چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۰۷:۱۰ - ۱۳۹۴/۰۷/۳۰
اصلاحات
جریان شناسی سیاسی احزاب و گروه ها (قسمت دهم)
 دم خروس اصلاحات/ نمونه هایی از هتک ارزش ها و تشویق به گناه در دوران دوم خرداد   

جملات پیش رو یکی از دلایل عمده شکست گفتمان اصلاحات را برای شما بازگو می کند و آن چيزی نیست جز بی توجهی به فضای دینی جامعه ایران. نشریات زنجیره ای در اقدامی هماهنگ دست به چاپ اینگونه مطالب می زدند و علی قول خودشان قصد ایجاد تردید و شک در پایه های اعتقادی جوانان را داشتند، هدفی کاملاً مقدس!!

ندای اصفهان- سرویس سیاسی: مطالبی که پیش رو دارید تنها گوشه ای از صحبت ها و دُر افشانی های! مردان به اصطلاح روشنفکر است که در زمان اصلاحات در ارگان های مختلف، چاپ و به هر نوعی تکرار می شد.

همانطور که در ادامه خواهید دید این سخنان و به اصطلاح شبهات به قدری ابتدایی است که نیازی به جوابگویی ندارد اما هجمه یک اندیشه غربزده را به خوبی نمایان می کند. انتشار این مطالب فقط برای مطلع کردن جامعه دانشجویی و جوانان حال حاضر از این گزافه گویی ها است. آنچه مسلم است بدنه دانشجویی حال حاضر دانشگاه، اطلاع چندانی از زمان اصلاحات و اتفاقات آن دوران ندارد.

دم خروس اصلاحات

در زمانی که دانشجویان دانشگاه تهران به خاطر تجمعی قانونی بر ضد سیاست های خاتمی به کمیته انضباطی فرا خوانده و تعلیق و توبیخ می شدند، این جریان از فضای کاملاً باز سیاسی!! کشور نهایت استفاده را برده و در رسانه های خود به سست کردن و ایجاد شبهه در اعتقادات مشغول بوده است. البته شکل گیری این جریان را باید از قبل از ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی و در زمان هاشمی رفسنجانی جستجو کرد اما گسترش و اوج آن مربوط به زمان خاتمی است. سردمداران این جریان از قضا و به طور کاملاً اتفاقی! تئوریسین های اصلی اصلاحات نیز بوده اند، کسانی چون عبدالکریم سروش و مجتهد شبستری و فعالینی چون رضا خاتمی، عمادالدین باقی، هاشم آقاجری، عوامل نهضت آزادی و… .

دم خروس

جریان اصلاحات از فضای باز مطبوعاتی نه برای بازگو کردن فسادهای مدیریتی و اقتصادی مسئولان و مدیران بلکه برای زیر سوال بردن ولایت خداوند بر بندگان استفاده می کرد. اگر نگاهی به مطبوعات آن دوران بیاندازید، خواهید دید که تعداد افشاگری در زمینه فساد اقتصادی یا مدیریتی و پیگیری یک چنین پرونده هایی در مقایسه با حجم رسانه های آن زمان اصلاحات بسیار کم و ناچیز است. بیشتر روزنامه های توقیف شده به دلایل دینی بسته شده اند تا سیاسی.

پیدایش و رشد چنین طیفی در ایران تازگی ندارد. شما می توانید عین این مطالب را در روزنامه ها و نشریات اول انقلاب نیز پیدا کنید. پس به نظر می رسد که این جریان یک به اصطلاح مرده خفته بوده است که در زمان اصلاحات با بی تدبیری مسئولان امر احساس حیاتی دوباره کرده و به فعالیت خود ادامه داده است. بعد از دوران اصلاحات این جریان غربزده دوباره خاموش شد اما رگه هایی از آن هنوز وجود دارد و به نظر می رسد به دنبال محک زدن فضای کشور است؛ اینکه ببینند، آیا می توانند دوباره سر از لاک خود بیرون آورده و گفته های خود را بازگو کنند یا خیر، که با هوشیاری دانشجویان، مردم و مسئولین جواب خود را گرفته و سر خود را دوباره در لاک فرو خواهند برد.

خاتمی روحانی

این جریان سیر جالبی را طی می کند؛ در اول مخالفت خود را با ولایت فقیه، سیستم حکومتی نظام بیان می کنند، اما در ادامه از این امر فراتر رفته و ولایت ائمه را نیز زیر سؤال می برند و باز در ادامه به کشفیات جدیدی می رسند و متوجه می شوند که حتی خود پیامبر هم ولایت ندارد و این ساخته ذهن ما است! اما کشف آخر آنها بسیار جالب و قابل تأمل است؛ پس از سال ها تحقیق، به این نتیجه می رسند که حتی خود خدا هم ولایتی بر بنده ندارد!! این طیف برای زیر سؤال بردن ولایت فقیه چاره ای جز این کار ندارند، زیرا ولایت فقیه ادامه ولایت خداست که به پیامبر و ائمه واگذار کرده و بعد از آن هم- نه با تمام آن اختیارات- به ولی فقیه می رسد.

البته زیر سؤال بردن عصمت ائمه و پیامبران دیگر ربطی به بحث ولایت فقیه و… ندارد، فقط مبحثی است که قصد سست کردن پایه های اعتقادی یک جامعه را دارد. بازگو کردن این مطلب که قیام عاشورا یک دعوای خانوادگی بین بنی امیه و بنی هاشم بوده است هدفی جز خدشه به اعتقادات یک جامعه شیعی ندارد.

این مباحث را کنار صحبت های مسئولان میز ایران در سازمان سیا و موساد بگذارید که تنها راه عقب نشینی مردم ایران را جدا کردن این ملت از اعتقادات خود می دانند و سالانه طبق آماری که خودشان اعلام می کنند میلیون ها دلار صرف این هدف می کنند تا به این نتیجه برسند.

***

توضیح: این مجموعه نخست توسط عده ای از طلاب جوان و فاضل حوزه علمیه قم گردآوری شد، و به عنوان «ارزش های دینی در چالش های مطبوعاتی» در اختیار معدودی از اعاظم قرار گرفت.

سپس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آن را در بولتن خبری شماره ۲۶۶ خود به طور محدودی تکثیر کرد و در اختیار برخی از فضلای حوزه علمیه قرار داد. سپس مرحوم آیت الله محمدرضا فاکر با تطبیق مستندات آن را در حد گسترده تری چاپ کرد تا همگان بدانند که دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی چگونه تا مغز استخوان فرهنگ دینی ما رسوخ کرده اند.

نمونه هایی از هتک ارزش ها و تشویق به گناه و فحشا

* عبدالکریم سروش، روزنامه ایران، ۲۲ و ۲۳ دی ۷۷

«مفاهیم دینی مانند ذم دنیا، رضا به قضای الهی، و توکل، زهد و… مناسب با دوران تاسیس یک نهضت و انقلاب می باشد (چون لازمه انقلاب بریدن از دنیا و ازخودگذشتگی است)، اما برای دوران ثبات کارایی ندارد.»

* فولادوند، کیان، ش۴۵، ص ۴۹- ۴۸، بهمن ۷۷

«بی اعتنایی نسبت به همه ارزش ها چاره رفع تعارضات یک جامعه تکثرگرای فرهنگی است. همچنانکه امروز در خارج از کشور روابط بیرون از محدوده زناشویی و همجنس بازی امری روا شمرده می شود و کسی معترض آن نمی گردد. اینها امور خصوصی افراد است.»

* مجید محمدی، آبان، ش۸۲، ص۵، ۱۲/۴/۷۸

«شادی و اسباب آن حدّ و حدود شرعی و قانونی ندارد. شادی –هر نوع آن- نه تنها ضد ارزش نیست بلکه خود یک ارزش است.

* محمدرضا نیکفر، نگاه نو، ش ۳۶، ص ۴۱-۸۸، بهار ۷۷

«اباحه گری جزو لاینفک جامعه مدنی است. جامعه ما با مشکل کمبود قطار شادی، آوازخوانی، دست افشانی و نواختن موسیقی رو به رو است. کمبود کسانی که سیرک راه بیندازند، آوازی بخوانند، سازی بنوازند و دست بر افشانند.»

* محسن کدیور، صبح امروز، ص۶، ۱۱/۱۱/۷۸

«امام صادق امنیت و رفاه و عدالت را نیازهای اولیه انسان و از مقومات یک جامعه موفق دانستند و دینداری و پایبندی به ارزش ها را نیاز ثانویه او می داند و آن را نیاز عام مردم نمی شمرد.»

* نوشین احمدی خراسانی، جامعه سالم، ش ۲۹، ص ۶۹، تیر ۷۷

«پس از روی کار آمدن پهلویان، نرمه نسیم آزادی در شریان خفته ایرانیان دمیده شد. لکن هنوز علم و معرفت عبارت بود از رمالی، دعانویسی، آداب طهارت، جن گیری، آداب زیارت و…»

* عبدالکریم سروش، نشاط، ص۶، ۱۲/۳/۷۸

«فرهنگ شهادت خشونت آفرین است. اگر کشته شدن آسان شد کشتن هم آسان می شود، روایت هم داریم که؛ من هانت علیه نفسه فلاتأمن شره»

* اکبر گنجی، صبح امروز، ص ۱۲، ۸/۳/۷۸

«مگر چند نفر از شهدا را می توان به عنوان شهید به مفهوم عرفانی آن نام برد؟»

* مجید محمدی، آبان، ش ۱۰۰، ص ۳، ۱۵/۱۱/۷۸

«ارزش ها ملاک و سخنگوی مشخصی ندارد و آنچه به عنوان ارزش عام به جامعه قالب شده است همانا تصویر ذهنی ناکجا آباد افرادی خاص است. هر کس خودش باید ارزش هایش را درک کرده و زندگی را بر اساس آن پایه ریزی کند.»

* رحمت الله صادقی، خرداد، ص۶، ۳۱/۴، ۳/۵/۷۸

«ارزش مطلق نداریم. زیرا ارزش ها زاییده پویایی جوامع بشری بوده اند. و آنچه زاییده ایدئولوژی های ناکجا آباد باشد دروغین و حاصل آرمان های بیمار است. جهانگیرترین ارزش ها آنانی هستند که در ارضای نیازهای فیزیولوژک بشر منها می شوند نه دین و فرهنگ و اخلاق و…»

* مترجم: ؟، صبح امروز، ص ۸، ۱۲/۸/۷۸

«دامنه «تساهل» امور جنسی و همجنس بازی را نیز فرا می گیرد. این امور مردود است ولی نباید ممنوع باشد.»

* محسن صالحی، آبان، ص ۷، ۳/۲/۷۹

«مراد از مقدسات، ارزش های ثابتی است که با جنبه ثابت انسان یعنی فطرت او سر و کار دارند چون آزادی، علم، برابری، صداقت، شجاعت… و لذا بین همه ادیان مشترکند. اما تمام روش هایی که انبیاء برای رسیدن به این اهداف پیشنهاد داده اند یا اجرا کرده اند متغییر است و هرگز جزء مقدمات نیست و نمی تواند از جانب خدا آمده باشد زیرا ناظر به شرایط خاص زمانی و مکانی است. متاسفانه در طول تاریخ از همین مقدسات در جهت تفرقه استفاده شده است و به قول شریعتی جانشینان پیامبر به نام زکات، مردم را غارت کردند و به نام جهاد چه جنگ هایی بر پا نمودند.»

* نویسنده: ؟ ،عصر آزادگان ۲/۱/۷۸، از کیهان ۱۶/۲/۸۰

«هیئت های مذهبی منشأ خشونت هستند، و بسیجی ها اعضاء تشکیل دهنده هسته ها می باشند.»

* نوشین احمدی خراسانی، جامعه سالم، تیر ۷۷، از کیهان ۱۶/۲/۸۰

«مظاهر دینی چون حجاب و حیای زن نماد عقب افتادگی است.»

* آروشا ؟ ، ایران جوان، ش ۱۲، ص ۳۸، ۱۳/۳/۷۸

«دختر و پسر به دوستانی از جنس مخالف احتیاج دارند و جدا کردن آنان از یکدیگر اثرات نامطلوبی بر فرد و جامعه دارد و امکان پیشرفت را کم می کند.»

* مجید جعفری هرندی، آبان، ص ۷، ۹/۱۱/۷۸

«حذف صحنه های جنسی و مشروب خواری از فیلم ها هیچ مستند شرعی ندارد: کجای فقه آمده که گفتن و شنیدن اینکه پسری به دختری بگوید «دوستت دارم» حرام است؟ مگر قرآن قضیه لوط را بیان نمی کند؟ پس چرا این صحنه ها از فیلم ها حذف می شوند؟»

* محسن کدیور، راه نو، ش ۲۰، ص ۶-۹، ۱۴/۶/۷۷

«بخش بزرگی از دستاوردهای تمدن بشری مدیون رفتارهای شرورانه انسان هاست. مثلا اگر دزدی نبود صنعت قفل سازی که مادر بسیاری از صنایع است رشد نمی کرد. درب، پنجره، قفل، اسناد مالکیت، فنون انگشت نگاری، دوربین های مخفی، دزدگیرها، دادگاه ها، مدرسه های تربیت پلیس و… همه مرهون دزدان است. حال بر فرض که ما می توانستیم همه دزدها را اعدام کنیم، در حقیقت جلو رشد این همه فنون و صنایع و هنر را گرفته بودیم و بیکاری را به دنیا هدیه می کردیم.»

* سیروس الوند، گزارش فیلم، ش۱۵۴، ص ۳۵، ۱/۵/۷۹

«امروز عشق حلقه مفقوده سینمای ایران است. در این ۲۰ سال فقط در چارچوب قانون و اخلاق به مساله عشق توجه شده است. از جذابیت های دیگر عشق عاشق شدن است نه عاشق بودن. مرحله قبل از ازدواج به لحاظ نمایشی جاذبه دراماتیک دارد. وقتی وصل ممکن نمی شود خیانتی اتفاق می افتد یا تصور خیانت پیش می آید، این دراماتیزه می شود. وگرنه زندگی زن و شوهری که اصلا جذابیت نمایشی ندارد.»

* نویسنده: ؟ ، پیام امروز، ش ۴۱، ص۷۹، مهر ۷۹

«گوگوش روح ایران واقعی را نشان می دهد. درواقع یکی از عوامل تعیین کننده در تداوم محبوبیت گوگوش، عشق و علاقه همین نسل جوانی است که در آن روزگار که گوگوش آخرین برنامه خود را روی صحنه اجرا کرد حتی به دنیا نیامده بودند.»

* اکبر گنجی، صبح امروز، ص ۱۲، ۸/۳/۷۸

«رواج فساد و فحشا تاثیر در قدرت دفاع و جنگ آوری ندارد. مگر عراقی ها هشت سال با ما و ده سال با آمریکا نجنگیدند؟ مگر پسر جرج بوش در جنگ کشته نشد؟ با اینکه کاباره ها و شراب فروشی ها برای همه آنان آماده بود.»

* جهانبخش محبی نیا، آفتاب امروز، ص۷، ۳/۷/۸۷

«در بعد مسائل فرهنگی سه مشکل هست که حوزویان باید آن را حل کنند، یکی موسیقی به نحوی که انسان به راحتی بتواند دکمه ضبط را روشن کند، و یکی هم رقص، و دیگری ماهواره به نحوی که در فیلم ها در نگاه به زنان از زانو به بالا عریان دچار مشکل نشویم.»

* حسین کاجی، دنیای سخن، ش ۸۰، ص ۶۲-۶۷، مرداد ۷۷

«راه حل مشکلات جامعه کنونی ایران در تبیعت از مدرنیسم است که بهره برداری از تنعمات مادی، شهرت طلبی، قدرت طلبی، خودخواهی و سودجویی را کمال می بیند، همان خصائصی که در جامعه دینی ما گناه شمرده می شود.»

* ناصر ایرانی، ایران فردا، ش ۶۶، ص ۳۰، ۲۲/۱۰/۷۸

«حاکمیت در ایران به تصویر کشیدن رابطه عاشقانه بین دو انسان را – ولو زن و شوهر باشند – گناه آلود می داند، درحالیکه رمانِ بی عشق، زمستانِ بی بهار است، بهار بی سبزه و بی درخت است، درخت بی گل و بی میوه و بی سایه است.»

نمونه هائی از تعرض به فقه، فقهاء و مراجع تقلید

* عادل سعیدپور، کیان، ش۴۹، ص ۳۷، مهر- آذر ۸۷

«یکی از مرجحات در فقه مخالفت با آرای اهل سنت است و همین روحیه در فقه شیعه باعث انسداد اجتهاد شده است، در حالی که اختلاف شیعه و سنی تنها بر مساله کلامی امامت بود نه نه در باب مسئل فقهی.»

* عبدالکریم سروش، کیان، ش ۲۵، ص ۳۱-۳۲، بهمن و اسفند ۷۷

«فقه امروز بر پایه اخباری گری است. و اصولیین ما هم خود اخباریند. فقه ما درست شبیه طبیعیات گذشته است و ذخایرش به انتها رسیده است.»

* محمدرضا نیکفر، نگاه نو، ش ۳۶، ص ۶۸، بهار ۷۷

«فقه سنتی هرگز نمی تواند به جامعه مدنی و مدرن رهنمود شود، و با رواداری و جوانی کردن و شادی ناسازگار است.»

* عبدالکریم سروش، کیان، ش۴۵، ص۳۲-۴۱، بهمن و اسفند ۷۷

«محال است فقهی داشته باشیم که جامع دنیا و آخرت باشد، زیرا اگر دنیوی باشد همه اش عقلانی و عرفی می شود (و دایم در تغییر است) و اگر اخروی باشد همه اش رازآلود می شود و نمی تواند مدیریت عقلانی دنیایی را عهده دار شود.»

* سعید امیر ارسلانی، خرداد، ص ۱۲، ۹/۱۰/۷۷

«موسیقی مبتذل نداریم، شأن موسیقی اجل از این حرف ها است.

* علیرضا دست افشان، آبان، ش ۴۳، ص ۴، ۲۸/۶/۷۸

«به جرأت می توان گفت حقوق بشر می تواند معیار و محکی مناسب برای صحت احکام شرعی باشد.»

* عبدالکریم سروش، صبح امروز، ص ۶، ۱۶/۶۷۸

«در تعارض تکالیف دینی، حقوق بشر مقدم است.»

* محمد مجتهد شبستری، کیان، ش ۴۵، ص۶، ۱۰/۷/۷۸

«آنچه در صدر اسلام بوده باید با قوانین امروز حقوق بشر سنجیده شود.»

* فرهاد بهبهانی، آبان، ش ۹۵، ص۶، ۱۰/۷/۷۸

«حکم «ساب النبی و الائمه» قتل نیست، بلکه باید تحمل کرد، مقابله به مثل هم نکرد.»

* نازنین السادات جوزی، روزنامه زن، ص ۶، ۹/۸/۷۸

«تمام انواع موسیقی اثر درمانی دارد، هرکس می تواند با استفاده از موسیقی پزشک خود باشد.»

* ابوالفضل موسویان، پیام هامون، خرداد ۷۷

«حکم حرمت چاپ و فروش کتب ضاله در زمان حال بی معنی است.»

نمونه هایی از تعرض به حکم حجاب و احکام فقهی بانوان

* مهرانگیز کار، پیام هامون، ش ۱۳، ص ۴-۵، ۱۰/۱۲/۷۷

«بسیاری از قوانین فقهی بین زن و مرد تبعیض قائل شده است و ضرورت دارد ایران هم به کنوانسیون بین المللی حقوق زنان که خواهان تساوی همه جانبه زن و مرد است بپیوندد.»

* مهرانگیز کار، آبان، شماره ۱۰۷، ص ۶-۸، ۴/۱۰۷۸

«قوانین ناظر بر سن بلوغ دختران، مسئولیت کیفری دختران نه ساله و دیه زن مسلمان و غیر مسلمان حق حیات زنان را متزلزل کرده، و نمونه هایی از نقض حقوق شهروندی است که شهروند ایرانی را با احساس ناامنی قرین ساخته است.»

* مصطفی ملکیان، ماهنامه زنان، ش۶۴، ص ۳۵-۳۶، خرداد ۷۹

«آنچه وضع زنان را به اینجا کشانده، غفلت از روند حرکت اسلام بوده است. پیامبر برای بهبود وضع زنان روندی را آغاز کرد که طی ۲۳ سال حیات ایشان ادامه یافت، ولی بعضی از فقهای ما این روند رو به جلو را فراموش کردند و به آخرین امضائات پیامبر در مورد زنان استناد می کنند، می گویند تا صبح قیامت بر اساس کاری که پیامبر کرده عمل می کنیم. این درست مثل آن است که یک کارفرما هر ساله حقوق کارگران را مقداری بالا ببرد و بعد که می میرد یک دسته از وارثین قائل شوند که ما… به آخرین حقوق زمان پدرمان تمسک می کنیم، و مسلم است آنهایی که روند رفتار پدر را در نظر گرفته اند به پدر وفادار ترند.»

* مهرانگیز کار، ماهنامه زنان، ش ۴۲، ص ۸، تیر۷۷

«زن و مرد از حقوق مساوی برخوردارند، و اجازه زن از مرد در امور خود پایگاه شرعی و قانونی ندارد.»

* ی-ص، صبح خانواده، ۲۴-۲۵ تیر ۷۷

«مهریه ها را هر چقدر می توانید بالا بگیرید تا آمار طلاق پایین بیاید، اگر با هم زندگی کردند که خوب، زن می بخشد تا از عذاب قبر نجات پیدا کند، و اگر مرد او را اذیت کند مهریه زیاد مانع طلاق است. اگر پسری دختری را می خواهد باید برایش ارزش قائل باشد، فرهنگ ما این است که هر گرانی بی حکمت نیست و هر ارزانی بی علت نیست.»

نمونه هایی از دعوت به پلورالیسم دینی و فرهنگی

* عباس نصر، آبان، ش ۷۷، ص۴، ۴/۸/۷۸

«حق و باطل نسبی است و حق مطلق فقط خداست. اگر حق نسبی نبود نباید با باطل مشتبه می شد.»

* نویسنده: ؟ ، آبان، ش ۱۱۵، ص۴، ۳۰/۱۱/۷۸

«اینکه همه ادیان جز یک دین را باطل بدانیم، چنانچه راسل گفت بدعت علمای دینی اسرائیل است، سنت گرایان [شیعه] نیز پا را فراتر نهاده نه تنها غیر مسلمین را گمراه می دانند تحمل برادران سنی را نیز ندارند، در حالی که راه ها بسوی خدا به عدد انفس خلایق است. گاندی هم می گوید تمام مذاهب بر حق است، و تمام مذاهب هم دچار نقص و کمبود هستند.»

* عمادالدین باقی، خرداد، ص ۶، ۱۹/۸/۷۸

«آیات قرآن صریحا «عیسی به دین خود، موسی به دین خود» را تایید می کند. و هرگز اهل کتاب یا حتی کافران و مشرکان را طرد نمی کند.»

* نویسنده: ؟ ، خرداد، ص ۶، ۲۰/۸/۷۸

«پیامبر از اهل کتاب توقع نداشت و نمی خواست که اسلام بیاورند؛ «قل یا اهل الکتاب لستم علی شیء حتی تقیموا التوراه و الانجیل» مائده/۶۸، از آنها اقامه کتاب آسمانی خودشان را می طلبید.»

* نویسنده: ؟ ، خرداد، ص ۶، ۳۰/۸/۷۸

«قرآن عقیده انحصاری بودن رستگاری به پیروان یک آئین خاص را مورد نقد قرار می دهد، و بر امکان رستگاری پیروان ادیان مختلف تاکید می کند. معیار رستگاری از نظر قرآن عام و برون آیینی است، و آن ملاک های معنوی و اخلاقی اند که می تواند به صورت جهانی و در همه ادیان یافت شود.»

* نویسنده: ؟ ، خرداد، ص ۶، ۲۲/۸/۷۸

«قرآن بالصراحه یهود را به تورات ارجاع می دهد و از مراجعه آنها به پیامبر انتقاد می کند(!) و تورات را هدایت و نور معرفی می نماید. عیسی و انجیل را تایید می کند و انتظار پیامبر هم از یهود و مسیح عمل به تورات و انجیل بوده است نه قرآن.»

* فتح الله محشایی، توس، ص ۶، ۳/۵/۷۷

«همه ادیان آسمانی حقانیت بالفعل دارند. اختلاف شرایع به خاطر تفاوت اوضاع جغرافیایی و شرایط زیست و معاش است که لازمه همیشگی زندگی در این طبیعت است پس اختلاف شرایع هم همیشگی است. در قرآن هم چند آیه هست که از این حیث قابل ملاحظه است «وجعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا – و لکل امه جعلنا مناسکا- و لکل قوم هاد– لکم دینکم ولی دین»(!)

* عمادالدین باقی، پیام، ص ۲۸-۵۳ ،شهریور ۷۷

«پلورالیزم دینی یک آموزه دینی و برخاسته از متن احادیث ماست.(!) این طور نیست که ما فقط ده قطب ایمان و کفر داشته باشیم.»

* حسن اکبری بیرق، توسعه، ص ۸، ۴/۶/۷۷

«قرآن نیز با پلورالیزم دینی موافق است و آیات زیادی از قرآن دلالت بر حقانیت پلورالیزم دارد.(!)»

* عبدالکریم سروش، آبان، ش۶۲، ص ۸، ۲۲/۱۱/۷۷

«کثرت گرایی و پلورالیزم خواست خداوند است؛ او خود مذاهب گوناگون، مردم گوناگون و طبیعت متکثر خلق کرده است.»

* حمید باشی، کیان، ش ۴۵، ص ۱۲۷-۱۳۵، بهمن و اسفند۷۷

«نسبیت گرایی فرهنگی معبر مبارکی است که اگر ملتی وارد آن شود جهانی خواهد یافت که عرش و فرش آن را رنگین کمانی از  عمل مردمان به هم وصل کرده است. در چنین دنیایی اولویت با فضیلت «فرهیخته زیستن» است نه با فریضه «عقیده و جهاد»* و کسی گستاخی هدایت این انسان را به راه راست! به خود نخواهد داد؛ زیرا راه راست در انحصار هیچ مکتب و مسلک و مذهبی نیست. و کسی برای هدایت این انسان فرهیخته رسالتی برای خود قائل نخواهد بود. او سفاهت ذاتی ندارد و کودک و کودن و محجور نیست.
(*جمله «انّ الحیوه عقیده و جهاد» منسوب به امام حسین علیه السلام است.)

نمونه هایی از ترجیح دمکراسی غربی بر اسلام و تشیع

* عبدالکریم سروش، جهان اندیشه، ش ۲، ص ۴۰-۴۲، کیان ۷۹

«رضایت مردم بر قانون سکولار هم قانونساز و الزام آور است. وقتی احکام دین در جامعه نافذ و قانونیت دارند که مردم بر سر آن توافق کنند و الا نه. در یک جامعه مدنی مردم ملزم به رعایت قوانینند نه ملزم به رعایت احکام اجتماعی و قانون ناشده‌ی شرع.»

* باقر پرهام، راه نو،‌ ش ۱۴، ص ۱۸، ۳/۵/۷۷

«دوران مدرن دوران حکومت و رهبری عقل است. و دین باید به عرصه زندگی خصوصی بازگردد. رهبری ائمه و پیامبر هم به خاطر آن بود که هنوز مردم آن زمان عقل را مرجع استناد خود قرار نداده بودند.»

* صانعی، صبح امروز، ص۳، ۱۰/۹/۷۸

«در تشخیص مصالح عامه و تصمیم گیری در مورد آن پیامبر اسلام هم مأمور به تبعیت از آرای اکثریت بود و آیات مشورت بیانگر این مدعاست.»

* اکبر گنجی، صبح امروز، ص ۱۲، ۱۰/۹/۷۸

«هر آنچه افکار عمومی مخالف آن باشد نامشروع است. حتی قاضی اگر حکمی بدهد که خلاف افکار عمومی باشد نامشروع است.»

* محسن سازگارا، فتح، ص ۸، ۲۷/۱۰/۷۸

«مفهوم خودی و غیر خودی بر اساس دین و مذهب باید برداشته شود و به جای آن خودی و غیر خودی بر اساس حقوق بشر نهاده شود؛ تحقق دموکراسی متوقف بر این تحولات است.»

* عزت الله سحابی، خرداد، ص ۵، ۶/۸/۷۸

«به گفته‌ی امام علی(ع) هر شیوه حکومتی که مردم بر آن تفاهم کنند همان مورد رضای خداوند است[!] و تفاهم دینی و غیر دینی معنا ندارد.»

* محمدباقر ذاکری، آریا، ص ۲، ‌۱۸/۱/۷۹

«باید به خواست مردم احترام گذاشت حتی اگر غیر مشروع باشد، یا حداقل باید آن را تحمل کرد تا زمانی که از انتظارهای خود برگردند.»

* محمد مجتهد شبستری، بعثت، ش ۹۳۵، ص ۱و۷و۸

«دموکراسی فرادینی و مقدم بر دین است. نباید در آرا و اعتقادات مردم دخالت نمود.»

نمونه هایی از متهم کردن حکومت دینی به استبداد

* حکومت دینی باعث کم رنگ شدن دین مردم می شود. زیرا شکل تحمیلی دین بر مردم باعث رنجیده شدن آنان از اصل دین می گردد. حاکمان فقط بر جنبه فقهی دین تأکید کرده اند و از جنبه‌ی تعقلی آن غفلت نموده اند.

* اندیشه آرمان شهری گری (یعنی حکومت دینی) به جامعه ای می اندیشد که در آن گناه نباشد و همه‌ی انسانها یکنواخت شوند- همانند یک کارخانه جوجه کشی که همه مرغ ها را یک رنگ و یکسان تحویل می دهد- و این خلاف سنت الهی و سیر طبیعی تاریخ است. نظام اجتماعی قدرتمند، آن است که هم گانگستر تولید کند هم راهبه.

* اگر حکومت از بالا مشروعیت خود را تأمین کند به راحتی می تواند با دیکتاتوری جمع شود؛ زیرا چنین حکومتی به راحتی و بدون اجازه مردم می تواند در جان و مال آنها تصرف کند.

نمونه هایی از تعرض به قانون اساسی

* قانون اساسی ما پشتوانه علمی ندارد زیرا تدوین کنندگان آن با حقوق اساسی آشنایی نداشته اند.

* حقوق بشر، هم بر دین مقدم است هم بر قانون اساسی.

نمونه هایی از تعرض به ولایت فقیه

* مردم به دو دلیل حاکمیت فقه و فقها را نخواهند پذیرفت:

الف) مباینت حکومت فقهی با روح تعالیم وحیانی؛

ب) ضدیت آن با ارزش های اساسی؛ نظیر آزادی، عدالت، حقیقت و بیگانگی اش با مقتضیات زمان.

* ولایت فقیه تقدیم خرد فردی بر خرد جمعی است؛ یعنی خودکامگی. یعنی انسان را فوق انسان کردن.

* نفی خطوط قرمز و انکار فصل الخطاب ها ضروری است. خطوط قرمز باید پاک شود.

* امروز زرتشت و اوستا متعلق به تمام بشریت است. اگر بزرگان ما بتوانند به آمیزه ای از آیین زرتشتی و دین مبین اسلام دست یابند و عمل کنند باز همان ملتی خواهیم بود که در پهنه‌ی سرزمین هخامنشیان بوده ایم. با نتیجه گیری از دو دین بزرگ زرتشت و اسلام می توانیم تمدنی را معماری کنیم که جوابگوی تمام تمدن های مدعی امروز باشد. آیین زرتشت امروز می تواند جوابگوی بسیاری از مشکلات تمدن های امروز بشر باشد. بیایید به آیین اولیه‌ی خود «زرتشت» افتخار کنیم و در احیای دوباره آن بکوشیم. آیین زرتشت آیین ایرانیان است؛ به او ببالیم تا سرفراز شویم.

* آنچه در صدر اسلام بوده باید با قوانین امروز حقوق بشر سنجیده شود[!]

* کار اساسی پیامبر آن بود که اعراب را دچار بحران هویت نمود و آنها را هویت نو بخشید. امروز نیز تمدن متجدد غرب ما مسلمانان را دچار بحران هویت نموده و دین توان رویارویی با تمدن جدید غربی را ندارد. تنها منجی، عقلانیت مستقل است.

نمونه هایی از انکار حجیت قول معصوم

* در حیطه ولایت باطنی رابطه مرید و مرادی برقرار است. اما در حیطه ولایت سیاسی حتی ائمه هم وجوب اطاعت ندارند چه برسد به فقیه. مردم می توانند بر امام معصوم هم خرده بگیرند، انتقاد کنند و در جایی فرمانش را اطاعت نکنند.

* معصومین (ع) فقط در کلیات و اصول اسوه اند نه در فروع و جزئیات.

* اینکه ما بگوییم چون علی(ع) در رفتار با خوارج فلان جور عمل کرد پس ما هم همین طور [باید عمل کنیم]، این اجتهاد ناروشمند است[!] این جور تمسک به فعل معصوم یا قول او درست نیست. زیرا گرچه علی اسوه است و اسوه عدالت هم هست، ولی او اسوه عدالت در زمان خود بود نه اسوه عدالت در زمان ما. ما هیچ اسوه‌ی فراتاریخی برای عدالت نداریم.

* حقیقت ثابت نداریم؛ حتی در دست انبیاء و معصومین هم حقیقت ثابتی نبوده که بتوانند آن را برای همه ازمنه و امکنه دیکته کنند.

* چه دلیلی در دست است که آنچه از آداب اجتماعی و معیشتی که پیامبر در زمان خود امضا کرده است بهترین باشد؟ همانطور که تقویم قمری که پیامبر از آن استفاده کرده بهترین نیست.

* در مسائل حکومت و سیاست فعل و قول معصوم حجت نیست. زیرا این قبیل احکام تاریخی و زمانیند.

نمونه هایی از انکار عصمت انبیا و ائمه

* آدم ها و حتی معصومین(ع) خود به خود، بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند.

* به نظر من مردسالاری در پیروان ادیان- و از جمله میان ما مسلمانان- تا حد فراوانی به سبب آن است که بنیانگذاران ادیان و مذاهب چه در مقام تلقی از عالم واقع و چه در مقام ابلاغ تلقی شان از عالم واقع به مخاطبان خود، تحت تأثیر فرهنگ زمانه‌ خود بوده اند.

* طیف ملی مذهبی برای افراد مقام مقدس قائل نیست. تنها خداوند مقدس است. حتی پیامبر و امام علی (ع) هم خود را از انتقاد و نقد مصون نمی دانستند.

* تاریخ زندگی بشر نشان می دهد جز پیامبران رسل که سفیر اراده خداوند روی زمین بودند، هیچ انسان دیگری را نمی توان یافت که فاقد نقاط ضغف و یا فاقد اشتباه و خطا باشد. آیه قرآن هم می گوید: «ان الانسان لفی خسر» همه انسان ها همواره در زیان و خسرانند.

نمونه هایی از انکار وحی الهی به انبیا

* وحی امری تجربی است نه امری گزاره ای. وحی یافتنی است. پیامبر هم وحی را تجربه کرد و یافت. قرآن هم می گوید تو وحی را تلقی کردی[!] و از مخاطبان خود نیز خواسته که وحی را تلقی کنند. اگر دیگران وحی را صرف گزاره های قرآنی بدانند وحی بودن قرآن بر آنها معلوم نشده است.

* از بالا آمدن وحی یک تعبیر نمادین است. و الا در زبان قرآن آهن نیز از آسمان نازل شده است (در حالی که همه می دانیم از همین طبیعت پدید می آید) قرآن هم تجربه وحیانی پیامبر و دریافت او از غیب هستی خویش است. و بالطبع شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه در آن تأثیر داشته و لذا قرآن زبان ویژه فراجناحی و فراتاریخی ندارد.

* باید گوهر دین را از صدف دین جدا کرد. اگر وحی را فرود آمدن مجموعه ای از گزاره ها و معلومات مشخص که عقاید و ارزش های ما را شکل می دهد بدانیم نه تجربه‌ی معنوی، هرگز تشکیل جامعه دموکراتیک مقدور نخواهد بود. [!]

نمونه هایی از انکار رهبری الهی امامان

* در حیطه ولایت باطنی رابطه مرید و مرادی برقرار است. اما در حیطه ولایت سیاسی حتی ائمه هم وجوب اطاعت ندارند چه برسد به فقیه. مردم می توانند بر امام معصوم هم خرده بگیرند، انتقاد کنند و در جایی فرمانش را اطاعت نکنند.

* ولایت منحصر در شخص نبی اکرم است. و با رفتن او ولایت نیز خاتمه می یابد. او خاتم نبوت و خاتم ولایت بود. ولایت پیامبر بعد از او به کسی منتقل نشده است.

* باید تأسف خورد که همان منطق اموی که برای جدا کردن امر حکومت از اراده مردم و در مقابل منطق علوی شکل گرفت امروز به عنوان تفکر شیعی علوی تبلیغ می شود. امروز عده ای به نام شیعه مدعی می شوند که حاکم مسلمانان از طرف خداوند منصوب می شود و نقش مردم کشف است. این منطق اموی است نه علوی.

نمونه هایی از انکار رهبری الهی پیامبران

* نظریه حکومت اختصاصی تفویض شده از طرف خداوند به انبیا دلیل قابل دفاع ندارد. نمی شود خدا انسان را آزاد آفریده و حاکم بر سرنوشت خود کرده باشد و از سوی دیگر به عده ای حق حاکمیت بر انسان ها را بدهد. این دو مسأله با هم ناهماهنگ اند. انسان مختار است.

* پیامبران منصوب خدا برای رهبری و زمامداری جامعه نیستند، بلکه مأمور بیان حقایق و دعوت مردم به خردورزی، آزادی و پیروی از روش های الهی در زندگی فردی و اجتماعی خویشند. ناگفته نماند که پیامبر به مثابه‌ی یک نظریه پرداز اجتماعی از وحی بهره می گرفت و مردم مدینه او را داور و سرپرست خود قرار دادند.

* قرآن تعیین حاکم و تأسیس حکومت را به مردم سپرده است و هرجا سخن از قدرت سیاسی به میان آورده آن را به جمع و جامعه اسناد می دهد و حتی اجرای قدرت و اعمال آن را نیز وظیفه مردم می داند. جاهدوا، فاجلدو، فاقطعوا، اقیموا الشهاده …

* حق اطاعت شدن مشروط به پذیرش مطیع است[!] و تا او نپذیرد برای کسی حق طاعتی خلق نمی شود. پس پذیرش اطاعت علت موجده‌ی حق اطاعت شدن است.

نمونه هایی از هتک حرمت نسبت به رسول اکرم

* اینکه پیامبر را «ابوالقاسم» لقب داده اند نه «ابو فاطمه» حاکی از غلبه فرهنگ جاهلی مردسالاری است.

* امروز بحث خط قرمز در جامعه‌ی ما به جاهای شرک آلودی کشیده شده است. از آن جمله بحث اطاعت محض و تبعیت مطلق است. در حالی که آقایان می دانند که از رسول الله هم اطاعت محض نداریم. در صدر اسلام وقتی پیامبر چیزی می گفت از او سؤال می کردند که آیا وحی است یا نظر خودتان. اگر می فرمود نظر خودم است آنها هم نظرشان را می گفتند.

* گفتگوی تمدن ها فراتر از اعتقادات و ارزش هاست. موضوع آن انسانیت انسان است؛ فارغ از هر دین و آیین. به خلاف زمان پیامبر که به صورت تقلید محض و ناخودآگاه از آداب و سنن مستقر بوده است.

نمونه هایی از هتک حرمت نسبت به خداوند متعال

* برای پرورش یک تجربه معنوی نیاز به اعتقاد به یک خدای ماورای طبیعی نداریم؛ خلقت ما چنان است که با فقدان یک تجربه معنوی منبع دیگری را جایگزین می کند. موسیقی، ورزش و حتی بازی های کامپیوتری می توانند تبدیل به مذهب ملی همه‌ی گروه ها شوند. و اینها بی شباهت به اسطوره های کهن ادیان نیز نیستند.

* اثبات حق حاکمیت به معنای حقوقی آن برای خدا اشکالات فراوان دارد[!]

برچسب‌ها: , , , , , , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق