشمه سار
اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق