شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۹:۰۷ - ۱۳۹۶/۰۲/۱۳

اختصاصی ندای اصفهان- گفتاری از دکتر حسن بلخاری

تجلی کثرت و وحدت در معماری اسلامی

حقیقت بشر هنگامی متجلی شد که بشر به درک توازن خود و لزوم تعادل خود با دیگر پدیده های هستی رسید. شرق و عرفان شرقی فهمید آن کثرت را باید بیاورد (نه آنکه حذف کند) و در وحدتِ دل بین آنها توازن و هم آهنگی ایجاد کند تا بتواند خود را بشناسد...

به گزارش ندای اصفهان، اگر بپذیریم که هنر از تجلیات فرهنگ محسوب می شود، باید اعتراف کنیم که هنر اسلامی، ایرانی در خانه خدا -مساجد- حفظ شده است. هنرمندان مسلمان ایرانی که علم و معنویت و هنر را یکجا دارا بودند، با کمال اخلاص شاهکارهای خویش را در خانه خدا هدیه کرده اند.

متن زیر به قلم دکتر حسن بلخاری (زاده ۱۳۴۱ در اصفهان) نویسنده، پژوهشگر و استاد ایرانی فعال در زمینه فلسفه هنر، زیبایی شناسی و حکمت شرق است.

نویسنده در این مقاله عوامل دفع و حذف تضاد در قلمرو عرفان و معماری، همچنین فلسفه ی اسلیمی ها و نوآوری نقوش معماری را مورد بحث و بررسی قرار می دهد.

این متن ابتدا در کیهان هوایی، ش ۱۳۲۴ به چاپ رسیده است و اکنون توسط ندای اصفهان در فضای مجازی منتشر می شود.

***

در این بخش نگاه به دل و از دل است (و چون دل فی نفسه تمامی خلقت را تصویر واحدی از او می داند، بنابراین به تضاد و تقابل نمی رسد) به وحدت و توازن می رسد. یکی از رشحات رفع آن تضاد، کنار هم قرار دادن مفاهیم متکثر خلقت برای آن است که وحدت دل را متجلی سازد. تبدیل این کثرت به وحدت جز در فضای توازن و تعادل و نه تضاد و تقابل خود را نشان نمی دهد.

در این کثرتِ بی منتها تضاد دیده نمی شود. یکی از معیارهای درک تضاد آن است که وقتی به صورت یا تصویر نگریستی، دل و جانت مکدر شود. تضاد تکبرآفرین است. کدامین نگاه است که با سلامت دل به هنرِ هنرمندان معماری اسلامی بنگرد و روحش مکدر شود؟!

تکدر روح محصول نگرش عقل است. دل جذابیت و زیبایی تصویر را که محصول هماهنگی بین اجزای آن است می بیند؛ آن کثرت در این نظر مبدل به وحدت می شود، معماری بنا را عشق می کند و معمار با ابتنای به عشق بنیان بنا را می نهد.

در ذیلِ یکی از معماری های اعجاب انگیز، معمار اسلامی چنین شعری نگاشته شده است:

آن که حق را به واجبی شناخت

طرح این روضه ی صفا انداخت

به عنایات شاه و لطف علی

حیدر ذوالفقار بنا را ساخت

آن که حق را به واجب الوجود- که اگر نباشد هیج نیست، لااله الاهو- بشناخت و شناخت همان عرفان و معرفت است، طرح این بهشت روحانی را انداخت، نمی تواند جان در محضر حضرت دوست آرام نگیرد و او را نبیند و این را بسازد؛ بدون آن دیدن، این ساختن محال است.

این ها همه ی نقوش هندسی است و تحلیل هندسی دارد، اما آن چنان توازن و هم آهنگی بر تصویر حاکم است (و این توازن محصول عرفان است) که اشیاء متکثر را با حکم عقل کنار هم قرار نمی دهد که تضاد بیافریند و تکدر دل که به عشق کنار هم می چیند و لاجرم بر دل می نشیند. می خواهم بگویم عشق جاری در روح انسان عارف ایرانی و شرقی این تضاد را در اکسیر عشق حل کرد.

انسان عاشق ایرانی شرقی این تضاد را دید، تضاد مطرح در بخش اول کلام را اما آنگاه که از محضر عقل دوری گزید و به خدمت حضرت دل درآمد بر همه چیز اکسیر عشق را زد، حتی بر چوب و سنگ بنا.

از یک سو در محضر عقل کثرت را دید (او دیده بود اشیای متقابل را، او دیده بود درخت و گل و پروانه و… انسان و بت و بتکده را) ولی هنگامی که از محضر عقل درآمد و به بارگاه دل برآمد آن کثرت را نفی نکرد، بلکه بدان توازن بخشید و زیبایی نتیجه توازن است. حقیقت این است که انسان در محضر دل بود که دریافت برای رسیدن به آن مقام قدسی و نهایت خود تنها راهرو این طریق نیست.

هر کسی کاو دور ماند از اصلی خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

دریافت پدیده های دیگر نیز راهی اند. ارتباط بین روح انسان و پدیده های دیگر خلقت چون نقش و نگار و کاشی بود که چنین چیزی را خلق کرد. بشر اگر به این تألیف نسبی رسید، قدرت خلق آثار عظیم هنری معماری را نداشت. بشر در محضر دین تصور می کند اشرف کاینات است و تنها جاری در طریق حق، در محضر دل می بیند که تنها «راهی» نیست، روح نیز سراغ «او» را می گیرد، دریا نیز سر در طلب او دارد آسمان نیز می چرخد و می چرخد و می چرخد و طواف می کند حقیقت دل را.

حقیقت بشر هنگامی متجلی شد که بشر به درک توازن خود و لزوم تعادل خود با دیگر پدیده های هستی رسید. شرق و عرفان شرقی فهمید آن کثرت را باید بیاورد (نه آنکه حذف کند) و در وحدتِ دل بین آنها توازن و هم آهنگی ایجاد کند تا بتواند خود را بشناسد و هستی را.

در شکل گیری معماری یک راه وجود دارد، اما بر بستر عرفان ایرانی، انسان عارف و عارف معمار دو مرحله را پیمود: مرحله اول درک تضاد، دیدن تضاد (که در ابتدا گفته شد) و مرحله دوم رفع تضاد و ایجاد توازن و تعادل. اگر به ابنیه ای که در اصفهان هست بنگرید می بینید که این توازن و تعادل چیزی است که حتی مستشرقان به آن معترف اند، وقتی وارد می شوید جداً به سکون می رسید، به آرامشی بی نظیر.

در قرآن هم وقتی حق سخن گفت، گفت: «بیوتاً لتسکنوا» برای شما بیت هایی قرار دادیم (معماری) تا سکونت یابید (آرامش). وقتی وارد این فضا می شوید عجیب آرام می شوید. این محصول آن درک هماهنگی است و از سوی دیگر معماری ایرانی فقط ریشه در ماده ندارد؛ آن کس که مادی شد می میرد. آن کس که به حقیقت روح و دل پیوست جاوید است.

افلاطون در نظریه ی مُثُل خود می گوید آنچه در عالم می بینید تصویر است، انعکاسی از عالم مثل است. حقیقت این تصویر را در این دنیای فانی نمی توان یافت. حقیقت را باید در عالم مُثُل یافت. این مُثُل وقتی وارد معماری ایرانی شد، کاخ چهلستون را آفرید. کاخ چهل ستون ۲۰ ستون دارد ولی می گویند چهل ستون، چرا؟! چون طبق نظر عامه وقتی این بیست ستون تصویرش در حوض مقابل ستونها می افتد چهل تا می شود.

یک مسئله ظریف هست و آن اینکه معماری ایرانی می دانست، اگر بنای خود را فقط بر زمین قرار دهد می میرد و فانی و ویران می شود [پس] بخشی از آن را بر مُثل قرار داد (و البته باید در اینجا به تأثیر شگرف ریاضیات در معماری ايرانی، هم در قالب و هم در محتوا اشاره کنم، ریاضیاتی که از طریق فلسفه یونان وارد دنیای اسلام شد و بنا به نگاه خاص فیثاغورثیان و بعد أفلاطون، به آن حالت تجریدی خاصی که در ریاضیات وجود دارد، از جمله عوامل موثر در خلق زیبایی ها در معماری ایرانی اسلامی شد.

از این نتایج در عالم عرفان اسلامی و بر معماری اسلامی که شاید بتوان گفت شکوهمندترین تجلی عرفان اسلامی است بسیار است که ساعت های متمادی می طلبد، آن هم نه اینکه مستمع بیاید که بشنود؛ بیاید که ببیند:

«که علم عشق در دفتر نباشد»

«بشوی اوراق اگر هم درس مایی»

آن کسی که بیاید بشنود لاجرم می شنود ولی عرفان قلمرو شنیدن نیست، قلمرو بصیرت و رؤیت است.

سماع عارف تمثیلی از آن هم آهنگی است، آن هم آهنگی که انسان عارف ایرانی بدان رسید و سعی کرد در ابنیه خود متجلی کند و در همه جای خلقت و در هر قلمروی جریان دهد. سماع عارف ایرانی جز به چرخش پا نمی گیرد، جز به دور دَوَران پا نمی گیرد و موسیقی ناب ایرانی، تصویرگری این دَوَران و چرخش است.

اسلیمی های بنشسته بر نقش و نقوش معماری ایرانی، بیانگر همین چرخش است، چرخشی نه عاقلانه، بل طنازانه که حقیقت جز طنازی نمی کند و عجیب است که در کعبه هم شما دور دارید، در کعبه هم باید بچرخید، زمین ھم می چرخد، منظومه ها هم در چرخش اند، کهکشان ها نیز می چرخند، در هسته ی اتم نیز الکترون ها می چرخند. حقیقت آن است که حقیقت حیات بر دور قرار دارد و این در قرآن نیز متجلی است «انالله و انا اليه راجعون» و قوس نزول و قوس صعود درقلمرو عشق و عرفان.

ظاهراً تمامی خلقت دوار است، حرکت می کند و حالت حرکت را از دل می گیرد، چیزی که نهایت سماع می شود و این چرخش و دوران در همه جای خلقت جریان دارد.

کعبه اوج تجلی معماری اسلامی است در معنا و نه در شکل. اتفاقا در شکل جذاب نیست «اوّل بیت وضع للناس» هست، اولین بیتی است که برای انسان ها معمور و بنا شد و این در فضاپردازی معماری ایرانی بسیار نقش داشته است. مثلاً مسجد شیخ لطف الله و مسجد امام اصفهان که می گویند دقيقاً براساس مراحلی که در حج تمتع وجود دارد ساخته شده و آنگاه آن «قالوا بلی» که عرض کردم «لبیک اللهم لبیک» من خداوند شما نیستم؟ چرا هستی، تو ھستی!

این ها ارتباطات ظریفی است که وجود دارد و تأثیر عمیقی که معماری کعبه بر فرهنگ معنوی معماری ما گذاشت. در کعبه هم شما دور و طواف دارید، در کهکشان ها هم طواف دارید. گویا تمامی خلقت دوارند و می چرخند به سوی آن واحد کل و کل حقیقی. اجازه دهید اسم آن را بگذاریم عشق. بگذارید بگوییم:

هرکسی کو دور ماند از اصلی خویش          باز جوید روزگار وصل خویش

اسم آن را بگذاریم وصل، اما:

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق            تا بگویم شرح درد اشتیاق

عارف ایرانی وقتی به این حقیقت رسید توانست چنین مفاهیمی را خلق کند و عجیب است که در این اسلیمی ها وقتی دقت می کنید می بینید حرکتها متقارن است.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715