شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۹:۰۵ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۷
علی اصغر حبیبی
 ملزومات طلبگی/ کدام طلبه مرضی خداوند است؟   

چیزی که به نظرم رسید خدمت شما بزرگواران تقدیم کنم بحثی است تحت عنوان ملزومات طلبگی به این مفهوم که کدام طلبه مرضیّ خداست؟ حدود دوازده سیزده مورد به ذهن من رسید...

به گزارش ندای اصفهان، حجت الاسلام والمسلمین علی اصغر حبیبی (متولد اصفهان، ۱۳۵۲) از اساتید و مبلغین برتر حوزه علمیه اصفهان است. متن زیر سخنرانی اخلاقی ایشان در جمع صمیمی طلاب مدرسه علمیه میرزاحسین است که در پاییز ۱۳۹۳ ایراد شده و در آن به ۱۲ مشخصه از ملزومات طلبگی اشاره می نمایند.

***

سلام علیکم؛

«بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و الحمد لله رب العالمین وصلّی الله علی سیّدنا و مولانا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی اهل بیته المعصومین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدّین»

سعادت بود محضر شما عزیزان سربازان آقا صاحب الزّمان برسیم.

فقط در حدّ بیان تجربیّاتی از این دورانی که ما هم مثل شما بزرگواران در این حسّ و حال معنوی درس و بحث و تحصیل بودیم. ما ورودی هزار و سیصد و شصت و هفت حوزه علمیّه بودیم، دوستان عزیز خدمتتان عرض کنم که شاید تعامل بین دو نسل حوزه خالی از عریضه نباشد و الّا این مقام و مسؤلیّت بحث اخلاق کار ماها نیست، عرض کردم فقط بیان تجربیات است.

چیزی که به نظرم رسید خدمت شما بزرگواران تقدیم کنم بحثی است تحت عنوان ملزومات طلبگی به این مفهوم که کدام طلبه مرضیّ خداست؟ انشاالله مرضیّ خدا و امام زمان باشیم و از گوهر بی بدیل ایشان بیشترین و بهترین استفاده را ببریم. حدود دوازده سیزده مورد به ذهن من رسید که خدمت شما عزیزان تقدیم کنم.

حجت الاسلام علی اصغر حبیبی

۱) ایمان به هدف

اولین مورد ایمان به هدف هست؛ ایمان به هدف مهمترین لازمه‌ی سیره طلبگی است. بالاخره دوستان عزیز ، زندگی ما انسان ها دارای یک فراز و نشیب‌هایی هست؛ فرض کنید خیلی‌ها ابتدا با یک شور و حالی، با یک شور و عشقی وارد حوزه می شوند ولی بالاخره این جاده یکنواخت نیست، پیچ و خم دارد فراز و نشیب دارد. آخر سال که ملاحظه کنید جالب است همان سال تحصیلی (حالا چه رسد به این که دو یا سه سال بعد، پنج سال بعد باشد) همان ورودی‌ها را فرض بفرمایید، یک سال را در نظر بگیرید، چقدر غربال می شوند. ان شاالله پنج سال ده سال بمانند. هرچه می روید جلوتر این مسیر فراز و نشیب بیشتری دارد لذا اگر واقعاً با بینش درست این راه را انتخاب کردیم و ایمان داریم به راهمان دیگر هیچ موردی، هیچ عاملی، هیچ آسیبی نمی تواند ما را از این هدف مقدّس باز بدارد. بنابراین اولین نکته ایمان به هدف است که خود این ایمان به هدف آثاری دارد، آثار ارزشمندی دارد که ما به هیچ قیمتی راضی نشویم از این سلک و راه مقدّس دست بکشیم و علی القاعده دوستان با توجّه به اینکه مقاطع خوبی از دروس جدیده هم طی کرده اند باید با بینش بهتری وارد این مسیر شده باشند؛ لذا این مقوله خیلی کمکشان می‌کند که هدف درستی انتخاب کرده اند ان شاالله.

۲) محبوبیّت در دل ها

مورد دیگر محبوبیّت در دل ها است. اینجا شهر است و زیاد طلبه در چشم نیست، ما که طلبه روستا بودیم (یعنی زادگاهمان در روستا بود) طلبه‌های قبل از ما در دل مردم یک محبوبیت خاصی داشتند. مردم واقعاً طلبه را دوست دارند ولو حالا ظاهراً به خاطر یک سری مسائلی با طلبه خوب کنار نمی آیند ولی طلبه، طلبه واقعی، طلبه صادق، طلبه‌ی مهذّب، در دل های مردم جا دارد. رمز و رازش هم همین آیه شریفه است که عزیزان مستحضر هستند که «انّ الذین امَنوا و عَمِلوا الصّالحاتِ سَیَجعَلُ لَهُم الرّحمن وُدّا» (کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند خداى رحمان براى آنها محبتّى قرار خواهد داد – سوره مریم آیه ۹۶). باور کنید افرادی هم که شما انتظار ندارید که اینها برخورد خوبی بکنند اگر راستی طلبه امام زمان باشید دردل به شما ارادت دارند؛ یکی از دوستان طلبه می‌گفت: «حادثه ای برای بچه ام پیش آمد که خیلی مضطر بودم، نیاز به جراحی داشت، (بچه دو ساله سر انگشتش از دستش جدا شده بود) وقتی بردم بیمارستان افرادی که متصدی این امور بودند، اصلاً ظاهرشان نمی‌خورد که آدم مؤمنی هم باشند ولی با من خیلی گرم برخورد کردند. در این شرایط بحران روحی من برخوردشان خیلی عالی بود؛ حتّی مبلغی هم به عنوان هزینه درمان، از من نگرفتند».

این سرمایه‌ی محبوبیت در دل هاست. دست ما هم نیست ما فقط وظیفه‌ی بندگی مان را انجام بدهیم. یکی از محسوس ترین آثار بندگی خدا همین محبوبیت در دل هاست. حد اعلایش را هم معصومین دارند. شما نگاه کنید ما هیچکدام از این حضرات معصومین را ندیده ایم، ولی تا سرحد جان حاضریم برای اینها هزینه کنیم. این نتیجه‌ی ایمان و عمل صالح است.

۳) امدادهای غیبی

لوازم دیگر طلبگی امدادهای غیبی است. ما باید به جایی برسیم که اصلاً یاری ولطف خداوند برایمان مثل آب خوردن باشد؛ یعنی اگر امدادهای غیبی به ما نرسد باید شک کرد. ولی باید توجه داشت که این مسیر، مسیری است که خدا اول ما را محک می زند، ببیند چند مرده حلاجیم:

عشق اول سرکش و خونی بود               تا گریزد هرکه بیرونی بود

اول ما را محک می زند؛ تا کجا حاضریم برای خدا و برای اهل بیت، برای امام زمان سرمایه گذاری کنیم؟ لذا خدا در این قضیه امدادهای غیبی قانونمند برخورد می کند؛ یعنی مثل توده‌های مردم این مسأله را عامیانه تحلیل نکنیم که بله خدا ارحم الرّاحمین است، خزانه اش هم تمام نشدنی است، از هر جهت هم قدرتش بی پایان است؛ در این هیچ شکی نیست! اما خدا قبل از این که به فکر سیر کردن شکم ما باشد به فکر رشد ماست (این فرمول به عنوان یک اصل همیشه مدّ نظر ما باشد). لذا خدا عنایاتش حساب شده است، در الطاف و عنایاتش فکر ظرفیّت ما را می کند، اگر ببیند این خواسته ای که ما داریم به ضرر کمالات ما است، یا فعلاً نمی دهد یا اصلاً نمی دهد ولی در عین حال از مجموع روایات استفاده می شود که این ارتباط و اتصال ما با خدا خالی از عریضه نیست… هیچکس دست خالی برنمی گردد. ما باید این ارتباط با خدا را اولاً رمز و رازش را بفهمیم، ثانیاً بدانیم خدا قانونمندترین شیوه را در این الطاف و عنایات نسبت به خلق دارد.

بنابراین برای طلّاب مهذّب ، به ویژه دوستانی که در ابتدای کار اند آنچه که خیلی محسوس تر است دو تا بحران است: در دوران طلبگی یکی بحث ازدواج است که ما می خواهیم ازدواجی سالم داشته باشیم، ازدواجی که خالی از گناه باشد، از طرفی هم دستمان از نظر اقتصادی خالی است. یکی هم وقتی است که وارد عرصه ی تبلیغ می شویم. در این دو مورد خیلی نیاز مبرم هست به امدادهای غیبی. شبانه روز با خداکار داریم اما این دو موردش خیلی محسوس است. امدادهای غیبی خدا چیز بسیار عجیبی است واقعاً؛ سرمایه بزرگ ما طلبه‌ها ست. در بُعد اقتصادی ، ما طلاب یک گزینه ای داریم به نام “مِن حیثُ لایحتسب”. رمزش هم خدا می گوید چیست؟ تقوا: “من یتّق الله…” تا آخر آیه ” و یرزقه من حیث لا یحتسب …” مردم روی همان حقوقشان حساب باز می کنند (از اول ماه تا آخر ماه) می دانند این مبلغی که به آنها می رسد یک اندازه است و مشخّص است ولی ما طلبه‌ها این گزینه را داریم و باید روی اینها کار کنیم و واقعاً به اینجا برسیم که حس کنیم این “من حیث لایحتسب ‌ها”را. این امدادهای غیبی را چه در بعد مالی چه در ابعاد دیگر ، چون خیلی با خدا کار داریم.

۴) جدّیت در درس و بحث

مورد دیگر جدّیت در درس و بحث است. در مدرسه میرزاحسین ما زیاد بودیم شاید پنج شش سال اقامت داشتیم، گاهی اوقات دستمان از نظر مالی بریده می شد به صفر می رسید. اساتید می گفتند اگر به درس و بحث بیشتر برسید خدا فرجی حاصل می کند. هرچه از نظر انجام وظیفه بیشتر قدم برداریم خدا بیشتر کمک می‌کند. ببینید چقدر هزینه می شود تا ما از این دستگاه امام زمان ان شاالله یک طلبه موفّقی بیرون بیاییم. طلبه‌های عزیز ، سنگرهای زیادی خالی است و نیاز به وجود من و شما هست. چقدر کار هست که جز طلبه و روحانی نمی تواند آن کار را انجام دهد. گاهی از مواقع‌ مردم این شبهه را مطرح می کنند که آخر چقدر ما مرجع می‌خواهیم؟ می‌گویم شما ظاهر کار را می‌بینید؛ شما فکر می‌کنید مراجع فقط رساله می‌دهند به مردم؟ فکر می کنید کار مرجع همین است؟ چقدر طلبه‌ها زیرمجموعه مراجع دارند کار می‌کنند و به قدری ما الآن روستا و شهر در همین کشورخودمان داریم که نیاز به طلبه دارند که مردم التماس می‌کنند چه برسد به دل های تشنه در سراسر دنیا. ما اگر به درس و بحثمان برسیم حالا که حافظه مان کار می کند شور و نشاط داریم فراغت بال داریم هنوز دستمان ازسرمایه های علمی و معنوی پر نشده لذا اشتغالات دورمان را نگرفته، این زیر ساخت‌های درسی را اگر حالا محکم کردیم در خطوط مقدّم‌ خیلی می‌تواند واقعاً نقش آفرین باشد.

گاهی ما را دعوت می‌کند دانشگاه هایی می رویم می گویند حاج آقا، اینجا تفکّرات وهّابیت هست، انواع و اقسام فرقه‌های ضالّه و فرقه‌های نو ظهور نفوذ کرده اند. خدا می داند با اینکه ما خیلی سعی کردیم [این اواخر البتّه ادعایی نداریم] وقت های خالی مان را پر کنیم، نرم افزارهای پاسخ به سوالات تاریخی پاسخ به سوالات شرعی (انواع و اقسام نیاز‌هایی که ما داریم) با این حال با توسّل به امام زمان وارد این عرصه ها می شویم. چقدر شبهات، که ما باید در حوزه برای خودمان حل می شد حالا اینجا می توانیم از عهده اش برآییم ؟

۵) ارزش افزوده اخلاص

اما زیربنای تمام این موفقیّت ها، همین درس و بحث‌ها است. به ویژه اگر این درس و بحث‌ها قربه الی الله باشد برای خدا باشد، خدا می داند یک ذره اخلاص در کار ما چه تأثیر کلامی در پی دارد، به قدری ارزش افزوده به کار ما می دهد که اصلاً محدود به دنیای ما نمی شود؛ طرف سال ها از دنیا رفته اما جرقه ای که زده در دل های تشنه ، نسل اندر نسل این کار ادامه دارد. شما باور می‌کنید بعضی از مراجع ما، بزرگان ما (چه اخیر، چه متقدّمین) از نسل صحابه پیغمبرند؟ از نسل صحابه امیرالمؤمنین؟ باور می‌کنید شیخ حرّ عاملی که از بزرگترین علمای شیعه است (کتاب وسایل الشیعه که چَکُش کار و ابزار کار هر مرجعی است) این بزرگوار با سی و شش واسطه به حرّ بن یزید ریاحی می رسد؟ فکر می کنید اینها اتفاقی است؟ چرا چراغ علم و ایمان در نسل اینها می‌درخشد؟ این روایت‌های ذوقی را گاهی تحقیق می کنم مثلاً یکی اینکه “ما لا عین رات و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر” چیزهایی خدا می دهد به افرادی که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب کسی خطور کرده، این حدیث قدسی هم هست “اعددت لعبادی الصّالحین ما لا عین رات و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر” به بندگان شایسته ام چیزهایی عطا کرده که نه چشمی‌ دیده نه گوشی شنیده و نه به قلب کسی خطور کرده. لذا دوستان عزیز فرق ما با دانشجوها همین است که ما با انگیزه درس می خوانیم و یک دورنمای عالی برای خودمان داریم. ما معتقدیم ثواب نماز و عبادت برای این نشست و برخاست‌های ما نوشته می شود. اگر این درس و بحث ها را توانستیم با جدیت تا آن اندازه ای که نیاز هست آن هم همراه گوهر بی بدیل اخلاص ، اقلاً این دوره عمومی را درست طی کنیم بعد‌ها خدا می داند خودمان می شویم کارخانه تولید کلمات حکیمانه! داشتیم عالم بزرگواری را که فوت کرد. او اصلاً برای هر چیزی شعر درست کرده بود. برای هر چیزی حرف های قشنگی داشت. حرف های حکیمانه، حرف های بسیار عالی را می‌ریخت در قالب یک بیت شعر، یک مصرع. یعنی ما اگر ده سال حداقل درست با اخلاص با جدیت این درس و بحث ها را توانستیم به یک جایی برسانیم دیگر خودمان واردیم که در چه قالب‌هایی بریزیم، هرجا می‌رویم برای تبلیغ، یکجا محیط روستاست، آن جلسه، جلسه خواهرها… برای هر قشری وبرای هر صنفی متناسب بامیزان درک وفهم آنها می توانیم سخن بگوییم، وحتی تشخیص می دهیم که با چه ادبیاتی وارد شویم.

۶) لباس و زیّ طلبگی

یکی دیگر از این امور بسیار لازم، لباس مناسب طلبگی است. سال شصت و هفت و آن موقع‌ها که بعضی از بستگانمان طلبه بودند باور کنید طلبه اصلاً لباسش خیلی متانت داشت، وقار داشت به او شخصیت می داد. در حالی که وی حتی معمّم هم نبود مردم خیلی خوب تشخیص می دادند اینها طلبه اند، لباسی که متناسب با زیّ طلبگی باشد. گرچه حالا من مورد دیگری هم دارم: نورانیت چهره صد درصد نشان از نجابت طلبه دارد نشان از شخصیت طلبه دارد که حالا این نورانیت گاهی موقع‌ها محصول حج است. نمی‌دانم برآورد کرده اید این حاجی‌هایی که از مکه می آیند به ویژه حج واجب یک نورانیّت خاصی در چهره‌هاشان هست؟ امام سجّاد (علیه السلام) می فرماید: بروید دیدار حاجی قبل از اینکه آلوده به گناه بشود. تا نور حج در قیافه اش هست بروید دیدنش تا شما هم از ثواب حج بهره مند شوید.

یا اینکه این نورانیّت در اثر عبادت ماه رمضان است؛ شاید اگر دقّت کرده باشید خیلی محسوس است که در چهره مؤمنین به خصوص بعد از ماه رمضان نورانیت محسوسی دیده می شود.

یکی دیگر نورانیت نماز شب است.

یکی دیگر که فکر می‌کنم خیلی دوستان عزیز برای ما راحت باشد اگر مقیّد باشیم دائم الوضو بودن است: در حدیثی آمده است:” الوضو ء نورٌ و الوضوء علی الوضوء نورٌ علی نور”. روایت داریم آخرالزمان مرگ های فُجعه و ناگهانی زیاد است. یکی از اموری که انسان می تواند عاقبت بخیر شود بحث وضو است. روایت داریم که سعی کنید دائم الوضو باشید یک نورانیت خاصی برای انسان ایجاد می کند.

۷) بینش سیاسی

به محضر عزیزان عرض کنم که بینش سیاسی خیلی مهم است. حالا بعضی مدارس را داریم که اینها اصلاً مخالفت می‌کنند با ورود مثلاً روزنامه و اخبار سیاسی به مدرسه. نه آن جوری و نه طوری هم باشد که ما به قدری در بحث‌های سیاسی وارد شویم که اصل رسالت طلبگی مان تحت الشّعاع قرار بگیرد ولی بالاخره ما تا یک حد نسبی نیاز داریم. چون خود ما به عنوان یک طلبه در خانه خودمان مطرح هستیم در بین همشهری‌هایمان، رفقایمان، هم کلاسی هایمان. روی حرف ما حساب باز می کنند؛ گاهی در انتخابات از ما نظرخواهی می کنند باید بتوانیم به آنها خط بدهیم؛ بنابراین یک بینش سیاسی معقول و نسبی همه ما طلبه‌ها بیش از مردم نیاز داریم.

۸) تهذیب نفس

مورد دیگر بحث تهذیب نفس است که باید این را از همان اول می‌گفتم. ببینید رفقا باور کنید هر چه ما طلبه‌ها جلوتر برویم، اگر درس و بحث موازی و همزمان با اخلاق و معنویت باشد به همان میزان می توانیم ان شاالله مفید باشیم. من اینگونه تشبیه کردم درس اخلاق‌ها را که این لوله‌های گاز یا مثلاً نفت که از استان خوزستان می آید به استان اصفهان، فاصله‌های مختلفی فشار حرکت این نفت یا گاز کم می شود که تلمبه خانه‌هایی است دربین مسیر راه که درفواصل مشخّص قرار دارد وقتی به کار می افتند دوباره حرکت نفت یا گاز سرعت می گیرد. وقتی درس اخلاق باشد انسان واقعاً یک سرعت دیگری می گیرد در درس و بحث و طلبگی؛ یعنی ارزش کارش را می داند. این را نیاز داریم. به خدا قسم ما در مواردی که افرادی تهذیب نفس نکردند و متأسّفانه در این لباس آمدند آثار زیانبارش را آنجا بیشتر حس می کنیم که اگر واقعاً انسان خودش را نساخته باشد نه فقط به خودش بلکه همه روحانیت و جامعه دینی لطمه وارد می کند.

نقطه مقابلش را هم ببینید. ما چقدر موارد داریم اما من یکی را عرض می کنم در مورد برکات تهذیب نفس، مال همین امسال است. ماه رمضان بنده خدا رفته بود تبلیغ گفت که حدود یک میلیون تومان پول جمع کردند برای زکات فطره. حالا یک چند سالی است دارند فعالیت می کنند زکات فطره‌ها جمع آوری شود، سازماندهی شود هدفمند شود، کاری نداریم. گفت: حدود یک میلیون هم برای ما جمع کردند. گفتم من نمی‌خواهم. هر کاری کردند گفتم نه! دهیار آنجا گفت که نه حاج آقا نمیشود ما نمی‌توانیم شما را دست خالی از اینجا بفرستیم، بالاخره زحمت کشیدید یک ماه آمدید اینجا و… گفته بود: من قبلا از خدا گرفته ام. (عرض کردم امداد‌های غیبی، این عنایات ویژه خدا را در ازدواج، چقدر معجزه آمیزاست این هزینه‌های ازدواج چگونه از ناحیه خداوند تأمین می شود). گفت: «من خجالت کشیدم از خدا این پولی که اینها دارند به من می دهند را بگیرم چون قبلا گرفته ام از خدا». حالا چه انعکاسی این برخورد ایجاد می کند در آن محیط در آن محیط؟ می خواهم بگویم که این امدادهای غیبی هم در وجود خود انسان هم در مردم اقلاً افرادی که دور ما هستندتأثیر عمیقی دارد، نمی‌خواهد آقا امر و نهی بکنی اصلاً سیره و شیوه عملی ما خود به خود سازنده است. ما هر کدام به عنوان یک نخ تسبیح می توانیم برای بستگان و آشنایانمان باشیم. من یک مثال خیلی کوچک بزنم دوستان عزیز. یک بنده خدا افغانی هست ده دوازده سال دارد . هر روز یا هفته ای یکی دو بار می آید در خانه ما می گوید عیدی می‌خواهم! آخر عیدی هم باید عید باشد اقلاً (خنده حاضرین). خلاصه یک دفعه آمد و من در اتاق مطالعه نشسته بودم. خانواده یک مبلغی دادند که حالا بچه ام ببرد وبه او بدهد دیدم هی اینها این دست و اون دست می‌کنند. من بلند شدم خودم ببرم که خانم به من گفت که بگو دیگه نیاد چون خیلی اومده. بعد یک دختر کوچکی ما داریم گفت «نه بابام نمیگه من می‌دونم بابام نمیگه!»

ببینید من کی گفتم؟ دخترم کی دیده؟ او یک بار هم از من نشنیده که من… ولی می فهمد و می‌داند که من هیچوقت این حرف را نمی زنم. این را می خواهم عرض کنم که ما یک کاری می‌توانیم بکنیم ان شاالله که اصلاً اخلاق ما، منش ما خود به خود تأثیرگذار باشد. اینها برکت تهذیب نفس است.

۹) طمع به هدایت مردم

طمع به هدایت مردم هم خیلی مهم است. حالا شما دوستان عزیز شاید تریبون های آنچنانی منبرهای آنچنانی نداشته باشید؛ ولی تبلیغ‌های چهره به چهره می تواند خیلی مؤثر باشد. ما الآن یک گروهی داریم که مجبورند که بعضی مواقع همراه ودر کنارما باشند و راه فرار از ما را ندارند! ما می توانیم روی این کار کنیم. ببینید بچه خواهرمان بچه برادرمان پسردایی‌ها پسرعمه‌ها به ویژه هر چه کوچک باشند، دخترخانم‌هایی که کوچکترند. ما چقدر می‌توانیم در مهمانی‌ها ، رفت و آمد‌ها با یک سلیقه خاصی روی اینها کار کنیم. باور کنید ما با همین برخوردها می‌تونیم از این بچه‌هایی که دل پاکی هم دارند دل هایی را شکار کنیم که بیایند حوزه طلبه شوند. اگر ما جرقه طلبگی یک نفر را زده باشیم و او بیاید یک طلبه موفق بشود این دیگر برای هفت جد و آبائمان بس است! یعنی محصول طلبگی ما این باشد که ما مشوّق یک شخصی باشیم که بیاید طلبه شود. اینها برمی‌گردد به این اموری که دارم عرض می‌کنم، که یکی ازآنها همان طمع به هدایت مردم است.

۱۰) خوش اخلاقی

خدمتتان عرض کنم که بالاخره ما هم مثل بقیه مردم، خدا در سیستم وجودی ما خشم و عصبانیّت را برای مصالحی در درونمان قرار داده است. در خانواده‌ها در فامیل بالاخره خرده حساب هایی پیش می‌آید عصبانی می شویم. طبیعی است. پیغمبر هم همینطور بودند. اصلاً لازم بود این خصلت در سیستم وجودی ما باشد. اما هنر این است که این حالت را مدیریت کنیم. من وقتی معمم شده بودم منزل پدری ام رفتم چون پدرمان هم مرحوم شده بود یک مقدار مدیریت خانه به ما مربوط می شد. بالاخره یکی ازپسر بزرگ خانواده بودیم. ما هم در حس و حال طلبگی خودمان، غرق شده واز خانواده بدجوری کشیده شده بودیم کنار! یک مقدار خلاصه بحث‌ها تند شد در خانه که شما چرا احساس مسولیّت نمی‌کنی؟ خلاصه عصبانی شدیم و… تازه هم معمّم شده بودیم. یک دفعه به خودم آمدم گفتم بنده خدا تو قبلاً معمّم نبودی حالا که معمّم شدی دیگر با این لباس با این شأن ولباس حق نداری هر موضعی را بگیری؛ این به حساب دین تمام می شود، به حساب حوزه و امام زمان و علما تمام می شود. حالا شما دوستان عزیز درست است که معمم نیستید ولی اقلاً بین دوستانتان که به عنوان طلبه مطرح هستید مردم تمام حرکت‌های ما را به عنوان طلبه حساب می‌کنند این یک واقعیت است. بنابراین خوش برخوردی و خوش اخلاقی یکی از عالی ترین ملزوماتی است که ما را در این مسیر کمک می کند. یا ببینید یک چند ماهی ما شمال بودیم در مدرسه علمیه بابل مشغول تحصیل و… آنجا یک طلبه ای بود می‌رفت در روستا‌ها. بعد دیدم این بنده خدا با بچه‌ها کار می کند زودتر از همه به بچه ها سلام می دهد (این شیوه ی پیغمبر اکرم بود). شاید الآن بروز ندهند ولی بچه‌ها می‌فهمند خیلی هم تیزند. «عجب! این آقا از من بزرگتر بود به من سلام داد». به خدا گاهی همین یک سلام خشک و خالی ما خیلی می تواند تاثیر بگذارد. به قول آیت الله مظاهری کوچک های بزرگند.

۱۱) پرهیز از امور لغو

امور لغو یعنی چه؟ یعنی کار‌های بیهوده که نه به درد دنیایمان می خورد نه به درد آخرتمان؛ چه برسد به حرف های لغو! دیگر نمی گویم «غیبت» که سم است واقعا برای ما طلبه‌ها؛ آدم را جوانمرگ می کند! نه جوانمرگ به این معنا که آدم در جوانی بمیرد، جوانمرگ علمی می کند؛ یعنی آدم در جوانی دیگر درجا می زند، دیگر رشد نمی کند، رشد علمی و معنوی. به ویژه غیبت بزرگان و علما.

۱۲) حجب و حیای خاص طلبگی

از خصال ارزنده ای که خمیر مایه اش راخداوند در وجود بشر به ودیعه نهاده است حیاست واز مختصات انسان است وحیوانات از این موهبت خداوند محرومند درروایات اهل بیت (علیهم السّلام آمده است که اگر حیا نبود صله رحم انجام نمی گرفت و به پدر ومادر نیکی نمی شد و بین مردم معامله ای صورت نمی گرفت والبته حیا خود اقسامی دارد ازجمله حیای ازخداوند وحیای از پیامبر وائمّه ظاهرین واز پدر ومادر واز ملائکه ای که همراه انسان هستند تا برسد به حیای ازبزرگ ترها، دراین فضائل اخلاقی طلبه باید چندقدم از مردم جلوتر باشد حجب وحیای طلبه سند صداقت وی در سلک طلبگی است.

این دوازده مورد به نظرم می رسد از مهم ترین ملزومات طلبگی است. حاج آقای هاشمی فرد به ما گفتند از اشعارتان بخوانید راجع به امام زمان (علیه السلام). چند بیت شعر چون ما جیره خوار سفره اربابمان هستیم [البته دیگر طبع ما خشکیده این شعرها مال بیست سال پیش است، همان اوایل شور و حال معنوی طلبگی است] چند دقیقه ای توسّل و رفع زحمت کنیم، سعادتی بود محضر رفقای عزیز باشیم. ما با این طلبه‌های خارجی کلاس داریم گاهی موقع‌ها بحث‌های اخلاقی داریم و می‌گوییم که شما فکر نکنید امام زمان فقط در ایران ماست شما به امام زمان در کشور خودتان بیشتر نیاز دارید و این را هم باور داشته باشید که امام زمان (عج) تمام این عالم مثل موم در دستشان است. لذا شما هر مرجعی هر عالمی‌که می بینید بیشترین توفیق را دارد بدانید این بیشتر با امام زمان در ارتباط است، آن آقایی که سرچشمه ی حیات واقعی است؛ السّلام علیک یا عین الحیاه …

یک مورد از عنایات امام زمان عرض کنم؛ یک مسجدی در تهران هست خیلی این مسجد محور فعالیت‌های انقلاب بوده، مسجد «سیّد عزیزالله تهرانی» این مسجد قبل از انقلاب یک برهه ای امام جماعت قبلیش مریض می شود فوت می‌کند. ازمرحوم آیت الله بروجردی(قدّس سرّه) تقاضا می کنند امام جماعت متناسب با موقعیت این مسجد بفرستید. ایشان به مرحوم آیت الله سیّد احمد خوانساری پیشنهاد می دهند. ظاهراً ایشان قبول نمی کنند. آ آیت الله سیّد احمد خوانساری در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) کنار علامه طباطبایی دفن هستند خیلی فوق العاده بودند. چند بار نمازهای دوران عمرشان را قضا کردند. خلاصه بازاری های تهران خیلی مصرّ بودند که غیر از گزینه ای که شما انتخاب کنید ما هیچ کس را قبول نمی کنیم و بعد رادیو اعلام می کند آیت الله خوانساری وارد تهران شده و وارد مسجد سیّد عزیزالله شدند. مردم استقبال گرمی از ایشان کردند و به عنوان امام جماعت منصوب شدند. یکی از علمایی که در اصفهان بود و نمایندگی از مراجع برای اخذ وجوهات داشت می روند محضر آیت الله بروجردی، ابتدا نزد رئیس دفترشان می روند. می گویند : آقای خوانساری که قبول نکردند، چطور شد رادیو اعلام کرد…؟ ایشان گفتند برای ما هم خیلی عجیب بود که ما دیدیم نماز صبح که آقا بلند شدند شنیدیم در می زنند. متوجه شدیم آیت الله خوانساری هستند. اجازه ورود می خواهند. تعجب کردیم این موقع سابقه ندارد! بعد از احوالپرسی به آیت الله بروجردی گفتند که امام زمان امر فرمودند و من به مسجدی که فرمودید می روم. بعد آیت الله بروجردی فرمودند آقا به من هم فرمودند که آقای خوانساری را متقاعد کردیم شما نگران نباشید؛ یعنی هر دو طرف ارتباط دارند با امام زمان. شما آثار این دو بزرگوار را ببینید چقدر آثار ارزشمند علمی از خودشان به جا گذاشته اند. چه شاگردان برجسته ای تربیت کرده اند. می‌خواهم بگویم ارتباط با وجود نازنین امام زمان چه آثار وبرکاتی را برای طلاب و روحانیون در پی دارد.

مهدیا چهره ی زیبای تو دیدن دارد                    سخن از لعل لبان توشنیدن دارد

چهره بگشا وبرون آ پس پرده ی غیب                  قامت شیعه زهجر تو خمیدن دارد

تا به کی حسرت دیدار تو بر قلب من است       غم هجران کسی چون تو کشیدن دارد

بهر خون خواهی سالار شهیدان جهان             سر شمشیر تو خون ها که چکیدن دارد

دولت عدل تورا چشم جهان می بیند                 بَه که آن دولت شاهانه چه دیدن دارد

من طمع دارم در محضر شما عزیزان چند تا دعا کنم. خدایا…

سعادتی بود در محضر شما باشم…

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق