پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۸:۵۹ - ۱۳۹۴/۰۶/۲۳
جامعه روحانیت مبارز
جریان شناسی سیاسی احزاب و گروه ها (قسمت هفتم)
 جامعه روحانیت مبارز/ فراز و نشیب، انشعاب، اقدامات   

جامعه روحانیت مبارز به عنوان یک گروه فعال و منسجم در کشور و به ویژه تهران فعالیت می کند، ولی هیچگونه مجوزی از وزارت کشور نگرفته است؛ اعضای آن معتقدند که روحانیت بازوی رهبری است و این مجموعه، تشکلی، حزبی و صنفی نیست و تا زمانی که در این حوزه کار کند، نیاز به مجوز از وزارت کشور ندارد...

ندای اصفهان- مجید نادم/

در قسمت های قبل به تعریف جریان شناسی سیاسی پرداختیم و برخی جریانات را به اختصار معرفی کردیم (اینجا)، (اینجا)، (اینجا) و (اینجا). اکنون به معرفی جامعه روحانیت مبارز می پردازیم.

***

جامعه روحانیت مبارز یکی از ارکان اصلی مجموعه اصولگرایی است که همواره اهمیت و جایگاه تعیین کننده ای در میان این مجموعه داشته است. شهید مفتح، شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید باهنر، هاشمی رفسنجانی، آیت‌الله سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی و آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی از پایه گزاران این تشکل سیاسی در سال ۵۶ بوده اند. شهید مفتح اولین دبیرکل جامعه روحانیت مبارز بود  که پس از شهادت وی مرحوم آیت الله مهدوی کنی دبیرکل این جامعه شد. هم اکنون نیز آیت الله موحدی کرمانی دبیرکلی این مجموعه را بر عهده دارد. در چند سال گذشته چهره هایی چون حجت الاسلام ناطق نوری، هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی که از اعضای این تشکل سیاسی بودند حضورشان در جلسات جامعه روحانیت مبارز کمرنگ شد و در نهایت غیبت همیشگی آن ها در جلسات به روندی عادی تبدیل شد.

قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به رهبری امام خمینی (ره) را باید سرآغاز تحولات زیادی در تاریخ معاصر ایران دانست. یکی از مهمترین این تحولات، حضور فعال و گسترده روحانیت به عنوان یک جنبش غیر حزبی و خودجوش در صحنه سیاسی ایران، به ویژه در نهضت اسلامی و فراگیر امام (ره) بود؛ چرا که تا این زمان، روحانیت و مراجع، کمتر در مسائل سیاسی دخالت می کردند و حتی می توان گفت که در برخی از مواقع اصلا دخالت نمی کردند.

بیشتر متخصصان و اندیشمندان علوم اجتماعی و سیاسی، سال ۱۳۵۶ را سال ورود انقلاب اسلامی ایران به مرحله پیروزی می دانند؛ زیرا در این سال، در ایران حوادثی به وقوع پیوست که ار آن ها با تعبیر عوامل شتابزای انقلاب اسلامی نام برده می شود. مهم ترین این حوادث، رحلت مشکوک فرزند بزرگ حضرت امام (ره)، آیت الله حاج سید مصطفی خمینی بود که باعث بیداری و قیام سراسری روحانیت و مردم در ایران شد. تشکیل جامعه روحانیت مبارز هم مربوط به همین سال است. در این سال، شهیدان بزرگواری همانند آیت الله دکتر بهشتی، آیت الله مطهری، آیت الله مفتح و… به فکر سازماندهی و انسجام روحانیت در منطقه شیران و مناطق دیگر تهران و به آماده سازی مقدمات آن پرداختند؛ اما تشکیل رسمی این تشکل در سال بعد، یعنی سال ۱۳۵۷ اتفاق افتاد. در این سال عده ای از روحانیون مبارز که از آغاز نهضت اسلامی امام خمینی در شکل گیری و پیروزی آن نقش داشتند، با تأیید امام، توسط شهید مطهری و با شرکت عده ای از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گرد آمده و جامعه روحانیت تهران را تشکیل دادند. از آن تاریخ تا کنون، جامعه روحانیت مبارز به عنوان یک گروه فعال و منسجم در کشور و به ویژه تهران فعالیت می کند، ولی هیچگونه مجوزی از وزارت کشور نگرفته است؛ زیرا اعضای آن معتقدند که روحانیت بازوی رهبری است و این مجموعه، تشکلی، حزبی و صنفی نیست و تا زمانی که در این حوزه کار کند، نیاز به مجوز از وزارت کشور ندارد.[۱]

جامعه روحانیت مبارز

عملکرد و اقدامات جامعه روحانیت

فعالیت های این تشکل را در دو مقطع قبل از انقلاب و بعد از انقلاب بررسی می کنیم.

قبل از انقلاب

از جمله اقدامات مهم جامعه روحانیت مبارز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، انتشار، پخش و توزیع کتاب ها، اطلاعیه ها و نوارهای سخنرانی امام خمینی، برگزاری راهپیمایی ها، تظاهرات، سخنرانی ها، انجام مراسم مذهبی و سیاسی، تشکیل کمیته استقبال از امام و تشکیل کمیته هایی برای کمک به مردم بود. همچنین برخی از اعضای آن تشکل، نظیر آیت الله بهشتی، آیت الله مطهری، مقام معظم رهبری، آقای هاشمی رفسنجانی، آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله مهدوی کنی با شرکت در شورای انقلاب، که توسط امام تشکیل شد، سهم بسزایی در پیشبرد اهداف انقلاب داشتند.

بعد از انقلاب

پس از پیروزی انقلاب که جامعه روحانیت مبارز به طور رسمی تشکیل شد، اعضای آن نقش مهمی در تداوم و ثبات انقلاب اسلامی داشتند. به همین منظور، برخی از آنان، حزب جمهوری اسلامی را تشکیل دادند. جامعه روحانیت مبارز در سال ۱۳۵۸ و در آستانه انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری از نامزدی ابوالحسن بنی صدر حمایت کرد که وی با اکثریت قاطع آرا به پیروزی رسید و به عنوان اولین رئیس جمهور نظام جمهوری اسلامی ایران شناخته شد. آرای فراوان بنی صدر در انتخابات، به دلیل سابقه مبارزاتی و یا محبوبیتش نبود، بلکه نشانگر اعتماد مردم به جامعه روحانیت مبارز بود.[۲] هرچند وی به دلیل فاصله از رهبری امام، آرمان های انقلاب و خیانت در جنگ پس از مدت کوتاهی از مقام فرماندهی کل قوا و ریاست جمهوری عزل و به خارج از کشور فرار کرد، اما اعتماد مردم به جامعه روحانیت مبارز در انتخابات مجلس اول در سال ۱۳۵۸، انتخابات ریاست جمهوری شهید محمدعلی رجایی در سال ۱۳۶۰ و انتخاب مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری در همان سال، پیروزی های چشم گیری را به دست آورد.[۳]

پس از وقایع ۱۳۶۰ و عزل بنی صدر و ترورهای کور سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، تقریبا تمام احزاب سیاسی منحل شده یا جلوی فعالیت های آنان گرفته شد و تنها تشکلی که فعالیت می کرد، جامعه روحانیت مبارز بود. علاوه بر این، اکثر مقام های کلیدی کشور هم در دست اعضای این گروه بود.

اولین انشعاب

جامعه روحانیت مبارز بین سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ به طور کامل و از سال ۱۳۶۷تا ۱۳۷۶ به طور نسبی، مهم ترین گروه سیاسی کشور به شمار می رفت و اکنون فراگیرترین گروه سیاسی است. در دور دوم مجلس شورای اسلامی نیز نامزدهای جامعه روحانیت مبارز در تهران و بیشتر شهرستان ها اکثریت آرا را به خود اختصاص داده و به مجلس راه یافتند. ولی بیشتر این افراد بعدها، جناح چپ را تشکیل دادند. در اوایل سال ۱۳۶۷ و در آستانه انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی و با توجه به جدایی مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت، این دو گروه دو فهرست جداگانه در تهران ارائه دادند، اما بیشتر افراد در دو فهرست مشترک بودند. درنتیجه، مجمع روحانیون مبارز تهران و شهرستان ها به پیروزی قابل توجهی دست یافت.

مجمع روحانیون مبارزدر بین سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ که دوره ریاست جمهوری مقام معظم رهبری و نخست وزیری میرحسین موسوی بود، بیشتر اعضای دولت از جناح چپ یا مجمع روحانیون مبارز بودند. پس می توان گفت که جناح چپ در این سال ها در کشور، حاکمیت را در دست داشت.

سال ۱۳۶۸ را می توان آغاز دوره فعالیت گسترده جامعه روحانیت مبارز دانست. در این سال، هر دو گروه (جامعه و مجمع) از نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی حمایت کردند. درنتیجه، ایشان با کسب بیش از ۹۰ درصد آرا به ریاست جمهوری انتخاب شد.

پس از انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری، با توجه به اینکه هر دو گروه از وی حمایت کرده بودند، انتظار داشتند که بیشتر اعضای کابینه از گروه خودشان باشد. اما چون آقای هاشمی خود عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز بود، بیشتر چهره های وابسته به جامعه روحانیت و جمعیت موتلفه را وارد دولت خود کرد و تنها از جناح مقابل، سید محمد خاتمی، مصطفی معین، عبدالله نوری و غلامرضا آقازاده در کابینه وی وارد شدند.[۴]

کنار گذاشتن تعداد زیادی از افراد جناح به اصطلاح چپ از دولت از یک سو و انتخاب آقای کروبی به ریاست مجلس شورای اسلامی پس از ریاست جمهوری آقای هاشمی از سوی دیگر، باعث تشدید اختلافات میان دو گروه شد. علاوه بر این، اختلاف نظرها و دیدگاه های متفاوت مجمع و جامعه و نیز عملکرد بعضا اشتباه دو گروه، دامنه اختلافات را تشدید کرد. سرانجام در آستانه انتخابات چهارم (۱۳۷۱) و رد صلاحیت عده ی زیادی از اعضای جناح چپ توسط شورای نگهبان، اختلافات به اوج خود رسید. در این انتخابات (فروردین ۱۳۷۱) جامعه روحانیت مبارز و تشکل های همسو با شعار «اطاعت از رهبری، حمایت از هاشمی» توانست اکثریت قریب به اتفاق مجلس شورای اسلامی را به دست آورد.[۵] بدین شکل، موقعیت این گروه برای اولین بار پس از جدایی، مستحکم شد و مجمع روحانیون مبارز تقریبا از صحنه کنار رفت.

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۲ با توجه به اینکه جناح چپ نتوانست نامزدی برای ریاست جمهوری معرفی کند، جامعه روحانیت مبارز و تشکل های همسو، با قدرت بیشتری وارد انتخابات شد و علاوه بر آقای هاشمی رفسنجانی، آقایان احمد توکلی، عبدالله جاسبی و رجبعلی طاهری نیز کاندید شدند. ولی به پیروزی دوباره آقای هاشمی رفسنجانی انجامید.

دولت دوم آقای هاشمی با حذف چند نفر باقیمانده وابسته به جناح چپ، از جمله عبدالله نوری، مصطفی معین و عبدالحسین وهاجی از وزارت کشور، وزارت علوم و وزارت بازرگانی، اعضای جدیدی را به مجلس معرفی کرد که همگی به استثنای محسن نوربخش از مجلس رأی اعتماد گرفتند. بدین شکل با استعفای سید محمد خاتمی از وزارت ارشاد (که قبلا کنار رفته بود)، فرد شاخصی از جناح چپ در دولت حضور نداشت.[۶] و سه نفر از چهار نفر جایگزین؛ یعنی یحیی آل اسحاق، هاشمی گلپایگانی، مصطفی میرسلیم، نیز عضو جمعیت مؤتله اسلامی بودند.

دومین انشعاب

با فشار بیش از حد مجلس چهارم به هاشمی در کنار گذاشتن افراد وابسته به جناح چپ و استیضاح وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (دکتر ایرج فاضل) و عدم رأی اعتماد به وزیر اقتصاد و دارایی (محسن نوربخش)، اختلاف نظر بین دولت و جامعه روحانیت مبارز و تشکل های همسو روز به روز بیشتر شد و سرانجام در آستانه انتخابات مجلس پنجم در بهمن ماه ۱۳۷۴ گروه جدیدی به نام «کارگزاران سازندگی» که در واقع طرفداران آقای هاشمی بودند، از جناح راست جدا شدند. بدین شکل دومین انشعاب در جامعه روحانیت مبارز پدید آمد.

انتخابات مجلس پنجم که در آغاز سال ۱۳۷۵ با عدم ارائه فهرست نامزدها از طرف جناح چپ انجام گرفت، با رقابت جدی بین کارگزاران و جامعه روحانیت مبارز و تشکل های همسو آغاز شد و منجر به پیروزی نه چندان قاطع جناح راست شد. از این رو، مجلس پنجم به دو جناح راست (ارزش گرا) با حدود ۱۷۰ تا ۱۸۰ نماینده و جناح کارگزاران سازندگی و چپ در قالب فراکسیون «مجمع حزب الله» با حدود ۸۰ تا ۹۰ نماینده کار خود را آغاز کرد.[۷]

عملکرد جناح راست در کنار زدن نیروهای خارج از ائتلاف خود و مظلوم نمایی های جناح مقابل، کم کم باعث مطرح شدن دوباره جناح چپ شد. درنتیجه در اواخر سال ۱۳۷۵ پس از اینکه جناح راست حاضر نشد چند وزارتخانه را به کارگزاران واگذار کند، جناح چپ و کارگزاران متحد شده، سید محمد خاتمی را به عنوان نامزد ریاست جمهوری معرفی کردند. در نتیجه آقای خاتمی با رای اکثریت در دوم خرداد ۱۳۷۶ به پیروزی رسید. علاوه بر این، جناح چپ در انتخابات مجلس ششم هم به پیروزی رسید و جناح راست را در اقلیت قرار داد.

پی نوشت

[۱] احزاب و جناح های سیاسی ایران امروز، عباس شادلو، ص ۳۹٫

[۲] همان.

[۳] جناح های سیاسی در ایران امروز، حجت مرتجی، ص ۱۱-۱۲٫

[۴] احزاب و جناح های سیاسی ایران امروز، عباس شادلو، ص ۴۱٫

[۵] جناح بندی سیاسی در ایران، سعید برزین، ص ۶۶٫٫

[۶] جناح بندی سیاسی در ایران، سعید برزین، ۷۸-۸۲٫

[۷] احزاب و جناح های سیاسی ایران امروز، عباس شادلو، ص ۴۲-۴۳٫

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق