شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۰:۰۰ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۷
حجت الاسلام علی اصغر حبیبی
گفتاری از حجت الاسلام علی اصغر حبیبی
 اضافات تشریفیه/ منسوبین به خدا چه کسانی هستند؟   

هرکس می خواهد به آزادشدگان خدا از آتش جهنم نگاه کند، آن هایی که به متعلمی حریص‌اند را ببیند. حریص‌اند که یک چیزی گیرشان بیاید و حرف و مطلب جدید یاد بگیرند. حرفی که به دردشان می خورد...

به گزارش ندای اصفهان، حجت الاسلام والمسلمین علی اصغر حبیبی (متولد اصفهان، ۱۳۵۲) از اساتید و مبلغین برتر حوزه علمیه اصفهان است. از ویژگی های منبرهای ایشان صوت خوش ایشان است که با اشعاری که گاه سروده خودشان نیز هست به مجلس حال و هوای دیگری می دهد. متن زیر که توسط سرویس دین و اندیشه ندای اصفهان پیاده سازی شده است یکی از سخنرانی های ایشان است که براساس احادیث به چند مفهوم عتقاء الله، زوّار الله، عمال الله، اضیاف الله و یار الله اشاره می کنند.

گفتنی است، در ادبیات عرب یکی از اقسام اضافات را اضافه تشریفیه می نامند و آن اضافه ای است که مضاف از مضاف الیه کسب شرافت و فضیلت می کند .

***

بسم الله الرحمن الرحیم. وصل الله علی سیدنا و مولانا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی اهل بیته المعصومین

یا صاحب الزمان!

ما از ازل هوای تو در دل نشانده‌ایم / در قلب یاد وصل تو را پرورانده‌ایم

ای شام تار بستر خود جمع کن / ما چشم انتظار رؤیت خورشید مانده‌ایم

خورشید ما ز مغرب عالم کند طلوع / نمرود را به بهت و تحیر کشانده‌ایم

خورشید معرفت ز پس ابرها درآ / صد کهکشان ستاره را به راهت نشانده‌ایم

زیباترین حدیث شکفتن، طلوع سرو / وقت تو را به نطفه آدینه خوانده‌ایم

موسی به کوه طور و مهدی به آسمان / ما هم براق عشق به سوی تو رانده‌ایم

ای تک سوار جاده ایمان عنایتی / بنگر که راه عمر به پایان رسانده‌ایم

از عمر ما به جز دو سه روزی نمانده است / آن هم به شوق دیدن روی تو مانده‌ایم

یا صاحب الزمان! هدیه محضر مقدس امام زمان (عج) صلوات ختم کنید.

امام زمان

انعطاف پذیری

به محضر عزیزان عرض کنم امتیازات مکتب ما انعطاف‌پذیری دین ماست. لایکلف الله نفس الا وسعها. در تکالیف دینی و الهی، وقتی انسان عذری برایش پیش می آید دین برایش آسان گرفته است ازجمله در نماز. شخصی نمی تواند بایستد و دکتر گفته است ایستادن برایش ضرر دارد، خب می تواند بنشیند یا اگر نمی تواند بنشیند به پهلو بخوابد ولی نماز تعطیل بردار نیست. البته در حالاتی که عقل انسان کار نمی کند و آن را در رساله ها خوانده‌اید حساب فرق می کند. یک ریزه‌کاری هایی و تخفیف هایی هست که مردم خیلی از آن را نمی دانند، مثلا دکتر گفته آقا بنشین (دیگر این ریزه‌کاری ها با مرجع است، با عالم است) دکتر گفته بنشین دیگر نگفته مهر را با دستت روی پیشانی‌ات بگذار، بلکه باید میز جلویت بگذاری و تا می توانی خم شوی و پیشانی را روی مهر بگذاری، نه اینکه مهر را با دست برداری و روی پیشانی بگذاری. شخصی زحمت می کشد نمازش را می خواند آنوقت پایش به جایی بند نباشد خب زور برمی دارد؛ لذا می گویند اگر شما تکبیره الاحرام را می توانید بایستید، میز و صندلی که جلویت هست تکبیره الاحرام را بگو بعد بنشین حمد و سوره‌ات را بخوان. همان اندازه که می توانی رعایت کن.

تقدیم به ارواح مطهر شهدای کربلا به ویژه سالار شهیدان امام حسین (ع) صلواتی مرحمت بفرمایید.

شب های گذشته سر سفره معارف قرآن و اهل بیت بودیم و بیشتر با محوریت آیات قرآن برای شما خواهران و برادران مباحثی را مطرح کردیم. به‌عنوان اضافات تشریفیه منصوب به خدا، انسان ها، حیوانات، صفات، اخلاقیات. امشب روزی شماست از روایات بگویم؛ نمونه هایی از منسوبین به خدا هست.

یکی از آن ها «عتقاء الله» است؛ آزادشدگان خدا . اصرار دارم که رویش دقت کنید. این ها چه کسانی هستند و از چه چیزی آزاد می شوند؟ طبیعی است دیگر، از عذاب خدا. کارشناسان دین ما، چهارده نور مقدس فرموده‌اند: اگر کسی می خواهد به «عتقاء من النار» خدا نگاه کند «فلینظر من المتعلمین»، به آن هایی که دنبال دانش و علم‌اند نگاه کند. ترجمه متعلم می شود دانش‌آموز، البته نه این دانش‌آموزی که در ذهن ماست که به یک رده سنی محدود می شود بلکه هرکس به دنبال دانش باشد. یکی از ارزش های مدارج همین است که من و شما در محفل علوم اهل بیت می نشینیم، چه علمی بهتر از این علم؟ به قول شیخ بهایی:

علم نبود غیر از علم عاشقی

علمی که انسان را عاشق خدا کند. گاهی به دانشجویان می گوییم این بحث هایی که با شما داریم تحت عنوان عقاید و اخلاق و معارف قرآن، این ها در تمام دوران عمرتان به دردتان می خورد. این ها محدودیت سنی ندارد لذا کلاس های آموزشی امام حسین است.

تصنیف کربلا نه برای ماتم است / دانش‌سرا و مکتب اولاد آدم است

هیچ محدودیتی هم ندارد. هرکس می خواهد به آزادشدگان خدا از آتش جهنم نگاه کند، آن هایی که به متعلمی حریص‌اند را ببیند. حریص‌اند که یک چیزی گیرشان بیاید و حرف و مطلب جدید یاد بگیرند. حرفی که در زندگی‌شان به دردشان می خورد. در این جلسات ان‌شاءالله نیتمان این باشد که یک چیزی یاد بگیریم البته به قصد استفاده و کاربرد در زندگی.

پس این عنوان اول؛ عتقاءالله من النار. آقاجان بی‌مایه فطیر است. بهشت را به بها می دهند نه به بهانه.

تعبیر دیگری داریم تحت عنوان «زوّار الله»، زائران خدا. شما چقدر برای زائر امام حسین و امام رضا ارزش قائلی؟ حالا به این ها می گویند زائران خدا. این ها چه کسانی هستند؟ دیگر چقدر خدا آسان بگیرد؟ تخفیف از این بیشتر؟ فرمودند: «المنتظر وقت الصلاه (بعد الصلاه) من زوّار الله عزّوجلّ». آنهایی که به‌طور قلبی عاشق نمازند. هنوز نماز تمام نشده همینجور له له می زنند کی دوباره وقت نماز می شود؟ خوشا آنان که دائم در نمازند. خدا کند که آن لذت نماز خواندن را خدا به ما بدهد که ما را هل ندهند! نه، شوق داشته باشیم و با انگیزه برویم. پیغمبر اینجور بود. می فرمود: ارحنا یا بلال. بلال ما را راحت کن. بیا با اذانت ما را از دنیا و غم و اندوهش راحت کن. برویم سر سفره خدا. خوشا به حال آن هایی که این شوق و حال را دارند. کم‌اند ولی بعضی هاشان قیمتی‌اند.

اوایل طلبگی‌ام بود. یک جوانی که به نظرم اصفهانی نبود، به مدرسه علمیه آمده بود. من هم مجرد بودم. دیدم غریب است به خانه بردمش. دیدم این آقا چه نماز با صفایی می خواند. بین اذان و اقامه کلی طول داد. خیلی حال داشت. بعد نماز گفتم بابا ما طلبه‌ایم! تو چه کار داشتی می کردی که ما هم نمی توانیم؟!

گفت: والله من شنیدم بین اذان و اقامه دعا مستجاب است. فلان فامیل سفارش کرده بود برایش این موقع دعا کنم. خیلی از رفیق هایش را شمرد. من هم طمع کردم و گفتم من را هم به خشاب هایت اضافه کن. چقدر خوب است لذت و انس با خدا، آن هم با نماز.

عرض کردم گاهی وقت ها خدا آنقدر قشنگ جایزه می دهد، یک وقت اگر کسی برای نماز اینگونه سرمایه‌گذاری کرد درحال نماز هم می میرد. چقدر شیرین و عالی است انسان در حال انجام وظیفه الهی بمیرد.

تعبیر دیگری داریم «عمال الله». یعنی چه؟ کارگران خدا. یک نفر به شما بگوید من کارگرم و در خانه آیت الله بهجت کار می کردم، شما با یک نگاه دیگر به او نگاه می کنی. این کارگر یک مجسمه تقوا و حقیقت است. حالا بیایید بفهمید یک کسی کارگر امام زمان (عج) است. کارگر پیغمبر (ص) بوده است. تعبیری که عرض کردم می گوید بعضی ها از کارگزاران و کارگران خدا هستند. این ها چه کسانی هستند؟ بعضی ها برای کار خیر سرشان می خارد. انگار برایشان گمشده‌ای است. در صحنه تصادف همه ایستاده‌اند نگاه می کنند، این شخص از خدایش است که بیاید وسط در بزنگاه این صحنه و مصدوم را سریع ببرد و کاری برایش کند. خوشا به حال این افراد. این ها کارگزاران خدا هستند.

اما اینکه من امشب در روایت آوردم «ان لله عمالا»، خداوند کارگزارانی دارد، خب چطور؟ مردی محضر پیغمبر می رسد و می گوید: یا رسول الله بنده خانمی دارم که هروقت از خانه بیرون می روم چند قدمی مرا بدرقه می کند، وقتی هم به خانه می آیم به استقبالم می آید. بعد هم اگر غم و اندوهی داشته باشم می گوید: اگر غم و اندوهت برای دنیاست، خدا رزاق است اما اگر برای آخرت است خدا غمت را زیاد کند!

خیلی عالی است که چه زن و چه مرد افق فکرش بالا باشد. گفت بله چنین خانمی دارم. البته این قسمتی از حدیث بود. پیغمبر فرمودند: «ان لله عمالا و هذه من عمال» خانم شما هم از کارگران خداست، «لها نصف اجر شهید»، برای خانم شما نصف اجر یک شهید است. خداوند که ندار نیست، دنبال بهانه است که ریخت و پاش کند! چون خزانه خدا تمام شدنی نیست. ولی قانونمند و حساب شده می بخشد، بی کش و پیمان نمی بخشد.

نمی دانم گفتم برایتان یا نه، یک شب یکی از نگهبان های دانشگاه آمد نماز؛ گفت: حاج آقا اگر من سرم درد کند حتی اگر در خانه نباشم و مسافتم زیاد باشد، خانمم همان لحظه یا چند لحظه بعد سرش درد می گیرد و برعکس! چقدر عالی است زن و شوهر اینقدر با هم رفیق باشند. خدا می داند بچه های این ها چقدر عالی می شوند. بچه هایی که در دامن خانواده‌ای منطقی، دلسوز، مهربان، با محبتِ متقابل. خب وقتی در خانه دعوا باشد خدا می داند روی بچه ها اثر سوء روانی گذاشته می شود.

تعبیر دیگر «اضیاف الله» هست. مهمان های خدا چه کسانی هستند؟ فرموده‌اند: «الحج و العمره سوقان من اسواق الآخره». حج و عمره دو بازار از بازارهای آخرت‌اند. نمی گوید فقط این ها هستند، نه، می گوید حج و عمره دو نمونه‌اند. باز مثلا هست که بهترین مکان ها در زمین مساجدند. پس این‌طور نیست که به حج و عمره محدود کند بلکه دارد مثال می زند. ارزش حج و عمره را می خواهد بیان کند. در ادامه فرمودند: «اللازم لهما من أضیاف الله»، کسی که موفق شود به زیارت خانه خدا، از مهمان های خداست. البته تعبیر «اللازم لهما» شاید می خواهد بگوید مرتب برود ولی خب باید شرایط زمان و مکان را دید، نه اینکه از این طرف بغلطیم!

شخصی اسمش برای حج واجب درآمده بود می گفت نه، این شیوه وهابی ها را شنیده‌ام خیلی ناراحتم، می گویند این زوار ایرانی فلان‌اند، من ببرم بدهم بهزیستی. گفتم چه کسی این حرف ها را گفته است؟ حج واجب است، اگر تو پول ریختی و اسمت هم درآمده است شما دیگر نمی توانی این پول را جای دیگری هزینه کنی. گفت خوب شد زودتر گفتی!

اگر انسان در هر کاری برود با کارشناس دین مشورت کند موفق می شود. باور کنید می خواست برود پول را از حساب بردارد و انصراف بدهد! خدا می داند یک صفا و لذتی هست. من گاهی گفته‌ام اینکه می گویند فلان جوان ناکام مرد! نه جانم، ناکام مردن یعنی اینکه شخصی یک عمر دم از خدا و اهل بیت بزند اما در عمرش یک بار هم مکه نرود، زیارت امام حسین هم همینطور.

یک بار با یکی از حاج آقاهای خودمان برخورد تندی داشتم، آشنا بود، گفتم مرد حسابی تو به خانه خدا رفته‌ای حالا برو کاملش کن. کمال حج به زیارت قبور معصومین است. چرا کربلا نمی روی؟ گفت حاج آقا از آن روز که شما گفتی، چند بار تا حالا رفتم. گفتم خب الحمدلله.

حالا نمی خواهم بگویم زیاد برویم ولی می خواهم این را بگویم اگر واقعا یک بار حج واجب رفتی و می بینی موارد مهم‌تری هست، آنجا هزینه کن، نه اینکه خودمان را از فیض این سرزمین مقدس و این عبادت جامع که می خواهند محک بزنند و ثواب و اجر کارتان را بگویند و می گویند ثواب چندتا حج دارد. چرا گفته‌اند در عمر یک بار بیشتر واجب نیست؟ اصلا این سفر نورانی و روحانی به قدری پربرکت است که تا آخر عمرت آثار خودش را دارد.

حجاج مهمان های خدا هستند. بویژه آن حاجی ها و زوار اهل بیت که حساب شده می روند. رفتی آنجا قدر بدان. دانه به دانه این مطالب خاطرات است که در خودش جمع کرده است.

بعضی حاجی ها اینقدر با تعابیر هنری و ذوقی می گویند: حاج آقا به قدری این علما و روحانیون کاروان ثواب مساجد را گفته‌اند، گفتم اگر ثواب نمازهایی را که ما می خوانیم تا زمان حضرت آدم تقسیم کنند باز زیاد می آید. چقدر خوب است انسان ارزش این سفرها را بداند و وقتی برمی گردد نگوید من خواب بودم.

بعضی حالا سعادت مسئولیت دارند؛ مدیریت کاروان، روحانی کاروان. ما باید از توفیقات حداقل استفاده‌ای ببریم. معلوم نیست دیگر پیش بیاید که برویم یا نه. بله می گویند من این دفعه می روم اسمم را می نویسم، پنجاه درصد یا حتی نود درصد کار خداست! خدا باید اذن بدهد تا مهمان خدا شویم. خدا قسمت کند ان‌شاءالله.

خب آخرین گروه «یار الله»، خانواده خدا هست. برو بابا! خداوند می گوید: «لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد». خدا که زاد و ولد در کارش نیست؟! نه، آن زاد و ولد را نمی گویم. خداوند به قدری به انسان لطف دارد و آنقدر خدا خودش را پایین آورده است تا که شخص بیشتر درک کند و بفهمد.

در روایت آمده این هایی که به خدا پشت کرده‌اند اگر بدانند خدا چقدر اشتیاق دارد که این ها برگردند، از شوق می میرند. خیلی تعبیر قشنگی است. این خطاب از حضرت داود است. می گوید تمام مردم در حکم خانواده خداست، «الخلق یار الله». شاید این تعبیر را زیاد از بنده شنیده باشید. خب حالا منظور چیست؟ منظور این است که «فأحبّ الخلق الی الله من نفع عیال الله». محبوب‌ترین خلق نزد خدا کسی است که به مردم بیشتر خدمت کند. نگاه نکن طرف زبان تشکر ندارد یا اصلا آنقدر در خودش است که یک کلمه حواسش به شما نیست که یک کلمه بگوید دست شما درد نکند، آن کس که باید ببیند می بیند. خدای او شاهد است. خدای تو بهتر از او از تو تشکر می کند.

شنیدن کی بود مانند دیدن؟

پسر شیخ رجبعلی خیاط می خواست به سربازی برود. همین که رفت پسرش را بدرقه کند کسی گفت جناب شیخ! زن و شوهری کارشان دارد به جدایی می کشد، بزرگواری کنید قدم روی چشم ما بگذارید… با اینکه پسرش را داشت بدرقه می کرد گفت باشد. رفت و کلی صحبت کرد، آشتی داد و برگشت. به خانه که آمد دید پسرش قبل از خودش به منزل آمده است. گفت مگر نرفته بودی سربازی؟ گفت بله داشتم می رفتم که یک دفعه تب سنگینی مرا گرفت و عرق سرد کردم. پیش دکتر که مرا بردند معاینه کرد و گفت تو نمی توانی سربازی بروی. این را نوشت و مرا معاف کرد. شیخ گفت من رفتم کار دو بنده خدا را اصلاح کردم و خدا اینجوری به نفع خودم اقدام کرد. چقدر شیرین است انسان این ها را بچشد. شنیدن کی بود مانند دیدن؟

اگر ما نمک گیر خدا بشویم زمین تا آسمان با این گفت و شنودها فرق می کند. این جلسات کلاس درس است. خدا می داند خود ما هم ادعا نداریم. گاهی به عزیزانی که خدمت می کنم می گویم، جدا می گویم نه اینکه بخواهم خودشیرینی کنم، خدا وکیلی می گویم که قدر خودتان را بدانید، خوب سمتی دارید. روز قیامت شما جلوئید و من شما را صدا می زنم بابا ما با هم رفاقتی داشتیم. دم و دستگاه خدا مثل ما آدم ها نیست. به اخلاص و نیت و صداقت نگاه می کنند.

ببینید چرا ما نمی خواهیم این ها را باور کنیم؟ عظمت سید شفتی در اثر این است که به یک سگی که به قدری گرسنه بود که نمی توانست به توله هایش شیر دهد غذا داد. خب در فرهنگ فقهی ما سگ نجس است ولی مخلوق خدا هست یا نه؟ حیوان هست یا نه؟ حالا یک بنده خدا بعد مدتی یک پولی تحت عنوان نماز لیله الدفن آورده بود به طلبه ها بدهد که به پول امروز پنج یا ده هزار تومان می شود، درحالی که این آقا ماه هاست که گوشت نخورده بود. این پول هم که گوشت نمی شده است، یک مقداری جگر سفید خرید و در راه به خودش کلی وعده داد که الآن می روم می پزم و دلی از عزا درمی آورم. تا اینکه به این صحنه رسید که این سگ راه افتاد و این توله ها هم گرسنه‌اند و سگ نا ندارد که شیر بدهد. خدایا من چه کنم؟ خلاصه که این گوشت را پیش سگ انداخت. طولی نکشید از شرق نامه‌ای آمد که دویست تومان به پول آن روز یکی از بستگانش فرستاده بود و گفته بود راضی نیستم اصل پول را استفاده کنی، باید بدهی به صورت مضاربه کار کنند و سود حلال بگیری. کار به جایی رسید که با حکومت آن زمان (با استانداری اصفهان آن روز) برابری می کرد. این از برکات آن روز مسجد سیّد است که آیت الله بروجردی هشت سال بعد از اینکه از اصفهان رفته بود از سید شفتی یاد می کرد و می گفت آن کاری که من در قم کردم و مسجد اعظم را ساختم از سید شفتی یادگرفتم که سرمایه‌اش را زیر سرش گذاشته است. این ها اینطوری نگاه می کردند، من و شما چقدر این داستان ها را شنیده‌ایم و برایمان گفته‌اند. صلواتی مرحمت بفرمایید.

ما بارها این داستان ها را شنیده‌ایم. در صورت ترحم به یک حیوان، خدا به انسان آنقدر رو می کند. در صورت ترحم به یک انسان که تمام عالم برای کمالش خلق شده است چقدر رو می کند و لطف می کند؟ باور کنید این ها روایات است. نظریه نیست که یک دانشمند بگوید بعد یک دانشمند دیگری بیاید و با تحقیقات و آزمایشات بگوید نظریه قبلی باطل است. این ها از سرچشمه وحی نشأت گرفته است، کلمات چهارده نور مقدس است و از خودشان نمی گویند.

یک تکه عبارت باقی ماند؛ «الخلق یار الله»، مردم در حکم خانواده خدا هستند و محبوب‌ترین مردم در نزد خدا، کسانی هستند که به خاندان خدا، به زن و بچه خدا، به مردم نفعی برساند «و افقد علی اهل بیت سرورا». و به یک خانواده‌ای خوشحالی برساند. این بحث امشب ما: عتقاءالله، زوّارالله، عمال الله، اضیاف الله، یار الله.

عنایات امام رضا (ع)/ امام رضا عین الله است

شب هشتم این محفل نورانی است. یک تکه‌ای از علما می گویم که عنایت امام رضا را دیده‌اند. اگر نشنیده‌اید که می شنوید، تنها نمی خورید به دیگران هم بگویید. اگر شنیده‌اید دوباره یادآوری می شود. من اسم نمی آورم این بزرگوار اصفهانی است. از علمای سید است و شاید بیشتر از شصت سال سن دارد. از اوایل طلبگی که سه سال در اصفهان بوده‌اند، به مشهد می روند و آنجا هم در اوج فقر زندگی می کردند. خانمش حامله می شود و تا شش ماه نمی توانسته پزشک برود که زیر نظرش باشد. بالاخره یک شب خانمش ناراحت می شود که یک کاری کن، من نگرانم که این بچه سالم است یا نه؟

فردا صبح رفت به حرم و به امام رضا (ع) توسل کرد که یا امام رضا! یک پولی و مبلغی که من بتوانم خانمم را به دکتر ببرم. صبح تا ظهر می ماند و خبری نمی شود. تا شب هم خبری نمی شود. دیگر می بُرد. آخر شب می شود و دیگر رویش نمی شود به منزل بیاید. تصمیم گرفت که از حرم بیرون بیاید. گاهی وقت ها ما عجله می کنیم، خدا برایمان کاری می کند ولی حواسمان نیست و خدا تماما در نظر دارد.

می گوید داشتم بیرون می آمدم که دیدم بنده خدایی که خیلی قیافه‌اش به زوّار و مؤمن و متدین هم نمی آمد مرا صدا زد که قلندر کجا می روی؟ من تا حالا این جا نیامدم. اولین بار است که به حرم امام رضا آمده‌ام. بیا کمک کن چه طوری باید زیارت‌نامه بخوانم؟ می گوید رفتیم و زیارت‌نامه و نماز خواندیم و بعد گفت برویم، خانمم بیرون از حرم است. رفتیم کنار ماشین شخصی که داشت. این اتفاق برای اوایل انقلاب است. دیدیم خانمش هم حجاب درست و حسابی نداشت. یک لچکی روی سرش بود. سلام و علیک کردیم و گفت ما امشب جایی نداریم ما را به خانه‌تان ببر. حالا دل من مثل سیر و سرکه می جوشید که من با چه رویی به خانه بروم؟! حالا این دو نفر هم اضافه شده‌اند. گفتم برویم و در راه گفتم آقا راستی من هیچ پولی ندارم. برویم با پول شما از سوپری نان و هرچه شما می گویید بخریم و ببریم در خانه بپزیم. گفت باشد. رفتیم و خریدیم و وارد خانه شدیم.

حالا این آقا دارد خانمش را به خانمم معرفی می کند که رئیس بیمارستان تهران و متخصص زنان زایمان است. این حرف را که زد بغض در گلوی من گیر کرد و بعد گریه من بلند شد. گفتند چرا گریه می کنی؟ گفتم من از صبح تا حالا به حرم ارباب رفتم و گفتم مبلغی پول بدهید تا خانمم را به دکتر ببرم. نگو امام رضا از صبح تا حالا به فکر من بوده و خود دکتر را به منزل ما فرستاده است. خلاصه که خانم دکتر سریع رفت و از ماشین ابزار معاینه‌اش را آورد و گفت باید بستری شود. زنگ زد تهران و آمبولانس خانمم را با عزت و احترام بردند تا تحت نظر و مراقبت باشد.

دقت دارید؟ ببینم آن بنده خدا پول نداشت که به مسافرخانه برود؟ چرا داشت، ولی تمام راه ها را جلویش می بندد تا حاجت این بنده خدا برآورده شود. امام رضا «عین الله» است و از دل ها خبر دارد. می خواهید امشب به مشهد، به حرم امام رضا برویم؟ حیف ما که ارزش این جلسات را آنطور که باید نمی دانیم. این جلسات را خدا دوست دارد. من چه بگویم برایتان؟ بارها شنیده‌اید طرف در آشپزخانه فقط یک چوب کبریت از جیب خودش برای امام حسین هزینه کرده است، برایش این اندازه حساب باز کرده‌اند؛ لذا قدر خودمان را بدانیم. اتفاقا یکی از کسانی که برای امام حسین سنگ تمام گذاشته است امام رضا بوده. از همان روز و شب اول ماه محرم حال و هوای امام رضا می آید؛

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

دل مرده گردد به خاک تو زنده / چو باغ از بهاران علی بن موسی

غباری که روی ضریحت نشیند / شفا خیزد از آن علی بن موسی

شود با نسیم بهشتِ حریمت / جهنم گلستان علی بن موسی

سزد انبیا در طواف مزارت / بخوانند قرآن علی بن موسی

دهد قبّه ات نور بر چشم گردون / چو مهر درخشان علی بن موسی

بَرَد در حریم تو دست توسل / دو صد کور عمران علی بن موسی

تو نوحی و ایران چو کشتی چه بیم اش/ ز امواج طوفان علی بن موسی

کند جن و انس و ملک درد خود را / به خاک تو درمان علی بن موسی

تو شاه جهانی خوانند خلق ات / غریب خراسان علی بن موسی

تو در قصر مأمون شب و روز بودی / چو یوسف به زندان علی بن موسی

لبت بود خندان دلت بود گریان / غمت بود پنهان علی بن موسی

به غم های ناگفته ات باد جاری / سرشکم به دامان علی بن موسی

تو را بارها بارها کشت مأمون / به رنج فراوان علی بن موسی

نباید که با هیفده خواهر آخر / تو تنها دهی جان علی بن موسی

تو مسموم گشتی، دگر جسم پاکت / نشد سنگ باران علی بن موسی

تو دیگر جوادت نشد ارباً اربا / ز شمشیر برّان علی بن موسی

اللهم انّا نسألک و ندعوک باسمک العظیم الاعظم…

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. ناشناس می‌گه:

    اگه صوت ان را هم میگذاشتید عالی میشد

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق