سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۴:۰۴ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۷
كسی كه نجوم نمی داند توحيدش هم ضعيف است!
 عظمت وجود نوریه فاطمه زهراء سلام الله علیها   

شروع خلقت دنيا، زمان شروع تجلّی فاطمه (س) در دنيا است؛ و تمام وسعت دنيا، هرچه كه هست، محدوده‌ی تجلّی فاطمه (علیها سلام) در دنيا است؛ و پايان دنيا، پايان تجلی حضرت فاطمه در دنيا است

ندای اصفهان- حجت الاسلام مهران آدرویش

امام رضا(علیه السلام) فرمود: «کسی که نجوم نمی‌داند توحیدش (خداشناسی و خدا ترسی اش) هم ضعیف است».

عظمت آسمان اول:

منظومه شمسی عبارت است از خورشید، و سیاره های داخلی و سیاره های بیرونی و تعداد زیادی سیارک ها و کوه های یخی و ستاره های دنباله دار و شهاب سنگها و… که در مناطق دورتر شکل گرفته اند و همگی در مدار و کشش و جاذبه خورشید هستند برای درک عظمت مرکز این منظومه یعنی خورشید، کافی است بدانید که خورشید یک میلیون و سیصد و بیست هزار زمین ما را می تواند در خود جا دهد.

طول منظومه شمسی چیزی حدود ۱۶ میلیارد کیلومتر تا ۲۵ میلیارد کیلومتر است. منظومه شمسی در کهکشان راه شیری قرار دارد و برای درک عظمت کهکشان کافی است بدانید که هر کهکشان از صد میلیارد منظومه تشکیل یافته است.

اکنون که با عظمت کهکشان راه شیری آشنا شدید در مرحله بعد باید بدانید که هر ۵۰ میلیون کهکشان یک خوشه را تشکیل می دهد و دانشمندان می گویند این صد میلیون خوشه حتی یک صدم آسمان هم نمی شود. (منبع: سایت بیگ بنگ)

زینب عطر فروش:

در مدینه زنی بود به نام زینب که عطر می فروخت و چون رسول خدا عطر زیاد استعمال می کرد به وفور خدمت رسول اکرم شرفیاب می شد. روزی وی از پیامبر خواستار تشریح عظمت خداوند شد. پیامبر اکرم فرمود: عظمت خداوند را نمی توانی ادراک کنی اما برای اینکه بویی از عظمت او برده باشی توجه تو را به عظمت مخلوقاتش جلب می کنم.

نگاه کن به عظمت این بیابان ها که تنها بخشی از زمین را تشکیل داده اند. آنگاه بدان که زمین با تمام عظمتش نسبت به زمین دوم مثل حلقه ای است در بیابانی وسیع و دو زمین قبلی با هم نسبت به زمین سوم مثل انگشتری است در بیابانی وسیع و قس علی هذا تا زمین هفتم و تمام اینها نسبت به آسمان اول همچون حلقه ای از انگشتر در میان یک بیابان بی انتهاست.

و نسبت آسمان اول به آسمان دوم همینطور و قس علی هذا تا آسمان هفتم و آن نسبت به کرسی و کرسی نسبت به عرش مثل انگشتری است در بیابانی وسیع (نقل مضمون روایت از علامه مصباح یزدی؛ اصل روایت در کتاب ترجمه روضه کافى، ص: ۱۹۷، الکافی، ج ۱۵، ص ۳۶۷ – ۳۷۰؛ شیخ صدوق، التوحید، ص ۲۷۵ – ۲۷۷، مؤسسه النشر الإسلامی، قم، چاپ اول، ۱۳۹۸ق)

نور چهارده معصوم علیهم السلام نوری فوق عرش:

بنا بر روایات نوریه تمام این عظمتی که از آن یاد شد از شعاع کوچکی از نور ۱۴ معصوم علیهم السلام خلق شده است. از جمله این روایت است:

رسول خدا به عمویش عباس بن عبدالمطلب فرمود ای عمو من و علی و فاطمه و حسن و حسین از یک چشمه‏ ایم و ما را خداوند خلق فرمود وقتی که آسمان و زمین و بهشت و دوزخ نبود و ما بودیم و تسبیح خدا را می‏ کردیم در وقتی که تقدیس و تسبیح کننده نبود.

خداوند متعال خواست صنعت و خلقت خود را ظاهر کند شکافت نور مرا و از آن عرش را خلق کرد، پس نور عرش از نور من است و نور من از نور اله است و من از عرش افضل می ‏باشم. پس شکافت از نور علی بن ابی‏طالب و خلق کرد از آن ملائکه را پس نور ملائکه از نور علی است و نور علی از نور خدا است و نور او افضل از ملائکه است. پس شکافت نور دخترم فاطمه را و خلق کرد از او آسمانها و زمین را و نور فاطمه از نور خدا است و فاطمه‏ افضل است از آسمانها و زمینها.

پس از نور امام حسن آفتاب و ماه را خلق کرد و نور حسن از نور خداست و او افضل از شمس و قمر است، پس شکافت نور حسین را و از آن بهشت و حورالعین را خلق کرد پس نور جنت و حورالعین از نور حسین است و نور حسین از نور خداست و الحسین افضل من الجنه والحور العین (ریاحین الشریعه ج۱/ ص ۲۴۶ تا ۲۵۰، بحارالانوار، ج ۱۵، ص ۱۰، بحارالانوار، ج۵۴، ص۱۹۳؛ از محمدبن حسن طوسى(ره) از کتاب مصباح الأنوار به اسنادش از أنس از پیامبر اکرم)

بنابراین شروع خلقت دنیا، زمان شروع تجلّی فاطمه (سلام الله علیها) در دنیا است؛ و تمام وسعت دنیا، هرچه که هست، محدوده‌ی تجلّی فاطمه (علیها سلام) در دنیا است؛ و پایان دنیا، پایان تجلی حضرت فاطمه در دنیا است.

 

بـاش تــا صـبـح دولـتـت بـدمـد / کـایـن هـنـوز از نـتــایـج سـحر است (**)

پی نوشت:

(**) برخی دیگر از روایات نوریه به قرار زیر است:

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: خداوند نور محمد صلی الله علیه و آله را چهارصد و بیست و چهارهزار سال پیش از آسمانها، زمین، عرش، کرسی، لوح، قلم، بهشت، و جهنم و پیش از آفرینش آدم، نوح، ابراهیم، اسحق، یعقوب، موسی، عیسی، داود و سلیمان، و پیش از تمامی انبیاء به وجود آورد. (معانی الاخبار: ص ۳۰۶ بحارالانوار: ج ۵۷ ص ۱۷۵)

– مفضل از امام صادق علیه السلام پرسید: چگونه بودید زمانی که در اظله قرار داشتید؟!
فرمود ای مفضل با قرب معنوی در نزد خدا بودیم در حالی که کسی غیر از ما، در اظلمه خضراء وجود نداشت، تسبیح، تقدیس و تمجید خدا می کردیم نه ملک مقربی و نه ذی روحی بود؛ تا اینکه هرچه را، هر طور که می خواست آفرید، و علم آنها را به ما واگذاشت (بحارالانوار: ج ۵۷ ص ۱۹۶: ج ۱ ص ۴۴۱).

(علامه مجلسی گوید اظله، عالم ارواح یا مثال یا عالم ذر است.)

– محمد بن سنان می گوید: نزد ابی جعفر دوم امام جواد علیه السلام رفته بودم، اختلاف شیعه را درباره ائمه به میان آوردم: فرمود: ای محمد! خدای تبارک و تعالی دائما تک و بی همتا بود و سپس محمد و علی و فاطمه علیهم السلام را آفرید و هزار دهر ماندند، پس تمامی اشیاء را آفرید و آنان را شاهد آفرینش آنها قرار داد، و اطاعت آنان را بر جمیع اشیاء واجب گردانید و امور تمامی اشیاء را به آنها سپرد.

پس آنها هرچه را بخواهند حلال و هرچه را بخواهند حرام می کنند، و ابدا چیزی را بدون خواست خدای تبارک و تعالی انجام نمی دهند، سپس فرمود: ای محمد! این است دیانتی که هر کس جلوتر رود، از دین بیرون رفته و اگر از آن عقب بماند محو گردد، و هر کس آنرا بگیرد به حق می رسد، بگیر این دیانت را ای محمد! (کافی: ج ۱، ص ۴۴۰؛ بحارالانوار: ج ۵۷ ص ۹۵/۱۱)

– ابی حمزه ثمالی گوید: حبابه و البیه به محضر ابی جعفر علیه السلام وارد شده و عرض کرد، یابن رسول الله! برای من بفرمایید که، در اظلمه چه چیزی بود؟

فرمود: ما پیش از آفرینش، نوری بودیم در برابر خدا، وقتی که مخلوقات را آفرید ما تسبیح گفتیم، آنها نیز با ما تسبیح گفتند تهلیل و تکبیر گفتیم، آنها نیز گفتند و این است قول خداوند متعال: «و ان لو استقامو علی الطریه لاسقیناهم ماء اغدقا» (جن/ ۱۶)
اگر در راه حق، استقامت کنند البته آنها را از آب سیراب می کنیم و آن راه حب علی و آب گوارای ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله است. (بحارالانوار: ج ۲۵ ص ۲۴/۲)

– علامه مجلسی می گوید: شروع خلقت عالم انوار و به طور کلی عالم هستی از خلقت نور و روح حضرت محمد است که خداوند آن را از نور وجود خود آفرید.

سپس از نور وجود حضرت ختمی مرتبت، نور حضرت علی علیه‏السلام را آفرید و از آن دو نور طیّب، نور حضرت فاطمه علیهاالسلام را خلق کرد و از این سه نور پاک، انوار حضرت حسن و حسین علیهماالسلام را آفرید و از نور امام حسین علیه‏السلام، انوار نُه امام دیگر را به ترتیب آفرید، پیش از این‏که مخلوق دیگری را آفریده باشد، نه آسمانی و زمینی و نه خورشید و ماهی و نه آب و هوایی و نه هیچ چیز دیگر (بحارالانوار، ۱۴۰۳، ۵۴/، ۱۶۹-۱۶۸)

– در روایت دیگری از حضرت علی علیه ‏السلام آمده است که نور ۱۲۴ هزار پیامبر دیگر نیز از نور وجود پیامبر اکرم صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله خلق شده است، پیش از این‏که موجود دیگری خلق شده باشد. (همان، ۱۵/۲۸)

از جابر بن عبداللَّه روایت است که گفت به رسول خدا عرضه داشتم: اولین چیزى که خدا خلق کرد، چه بود؟ فرمود: اى جابر نور پیغمبرت بود، که خدا اول آن را آفرید، و سپس از او هر چیز دیگرى را خلق کرد، آنگاه آن را در پیش روى خود در مقام قربش نگه داشت، و خدا می داند چه مدت نگه داشت، آنگاه آن نور را چند قسم کرد، عرش را از یک قسم آن، و کرسى را از یک قسمش، و حاملان عرش و سکنه کرسى را از یک قسمش بیافرید، و قسم چهارم را در مقام حب آن مقدار که خود می داند نگه داشت، و سپس همان را چند قسم کرد، قلم را از قسمى، و لوح را از قسمى، و بهشت را از قسمى دیگرش بیافرید.

و قسم چهارم را آنقدر که خود می داند در مقام خوف نگه داشت، باز همان را اجزایى کرد، و ملائکه را از جزئى، و آفتاب را از جزئى، و ماه را از جزئى بیافرید، و قسم چهارم را آن قدر که خود می داند در مقام رجاء نگه داشت، و سپس همان را اجزایى کرد، عقل را از جزئى، و علم و حلم را از جزئى، و عصمت و توفیق را از جزئى بیافرید، و باز قسم چهارمش را آن قدر که خود می داند در مقام حیاء نگه داشت و سپس با دید هیبت به آن قسم از نور من که باقى مانده بود نظر افکند، و آن نور شروع کرد به نور باریدن، و درنتیجه صد و بیست وچهار هزار قطره نور از او جدا شد، که خدا از هر قطره ‏اى روح پیغمبرى و رسولى را بیافرید، و سپس آن ارواح شروع کردند به دم زدن، و خدا از دم آنها ارواح اولیاء، و شهداء و صالحین را بیافرید. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: ۴/۱۰۰۱۰۶۱۴۹)

– در حدیث قدسی آمده است: نور فاطمه از نور عظمت و جلالت الهی سرچشمه گرفت و تمام آسمان ها را غرق نورافشانی خویش کرد؛ چنان که ملائکه از عظمت این آفریده خدایی، بر آستان ربوبی سر به سجده ساییدند و حیران پرسیدند: ای پرورش دهنده ما! و ای سید و سرور ما! حقیقت این نور بی نظیر چیست؟!

در پاسخ سؤال خویش، شنیدار این وحی الهی شدند که: «هذا نور من نوری و أسکنته فی سمائی، خلقته من عظمتی، أخرجه من صلب نبی من أنبیائی أفضله علی جمیع الانبیاء و أخرج من ذلک النور أئمه یقومون بأمری، یهدون الی حقی و أجعلهم خلفائی فی أرضی بعد انقضاء وحیی» (علل الشرایع، ص ۱۷۹ـ۱۸۰؛ بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۲، ح ۵).

– جابر جعفی از ابی جعفر علیه السلام روایت می کند که آن حضرت فرمود: ای جابر! خداوند بود، هیچ چیزی غیر از خدا از معلوم و مجهول وجود نداشت، پس اولین خلقی که از نور عظمتش به وجود آورد، محمد صلی الله علیه و آله و ما اهل بیت بودیم، ما را به صورت اظله خضراء در برابرش نگهداشت، در حالی که هیچ یک از آسمان، زمین، زمان، مکان، شب، روز، خورشید، ماه وجود نداشت.
نور ما از نور خدا جدا می شد مانند جدا شدن نور خورشید، تسبیح و تقدیس خدا می کردیم و ستایش و عبادت او را با شایسته ترین عبادتها، انجام می دادیم.

خداوند خواست مکان را به وجود آورد؛ آن را آفرید و بر او نوشت: لا اله الا الله محمد رسول الله، علی امیرالمومنین وصیه، به ایدته و نصرته. پس عرش را آفرید به سر عرش آن کلمات را نوشت و آسمانها را آفرید مثل آن را به اطراف آنها نوشت؛ بهشت و جهنم را خلق کرد، بر آنها مثل آن را نوشت، و ملائکه را ایجاد کرد، در آسمان اسکان داد و پس هوا را آفرید آن کلمات را نوشت و جن را آفرید، در هوا ساکن کرد و زمین را به وجود آورد آن کلمات را بر اطراف زمین نوشت.
فبذالک یا جابر! قامت السماوات بغیر عمد و ثبتت الارض؛ ای جابر با این کلمات آسمانها بدون ستون ایستاده و زمین ثابت گردیده. پس آدم را از أدیم زمین آفرید. حدیث را ادامه داد تا اینکه فرمود:
فنحن اول خلق الله و اول خلق عبدالله و نحن سبب الخلق و سبب تسبیحهم و عبادتهم من الملائکه و الادمیین پس مائیم آفرینش آغازین و اولین آفریده ای که خدا را پرستش کرد و مائیم سبب و علت آفرینش ما سوی الله، و نیز سبب تسبیح و عبادت ملائکه و آدمیان مائیم (بحارالانوار: ج ۵۷ ص ۱۶۹/۸ به نقل از کتاب ریاض الجنان، فضل الله بن محمود فارسی).

– جابر بن عبدالله می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم، اولین چیزی، که خدا آفرید چه بوده است؟! فرمود: ای جابر نورررسول خدا پیغمبرت بود، آن نور را آفرید سپس به تمامی خوبیها و خیرها از آن نور هستی بخشید. (بحارالانوار: ج ۵۷ ص ۱۷۰/۹به نقل از ریاض الجنان )

– پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمودند نور دخترم فاطمه از نور خدا است (بحار الأنوار: ج‏۱۵، ص۱۰)

از عائشه نقل شده که ما شبها در زیر نور چهره‌ی فاطمه خیاطی و پنبه ریسی و نخ سوزن می‌کردیم(أخبار الأُول وآثار الدول لأحمد بن یوسف الدمشقی؛ فاطمه الزهراء عن لسان عائشه الشیخ جعفر الهادی)

– پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمودند: اهل بهشت در بهشت از نعمتهایی برخوردارند، ناگهان متوجه نور درخشانی می‌شوند، هنگامی که از علت آن سؤال می‌کنند خداوند به آنها می‌فرماید که امیرالمؤمنین علی علیه السلام با حضرت زهرا سلام الله علیها شوخی کردند و حضرت زهرا علیها السلام نیز لبخند زدند و آن نور درخشان از دندانهای حضرت زهرا علیها السلام نمایان شد (بحار الأنوار: ج‏۴۳، ص۷۵).

از امام باقر (علیه السلام) سؤال کردند: چرا دختر پیامبر صل الله علیه و آله زهرا نامیده شد؟ فرمود: برای آنکه خدا او را از عظمت خویش آفرید و هنگامی که درخشید آسمانها و زمین به نور او روشن گردید و چشمهای فرشتگان تیره شد و در برابر خدا به سجده افتادند… (المحجه البیضاء، ۴/ ۲۱۳)

– رسول اکرم صل الله علیه و آله: هنگامی که خداوند عزوجل اراده فرمود ملائکه را در میدان امتحان آزمایش کند، ابری از ظلمت و تاریکی بر آنها فرستاد، چنانکه یکدیگر را نمی دیدند. پس، آنها از خداوند، درخواست کردند که این ظلمت را از ایشان بر طرف سازد.

خدای تعالی دعایشان را مستجاب کرد. پس نور فاطمه علیها السلام را خلق کرد و مانند قندیل بر گوش عرش آویزان ساخت که هفت آسمان و هفت زمین، نورانی گشت و به همین جهت آن بزرگوار را (زهراء) نامیدند.

پس ملائکه تسبیح و تقدیس الهی می گفتند، و خداوند فرمود: به عزت و جلال خویش قسم، هر آینه ثواب این تسبیح و تقدیس شما را تا قیامت، برای دوستان این زن و شوهر و فرزندانش قرار می دهم.)

و نیز هنگامی که قدم پاک، بر فرش خاک نهاد، نوری از او درخشید، که تمام خانه های مکه را منوٌر ساخت، و بلکه شرق و غرب عالم، از آن نور روشن شد. و چون در محراب عبادت می ایستاد، نورش در آسمانها می درخشید، آن چنان که نور ستارگان بر زمینیان می درخشید (کتاب شهادت در اوج غربت، فرید سائل، نشرحق یاوران).

– علی بن ابیطالب علیه السلام، از یک یهودی مقداری جو به عنوان قرض طلب نمود و او نیز از حضرت گرویی طلب کرد. آن جناب چادر پشمینهء حضرت زهرا علیها السلام را به نزد او گرو گذاشت و او نیز آن را در اتاقی از خانه اش نهاد.

هنگامی که تاریکی شب، خیمه بر عالم زد، زن یهودی داخل آن اتاق شد و چیزی مشاهده کرد که واله و حیران شد! آری، نوری را دید که تمام آنجا را روشن کرده است!

با تعجب به سوی شوهرش دوید و گفت: نورعظیمی در این اتاق می بینم! یهودی که قصٌه چادر حضرت فاطمه علیها السلام را فراموش کرده بود، بسیار حیرت زده شد و سراسیمه به سوی آن اتاق دوید! وقتی داخل اتاق شد، در مقابل چشمان بهت زده اش، نور چادر را دید، که شعاع نورش مانند ماه شب چهارده درخشندگی دارد. چون به دقت نگریست، دریافت که این نور از چادر حضرت زهرا علیها السلام است.

به سرعت به سوی اقوام و خویشان خویش دوید و همه را از قصه با خبر کرد. ۸۰ نفر یهودی در آن مکان جمع شدند و یکباره به برکت نور چادر آن حضرت به شرف اسلام گرویده و مسلمان شدند (کتاب شهادت در اوج غربت، فرید سائل، نشرحق یاوران).

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری چشمه سار
پایگاه خبری چشمه سار
اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق