یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۲۲:۵۷ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۵
گفتاری از حجت الاسلام علی اصغر حبیبی
 چه کسانی را شهید می گوییم؟/ شهدای حقیقی و شهدای حکمی را بشناسیم   

بزرگی می گفت در زلزله بم تمامی عمارت ها فروریخت اما درختان کاج و سرو چون در اعماق زمین ریشه دوانده بودند اینها نشکستند. کدام ایمان هاست که در طوفان ها راسخ می مانند؟ ایمان های ریشه دار، نه ایمان هایی که فقط دهه محرم، تا محرم و صفر سرعتی بگیرد دوباره برگردد به حالت اول!

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، حجت الاسلام والمسلمین علی اصغر حبیبی (متولد ۱۳۵۲) از پژوهشگران و مبلغین برتر حوزه علمیه اصفهان است. از ویژگی های منبرهای ایشان صوت خوش ایشان است که با اشعاری که گاه سروده خودشان نیز هست به مجلس حال و هوای دیگری می دهد. جهت مشاهده برخی از صحبت های برگزیده ایشان اینجا را کلیک کنید.

متن زیر سخنرانی ایشان در یکی از روضه های خانگی با صفای اصفهان است. به کسی که در معرکه قتال کشته شود شهید می گویند؛ اما با بررسی احادیث متوجه می شویم دسته های دیگری نیز هستند که در شرایط خاص در مقام شهید از دنیا خواهند رفت. به برخی از این افراد و راز و رمزهای آن اشاره می شود.

***

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و الحمدلله ربّ العامین و صلی الله علی سید الانبیاء و المرسلین، مولانا و سیدنا ابوالقاسم المصطفی محمد (صلوات حضار)

و علی اهل بیته المعصومین سیما بقیه الله فی الارضین مولانا و سیدنا حجه بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه و اللعنه الدائمه الابدیه علی اعدائهم اجمعین من الجن و الانس، من الاولین والآخرین، من الآن الی قیام یوم الدین.

(شعر خوانی)

هدیه محضر آقا حجت بن الحسن صلوات ختم کنید.

یک مسئله تقدیم محضرتان کنم، یکی از دام های ابلیس و شیاطین برای مؤمنین مسئله «وسواس» است، گاهی وسواس در هنگام نماز است، آیا صحیح خواندم، غلط خواندم، نماز را بعضی ها تکرار می کنند، یا در طهارات و نجاسات، آیا لباسم پاک شده یا نشده، گاهی لباس را چند بار آب می کشد، چقدر آب دارد هدر می رود، گاهی در غسل کردن یا وضو گرفتن و یک درصد هم به ذهنش خطور نمی کند که این دردها هم پزشک دارد متخصص دارد راه های درمان هست برای این دردها. شیطان زحمت کشیده تلاش کرده تو نماز نخوانی، حالا که زورش نرسیده می آید از این طریق اقدام می کند به طوری که اصلا از وضو و نماز و غسل زده بشوی و کلا بگذاری کنار، مگر آنکه خدا به تو لطف کند و به ذهنت بیندازد بروی دنبال کارشناس که شیطان می خواهد نمازت را از محتوا خالی کند.

از اول نماز تا آخر نماز به این فکر باشی که آیا حمد و سوره را درست خواندم یا نه؟ اصلا فلسفه نماز این نبود که! من می خواستم نماز بخوانم و روبروی خدا بایستم تا آئین بندگی را به جا آورم، اگر از قبل قرائت نماز را صحیح کردم که قبلا اشاره کردیم دیگر وسط نماز نباید آدم وسواسی به خرج بدهد. امشب مسئله شرعی ما این شد که برادرها و خواهران در زندگی مؤمنین وسواس جزو دام های شیطان است، لذا سعی کنید ان شاء الله توجه نکنید، بی اعتنا باشید، اگر کسی خدای ناکرده گرفتار است از سرش بیرون بیاید.

شهادت طلبی

یکی از درس های شهدای کربلا «شهادت طلبی» است. شهادت را همه عزیزان می دانند یعنی چه؟ معنای لغوی یعنی انسان به یک جایی برسد که «شاهد» بر انسان ها باشد، معنای دیگر هم می گویند نه تنها مقام گواه بودن، بلکه مقام شهود یعنی با شهادت به یک جایی برسد که چیزهایی ببیند، به مقاماتی برسد که دیگران نمی رسند.

چه کسانی را شهید می گوییم؟

به کسی شهید می گوییم که در راه خدا کشته شود که البته اینها دو قسم هستند؛ یک قسم احکام خاصی دارد، شهیدی که در معرکه کشته شود لباسش کفنش است، نیاز به غسل هم نیست، و یک قداست خاصی دارد، این شهیدی است که در معرکه میدان کشته شده است، افرادی هم دارند می روند جنگ که بین راه کشته می شوند اینها هم شهید هستند اما آن درجه ای که اولی دارد اینها ندارند. همین قدر بگویم، به قدری این شهادت به انسان شرافت و کرامت می دهد که خاکش هم مقدس می شود، قیمت پیدا می کند.

شهادت لاله ها را چیدنی کرد

شهادت خاک را بوسیدنی کرد

و این شهادت باعث می شود پدر شهید، مادر شهید، برادر شهید، خواهر شهید، همسر شهید، فرزند شهید یک جایگاه ویژه ای داشته باشند (البته به شرطی که جایگاه خودشان را حفظ کنند) و یاد شهید، هدف شهید، وصیتنامه شهید، خدا می داند به برکت آن امتیاز اینها نیز همین طور می درخشد.

آیا بقیه مردم از فیض شهادت محروم اند؟

خوشبختانه مکتب ما هر صفت ارزشی که برای ما توصیه کرده، یک کاری هم در قبالش گذاشته اند. همه که نمی توانند بروند شهید شوند (بنا هم نیست همه بروند شهید شوند)، آیا بقیه مردم از فیض شهادت یا ثواب شهادت محروم باشند؟ نه! بقیه هم می توانند.

شما به آن هفتاد و دو نفر یاران امام حسین نگاه کنید؛ زُهیر و… البته فراموش نشود که ده نفر هم قبل از واقعه کربلا شهید شدند، از شاخص هاشان حضرت مسلم است، هانی بن عروه، بعضی نامه‌رسان های امام حسین (ع) هستند، چند نفر هم بعد از شهادت امام حسین هستند، مثل طفلان مسلم، مثل زندانبان طفلان مسلم، عبدالله بن عفیف عضدی، که در کاخ ابن زیاد بر علیه او شورید، یک چشمش را در جنگ جمل از دست داده بود و یک چشمش را در جنگ نهروان و نمی دید، وقتی حادثه کربلا را فهمید به قدری خروشید و مبارزه کرد که یک جنگ نمایان و عجیبی از خودش به نمایش گذاشت و به شهادت رسید و افرادی در این وادی، در هر صورت ما این بزرگواران را می گوییم یاران امام حسین یا می گوییم شهدای کربلا.

شهید کربلا بودن یعنی چه؟

امیرالمؤنین (ع) در جنگ صفین از سرزمین نینوا عبور می کند، مقداری از این خاک برمی دارد، بو می کند و می فرمایند: «افرادی از این سرزمین فردای قیامت سر بلند می کنند و بی حساب می روند بهشت، اینها سادات شهدایند»، شما به امام حسین می گویید «سیدالشهداء» اما شهدای رکابش را چی؟ به آنها می گویید «سادات شهدا»، امیرالمومنین فرمودند نه شهدای آینده تاریخ به مقام اینها می رسند نه شهدای قبل از آن حادثه، اینقدر ضریب ارزش شهادتشان بالاست.

حالا من و تو دوستدار این بزرگواران در این ایام چه کنیم تا ما هم از این فیض بهره‌مند شویم؟ حالا یا آخر و عاقبتمان ان شاء الله اگر لیاقت داشتیم ختم به شهادت شود، یا اینکه وقتی مُردیم ثواب شهادت به ما بدهند؟ خدا دستگاهش بی کش و پیمان نیست، پرودگار عالم یکی از اسم هایش «حکیم» است، حکیم یعنی هیچ کاری بی حساب و حکمت نیست، یک سری روایات است که به ما می گوید اگر اینها را انجام دهی ثواب شهید دارید.

شهدای حکمی

پس شهدا دو قسم شدند، شهدای حقیقی، آنهایی که در معرکه جنگ کشته شدند و یا آنهایی که به تبعشان در راه رفتن یا در راه برگشتن از میدان جنگ کشته شدند اینها می شوند شهدای حقیقی. اما شهدای حُکمی چه کسانی هستند؟ اینهایی که بخشی را برایتان می گویم باید ده شب محفل باشد و بحثمان همین باشد تا بتوانم اینها را بیان کنم، چون حیف است و حرام می شود. اینکه من یک صفت را برای شما بگویم که با این صفت آدم می رود بهشت اما حقش را ادا نکنم و همین طور فقط لیست بدهم درست نیست، مسئولم در پیشگاه خدا، لذا چند تا از این صفات را تقدیم حضورتان کنم تا با دستی پُــر از مجلس امام حسین و شهیدان کربلا بیرون برویم.

یک عزیزی امشب سؤال کرد قبل از خواب چه دعایی بخوانیم؟ بعضی اوقات واقعا آدم خوابش نمی برد، یک وقت نیم ساعت از این پهلو به آن پهلو، اتفاقا ما به قدری دستورالعمل برای قبل از خواب داریم که اگر شما بخواهی همه اینها را انجام دهی اصلا وسط کار خوابت می گیرد، هر اندازه که من می توانم که از فیض این اعمال محروم نشوم، خودش بحث جدایی است. از بحثمان خارج نشویم، تسبیحات حضرت زهرا قبل از خواب، آیه الکرسی قبل از خواب، (من لیست می دهم ثوابشان را نمی گویم چون وقت نیست)، سوره قل یاایها الکافرون، سوره تکاثر، سوره قدر و سوره ناس و فلق اینها را اقلا در ذهنتان باشد.

یک روایت برایتان بخوانم: «من قرأ التوحید و المعوذتین کل لیله عشرا… کسی که سوره قل هو الله احد و معوذتین (سوره ناس و فلق) را هر شب (در طول شب) بخواند، اگر هرکدام از این سه سوره را ده بار بخواند انگار کل قرآن را خوانده است و اگر آن شب از دنیا رفت ثواب شهید به او می دهند».

چقدر خوب است ما عادت کنیم، یک وقت دیدیم اتفاقا فوت ما آن شب بود و آخرین حرف های ما همین سوره ها بود و آنچه که به موقع خواب ارتباط دارد این است که این سه سوره را قبل از خواب سه بار بخوانید (ناس و فلق و توحید) اگر ان شاء الله خواندیم و چنانچه آن شب از دنیا رفتیم ثواب شهید داریم. البته عرض می کنم یکی از آثار اینها ثواب شهادت است، آثار دیگری هم دارد ولی به شرط آنکه خراب نکنیم.

به شرطی که خرابش نکنیم!

این ثواب حدیثی که گفتیم، این ذکر و این دعا هم که کنارش به مردم گفتیم، بابا به شرطی که خرابش نکنی! ما اگر دو تا برادر مؤمن هستیم معنا ندارد قهر بین دو تا مؤمن، ببین اگر تشخیص می دهی تقصیر از تو است، بیا از طرف عذرخواهی کن، آن بزرگوار هم بیاید بگذرد، بخواهیم رشد کنیم این گیرها خرده ریز است، دمِ پاست، اینقدر نظرمان محدود نشود بر سر یک مسئله کوچک، ده سال با هم قهر باشیم اینها نمی گذارد با این سوره ها با این خصلت ها مقام شهادت خداوند به ما بدهد. پس فعلا گفتیم سوره ناس و فلق و توحید قبل از خواب سه مرتبه در طول شب هرکدام ده مرتبه به شرطی که خرابش نکنیم.

محبت آل پیغمبر

وقتی یک طلبه می نشیند پشت این نرم افزارهای کامپوتر و نرم افزارهای روایی را باز می کند، آن چیز که از همه روایات خودش را بیشتر نشان می دهد این روایت زیباست، همه تان هم حفظ هستید، ولی افسوس که این روایات ناب را از بس شنیده ایم اما رویش فکر نکردیم و توجه نکرده ایم گاهی می شنویم می گوییم اینها تکراری است: «مَن مات علی حبّ آل محمد مات شهیدا» (صلوات حضار)

دقت کنید دومین رمز، «محبت آل پیغمبر» است، ما اگر در بستر بمیریم ولی این سرمایه را داشته باشیم خدا کمش نمی آید، ایراد هم نگیرید که من کجا و شهادت کجا! حق هم دارید، پیش خودتان فکر می کنید که شهید با جانش دارد بازی می کند، شهید کسی است که تمام سرمایه وجودی اش جانش است و آن را تقدیم خدا کرده است. حال من در بستر بمیرم چون محبت محمد و آل محمد دارم شهید هستم؟!

دوستانِ اهل بیت رتبه بندی می شوند، بعضی رتبه های پائین هستند بعضی رتبه های بالا، بعضی محبت اهل بیت را فقط یدک می کشند: «بالای سرم نام علی نقش نمودم/ یعنی که سرم باد فدای…» این طور که نمی شود؛ منظورمان محبتی است که ابزار کار من باشد و من را جلو ببرد، برخی مثل «حجر بن عدی» ها می مانند و تاریخ مصرف ندارند، حرفشان، نامشان، یادشان، این می شود محبت اهل بیت.

یک جواب دیگر بدهم: حق دارید اگر درباره ثواب این احادیث شک کنید، آیا به همین راحتی به من مقام شهید بدهند؟ یک بُعد هم این است که کاری به من ندارد، این محمد وآل محمد هستند که چنین مقامی دارند (صلوات حضار). این به خاطر آنهاست، یعنی این ریخت و پاش های خدا به خاطر آنهاست کاری به ما ندارد، ما خیلی هنر کنیم دنبال رو اینها باشیم، اگر دنبال رو اینها باشیم این یک قَلَمش است، از این اقلام زیاد است که خدا به خاطر چهارده معصوم چقدر ریخت وپاش دارد بالاخره خودمان خیلی خجالت می کشیم، یک شاعری خیلی قشنگ می گوید:

در آتشم بیفکن و حرف از گنه نزن

کآتش به گرمی عرق شرم انفعال نیست

امام حسین (ع) کمش نمی آید که برای ما چانه بزند، ولی خودمان خجالت می کشیم که ما از این گوهر محبت امام حسین چقدر استفاده مان محدود بود، بهره مان کم بود. الآن جناب آقای بانی به من خاطره ای گفتند که برایتان نقل می کنم:

از جلو ما دسته ماشین رد می شد، شخصی ایستاد و نگاه می کرد. داشتیم غذا می دادیم، اصرار کرد یک قاشق از این غذاتان را به من بدهید. بعد فهمیدیم ارمنی است، گفت «ما هر دانه از این برنج ها را داخل غذامان می ریزیم برای شفا»، اگر بنا باشد بهره ارمنی از دستگاه امام حسین برنج باشد و غذا، و من و تو هم بهره مان همین باشد… ببین تو را به خدا یک عمر پای مکتب اهل بیت بودیم… امروز برای خواهران منبر داشتیم. به بنده خدایی گفتم بچه هایی که در شکم مادر هستند و مادرشان آمده روضه، این بچه ها از فیض جلسه بهره‌مند می شوند خدا می داند، این جوری آمدیم به میدان، پس این مکتب است این مدرسه است، در متن زندگی حسینی باشیم، ببینید باهات چه می کنند.

حکایت روضه حاج ملک

حیفم می آید نگویم این قسمت را، شاید با بحثمان خیلی ربط نداشته باشد، می خواهم بگویم ببینید اینها چه می کنند اگر جانانه آمدیم در میدان. در اصفهان یک ساختمان بسیار عالی است از نظر معماری خیلی در نوع خودش کم نظیر است به نام «انگورستان ملک»، شاید بعضی عزیزان دیده باشند و شنیده باشند، در خیابان ملک است، این یادمان و یادگار یکی از تجار متدین بوده به نام «حاج ملک». این آقا هرسال از مکه سوغاتی هایی می آورد (هر سال می رفت مکه ثروتمند بود). یک سال بنده خدایی عرب بود و سیاه پوست بود مثل اینکه با کسی هم کاری نداشته، این عرب را برمی دارد می آورد با خودش، این عرب تا آخر ملازم این حاج ملک بود و در زندگی اینها بود، به او می گفتند کاکو سیاه، چون سیاه پوست بود. در این روضه حاج ملک (روضه مفصلی می گرفت) به قدری چایی ریخته بود که دستانش تاول زده بود، وقتی می میرد یک شب خوابش را می بینند که یک دستگاه عجیبی دارد و اصلا چهره اش هم سفید شده. گفتند کاکو سیاه بهت نمی آید این مقام؟ گفت: «بله درست می گویید، شب اول قبر که من را دفن کردند آن دو ملک آمدند برای بازپرسی من. امام حسین (ع) آمد گفت کاری به این نداشته باشید این از ماست، این مقام را امام حسین به من داده». گفتند تو که قیافه ات، رنگ پوستت سیاه بود؟ گفت «همان کاری که امام حسین با غلام سیاهش کرد همان معامله را در حق من کرد».

(آقا بنا نیست هدفمان از این روضه ها فقط اشک باشد، درس است)، غلام سیاه چه گفت؟ موقع اجازه میدان گرفتن گفت «آقا چون رنگ پوستم سیاه است به من اجازه میدان نمی دهید و آیا چون بدبو هستم و چون خاندان پر نام و آوازه ای ندارم قابل نیستم؟»، آن وقت امام اجازه داد و دعا کرد، گفت: «خدایا خوش بویش کن، خدا با خوبان محشورش کن، خدایا چهره اش را سفید کن»، ببین فردای قیامت چه مقامی دارند.

این یک رمز محبت آل پیغمبر، اما اگر محبت ان شاء الله از زبان به دل هم تجاوز کند و ان شاء الله عروسی من، کارم، برخوردم با خانواده در تمام ابعاد زندگی بوی محمد و آل محمد بدهد این حرف ها را جدی بگیریم هرکدام ما یک مُبلغ می شویم برای اهل بیت و یک یار برای امام حسین، حداقل توانستیم در طول عمرمان یک یار برای امام حسین پیدا کنیم، یک بی نماز را با نماز کنیم، یکی که از خدا فراری است را با خدا کنیم، اگر خودم واقعا در اخلاق و عمل، حسینی نباشم که نمی توانم.

واسطه امر خیر

یکی دیگر از آن رمزها فرموده اند اگر برای ازدواج کسی واسطه بشود.

می دانم مقداری حساس است، این مسئله ممکن است طرف را خراب کند، با آبروی من بازی کند چراکه من واسطه این ازدواج شدم، تو برای خدا برو توسل پیدا کن، خدایا من می خواهم قدم خیر بردارم، بله ما یک واسطه بیش نیستیم، بعد هم منت نگذاری، خراب نکنی، اگر در این بین بله برون یا جلسه اول ازدواج است بالاخره تو اولین جرقه را زدی، در حال رفتن و برگشتن از دنیا رفتی جایزه بهت می دهند، ثواب شهادت به تو می دهند، اگر ماندی به حسابت می ریزند، خدای نکرده اگر منت گذاشتی که خنثی می شود و از بین می رود، اگر منت نگذاشتی برایت پس انداز می کنند.

این یکی از آن برنامه های عالی برای رسیدن به مقام منیر شهادت، یا ثواب شهادت، اگر همه رزمنده ها شهید شده بودند، این ارزش های شهادت و جبهه فراموش می شد، باید یک بخشی هم باشند بیایند بگویند اینها که بودند چه حماسه ای آفریدند.

ما چه کنیم؟

روایت دارد اگر کسی با صداقت بگوید خدایا توفیق شهادت به من بده، خدا نصیبش می کند. البته این کار هزینه دارد، این طور نیست که طرف همین طوری در صحرای کربلا به امام حسین برخورد کند و شهید شود. این مقام را که بشود «شهید کربلا» خدا می داند.

من یک مثال می زنم، نمی دانم سال های گذشته عرض کردم یا نه، بنده خدا در حرم امام رضا علیه السلام بود، جزو آن شهدای انفجار حرم علی بن موسی الرضا، عاشورای مشهد، این از تجار قم بود. آمدند پیش مادرش، مادرش ویلچری بود و شنیدند این بنده خدا مادرش را پنجشنبه و جمعه خودش خدمت می کرد (هر کاری که مادر نیاز داشت)، در طول هفته که کار داشت یک نفر خادم گرفته بود. به مادرش گفتند این پسرت در مقابل این خدمات تو، چیزی درخواست نداشت؟ گفت چرا اتفاقا اصرار می کرد می گفت «مادر دعا کن در یک مکان بهترین، در یک زمانی بهترین و در یک بهترین حالت بمیرم»؛ ظهر روز عاشورا حرم علی بن موسی الرضا در حال نماز، بهتر از این می شود؟ تو را خدا ببین بهتر از این می شود؟

آنان که در جوار رضا آرمیده اند

کفران نعمت است بهشت آرزو کنند

بعضی مهمان های امام حسین (ع) که امشب آمدند، سعادت زیارتشان را نداشتم، باید برای آنها جبران این چهار شب را بکنم. جوان های عزیز به خدا قسم این قدر نرم افزارهای مفید و قشنگ هست که شما می توانید در گوشی هایتان نصب کنید و خوراک دینتان را تأمین کنید، این قدر ما از رادیو معارف می توانیم استفاده کنیم تا دینمان ریشه دار بشود.

بزرگی می گفت در زلزله بم تمامی عمارت ها فروریخت اما درختان کاج و سرو چون در اعماق زمین ریشه دوانده بودند اینها نشکستند. کدام ایمان هاست که در طوفان ها راسخ می مانند؟ ایمان های ریشه دار، نه ایمان هایی که فقط دهه محرم، تا محرم و صفر سرعتی بگیرد دوباره برگردد به حالت اول! آن مؤمنینی در این مسیر موفق هستند که دینداری را با یک عالِم، زیر نظر یک کارشناس بگذراند که خودشان دوستش دارند. ما طلبه ها خوش سلیقه و بدسلیقه داریم، بعضی ها خیلی خوبند ولی در برخود با مردم سلیقه ندارند، آنی که خودت پسندیدی، بیا پل ارتباط خودت با اهل بیت را یک عالم با تقوای متدینِ خوش ذوق قرار بده، و ببین دینت و این حرکت تو در دینداری عوض نمی شود، بهتر نمی شود، تندتر نمی شود؟ آن وقت دینداری به دهانت مزه می کند، آن وقت می فهمی که ما زندگی مان برعکس آن چیزی بوده که خدا منظورش است!

ما کلی می گوییم «شهدای کربلا» اما بعضی هایشان یک امتیازاتی دارند، می شود مؤذن امام حسین، یا ابوثمامه صیداوی که به امام حسین گفت سر ظهر است دلم می خواهد نماز بخوانم، امام خودش می داند، گفت آفرین خدا تو را از نمازگزارن قرار دهد که یادآور نماز شدی.

تحصیل علم

باز جالب است از آن رمزهایی که در شب های جنگ به نحوی ارتباط داشت این بحث، بحث «علم» است. اگر دانشجویی برای خدا درس بخواند تا ان شاء الله در آینده باری را از روی دوش جامعه بردارد و در این راه کشته شود شهید است. عین روایتش را بخوانم:

«اذا جاء موت طالب العلم و هو علی هذه الحال مات شهیدا»

اگر کسی در راه تحصیل علم بمیرد شهید مرده است.

شاگرد ممتاز دین

باز دارد «اگر مؤمن مریض بمیرد یا با بیماری از دنیا برود او شهید است».

مؤمن چه کسی را می گویند: شاگرد ممتاز دین را مؤمن می گویند، آنی که نمره قبولی آورده، نمی گوییم ۲۰ چون مال ۱۴ معصوم است ولی اقلاً از ۱۰ به بالا نمره بیاورد، این اگر بیمار هم شود بیماریش چقدر قشنگ است، روایت دارد خداوند می گوید «ملائکه من هرچه این بنده من در حال سلامتی کار خیر انجام داد و الآن نمی تواند به حسابش بنویسید» از این بهتر می خواهید؟

این مؤمن وقتی می میرد ملائکه می روند می گویند خدایا این بنده تو فوت کرد ما چه کنیم؟ خداوند می فرماید بروید بر قبر این بنده من به تسبیح و لا اله الا الله و حمد من بپردازید تا روز قیامت ثوابش را به این بنده بدهم. خیلی جالب است، «لا اله الا الله» که ملک بگوید خیلی از لا اله الا الله که من می گویم بالاتر است، یعنی تا روز قیامت خدا برایش حساب باز کرده و پرونده اش بسته نشده اما به شرطی که دِیمی نرود در دستگاه دین، هرچه شد شد! این طور نمی شود، به شرطی که قانون‌مند و با نظام نامه الهی باشد. هرکاری نظام نامه دارد. نمی شود بی حساب و کتاب کسی بیاید خانه بسازد، هم مصالح را حرام می کند، هم خانه ای نمی سازد که مطلوب باشد.

عروس قرآن

یکی دیگر از این ملاک ها که امروز کمرنگ شده و در زندگی قدیم ها بهتر بود، سوره الرّحمن است. آقا این قرآن گنج است ولی بعضی سوره هایش به ویژه خیلی شاخص است: سوره یس، سوره الرحمن، سوره ملک، سوره واقعه، سوره انعام، تا برسد به سوره های جزء آخر که بعضی خیلی شاخص هستند.

سوره الرحمن به «عروس قرآن» معروف است. اگر اشتباه نکنم ۳۱ بار آیه «فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ» تکرار شده است. روایت دارد اگر کسی این سوره را بخواند بعد از این آیه ها بگوید: «لا بشی‌ء من آلائک ربّ اکذّب»، خدایا من هیچکدام از نعمت های تو را تکذیب نمی کنم، اگر شبی که این سوره را خوانده از دنیا برود شهید مرده است. اگر آن روزی که این سوره را خوانده از دنیا برود شهید مرده است. سعی کنید مجالس فاتحه مان این سوره الرحمن باشد، خیلی نور است، یک ربع شاید طول بکشد. اگر بتوانند بزرگان مساجد این را رسم کنند یادگار خوبی است ان شاء الله. قدیم ها بود ولی متأسفانه کمرنگ شده است.

مدیون امام حسین

من بیش از این مصدع نمی شوم ولی همه این کارها را جمع کنیم در یک مطلب؛ هرکه حسینی شود همه چیز دارد، شهادت برایش هست، سعادت برایش هست، خیر دنیا و آخرت برایش هست (همه را داریم خلاصه می کنیم اینجا) در یک کلام:

هر که با امام حسین باشد (نه اینکه ظاهری بگوید، نه!)، فثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین، اگر این جوری شد دیگر ابالفضل مقامی دارد که شهدا به حالش غبطه می خورند. برویم در خانه ارباب.

خدایا به آبروی امام حسین به ما منت بگذار. این حال و هوا، این فضای مقدس، الآن سینه های ما، تمام وجود ما معطر به نور امام حسین است. تمام سلول های ما چون در مجلس روضه امام حسین حضور دارد قیمت دارد. خدایا کمک کن در زندگی ما رنگ و بوی امام حسین بیاید، آنهایی که عیاق شده اند با اباعبدالله یک عظمتی دارند، چه میکند آقا…

برویم کربلا با پای دل. هر کاری دارید نیت کنید. السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یا بن رسول الله…

(شعرخوانی و روضه خوانی)

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. ناشناس گفت:

    ممنون
    مفید بود

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز