یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۱۹:۵۴ - ۱۳۹۶/۰۲/۱۳
الگویی بالقوه برای بیان معارف والای فلسفی- عرفانی
 خلاصه و تحلیل فیلم های سه گانه پاندای کونگ فو کار   

داستان در چین باستان اتفاق می افتد... بعد از کشف اسرار هماهنگی و تعادل و اسرار کونگ فو توسط استاد اُگوی (لاک پشت) نزدیک به هزار سال است که «معبد چی» و مردم شهر منتظر انتخاب و ظهور «جنگجوی اژدها» یا همان «منجی» هستند

ندای اصفهان- محمدحسین آدرویش

در ارتباط با فیلم های سه گانه و ۶۵ سریال ترجمه شده از مجموعه ۷۸ قسمتی «پاندای کونگ فو کار»، مطالب بسیاری از سوی منتقدان در صفحات اینترنت موجود است که قضاوتش را به شما می سپاریم. اما حداقلش این است که این لیوان، نیمه پُر و قابل توجهی هم دارد که بسیار قابل استفاده است و نادیده گرفتن آن در این قحطی بازار فیلم ها و انیمیشن های خوب، دور از انصاف است.

در قسمت قبل (اینجا) به تحلیلی فلسفی، عرفانی و نمادشناسانه از سه فیلم و بیش از ۶۰ قسمت از مجموعه انیمیشن پاندای کونگ فو کار پرداختیم. اکنون به طور خاص به تحلیل سه گانه سینمایی آن می پردازیم.

***

خلاصه داستان فیلم شماره ۱:

داستان در چین باستان اتفاق می افتد… بعد از کشف اسرار هماهنگی و تعادل و اسرار کونگ فو توسط استاد اُگوی (لاک پشت) نزدیک به هزار سال است که «معبد چی» و مردم شهر منتظر انتخاب و ظهور «جنگجوی اژدها» یا همان «منجی» هستند تا آن ها را به آرامش برساند.

یکی از شاگردان معبد(پلنگی به نام تای لانگ) بعد از آموزش های فراوان کونگ فو نامزد جنگجوی اژدها می گردد. اما استاد اُگوِی قلب او را تاریک می بیند و او را انتخاب نمی کند. تای لانگ برای تصاحب طومار اژدها که به فرد، قدرت جنگجوی اژدها را می دهد، دست به شرارت می زند اما استاد اگوی با او مقابله می کند و او به زندان می افتد.

پس از تای لانگ، پنج نفر برای رسیدن به مقام جنگجوی اژدها آموزش می بیند تا یکی از آن ها انتخاب گردد. زمانی که تای لانگ پس از بیست سال احتمال فرارش از زندان مطرح می گردد مسابقه انتخاب جنگجوی اژدها از میان گروه پنج (ببر، میمون، لک لک، مار، مانتیس) آغاز می گردد، اما با حادثه ای غیر منتظره «پاندا» که یک شاگرد آشپز بوده است به وسط میدان می افتد و توسط استاد اُگوی به عنوان جنگجوی اژدها انتخاب می گردد.

بالاخره تای لانگ از زندان فرار می کند. گروه پنج آتشین سعی می کنند جلوی او را بگیرند اما از تای لانگ شکست می خورند و تای لانگ به شهر می رسد و استاد شیفو را هم شکست می دهد، اما در نهایت پاندا در مقابل تای لانگ می ایستد و به خاطر ویژگی های خاص روحی اش، بر او غلبه می کند و تای لانگ را شکست می دهد و آرامش را به شهر و معبد باز می گرداند.

تحلیل محتوای قسمت اول:

به طور خلاصه در قسمت اول فیلم پاندای کونگ فو کار، موضوع «معرفت نفس» به «هیچ» بودن انسان منتهی می شود؛ این معنا در قرآن کریم اینگونه بیان شده است: «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید». و در کلام نبوی آمده: «الفقر فخری».

شاهد مثال آن هنگامی است که پاندا به عنوان جنگجوی اژدها اجازه پیدا می کند تا توماری بسیار محرمانه (تومار اژدها) را بخواند و با خواندن آن به قدرتی فوق العاده دست بیابد (قدرتی که حتی صدای پر زدن پروانه ها را هم بشنود و در عمیق ترین غارها نور ببیند و حرکت جهان را به دور خود حس کند) اما هنگامی که تومار را باز می کند در کمال تعجب با صفحه ای خالی اما شفاف روبرو می شود که خود را در آن می بیند و بلافاصله جمله طلائی فیلم را می گوید؛ او می گوید: «خالی است و در آن هیچ چیزی نیست» او راز داخل دهان اژدها را خالی یافت؛ یعنی شناخت خود به «هیچ بودن» و تواضع و افتادگی ناشی از آن، او را به همه کس و همه چیز و همه قدرتها مبدل می سازد.

نکته کلیدی قسمت اول این است که تفاوت بین پو و تای لانگ در این نکته نهفته بود که پو با تواضع و خودشناسی و صفا و عشق می‌تواند به خودآگاهی برسد اما تای لانگ با نفرت نمی‌تواند. و در نهایت پو با فنی ویژه که خودش آن را دریافته، تای لانگ را نابود می کند.

خلاصه داستان فیلم شماره ۲

پو، پس از تمرین های سخت و طاقت فرسا بالاخره توانست خودش را به عنوان جنگجوی اژدها اثبات کند؛ هنگامی که «پاندای کونگ فو کار ۲» آغاز می شود می بینیم که پو مشغول تمرینات سخت فیزیکی، زیر نظر استاد شیفو  می باشد که آخرین تمرین او، با نام «پیدا کردن آرامش ذهن»، حسابی پو را کلافه کرده است.

در ادامه ی داستان، پو در مبارزه با گرگهای شرور و راهزن متوجه علامتی آشنا روی بازوی یکی از گرگها می شود و تصمیم می گیرد تا به دنبال ریشه خود بگردد تا متوجه گذشته خود شود. در گیر و دار جستجوهای پو برای یافتن والدین واقعی اش، یک طاووس خونسرد و البته بی رحم به نام ارباب شین هوس کرده تا کل جهان را به تصرف خود درآورد و بساط کونگ فو را به صورت کامل از زمین ریشه کن کند. لذا داستان دو خط اصلی را دنبال می کند:

چگونگی شکست خوردن شِن توسط پاندای کونگ‌فوکار از یک سو و تلاش و جستجوی پو برای پیدا کردن هویت اصلی خودش از سوی دیگر.

اما قصه ارباب شین از این قرار است که سی سال پیش طاووس‌ها حاکمان شهر گانگمن بودند. آنها با انجام آتش بازی به شهر شادی می بخشیدند ولی پسرشان شن، سلاح خطرناکی درست می‌کند تا با آن بتواند بر کل چین حکومت کند. بز پیشگو هم پیش بینی می‌کند که اگر همین جور پیش برود، جنگجویی سیاه و سفید او را شکست می‌دهد. به همین دلیل شن به روستای پاندا‌ها می‌رود و برای جلوگیری از سرنوشتش همه‌شان را قتل‌عام می‌کند.

از آن طرف هم پدر و مادر شن برای این سنگدلی و نادانی او را از شهر تبعیدش می‌کنند و شن آنجا قسم می‌خورد که بر می‌گردد و انتقام می‌گیرد. (ارباب شن شدیدا از پانداها می ترسد و نفرت دارد زیرا سال ها قبل، پیشگوی ارباب، پیشگویی کرده بود که او توسط یک پاندا کشته می شود. از آن زمان تا کنون، او سعی کرده تمام پانداهای جهان را از بین ببرد و نژادشان را برای همیشه منقرض کند. وقتی که او متوجه می شود که رهبر تیم پنج نفره جنگجویان، یک پاندا است، عزم خود را برای کشتن «پو» جزم می کند.)

این طاووس با استفاده از اسلحه خطرناک خود (توپخانه) به راحتی می تواند بر جماعت فائق آید. بنابراین استاد شیفو برای مقابله با این موجود خطرناک، پو را به محل مورد نظر می فرستد تا با طاووس مبارزه کند. اما پو بیشتر از اینکه نگران طاووس و اسلحه مخرب او باشد، به دنبال هویت خودش است و قصد دارد تا به اصل خویش پی ببرد (خودشناسی و معرفت نفس).

فیلم با فلش بک هایی به گذشته بر می گردد و ما کشف می‌کنیم که چگونه است که غاز آشپز، اکنون پدر یک پو، است. با این فلش بک‌ها داستانی روایت می‌شود که در واقع یک تراژدی است.

اما پو زمانی به آرامش می رسد که به طور اتفاقی در زادگاهش قرار می گیرد و توسط همان بز پیشگو، تیمار می شود و در مورد گذشته اش به او می گوید که «مادرت توسط طاووس کشته شده و به او می گوید که همه ی این ها را رها کن و کینه ای نباش».

با بازگشت پو جنگ آغاز می شود. این نبرد کم کم از داخل قصر شِن به روی کشتی ها و درون آب کشیده می‌شود و در نهایت پو با ترک کینه ها و بیرون کردن نفرت از دلش به «آرامش درونی» می رسد و می‌تواند بر سلاح شِن غلبه کند و در جنگ پیروز شود.

تحلیل محتوای قسمت دوم

در قسمت دوم به محصول معرفت نفس می پردازد؛ یعنی آرامش درون از طریق «مثلت معرفت نفس»، «کنار گذاشتن کینه ها و اتصاف درون به صفای باطن تا آنجا که حتی بد دشمنان خودت را هم نخواهی» و سوم «رضایت نسبت به تقدیر و اینکه هیچ چیز بدی برای تو وجود ندارد بلکه این برخورد خوب یا بد توست که خبر بیرونی را خیر یا شر می کند» و به عبارت ساده تر «تکلیف مهم است نه نتیجه» و از شما تکلیف خواسته اند نه نتیجه و «شادی و غم را باید بر تکلیف تنظیم کرد نه نتیجه».

پو به آرامش درون می رسد و بر توپخانه شن مسلط می شود و شن را شکست می دهد. شاهد مثال ما این است که بعد از شکست شن، پو او را به خوب بودن دعوت می کند و شن با تعجب می گوید «من مادر تو را کشته ام» اما پو می گوید «گذشته ها گذشته» ولی شن به بدجنسی خود ادامه می دهد و سعی می کند پو را بکشد و پو مجبور می شود در دفاع از خود او را بکشد.

خلاصه داستان فیلم شماره ۳

بعد از اینکه «پو» لیاقت خود را در کنترل حرکات و رسیدن به مرحله آرامش درون (قسمت دوم) نشان می‌دهد و به لقب جنگجوی اژدها مفتخر می‌شود این بار توسط استاد شیفو انتخاب شده تا با آموزش دادن به سایر اعضای گروه مرتبه خود را ارتقا دهد.

استاد شیفو قصد دارد بازنشسته شود و پو را به‌جای خود منصوب کند، ازاین‌رو وی را برای اولین آزمون جهت وارد شدن به مرحله «چی- Chi» که مرحله مربی گری است آماده می‌کند. در فرهنگ مردمان مشرق زمین و خاور دور «چی» شکلی از انرژی است که مسبب به وجود آمدن همه موجودات است و می‌توان با تمرین و ممارست به این لایه لطیف و عمیق که در زیر پوسته ظاهری پنهان‌ شده دست پیدا کرد.

پو در اولین آزمون معلم بودن شکست خورده و به شیفو می‌گوید که از آن چیزی که الآن هست راضی بوده و نیازی به ارتقای درجه نمی‌بیند. اما استاد شیفو که به پو ایمان دارد از تصمیم خود کوتاه نمی‌آید. از سویی دیگر در فضای روحانی (قلمروی روح و روان چینی)، استاد اعظم یعنی «اُگوی- Oogway»  از استاد «کای- Kai»، گاومیش جنگجو که روح جنگجویان و اساتید کونگ‌فو را اسیر و محبوس کرده و به نفع خود از آن‌ها استفاده می‌کند، شکست خورده، روحش به اسارت کشیده می‌شود و کای با این برتری موفق می‌شود به دنیای مادی بازگردد تا آخرین دشمن خود را نیز مغلوب نماید. او در نزدیکی دهکده «پو-po» بر روی زمین حلول می‌کند و چند روح‌ اسیر شده که اکنون به رنگ سبز درآمده‌اند را برای پیدا کردن جنگجوی اژدها گسیل می‌دارد.

پو، در رستوران پدر اردک خود آقای پینگ با یک پاندای دیگر روبرو می‌شود که مانند خودش شکمو بوده و اشتهای فوق‌العاده‌ای دارد. پاندای غریبه به او و حاضرین می‌گوید که سال‌هاست که پسر خود را گم‌ کرده و به دنبال او می‌گردد. پس از کمی تأخیر بعد از اینکه پو نیز به گم کردن پدر خود اشاره می‌کند در می‌یابند که پدر و پسر هستند!

بعد از این آشنایی، پو و پدرش ساعاتی را به بازیگوشی‌های کودکانه سپری می‌کنند تا اینکه از دهکده خبر می‌رسد که به آن‌ها حمله شده است. پو و دوستانش سریع به جنگ مزدوران کای رفته و بعد از شکست آن‌ها شیفو متوجه می‌شود که پشت این قضایا استاد کای پنهان‌شده است. استاد شیفو تنها راه برای شکست کای را رسیدن پو به مرحله «چی» عنوان می‌کند. اما مشکل این است که کسی نمی‌داند چگونه پو باید به این مرحله برسد.

پدر پو در این میان خود را کسی عنوان می‌کند که قادر است این کار را انجام دهد. پو دهکده را به این منظور ترک کرده و به دنبال پدرش راهی دهکده پانداها که در مکانی اسرارآمیز پنهان است می‌رود. در بین راه متوجه می‌شوند که پدر ناتنی پو یعنی آقای پینگ نیز نتوانسته از پو دل بکند و پنهانی به دنبال آن‌ها آمده است. سه‌تایی به دهکده وارد شده و پو در آنجا با تعداد زیادی پاندا که همه تقریباً شبیه خودش هستند آشنا می‌شود.

پس از چندین روز خوش گذرانی و آشنا شدن با محیط و دیگران، پاندای داستان ما از پدرش می‌خواهد که «چی» را به او آموزش دهد. ابتدا پدرش از این کار شانه خالی کرده ولی با اصرار پو مجبور به گفتن حقیقت که این را بلد نیست می‌شود و فقط برای اینکه او را دو مرتبه از دست نداده باشد این دروغ را گفته است. در همین حین کای به معبد حمله کرده و روح تمام جنگجویان به انضمام استاد شیفو را اسیر می‌کند. فقط ببر جنگجو از این مهلکه گریخته و خود را به دهکده پانداها می‌رساند.

ببر جنگجو به پو و پانداها می‌گوید که کای دارد به آنجا می‌آید. با این خبر پدر پو که رئیس قبیله نیز هست از همه می‌خواهد که آنجا را هر چه سریع تر ترک کنند. اما پو که تازه متوجه شده است استاد شیفو از او چه می‌خواسته است به همه اعلام می‌کند که باید ایستاده و با کای بجنگند. او می‌گوید که رمز پیروزی در آموختن فنون کونگ‌فو و اتحاد است که می‌توانند کای را دوباره به فضای روحانی تبعید کنند؛ ازاین‌ رو با توجه به شناختی که از استعداد تک‌تک پانداها دارد شروع به آموزش کونگ‌فو به همه می‌کند.

پیشرفت‌هایی حاصل می‌شود و کای نیز در همین زمان به دهکده وارد می‌شود. ابتدا کای، روح اسیرشده دوستان پو و استاد شیفو را به جنگ پانداها می‌فرستد و در کمال تعجب می‌بیند که آن‌ها دارند شکست می‌خورند. پو نیز شخصاً به جنگ کای گاومیش می‌رود. در این نبرد تن‌ به ‌تن پو به ‌شدت کتک می‌خورد و در حال نا امیدی به کای آویخته و با اجرای فن ناخن، کای را به دنیای روحانی بازمی‌گرداند ولی خود نیز به همراه کای به آن دنیا کشیده می‌شود.

در آنجا نبرد ادامه پیدا می‌کند و کای پو را به زنجیر می‌کشد و چیزی نمی‌ماند که پو را برای همیشه مغلوب کند. در این دنیا و روی زمین، همه پانداها به همراه ببر و اردک برای کمک به پو و بازگشتش به این دنیا به «ذن» که از پو آن را آموخته‌اند فرو می‌روند. این باعث خنثی شدن قدرت کای شده و پاندا او را شکست داده و اسیر می‌کند؛ روح تمام جنگجویان اسیرشده به انضمام استاد شیفو و استاد اعظم یعنی اگوی آزاد می‌شوند. پو به این دنیا بازگشته و شیفو در حضور همه اعلام می‌کند که جنگجوی اژدها اینک به مقام استادی رسیده است.

تحلیل محتوای قسمت سوم:

در قسمت سوم مساله استادی و منجی بودن «پو» مطرح و برای آن دو شاخصه قرار داده می شود؛ اول قدرت تشخیص استعدادهای سالک و چگونگی به فعلیت رساندن آنها و دوم فعلیت تمام ارزشها در جان خود استاد. این چنین کسی استاد است و علاوه بر نجات خود قادر به نجات دیگران است. در ادبیات دینی از آن به مقام مرشد یا خضر راه یاد می شود و در اوج خود «امامت» نام دارد.

دو چیز در داستان سوم پاندا مهم است. اول؛ پو می‌فهمد آموزش هیچ‌کس نباید در تضاد با استعدادهایش باشد. باید عرصه را برای شکوفایی استعداد هر کسی به شیوه‌ی خودش باز گذاشت (و این یعنی مقام استادی). پس وقتی قرار است کای برای مبارز با او به دهکده پانداها بیاید، بر اساس استعداد هر کسی، به او آموزش می‌دهد. اما این کافی نیست؛ زیرا کای بسیار قدرتمند است و هیچ ‌چیزی نمی‌تواند او را شکست بدهد. او فانی نیست و از دنیای ارواح آمده.

پو تصمیم می‌گیرد با ازخودگذشتگی هم خود و هم کای را به دنیای ارواح بازگرداند. این عمل پو همه را تحت تاثیر قرار می‌دهد و آنها با اتحاد و استفاده از توانایی درونی و انتقال همه ارزشها و استعدادهای شکوفا شده خود، سبب می‌شوند پو در دنیای ارواح بتواند به استاد بزرگ جنگجوی اژدها تبدیل شود و کای را شکست دهد و هم خود و هم سایر ارواح اسیر شده را آزاد کند. در این فیلم نشان داده می شود که زمینی ها نمی توانند شیطان را شکست دهند این فقط نفخه و روح الهی است که می تواند شیطان را شکست بدهد.

***

در قسمت بعد به تحلیل پیام های مجموعه ۶۰ قسمتی از سریال های پاندای کنگ فو کار خواهیم پرداخت.

(ادامه دارد…)

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری چشمه سار
پایگاه خبری چشمه سار
اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق