شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۸:۱۵ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۲
دکتر وحید مقدم
پیش پروپزال؛
 ایجاد شهرهای علمی تحقیقاتی چندمنظوره بسیج مقدمه ایجاد تمدن نوین اسلامی   

این مطالعه تلاشی است متفاوت از سایر تلاش‌هایی که تاکنون برای رسیدن به تمدن اسلامی انجام شده است/ سازماندهی نیروهای بسیجی تحصیل کرده برای تولید علم، دانش و فناوری قابل عرضه به بازار برای تولید کالاهای دارای ارزش افزوده بالا با سکونت در یک یا چند شهرک علم و فناوری تازه تأسیس اسلامی...

ندای اصفهان- وحید مقدم (دانشجوی دکتری دانشکده اهل بیت دانشگاه اصفهان)

جمهوری اسلامی پس از جنگ با مسائل و چالش‌های زیادی دست به گریبان بوده است. از جمله چالش‌های مربوط به اقتصاد (تورم مزمن، رکود، بیکاری، تحریم‌های خارجی، وابستگی شدید به درآمد نفت و گاز)، تحریم‌های فناورانه، تهاجم فرهنگی، چالش‌های ایجاد شده توسط اصلاح طلبان علیه نظام، مدرن شدن روز به روز سبک زندگی و کم رنگ شدن آرمان‌های انقلاب اسلامی در بین تعدادی از مسؤولان. برای حل این مسائل معتقدان به آرمان‌های انقلاب اسلامی دست به فعالیت‌های متنوعی زده‌اند همانند اسلامی‌سازی علوم، راه‌اندازی دوره‌های آشنایی با اندیشه اسلامی برای دانشجویان، راه‌اندازی اردوهای بازدید از مناطق دفاع مقدس و اردوهای جهادی، اسلامی‌سازی نظام‌های مختلف حکومتی (فقه حکومتی) و … .

در یک بررسی اولیه از این راه حل‌ها می‌توان گفت قسمت عمده آنها معمولاً از روش‌های تحلیلی و جزءنگر بهره برده‌اند. مثلاً برای اسلامی‌سازی نظام اقتصادی فعلی، که گمان می‌رود از نظام سرمایه‌داری اقتباس شده باشد، ابتدا اجزای نظام به یک سری عوامل اقتصادی (خانوارها، دولت، بنگاه‌ها، بانک‌ها، بورس اوراق بهادار و …) که در قالب یک سری نهاد (قواعد بازی اقتصادی از جمله عقود، ایقاعات، قوانین، هنجارها، و … و سایر قواعد غیر اقتصادی) فعالیت می‌کنند، تقسیم می‌شود. سپس برای اسلامی کردن نظام اقتصادی تلاش می‌شود نهادها از طریق فرآیند حذف، قبول یا ویرایش به تأیید اسلام رسانده شوند، یعنی همان کاری که استدلال می‌شود اسلام در زمان تشکیل حکومت در مدینه انجام داد که بعضی عقود و عهود اقتصادی را ابطال کرد، بعضی را تأیید و بعضی را نیز اصلاح کرد. لذا مثلاً برای اسلامی‌سازی نهاد بانک عقود آن را بررسی می‌کنیم و قرض ربوی را حذف می‌کنیم و عقود اسلامی را جایگزین آن می‌کنیم. البته طبق انتظار در این کار زیاده‌روی‌هایی نیز می‌شود که در حیطه بررسی‌های فقهی می‌گنجد و آن نیز این که برای حفظ بعضی از عقود تلاش می‌شود به هر طریق ممکن برای آنها راه حل پیدا شود. مثلاً در انواع کتب فقهی و آرای فقیهان جست و جو می‌شود تا شاید استدلالی به نفع آن عقد پیدا شود. مثلاً فقیهی بیان می‌کند که قراردادهای آتی (Futures)، که شبهه غرری بودن را یدک می‌کشند، قابلیت اصلاح دارند. این راه حل متأسفانه بهترین راه حل نیست زیرا در بلندمدت یا همچنان مشکل را لاینحل باقی می‌گذارد (مانند مشکل بانک‌ها) یا آن که یک نهاد سرمایهداری را به ضرب آیه و حدیث وارد نظام اقتصادی کشور می‌کند و به حل شدن نظام اقتصادی در آن نظام کمک می‌کند. اینجا همان جایی است که باید به دنبال فقه کلان اداره جامعه بود که مسائل را تمدنی نگاه می‌کند نه به صورت فردی.

تجربه فعالیت‌های موفق نظام جمهوری اسلامی در تاریخ ۳۷ ساله آن نشان می‌دهد راهحل‌های موفق دو ویژگی عمده داشته اند:

الف) تأسیس نهاد بجای اصلاح نهادهای موجود؛

ب) اتکا بر نیروهای انقلابی برای اداره آن نهادها.

نهادهایی همچون ولایت فقیه، بسیج، سپاه و جهاد سازندگی هر دو این ویژگی‌ها را دارا بودهاند. به کارگیری نیروهای انقلابی در نهادهای رایج مدرن مانند ارتش چاره نهایی نیست زیرا اگر چه کارایی را بهبود می‌بخشد اما ساز و کارهای نهاد (قوانین بازی) دست آن نیرو را برای حرکت در مسیر آرمان‌های انقلاب تا حد زیادی می‌بندد. لذا هم باید نهاد تأسیسی برخاسته از روح انقلاب باشد و هم نیروهایی که در آن به کار گرفته می‌شوند.

بجز این چالش‌ها، مسأله بسیار مهم دیگر انقلاب اسلامی تبدیل شدن آن به یک تمدن نوین اسلامی است. تمدنی که در تقابل با تمدن مدرن قرار دارد و به علاوه به دنبال احیای اسلام سنتی نیز نیست زیرا آن تمدن امروزه دیگر جوابگوی نیازهای مسلمانان جهان و جوامع اسلامی نیست.

این دو موضوع (یکی حل مشکلات و دیگری تبدیل شدن به تمدن) را می‌توان دو موضوع جدا از هم دانست و برای حل آنها تلاش کرد، اما با دقت بیشتر معلوم می‌شود که اتفاقاً بین آنها ارتباط وثیقی وجود دارد. بعضی مسائل اصولاً در قالب غیر تمدنی قابل حل نیستند مانند انتخاب نظام سیاسی کشور. مثلاً کشوری که نظام سیاسی دموکراتیک را انتخاب می‌کند لزوماً راه حل مدرن را انتخاب کرده اما کشوری که جمهوری اسلامی (در محتوا و نه فقط در فرم) را انتخاب کرده، نظام سیاسی ولایت فقیه را به کار می‌گیرد. مسائل دیگری نیز هستند که اگر چه حل آنها به صورت غیر تمدنی امکانپذیر است اما اگر در قالب تمدنی حل شوند با اقتضائات جمهوری اسلامی سازگارتر است. ویژگی راه حل‌های تمدنی آن است که ابتکاری، تأسیسی و کلنگر هستند زیرا دارای سابقه قبلی نیستند که بتوان به صورت تحلیلی حلشان نمود. ویژگی دوم آنها این است که ممکن است بر خلاف راهحل‌های تحلیلی، چند مسأله و چالش را بتوان از یک راه حل نمود که در این صورت در منابع نیز صرفهجویی می‌شود. ویژگی سوم آن است که بومی بوده و منطبق بر توانایی‌های کشور و نظام بوده و کمتر قابلیت رخنه از طرف کشورهای معاند را دارند زیرا در آنها تجربه ای ندارند. ویژگی چهارم آن است که تنها نیروهای معتقد به نظام توانایی طراحی راه حل‌ها و اجرای صفر تا صد آنها را دارند لذا حتی شاید نباید آنها را از دانشگاه‌ها انتظار داشت. البته می‌توان در بخشی از پروژه‌های حل مسأله و طبق ساز و کارهای رایج آنها را به کار گرفت اما نه این که کل کار بدانها سپرده شود.

نکته‌ای که در اینجا تذکر آن لازم است که هیچ روش خطی برای پیدا کردن بهترین راه حل وجود ندارد، زیرا راه‌حل‌ها لزوماً ابداعی و ابتکاری است. البته در زمان وجود چند راه حل می‌توان بین آنها مقایسه به عمل آورد یا آن که یک راه حل موجود را به تدریج بهبود بخشید. نکته دوم آن که به دلیل ابتکاری بودن راه حل‌ها، هیچ روششناسی منحصر به فردی برای یافتن آنها وجود ندارد (همچنان که مثلاً برای ابداع یا اختراع کردن چنین روش‌هایی وجود ندارد). راه حل‌ها می‌توانند حدسی، ترکیبی، اقتباس از تجربه تاریخی سایر کشورها و مانند آن باشند.

با این مقدمات به سراغ مسائلی که مطالعه حاضر تلاش دارد با روش تمدنی به پیشنهاد راه حل برای آنها بپردازد، می‌رویم:

– اسلامیسازی علوم

– مدرن شدن شهرهای ایران و سبک زندگی مردم شهرها و به تبع آن بیشتر روستاها

– بلاتکلیفی نیروهای بسیجی پس از جنگ و لزوم تعریف کردن یک فعالیت تمدنی برای آنها (تمایل اکثر دولت‌ها به فرستادن آنها به خانه بر خلاف نظر امام و رهبری به نقش خاص آنها در اداره کشور و حل چالش‌های نظام)

– مشکلات ساختاری اقتصاد کشور

– گام نهادن دنیا به دوران اقتصاد دانش بنیان (یا حداقل صنایع دانش بر) و امکان عقب افتادن هر چه بیشتر اقتصاد کشور

البته این مطالعه ادعا ندارد که بهترین راه حل را ارائه می‌دهد اما تلاشی است متفاوت از سایر تلاش‌هایی که تاکنون انجام شده است، لذا نیازمند بازبینی و بهبود گام به گام است اما ادعا می‌کند که بجز پیمودن این مسیر کلان، راه‌های دیگر حل مشکلات کلان جامعه به مدرن شدن هر چه بیشتر جامعه می‌انجامد، و فاصله‌ای به وجود می‌آید که شاید در آینده دیگر پر کردن آن غیر ممکن باشد.

راه حل پیشنهادی بطور بسیار خلاصه عبارت است از:

الف) سازماندهی نیروهای بسیجی تحصیل کرده برای تولید علم، دانش و فناوری قابل عرضه به بازار برای تولید کالاهای دارای ارزش افزوده بالا در یک یا چند شهرک علم و فناوری تازه تأسیس بسیجی

ب) ساختن یک شهر اسلامی جدید یا بهینه‌سازی یک شهر کوچک موجود با استفاده از دانش‌های اسلامی یا اسلامی شده موجود برای سکونت این بسیجیان

ج) سازماندهی سایر بسیجیان در صنایع و کسب و کارهای مرتبط

در صورت موفقیت این راه حل، مشکلات پیش گفته به ترتیب زیر خواهند شد:

الف) علوم اسلامی یا اسلامی شده موجود در شهری که همه بسیجی هستند کارایی خود را نشان خواهند داد و محیط مناسبی برای نظریه پردازی متفکران به وجود می‌آید. به علاوه تغییرات لازم در آنها صورت خواهد گرفت و بطور خلاصه یک محیط آزمایشگاهی مناسب برای نظریه پردازی در علوم اسلامی فراهم خواهد آمد.

ب) شهر مذکور به تدریج توسط ساکنان آن به صورت الگویی موفق برای سایر شهرهای جوامع اسلامی در خواهد آمد. هم اکنون تنها دو گزینه پیش روی آینده شهرها است یا برگشتن به شهرهای سنتی گذشته و فاقد ابزارهای مدرن یا مدرن شدن. لذا نیاز به الگویی برای شهرهای تمدن نوین اسلامی داریم، که در عین جهت گیری آینده ارتباط با خالق را نیز قطع نکنند.

ج) راهبرد کلانی برای آینده بسیج فراهم خواهد شد و بسیجیان مشتاقانه به ایفای نقش تاریخی خود خواهند پرداخت و بطور خلاصه از دفاع به حمله تغییر موقعیت خواهند داد.

د) حل شدن مشکلات ساختاری اقتصاد کشور از طریق کاهش وابستگی به نفت و افزایش شدید درآمدهای دولت از محل مالیات بر ارزش افزوده، کاهش فقر و بیکاری

ه) وارد کردن کشور به دوره اقتصاد دانش بنیان و کاهش فاصله و حتی پیشی گرفتن از کشورهای دنیا

 پیش فرض های تحقیق

تحقیق حاضر بر پیش‌فرض‌های چندی متکی است که اهم آنها در اینجا ذکر می‌شود. اثبات آنها در حوزه مطالعه و بعضاً تخصص محققان نمی‌گنجد. تلاش شده این پیش‌فرض‌ها بر آراء امام و رهبری متکی شوند:

– اسلام کامل‌ترین دین بوده و متکفل سعادت دنیا و آخرت انسان است و لذا قدرت تمدن‌سازی دارد.

– تمدن مدرن، با وجود همه موفقیت‌های آن، از رساندن انسان به سعادت اخروی خود ناتوان است و وی را از خدا دور می کند. با این وجود نمی‌توان همه دستاوردهای آن را حداقل در مرحله گذار به تنا نفی کرد.

– تمدن سابق اسلامی دیگر قابلیت احیاء ندارد، چرا که چالش‌های داخلی و خارجی خود را نتوانست پشت سر بگذارد. اگر چه بعضی از دستاوردهای آن هنوز قابل استفاده است.

– پایه تمدن نوین اسلامی فرهنگ شیعی است که یک فرهنگ جهادی است و مشروعیت خود را به صورت طولی به ولی معصوم می رساند. بقیه قرائت‌های اسلام هر دو یا یکی از آنها را فاقد هستند.

 اهمیت و ضرورت

۱- برای ایجاد تنا، تحلیل وضعیت موجود، ترسیم وضعیت مطلوب و الگویی برای تغییرات اجتماعی برای رسیدن به وضعیت مطلوب مورد نیاز است. تاکنون در مجامع دانشگاهی چنین الگویی در سطح کلان مطرح نشده است (البته مدرنیست‌های دانشگاهی شاید چنین کاری کرده باشند اما قبله آمال آنان تمدن غرب بوده و هدفشان مدرن کردن هرچه بیشتر جامعه). گروهی از اسلام‌گرایان تحلیل‌هایی ارائه کرده‌اند اما بیشتر نظری ـ فلسفی بوده بعضاً به هیچ راهکاری منتهی نشده و حتی در بعضی موارد موجب ارائه راهکار دست روی دست گذاشتن و منتظر منجی شدن شده، یا آن که نهایت آنها، ارائه راهکارهای کلی بوده است. پژوهش حاضر تلاشی برای پر کردن نسبی این خلاء است.

۲- هنوز یک دیدگاه و گفتمان جامع‌نگر بین معتقدان به علم اسلامی وجود ندارد. گروهی به دنبال اقتصاد اسلامی و گروه‌های دیگر به دنبال مدیریت اسلامی، رسانه اسلامی، طب اسلامی، روان‌شناسی اسلامی و … هستند. اما کمتر به این موضوع توجه شده که اولاً هر کدام حتی در صورت صحت، حداکثر بهینه جزئی هستند و ثانیاً معلوم نیست در زمان اجرا واقعاً به چه صورتی درآیند. لذا باید برای یک بار هم که شده آنها را در کنار هم قرار داد و دید که افراد واقعاً معتقد به اسلام در چارچوب آنها چگونه عمل می‌کنند و در صورت نیاز چه تغییراتی در آنها می‌دهند. به بیان دیگر تلاش‌های فعلی تنها به دنبال اسلامی‌سازی دانش‌های مدرن در خلاء هستند و معلوم نیست این علوم اسلامی یا اسلامی شده قرار است در زندگی چه کسانی پیاده شود و در صورت پیاده شدن چه نتایجی به بار خواهد آورد.

۳- متأسفانه در حوزه علم نقش بسیار مهم نیروهای انقلابی و بسجی معتقد به حاکمیت اسلام در تمام شؤون زندگی فردی و اجتماعی حتی از طرف اندیشمندان اسلام مورد غفلت قرار گرفته است. توصیفات اعجاب‌انگیز حضرت امام و مقام معظم رهبری از بسیج و فرهنگ بسیجی تنها در روز بسیج و برای نوشتن پلاکارد یا پیام تبریک مناسبت دارد. بر اساس استعاره قطار، همچنان که حرکت قطار بدون نیروی محرکه امکان ندارد، تمدن‌سازی نیز بدون نیروی اجتماعی پای کار و ایجاد تنا بدون نیروی بسیجی امکان پذیر نیست.

۴- در داخل کشور به نظر می‌رسد قدرت تأثیرگذاری نیروهای مؤمن به انقلاب در دوره پس از جنگ کاهش یافته و حداکثر محدود به زمان انتخابات یا بحران‌های داخلی شده است. لذا نیازمند الگویی برای حرکت‌های دائمی هستیم که تکلیف این نیروها را در حالت‌های عادی نیز معلوم کند، الگویی که کمک کند در ابتدا در داخل کشور و سپس در سراسر جهان تأثیرگذار شویم و به اذن الهی به الگوی کشورهای مسلمان و عدالت‌طلب جهان تبدیل شویم.

فرضیات تحقیق

۱- برای الگوسازی تنا، تحول در علوم انسانی اسلامی ضروری است.

۲- برای تحول در علوم انسانی اسلامی ، ایجاد الگویی برای شهرهای نوین اسلامی ضروری است.

۳- برای الگوسازی تنا، ایجاد شهرک های علمی ـ فناوری ضروری است.

۴- برای الگوسازی تنا، روحیه جهاد و مجاهده خالصانه در راه خدا (فرهنگ بسیجی) ضروری است.

۵- فرهنگ بسیجی نه تنها ابزار رسیدن به تنا بلکه قائمه (عصاره) آن نیز هست.

تفاوت این تحقیقات با تحقیقات پیشین

این تحقیق از چند جنبه با تحقیقات پیشین متفاوت است:

الف) جامع‌نگری

ب) ارائه راهکارهای تمدنی و کل‌نگر برای حل مسائل و چالش‌ها بجای تکیه صرف بر راهکارهای تحلیلی و جزءنگر

ج) توجه به راهکارهای عملی (حکمت علمی در کنار حکمت نظری)

د) توجه خاص به جایگاه کلیدی بسیج و فرهنگ انسان‌ساز بسیجی

ه) قابلیت تکامل یابنده آن تا رسیدن به ارائه راهکارهای عملیاتی (جزئی‌نگری)

مبانی نظری تحقیق

۱- هر تمدنی در ابتدای راه خود تعریف خاصی از جهان، ساختار هستی و انسان، متفاوت از سایر تمدن‌های موجود، دارد (جهان بینی) و مبتنی بر آن جهان بینی تلاش می‌کند راه رسیدن انسان به سعادت خود را نشان دهد (ایدئولوژی). جهان بینی و ایدئولوژی متفاوت را می‌توان تمدن اجمالی دانست که دارای وجود ذهنی است. برای رساندن اجمال به تفصیل یعنی ایجاد تمدن در عالم خارج، هم حکمت نظری مورد نیاز است و هم حکمت عملی. شبیه به فرآیندی از تعامل دوسویه، البته با احتساب شرایط خارجی که در خارج حوزه تمدن ایجاد می‌شود. حکمت نظری در هر مرحله از تمدن، وضعیت آن را تحلیل کرده و راهکارهای عملیاتی برای پیشرفت و رفع موانع ارائه می‌دهد. این راهکارها پس از اجرا و بر حسب تأثیری که به همراه شرایط خارجی و دیگر شرایط روی تمدن می‌گذارند، بار دیگر مورد تحلیل قرار گرفته تا راهکارهای جدیدی اتخاذ شود. با پیمودن این مسیر مرحله به مرحله تمدن از اجمال خارج شده و تفصیل می‌یابد. در این صورت اعتقادات، اخلاق و رفتار آحاد جامعه هر چه بیشتر به جهان‌بینی پایه‌ای تمدن نزدیک‌تر می‌شود و امور بر اساس آن سامان می‌یابد.

تمدن اسلامی۲- حرکت یک جامعه و ایجاد تحول در آن نیازمند یک نیروی اجتماعی است که عمیقاً معتقد به آرمان‌های آن تمدن بوده و حاضر به فداکاری برای رسیدن به آن‌ها باشند. برای حرکت یک تمدن می‌توان از تمثیل قطار استفاده کرد. قطار از سه بخش عمده تشکیل شده و روی ریل حرکت می‌کند. ریل گذاری تمدن یعنی تعاریف (ماهیت و غایت جهان و انسان) توسط اندیشمندان و الهیون صورت می‌گیرد. راننده قطار ولی جامعه است که سرعت حرکت را کم و زیاد می‌کند، تصمیم به توقف و حرکت می‌گیرد و اگر در راه رسیدن به مقصد مسیرهای فرعی وجود داشته باشد، بهترین مسیر را بسته به شرایط انتخاب می‌کند. لکوموتیو قطار (نیروی محرکه) همان نیروی اجتماعی حاضر به از خودگذشتگی و هزینه کردن برای حرکت جامعه هستند و نهایتاً واگن‌های قطار همان عامه مردم هستند و به دنبال لکوموتیو و با سرعت آن حرکت می‌کنند.

۳- این نیروی اجتماعی یا نیروی تمدنی خود دارای یک الگوی ایده‌ال است که تلاش می‌کند به آن نزدیک شود و در نهایت کل جامعه را نیز به سمت آن الگو حرکت دهد. به بیان دیگر این نیرو به دنبال بازتولید خود و جامعه به شکل الگوی ایده‌ال است.

۴- این نیروی اجتماعی برای بازتولید خود در مقیاس انبوه، باید نهادهای اجتماعی مناسب بازتولید خود را به وجود آورد. البته این نهادها همواره در حال تطور هستند زیرا شرایط جامعه و جهان بطور مداوم تغییر می‌کند.

۵- وظیفه آن نیروی اجتماعی در هر زمان، به شرایط خود آن تمدن (مرحله شکل گیری تمدن) و محیط پیرامونی و جهانی آن بستگی دارد و بایستی توسط ولی جامعه (فرد یا گروه نظریه پرداز) تعیین شود.

حال با این مقدمات به سراغ انقلاب اسلامی ایران می‌رویم. البته با این تذکر که امام خمینی به عنوان بنیانگذار این انقلاب، نقش محوری در تحلیل‌های ما دارد. اولاً قرائت ما از اسلام همان قرائت ایشان است. قرائتی که سه رکن اصلی آن عبارت است از: الف) اعتقاد عمیق به حکمت متعالیه و عرفان ابن عربی بعنوان مبانی اعتقادی؛ ب) اعتقاد عمیق به فقاهت شیعی برای اداره جامعه؛ و ج) اعتقاد عمیق به نیاز اسلام به مجاهده و جهاد تا رسیدن به آرمان‌های اسلامی و عدم نیاز اسلام و کشورهای اسلامی به غیر اسلام تا زمان توکل به خداوند متعال. ثانیاً ایشان راه رسیدن به آرمان‌ها را نیز ترسیم کرده‌اند. ثالثاً تأکید مقام معظم رهبری بر ادامه راه ایشان باعث می‌شود که انقلاب اسلامی در طول دوران پس از ایشان به دنبال برپایی الگوی ذهنی ایشان باشد.

۶- آرمان انقلاب اسلامی ایران و غایت آن ایجاد تمدن نوین اسلامی (تنا) است نه پیوستن به تمدن مدرن و نه احیای تمدن اسلامی گذشته. تمدنی که مقدمه برپایی حکومت جهانی اسلام به دست حضرت صاحب الامر است.

۷- نیروی اجتماعی تنا مستدلاً بسیجی است (فرهنگ بسیج نه لزوماً بسیجی تشکیلاتی). نیرویی آرمانگرا که آرمان‌های اصیل اسلام را سر دست می‌گیرد و برای رسیدن به فرهنگ و جامعه اسلامی حاضر به هزینه کردن از اموال و انفس خود است. این نیرو حلقه رابط بین ولی جامعه و بدنه مردم است و در تقابل با حرکت‌ها و تلاش‌های جریان‌های مدرن گرا یا سنت گرا (بازگشت به عقب) قرار می‌گیرد.

۸- الگوی ایده‌ال بسیجی حضرت امام است و جامعه اسلامی مطلوب جامعه‌ای است که همه افراد آن بسیجی باشند اگر بسیجی را به حزب الله در آیه «و من یتول الله و رسوله فان حزب الله هم الغالبون» (مائده: ۵۶) یا ربیون در آیه «و کأین من نبی قاتل معه ربیون کثیرا» (آل عمران: ۱۴۶) یا مؤمنین در آیه «هو الذی أیدک بنصره و بالمؤمنین (أنفال: ۶۲) برگردانیم در هر سه مطلوب است که همه افراد جامعه بسیجی باشند.

۹- تنا نیاز به نهادهای مناسب خود دارد که در قالب آن زندگی جریان می‌یابد و تربیت صورت می‌پذیرد. نهادهایی چون تعلیم و تربیت، نظم اجتماعی، منزل، بازار، عبادتگاه، محل قضا. این نهادها در کنار یکدیگر شهر را شکل می‌دهند. شهر به همراه محیط پیرامون خود که با آن تعامل می‌کند، تشکیل یک حوزه خودبسنده زندگی را می‌دهد و می‌تواند خود یک تمدن باشد. اما تمدن در کمتر از یک شهر نمی‌تواند ایجاد شود.

۱/۹- با توجه به بند قبل، تنا نیازمند محیطی خاص ویژه بالندگی خود است. محیطی که در قالب آن افراد جامعه به سمت مطلوب حرکت می‌کنند و شهر نوین اسلامی (شنا) نام دارد. شنا در ابتدا از کنار هم گذاشتن مجموع نهادهای اسلامی یا اسلامی شده کنونی به وجود می‌آید از جمله معماری شهری اسلامی، معماری منزل اسلامی، مدرسه اسلامی، بیمارستان اسلامی (دار الشفا)، بازار اسلامی، دانشگاه اسلامی. که هر چند ممکن است در مورد ماهیت بعضی از آنها مناقشه وجود داشته باشد اما در ضرورت آنها تردیدی نیست. باید در کنار هم گرد آمده و مدتی با هم کار کنند تا نقاط ضعف هر یک معلوم شده و اصلاحات لازم در هر یک صورت گیرد و به تدریج به وضعیت بهینه خود نزدیک شوند.

نکته: نظریه پردازی‌های نهادهای اسلامی کنونی از دو مشکل عمده رنج می‌برند: یکی بی توجهی یا کم توجهی به سایر نهادهای جامعه که در نهاد مذکور تأثیر و تأثر دارند (معمولاً سایر نهادهای مدرن یا شبه مدرن جامعه داده شده فرض می‌شوند) و دیگری آن که کمتر به بوته آزمون گذاشته شده‌اند زیرا دولت‌های مدرن یا شبه مدرن با به زیر سلطه درآوردن سخت افزاری و نرم افزاری تقریباً همه ساحات حیات، اجازه چنین کاری را نمی‌دهند (حتی اگر مردم به رئیس جمهوری بسیجی هم رأی داده باشند، باز هم سازمان‌ها و قوانین و مقررات نوشته و نانوشته و کارمندان بوروکرات قدرت مانور زیادی برای وی باقی نمی‌گذارند).

۱۰- جمهوری اسلامی و جهان امروزه در شرایط ویژه‌ای قرار دارد. تمدن مدرن در فازهای مختلف توسعه خود (تجاری، کشاورزی، صنعتی و اکنون فراصنعتی) هر روز ثروت بیشتری خلق کرده و رفاه بیشتری برای جمعیت خود فراهم کرده است. در شرایطی که امروزه رفاه مهم ترین معیار برای ارزیابی کامیابی ایدئولوژی‌ها و تمدن‌های ناشی از آنها تلقی می‌شود، یک جهان بینی حقیقی (و نه وهمی) نیز اگر بخواهد توسعه جهانی بیابد باید بتواند ثروت بیشتری خلق کند. این ثروت در نهایت پشتیبان سیاست و فرهنگ آن نیز قرار گرفته و به توسعه آن کمک می‌کند. انقلاب اسلامی حقاً آرمان‌های انبیاء را دنبال می‌کند اما جمعیت عمل گرای تربیت شده توسط تمدن مدرن، کمتر وارد حوزه تفکر عمیق شده و بیشتر ظاهرگرا است، لذا در این مرحله جمهوری اسلامی مکلف به تولید ثروت است و در حال حاضر این کار تنها از طریق دانش امکان پذیر است (اقتصاد دانش بنیان). اقتضائات خاص جمهوری اسلامی موجب می‌شود این اقتصاد مقاومتی شود.

۱۱- هر مطالعه‌ای که بخواهد نحوه ایجاد جامعه اسلامی و ثروت توسط بسیج را نشان دهد، باید از مبانی نظری شروع شده و در نهایت به ارائه گام‌های عملیاتی منجر شود وگرنه در مرحله حرف باقی خواهد ماند. لذا تحقیق حاضر بیشتر شبیه یک گزارش توجیهی و نقشه راه و تعریف مأموریت‌های ممکن برای افراد و نهادهای مربوطه است. چشم انداز آخرین تحقیق ارائه راهکارهای عملیاتی و جزئی تا حد جایابی شهر، نقشه شهر، نحوه جذب ساکنین شهر و فعالیت‌های مختلفی است که باید در شهر انجام گیرد.

۱۲- الگوی تحقیق حاضر فعالیت‌های بسیج محور موفق جمهوری اسلامی مانند دفاع مقدس، برنامه موشکی سپاه و صنعت هسته‌ای است، اما با در نظر گرفتن دو ملاحظه: اولاً این فعالیت‌ها عموماً تک ساحتی (نظامی یا علمی) بوده و ثانیاً فاقد مبانی نظری (البته نه به معنای منفی آن بلکه به دلیل حاکمیت علم بر اذهان در زمان کنونی) بوده است. هدف مطالعه حاضر نشان دادن چگونگی امکان گسترش این فعالیت‌ها به بیشتر ساحات زندگی و توسعه مبانی نظری آنها در حد گام‌های ابتدایی است.

۱۳- در تجربه تاریخی ما مراحل شکل‌گیری دو تمدن اسلامی گذشته و تمدن مدرن با جزئیات نسبتاً مناسب وجود دارد. این تجربیات مستند به کتب معتبر و البته با تفسیر محققانه برای شبیه‌سازی‌های تاریخی به وفور مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

به دلیل بدیع بودن کار و زوایه دید متفاوت آن، تا آن جا که نگارنده اطلاع دارد، از این منظر کمتر کار پژوهشی انجام شده است. تحقیق ماهیتاً بین رشته‌ای است و چند حوزه اصلی را در بر می‌گیرد:

الف) تمدن‌شناسی: تعریف تمدن، تاریخ تمدن‌ها، علل ظهور و سقوط تمدن‌ها، تمدن گذشته اسلامی، تمدن مدرن

ب) جامعه‌شناسی: نیروی اجتماعی تأثیرگذار، الگوهای اجتماعی، نظریات تغییر اجتماعی

ج) وضعیت کنونی جهان: اقتصاد دانش بنیان، اقتصاد مقاومتی،

د) اسلام‌شناسی: تشیع، فقاهت، حکمت متعالیه، عرفان نظری

ه) انقلاب اسلامی: حضرت امام، مقام معظم رهبری، چالش‌های نظام اسلامی، فلسفه و جایگاه تکنولوژی در اسلام

و) شهرسازی: نحوه ایجاد شهرها، تأثیر جهان بینی بر معماری شهری، اسلامی‌سازی شهر، معماری اسلامی

(منبع: کانون خبر)

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق