سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۱:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۵
حجت الاسلام سیدمحسن جلالی
گفتاری از حجت الاسلام والمسلمین سیدمحسن جلالی
 حوزه‌های امروز با حوزه دیروز متفاوت است/ حوزه‌های مبسوط الید و وظایفی که انقلاب بر عهده ما گذاشت   

تفکر آزاد اندیشانه و تفکر تحمل نظر دیگران یکی از مسائلی است که در حوزه‌ها باید باشد. یک زمانی در خود حوزه‌های ما هم شکلی از طردها و منتسب به کفر کردن‌ها بود که در کلمات حضرت امام و مقام معظم رهبری از آن یاد شده است...

ندای اصفهان، سرویس اندیشه: متن زیر جلسه کرسی‌های آزاداندیشی و نظریه‌پردازی با موضوع بررسی آموزش دوره مقدمات درحوزه علمیه اصفهان و با حضور حجت الاسلام و المسلمین سیدمحسن جلالی معاون آموزشی و پژوهشی حوزه علمیه است که در مدرسه باقریه (درب‌کوشک) برگزار شد. این متن به دلیل جامعیت و اهمیت آن توسط سرویس اندیشه سایت ندای اصفهان پیاده‌سازی و تنظیم شده است.

 ***

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. سلام علیکم؛

ایام ولادت حضرت موسی بن جعفر و شهادت امام حسن مجتبی علیهم السلام را گرامی می‌داریم و تقدیر و تشکر می‌کنیم از حضار محترم و مسئولین مدرسه، مدیریت محترم مدرسه، معاونت پژوهش و برادر عزیز آقای زادهوش که اجرای این برنامه و برگزاری این کرسی را بر عهده دارند. کرسی‌های آزاد اندیشی از تأکیدات مقام معظم رهبری هم در دانشگاه و هم در حوزه بود و متأسفانه تا آنجایی که بنده به خاطر دارم در دانشگاه‌ها آنجوری که باید و شاید برگزار نمی‌شد و به آن اهتمام نمی‌شد. در حوزه‌های علمیه کشور هم تا آنجایی که خبر دارم و به‌خصوص قم، آنطور برگزار نشده است.

حجت الاسلام سیدمحسن جلالی

در اصفهان با تشکیل دبیرخانه و مرکزیتی که این کار با حکم مدیریت محترم حوزه حضرت آیت الله طباطبایی و جناب آقای ارزانی و تشکیل یک شورای مرکزی برای این کرسی‌ها در دفتر تبلیغات (که جانشین مدیر حوزه علمیه، معاونت آموزش و پژوهش و چند نفر از مدیران عضو هستند) و جناب آقای ناجی هم که به عنوان دبیر کرسی‌های آزاد اندیشی در اصفهان زحمت می‌کشند، بحمدالله رونق خوبی دارد. ما در جلسات شورا و تصویب این کرسی‌ها حضور داریم و معمولا حمایت کرده‌ایم و تشویق کردیم. همین دیروز آقای ناجی به مرکز آمده بودند و می‌گفتند که درخواست‌ها برای کرسی‌های آزاداندیشی در مدارس بیشتر از آن بود که در مصوبه ماست و اگر بشود بودجه‌ای را شما به آن اختصاص دهید که ما هم موافقت کردیم. بالاخره هفت الی ده کرسی تا آخر سال همکاری می‌کنیم و برگزاری این کرسی‌ها را مغتنم می‌شماریم.

تحمل نظر دیگران/

زود می‌گویند فلانی کافر و مرتد شده است!

تفکر آزاد اندیشانه و تفکر تحمل نظر دیگران یکی از مسائلی است که در حوزه‌ها باید باشد. حالا جلسه‌ای که برای تکفیری‌ها بود، یک زمانی در خود حوزه‌های ما هم شکلی از طردها و منتسب به کفر کردن‌ها بوده است که در کلمات حضرت امام و مقام معظم رهبری از آن یاد شده. حضرت امام (ره) می‌فرماید: یک روز مصطفی من از کوزه‌ای در مدرسه فیضیه آب خورد و بعد گفتند که باید آن را آب بکشید چون پدر ایشان فلسفه می‌گفته است! خیلی زود کسی را که نظری داد طرد می‌کنند و زود می‌گویند کافر و مرتد شده است. در بحث‌های علمی هم در مواضعی به‌صورت روشمند و درست در محیط‌های علمی باید نظرهایی مطرح بشود. در روش‌ها، در سیاست، اینها جای بحث و بررسی دارد. به جای دل‌خوری و نگرانی و ناراحتی و اینکه کسی قهر بکند و این‌ها نباشد واقعا باید بحث مطرح شود. این کرسی‌ها که اینجا برنامه‌ریزی شده است بحث نظام آموزشی است و حالا محوری‌ترین سؤالات را جناب آقای حسن زاده برای ما فرستاده‌اند که حدود هشت محور است.

حوزه امروز مبسوط الید است/

وظایفی که انقلاب برعهده ما گذاشت

در اینجا چند نکته‌ای خدمتتان عرض کنم؛ حوزه‌ی امروز ما با حوزه دیروز متفاوت است. حوزه امروز، حوزه مبسوط الیدی است و با حوزه غیر مبسوط الید چه بخواهیم و چه نخواهیم باید فرق کند. یک زمان کسی با حوزه و روحانیت کاری غیر از یک نماز و منبر و این‌ها نداشت، حکومتی نبود، بسط یدی نبود که با روحانیت کار وسیعی داشته باشند. اما امروز حکومتی تشکیل شده و واقعیتش این است که ریشه و پایه‌هایش در حوزه‌هاست. در حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه، کارشناسان دینی باید باشند. شما می‌بینید در سراسر ارکان‌ها و نهادها حضور روحانیت و نقش آن‌ها باید باشد. در دانشگاه‌ها نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری و دروس معارف است. در ارتش، در سپاه، در ارکان‌های نظامی، در قوه قضاییه، در مجلس، در بعضی قسمت‌های قوه مجریه و در همه جا. این چیزی است که یک زمانی حوزه‌ها می‌خواستند.

یک زمانی حوزه‌ها می‌گفتند چرا شاه اینجور است و چرا این کار غیراسلامی و غیرشرعی را کرد؟ چرا مجلس طاغوت این قانون را تصویب کرد؟ حضرت و امام و عده‌ای از علما تذکر می‌دادند و شاه را می‌خواستند، شاه هم به خاطر ظاهرسازی یا هر دلیلی می‌آمد یا نماینده‌اش را می‌فرستاد. تذکراتی داده می‌شد و شاه هم بعضی‌ها را عملی می‌کرد و بعضی‌ها را هم عملی نمی‌کرد و کار خودش را انجام می‌داد. حضرت امام در این مقطع هم حضور داشتند و شاهد این تذکرات بودند. ایشان یک وقت به این نتیجه رسیدند که نه این نمی‌شود که ما علما بنشینیم و یک عده دیگر کسانی که اهلیت ندارند این‌ها کشور دستشان باشد و دولت دستشان باشد، ما هم بخواهیم منفعلانه به این‌ها تذکر دهیم. نه ما باید خودمان وارد صحنه بشویم، حکومت باید دست روحانیت باشد و تابع نظر مجتهدین و فقها باشد، لذا می‌بینیم حالا سالگرد شهادت آیت الله مدرس هم هست. حضرت امام از الگوی مرحوم مدرس خیلی تعریف می‌کردند و آن را شایسته می‌دانستند. مدرسی که به مجلس رفته و در قوه مقننه ایستاده و آنجا دارد حرف می‌زند و تأثیرگذار است نه اینکه اینجا بنشیند کنج حجره و یا توی مسجد إن‌قلتی بزند که وای اوضاع بد شد؛ نه بیاید به میدان. این یعنی حوزه فعال، حوزه‌ای که الآن مبسوط الید است. به برکت انقلاب و خون شهدا و رهنمودهای حضرت امام، نظام طاغوتی سرنگون شد و این نظام اسلامی آمد و حوزه‌ها درگیر شدند.

بیشتر پیش‌قراولان انقلاب روحانی بودند. اگر تاریخ انقلاب را ببینید بسیاری از این‌ها روحانی‌هایی بودند که در انقلاب با همان تفکر حضرت امام بودند و وارد صحنه مبارزه شدند، بعد هم انقلاب پیروز شد. بعد از امام هم از شاگردانش، مقام معظم رهبری در رأس این کار است. این حوزه و این نظامی که پیدا شد الآن نظامی است که در دنیا مطرح است. یک نظامی است که بسیاری از کشورهای دیگر توجه به این نظام دارند. یک وقت حالا در یک مدرسه چه به عنوان کرسی و چه به عنوانی دیگر، جناب آقای «ملکی» مدیر «جامعه المصطفی العالمیه» را دعوت کنید برای آشنایی با حوزه‌های کشور، که چه جاهایی حوزه هست در سراسر کشور، در اروپا، در آمریکا، در آفریقا و جاهای مختلف، یک چنین حوزه مبسوط الیدی باید پاسخگو باشد.

پاسخ به نیازهای جامعه و نیازهای زمان/

الگو از شاگردان امام صادق علیه‌السلام

این حوزه مبسوط الید وظایفی دارد غیر از حوزه‌ای که آیت الله بهجت فرمودند که «ما یک زمانی نجف اشرف بودیم کسی اگر می‌آمد در سامرا طلبه می‌شد صدایش در نجف می‌پیچید، اقبال به حوزه اولا کم بود ثانیا اگر کسی حوزه می‌آمد کسی با او کاری نداشت یعنی کار اجرایی نبود و کسی به او اهمیت نمی‌داد، آقایان مشغول درس و بحث بودند». البته آن زمان هم کار اساسی کردند و علم را پیشرفت دادند تا اینکه بالاخره امروز ما یک حوزه‌ای داریم که درگیر با نیازهای جامعه و نیازهای زمان است.

این مقدمه بنده بود که آن را باید در برنامه ملاحظه کنیم. یک وقت نگوییم ما آمده‌ایم طلبه شویم و بنشینیم فقط درس بخوانیم. این درست، اما حوزه و نظام طلبه می‌گیرد که درواقع نیازهایی که مربوط به جامعه هست را با شما برآورده کند. کسی می‌گوید آقا من می‌خواهم بنشینم بیست سال درس بخوانم. این در برنامه شخصی‌اش طوری نیست اما در برنامه‌های عمومی باید چیزی باشد که پاسخگو باشد.

همین الگو را ما اگر نگاه کنیم، امام صادق علیه السلام شاگردهای خودشان را برحسب نیازهای جامعه و زمان خودشان، تربیت و آماده پاسخگویی می‌کردند؛ فقه، قرآن، کلام و علوم دیگر. اینطور نبود که یک عده بنشینند و از امام بشنوند و به حسب نیاز نباشد.

آیه‌ای هم که ما برای حوزه‌ها داریم و در تبلیغاتمان می‌آوریم و به آن توجه می‌کنیم (آیه نفر- سوره توبه: ۱۲۲) آن هم همین‌طور می‌گوید. «فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَهٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَهٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ » فقط تفقه نیست بلکه به دنبالش انذار است در رجوع به قوم. انذار نه اینکه بروید بترسانید! بلکه بیان احکام است، این احکام را اجرایی کردن در تقنین (قانونی کردن)، در اجرا (اجرایی کردن). عده‌ای باید تفقه کنند و فهم عمیق داشته باشند و بعدا برای انذار بروند. این دو با هم مرتبط است. اگر یک جا جنبه انذار ما و جنبه و نیاز جامعه زیاد شد، از این طرف تفقه هم باید تعادلی پیدا کند.

اتلاف و تضییع عمر/

نگاه کاربردی به علوم

یک زمان، زمانی بود که مطول می‌خواندند، معالم و قوانین می‌خواندند. حالا غیر از آن جهاتی که دارد خب اشکالاتی هم اگر داشت کاربردی نیست و یا به قول مرحوم آخوند در کفایه یک وقت مدت‌ها می‌نشستند بحث می‌کردند سر این تعریف که عام یعنی چه؟ مطلق یعنی چه؟ مرحوم آخوند آخر مفهوم عام و مطلق که بدیهی است، تعریف حقیقی هم که برای این کلمات نداریم! پس بحث تعاریف را جمع کنیم. حالا مرحوم آخوند با نگاه علمی جمع می‌کرد ما با یک نگاه کاربردی.

در حاشیه رسائل ملاهادی اگر اشتباه نکنم، می‌دیدم که در بحث تعادل و تراجیح نوشته بود فاضلی رفته بود نجف و برای من تعریف می‌کرد که در آنجا در درس یک آقایی چهار ماه بحث سر این بود که این تعادل و تراجیح هست یا تعدل و ترجیح؟! و خود ایشان در حاشیه می‌نویسد که آیا این اتلاف عمر نیست؟ این چهار ماه تضییع عمر نیست؟ ببینید حوزه سنتی و قدیمی ما این‌ها را هم داشته است. مدت‌ها بحث سر اینکه به قول مرحوم آخوند خراسانی تعریفی که تعریف حقیقی نیست. تعریفی که بگوییم جامع و مانع نیست و بیاییم بحث کنیم در طرد و عکس و… یا یک تعریف شرح الاسم تقریب به ذهن که معانی‌اش هم بدیهی و روشن است.

یک بخشی ما این بحث‌ها را داریم. خب من بیشتر از این طول نمی‌دهم. این ۲۰ دقیقه مقدمه‌ای به نظرم رسید که یکی از مقدمات مهمی بود که بالاخره به عنوان یک سند بالادستی و یک نیاز مهم را ما برنامه‌ریزی کنیم، این مسأله هست. حالا تا اینجا فعلا اکتفا بکنم. اگر نکاتی بود خدمتتان هستیم.

حجت الاسلام زادهوش:

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض به حضورتان که یکی از عرصه‌های تحول یا نمودهای تحول نایافتگی حوزه همین سؤال می‌تواند باشد که یک وقت ما نگاه می‌کنیم می‌بینیم که دانشگاه اولا می‌آید همه علوم حوزوی ما را هم می‌گیرد. من در جلسه‌ای بودم که از دانشگاهیان و هم از مرکز مدیریت بودند در استانداری دوره قبل (زمان دکتر احمدی نژاد). آقای دکتر مسلمی مشاور وزیر علوم، چون خودشان اصفهانی بودند جلسه را در استانداری برگزار می‌کردند. این جلسات گردشی بود و یک جلسه‌اش هم در مرکز مدیریت برگزار شد. آیت‌الله طباطبایی و رؤسای دانشگاه هم بودند. من یکی از بحث‌هایی که به نظرم رسید آنجا باید طرح بشود این است که باید به خود حوزه؛ یعنی حوزه‌ای که ما می‌گوییم حوزه مبسوط الید، ما هنوز خودمان این را باور نکرده‌ایم و خودمان ظرفیت‌هایمان را فعال نکرده‌ایم. همه جا باید مبسوط الید باشیم و یکی از این جاها این است که به دانشگاه بگویید تو چه رشته‌هایی داشته باش. چه دلیلی دارد فقه، تفسیر و… در دانشگاه تدریس شود و به صورت چند واحد بخوانند و یا حتی در دانشگاه آزاد دهاقان! ما یک وقتی در نهاد بودیم، برای استادیِ معارف مصاحبه می‌گرفتیم، یک آقایی آمد و گفت: من دکترای عرفان اسلامی از دانشگاه دهاقان دارم. برای ما سؤال شد که دانشگاه دهاقان و عرفان اسلامی؟! در قم هم به زحمت استاد گیر می‌آید، حالا در اصفهان؟!

حالا شما رشته‌ها را ببینید که چقدر در همه عرصه‌ها بسط یافته‌اند. یک زمانی می‌گفتند حوزه تخصصی بشود، دانشگاه در یک زمینه و حوزه هم در یک زمینه. علوم اسلامی برای حوزه‌ها باشد. ولی کم کم همه علوم اسلامی را هم آن‌ها گرفتند، حالا فردی می‌گوید چه فرقی می‌کند این رشته را در دانشگاه بگذرانم و چه در حوزه؟! در حالی که خیلی فرق می‌کند.

خب این یک بحثی است که حوزه باید خودش را دریابد و اجازه ندهد. حالا اینکه درِ دانشگاه باز شد و کم کم بدون کنکور می‌گیرند و شما برخی ورودی‌های دیپلم حوزه‌ی‌تان هم وقتی می‌بینند که خواسته‌هایشان دسترسی نشد خیلی‌ها به آن سمت برمی‌گردند.

ساماندهی مدارک/

سرفصل‌محوری در کنار متن‌محوری

امسال و سال گذشته دو قشر بیشتر به حوزه آمده‌اند؛ یکی سیکل‌ها بودند و یکی دانشگاهی‌ها. دیپلمه‌ها کمترند. زیرا درِ دانشگاه‌ها باز شده است و رشته‌های مختلف دارد. این را باید در نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی واقعا ساماندهی کنیم. بحث ساماندهی مدرک‌ها واقعا جدی است؛ مدارکی که در حال حاضر داده می‌شود، این هم از مطالبات است. البته این کاری با حوزه اصفهان ندارد چون مدارک ما، سطح سه هم داریم که از شورای عالی گرفته‌ایم اما دوستان بدانند خود دانشگاهیان اذعان دارند که حوزویان درسخوان جایگاه علمی‌شان بالاتر است.

لذا شما می‌بینید در دانشگاه ادبیات، بعضی از اساتید آنجا به من می‌گفتند و یک طرحی هم ارائه می‌کردند که گروه‌های مختلف از طلبه‌ها وقتی به تورشان بخورد و وقتی به آنجا بروند که درس بخوانند بلافاصله روی این طلبه برنامه‌ریزی می‌کنند که این طلبه‌ها بیایند همکار استاد بشوند و کارهای تحقیقاتی‌شان را انجام بدهند، یکی از اساتید می‌گفت چون طلبه‌ها بهتر درس خوانده‌اند و بهتر تحقیق می‌کنند. و عده‌ای از اساتید دانشگاه در رشته‌های مختلف مثلا تاریخ و… در مرکز تخصصی رغبت بیشتری دارند که تخصصی حوزه را حضور پیدا کنند. عده زیادی از آن‌ها به خود بنده گفته‌اند که ما وقتی در دانشگاه درسی را ارائه می‌دهیم، فقط حفظ می‌کنند تا اینکه امتحانش را بدهند اما در حوزه که می‌آیند نوع سؤال‌ها و نوع بررسی‌هایی که طلبه‌ها می‌کنند و آمادگی‌ای که دارند که این مباحث ما را دنبال کنند بیشتر است. جایگاه علمی فضلای حوزه خیلی روشن است.

ان‌شاءالله شما یک مقدار سنتان و تحصیلاتتان که بالا رفت و در مجامعی حضور پیدا کردید که دانشگاهیان هستند می‌بینید ورود و خروج فضلای جوان و یا فضلای مسن و فضلای حوزه با دانشگاهیان خیلی فرق می‌کند. البته در دانشگاه یک چیزهای شکلی هستند که باید به آن اذعان کنیم. یک روش‌هایی دارند. ما خیلی متن محوریم. آن‌ها سرفصل محورند. ما متن محوریمان طوری است که طلبه سرش را از روی کتاب بلند نمی‌کند و از اول تا آخر متن محور. این متن محوری ما که محسنات زیادی دارد و ما را با متن ادبیات و… آشنا می‌کند مضرات و نقص‌هایی را هم دارد که در فقه و اصول و درس خارج آنها برطرف می‌شود. در درس خارج دیگر متن نیست، سرفصل است و بحث می‌شود. لذا ما در فقه و اصول مجتهد پرورش می‌دهیم ولی لازم است در بقیه علوم هم کمی از متن محوری کم کنیم و سرفصلی بشویم. چیزهایی را هم مثل روش تحقیق و منابع خواستن و دیدن منابع مختلف را اضافه کنیم.

این مسأله برمی‌گردد به نظام آموزشی و هم نحوه تدریس اساتید که چیزهای دیگری را هم ارائه کنند ولی خواستم بگویم جایگاه علمی از نظر غیررسمی آن در نظر دانشگاهیان به این صورت است که فضلای علمی حوزه جایگاه علمی خوبی دارند و در بعضی زمینه‌ها از دانشگاهیان بهترند. ولی احساس کاستی‌هایی هم می‌کنند.

چند روز پیش آقای دکتر منتظرالقائم به من زنگ زدند و گفتند… (چون ما با ایشان رفیق هستیم و همسفر بودیم)، ایشان می‌گفتند که حاج آقا در حوزه چیزهایی لازم است مثل ریاضیات. برای محاسبات ارث و نجوم و غیره هم لازم است، این مباحث مثل ریاضیات در حوزه کم شده است. اما بنده گفتم که حوزه الآن از سوم راهنمایی و دیپلم و دانشگاهی می‌پذیرد، این‌ها حساب و ریاضیات را خوانده‌اند؛ ولی به هرحال ما یک چیزهایی می‌خواهیم از نظر شکلی و روشی که آن نظرات شما را هم تأمین کند. ولی اصل اشکال وارد است و حالا یک بخشی را شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی حوزه‌ها در بحث مدرک ان‌شاءالله اقدام کنند.

استاد محسن جلالی: عرض به حضورتان که مدرک سطح سه که الآن به حوزه علمیه اصفهان توسط شورای عالی اعطا شده است، ما با دبیر شورای عالی، آقای نواب صحبت کردیم و ایشان هم اقدام کردند که به تمام مراکز معتبر کشوری اعلام بشود که حوزه اصفهان مدرک سطح ۱ و ۲ و ۳ که اصفهان می‌دهد هیچ تفاوتی با مدارک قم نمی‌کند و معتبر است چون بعضی از مراکز مثلا در ذهنیت‌شان این بود که مدارک باید از حوزه قم باشد و گاهی آمده‌اند و استعلام کرده‌اند. ما از شورای عالی و دبیر شورا سؤال کردیم و گفتند که نه هیچ فرقی نمی‌کند و ما هم نامه‌نگاری می‌کنیم آن زمان به ما قول دادند بعدا هم این نامه‌نگاری اعتبار مدارک را انجام دادند. سطح چهار را هم ان‌شاءالله به زودی بتوانیم بگیریم که درواقع همان دکتری است که بعد از اینکه فرد سطح سه را گرفت، چهار سال درس خارج شرکت کرد و مصاحبه داد و قبول شد اقدام می‌کند برای سطح چهار.

رشته‌های این‌ها می‌شود مدارک عمومی. در واقع سطح سه فقه و اصول و سطح چهار. اما اگر رشته‌های تخصصی هم برود که سطح سه دارد و سطح چهار، آن هم مدرک تخصصی می‌گیرد. یک طلبه در حوزه می‌تواند دو تا مدرک بگیرد، یک مدرک عمومی و یک مدرک تخصصی. یک سطح سه عمومی که همان درس‌هایی است که می‌خواند و در عین حال بعدازظهرها می‌رود رشته تخصصی کلام، تفسیر و… و بعدا هم مدرکش را از آنجا می‌گیرد.

اعتبار مدارکمان مشکلی ندارد اما مسأله اینجاست که بعد از چند سال این مدرک باید داده شود؟ باید زمانش را کوتاه‌تر کنند. این از بحث‌هایی است که در خود شورای عالی حوزه قم مطرح بوده است. چون این مدارک را طبق آنچه که مجلس تصویب کرده‌اند و وزارت علوم معادل‌سازی کرده است به شورای عالی قم داده و از شورای عالی قم به مراکز مستقل که اصفهان و مشهد هستند آمده است و با همان ضوابط شورای عالی اعطا کرده است. وقتی می‌گوییم سطح سه یعنی فوق لیسانس. معادل آن مبنا که در اوائل انقلاب بود که می‌خواستند برای کارهای حقوقی نیرو بگیرند، یعنی مدرکی است که طلبه ما سطح سه می‌گیرد و با این سطح سه می‌تواند برود امتحان دکترای دانشگاه رشته مناسب را شرکت کند مثل حقوق، تفسیر و… در حد مثلا بحث‌های حقوقی، عین فوق لیسانس دانشگاه است؛ یعنی از نظر اعتبار علمی اگر شما سطح سه را به دانشگاه ببرید و بگویید می‌خواهم سطح چهار مثلا امتحان رشته حقوق را شرکت کنم، از شما قبول می‌کنند و می‌پذیرند.

کرسی آزاداندیشی

 

پرسش و پاسخ طلاب: سؤال درباره مشکلات انتقالی گرفتن به قم.

استاد محسن جلالی: بحث انتقال به قم، این کاری به ما ندارد. قم خودش نمی‌پذیرد و به دلیل استقبال زیاد طلاب شهرستانی به قم و محدودیت مکانی در قم، طلبه پایه یک تا شش را نمی‌پذیرد. اخیرا خودشان صحبت کردند به لحاظ اینکه طلبه متأهل می‌پذیرند و طلبه مجرد هم می‌پذیرند اما می‌گویند ما حجره نداریم. در جلسه‌ای گفتیم چه معنا دارد که می‌گویید ما می‌پذیریم و حجره‌اش را خودت برو تأمین کن؟ که گفتند ما بعضی استان‌ها را گفته‌ایم که از پایه ده به بعد می‌پذیریم و زیر پایه ده نمی‌پذیریم و اصفهان را هم همین‌طور. علت دیگر هم لابد این است که در آداب المتعلمین شاید خوانده باشید یا حالا که پایه یک هستید بخوانید، نقل و انتقالات بی‌جهت و بی‌مورد به توهم اینکه مثلا با محاسبه‌ای قم برای من بهتر است، که این گاهی مضر است که اگر ما مثلا نمره حضورمان در این حوزه و مدرسه‌ای که الآن هستیم نمره‌مان شانزده است فکر کنیم برویم قم بیست می‌شود. واقعا اگر قم برویم نه! بیست نیست، اگر از اینجا پایین‌تر نباشد. و به خاطر مشکلات بزرگی که در حوزه قم هست و جمعیت زیاد و مشکلات اسکان و… پس این عمده‌اش مربوط به قم است که کاری به ما ندارد.

یکی از طلاب: یعنی طلبه تا پایه ۶ یا ۱۰ در اصفهان باید محبوس باشد؟

استاد جلالی: ببینید ما طلبه را محبوس نمی‌کنیم. همین سال گذشته انتخاب و پذیرش طلاب ما بعد از قم بوده؛ یعنی قم در بهمن اعلام پذیرش کرده و ما در ماه فروردین اعلام پذیرش کردیم. بسیاری از آقایانی که می‌آیند اصفهان آنهایی هستند که مسیر قم را رفته‌اند و گاهی پذیرش نشده‌اند و آمده‌اند اصفهان. اگر ما طلبه را آزاد بگذاریم، اگر بتواند به شهر قم برود که می‌رود ولی طلبه بعد از پایه یک اگر به اصفهان آمد، قم برای پایه سه و چهار و… نمی‌پذیرد بلکه از پایه شش به بعد می‌پذیرد.

سؤال طلاب: بسیاری از کلاس‌ها غیرمفید است درحالی‌که نوارهای همان درس از اساتید برتر با کیفیت بهتر موجود است که می‌توان آنها را گوش داد. چرا یک طلبه مجبور باشد وقتش را در این کلاس‌ها بگذراند و در غیر این صورت درسش حذف شود؟ نکته دیگر درباره ورودی‌هایی است که جذب حوزه می‌شوند و ظاهرا نظارت کافی در پذیرش وجود ندارد چراکه چیزهایی در امتحانات تثبیتی دیده‌ایم که در شأن حوزه نیست.

استاد جلالی: شخصی با علاقه و انگیزه به حوزه آمد اما بعد چند جلسه سر کلاس نمی‌آید، این باید درسش حذف بشود چون نظام ما نظام حضوری است، نظام غیرحضوری که نیست و باید این درس حذف شود؛ یعنی ضوابط آموزشی ربطی به پذیرش ندارد. آموزش برای خودش یک ضوابطی دارد که اگر کسی چند جلسه غیبت کرد این درس برای او از حیّز انتفاء افتاده و درواقع این طلبه می‌تواند ملحق به طرح‌های غیرحضوری شود. این حذف درس در همه جا مطرح است. اگر فرضا ببینیم نمره کلاسی نداشت و امتحان را شرکت نکرد طبیعی است که طبق ضوابط رفتار شود.

مسأله کنترل ورودی‌ها و اینکه درست است که باید در ورودی حوزه از جهات مختلف کنترل بشود و ما هم از جهاتی کنترل می‌کنیم و اگر لازم باشد بیشتر هم می‌شود؛ علی‌ای‌حال بعد از این همه کنترل‌ها… بحث تقلب موجب تأسف است. خیلی دوستان قبول نمی‌کنند یا حداقل نمی‌خواهند ابراز کنند که طلبه پایه یک در امتحان تثبیتی تقلب می‌کند. ولی اگر اتفاق افتاده، باید توضیحش را بدهند. حالا اتفاق افتاده و موجب تأسف است. مقداری باید در مدارس ما کار شود که ذهنیت تقلب از ذهن طلاب خارج شود و بالاخره تهذیب اخلاق از همینجا به ورودی‌های جدید آموزش داده شود یا در مدارس کمک کنند که طلبه شب امتحانی درس نخواند و فشار روانی امتحان را کاهش دهند.

سؤال طلاب: بحث تفکیک مدارس و استعدادهای متفاوت/ چه درس‌هایی باید خوانده شود؟/ نبود جامعیت و جای خالی اخلاق و حدیث و قرآن و…

استاد جلالی: تفکیک مدارس به حسب استعداد حرف درستی است که باید آن را دنبال کنیم. گاهی هم در این سال‌ها به فکر بوده‌ایم، منتها مقداری مشکل دارد؛ یعنی مقاومت‌هایی هم از طرف مدارس هست که آقا شما طلبه‌های با استعداد ما را خالی می‌کنید و یک مدرسه، مدرسه ممتاز می‌شود. ولی در کل مطلب حقی است. خود بنده به شخصه می‌پسندم، لازم هم می‌دانم، چون می‌بینم بعضی از طلاب می‌گویند ما مطلب را که یک بار استاد می‌گوید می‌گیریم ولی استاد مجبور است برای طلبه‌های دیگر دو الی سه بار تکرار کند. اینجا یک مقدار وضعیت استعدادها ممکن است تلف بشود و وقت بعضی‌ها تلف شود.

ببینید نظام آموزشی حوزه‌ای که الآن دست ماست و الآن اینجا صحبت می‌کنیم، نظام آموزشی پایه یک تا ده است ولی واقعیتش ما باید نظام آموزشی را از پایه یک تا چند سال درس خارج ببینیم، یعنی یک نظام جامعی را در نظر بگیریم؛ ولی ما فقط یک تا ده را می‌بینیم. در این نظام آموزشی ادبیات را داریم به عنوان آشنایی نه تخصصی. قرآن را از پایه یک تا ده داریم؛ از تجوید شروع می‌شود تا تفسیر موضوعی و تفسیر ترتیبی و علوم قرآن و اینجور مباحث. اخلاق را از پایه یک تا شش به عنوان متون درسی داریم، به غیر از جلسات اخلاق که مدارس به طور هفتگی دارند.

در شورای آموزش اصفهان نسبت به برنامه درسی قرآن و اخلاق و کلام و عقاید که آن هم در پایه‌های مختلف هست، کارگروه‌هایی کار کرده‌اند و این متون را گذاشته‌اند. حالا نمی‌گوییم متون خالی از اشکال است، همواره یک سال، یک ترم اجرا می‌شود و بازخوردهایش گرفته می‌شود و مشکلاتش گرفته می‌شود مثل بقیه مدارس آموزشی. بالاخره چیزهایی که در برنامه‌ها هست را اساتید تدریس می‌کنند و با مشکلاتش برخورد می‌کنند یا خود طلاب مثلا اشکالاتی را بیان می‌کنند و دوباره اصلاح می‌شود.

ما از پایه یک قرآن داریم، اخلاق داریم، یک تا شش کلام و عقاید را داریم، تاریخ داریم و فلسفه و منطق و رجال و فقه و اصول. این کلیت نظام آموزشی ماست. در فقه و اصول به لحاظ اینکه هم قرآن و هم حدیث و اصول مباحث عقلی و در واقع در ادله اربعه می‌آید، پس در طول تاریخ روی فقه و اصول خیلی کار کرده‌اند، شاید هم به خاطر اینکه این عرصه، بلامنازع‌ترین و بلااشکال‌ترین عرصه بوده است، بالاخره فقه و اصول ما یک عرصه‌ای است که مجتهدپرور است و عده‌ای از بزرگان معتقدند اگر کسی در اصول مجتهد شود مبادی هر علمی را به او بدهید می‌تواند اجتهاد کند. به قول مقام معظم رهبری: اجتهاد یک متد است، کسی که آن را پیدا کند یک متدی است که علوم دیگر را اگر مبادی‌اش را پیدا کند… .

البته در مقطع درس خارجی که فعلا هست، فقه و اصول وسیع‌تر را در مشهد آمده‌اند در برنامه قرار داده‌اند. اخیرا در قم بعضی از مباحث کلام را آورده‌اند که در اصفهان عده‌ای دنبال می‌کنند و اخیرا شنیدم که آیت‌الله مهدوی قرار هست که خارج کلام را داشته باشند و فقه و اصول و کلام هم باشد. البته مباحث دیگری را هم فضلای درس خارج باید برایش برنامه‌ریزی شود. این عرصه مقداری در اینجا معطل مانده است. بعد از پایه‌های هفت و هشت، رشته‌های تخصصی در حوزه‌ها رواج پیدا کرده است. البته در قم بیشتر، در اصفهان هم تا حدودی این رشته‌های تخصصی به کمک دروس عمومی آمده است که طلاب اگر علاقه‌‌مند باشند فعالیت کنند.

این نظام آموزشی درواقع از پایه یک تا ده یک سری از دروس، درس‌های آشنایی و یک سری درس‌های تخصصی مثل فقه و اصول است و فلسفه هم تا حدودی. چون ما در پایه هشت (با توجه به نظام ترمی‌-واحدی خیلی هم نمی‌توانیم بگوییم هشت چون هفت هم ممکن است کسی انتخاب کند)، در پایه هشت بدایه علامه طباطبایی را شروع می‌کنیم، نهایه را می‌خوانیم که اگر این دو را کسی خوب بخواند و کار کند در سطح بالایی از فلسفه قرار می‌گیرد. آشنایی با فلسفه را ما در پایه شش در کتاب شهید مطهری می‌بینیم یا حالا اگر بشود کتاب فلسفه مقدماتی آقای عبودیت.

این اجمال نظام آموزشی اصفهان بود و برنامه‌ریزی حوزه اصفهان مستقل از حوزه قم است. ما دخل و تصرف در برنامه می‌توانیم داشته باشیم. برنامه ما از قم و مشهد می‌تواند متفاوت باشد. عزیزان معظم، کلیات این برنامه همان برنامه سنتی است، سرفصل‌هایی که از قبل بوده نه کتاب‌هایش. اما ممکن است کتاب اصول اولیه که شما می‌خوانید قبلا معالم بوده است، حالا معالم دیگر نیست. یک زمان اصول استنباط بود آن هم برداشته شد و الآن الموجز است. اما کلیاتش این بود. من خودم سال ۶۱ حوزه آمدم و سال ۶۰ و قبل‌تر هم آشنا بودم، اول مقدمات و جامع المقدمات را می‌خواندند. سال دوم معمولا طلبه‌های به اصطلاح متوسط و خوب به سیوطی می‌رفتند. سال سوم مغنی می‌خواندند اما مغنی اللبیب بود که خیلی مفصل مفردات را داشت و خسته کننده بود و تازه فکر کنم باب اول و رابعش را می‌خواندند که بعد هم مغنی الادیب شد و تدریس شد. پس یکی اینکه حوزه ما عمده‌اش با حوزه‌های دیگر هماهنگ است و هم با نظام سنتی از نظر برنامه. حالا از نظر اجرایی و اینکه امتحان میانسال دارد تفاوت‌هایی دارد.

سیدعلی موسوی

 

 

سؤال از حق انتخاب پایین طلاب در انتخاب اساتید

استاد جلالی: اینکه انتخاب استاد آزاد نیست. اگر شرایطش باشد که شخص بتواند استادش را انتخاب کند فضای مطلوب‌تری است منتها بعد از سال‌های اول. اینکه طلبه می‌تواند به مدارس دیگر منتقل شود این امکان انتقال این مسأله را تا حدودی جبران می‌کند. شاید ما این تکثیر مدارسمان موجب مشکلاتی شود که اگر ما تجمیع کنیم و در یک مدرسه کلاس‌هایمان را بگذاریم بهتر باشد چون از آن طرف هم باید یک نصابی حداقل داشته باشیم، کلاس‌ها ۱۵ نفر حداقل باید باشد. برای مثلا دو نفر که نمی‌شود تصور کرد پنج تا استاد بخواهند برای این دو نفر بیایند. یک نصاب معقولی باید باشد؛ ۲۰ یا ۲۵ نفر در اصفهان، حتی با ۱۵ نفر هم کلاس‌ها تشکیل می‌شود. اگر تجمیع شد و چند تا کلاس ۱۵نفره یک مدرسه داشت و چندتا استاد داشت، این خوب بود.

این آن چیزی است که ما هم قبول داریم باید روی آن کار کنیم. جزء چیزهایی است که مدیران هم باید همفکری کنند و کار کنند. گاهی مدارس اینگونه عمل می‌کنند که با یک طلبه‌ای موافقت می‌کنند که این درس را برود با فلان استاد که دوست دارد و آنجا حضور و غیابش بیاید، گاهی هم موافقت نمی‌کنند و این مهمانی گرفتن صوری شده است. خب این مهمانی هست اما اجرا نمی‌کنند که به خاطر مشکلات اجرایی خود مدارس است.

شایان پیرغریب نواز

تحول در کتب آموزشی/ ضعف‌های کتب درسی

تحول در کتب را داریم کار می‌کنیم. اخیرا در بحث کارگروه ادبیات آقای معصومی و آقای زاهد آمده‌اند و جلساتی با آن‌ها داشته‌ایم. آقای زاهد طرح کاربردی کردن ادبیات را دارد، نمونه‌ای هم آورده به اساتید ادبیات داده است، من هم نگاه کردم، درست هم هست.

بخشی از مباحثی که مثلا در سیوطی هست کاربردی نیست و بخش‌هایی از آن هم خیلی کاربردی است. ایشان مترجم عربی است و با نگاه ترجمه وارد شده است. آقای معصومی هم بحث دیگری دارد که هم تربیت استاد هست و هم تربیت پژوهشگر در ادبیات. ما مکرر همان بحث مقام معظم رهبری را مطرح کردیم که شاید مغنی را بشود در سال‌های اول مقدار بیشتری اشراب کرد یا به قول یکی از اساتید قم که در مجله افق حوزه مقاله‌ای نوشته بود: چه نیازی هست ما همه ادبیات را در بدو ورود ارائه دهیم؟ ممکن است ما بخشی از ادبیاتمان را که نزدیک مراجعه طلبه به متون هست، آنجا ارائه بدهیم آخرهای پایه‌های هفت، هشت یا نه حتی در بحث درس خارج. این‌ها دارد بحث می‌شود.

ما روی فقه کار کردیم. البته کارهایمان چند دسته باید شود؛ یک دسته کار اورژانسی است، الآن مثلا می‌دانید یک درسنامه داریم و یک شرح لمعه. اینجا نمی‌دانم کدامش را می‌خوانید؟ حالا آخر سال ما واحد بخش طرح سؤالمان ۲۴ عنوان باید سؤال طرح کند و این یک زحمتی است. ما احساس می‌کنیم درسنامه مقداری علمیت را کاهش داده است. علمیت فقه را کاهش داده است. کارگروهی از اساتید فقه جلسات متعددی داشتند و یک چیزی بین درسنامه موجود و شرح لمعه را دارند کار می‌کنند که نه شرح لمعه به آن مفصلی باشد که محدوده‌ها نمی‌رسد و نه درسنامه‌ای باشد که الآن بسیاری از کلاس‌هایش تمام شده رفته است! (که یا اساتید تمام کرده‌اند یا اینکه دارند کِش می‌دهند). خب شرح لمعه برای زمان‌هایی کتاب خوبی است اما می‌شود یک فقهی شبیه شرح لمعه داشت که دیگر برای این زمان مقداری استدلال‌هایش بیشتر باشد مثل دروس تمهیدیه آقای ایروانی البته نه عین آن. دروس تمهیدیه آقای ایروانی کاملا استدلالی است. درواقع شرح لمعه نیمه استدلالی است. اینجور باشد که مشکلات دروس تمهیدیه را نداشته باشد چون دروس تمهیدیه از همان اول کار که بحث طهارت را شروع می‌کند وارد درگیری نظر مرحوم نائینی و آقای خویی و مرحوم صاحب کفایه و این بحث‌ها شده است درحالی‌که طلبه هنوز اصول نخوانده است، آن هم اصول کفایه در این بحث‌ها! چکیده‌ای در دروس تمهیدیه خلاصه و چکیده‌ای از تنقیحات درس آیت‌الله خویی است. ولی این باید کار شود.

کارگروه در فقه و اصول هست. ما رسائل را آمدیم درسنامه‌ای کردیم یعنی بخشی از مباحث غیرضروری را به حاشیه بردیم و امسال به دست اساتید به صورت جزوه دادیم، اساتید هم احساس رضایت خوبی کردند. ان‌شاءالله این روند را برای قسمت برائت و استصحاب هم ادامه می‌دهیم. به آیت‌الله مقتدایی و آیت‌الله بوشهری پیشنهاد دادیم و جلسات مختلفی اصفهان بودند.

من خودم شخصا به ذهنم رسیده بود این حرف‌ها که آقا ما می‌گوییم فقه ما فقه جواهری است، فقه ما ۵۲ باب دارد، چطوری می‌شود ما از پایه هفت تا ده که اوج تحصیلات یک طلبه و روحانی است متن‌خوانی فقط شیخ اعظم انصاری را داریم، آن هم فقط مکاسب را می‌خوانیم. آیا بهتر نیست که ما فقه مکاسب و تفکرات عالی و واقعا خیلی خوب مرحوم شیخ را در معاملات بخوانیم اما مثلا دو سال بخوانیم و دو سال دیگر را در ابواب دیگر فقهی از کتب دیگر مثل جواهر، کتاب‌های استدلالی دیگر از تحریر حضرت امام (ره) که توسط آیت‌الله فاضل مستند شده است، مثل همین دروس تمهیدیه بخوانیم. بعضی از آقایان پسندیدند مثل آیت‌الله مقتدایی که گفتند خوب است، در اصفهان شروع کنید. ما هم صحبت‌هایش را کرده‌ایم که بتوانیم اجرا کنیم.

سؤال طلاب در تصدی‌گری مرکز مدیریت و سطح پایین کلاس‌ها

آقای جلالی: تصدی‌گری مرکز، این مثال‌هایی که زدید واقعا تصدی‌گری نیست، این به نظام آموزشی مربوط می‌شود. ما نظاممان از نظر نظم و انضباط، نظام حضوری است. آموزش حضوری است. ارتقاء در آن این مقدار دیده شده است که اگر کسی معدلش اینجور شود می‌تواند چند واحد اضافه‌تر انتخاب کند. حالا ببینید اگر کسی بخواهد این‌ها را سطحی بخواند و برود، این می‌شود همان ۱۰ نمره‌ای که برای مرکز و همان‌طور که خودتان گفتید ۱۰ نمره هم برای خدا… . بله با این‌ها می‌شود نمره آورد و قبول شد ولی قرار بر این است که به هرحال دوستانی هم که استعدادشان خوب است سر کلاس‌ها شرکت کنند، خودتان سطح کلاس را بالا ببرید، حاشیه ببینید و اشکالاتتان را در کلاس رفع کنید.

بعضی از بزرگان ما خیلی از مباحثی که در درس خارج مطرح می‌شده است خب خودشان می‌توانستند مطالعه کنند مثل استاد مطهری اما این‌ها می‌رفتند ببینند اینجا یک گیری در بحث دارند و اینکه استاد چه جوری این مباحث را طرح می‌کند و نظر استاد چیست؟ کسی حالا متن و حاشیه‌ها را بخواند، گاهی سؤالی بپرسد در کلاس و اگر بخواهند سریع متون را جلو بروند کمی سطحی می‌شود و عمق ندارد. ما باید با همین تدریج و تأنی عمق هم به مباحثمان بدهیم چون اگر دوستانی که سنشان و مرتبه علمی‌شان بالاتر رفت دیگر تقریبا اصلا امکان ندارد به این مباحث برگردند. البته بعضی از این مطالب در درس خارج به اصطلاح بازگشت دارد ولی خیلی از مباحث هم بازگشت ندارد.

مباحثه وحی منزل نیست، مباحثه ابزار است

مباحثه را که می‌گویند ضربه خورده است، خب این‌ها یک مقدار برنامه‌ریزی مدرسه‌ای می‌خواهد. کلاس‌ها را باید طوری برنامه‌ریزی کنند که بینشان مباحثه اتفاق بیفتد که در مدرسه‌ای که دانشجویان هستند این برنامه‌ریزی سخت است چون با این اشتغالاتی که می‌فرمایید، ساعات کلاسی هم زیاد است و این مشکلات هست. خیلی از دوستان هم ارتقائی برمی‌دارند و می‌خواهند به آن بحثشان برسند و فرصت مباحثه نیست منتها مباحثه یک وحی منزل هم نیست، اینکه حتما و لابد باید مباحثه شود! مباحثه یک ابزار است.

ببینید روشن است که مباحثه برای این است که أوقع فی النفوس بشود. خودش یک مرتبه‌ای از تکرار است و خیلی خاصیت دارد اما در برنامه‌های آموزشی ما مثل کلاس‌های حضوری درسی الزامی نیست بلکه اگر طلبه برای رشد و تقویت خودش یا مدرسه برای تربیت طلبه برنامه‌ریزی کند، لازم الاجراست. کسی حالا فردا نرود به آقای خاموشی بگوید من این را اجرا نمی‌کنم (خنده حاضرین). من خودم یادم هست خدا شاهد است تا درس خارج را هفت صبح در سرمای قم می‌آمدیم در حرم حضرت معصومه می‌نشستیم و با دوستان مباحثه می‌کردیم بعدا هم ساعت هشت کلاس بود. ازدواج کرده بودیم، با خانواده در قم بودیم، ایشان تا هشت شب تنها در منزل بود و ما در مدرسه فیضیه کفایه مباحثه می‌کردیم. این مباحثه‌ها اثر دارد و مثل اینکه کسی پیش‌مطالعه کند بعدش مطالعه کند و مباحثه کند، این‌ها سنت‌های حسنه حوزه بوده است و باید تداوم پیدا کند.

سؤال در شیوه تصویب و تصمیم‌گیری در متون آموزشی

برای نظام تصمیم‌گیری ما فعلا شورای آموزش را در مرکز مدیریت داریم اخیرا ما آمده‌ایم برای اینکه کمی این نظام تصمیم‌گیری غنی و قوی‌تر شود و بحث تحول هم ساز و کار بهتری بگیرد، گروه‌های اساتید را داریم سازماندهی می‌کنیم. الآن گروه فلسفه را سامان دادیم، گروه ادبیات، فقه، اصول و عقاید هست. این گروه‌ها پیشنهادها را در گروه مطرح می‌کنند بعدا می‌آیند در شورای عالی. منتها چون در بدو کار هستیم و زحمت زیادی هم دارد ولی من فکر می‌کنم پایه اساس بسیاری از تحولات همین است که اساتید سامان بگیرند و حضور پیدا کنند. من به عنوان معاون با چهار پنج نفر از مثلا دوستانم بخواهیم بنشینیم برای حوزه یا تمام اساتید تصمیم بگیریم این‌ها ممکن است مثل همان که سؤال کردند دچار آزمون و خطاهای زیادی شود ولی اساتید اگر درگیر بشوند خوب است چون خودشان در میدان کار هستند.

یکی از حرف‌ها این بود که امسال کتاب صرف ساده جناب آقای طباطبایی را که هر سال داریم تعلیم می‌دهیم بیاییم به یک صرف دیگری برسیم. گفتیم خیلی خب، جناب آقای انصاری‌تبار این را در جلسات کارگروه صرف اساتید مطرح کنید. یک پیشنهاد دیگر هم بود که تجوید کتاب‌هایش را اخوی بنده خواستند تهیه کنند. سؤال دیگر این بود که احکام را چه کنیم؟ پیشنهاد احکام آموزشی مقام معظم رهبری هم بود. این‌ها را ما در کارگروه اساتید داریم بحث می‌کنیم. راجع به صرف بررسی شد خود اساتید گفتند همین کتاب صرف بهتر است. راجع به تجوید گفتند کتاب دیگری از آقای حبیبی هست که بهتر است و از سال بعدی قرار است آن کتاب خریداری شود. راجع به احکام گفتند کتاب احکام آقای فلاح‌زاده بهتر است، احکام آموزشی مقام معظم رهبری خیلی کتاب خوبی است و توضیحات دارد ولی مفصل است و شاید برای پایه یک زیاد باشد. به هرحال این بحث‌ها دارد در کارگروه‌ها جلو می‌رود. امیدواریم اساتید همکاری بکنند و این‌ها شکل بگیرد.

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق