دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۱۵:۰۱ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۳
محمود فروزبخش
روایت آب های فتح نشده؛
 رسانه های کوچک و چالش اقتدار برای رسانه عظیم ملی   

بزرگترین خصلت قایق تندرو همان کم هزینه بودن، سریع، کوچک و غیرمنتظره بودن است. قایق های تندرو همان رسانه های دیجیتال هستند، همان سایت هایی که با کمترین هزینه احداث می کنیم و پیام خود را به مخاطب می رسانیم. اگر تعداد نامحدود باشد آسیب پذیری ناو بسیار بالاست و ابهت صداوسیما با تمام عرض و طولش فرو خواهد ریخت...

ندای اصفهان- محمود فروزبخش (کارشناس رسانه)/

اول اجازه آن که:«این تفصیر من را بپذیریم و در این نوشتار واژگانی چون مدرن، تجدد یا سنت را با تساهل تسامحی ویژه بپذیرید».

عابری منفعل را تصور کنید که از جاده ی امروز می گذرد. از طرفی بر او گزاره ها و تولیدات مدرن، مدرنیسم و تجدد می بارد. و از طرفی دیگر بر او گزاره ها و باورهای سنتی می بارد. با توجه به دنیای امروز با توجه به اینکه می دانیم عابر مورد نظر ما منفعل ذهنی است، گرایش او را به کدام سمت می دانید؟ کشش و تمایل آن عابر در چنین شرایط قطعاً به سمت دنیای مدرن است؛ بر این ادعا سه دلیل وجود دارد.

اول «کمیت» حاکم است؛ حجم عظیمی از تولیدات رسانه ای و اندیشه ای دنیای غرب خود در اولین نگاه بزرگ ترین عامل تاثیرگذاری می باشد.

دوم بحث «عملیاتی بودن» آموزه های دنیای مدرن است و اینکه این آموزه ها دقیقاً مطابق با نفسانیات انسان بنا شده است. پس ضریب نفوذ تاثیرگذاری بالایی دارند، پس اگر وجود چنین جنگی را بین فرهنگ سنتی و فرهنگ مدرن بپذیریم به طور قطع تسخیر ذهن های منفعل به دست اهل تجدد می باشد. در این میان قائلین به سنت به دو دسته تقسیم می شوند: یا کسانی که درها را بسته و چشم و گوش بسته بر روی باورهای زندگی خود تاکید دارند و دسته دوم کسانی که به قوت و استدلال خاص بر باورهای سنتی رسیده اند و با علم به باورهای دیگر، آنان را نمی پذیرند.

اجازه بدهید یک بار دیگر به طور بسیار ضربتی نگاهی به دنیای امروز داشته باشیم. اینترنت را تصور کنید. «امروز ایران سرعت پایین اینترنت باعث می شود اینترنت به یک رسانه ی نوشتاری و خواندنی تبدیل شود. حال آنکه می دانیم با افزایش سرعت اینترنت، با فضای تصویری هم رو به رو می شویم آن وقت است که هر عقیده ای و هر مرامی می تواند با کمترین هزینه ی ممکن خودش را حتی به صورت پخش مستقیم در اختیار مخاطبین بگذارد. آیا در ایران چنین روزی می رسد؟ و اگر برسد…

اگر برسد ما دیگر یقین داریم که شیوه های قبلی که مبتنی بر محدودیت و فیلتر گسترده بود دیگر جوابگوی نمی باشد. در آن روز شما با یک بمباران اطلاعاتی رو به رو هستید. به نظر نمی رسد با رشد تکنولوژی ارتباطی دیگر محدود کردن رسانه ها تضمین کننده ی بقای تفکرات سنتی باشد. باید شیوه ای دیگر ارائه شود.

مثالی کوچک را در نظر بگیرید: یک فرقه ی صوفیه که در کانادا خانقاهی دارد را تصور کنید؛ آنها برنامه ها و مراسم خود را به طور منظم از اینترنت برای تمام دنیا پخش مستقیم می کنند، در حالی که بزرگ این جمع تحصیلات عالیه دارد و این گروه ریشه و تاریخی عمیق و مریدان فراوان دارد و جلسات خود را بر اصول روانشناسی و جذب مخاطبین پیاده می کند. جوان ایرانی فقط با روشن کردن کامپیوتر، در مقابل چنین مراسمی قرار می گیرد. مراسمی با حرف های جدید برای او و نگرش متفاوت و البته جذاب. چه اتفاقی می افتد؟ فکر می کنید پس از اندکی این گروه چند مخاطب پیدا می کند و چند مرید؟ و یا چند نفر هستند که مستقیم و غیرمستقیم از آن حتی تاثیری اندک گرفته اند؟ آیا دیگر در آن زمان بستن خانقاه ها و مبارزه با مظاهر صوفیه می تواند راهگشا باشد و می تواند جلوی تفکرات ایشان را بگیرد؟ این مثالی از صوفیه بود. حال موسیقی زیرزمینی را تصور کنید و حتی مراسمی از گروه های شیطان پرستی… هراس تنها از پورنوگرافی و مستهجن نگاری نیست و مشکل حتی در سایت های خاص سیاسی نیست؛ فیلتر اگر برداشته شود و بسیار مهم تر از آن سرعت اینترنت به نزدیکی سرعت کشورهایی چون کره برسد، آن وقت اولین جایی که لطمه می خورد صدا و سیماست زیرا دیگر هزاران شبکه ی مستقل و غیرمستقل برای مخاطب ایرانی به فعالیت می پردازند.

در اینجا لازم است از تمثیلی استفاده کنم. حکومت بلامنازع بر آب ها در ید قدرت ناوهای غول پیکر است. هنگامی که یک ناو با تمامی تشکیلات خود در منطقه ای مستقر می شود تمام معادلات را تغییر می دهد. اما ناگهان در جنگ های نامنظم پدیده ای ظهور می کند به نام قایق تندرو و یا حتی مین های دریایی، «ناو» اگرچه «ناو» است و اگرچه می تواند در بسیاری مواقع قایق های کوچک تندرو را تار و مار کند اما برای او هزینه ی بسیار بالایی دارد. حتی حمله ی ناموفق یک قایق هم برای آن ناو یک شکست می تواند باشد چراکه برایش بسیار هزینه دارد و اگر قایق های تندرو تعدادشان نامحدود باشد و حملات هر روز و وقت و بی وقت باشد دیگر اقتدار ناو در آب ها غرق خواهد شد.

صداوسیما با میلیاردها تومان بودجه و هزاران پرسنل چونان ناوی است که بر فضای ذهنی مردم ایران سایه سنگین دارد و می توان گفت تاثیرگذارترین رسانه در عرضه اجتماعی ایران است، در این شکی نداریم اما قایق های تندرو چیست؟

بزرگترین خصلت قایق تندرو همان کم هزینه بودن است، همان سریع، کوچک و غیرمنتظره بودن. قایق های تندرو همان رسانه های دیجیتال هستند همان سایت هایی که من و شما با کمترین هزینه احداث می کنیم و پیام خود را با صرف کمترین هزینه به مخاطب می رسانیم. اگر تعداد نامحدود باشد و حملات بی وقت باشد آسیب پذیری ناو بسیار بالا است و ابهت صدا و سیما با تمام عرض و طولش فرو خواهد ریخت و این خاصیتی است که ماهواره ها نداشتند. زیرا برای عَلَم کردن ماهواره سرمایه ی میلیون دلاری لازم است طبعاً ماهواره بیانگر کثرت عقاید نبود، شبکه های ماهواره ای مخصوص گروه های خاص بود و هرگز نمی توان تنوع سایت ها را با ماهواره ها مقایسه کرد. کثرت استفاده و ارزانی استفاده اینترنت خود بحثی دیگر است، توانایی انتخاب و بحث فزونی بودن: این رسانه جای بسی تفکر دارد.

رسانه های دیجیتال

امروز در ایران تعداد موبایل از تلویزیون ها فراتر رفته است و به ر استی موبایل چیست؟ یک رسانه ی چند منظوره ای که بسته نرم افزاری متغیری به همراه دارد که با خود بار فرهنگی حمل می کند. نمی خواهم اثرگذاری صدا و سیما را منکر شوم به هر حال در بسیاری موارد از جمله (برای مثال) در ایجاد روحیه ای جمعی، صدا و سیما حرف اول را می زند اما کم کم و آهسته آهسته از صحنه تاثیرگذاری کنار خواهد رفت و شاید دیگر رویه های تاکید بر رسانه های عظیم جواب ندهد. وقتی هر کسی در دستش یک رسانه ی کوچک تاثیرگذار است پس به این نتیجه می رسیم که دیگر حذف و گزینش و قیچی و فیلتر جوابگو نخواهد بود. سیلی آمده همه را با خود می برد اینجاست که سوال مطرح می شود چه باید کرد؟

یک راه ارائه شده

یک راه ارائه شده ترویج «تفکر نقادی» است؛ یعنی به جای آنکه فیلتر را در دنیای دیجیتال برقرار کنیم فیلتر را به فضای ذهنی خود انتقال دهیم. تفکر نقادی خود به سان یک صافی است که به هر گزاره ای اجازه ی ورود می دهد. مثالی از خانقاه و صوفیه گفتیم، اگر تفکر نقاد باشد مراسم آن ها را که ببینید بلافاصله چند سوال مطرح می کند و چند اشکال چنانکه ایشان نتوانند سوال ها را جواب دهند، و بدین گونه فضای ذهنی آن گروه صوفیه فیلتر می شود. قبلاً هم عرض شد ذهن منفعل است که تسلیم کثرت اطلاعات می شود و الا ذهن نقاد هر ورودی را نمی پذیرد.

اما ذهن نقاد از کجا می آید و چرا تا به امروز تشکیل نشده است؟ اولین جوابی که به این سوال می توان داد اینکه ذهن نقاد تنها یک گارد دفاعی در مقابل تجدد و غرب نیست، ذهن نقاد اولین گارد را در مقابل گزاره های سنتی می بندد و بلافاصله به باورهای مذهبی جامعه با دید نقد می نگرد. اینجاست که عده ای صلاح نمی دانند چنین دیدی حاکم شود پس تفکر نقاد ترویج نمی شود چون نمی توانیم بگوییم فقط به غرب نقاد باشید، نقاد اگر نقاد باشد جلوی باورهای سنتی را هم فیلتر می بندد.

عده ای برای عموم جامعه تفکر نقاد را تجویز نمی کنند و از آن پرهیز دارند اما آنان نمی دانند ذهنی که نقاد نباشد روی به انفعال دارد و منفعل ها در برابر کمیت و ریزش فرهنگی دنیای مدرن تسلیم می شوند پس دوری از تفکر نقادی خود به معنای نابودی تفکر سنتی و حتی تفکر مذهبی است.

اینکه می گویم محدودیت سرعت و فیلتر کافی نست یک بحث حقوقی نیست، درباره ی قوانین موجود در ایران و وضعیت آزادی بیان نظری دارم که یک بحث درونی و فردی است. قصد تعیین تکلیف برای حکومت نداریم بحث ما مبنی بر نگاهی دوباره به خویشتن در مختصات جدید است. اینکه می گوییم این شیوه های قدیمی جواب نمی دهد منظور این است که برای یک فرد جوابگو نیست و تا نقادی نباشد پیروزی از آن «همه صدایی» همه جایی و تراکم رسانه ها است در این هیچ شکی نیست. تفکر نقاد از کثرت اطلاعات نمی ترسد، بسیاری از آنان را خود حذف می کند و گزاره های سنتی را نیز تصفیه می کند (البته قبول دارم که این یک دید مکانیکی به انسان است و الا تکرار و کمیت خود اثری مستقل بر روی روان دارد که اندیشه را جهت می دهد).

تفکر نقاد اگرچه از لحاظ سخت افزاری بحث سنگینی نیست اما احتیاج به یک برنامه ریزی درازمدت در مباحث آموزش و پرورش دارد که تعقل، منطق و استدلال را در سنین پایین رشد دهد. نظام آموزشی مبتنی بر حفظیات کمکی به ما نمی کند. نظام آموزشی که مهارت زندگی یاد می دهد جوابگو نیست، تاکید باید بر تفکر و اندیشه باشد در غیر این صورت ما جوانانمان را برای آن ها آماده و مجهز کرده ایم، این یک حقیقت تلخ است.

اخلاق فطری

و اما آخرین کلام: هنگامی که از هجوم رسانه ای دنیای غرب صحبت می شود از قایق های تندرو و از تارها که کلیت آن ها در اختیار غربی هاست صحبت می شود، همه می ترسند و فکر می کنند کار تمام است و تمام عقاید، باورها، منش ها و سبک زندگی در فرهنگ ما از آن طرف ابلاغ می شود حال آنکه حقیقت این هست اما تمام حقیقت این نیست. دنیای تبلیغات برای آنان است اما تبلیغات در اختیار آنان نیست، تسلط بر آب ها برای آن هاست اما مین های دریایی هنوز شناسایی نشده اند. در زمینه ی انتقال فرهنگ و تبلیغات بزرگترین عامل همین مین های دریایی هستند.

این مین ها همان اخلاق فطری هستند، اخلاقی که وقتی بیاید ماهواره ها خنثی می شود تلویزیون دفن می شود اینترنت مطرود می شود. تمام فرهنگ دینی با لبخند منتقل می شود، این یک شعار احساسی نیست، این بینش پیامبران است، قرآن برای ترویج شریعت از قوت متن و محتوی نمی گوید، قرآن خود عامل مهمی است اما عامل اصلی همان «خلق عظیم» پیامبر است. بزرگترین عامل ترویج اسلام همان خُلق محمدی و فرزندان محمد بوده است.

وقتی که شیخ آمد و کفش های من جوان را جلوی پایم جفت کرد چون من مهمان او بودم، اگرچه من از آن خانه خارج شدم اما قلبم آنجا جا ماند. این ها شعار نیستند، میلیون ها انسان در طول تاریخ هنوز که هنوز است قلبشان را در خانه ی محقر فاطمه زهرا جا گذاشته اند. چه بود؟ اخلاق بود و اخلاق و اخلاق.

گزاره ها و باورهای عمیق دینی با منبر منتقل نمی شود با رسانه منتقل نمی شود کلاس دینی هم ابتر می ماند اگر خلق خوش نباشد و تمام تاثیرگذاری یک مسلمان نه در استدلال بحث او که در خلق محمدی اوست.

در قسمت اعظم بحث نگاه به انسان یک نگاه مکانیکی بود، حرف از فیلتر نقادی و ذهن منظم بود اما اینجا دیگر نگاه ماشینی کنار می رود؛ اخلاق یک پدیده ی تاثیرگذار و کاملا انسانی است، پدیده ای ارزان، نامحدود، بی وقت و البته ضربتی. و هشدار و هشدار و هشدار آنکه اگر مردم آن خلق خوش را در کسی بیابند یا در کسانی بیابند که بی پایه ترین و بی منطق ترین و کثیف ترین حرف های عالم را می زنند مردم باز هم به آن ها گرایش پیدا می کنند. بپذیریم که بشر امروز از حرف خسته شده است. در جنبه دیگری از بحث، ناو و ناوچه و قایق برای او جلوه ای ندارد، او عمل می خواهد، خلق و خو می خواهد. شاگرد و معلم، مدیر و کارمند، همسر و شوهر همگی متقابلا از یکدیگر اخلاق می خواهند. این شاه بیت غزل تبلیغاتی اسلام است.

دنیا محمدی دیگر می خواهد، تا لبخندهای او با ماست از چیزی نباید ترسید، ما از این جاده به سلامت می گذریم. ان شاء ا…

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. ناشناس می‌گه:

    چرا بودجه های کلان فرهنگی صرف فعالیت های فرهنگی درجه۳ یا درجه۴ میشود؟ وقتی با یک فیلم مختارنامه این همه نتیجه میگیریم چرا بودجه را در هزاران بخش بی خاصیت به هدر میدهیم؟ چرا تولید چنین فیلم هایی را افزایش نمی دهیم؟

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق