یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۰۶:۲۲ - ۱۳۹۴/۰۸/۰۵
قاموس عدالت
جریان شناسی سیاسی احزاب و گروه ها (قسمت یازدهم)
 قاموس عدالت/ دکتر محمود احمدی نژاد و گفتمان مهرورزی   

رهبر معظم انقلاب می فرمایند: گفتمان عدالت یک گفتمان اساسی است و همه چیز ماست. منهای آن، جمهوری اسلامی هیچ حرفی برای گفتن نخواهد داشت. این گفتمان را باید همه گیر کنید، به گونه ای که هر جریانی، هر شخصی، هر حزبی و هر جناحی سر کار بیاید، خودش را ناگزیر ببیند که تسلیم این گفتمان شود...

ندای اصفهان- جواد جلوانی (حوزه علمیه اصفهان)/

عدالت؛ آنچه که صد و بیست و چهار هزار پیامبر الهی و صدها هزار نفر از یاران عدالت خواهشان، سال ها در راه اجرای آن مجاهدت نمودند و حتی پیامبر معظم اسلام که برای اتمام مکارم اخلاقی مبعوث شد و اعتدال پایه اخلاق است. مکارم اخلاقی یعنی داشتن عدالت، عفت، حکمت و شجاعت. همه ی این وی‍‍‍‍‍‍‍‍ژگی ها حد اعتدالی است از افراط و تفریط های اخلاقی. اولین گام در تحقق عدالت، دوری از این افراط و تفریط ها و رهایى از ناهماهنگى هاى درون است.

تاریخ به یاد دارد، زخم سکوت علی (علیه السلام) و قیام فاطمی را.

فاطمه سلام ا… علیها بزرگترین عدالتخواه جهان است که برای جلوگیری از انحراف بزرگ بشریت پس از رحلت رسول اکرم صلی ا… علیه و آله، علیه غاصبان حکومت، قیام کرد و با خطبه ی کوبنده ی خود به بزرگترین بی عدالتی تاریخ اعتراض کرد و به افشاگری علیه کسانی دست زد که می‌خواستند با سوء استفاده از سابقه انقلابی و مبارزاتی خود در کنار پیامبر، جهان را از حاکمیت معصوم خالی کنند و حاکمیت خود را برحق جلوه دهند، اما فاطمه علیها السلام چنان کرد که مخالفان حاکمیت معصوم با همه‌ی قدرت تبلیغاتی خود تا ابد نخواهند توانست، در برابر قیام فاطمی ایستادگی کنند و دیر نیست زمانی که قیامی از جنس فاطمی توسط فرزند بزرگوارشان، مهدی موعود عجل ا… تعالی فرجه الشریف به تحقق پیوندد و جهان را سراسر عدل و داد کند.

جهان بشری در چند سال حکومت مولای عدل و امام عدالت، توانست طعم شیرین حاکمیت معصوم را بچشد. مردم که پس از بی‌عدالتی‌های ناشی از غصب خلافت به ستوه آمده بودند، با آغاز حکومت علوی، دوره‌ای کوتاه از اجرای عدالت را تجربه کردند. حضرت پس از به حکومت رسیدن، دو اقدام اساسی انجام دادند تا مخالفان و موافقان مرز خود را با علی علیه السلام روشن ببینند:

۱- مصادره و بازپس گیری اموال غاصبان

۲- احیاء سنت برابری و مساوات در بهره‌مندی از بیت‌المال و مبارزه با ویژه‌خواری که مبنای اجرای عدالت بود.

و بعد از علی علیه السلام شد آنچه شد…

و اما انقلاب اسلامی ایران که برگرفته از تعالیم والای امامان معصوم و معتقد به برقراری حاکمیت دینی بود برای امتداد بخشیدن به مسیر عدالت‌خواهانه‌ی حضرت زهرا سلام ا… علیها و با الگوپذیری از حکومت سرشار از عدل و داد علوی پا به عرصه‌ی ظهور نهاد. امام خمینی(ره) قیام عظیم خود را با هدف مبارزه با ظلم و استبداد و ایجاد حکومتی اسلامی آغاز کرد و مردم مسلمان ایران که تشنه‌ی حاکمیت دینی بودند، از هیچ تلاشی برای پیروزی این قیام فروگذاری نکردند.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران گروه های زیادی در کشور تلاش می‌کردند تا با ارائه دیدگاه‌های خود و منطبق کردن آن بر گفتمان فراگیر امام و انقلاب، خود را با مردم همراه نشان دهند و سهمی از انقلاب به دست آورند اما هوشمندی امام و سخنرانی‌ها و روشنگری‌های ایشان برای تبیین گفتمان انقلاب اسلامی همه‌ی این توطئه‌ها را خنثی می‌کرد. از مهمترین این گروه‌ها، کمونیست‌هایی بودند که تلاش می کردند مفهوم عدالت را مصادره به مطلوب کنند اما ناکام ماندند. چراکه عدالت در اسلام ناب محمدی با برابری در جامعه کمونیستی فاصله‌ای زمین تا آسمان داشت.

در دوران انقلاب و پس از جنگ تحمیلی، تلاش های بسیاری برای حمایت از مستضعفین صورت گرفت که همه با هدایت ها و حمایت های امام راحل (رحمه ا..) بود. تشکیل کمیته امداد امام خمینی (رحمه ا..) بنیاد مستضعفان، جهاد سازندگی و برخی از نهادهای انقلابی از این دسته بود. پس از جنگ به محور قرار گرفتن سازندگی و توسعه، از «مستضعفین» با عنوان «اقشار آسیب پذیر»!! نام بردند و بسیاری از نهادهای انقلابی را به تعطیلی کشاندند. تأکیدات و تلاش های مقام معظم رهبری برای تبیین این مسئله که توسعه باید با عدالت همراه باشد و مستضعفین جامعه نباید زیر چرخ های توسعه له شوند، مورد بی مهری قرار گرفت چرا که دولتمردان کابینه سازندگی معتقد بودند که ابتدا باید عده ای زیر چرخ های توسعه له شوند تا کشور به ثروت دست یابد پس از آن به توزیع عادلانه ی ثروت بپردازیم.

از اینجا بود که انزوا و مظلومیت گفتمان عدالت که همان گفتمان امام و رهبری بود آغاز شد و تا سال ها ادامه یافت. مستضعفین و مردم محرومی که ولی نعمتان این انقلاب بودند، سال ها اقشار آسیب پذیری شدند که نقش پله های نردبان رشد و ترقی باندهای ثروت و قدرت در درون دولت را بازی می کردند؛ با روی کار آمدن دولت اصلاحات که ادامه ی همان تز توسعه مدار منهای عدالت بود، همچنان مظلومیت گفتمان عدالت ادامه یافت و بلکه دو چندان شد. چرا که سرعت توسعه اقتصادی کاهش یافت و در کنار آن شعار توسعه سیاسی مطرح شد هرچند که بی عدالتی در اجرای این شعار نیز بسیاری از نیروهای دلسوز و انقلابی را با برچسب متحجر و عقب مانده، خانه نشین کرد و آزادی بیان و قلم و اندیشه، اگر وجود داشت برای اپوزیسیون درون دولت!! بود و حامیانش.

سال ها فریاد عدالت و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض توسط مقام معظم رهبری مطرح می شد اما…

عدالتی که می توانست باعث گسترش و پیروزی اسلام باشد، معطل مانده بود تا توسعه اقتصادی و سیاسی پیدا شود!!

مبارزه با فسادی که می توانست موجب امنیت سرمایه گذاری باشد به بهانه ی جلوگیری از فرار سرمایه ها در کشور تعطیل شده بود تا فرصت طلبان با خیال راحت به فربه کردن خود و خاندانشان بپردازند!! مبارزه با امتیازطلبی و تبعیض هم موجب تضعیف جایگاه مسئولین می شد!!

سال ۸۴ جریانی با شعار عدالت به عرصه انتخابات آمد تا این گفتمان عظیم را از انزوا و مظلومیت بیرون آورد. اگرچه تا اجرای کامل عدالت راه دشواری در پیش بود اما تلاش دولت دکتر محمود احمدی نژاد در این راستا قابل ستایش است. دولتی که اگر برعملکردهایش نقدی وارد باشد چنانکه به هر دولتی روا است، بر رویکردش که بر گرفته از انقلاب است خدشه ای وارد نیست. تلاشی که وجود همه ی مخالفت ها و سنگ اندازی ها و همه ی تهمت ها به گفتمان عدالت را نادیده گرفت. تهمت هایی که عدالت را گداپروری و توزیع فقر می دانست، عدالتخواهی را متهم به تندروی می کرد و در مجموع معتقد به ادامه ی مسیر گذشته بود. بد نیست برای مقایسه آنچه در دولت احمدی نژاد بود و آنچه در جریانات سیاسی قبلی رخ داده بود (اینجا) و (اینجا) و (اینجا) را ببینید.

دکتر محمود احمدی نژاد

»»» عدالت خطی صاف و ممتد نیست؛ فراز و نشیب بسیار دارد. امروز برای جلوگیری از انحراف از مسیر بیش از هر زمان دیگری نیاز به روشنگری های مقام معظم رهبری داریم. نوشتار زیر برگزیده ای از صحبت های مقام معظم رهبری در باب عدالت، تلخیصی از کتاب قاموس عدالت است که بی نهایت زیبا و جهت دهنده می باشد. لازم به ذکر است که ما در این مجموعه تنها به گردآوری پرداخته ایم لکن احتیاج به تحلیلی تاریخی و جامع کاملا احساس می شود.

قاموس عدالت

* منهای اینکه ما بخواهیم غیر نخبه را مورد تغافل قرار دهیم، باید برای نخبگان، حسابی باز کرد. ممکن است به نظر بیاید این یک تبعیض است؛ اما تبعیض همه جا غیرعادلانه نیست؛ گاهی اوقات تبعیض، عین عدالت است. این حساب باز کردن برای نخبگان عین عدل است به خاطر اینکه ما باید نخبه و هوشمند را در حدی که می تواند رشد کند، رشد بدهیم. ۳/۷/۸۱

* ما به عنوان شیعه باید این درس را به یاد داشته باشیم که عدالت قابل اغماض و قابل معامله نیست و هیچ یک از مصالح گوناگون – نه مصالح فردی و نه مصالح حکومت و کشور اسلامی – نمی تواند با عدالت معامله شود. امیرالمومنین به خاطر عدالت این مشکلات را تحمل کرد و عقب نشینی نکرد. ۲۳/۸/۸۲

* این نکته را در باب عدالت عرض کنیم که بعضی ها می گویند عدالت یعنی توزیع فقر؛ نخیر، کسانی که بحث عدالت را می کنند، به هیچ وجه منظورشان توزیع فقر نیست، بلکه توزیع عادلانه امکانات موجود است. آنهایی که می گویند عدالت توزیع فقر است، مغز و روح حرفشان این است که دنبال عدالت نروید؛ دنبال تولید ثروت بروید. ۸/۶/۸۴

قاموس عدالت

* حالا بعضی ها افتخار می کنند: ما باید برویم، تا قدرت را بدست بگیریم! قدرت را برای چه می خواهیم؟ اگر قدرت برای خود قدرت است، وزر و وبال است؛ اگر قدرت برای مبارزه با ظالم در همه ابعاد ظلم و ستم؛ داخلی، اجتماعی، اقتصادی که حادترینش است می باشد، خوب است. بنابراین، پایه مشروعیت حکومت فقط رأی مردم نیست؛ پایه اصلی تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأی و مقبولیت مردم کارایی ندارد، لذا رأی مردم هم لازم است. اسلام برای رأی مردم اهمیت قائل است. فرق بین دموکراسی غربی و مردم سالاری دینی که ما مطرح می کنیم، همین جاست. ۲۶/۹/۸۲

* یکی از هدیه های بزرگ الهی که بوسیله این مولود مکرم [پیامبر (ص)] به بشریت هدیه شد، عدل و عدالت بود؛ هدیه عدل و عدالت به انسانی که گرفتار بی عدالتی است. از اول تاریخ تا امروز نیز، همچنان گرفتاری بزرگ بشریت، گرفتاری بی عدالتی است. این دینی که مولود مکرم امروز به بشریت عرضه کرد، انسان ها را به این چنین نقطه های برجسته ای مانند توحید و عدل در زندگی انسان، دعوت می کند. پس برکات این روز، برکاتی است که اولاً متعلق به همه بشریت است؛ ثانیاً مخصوص به زمان خاصی نیست. ۲۴/۶/۷۱

* امروز اگر سخن از آزادی و کرامت بشر می رود، اگر حقوق انسان در جوامع مطرح می شود، اگر عدالت و رفع تبعیض همچنان در دنیا یک شعار جذاب است، اگر مبارزه با فساد و مفسدان و مبارزه با ظلم و توجه به ایثار و فداکاری در راه حق در چشم بشریت جذاب و شیرین است، به خاطر این است که این مفاهیم را پیغمبران – این مردان خدا- به تاریخ عرضه کردند و آن ها را در اختیار بشریت قرار دادند. ۱۴/۳/۸۴

* تکیه بر عدالت، اساسی ترین و محوری ترین اصل یک حرکت الهی است؛ ادامه کار انبیا و مصلحان بزرگ تاریخ است. البته عدالت دشمنانی دارد. همه کسانی که نامشان در بی عدالتی است، با عدالت دشمن اند. همه کسانی که با قلدری و زورگویی – چه در صحنه ملی، چه در صحنه بین المللی- تغذیه می شوند، با عدالت مخالفند. عدالت، شعار اصلی و هدف بزرگ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی بوده و هست. ۱۲/۵/۸۴

* ما با خدا پیمان بسته ایم راه امام خمینی (اعلی الله قدره) را که راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمین است، دنبال کنیم. سیاست «نه شرقی و نه غربی» حمایت از مستضعفان و مظلومان، دفاع از وحدت و حرکت امت بزرگ اسلامی و فایق آمدن بر عوامل اختلاف و دوگانگی مسلمین در سطح جهان و مجاهدت برای ایجاد مدینه فاضله اسلامی، و تکبیر جانبداری از قشرهای محروم و کوچ نشین و به کار گرفتن همه عوامل و امکانات برای بازسازی کشور در سطح داخلی کشور، خطوط اصلی برنامه های ماست. هدف اصلی از این همه، زنده کردن دوباره اسلام و بازگشت به ارزش های قرآن است و ما یک سر مو از این هدف عقب نخواهیم نشست .۱۲/۴/۶۸

* امام (ره)، پابرهنگان را مهمترین عنصر در پیروزی های این ملت می دانست؛ همین جور هم هست و همانطور که گفتیم، امام به گفتن هم اکتفا نکرد. امام از همان اول انقلاب جهاد سازندگی، کمیته امداد، بنیاد مستضعفان، بنیاد پانزده خرداد و بنیاد مسکن را بوجود آورد و دستورات موکد به دولت های وقت داد. عدالت اجتماعی جزء شعارهای اصلی است؛ نمی شود این را در درجه دوم قرار داد و به حاشیه راند. مگر می شود؟ ۱۴/ ۳/۷۸

* همه این حرف هایی که راجع به امیرالمومنین شنیده اید، محورش همین عدالت طلبی مطلق امیرالمومنین است. این یکی دیگر از معیارهای حکومت حضرت است. تحمل ظلم را نمی کند؛ خودش هم به ظلم تسلیم نمی شود، ولو مصالحش از دست رود. یک نفر از طرفداران پر و پا قرص حضرت علی (ع) که تبلیغاتچی بسیار ماهری است و دائماً دارد به نفع او تبلیغات حق می کند [نجاشی یا حسان بن ثابت]، شرب خمر می کند و امیرالمومنین حد الهی را بر او جاری می کند؛ ۲۰ ضربه اضافه هم جهت شکستن حرمت ماه رمضان می زند. خلاف انتظارش می شود و می گوید یا امیرالمومنین! منی که اینقدر طرفدار شمایم؟ منی که اینقدر از شما دفاع می کنم؟ حضرت می فرمایند بله، حکم خداست.

آن طرفداری که از ما می کنی، ان شاء ا… قبول باشد، خیلی هم متشکر! اما حکم خدا این است. حد خدا را برایش جاری کرد. او هم گفت خیلی خوب حالا که این جور است، پس من می روم سراغ دربار معاویه، که قدر من را می دانند! و رفت.

این نشانه عدم مصلحت سنجی حضرت است.

(توضیح: به فرکانس و تکرار حکایت بالا در سخنان مقام معظم رهبری در سال های متعدد توجه شود (سال های ۷۰، ۷۱، ۷۵، ۸۱، ۸۳ و…). همچنین در اشارات رهبری موارد دیگری با همین مضمون قابل مشاهده است؛ ازجمله حکایت نامه‌ی تندی که علی (ع) به عبدالله بن عباس (نامه ۳۰ نهج البلاغه) نوشت و گله از طرز حکومت و اداره بیت المال و… داشت که موجب شد او از جبهه‌ی حضرت خارج شود، هرچند به معاویه هم نپیوست. یا اشاره رهبری به ماجرای حضرت علی(ع) با برادرش عقیل و داستان عبدالله بن جعفر و همچنین ماجرای زینب کبری و عاریه گرفتن گردنبند از ابورافع مسؤول بیت المال. موارد بالا مکرر در کلام رهبری دیده می شود.)

* امیرالمومنین یکی از القابش «کرار غیر فرار» است. پیغمبر اکرم این لقب را به امیرالمومنین داد. این مخصوص میدان نظامی نیست؛ در همه میدان های انسانی امیرالمونین «کرار غیر فرار» بود یعنی مهاجم، مقتدر، دارای فکر و بدون عقبگرد. مواضع محکم، ایستادگی بر مبانی مورد قبول و مورد اعتقاد، از مواضع تدافعی خارج شدن و نسبت به کجی ها و زشتی ها و بدی ها و ظلم ها و بی عدالتی های دنیا در موضع تهاجمی قرار گرفتن؛ این همان صفت «کرار غیر فرار» امیرالمومنین است.

می خواهید زنده بمانید؟ می خواهید عزیز باشید؟ می خواهید در علم و عمل پیشرفته باشید؟ می خواهید جوانانتان سرافراز باشند؟ می خواهید فردایتان فردای روشنی باشد؟ باید استقامت داشته باشید. فعال، کرار، خستگی ناپذیر و دنبال کننده اهداف خود؛ آینده چنین ملتی روشن است. ملت ما خوشبختانه این راه را شروع کرد و تا امروز ادامه داده منتها این راه استمرار لازم دارد. ۲۸/۵/۸۴

* علت اینکه امیرالمومنین (ع) را شکست دادند و توانستند آن وضعیت را در جنگ صفین پیش بیاورند و بعد حضرت را به شهادت برسانند، علت همه خون دل های امیرالمومنین این بود که قدرت تحلیل مردم ضعیف بود. صاحبان نفوذ روی ذهن های مردم اثر می گذاشتند. قدرت تحلیل و قدرت فهم مردم را باید اصلاح کرد. باید درک مسائل سیاسی در جامعه بالا برود تا بشود عدالت را اجرا کرد. ۵/۹/۷۵

* بعضی این طور تصور می کردند – شاید حالا هم تصور کنند – که ما بایستی یک دوره ای را صرف رشد و توسعه بکنیم و وقتی که به آن نقطه مطلوب رسیدیم، به تأمین عدالت اجتماعی می پردازیم. این فکر اسلامی نیست. «عدالت» هدف است و رشد و توسعه مقدمه عدالت می باشد، آن روزی که در کشور عدالت اجتماعی نباشد، اگر بتوانیم باید آن روز را تحمل نکنیم. ۸/۶/۷۴

* باید عدالت اجرا شود و تحت تأثیر هیچ چیز؛ ثروت، قدرت، دیوان سالاری و بوروکراسی نباید قرار بگیرد. اگر دیوان سالاری و تشکیلات ما عدالت را مختل می کند، مضر است. باید دیوان سالاری را به نحوی ساماندهی و تنظیم کرد که به عدالت کمک کند؛ زیرا عدالت ملاک و اصل است؛ اجرای عدالت و احقاق حق و ابطال باطل. ۷/۴/۸۳

* وقتی که ایشان تبلیغات انتخاباتی می کردند، به افراد خانواده خودم می گفتم اگر آقای احمدی نژاد رأی هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محوری را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشی سپردن این شعار بشود یک سنت. این شعار مطرح شد و ذهن ها را به خودش متوجه کرد. خوشبختانه مردم هم فهمیدند، خواستند، دوست داشتند و رأی دادند. ۸/۶/۸۴

* ما باید شایستگی خودمان را ثابت کنیم. مگر نمی گوئیم که جهیزیه آن بزرگوار [حضرت زهرا(س)] چیزهایی بود که انسان با شنیدن آنها اشکش جاری می شود؟…

اوایل که گاهی بعضی ها مهریه‌ی عقد را یک خرده گران قرار می دادند، ما شوخی می کردیم و می گفتیم شما که می خواهید مثلاً فلان قدر سکه قرار بدهید، پس یکباره بگویید ۷۲ سکه! اما حالا می بینیم که تعیین مهریه های گران قیمت، واقعی شده است! واقعاً چه خبر است؟ شما که پدر آن دختر هستید، آیا می توانید ادعا کنید که پیرو پدر فاطمه (س) هستید؟ این طوری نمی شود ما باید به حال خودمان فکری بکنیم. ۵/۱۰/۷۰

* من و شما همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. یکی از شماها معلم بود، یکی دانشجو بود، یکی طلبه بود، یکی منبری بود، همه مان اینطوری بودیم؛ اما حالا مثل عروسی اشراف عروسی بگیریم، مثل خانه اشراف خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابان ها حرکت کنیم! اشراف مگر چگونه بودند؟

چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولی ما ریشمان را گذاشته ایم، همین کافی است؟! نه، ما هم مترفین می شویم. و الله در جامعه اسلامی هم ممکن است مترف بوجود بیاید.

از آیه شریفه « و اذا اردنا أن نهلک قریه أمرنا مترفیها ففسقوا فیها» بترسیم.۲۳/۵/۷۰

* امروز بنده به عنوان کسی که با آمار و ارقام و واقعیات دستگاه های حکومتی از نزدیک آَشناست، به شما مردم عزیز عرض می کنم: هرجا که ما با قاطعیت، معرفت و روشن بینی، احکام اسلام را بر سر دست گرفتیم، دنبال آن حرکت کردیم و صادقانه خواستیم اسلام را پیاده کنیم، موفق شدیم؛ اما هرجا ناکامی و ضعفی وجود دارد، بر اثر این است که ما در آن مورد، از اسلام و حکم اسلامی و تربیت اسلامی غفلت کرده ایم. ۱۴/۳/۸۰

* طرف امر به معروف و نهی از منکر فقط طبقه عامه مردم نیستند؛ حتی اگر در سطوح بالا هم هستند، شما باید به او امر کنید؛ نه اینکه از او خواهش کنید؛ باید بگویید آقا! نکن! این کار یا این حرف درست نیست. روح و مدل امر به معروف، مدل امر و نهی است؛ مدل خواهش و تقاضا و تضرع نیست. ۱۹/۴/۷۹

* دعواهای لفظی، شعارهای لفاظی گونه، اسم از مفاهیم مبهم و بی سروته آوردن، مشکل مردم را حل نمی کند، مردم احتیاج دارند به اینکه در میدان عمل و کار، با لجن هایی که نمی گذارد این دریاچه مصفا طراوت لازم را داشته باشد، مبارزه شود… ۲۵/۳/۸۴

ما دنبال این هستیم که این معیارها تحقق پیدا کند. بنده دنبال این هستم که شخصی سرکار بیاید و قوه مجریه را اداره کند که خود را خدمتگزار مردم بداند و توانایی داشته باشد و به آرمان های امام و نظام اسلامی معتقد و پایبند باشد و حقیقتاً عدالت و مبارزه با فساد برای او حائز اهمیت باشد. دعا می کنیم خدا دل های مردم را به این سمت هدایت کند که بتواند چنین کسی را- که امروز مورد نیاز لحظه تاریخی حساس این کشور است – انتخاب کنند. ۱۱/۲/۸۴

(البته بدیهی است که رهبری از فرد خاصی حمایت نمی کند؛ از معیارها حمایت می کند.)

* ما احتیاج داریم به کار؛ باید عرق بریزیم و تلاش و کار کنیم. این کار باید جهتدار باشد؛ جهت، عدالت؛ جهت؛ پر کردن شکاف بین فقیر و غنی؛ جهت، بالا آوردن زندگی مردم محروم؛ مردمی که در دوران امتحان های دشوار و سخت هم در صفوف اول و در مقابل خطرهای دشمن ایستادند و بعد از این هم همین طور خواهد بود. ۱۱/۲/۸۴

* در مسئله عدالت و مفاسد کار بنده نیست که مستقیم وارد میدان شوم و تعقیب کنم، وظایف قوه مجریه و قوه قضائیه است. وارد شدن در میدان برای رهبری به صورت طرح مسأله و بسیج افکار عمومی است. اگر روزی ثابت شود که دستگاه ها آماده نیستند کار بکنند آنجا رهبری چاره ای پیدا نخواهد کرد جز اینکه خودش وارد میدان شود. اما بحمدالله این طور نیست. ۱/۹/۷۸ و ۲۲/۲/۸۲

* شما سراغ جاهای محروم بروید؛ آری:

«مرد بی برگ و نوا را به حقارت مشمار    کوزه بی دسته چو بینی به دو دستش بردار»

منطقه محروم به طور طبیعی از زیر دست می گریزد و به چشم نمی آید. لذا جمهوری اسلامی برای اینگونه مناطق، یک دفتر درست کرده است، این طبیعت نظام جمهوری اسلامی است. ۱۲/۱۰/۷۰

* در طول دوران انقلاب، همیشه بیشترین اهتمام دولت ها برای نقاط محروم است، کارهای فروان و خدمات عظیمی انجام گرفته است. اینها به برکت همین عنصر عدالت اجتماعی در خط امام است. ۱۴/۳/۷۸

* یکی از چیزهایی که من می خواهم در این زمینه جداً به آقایان توصیه کنم، این است که به این نقاط محروم بروید و با مردم به طور رو به رو تماس بگیرید و در جریان کارهایشان قرار بگیرید. خود این سفرهایی که انجام می شود – به خصوص به نقاط دوردست و محروم- خیلی با ارزش و با برکت است؛… گزارش خیلی می خوانیم؛ اما گزارشی که انسان از نزدیک آثار آن را لمس کند، انصافاً تأثیر دیگری دارد. ۲/۶/۷۸

* پرهیز از تمرکزگرایی در تشکیلات اداری:

یک نوع حالت مرکزگریزی و دوری از مرکزگرایی در طبیعت جمهوری اسلامی هست. ممکن است به طور قهری در مواردی از این طبیعت تخلف بشود؛ اما طبیعت دستگاه و برنامه ریزی دستگاه، همان است. ۱۲/۱۰/۷۰

* عرض ما به قوه قضائیه این است که اگر ما می گوییم قوه قضائیه تضعیف نشود، این تضعیف همیشه از بیرون قوه نیست؛ گاهی تضعیف از درون قوه است. کسی که داخل قوه قضائیه است، مسئولیتی دارد. اگر با روش و رفتار و گفتار خود کاری کند که قوه قضائیه تضعیف شود، این هم یکی از انواع تضعیف است. ۵/۴/۸۱

* بنده نهضت عدالت خواهی را مطرح کردم؛ فضایی در کشور بوجود آمد و جوان های ما به این مساله علاقمند شدند. این معنایش این نیست که ما از اول انقلاب نهضت عدالت خواهی نداشتیم- چرا، انقلاب برپایه عدالت است – اما این تجدید مطلعی شد و روح تازه ای در جوان ها بوجود آورد و همت آن ها را برانگیخت. ۱۹/۲/۸۴

* این شعار [عدالت اجتماعی] در کشور مطرح می شود: چه کسی باید از این شعار حمایت کند؟ چه کسی باید بیش تر از همه درباره آن فکر کند. چه کسی باید برای آن کار کند و درباره راه های تأمین آن تحقیق و بحث کند و میزگرد بگذارد؟ غیر دانشجویان؟… یکی از آفات این جنبش، پشت کردن به آرمان ها، فراموش کردن آرمان ها و از یاد بردن آرمان هاست. ۱/۹/۷۸

* جوان حق را آسان می پذیرد، این خیلی مهم است. جوان، راحت و صادقانه اعتراض می کند و بی دغدغه و بدون هیچ گونه گرفتاری درونی اقدام می کند، این هم بسیار مهم است. پذیرش آسان، اعتراض صادقانه و اقدام بی دغدغه را شما کنار هم بگذارید، ببینید چه حقیقت زیبایی بوجود می آید و چه کلیدی برای حل مشکلات است. ۱۲/۸/۸۰

* تکیه بر عدالت، اساسی ترین و محوری ترین اصل یک حرکت الهی است… عدالت، شعار اصلی و هدف بزرگ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی بوده و هست… عدالت، تندروی نیست؛ حق گرایی است؛ توجه به حقوق آحاد مردم است؛ جلوگیری از ویژه خواری است؛ جلوگیری از تجاوز و تعدی به حقوق مظلومان است. ۱۲/۵/۱۳۸۴ (بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد)

* شعار عدالت طلبی همچنان زنده است… ملت به شعارها رأی داد: شعار عدالت طلبی، شعار خط امام، شعار پایبندی به ارزش های اسلامی؛ ملت دور این محورها جمع شدند. ۸/۶/۱۳۸۴ (بیانات در دیدار رئیس جمور و هیأت وزیران)

* یک نکته دیگر هم کارهای خوبی است که در زمینه اقتصاد انجام گرفته- مثل سهام عدالت، ادامه ی طرح های نیمه تمام، نوع عدالت در ارائه تسهیلات بانکی، صندوق مهر رضا و امثال اینها. ۶/۶/۱۳۸۵ (دیدار با هیئت دولت)

* هدفگیری «عدالت اجتماعی» هدفی است که همه ی ما دنبال آن هستیم. اصلاً فلسفه وجود ما این است. ۹/۶/۱۳۸۵ (در دیدار با خبرگان منتخب ملت)

* آنچه مورد توجه مسئولان کشور است، سرعت بخشیدن به سازندگی همه جانبه ی کشور است؛ اما در کنار این معنا، محور اصلی شعارهای نظام اسلامی، استقرار عدالت، رسیدگی به مشکلات مردم، تسهیل زمینه های رشد و پیشرفت ملت ایران و ساختن کشور آنچنان که مناسب حاکمیت اسلام و شعارهای اسلامی است، می باشد. این، آن چیزی ست که مسئولان درپی آن هستند؛ این هدف بزرگی است و تلاش زیادی لازم دارد و بحمدا… امکان این تلاش هم هست و این تلاش شروع هم شده است. ۱۷/۸/۱۳۸۵ (دیدار مردم استان سمنان)

* وقتی مسأله سهام عدالت مطرح شد، ما از این کار استقبال کردیم. احساس کردیم اینکه حداقل دو دهک پایین جامعه را از یک سهمی در یک سرمایه مشغول کار و مشغول تولید و درآمدزا برخوردار می کنیم، یک فرصت بسیار مهمی است. (در دیدار با مسئولان اقتصادی و دست اندرکاران اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی)

* این جهت گیری های دینی و این ارزشگرایی انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد. سخت کوشی، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهای استانی، جهت گیری عدالت ورزی مردمی؛ اینها خیلی قیمت دارد و من قدر این کارها را می دانم. من به خاطر این چیزها از دولت حمایت می کنم. ۱/۱/۱۳۸۶ (در اجتماع زائران حرم مطهر رضوی)

* حقیقتاً هم خلأ امروز دنیا، بیش از همه چیز خلأ عدالت است. در کشور و جامعه خود ما هم بیشترین چیزی که این جامعه تشنه اوست، عبارت است از عدالت… وقتی ما به مشکلات، کمبودها، توقعات و انتظارات مردم و آرزوهای بلندی که در ذهن خود ما برای مردم هست، نگاه می کنیم، می بینم تقریباً همه ی اینها برمی گردد به مسئله تأمین عدالت؛ که اگر عدالت تأمین بشود، همه ی این چیزها حل خواهد شد.

شما عدالت را مطرح کردید، خیلی خوب است. البته ممکن است در این وادی طولانی و پرخطر و دشوار، شما بتوانید قدم هایی را طی کنید، ممکن است تا پایان راه، عمرها، یا فرصت های خدمتگزاری کفاف ندهد؛ اما همین قدمی که می گذارید و جهتی که اتخاذ کرده اید، بسیار با ارزش و زنده کننده این شعار است… پس شعارهای شما، فضای اصولگرایی و فضای ارزش های انقلابی و فضای وفاداری به مبانی امام و انقلاب را بر جامعه حاکم کرده است؛ این خیلی چیز با ارزشی است. اولین و مهمترین شاخصه دولت شما این است.

دومین، همین پایبندی به عدالت است… ممکن است شماها نتوانسته باشید- یا تا آخر هم نتوانید- همه آنچه را که در مورد عدالت می باید انجام داد، انجام بدهید؛ لکن نفس رویکرد شما به عدالت، چیز بسیار با ارزشی است و هر مقداری که می توانید بایستی حرکت کنید.

وقتی عدالت رو آمد و به عنوان یک معیار شاخص اصلی مورد توجه قرار گرفت، به طور قهری در برنامه ها هم خواهد آمد. پایبندی به عدالت هم، شاخصه ی بعدی است… در رساندن خدمت به افراد محروم جامعه و عدالت، به اعتقاد این مسئله سفرهای استانی خیلی مهم است. ۴/۶/۱۳۸۶ (دیدار با هیئت دولت)

* عدالت خواهی در این دولت پر رنگ شد… شعار عدالت خواهی به صورت جدی بر روحیه ی مسئولان، دولتمردان و برنامه ها، پرتو افکند.

شاخص های هویت اسلامی بایستی معلوم باشد: شاخص عدالت طلبی، شاخص ساده زیستی مسئولان، شاخص کار و تلاش مخلصانه، شاخص و پویایی علمی بی وقفه، شاخص ایستادگی قاطع در مقابل طمع ورزی و سلطه بیگانگان، شاخص دفاع از حقوق ملی. از حقوق ملت دفاع شجاعانه کردن یک شاخص است.۲/۶/۱۳۸۷ (دیدار با هیئت دولت)

**شاخص های بی عدالتی بر اساس گفتمان امام و رهبری**

بخش اول: شاخص های بی عدالتی اجتماعی

الف) وضعیت جهان:

۱- فساد مدیران و حکومت ها در جهان ۲- قدرت طلبی مسئولین در جهان ۳- فقدان اخلاق و معنویت ۴- بی توجهی حکام به مصالح ملت ۵- استعمار سایر ملت ها ۶- برخورد ناعادلانه دولت های مستکبر ۷- تبعیض نژادی ۸- سلطه رسانه ای قدرت های استکباری ۹- جنگ و کشتار علیه مسلمانان ۱۰- اعمال زور با ابزار علم

ب) بی توجهی به مسئولیت ها:

۱- عدم احساس مسئولیت

۲- خوی استکباری، قانون گریزی و مردم ستیزی در مسئولین

۳- جدایی مسئولین از مردم

۴- مخالفت با مبارزه علیه فساد و تبعیض

۵- سرگرم شدن به فعالیت های حزبی

ج) سوء استفاده ها:

۱- سوء استفاده از امکانات دولتی

۲- سوء استفاده از عنوان و قدرت

۳- اسراف در بیت المال

د) ظلم های اجتماعی:

۱- تبعیض، زورگویی و فساد

۲- توجه به سفارش ها و پارتی بازی

۳- ظلم به افراد ناآشنا به قوانین

هـ) تغییر معیارها:

۱- از دست دادن معیارهای خدایی

۲- استفاده از الگوهای منفی غربی

بخش دوم : شاخص های بی عدالتی اقتصادی

الف) محرومیت های اقتصادی:

۱- وجود محرومیت های اقتصادی

۲- وجود فقر و بیکاری

۳- گرانی

ب) استفاده نادرست از سرمایه ها و منابع:

۱- مادی گرایی

۲- افراط و تفریط در نگرش به سرمایه

۳- مصرف نادرست بیت المال

۴- مسابقه رفاه بین مسئولین

۵- ترویج تجمل گرایی و اسراف

۶- استفاده نامشروع از ثروت و مقام برای کسب قدرت

ج) فسادهای مالی– اداری:

۱- فساد مالی در گلوگاه های اقتصادی

۲- زندگی اشرافی برخی مسئولین

د) نابرابری در استفاده از موقعیت ها و اختلاف درآمدها:

۱- فرصت های نابرابر

۲- توزیع ناعادلانه ثروت

۳- اختلاف طبقاتی و امکانات نابرابر

۴- ثروت های بادآورده و نامشروع

بخش سوم: شاخص های بی عدالتی قضایی

الف) رشوه خواری در دستگاه قضایی

ب) بی توجهی به جرایم بزرگ

ج) توصیه پذیری قضات

د) نداشتن سیاست های پیشگیرانه در جرم و جنایت

** آثار بی عدالتی بر اساس گفتمان امام و رهبری**

بخش اول: آثار بی عدالتی اجتماعی

الف) ضربه به اسلام و نظام اسلامی

ب) تأثیر منفی بر ارزش های جامعه:

۱- عدم دستیابی به تکامل

۲- دوری از فضایل و معنویات

۳- پوچی جامعه

ج) دوری از رحمت خدا و گرفتار آمدن در عذاب او

د) گسترش فساد:

۱- حاکمیت فاسدان

۲- پیشرفت ظلم

۳- نهادینه شدن فساد

۴- از دست رفتن قدرت مبارزه با فساد

هـ) نارضایتی مردم

و) ایجاد حاشیه امن برا ی سوء استفاده کنندگان

ز) نابودی منابع

بخش دوم: آثار بی عدالتی اقتصادی

الف) نابودی اسلام:

۱- نابودی معارف اسلامی و نفوذ کفر

۲- مبارزه با شرع و قانون برای دستیابی به اهداف ناسالم اقتصادی

۳- رواج گناه و فساد

ب) شکست جامعه در عرصه های گوناگون

ج) نفوذ افراد ناصالح در نظام:

۱- نفوذ دنیاطلبان در نظام

۲- فراهم آمدن زمینه نفوذ دشمن در نظام

د) به هدر رفتن منابع:

۱- مصرف نادرست بیت المال

۲- ترویج روحیه اشرافی گری و اسراف

هـ) تعطیلی فعالیت ها:

۱- تعطیلی فعالیت های اقتصادی

۲- توقف پیشرفت کشور

و) گسترش محرومیت:

۱- گسترش فقر

۲- ایجاد شکاف طبقاتی

ز) ایجاد ناامیدی در مردم

ک) سیه روزی بشریت

بخش سوم: آثار بی عدالتی قضایی

الف) گسترش فساد در سایر دستگاه ها

تکمله: کسب آمادگی برای ظهور حضرت

* انقلاب بی شک چشم به راه آنها که می گفتند «بر طاغوت» اند اما در عمل «با طاغوت» رفتند، نخواهد ماند. بیشترین تکیه ی انقلاب بر نیروهای زاییده از انقلاب و پرورش یافته در مهد آن است. ۲۷/۹/۶۳ (پیام به نخستین کنگره دانشجویی شعر و ادب)

* نکته ای که ذکر آنرا مفید می شمرم، آن است که انقلاب برای حرکت سازنده خود در انتظار این و آن نمی ماند. این رهروانند که برای جدا نماندن از قافله ی حیات و کمال باید گردونه ی انقلاب را دریابند و بدان چنگ زنند. ۴/۹/۶۳ (پیام به کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد سعدی شیرازی)

* انتظار فرج یعنی انتظار حاکمیت قرآن و اسلام. شما به آنچه فعلاً جهان در آن قرار دارد، قانع نیستید؛ حتی به همین پیشرفتی هم که با انقلاب اسلامی به دست آوردید قانع نیستند، می خواهید باز هم به حاکمیت قرآن و اسلام نزدیکتر شوید، این انتظار فرج است. انتظار فرج یعنی انتظار گشایش از کار انسانیت. ۲۹/۳/۶۰

* با ملتی که روحیه ی انتظار فرج دارد، هیچ قدرتی یارای مقابله ندارد. امام زمان (عج) کسانی را لازم دارد که در مقابل پدیده های تلخ و دشوار مردد و متزلزل نشوند و عقب ننشینند تا بتوانند با این ها وارد کار عظیمی بشود که قرار است دنیا را متحول کند. یک سیستم قوی نیاز دارد که افراد آن غیر متزلزل باشند، بصیرت نافذ و راسخ داشته باشند که هیچ مشکلی آنان را مردد نکند و امام عزیز ما اینگونه بود. امام زمان (عج) افرادی را لازم دارند آگاه، بصیر، خبیر، متوکل به خدای متعال، توجه کننده به جزئیات و آنگاه فداکار، کاردان در کار اداره جامعه و رزمجو با دشمن. شما هستید که باید خودتان را بسازید تا ان شاء ا… آن عده ی نصاب لازم در اختیار اراده ی خالصی قرار بگیرد. ۶/۲/۶۵ (دیدار با روحانیون شرکت کننده در عملیات والفجر۸)

* برداشت مثبت و صحیح این است که اگر امام زمان خواهد آمد و دنیای پر از عدل و داد درست خواهد کرد، پس ما باید به سهم خود در زمینه سازی در این دنیا کوشش کنیم (اگر دنیا را خورشیدی روشن خواهد کرد، به این معنی نیست که ما تا آمدن آن خورشید نورانی در تاریکی بنشینیم). امام زمان باید به صورت یک الگو برای مومنین در آید. اگر آن حضرت با کفر می جنگد و برای عدالت زحمت می کشد و مجاهدت می کند، ما هم که مأموم و دنباله رو او هستیم باید برای گسترش عدالت مجاهدت کنیم. ۱۲/۱/۶۷ (در خطبه نماز جمعه)

* دعا کنید. نافله بخوانید. توجه پیدا کنید. متذکر باشید. در شبانه روز یک ساعت را برای خودتان و خدای خودتان قرار بدهید. از کارها و اشتغالات گوناگون خودتان را بیرون بکشید؛ با خدا و اولیای خدا و با ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه و ارواحنا فداه) مأنوس بشوید. با قرآن مأنوس باشید در آن تدبر کنید. ۲۳/۵/۷۰

* خصوصیات شیعه ی اهل بیت و مکتب اهل بیت در چیست؟ این خصوصیات باید در تمام محافل و مجامع و جوامع شیعی ترویج شود. اولش توسل به پروردگار و محو شدن در راه اراده ی پروردگار و بالاتر از همه چیز داشتن معرفت و محبت الهی است. ۸/۱۱/۷۲

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. اصفهانی می‌گه:

    در زمانه ای که نام بردن از احمدی نژاد هزینه دارد، بازگویی واقعیت تاریخی نقش وی در مطرح شدن گفتمان عدالت، دولت اسلامی و خط امام تحسین برانگیز است.
    آفرین بر شما

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق