چهارشنبه ۰۷ تیر ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۲:۵۸ - ۱۳۹۶/۰۳/۲۶
شناخت امام متقیان- بخش دوم
 علی(ع)؛ نامی آشنا برای تاریخ بشریت   

حملات ادامه داشت و حضرت هربار فرمایش های خود را تکرار می کرد و آنها نیز پاسخ هايشان را؛ یک بار می گفتند: خسته شده ایم و توان جنگ کردن نداریم. بار دیگر گفتند: الان وقتش نیست! علی(ع) در سخنانی دیگر فرمود: خدایا! این مردم از من خسته شده اند، من هم از این ها خسته؛ علی را از اینها بگیر

ندای اصفهان- حجت الاسلام مهران آدرویش

در قسمت قبل (اینجا) به تعریف امامت و برخی خصوصیات علی علیه السلام به عنوان امام معصوم پرداختیم. اکنون وجیزه زیر را تقدیم به مولا علی بن ابیطالب می کنیم.

***

علی علیه السلام: اگر دانشم را با شما در میان بگذارم همانند لرزیدن ریسمان در چاه عمیق بر خود خواهید لرزید (کشف الغمه، ص ۲۳).

علم غیب علی علیه السلام

وقتی علی وارد کوفه شد جمعی به عنوان نماینده مردم خدمت حضرت رسیدند؛ در میان آنان جوانی بود که بعدها شیعه علی شد. او زنی را از قبیله ای خواستگاری کرد. روزی امام نماز صبح را خواند و به کسی گفت به فلان جا برو، مسجدی آنجا خواهی دید، در کنار مسجد خانه ای است که از آن خانه صدای مرد و زنی به مشاجره بلند است، آنها را نزد من بیاور.

وقتی آمدند حضرت گفت چرا مشاجره می کنید؟ جوان گفت در خلوت نسبت به او متنفرم! و اگر می توانستم پیش از صبح بیرونش می کردم! پس امام با آن دو خلوت کرد؛ حضرت به زن فرمود: آیا تو دختر فلانی نیستی؟ و آیا تو پسرعمویی نداشتی که عاشق تو بود ولی پدرت مانع ازدواجتان شد؟ آیا تو نبودی که شبی برای قضای حاجت از خانه بیرون رفتی و او تو را مجبور به آمیزش کرد؟ پس زمان وضع حمل که رسید مادرت تو را بیرون برد و تو بچه ای به دنیا آوردی و او را در پارچه ای پیچده و در جای قضای حاجت انداختی، پس سگی آمد و او را بو کرد و تو سنگی انداختی اما به بچه خورد پس سرش را با دستمال بستی و سپس او را ترک کردی؟

زن گفت آری و به خدا جز مادرم هیچکس نمی دانست! پس حضرت رو به جوان کرد و فرمود سرت را برهنه کن؛ اثر زخمی بر سرش بود. حضرت فرمود این جوان پسر توست که توسط قبیله فلان بزرگ شد. خداوند او را از آنچه بر او حرام کرده بود حفظ کرد. فرزندت را بردار و برو که نکاح بین شما روا نیست (مناقب ابن شهر آشوب، ج ۲ ص ۲۶۶).

فرزندان علی، فرزندان رسول خدا (علیهم السلام)

به خدا سوگند، هرگز از درگاهش فرزندی که از جهت چهره و اندام، چنین و چنان باشند، مسئلت نکرده ام، بلکه همواره خواسته ام آن بوده که به من فرزندانی عطا کند که همه از نیکان و صالحان و خدا ترس باشند، تا گاهی که به آنان می‏ نگرم چشمانم روشنایی و فروغ گیرند. (بحار، ج ۲۴، ص ۱۳۳)
تا رسول خدا زنده بود، حسن، مرا ابوالحسین صدا می‏ زد و حسین نیز ابوالحسن می‏ خواند. و هر دو جدّشان را پدر صدا می ‏زدند و پس از رحلت آن بزرگوار مرا پدر خواندند. (مقتل الحسین، ص ۱۰۷)

اطاعت از علی علیه السلام شرط حضور قلب در نماز

در روایت است که به علی قد قامت الصلوه گویند؛ یعنی هر خوبی از جمله نماز به ولایت علی علیه السلام اقامه و جان می گیرد و مثمر ثمر واقع می شود. ولایت اساس دین و روح دین است.

نکته ای که باید در نظر گرفت این است که نمی گوید «قد قام المصلی» بلکه گفته «قد قامت الصلوه»؛ یعنی نمازگزار باید خودش را با نماز یکی کند تا وقتی قیام کرد به جای اینکه بگوید قد قام المصلی بگوید قد قامت الصلوه و این تنها راه حضور قلب در نماز است یعنی وقتی مصلی ذیل اطاعت از ولایت، با نماز یکی شد، آن وقت در نماز حاضر است چون خودش نماز شده است.

عمل بدون ولایت علی ابن ابوطالب؛ خاکستر در برابر باد است

امام صادق علیه السلام: هرکه اقرار به ولایت امیرالمومنین نکند، اعمال و عباداتش باطل شود، مانند خاکستری که در معرض باد تند قرار گیرد (تفسیر جامع، جلد ۳، صفحه ۴۲۹)

اذان؛ نامی از آسمان، ویژه علی علیه السلام

حارث نصرى گوید: از امام صادق علیه السلام تفسیر وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَری‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ وَ رَسُولُهُ؛ (و این آیات اعلامی است از خدا و پیامبرش بسوی مردم در روز حج بزرگ، که خدا و رسولش از مشرکین بیزارند (کریمه توبه/ شریفه ۳) را پرسیدم، فرمود:

اذان نامى است که خداوند از آسمان اختصاص به على علیه السّلام داده است؛ زیرا اوست که از جانب رسول خدا بیزارى از مشرکین را اعلام کرد. پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله نخست آن را به أبی بکر داده بود، جبرئیل فرود آمد و گفت: اى محمّد! خدا به تو می‏ فرماید: «خودت یا مردى که از خودت باشد و دیگرى حق ابلاغ آن را از جانب تو ندارد» بعد از آن فرمان بود که پیغمبر على علیه السّلام را فرستاد، و او به أبوبکر رسید، و صحیفه را از دستش گرفت و برد، و به دیوار کعبه نصب کرد، از این جهت خداوند او را أذان نامید (معانی الاخبار، جلد ۲ صفحه  ۲۱۴)..

معلوم می شود اهل الله و اهل رسالت و ولایت کسانی هستند که اهل برائت از ظالمان باشند و کسی که اهل برائت نیست اهل ولایت هم نیست.

هنیئاً مریئاً لک یا علی

پیامبر اکرم از خداوند خواستار تناول خرمای بهشتی شد. سبدی خرما نازل شد و پیامبر با دست خود به هر یک از اهل بیتش علیهم السلام دانه ای از آن خوراند و هرکدام تناول کردند ملائکه و حورالعین گفتند هنیئاً مریئاً لک (یا فاطمه، یا حسن، یا حسین) وقتی نوبت به علی رسید پیامبر به او سه خرما خوراند و در چرائی آن فرمود:

شنیدم که خداوند از روی عرش صدا می زند «علی جان نوش جانت، گوارای وجودت». به اشتیاق شنیدن صوت حق خرمای دوم در دهان علی نهادم باز هم خداوند از روی عرش ندا زد که «هنیأ مرئیاً لک یا علی» نوش جانت، گوارای وجودت علی جان. به احترام صوت حق از جا برخاستم و خرمای سوم در دهان علی نهادم، شنیدم که باز خداوند همان جمله را تکرار کرد و سپس به من فرمود: «یا رسول الله بعزت و جلالم قسم اگر تا صبح قیامت خرما در دهان علی بگذاری من خدا هم می گویم علی جانم نوش جانت، گوارای وجودت». (جلاالعیون علامه مجلسی)

اهمیت این مطلب در این است که آنچه خداوند قرار است در بهشت بفرماید (کُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِیئاً بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. کریمه مرسلات/ شریفه ۴۳) در همین دنیا به حضرت امیر گفته کما اینکه به زهرای اطهر فرموده یطهرکم تطهیرا در حالی که این جمله را به دیگران در بهشت خواهد فرمود: سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً (کریمه دهر/ شریفه ۲۱).

نگاه به گنبد و بارگاه علی علیه السلام بهترین عبادت

علامه امینی (ره) روبروی ضریح امیرالمومنین می نشست و فقط به بارگاه مولا چشم می دوخت و می گفت: بهترین عبادت همین نگاه کردن به بارگاه حضرت امیر است (به نقل از آیت الله دکتر احمد عابدی)

ثواب زیارت حضرت امیر علیه السلام

از ابن مارد روایت شده که از حضرت صادق پرسید چه ثوابی است برای کسی که جدت امیرالمومنین را زیارت کند؟ فرمود ای ابن مارد! هرکه زیارت کند جدم را و عارف به حق او باشد، خداوند در ازای هر قدمی که بردارد ثواب یک حج مقبول و یک عمره برای او بنویسد، به خدا قسم ای ابن مارد!، خداوند طعمه آتش نمی کند قدمی را که در زیارت امیرالمومنین سواره یا پیاده غبار آلود گردد. ای ابن مارد! این حدیث را با آب طلا بنویس (انوار البهیه، شیخ عباس قمی ره، صفحه ۷۱)

علی علیه السلام جنب الله و احسن ما انزل الله است

وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَیْکُم مِّن رَّبِّکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَکُمُ الْعَذَابُ بَغْتَهً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ. أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرینَ؛

و پیش از آنکه به طور ناگهانى و در حالى که حدس نمى زنید شما را عذاب دررسد، نیکوترین چیزى را که از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل آمده است پیروى کنید؛ تا آنکه [مبادا] کسى بگوید: «دریغا بر آنچه در حضور خدا کوتاهى ورزیدم؛ بى تردید من از ریشخند کنندگان بودم. (کریمه زمر / شریفه ۵۵ و ۵۶)؛ احسن ما انزل الیکم همان جنب الله است و منظور از جنب الله علی بن ابوطالب است (ترجمه محجه البیضاء فیض کاشانی، ج ۴ ص ۲۴۲)

صفاتی که تنها ویژه علی علیه السلام است

علی علیه السلام روی منبر فرمود: من بنده خدا و برادر رسول خدایم. وارث پیامبر رحمت و همسر بانوی زنان اهل بهشتم. منم سرور اوصیاء و آخرین وصی از اوصیای پیامبران. کسی جز من چنین ادعایی نمی کند جز اینکه دچار بلایی گردد.

کسی از قبیله عبس گفت من بنده خدا و رسول خدایم. هنوز از جا بلند نشده بود که در اثر تماس با شیطان دیوانه شد. پس پایش را گرفتند تا درب مسجد کشیدند و ما از کسانش پرسیدیم که سابقه چنین دیوانگی را در او سراغ داشتید؟ گفتند هرگز! (کشف الغمه، ص ۸۳)

أین العمارهایی که بی جواب ماند!

حملات ادامه داشت و حضرت هر جمعه فرمایش های خود را تکرار می کرد و آنها نیز پاسخ هایشان را. یک بار می گفتند: خسته شده ایم و توان جنگ کردن نداریم. بار دیگر می گفتند: الان وقتش نیست!

حضرت در جواب فرمود: اگر خستگی وجود داشته باشد، برای دشمن شما نیز هست. ما در موضع تدافعی قرار گرفته ایم و این باعث می شود که تمام گزینه ها علیه ما باشد. دفاع راه حل نیست و تا زمانی که مرکز فتنه و آشوب ها فعال است، نباید انتظار بهبود اوضاع را داشت. ما باید اصل را بزنیم تا فروع از کار بیفتد. اما پاسخ آنان سکوت بود. سکوت تلخی که نشان از تنهایی حضرت داشت. نقل شده است حضرت در حالی که می گریست، شروع کرد به صدا کردن شهدا؛ عمار کجاست؟! مالک کجاست؟! ابوالهیثم کجاست؟! چه شدند مردانی که هر وقت آنها را صدا می کردم، شمشیر به دوش آماده بودند.

و در سخنانی دیگر فرمود: خدایا! این مردم از من خسته شده اند، من هم از این ها خسته شده ام؛ علی را از این ها بگیر (نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲، به نقل از کتاب اصحاب امام علی علیه السلام، نوشته استاد ناظم زاده قمی)

حال صحابه هنگام شهادت حضرت امیر

وقتی علی علیه السلام به شهادت رسید صحابه اش گفتند: حال ما در مرگ آن حضرت حال زنی است که سر جوانش را مقابل چشمانش بریده باشند؛ نه جلوی ریزش اشکش را می تواند بگیرد و نه برای اندوهش پایانی است.

وجیزه ای از گرد خاک نعلین قنبر تقدیم به اسم اعظم، علی بن ابوطالب

بدان و آگاه باش که نسبت علی ابن ابوطالب علیهما سلام به پیامبران نسبت روح به جسم است و بلکه جسم مولا از روح پیامبران لطیف تر است و حضرت امیر آدم انبیاست و هیچ قلبی بهره ای از نورانیت ندارد الا اینکه به «اشهد انّ علی ولی الله» تطهیر شده باشد. مولا به دنبال هیچ صفت نیکی نمی رفت! بلکه صفات نیک سجیّه و طینت آن حضرت بودند؛ سجیتکم الکرم. و کرم، مجمع ارزش هاست.

او اصل، ریشه و معدن خیر است و خوبیها در مورد او حقیقت و نسبت به دیگران مجاز اند. پس بدان که ولایت او کمال دین است و او مرجع نیازمندی های خلق خداست. کفر به او کفر به قرآن است و مقام او را هیچ عقلی و هیچ فرشته ای و هیچ پیامبر اولوالعزمی نمی تواند درک کند گرچه تمام انبیاء آنچه را می دانند بر دایره بریزند باز حتی یک وصف او شناخته نخواهد شد و فاصله فهم همگان روی هم تا آنچه که او علیه السلام است از سرانگشتان دست است تا ستارگان.

مقامی که سر سوزنی ظلمت در آن راه ندارد و نور یکپارچه است. او خورشید تابان، چراغ فروزان، نور تابان، ستاره راهنما، آب گوارا و تنها راه نجات است. منظور از هر خیری مثل ابر بارنده، آتش روشن، پدر، مادر، آسمان، زمین، برادر، پناهگاه، امین، حجت، خلیفه، آدم، عرش، کرسی، قلم، میزان، جنت و فردوس و… اولا و بالذات اوست. او یگانه دوران هاست و دومی ندارد.

اوست که هر عاقلی در مورد او نادان است و هر توانایی در مورد او ناتوان است و تنها خدا و رسولش می دانند که چقدر عقلها از او دورند. آنکه بخواهد با عقلش او را بفهمد در گردنه ای بس بلند و شیبی لغزنده سقوط کرده و در این کار جز دوری از حق بهره ای نخواهد برد. او علیه السلام انتخاب خدا، دانای بدون جهل، کانون علم و طاعت و پارسایی و عبادت و قداست بود.

در تبارش جای هیچ ایرادی نیست و در قلبش چشمه های حکمت جاری. و خدا گواه است که او بخشش و کرم فراوان حضرت حق به عالم و آدم بود. پس بدان که هدایت و شفا نزد اوست. قبول ولایت او چشیدن طعم حلاوت ایمان و شادابی اسلام است. خداوند متعال نور کبریائیش را بر او افکنده و با ریسمانی تا آسمان هفتم کشیده است. فیوضات الهی آنی از او منقطع نگردد که انّ الله و ملائکته یصلون علی النبی… وسلموا تسلیما اَی تسلیما لولایه علی بن ابوطالب.

فیض اله جز از طریق او نزولی ندارد و عمل صالح جز از طریق قبول ولایتش صعودی. امامت بدون انقطاع در نسل اوست و جز به رهبری او، کسی دیندار نیست. او علیه السلام آب حیات و چراغ تاریکی ها و کلید سخن و رکن اسلام است. او انتخاب خدا و راز عالم و آدم است. او حکیمی در جانب راست عرش بود قبل از اینکه آدمی باشد یا عالمی یا ملک مقربی. او  تربیت شده خدا و گل سرسبد آفرینش و محرم اسرار خداست.

او حجت خدا، رهبر خلق، سرپرست بندگان و حیات دین است. اوست درمان دردها و جز گمراه گستاخ نگونبخت او را نادیده نمی گیرد. کفر به او  مرگ آدمیت است؛ چه اینکه خداوند در سوره محمد فرمود: «فتعسا لهم»؛ یعنی مرگ بر منکر علی باد. و منکران او را متکبر جبار خوانده و بر قلبشان مهر پایان آدمیت نهاده؛ یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار.

و سلام و درود خدا بر او  که محبتش به شیعیان محبت مادر دلسوز است به نوزادش و هر کس قرار باشد اهل بهشت باشد هنگام احتضارش حقانیت مولا را به او تفهیم می کنند و آخرین جمله و توشه اش از دنیا «اشهد ان علی ولی الله» خواهد بود رزقنا الله ایانا و ایّاکم ان شاءالله.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


ثبت نام حوزه دانشجویی
ثبت نام حوزه دانشجویی
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری چشمه سار
پایگاه خبری چشمه سار
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق