جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۸:۰۵ - ۱۳۹۵/۱۲/۱۷
در گفتگو با خانواده شهید اسکندر سرکوب؛
 شهیدی که مصداقی از آیات سوره فتح بود/ بخشی از تار موی او در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد   

وقتی دفن شدن موی پسرم در بقیع را دیدم بهترین لحظه و خاطره برای من بود. روحانی کاروان نیز از این قضیه متعجب شده بود و به من توصیه کرد که برای پسرت نگران نباش و گریه نکن چون این کار یک عنایتی به شما بوده است، قدر خود را بدانید

ندای اصفهان- زهرا آصالح

اسکندر سرکوب در بهمن ماه سال ۱۳۴۱ در یک خانواده معمولی ۸ نفره در شهر اصفهان به دنیا آمد. او فرزند پنجم خانواده بود. دوران ابتدایی را در مدرسه رکن الدین سپری کرد و مقطع دبیرستان را در دبیرستان سعدی واقع در سه راه حکیم نظامی در رشته ریاضی فیزیک مشغول به تحصیل شد. اسکندر در درس ریاضی نخبه بود. متن زیر حاصل دیدار و گفتگویی خاطره انگیز با خواهر و خانواده این شهید بزرگوار است که در ادامه می خوانیم.

***

وی بسیار مهربان و متواضع بود؛ اهل دنیا نبود و از هیچ کس درخواست و توقعی نداشت و نمازش را همیشه سر وقت می خواند. شهید سرکوب ورزشکار بود، او به ورزشگاه تختی می رفت و در رشته تکواندو کار می کرد.

دوران دبیرستان او همزمان بود با شروع انقلاب و تعطیلی مدارس، پس اسکندر هم در سال ۵۷ مانند خیلی از جوانان و نوجوانان در تظاهرات علیه شاه شرکت می کرد و با مردم همصدا و همراه می شد.

در زمان پیروزی انقلاب آنچنان عشق به امام و انقلاب داشت که با تشکیل بسیج با دستور امام خمینی(ره) وارد بسیج شد و از همان زمان همراه با تحصیل، در فعالیت های بسیج نیز شرکت می کرد. او فعالیت خود را از بسیج مسجد قدس در خیابان میر شروع کرد و پس از آن با بسیج مساجد دیگر (مسجد امام خیابان مطهری و مسجد بهشت خیابان آپادانا) نیز همکاری می کرد بطوری که تمام وقت خود را علاوه بر تحصیل در مساجد می گذراند.

با شروع جنگ تحمیلی برادرم چندین بار به جبهه های حق علیه باطل رفت.

کارت شناسایی شهید سرکوب که بعد از شهادت، از جیب آغشته به خونش خارج شد:

سال آخر تحصیلی (سال۱۳۶۱ ) در امتحانات خردادماه که نهایی بود شرکت کرد و بعد از ماه مبارک رمضان که در تیرماه بود به جبهه رفت و چند بار هم به مرخصی آمد. برادرم در عملیات رمضان ۵ آرپی جی زن بود.

آخرین مرخصی اسکندر در شانزدهم مهرماه سال ۱۳۶۱ بود، یعنی دقیقا بعدازظهر روزی که من و مادرم به آرامگاه علامه مجلسی رفتیم و برای برگشتن او دعا کردیم!

آخرین بار که به جبهه می رفت من در منزل تنها بودم؛ بوی خاصی می داد و حتی چهره او نیز تغییر کرده بود.

در شب عملیات محرم بارندگی بود؛ دوست همرزمش حبیب الله سجاد تعریف می کرد: من ترکش خوردم و اسکندر مرا به عقب برد و دوباره بازگشت. ترکش به گردن برادرم اصابت کرده بود و پیکرش ۱۵ روز در گل مانده بود.

نقشه عملیات محرم:

شهید اسکندر سرکوب در حمله محرم که در آبان ماه سال ۶۱ و در ماه محرم بود، در تاریخ ۱۱/۸/۱۳۶۱ در منطقه عین خوش در عملیات محرم که با رمز «یا زینب» شروع شده بود به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

آخرین نامه او بعد از شهادتش به دست خانواده رسید و پیکر مطهر او بعد از پانزده روز با جمع شهدای محرم که ۳۷۰ تن بودند، از میدان امام و در روز ۲۵ آبان خیلی باشکوه تا گلستان شهدا تشییع شد و این روز در تاریخ مردم اصفهان جاودانه شد.

تمبر شهدای ۲۵ آبان ماه:

اگر بخواهیم از برادر شهید من و دیگر شهدایی که جان خود را با اخلاص در راه آرمان های امام راحل که همان حفظ نظام و ارزشهای الهی است توصیفی داشته باشیم، باید گفت که همه آنها مصداق این آیه شریفه قرآن (آیه ۲۹ سوره فتح) می باشند که خداوند می فرماید:

«محمد(ص) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار شدید و محکم اما در میان خود صمیمی و مهربانند. پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود می بینی. آنها همواره فضل خدا و رضای او را می طلبند. نشانه های آنها این است که در صورتشان اثری از سجود نمایان است.»

خاطره ای زیبا از زبان مادر شهید

وقتی خبر شهادت فرزندم را به من دادند، گفتند باید به سردخانه برای دیدن او برویم؛ شیشه گلاب تهیه کردم و به دیدار فرزندم رفتم. صورت او را با گلاب شستم و مقداری از موی سر او را برداشتم و پیش خود نگه داشتم.

بعد از تشییع و خاکسپاری او قسمت شد که جزء اولین خانواده شهدایی باشم که به مکه مشرف می شوند. زمان عازم شدن به سفر حج، موی سر فرزندم را هم برداشتم و با خود بردم. در مدینه با دیدن قبرستان بقیع و با یاد ائمه بقیع ناراحت شدم و در آن حالِ دل گرفتگی، فرزند شهیدم در نظرم آمد.

در آن لحظه فکری به ذهنم خطور کرد. نزد روحانی کاروان رفتم و از او خواستم که برایم کاری انجام دهد. از او خواستم که موی سر پسرم را که همراهم بود بین چهار امام به خاک بسپارد و او هم با اجازه از مسئولین حاضر شد این کار را برای من انجام دهد. روزی که به قبرستان بقیع برای این کار رفتیم از ایشان خواستم زمانیکه این کار را انجام داد برای من دست تکان دهد تا من متوجه شوم.

وقتی دست تکان دادن ایشان را دیدم بهترین لحظه و خاطره برای من بود. روحانی کاروان نیز از این قضیه متعجب شده بود و به من توصیه کرد که برای پسرت نگران نباش و گریه نکن چون این کار یک عنایتی به شما بوده، پس قدر خود را بدانید.

وصیت نامه شهید

«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ * الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ »(۱۵۵-۱۵۶/بقره)

(و البته شما را به سختی ها چون ترس و گرسنگی و کاهشی از اموال و جان ها و میوه ها بیازماییم و بشارت و مژده آسایش از آن صابران است. آنانکه چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند صبوری پیشی گیرند و گویند ما به فرمان خدا آمده و به سوی او رجوع خواهیم کرد.)

سلام و درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی و سلام بر تمامی مستضعفان جهان و سلام و درود بر شما ملت شهیدپرور و قهرمان که با نثار جان و مال و فرزندانتان و حضور همیشگی خود در این صحنه مبارزاتی حق علیه باطل، مشت محکمی بر دهان دیوصفتان روزگار و جنایتکاران غرب و شرق و عمال دستت نشانده آنها و ضد انقلاب داخلی (منافین از خدا بی خبر و توده ای های دورو و حزب کثیف کومله و دمکرات و…) زدید و به آنها ثابت کردید که ما تا نابودی ظلم واستبداد و تا برپایی حکومت حق و حکومت الله و تا به اهتزاز درآوردن پرچم لااله الا الله در سراسر جهان از پای نخواهیم نشست و در این راه از ایثار جانن خود دریغ نمی ورزیم و همچنین به آنها فهماندید که ما اهل کوفه نیستیم و امام و رهبرمان را همچنان که تا به حال تنها نگذاشته ایم، در آینده نیز تنهاا نخواهیم گذاشت و برای رسیدن به هدف هایمان تا آخرین قطره خونمان ایستاده ایم.

ملت شهید پرور و قهرمان، در این راه پر فراز و نشیب صبر و استقامت از خود نشان داده و استوار و محکم حرکت کنند که خداوند در این صورت وعده یاری داده است؛ همچنانکه در قرآن می فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرین» (َ۱۵۳/بقره)

(ای اهل ایمان در پیشرفت کار خود صبر و مقاومت پیشه کنید و به ذکر خدا و نماز توسل جویید که خداوند یار و یاور صابران است.)

ای ملت مبارز و ای حامیان قرآن و دین خدا، در همه حال به یاد خدا باشید و مواظب باشید کاری را که انجام می دهید، حرفی را که می زنید، چیزی را که می بینید، حرفی را که می شنوید و تجارتی را که انجام می دهید در راه رضای خدا باشد. از هر نفسی و از هر لحظه این زندگی چند روزه غافل نشوید که این لحظه ها، لحظه های سرنوشت ساز است و دیگر برنمی گردد. این نکته را در نظر داشته باشید که خداوند بندگانش را می آزماید و برای قبول شدگان، آخرتی نیکو در نظر گرفته است ( وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ…).

خداوند در هنگام سختی ها و راحتی ها و مواقعی که بر انسان مصیبتی وارد می شود و هنگامی که همه در راحتی و نعمت فراوان غرقند و خلاصه در همه احوال بندگانش را می آزماید و خوشا به حال آنها که از این آزمایشات پیروز بیرون آیند.

خداوند می فرماید: ما شما را با جان ها و مال هایتان آزمایش می کنیم، پس دل بکنید از این دنیا و در راه خدا از دادن جان و مال خویش دریغ نورزید.

در نمازهای جمعه و تشییع جنازه ها و راهپیمایی ها و دعاهای کمیل و عزاداری ها شرکت جویید. صفوفتان را فشرده تر و منسجم تر کنید و با مشت های گره کرده و با فریادهای “الله اکبر” به حرکت درآیید تا ضد انقلاب نتواند در درون صفوفتان رخنه کند و خدای ناکرده بین شما تفرقه اندازد و به این انقلاب و در نتیجه به اسلام ضربه ای بزند.

و شما ای جوانانی که هنوز در کنج خانه ها نشسته اید و دلبستگی به پدر و مادر و یا دلبستگی به دنیا و آرزوهای دور و دراز، شما را از پیمودن راه حق باز داشته است، این زنجیرهای اسارت را پاره کنید و بیایید و در راه خدا جهاد کنید و در راه خدا گام بردارید. خداوند در قرآن، این کتاب راهنمای بشر میی فرماید:

«فَلْیُقاتِلْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یَشْرُونَ الْحَیاهَ الدُّنْیا بِالْآخِرَهِ وَ مَنْ یُقاتِلْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً» (۷۴/ نساء).

مومنان باید در راه خدا با آنان که حیات مادی دنیا را بر آخرت برگزیدند، جهاد کنند و هر کس در جهاد بر راه خدا کشته شد و یا فاتح گردید زود باشد که او را (در بهشت ابدی) اجری عظیم دهیم.

«وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً» (۷۵/ نساء)

چرا در راه خدا جهاد نمی کنید در صورتیکه جمعی ناتوان از مرد و زن و کودک شما که در مکه اسیر ظلم کفارند؛ آنها دایم می گویند بار خدایا ما را از این شهری که مردمش ستمکارند بیرون آور، از جانب خود برای ما بیچارگان نگهدار و یاوری فرست.

این را بدانید که خداوند برای نجات و آزادی مستضعفان و مسلمینی که زیر سلطه استثمارگران و اسیر ظلم کفارند، شما ملت مبارز، قهرمان و شهیدپرور را برگزیده است و این وظیفه را به گردن شما گذارده است. مبادا که در این راه سستی به خود راه دهید و خسته شوید و شانه از زیر بار این مسئولیت خالیی کنید، که اگر چنین شد خداوند قوم دیگری را به جای شما برخواهد گزید و از این نعمت الهی محروم خواهید شد. آنوقت باید آماده پذیرش عذاب الهی باشید.

ان شاءالله که همانطور که قبلا محکم و استوار ایستاده بودید و در آینده نیز و تا پیروزی کامل حق علیه باطل و تا رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی مان خواهید ایستاد. در تمامی این راه عظیم به یاد خدا باشید تا خداوند نیز به یاد شما باشد و شما را یاری کند.

سپاس خداوند یکتا و بخشنده و مهربان که اینچنین سرنوشتی را برایم مقدر فرمود و این لیاقت را به من عطا کرد تا بتوانم در راه برقراری حق و عدالت و برای پایدار نگه داشتن کلمه “لا اله الا الله” بر تمامی سطح جهان و برای برپایی حکومت الله بر تمامی جهان و برای آزادسازی مستضعفان جهان و برایی خشنودی امام زمان(عج) و برای اطاعت از امر نائب بر حقش امام خمینی، وارد جبهه شوم و در این راه کشته شوم. ”ان شاءالله خداوند بپذیرد”.

پدر و مادر عزیزم مبادا در غم رفتن من از میان شما گریه و زاری سر دهید و ناراحت باشید. بدانید که شما امانتی را نگهداری می کرده اید و حالا خوشحال باشید که توانسته اید این امانت را به نحو احسن نگه دارید و به صاحب اصلیش تحویل دهید. ان شاءالله خداوند از شما قبول کند. این امر را بدانید که زحماتت شما بی اجر و پاداش نیست.

«الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»

آنانکه چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند صبوری پیش گرفته و گویند ما به فرمان خدا آمده و به سوی او رجوع خواهیم کرد. کسانی که چنین رفتار کنند، در برابر سختی ها، خداوند متعال در مقابل یاریشان خواهد کرد و اجر و پاداش برای آنان در نظر گرفته است.

پدر و مادر و خانواده عزیزم سعی کنید جزء این گروه از مردم راضی به رضای خدا باشید.

آخرین سخنم برای ملتم این است که همچون گذشته جز برای خدا کار نکنید و همیشه هدفتان الله و کتابتان قرآن و رهبرتان خمینی و شعارتان و دعایتان «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار» باشد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

دست نوشته ای از شهید اسکندر سرکوب:

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز