پنج شنبه ۰۲ آذر ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۱۸:۱۹ - ۱۳۹۶/۰۳/۳۱
دنیای امروزی با لات های یک قرن پیش!
 نگاهی به دیالوگ های گل درشت سریال «زیر پای مادر» به نویسندگی سعید نعمت الله   

جوانمردی و حفظ خانواده دو مضمون پرتکرار و پر کاربرد در این داستان هاست که از قضا نیاز جامعه امروز ما هم هست. در روزگاری که بی غیرتی خودش ارزش می شود و وفاداری و پایبندی به خانواده ارزشی نخ نما شده به نظر می رسد پرداختن به چنین داستان ها و چنین شخصیت هایی کاری درخور ستایش است.

ندای اصفهان- حامد گلناری

در اولین نگاه دیالوگ های گل درشت است که به چشم می آید، به گوش می آید. دیالوگ هایی دهن پرکن و گوش پرکن و بعضا گوش نواز. برای مخاطبین، این دست دیالوگ ها چندان هم نا آشنا نیست. در فیلم های مرحوم علی حاتمی مانند «مادر» و یا فیلم های مسعود کیمیایی و حسن فتحی این شکل دیالوگ نویسی و شخصیت پردازی به وفور استفاده شده است. دیالوگ هایی که شاعرانه هستند حتی اگر از قول و به لحن یک لات بی سر و پا باشد.

برای مثال در فیلم «مادر» می بینیم که شخصیت علی کشاورز -که حال و هوای لات مآبانه سریال هزار دستان را حفظ کرده است- دیالوگ هایی دارد که گرچه حاکی از دریدگی اخلاقی و رفتاری شخصیت است اما آن قدر دقیق طراحی شده که حتی آن را هم شاعرانه می پنداریم و در ردیف دیالوگ های امین تارخ در همان فیلم قرار می دهیم.

لات ها قشری بوده اند که در حدود یک قرن به طور جدی در جامعه ما دیده می شدند و خواهی نخواهی جزئی از فرهنگ و تاریخ اجتماع آن دوران شده اند. البته حال و هوا و برخی ارزش های آن قشر، هنوز در جامعه به چشم می خورد؛ ارزش هایی مانند غیرت افراطی و جوانمردی. حتی شاید بشود ریشه پدید آمدن این قشر را در تاریخ ایران جستجو کرد و حداقل به عیاران و پهلوانان که در داستان های کهن ما به وفور وجود دارند رسید اما این کاوش از حوصله این متن خارج است.

ادبیاتی که این قشر با خود داشتند نشان از شجاعت و بی باکی از یک طرف و عمل گرا بودنشان از طرف دیگر بود. همین خصوصیت است که باعث شده در بسیاری از فیلم ها و سریال های خصوصا تاریخی ایران، این قشر و این تیپ وارد شوند. این شخصیت ها با ویژگی های منحصر به فردشان می توانند به تنهایی درام را جلو ببرند. از این شخصیت ها هر عملی بر می آید. اگر حس کنند از کسی باید دفاع کنند و یا حداقل از حق خودشان دفاع کنند ذره ای ترس به خودشان راه نمی دهند و حتی گاه بی تدبیرانه دل به خطر می زنند و این یعنی چیزی که یک درام خوب به آن نیاز دارد.

شبیه این قصه را می توان در هالیوود و در ژانر وِسترن و گانگستری جستجو کرد. قصه کسانی که در دوره ای از تاریخ آمریکا در جامعه ای می زیستند که اسلحه بزرگترین قانونگذار و مجری قانون بود و طبیعتا اخلاقیات خاص خودش را حاکم می کرد. فیلم های این ژانر هم به دلیل داشتن قهرمان هایی بی باک و عمل گرا جذاب شده اند و همین طور است فیلم های گانگستری که در آن شخصیت هایی وجود دارند که مخاطب هر آن از آنان انتظار یک عمل خاص و چشمگیر دارد و البته این انتظار به وفور در این ژانر برآورده می شود و اساسا جذابیت این دو ژانر به همین اعمال و اتفاقات است.

این است که در فیلم های مسعود کیمیایی و فیلم و سریال های مرحوم حاتمی و حسن فتحی به این شخصیت ها توجه شده و آثاری خلق شده که در خاطرها مانده است.

سعید نعمت الله نویسنده ای است که ثابت کرده در خلق چنین شخصیت هایی و نوشتن دیالوگ ها و زبان و جهان این آدم ها چیره دست شده است. تفاوت بارز او با هنرمندان نامبرده این است که او این شخصیت ها را در بستر تاریخی نمی برد، بلکه آن ها را در خیابان های مدرن امروزی و آپارتمان ها و شهری که اکنون می شناسیم می آفریند. آن ها دیگر لزوما کت و شلوار مشکی و دستمال یزدی و کلاه ندارند، آن ها ممکن است حتی ریش و سبیل هم نداشته باشند!

سریال هایی مانند «زیر هشت»، «دیوار»، «پشت بام تهران» و حالا «زیر پای مادر» نمونه ای از آثاری است که در آن نعمت الله در یک دنیای امروزی لات های یک قرن پیش را احضار کرده. با چنین انتخابی او درام های پرتنشی آفریده است. زمانی که چنین شخصیت هایی آفریده شود چه در لباس قهرمان، چه ضدقهرمان و حتی متحد، باعث می شود که ماجرا به سرعت جلو برود و تغییرات و بسامدهای شدیدی پیدا کند. برعکس اینکه اگر نویسنده ای شخصیت هایی خسته و ناامید بیافریند شاهد فیلم ها و سریال های کسل کننده خواهیم بود که مثالش را دیده ایم و در آن سریال ها بار اتفاقات دراماتیک ناگزیر بر دوش حادثه ها و اتفاق های پیش بینی نشده می افتد.

اما در سریال های سعید نعمت الله، تک تک شخصیت ها یک اتفاق پیش بینی نشده می توانند باشند. آن ها باکی ندارند که از شهری به شهر دیگری راه بیافتند و یک خانواده را به راحتی به هم بریزند و به جان هم بیاندازند. آن ها باکی ندارند که بروند و کسی که حقشان را پایمال کرده، سینه قبرستان بفرستند. حتی از پلیس هم نمی ترسند. ممکن هم هست توبه کنند و تصمیم بگیرند امور را اصلاح کنند و کارهای بدشان را جبران کنند. جهانی برای خودشان ساخته اند که بسته به اینکه قهرمان داستان باشند یا ضد قهرمان، ارزش هایی مثل جوانمردی، غیرت، خودخواهی، خانواده دوستی و… در آن جهان حکمفرما است.

در کنار حرکت سریع و رو به جلوی داستان، این انتخاب نویسنده باعث می شود که خواه ناخواه به مضمون های خاصی نیز بپردازد. جوانمردی و حفظ خانواده دو مضمون پرتکرار و پر کاربرد در این داستان هاست که از قضا نیاز جامعه امروز ما هم هست. در روزگاری که بی غیرتی خودش ارزش می شود و وفاداری و پایبندی به خانواده ارزشی نخ نما شده به نظر می رسد پرداختن به چنین داستان ها و چنین شخصیت هایی کاری درخور ستایش است.

زمانی که در سریال، آرزوهای شخصیتی را دنبال می کنیم که همّ و غم اش خوشبختی و عاقبت به خیری پسرش است و در این راه فداکاری می کند یا پسری را دنبال می کنیم که می خواهد مادرش را پیدا کند و او را به خانواده برگرداند و یا بزرگترهایی را که برای حفظ و پربار شدن خانواده، اشتباهات کوچکترها را می بخشند، یعنی با یک سریال آموزنده و در عین حال سرگرم کننده مواجه ایم.

از دیگر شاخص های سریال های اخیر سعید نعمت الله دیالوگ ها هستند. اگر دید ما به شخصیت های داستان مان این باشد که هرکدام یک لات بالقوه(!) هستند ناخودآگاه دیالوگ های ما هم همگی یک شکل و تماما دهن پرکن و پر از کنایه می شوند. از این وجه که گوش نواز هستند و شاعرانه و موزون، خودش به تنهایی یکی از جذابیت های سریال می شود اما این نوع از دیالوگ نویسی یک ضعف اساسی نیز دارد.

در یک درام برای شکل گیری تضادهای مناسب و پیش رفت ماجرا، لازم است که شخصیت های ما تنوع داشته باشند به همین منظور بایستی شبکه ای از شخصیت های مختلف با جهان های مختلف و متضاد ساخته شود. در چنین حالتی خود به خود دایره واژگان و لحن شخصیت ها هم -گرچه ممکن است با توجه به حال و هوای اثر، وحدت نیز داشته باشند- متفاوت می شود. چیزی که ما در سریال های سعید نعمت الله کمتر مشاهده می کنیم.

طبیعتا مخاطب حق دارد این ایراد را به این دست سریال ها وارد کند که مگر تمام شخصیت ها ممکن است شاعر باشند؟ آیا ممکن است در یک خانواده همه درشت صحبت کنند؟ همه کنایه بزنند؟ در یک محله و یک اجتماع چرا عمده افراد باید شخصیت هایی قلدرمآب باشند؟ و این تبدیل می شود به یک ضعف عمده در آثار این نویسنده که البته می شود با این حرف که جزئی از سبک اوست؛ از این ایراد نابخشودنی گذشت کرد.

اما با تمام این تفاسیر و در زمانی که شاهد به گِل نشستن صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم، جای شکرش باقی است که هر از گاهی در این برهوت سریالی ساخته شود که مخاطب را پای خود بنشاند و چه قدر خوب که این سریال ها بار مثبتی نیز داشته باشند. این شرایط یعنی اینکه فعلا قدر سعید نعمت الله را بدانیم!

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری چشمه سار
پایگاه خبری چشمه سار
اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق