چهارشنبه ۰۱ آذر ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۰۹:۵۷ - ۱۳۹۵/۱۲/۲۹
در حاشیه پخش و اتمام سریال «روزهای بی قراری»؛
 ترویج طلاق و حمله صداوسیما به خانواده در شب میلاد حضرت زهرا   

این سریال فمینیستی که در طول این یک ماه مسیری خارج از عرف و ارزشها را در پی گرفته بود در شب میلاد حضرت زهرا ضربه آخرش را با ترویج طلاق به فرهنگ اجتماعی مردم ایران زد!

ندای اصفهان- تحریریه

میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها را سالهاست که پس از انقلاب اسلامی به عنوان روز مادر و اساس تبلیغ در مباحث خانواده تعیین کرده‌اند که الحق انتخابی زیبا و پسندیده است.

در این ایام امام خمینی(ره) همواره سخنرانی‌های آموزنده‌ای برای بانوان ایرانی ایراد می‌کردند و بعد از ایشان مقام معظم رهبری نیز این راه را ادامه دادند؛ سخنرانی‌هایی که تماما بر محور خانه و خانواده و نقش مادر استوار است چه آنکه بانوان اساس اصلی جامعه اسلامی را تشکیل می‌دهند و وظیفه مهم و حیاتی تربیت نسل را بر عهده دارند.

ما نیز اگر به نیکویی به داشته های معنوی خود بنگریم بدون هیچ تعارفی باید بگوییم هرچه داریم از مادرانمان است و نه از سازمانها و ساختارهای آموزشی یا مذهبی، چه اینکه این مادر است که فرهنگ و ارزشها را به جامعه و نسلها منتقل و نهادینه می‌کند. دشمنان نیز از سالها قبل با هدف قرار دادن مادران و کانون خانواده به اشکال مختلف سعی در سست کردن این مهره اصلی نموده‌اند و این یک حقیقت است که فروپاشی خانواده فروپاشی جامعه است حال چه مسلمان چه غیرمسلمان.

یک مرد جنایتکار!

شب میلاد حضرت زهرا سریال «روزهای بی قراری» به کارگردانی کاظم معصومی، تهیه کنندگی امیرحسین شریفی که در ۲۴ قسمت از شبکه سوم با تعداد زیادی از بازیگران مشهور در شهر اصفهان فیلمبرداری شده بود به اتمام رسید؛ اما این سریال که در طول این یک ماه مسیری خارج از عرف و ارزشها را در پی گرفته بود در شب میلاد حضرت زهرا ضربه آخرش را با ترویج طلاق به فرهنگ اجتماعی مردم ایران زد.

سریال فوق که در قسمتهای مختلف بسیار مشخص بود یک سریال سفارشی از طرف اسپانسرهاست غیر از ضعفهای آشکار در ساخت که تنها با وجود چهره‌های مشهور پوشانده شده بود، مفاهیم منفی زیادی را به جامعه القا کرد.

در این سریال می‌بینیم که همسر یک مهندس جوان (پژمان بازغی) در یک تصاف به مدت یکسال به کما می‌رود و در طول سریال هم به زندگی نباتی این فرد و امکان اینکه هیچ وقت بیدار نشود بارها و به اشکال مختلف اشاره می‌شود. مرد جوان که صاحب یک فرزند کوچک است و برای هر روز بستری شدن همسرش (الهام حمیدی) در بیمارستان میلیونها تومان هزینه کرده و هزینه‌های درمان یا بهتر بگوییم زنده ماندن همسرش (به گفته شخصیتهای سریال) سر به میلیارد می‌زند به اصرار مادر خود بعد از یک سال تصمیم به ازدواج مجدد می‌گیرد که با رفتارها و سخنان عجیب مادر همسرش روبه رو می‌شود؛ این درحالی است که از سوی خانواده مادر زن هیچ نوع همکاری ای هم در کمک به مرد جوان برای رسیدگی به کودک یا همان نوه خودشان دیده نمی‌شود…

بعد از آنکه هیچ چاره‌ای در پیش پای مرد جوان جز ازدواج نیست و او این کار را با اصرار مادرش عملی می‌کند، همسر دوم مرد جوان که دوست صمیمی همسر اولش بوده یک مطلقه است که زندگی قبلی اش موفق نبوده و بخاطر این ازدواج نیز مشکلات و مرارتهای مختلف و حتی تحقیرهای گوناگون را متحمل می‌شود…

ولی ناگهان همسر قبلی مرد جوان بدون هیچ عارضه‌ای سالم‌تر از قبل به هوش می‌آید و فقط برای طولانی‌تر شدن سریال و ایجاد تعلیق در داستان مدتی حافظه کوتاه مدتش را از دست می‌دهد. بعد از اطلاع همسر اول از ازدواج مرد جوان با دوستش به صورت کاملا حق به جانب و گویی که جنایتی در قبال او رخ داده در یک حرکت فمنیستی و یا بهتر بگوییم خانواده ستیز، تصمیم به زندگی مجردی و طلاق می‌گیرد و در این مسیر یک شبه با پرستار فداکار اصفهانی!! که مسئول کودکان نیازمند به پیوند است دوست صمیمی شده و در خانه مجردی این پرستار‍‍‍‍!! ساکن می‌شود.

در آخرین قسمت سریال که مصادف با روزهای پایانی سال است ناگهان همه داستانهای حاشیه‌ای با خوبی و خوشی تمام می‌شود ولی مسیر اصلی داستان که زندگی زناشویی این سه نفر است با درخواست طلاق هر دو زن از این مرد جنایتکار!!! پایان می‌یابد.

این فیلم با چه هدفی ساخته شده و چه حرفی را به مخاطب القا می‌کند؟ چه کسی یا کسانی چنین فیلمنامه‌های را تایید کرده‌اند و بر ساختش نظارت داشته‌اند؟ آیا قبول اسپانسر برای ساخت سریالهای تلویزیون این اتفاق را رقم زده است که هر تفکر و اندیشه‌ای به اسم سریال در کنار تبلیغات خشک آن اسپانسرها به خورد مردم داده شود؟

اندیشه‌ای که سریال بی‌قراری به جامعه القا نموده است به نوعی تفکرات مذهبی مسیحیان کاتولیک را القا می‌کند که در آن ازدواج مجدد در حالی که همسر نفس می‌کشد گناهی نابخشوده است اما در عوض این اندیشه می‌گوید به هیچ چیز از جمله ازدواج پایبند نباشید، برای رفع نیازهایتان به دنبال معشوقه باشید نه تشکیل خانواده!

یک زندگی جهنمی؟!

ترویج لاابالی‌گری و توجیه آن روشن‌ترین چیزی است که سریال بی‌قراری با جهنمی توصیف کردن زندگی با دو همسر، آن هم در چنین شرایطی که میزان ازدواج در کشور کاهش یافته و تعداد دختران مجرد چند برابر پسران و مردان شده است به جامعه ارائه می دهد.

روانشناسان غربی فارغ از آنچه سیاستمداران آنها به افراد القا می‌کنند صراحتا ازدواج بعد از مرگ همسر را توصیه می‌کنند چرا که مهار غریضه توسط یک فرد مجرد اگر بصورت معقول انجام نگیرد به اشکال غیر عرف صورت خواهد گرفت و این همان چیزی است که اسلام هم به آن توصیه اکید و جدی نموده و حفظ و تشکیل خانواده از اصول اولیه‌ای است که اسلام بر آن تاکید دارد.

اما صدا و سیما با پخش این نوع سریالها می‌خواهد به چه چیزی برسد؟! آیا دشمن همیشه باید پشت مرزهای ما باشد تا باور کنیم دشمن است؟ آیا باید همین مفاهیم را الزاما شبکه‌هایی همچون فارسی وان و جم تی وی پخش کنند تا منتقدش باشیم و باور کنیم ضد خانواده است؟

در این سریال که تولید ملی خودمان است می بینیم حتی قبل از دادگاه نیز روند داستان سعی در محکوم کردن مرد جوان دارد و انتخاب «الهام حمیدی» بازیگر زنی که به آرام بودن و مهربان بودن در کاراکترهایش شهرت دارد نیز جالب است (و حتی به قول برخی زنی که همیشه همسر پیامبران است).

نکته دیگر این که این سریال در شهر سنتی و مذهبی اصفهان داستان عجیب و غیرعرف خود را روایت می‌کند که این نیز به نوبه خود جای تامل دارد.

همزمانی پایان سریال با درخواست طلاق دو زن داستان در شب میلاد حضرت زهرا که شب جشن برای بانوان این سرزمین است هم تامل برانگیز است و نمی توان نسبت به تاثیرات فرهنگی آن ساکت بود.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری چشمه سار
پایگاه خبری چشمه سار
اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق