یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۲۲:۴۰ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۳
اکبر هاشمی رفسنجانی
جریان شناسی سیاسی احزاب و گروه ها (قسمت پنجم)
 دولت سازندگی یا گرفتاری؟/ چه زمانی پروژه امام زدایی در کشور کلید خورد؟   

وقتي هاشمي رفسنجاني عنوانِ «كابينه‎ی كار» ‌را براي دولت خود انتخاب كرد غربي‎ها احساس كردند مي‎توانند از اين گرايش نيز براي اغراض تبليغاتي خود بهره جويند. صداي آمريكا در ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ گفت: «يكي از مسؤوليت‎هاي اين کابینه كمك به هاشمي رفسنجاني در ايجاد روابط بهتر با غرب است»...

 ندای اصفهان- امیر قنبری (پژوهشگر و کارشناس علوم سیاسی)/ جمهوری اسلامی ایران برآمده از ایمان و مجاهدت بی نظیر و عواطف پاک ملت بزرگی است که آوازه فرهنگ تمدن و آرمان خواهی او، سراسر تاریخ را آکنده کرده است. صدها هزار قامت بلند از بهترین ها بر خط مقدم جبهه بر خاک افتاده اند تا پرچم ملت ایران با سرافرازی و به سه رنگ عزت و آبادی و شجاعت بماند. ولی متاسفانه تعدادی می خواهند از رنگ عزت و آبادی کشور سوء استفاده نمایند و مانع پیشرفت انقلاب باشند.

هر حادثه و واقعه تاریخی سیاسی بازیگر یا بازیگرانی دارد و از لوازم فهم حادثه، شناخت بازیگران و چیستی نقش آنهاست اما مهمتر از شناخت بازیگران عیان، شناخت بازیگران پشت پرده یا بازیگردانان ماجراها و وقایع است.

در قسمت قبل (اینجا) از جریان های چپ در کشور سخن گفتیم و در این قسمت خواهیم دید که چگونه گردش قدرت، تعاریف و جایگاه چپ و راست را نیز عوض می کند.

***

سخن گفتن از دولت سازندگی (۱۳۷۶ـ ۱۳۶۸) شاید سهل و ممتنع‎ترین کار در سیاست ایرانی باشد. دولتی که برخی آن را دولت امیرکبیر معاصر و برخی دیگر، منشأ تمام گرفتاری‎ها و نارسایی‏ ها می‏ دانند. اکبر هاشمی رفسنجانی که به گفته‎ی مرتضی نبوی در دوران ریاست مجلسش (۱۳۶۸ـ ۱۳۵۹) می‎کوشید تا دولت رجایی و موسوی را اداره کند، در ابتدای دولتش اعلام کرد که دولت او دولت کار است و وزرایش را از کار سیاسی منع کرد (هرچند مهم‎ترین حزب دولت ساخته در دوران هاشمی رفسنجانی شکل گرفت)(+). هاشمی در دولت اوّلش نیمی از بخش سیاسی ـ فرهنگی کابینه را به جناح چپ داد و نیمی را به جناح راست! مصطفی معین، محمّد خاتمی و عبدالله نوری وزرای چپ و فلاحیان و ولایتی وزرای راست بودند. امّا عرصه‎ی اقتصادی دولت یکدست بود: عادلی، محلوجی ریا، وهاجی، روغنی زنجانی و نوربخش تکنوکرات‏ هایی بودند که تورّم پنجاه درصدی را در مقابل رشد اقتصادی نادیده می‎گرفتند. در دولت دوم هاشمی رفسنجانی تندروهای چپ مانند مصطفی معین و عبدالله نوری از عرصه خارج شدند و محافظه کاران راست، هاشمی گلپایگانی و بشارتی جایگزین آن‎ها شدند. در سال ۱۳۷۳ بیش از سی عضو ارشد دولت هاشمی حزب کارگزاران سازندگی را بنا نهادند و در انتخابات مجلس پنجم و دوم خرداد ۱۳۷۶ حضوری فعّال داشتند. یکی دیگر از ویژگی‎های دولت هاشمی نفوذ گسترده‎ی خانواده او در تمام امورات دولت بود. محمّد هاشمی معاون اجرایی و ستادی دولت، محسن هاشمی رئیس دفتر رئیس جمهور و بازرس ویژه‎ی رئیس جمهور، مهدی هاشمی در نفت، فائزه هاشمی در سیاست و ورزش، و یاسر هاشمی در وزارت کشاورزی و جهاد سازندگی حضور داشتند.

خانواده هاشمی رفسنجانیجابجایی چپ و راست

فعّالین جبهه‎ی مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور سال‏ ها مترصّد اثرگذاری بر محیط سیاسی جمهوری اسلامی از طریق برجسته‎نمایی اختلاف سلایق و یافتن نقاط افتراق قابل گسترش بوده‏ اند. پس از رحلت امام خمینی (ره) آن‎ها با این تصوّر که وفاق بین اصحاب سلایق مختلف وضعیتی شکننده یافته است با امید بیشتری وارد صحنه شدند. انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری با توجّه به گرایش او به تغییر برخی از جهت گیری‎ها در زمینه‏ های اقتصادی، بازسازی و نیز روابط خارجی این تصوّر را در غربی‏ ها تقویت می‎کرد. صدای آمریکا در روز ۸ مرداد ۱۳۶۸ یعنی قبل از انتخاب رئیس جمهور جدید مدّعی شد: «آقای هاشمی رفسنجانی در یکی از سخنرانی‎های اخیر خود گفت که در صورت احراز مقام ریاست جمهموری مسأله‎ی بازسازی اقتصاد کشور را بر ایدئولوژی انقلابی رجحان خواهد داد.» رادیو آمریکا در همین روز با این ادّعا که افراد حامی حزب الله لبنان در ایران در حال کنار گذاشته شدن هستند یک دسته‎بندی جدید را ارائه کرد که در یک سوی دیگر «تندروها به رهبری علی‎اکبر محتشمی‎پور» وزیر کشور وقت و سفیر پیشین جمهوری اسلامی در دمشق قرار داشت. تبلیغات غربی‎ها همواره تا حدّی متّکی بر واقعیت‎ها و پر و بال دادن به وجوه منفی آن‎ها بوده است. به‎طور طبیعی بعد از جنگ بایستی برخی از روش‎های اقتصادی متحوّل می‎شد و در جریان این تحوّل، نقش اصلی را متخصّصین ایفا می‎کردند.

وقتی آقای هاشمی رفسنجانی عنوانِ «کابینه‎ی کار» ‌را برای دولت خود انتخاب کرد غربی‎ها احساس کردند می‎توانند از این گرایش نیز برای اغراض تبلیغاتی خود بهره جویند. صدای آمریکا در ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ گفت: «کابینه‎ی جدید ایران شامل دوازده عضو تازه و ترکیب آن در برگیرنده‎ی افراد متخصّص و روشنفکر است. یکی از مسؤولیت‎های این افراد کمک به هاشمی رفسنجانی در ایجاد روابط بهتر با غرب است».‌ این رادیو و نیز بی‎بی‎سی و اسرائیل در این مقطع داستان‎سرایی مفصّلی درباره‎ی «‌حذف افراطیون به رهبری محتشمی» به راه انداختند. محمل این سناریوی تبلیغاتی انتقادهایی بود که نمایندگان مجلس سوم نسبت به عدم معرّفی آقای سید علی‎اکبر محتشمی‎پور به‎عنوان وزیر کشور داشتند. دامنه‎ی این داستان‎سرایی حتّی به رادیوی منافقین نیز کشیده شده بود. منافقین مدّعی شده بودند که رژیم صهیونیستی اطّلاعاتی را که از بازجویی شیخ عبدالکریم عبید (روحانی لبنانی شیعه و در بند این رژیم) درباره آقای محتشمی به دست آورده‎اند در اختیار آقای هاشمی رفسنجانی قرار داده‎اند، تا موضع او در برابر محتشمی‎پور تقویت شود!

گویا اجماع مرکّبی از موافقان و مخالفان دولت جدید در جهت تحقّق برنامه‎های تفرقه افکنانه غربی‎ها به وجود آمده بود. در مجلس فردی مثل قاسم شعله سعدی در دفاع از دولت جدید از «پایان دولت شعار» دم می‎زد و «رجایی خراسانی» از لزوم تجدید نظر در روابط ایران و آمریکا سخن می‎گفت. در مقابل برخی از نمایندگان به‎گونه‎ای موضع‎گیری می‎کردند که گویا واقعاً در دوران پس از حضرت امام (ره) قرار است اصول عزّتمندانه‎ی نظام به کنار نهاده شود. امّا همه‎ی شواهد بر این دلالت می‎کرد که رهبری جدید نظام هم‎چنان مصمّم بر ادامه‎ی راه امام است. رهبر معظّم انقلاب که سه ماه از دوران جانشینی امام راحل (ره) در جایگاه ولایت امر را می‎گذراندند در روز ۲۳ شهریور با اشاره به نمونه‎‏هایی از کج فهمی‏ ها و درک نادرست برخی از مد‌ّعیان تشخیص مصلحت انقلاب یا به اصطلاح صاحبنظران مسائل سیاسی، به یادآوری اقدامات این افراد در تأمین خوراک تبلیغاتی برای رادیوهای خارجی در دوران جنگ تحمیلی پرداختند و درباره‎ی کج فهمی و نابخردی همین افراد در مسأله‎ی سیاست خارجی و موضع ضدّ استکباری جمهوری اسلامی فرمودند:

«عدّه‎ای از مدّعیان مصلحت اندیش طیّ چند سال گذشته، مردم و مسؤولان نظام و رهبر عظیم‎الشأن فقیدمان را مورد سؤال قرار می‎دادند که چرا شما با آمریکای قدرتمند که در جهان غول وحشتناکی است رزم‎آوری و مبارزه می‎کنید.» ایشان در نهایت این‎گونه به ردّ کج خیالی طرفداران بهبود رابطه با آمریکا پرداختند: «آمریکا برای همیشه کینه‎ی این ملّت، انقلاب و دولت را در دل خود نگه خواهد داشت و قصد او از آشتی و دوستی، باز هم دشمنی، سوء استفاده و استثمار است.» اگرچه منظور رهبر معظّم انقلاب در این سخنان گروهک نهضت آزادی بود، امّا درواقع این موضع‎گیری خط بطلانی بر توهّمی بود که برخی از جریان‎های سیاسی همصدا با رسانه‎های بیگانه به آن دامن می‎زدند. بدون تردید نمی‎توان گفت که هیچ تلاشی در بدنه‎ی کارشناسی دولت سازندگی برای ایجاد انحراف در سیاست خارجی عزّتمندانه‎ی نظام صورت نمی‎گرفت امّا لحن اعتراض جناح منتقد بیشتر مؤیّد ادّعاهای غربی‎ها درباره‎ی روند تجدید نظر اساسی در سیاست‎های اصولی نظام بود.

اظهارات آن زمان افراد شاخص این جناح با توجّه به نظرات فعلی آن‎ها واقعاً خواندنی است. ابراهیم اصغرزاده در نطق قبل از دستور۲ مهرماه ۱۳۶۸ خود گفته بود: «هنگامی با جهان غرب منافع مشترک خواهیم داشت که از مواضع انقلابی خودمان عدول کنیم. این یک اصل است. در اینجا یک دفعه برای همیشه خواهیم گفت که عدول از مواضع انقلابی عدول از منافع ملّی است.» موضع‎گیری درباره‎ی سیاست خارجی در آن مقطع در تحلیل‎های جناح منتقد همواره از طریق تقاطع دادن با سلیقه‎های اقتصادی پیگیری می‎شد. اصغرزاده در ۲۲ آذرماه ۱۳۶۸ در اظهاراتی رجزگونه چنین گفت: «کور خوانده‎اند آن‎ها که فکر می‎کنند با پایین کشیدن شعار مبارزه‎ی فقر و غنا می‎توانند راه را برای بازگشت سرمایه‎دارها و صاحبان گردن کلفت صنایع و نهایتاً بازگشت غرب باز کنند. در جامعه‎ی ما گرایش ضدّ غربی یک گرایش اصیل است. گرایش ضدّ سرمایه داری، یک گرایش اسلامی شرعی و انقلابی است.» این مواضع «چپ‎گرایانه» در شرایطی ابراز می‎شد که در مباحث مبنایی گرایش به نظرات سروش درباره‎ی نسبیت معرفت دینی، مسیری کاملاً متضاد با این مواضع را در اذهان ابرازکنندگان همین موضع‎گیری‎ها گشوده بود. مسیری که غایتی جز پیوستن به قافله‎ی «راست‎گرایان» لیبرال دموکرات نداشت.

برنامه‎ی تنش‎زدایی با کشورهای غربی در دوران پس از جنگ با اعتراض‎هایی روبه‎رو می‎شد. منتقدان دولت جدید معتقد بودند که با توجّه به اقدامات گورباچف آخرین رهبر اتّحاد جماهیر شوروی سابق مثل عقب‎نشینی از افغانستان و دادن آزادی‌های مذهبی در جمهوری‎های شوروی، بایستی اولویت سیاست خارجی، توسعه‎ی روابط با این دولت و به‎طور کلی بلوک شرق باشد. آن‎ها دستگاه سیاست خارجی را به خاطر عدم پیگیری این خط، سرزنش می‎کردند. امّا واکنش آنان به اوّلین موج فروپاشی بلوک شرق نشان داد که این موضع‎گیری نیز عمدتاً حول محور منازعات جناحی بوده است. نیکلای چائوشکو رهبر نظام کمونیستی رومانی اندکی پس از بازگشت از سفر تهران سرنگون و اعدام شد(+). جریان موسوم به چپ در مجلس سوم که تا آن موقع وزارت امور خارجه را به دلیل عدم اهتمام در توسعه‎ی روابط با بلوک شرق مورد انتقاد قرار می‎داد به ناگاه دکتر ولایتی وزیر امور خارجه را به سبب دعوت از چائوشکو مورد سؤال قرار دادند. این موضوع در شرایط حسّاس آن زمان به حربه‎ای برای تضعیف وزرات امور خارجه تبدیل شد. شاید بتوان گفت: اوّلین انتقاد صریح آیت الله العظمی خامنه‎ای (مدّظلّه العالی) (در جایگاه رهبری انقلاب) از جناح‎های سیاسی داخلی به همین موضوع مربوط می‎شد. در شرایطی که غرب سعی می‎کرد از سقوط پیاپی دولت‎های بلوک رقیب برای تضعیف روحیه‎ی دیگر حکومت‎های مخالف خود استفاده کند؛ جریان موسوم به چپ با این سؤال در واقع به برنامه‎های غرب کمک می‌کرد. زمانی که رهبر معظّم انقلاب تضعیف‏ کنندگان وزارت امور خارجه را «افراد غیر مسؤول» خواندند؛ نمایندگانی که به این موج دامن زده بودند سعی کردند با کشیدن حوزه‎ی منازعه به درگیری لفظی با روزنامه‎ی رسالت موضوع را مدیریت کنند. جناح اکثریت مجلس سوم، مخالفت امام(ره) با برخی از موضع‎گیری‎های روزنامه‎ی رسالت در برابر دولت روزهای جنگ را به رخ دست‎اندرکاران این روزنامه می‎کشیدند. آن‎ها با یادآوری حمایت «رسالت» از دولت جدید اینگونه وانمود می‎کردند که در شرایط جدید روند امام‎زدایی در کشور آغاز شده است. این در حالی بود که اکثریت اعضای دولت جدید را کارگزاران و مدافعان سابق دولت قبلی تشکیل می‌دادند.

 

 

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق