شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۰۷:۰۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۸
IMG_4001
آزادگان اردوگاه موصل۲ به اصفهان آمدند؛
 هم مدرسه ای ها/ عکسی از بچه های مدرسه اطفال (قفس الاطفال الایرانی)   

حدود ۴۰۰ نفر از رزمندگان اسلام که هنوز محاسن در صورتشان نمایان نشده بود از بقیه جدا و در قفس الاطفال الایرانی (اردوگاه اطفال ایرانی) ابزار تبلیغاتی وسیع دشمن گردیدند که یکی از این موارد ایجاد مدرسه ای نمایشی و تدریس درس های ایرانی توسط یکی از خودفروختگان معروف به «محسن خلبان» یا «محسن آمریکایی» بود...

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، عملیات خیبر اولین عملیات آبی خاکی هوایی ایران بود که طی آن با قایق و هلی برد بچه ها به خاک عراق وارد شدند اما به علت گستردگی میدان عملیات و نداشتن اتصال به عقبه، تعداد زیادی حدود ۱۶۰۰-۷۰۰ نفر از این عزیزان به اسارت دشمن بعثی درآمدند.

حالا همگی میهمان اصفهان بودند. شب گذشته سومین همایش کشوری تجلیل از آزادگان اردوگاه موصل ۲، با حضور ۱۷۰۰ آزاده عملیات خیبر در گلستان شهدای اصفهان آغاز به‌کار کرد. همایشی که هر ۴ سال یکبار برگزار می گردد و قبل از اصفهان نیز در مشهد و اهواز و همایش بعدی در تبریز خواهد بود.

در اینگونه همایش ها اکثرا حاشیه جذاب تر از متن است. دوربین را برمی داریم و به میان رزمندگان سابق می رویم تا حال و هوایی نیز عوض کنیم. برخی از آزادگان سرافراز از مشکلاتشان می گفتند: ما جایی دیده نمی شویم یا کسی به ما نگاه نمی کند، می گویند سیاهنمایی نکنید. اما باور کنید که اینگونه است نه کسی احوالمان را می پرسد و نه کسی به مشکلاتمان رسیدگی می کند. بهتر بگویم نه رسانه ها می بینند تا انعکاس دهند نه مسولین می شنوند تا چاره ای بیندیشند. فرق هم نمی کند از داعیان عدالت باشند یا قماش تدبیر و امید. شاید تنها کسی که ما را یادش باشد خودمان هستیم در بعضی محله ها هر ماه دور هم جمع می شویم و مهمانی دوره ای می گیریم، برای سر زدن به هم منطقه ای هایمان جمعه آخر هر ماه محفل برپا می کنیم و برای بی خبر نماندن از هم سلولی هایمان در چند شهر نزدیک ۶ ماه یکبار دیدارهایمان را تازه می کنیم.

اما به یاد خیبر و حماسه ای که آفریده شد هر چند سال یکبار هر جای ایران که باشیم زیر پرچم آزادگی بساط معانقه و دست و روبوسی راه می اندازیم.

اسرای موصل

خنده هایشان بی صدا بود اما از ته دل، مثل امروزی ها دست نمی دانند که یک متر بینشان فاصله باشد و دست هایشان مثل دو قلاب به هم رسیده باشد، بلکه یکدیگر را گرم در آغوش می گرفتند درست مثل شب عملیات.

بعضی ها عکس های از بچگی خود یا بچه هایشان در گوشی گذاشته بودند تا حالا که هم موصلی ها را می بینند نشانشان دهند.

IMG_3960

بعضی ها با هم قدم می زنند و خیلی ها حلقه ای دور هم نشسته بودند گل می گفتند و گل می شنفتند.

دوربین در از کنارشان که گذر می کرد بی هیچ شیله پیله ای صدا می کردند از ما عکس بگیر. هیچ کس نمی پرسید این عکس ها را کجا نمایش می دهی یا به خودمان هم می دهی یا نه؟ فقط می خواستند با دوستانشان هنوز هم در یک کادر دیده شوند.

شیرین زبانی یکی گل کرد؛ محمد خسروی بیرجندی بود و اصرار داشت که «از بچه های مدرسه اطفال عکس بگیر…» عکاس تعجب کرده بود که درست شنیده است یا نه که یکی گفت:… «آخر مردم که نمی دانند قضیه چیست؟» و او شروع کرد به توصیف مدرسه اطفال:

نوجوانانی بودیم که هنوز مو در صورتمان نروییده بود از جمله خودم. وقتی در خیبر اسیر شدیم ما را از بقیه جدا کردند. ابتدا به اردوگاه بردنمان و گفتند اردوگاه اطفال ایرانی؛ ۴۰۰ نفر بودیم.

بعد هم با کمک یک خودباخته جاسوس، برایمان مدرسه ای به پا کردند تا عمکرد دولت ایران را که به زعم آنها اطفال را از مدرسه به میدان جنگ آورده بود اصلاح کنند و ما را درس بدهند. و تبلیغ بود و تبلیغ. دوربین ها فیلم و عکس می گرفتند و وانمود می کردند که ما را تحویل گرفته اند تا آنجا که حتی برایمان مدرسه راه انداخته اند اما همه اش تحقیر بود و تحقیر. با لفظ بچه صدایمان می کردند و با دست به علامت شیر خوردن کودک برایمان ادا در می آوردند. البته ما هم نامردی نمی کردیم در آن مدرسه اجباری که حاضر می شدیم کیک پذیرایی اش را می خوردیم تا باورشان شود که از مدرسه و معلمش چیز یاد گرفته ایم.

مدرسه اطفال

محمدرضا خسروی، رستمی، گلی، احمدی

برچسب‌ها: , , , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق