شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۸:۱۲ - ۱۳۹۴/۰۶/۲۴
آیت الله عبدالله جوادی آملی
اخلاق کارگزاران؛
 راه زندگی در نظام اسلامی/ گفتاری از آیت الله عبداله جوادی آملی   

آدم مرده در حقیقت فردی بی خاصیت است و اثر مثبتِ علمی، عقلی، فرهنگی و اجتماعی ندارد. بسیاری از افراد بشر، جنازه عمودی اند و بعد به جنازه افقی تبدیل می شوند. باید از آن کسی که دنیا و آخرت را خلق کرده جویا شد که مرگ و زندگی چیست و چه کسانی مرده و چه افرادی زنده اند. مفهوم حقیقی مرگ و حیات را حضرت اله می داند...

اختصاصی ندای اصفهان- سرویس سیاسی: متن زیر سخنرانی آیت الله عبدالله جوادی آملی در جمع مدیران و کارگزاران نظام اسلامی در استانداری استان قم است که احتمالا در سال ۱۳۸۱ ایراد شده است و برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود.

***

اکنون، نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک الگوی سیاسی در جهان مطرح می باشد و مسلمانان چشم به راه تحولات مطلوب اند. بنابراین اقتضا می کند که مدیران بزرگوار کشور به خصوص در استان قم -که نمودار عصاره نظام است- و خود نیز عصاره قم شناخته می شوند، از فرصت ها استفاده بهینه داشته باشند.

در صورت بهره گیری متناسب از امکانات، مدیریت ما می تواند نه تنها ایران بلکه جهان اسلام، حتی جهان معاصر را -که تشنه عدل و معنویت است- سیراب سازد و ملت ها را مشتاقِ اسلام کند و از معارف قرآن و عترت برخوردار نماید. تلاش امام راحل همین مقصود را دنبال می کرد.

تردیدی نیست که چنین کاری سترگ خواهد بود. اینکه چند مدیر در استان قم بتوانند مدیریتی مطلوب و پاسخگویی نیاز و انتظار ملت های جهان را داشته باشند دشوار است، ولی می دانیم که هیچ کاری در ارتباط با عنایت الهی سنگین نیست. اگر در کارهای خود الهی فکر و عمل کنیم، باید قدرت حق را در نظر آوریم، نه قدرت خویش را. آشکار است که با توانِ معدود و ناچیزمان نمی توان انتظار داشت و از طرفی نشان می دهد که می خواهیم خودمان را مطرح کنیم و توجه به قدرت خداوند نداریم.

اخلاق مدیران

نگرش های بیگانه با توحید، مدیریت های سالم و موفقی را به بار نمی آورد و مشکل ما را حل نمی کند. در دنیا از این نوع مدیریت ها و مدیران -که فقط تکیه بر موقعیت و برنامه های خود دارند- فراوان هستند و هیچ کاری از آنان ساخته نبوده و نیست. این نوع نگریستن -که بیگانه با ایمان به غیب است- از خام اندیشی مدیرانِ غافل از قدرت حضرت اله حکایت دارد. از همین رو، باید حکمت و عنایت حضرت اله را مافوق اندیشه و طرح و مدیریت خود دانست.

جهت گیری در زندگی

برای اینکه بتوان از زندگی نصیب مطلوب حضرت اله را داشت، باید راه زندگی را جست؛ همان راهی که انبیا و اولیا طی کرده اند. تا بصیرت در ما نباشد و مفهوم حیات و مرگ را به درستی کسب نکنیم، قدمی درست برنداشته و دائم در غفلت و خسران خواهیم بود. مدیرانی که می خواهند در مدیریت خود نمونه و الگوی رفتاری دیگر مدیرانِ خدمتگزار کشور باشند باید به این نکته پی ببرند و ذهن خود را برای درک حقیقت حیات آماده سازند.

اگر قرار است آدمی به قرآن و عترت نظر داشته باشد و بر پایه تعالیم نورانی آنان حرکت کند، عنوان وجه الله بر اعمال او صدق می کند؛ یعنی خیر و عزت ما، استمرار می یابد و مسئولیت و مدیریت در نظام مقدس اسلامی مان، رو به شایستگی می رود و سرمشق مسلمانان و دیگران می شود.

فلسفه وجه الله این است که ما می خواهیم برای همیشه بمانیم و از مردن و تباه شدن نفرت داریم. بی تردید این خواسته حاکی از جمال گرایی ما می باشد و بسیار مطلوب است. ولی باید توجه داشت مراد، آن نوع زنده بودن است که آب حیات تلقی می شود، وگرنه زندگی حیوانی ارزش ندارد و نباید آرزومند بقای آن باشیم.

آنان که حقیقت، خلقت و جهان را می شناسند، به ما آموخته اند که از این زندگی ظاهری دنیا باید هراس داشت.

از این مرگ صورت فکن تا نترسی                   از این زندگی ترس که اکنون در آنی

مردن نامطلوب است و طبعا انسان باید از مرگ بترسد. مقصود، آن مرگی است که هلاکت انسان را سبب می شود و اثری نیکو از آن برجای نمی گذارد. آدم مرده در حقیقت فردی بی خاصیت است و اثر مثبتِ علمی، عقلی، فرهنگی و اجتماعی ندارد. بسیاری از افراد بشر، جنازه عمودی اند و بعد به جنازه افقی تبدیل می شوند. باید از آن کسی که دنیا و آخرت را خلق کرده جویا شد که مرگ و زندگی چیست و چه کسانی مرده و چه افرادی زنده اند. مفهوم حقیقی مرگ و حیات را حضرت اله می داند.

وجود مبارک پیامبر (ص) فرمود: به همراه قرآن بروید و ببینید که چه می گوید.

قرآن فرمود: «همه مرده اند»؛ یعنی همه تباه شده هستند، همه چیز و همه کس هلاک گشته اند، قرآن نفرمود که همه می میرند:

«کل شی هالک الا وجهه- قصص آیه ۸۸» (جز ذات او همه چیز نابود شونده است.)

اگر کسی به نام خدا قیام نکند، برای او زنده نباشد و خدمت نکند، فردی مرده است. گاه این مرده عالِمی است که در ظاهر به دیگران تعلیم می دهد و زمانی رئیس و مدیر است که خود را خدمتگزار مردم می خواند.

وجود مبارک امیرالمومنین (علیه السلام) درباره عالمان بی عمل فرمود که آنان مرده اند:

«الصوره صوره الانسان و القلب قلب الحیوان و ذلک میت الاحیاء- نهج البلاغه، کلمات قصار ۳۷۴»

(صورتش صورت انسانی است و قلبش قلبی حیوانی. درواقع او مرده ای در بین زنده هاست.)

اگر زندگی ابدی وجود نداشته باشد، ما را بدان دعوت نمی کنند. معلوم می شود که راه زندگیِ باقی وجود دارد و به تعبیر قرآن کریم، همان وجه الله است.

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

«دوروا مع کتاب الله حیث ما دار، إقرؤوا کتاب الله حیث نهاک و اذا لم ینهک فلم تقرأه.

به فرموده حضرت رسول (ص) اگر دیدی که قرآن می خوانی و در اخلاق و کردار و خدمت رسانی تو تأثیری ندارد و تو را از ظلم و تجاوزگری به حقوق مردم باز نمی دارد، خودت را به رنج نیفکن، چرا که در حقیقت قرآن خوان نمی باشی.

حیات، گاه گیاهی است؛ نوجوانی که خوب می خورد و می پوشد و راه می رود حیاتی گیاهی دارد؛ یعنی نهال خوبی است. اگر کسی به لحاظ موقعیت اجتماعی رشد کرد و معاون یا مشاور یا رئیس شد، طبعا از اینکه به دیگران فرمان می دهد و آنان در برابر او خاضع و تسلیم اند، لذت می برد. این شخص، تازه به حیات حیوانی اش رسیده و از آن بهره می برد. در حقیقت، چنین مدیری حیوان خوبی است، زیرا همه این لذت ها در حیوان و دنیای او وجود دارد. اما اگر مدیر یا رئیسی از اینها گذشت، پای به دالان ورودیِ عدل نهاده است.

شما اگر به سیرک رفته باشید، می بینید که شیر از ریاست لذت می برد و اگر برخورد نامناسبی ببیند پرخاش کرده و هجوم می برد. پس تا زمانی که حالات مشترک انسان و حیوان در ما وجود دارد در حیات حیوانی و گیاهی می باشیم و اگر ما به عنوان انسان کارهای زشت و ناپسند آنان را انجام دهیم، از آنان پست تر می شویم.

قرآن کریم، کتاب اهانت نیست و سراسر ادب است، نمی خواهد به کسی ناسزا بگوید، ولی واقعیت ها را کتمان نمی کند و انسان هایی را همانند چارپایان بلکه پست تر می داند:

«لهم قلوب لایفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون- اعراف، آیه ۱۷۹»

(دل هایی دارند که با آن [حقایق را] دریافت نمی کنند و چشمانی دارند که با آن نمی بینند و گوش هایی دارند که با آن نمی شنوند، آنان همانند چارپایان بلکه گمراه ترند. آری آنان همان غافلانند.)

تفسیر وجه الله

گفتیم که ما آهنگ همیشه زیستن داریم، اکنون باید به دنبال راهی باشیم که ما را به حیات انسانی نزدیک سازد. همچنین گفته شد که صراط حیات «وجه الله» است؛ یعنی جهت گیری خالصانه به سمت خشنودی خداوند متعال.

به منظور دستیابی به وجه الله یا هدف متعال زندگی نیاز است که انسان دو راه عنصری را حفظ کند: نخست، حُسنِ فعلی و دیگری حُسنِ فاعلی. مقصود از حُسن فعلی این است که کاری بر پایه کتاب و سنت -که همان حق است- انجام گیرد. به تعبیر دیگر، اقدام و عمل و مدیریت ها عقل پسندانه و متناسب با عدل و انسانیت باشد.

مراد از حسن فاعلی این است که در صحنه نفسِ شخص، جز خداوند و رضوان او چیزی نقش نداشته باشد. در این صورت شخص مطرح نیست، خدمت ارزش پیدا می کند و خدمت گزاران مؤمن و خالص، از مدیر و نیروهای تابعِ مدیریت، به دنبال خیر و صلاح عموم می باشند و خود را وسیله ای در جهت خدمتگزاری می دانند.

زندگی انسان با این تفسیر و نگرش رنگ جاودانگی می پذیرد و سربلندی او را در محضر حق و اهل بیت سبب می شود. مدیران لایق که همواره به دنبال کمال نفسانی خود و دیگران اند و نمی خواهند قداست نظام جمهوری اسلامی در هم شکسته شود، سعی در سلوک انسانی خواهند داشت. آنان فراتر از مصالح شخصی و گروهی می اندیشند و مدیریت را نردبان قدرت و منفعتشان نمی دانند.

علی (ع) الگوی خدمتگزاری

بی شک مقام امیرالمؤمنین بالاتر از درک و تصور ماست، ولی می توان تا حد امکان از شیوه آن حضرت پیروی کرده و زندگی سالم داشت.

کتاب شریف نهج البلاغه مسبوق به کتاب «الغارات» است. نویسنده آن برای اینکه سخنان حضرت امیر (ع) را در مورد غارت های امویان از گزند نابودی حفظ کند، به تالیف این کتاب پرداخت. بسیاری از مباحث نهج البلاغه از آن گرفته شده است.

مولف الغارات با چند واسطه از یکی از اساتید خود نقل می کند: من کودک بودم و همراه پدرم به مسجد رفتم.حضرت امیر (ع) مشغول خطبه خواندن بود و پدرم مرا روی دوش خود نشانده بود که خفه نشوم و نیز حضرت را ببینم. امیرالمومنین (علیه السلام) را دیدم که در حال سخن گفتن، مدام آستین خود را تکان می داد. به پدرم گفتم: به دلیل زیادی جمعیت است که امام دست تکان می دهد؟ گفت: نه پسرم. آن حضرت فقط همین یک پیراهن را دارد که تازه آن را شسته است. چون هنوز خشک نشده، این کار را می کند که خشک شود.

در پایان یادآور می شوم که استان قم، باید نمونه ای چشم گیر در کشور، بلکه جهان اسلام باشد. قم، حرم اهل بیت علیهم السلام است و مهد علوم قرآن و عترت. بنابراین مدیران محترم این استان، باید مدیرانی لایق باشند و از خدمت صادقانه دریغ نورزند و مسئولیت خود را چنانکه درخور این شهر و مایه اعتبار نظام و انقلاب است به نیکی انجام دهند؛ در اینصورت جهان اسلام به سمت نظام گراییده و از مدیران مومن و متعهدِ ما الگو خواهد پذیرفت.

برچسب‌ها: , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق