جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: اجتماعی
چاپ خبر
۱۲:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۴
آدمک
گفتگو با جوانان شهر اصفهان؛
 باند و باندبازی در اصفهان غوغا ‌می‌کند! در اصفهان تحقیر است در تهران پیشرفت   

من نمی‌خواهم برای روابط بین‌الملل که خوانده‌ام بشوم وزیر امور خارجه این مملکت. من فقط می‌خواهم به شهرم باز گردم و از این درس خواندنم بهره‌ای به یک سری دانشجو برسانم، چون از ۱۸ سالگی تدریس کرده‌ام. این خو و منش و حال من است، ولی این خو و منش را گرفتند از من در اصفهان...

ندای اصفهان- جواد جلوانی: هرچند همگی معتقدند اصفهان دومین کلانشهر کشور، شهری زیبا و پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی است، اما همین شهر در لایه های پنهان خود کژی ها و ناراستی هایی نیز دارد که شاید بدون آنها شهری بهتر و مکانی دلنشین تر برای زندگی بود. برخی می گویند متأسفانه در این شهر از لحاظ فکری نظرها گسترده نیست، خساست، بخل و حسادت در سیستم اداری اصفهان موج می زند. در سیستم حکومتی و دولتی همه می‌خواهند سریع خودشان را به بالا برسانند و به همین راحتی بزرگان این شهر به فکر میدان دادن به جوانان شهر نیستند (شاید بتوان گفت آنها به خودشان هم رحم نمی کنند).

مهدی را چند سالی می شناختم؛ جوانی فعال، متشخص، صاحب فکر و پرابهت که در گفتگویی که با او داشتم باورم نمی شد که او همان جوان شاد و پرروحیه سابق است که اکنون بُغض کرده و گریه می کند. بغضی که ناشی از کاستی های شهرش بود و من که کاره ای نبودم فقط به او گفتم نگذار این بغض فروکش کند!

عکس صرفا تزئینی است

عکس صرفا تزئینی است

 

مهدی: من الآن یک ماه و نیم است که آمده‌ام تهران با یک پیشنهاد کاری هم آمدم تهران. با یک به قول معروف OK دادن مجبور شدم بیایم تهران. ناراضی نیستم از اینکه آمدم تهران، هرچه باشد پایتخت سیاسی مملکت ماست، قلب اقتصادی و تجاری و همه چیز در تهران متمرکز است.

در مملکت ما هرکسی بخواهد پیشرفت کند باید از شهرستان بیاید تهران. ناگفته نماند که ۵سال پیش هم من تهران آمده بودم و برگشته بودم اصفهان؛ ولی الآن که آمدم تغییر و تحولات در قیمت‌ها و هزینه ها سرسام‌آور است؛ یعنی نمی‌خواهم بگویم دوبله سوبله، همین‌طور بروید بالا به توان برسانید. من الآن دانشجوی دکتری هستم. رشته‌ام هم روابط بین الملل است. تحقیقاتم هم در مورد اسلام سیاسی بوده، چیزی که حضرت آقا رویش بحث داشتند، روی علوم سیاسی اسلامی، علوم انسانی اسلامی که خُب علوم سیاسی و روابط بین‌الملل زیرمجموعه‌اش حساب می‌شود. متأسفانه در شهر خودمان اصفهان از لحاظ سیاسی چند تا مسأله هست که باید حتماً این‌ها را به گوش آقایان و حضرات برسانیم. یکی باند و باندبازی شدید است؛ کسی که اصلاً در هیچ باندی نیست و فقط ولایت فقیه را قبول دارد، اوضاع مملکت را می‌شناسد، منافع ملی را قبول دارد و می‌خواهد به نفع مردم کار بکند هیچ جایی ندارد. فقط باید در باندشان باشی، چه اصولگرا چه اصلاح‌طلب چه کارگزاران چه مشارکت، (همه این‌ها سر و ته یک کرباسند). مسأله بعدی اصولگرایانند که من نمی‌دانم بر چه اساسی اصولگرا اسمشان شده است. مثلاً حزبِ خیلی سنتی ایران که من اسم نمی‌برم و همه می‌شناسند که خیلی هم پراکندگی در ایران دارد، این حزب در اصفهان هیچ حمایتی از جوانان نمی‌کند، نه تنها حمایت نمی‌کند بلکه یک سری پیر پاتال‌ها ریخته‌اند در این حزب (که از حزب جمهوری مشتق شده) و چون این‌ها همه تجربه دارند همه پیرند همه سن و سال دارند و احترامشان واجب است ولی به خاطر اینکه مدتی آن آقا وزیر بوده وکیل بوده معاون وزیر بوده مدیرکل بوده هرچه که بوده هنوز هم دوست دارند باشند، هنوز هم دوست دارند بروند سخنرانی کنند، هنوز هم دوست دارند بروند مشورت بدهند. آقا مشورت بده ولی شما اگر می‌خواهی اصولگرایی ادامه پیدا بکند اگر به اصولی پایبند هستی دست دو تا جوان را بگیرید. نمونه بارز، جوانی آمد گفت من رفتم فلان جا خدا کمک کرده همه کارهایم در شهرداری انجام شده، لطف کنید مساعدتی کنید، شما که همه می‌شناسندتان زنگ بزنید و بگویید که این از چه پشتوانه فکری برخوردار است و اینکه از هرجایی پا نشده بیاید و همین. دبیر آن حزب با وقاحت هرچه تمام گفت (با همه سن و سال و با همه تجربه‌ای که دارد) گفت مگر من باید برای تو کار ایجاد بکنم؟! بابا من که نگفتم کار ایجاد کن، کارش هست، فقط می‌خواهم شما معرفی بکنید بگویید این از کجا آمده، از زیر بته عمل نیامده و نهایتا طرف گفت آقا شرمنده ببخشید من مزاحم وقتتان شدم. این از جانب اصولگرایان شهر ما.

از جانب بقیه مدیران الآن در استانداری، شهرداری، شورای شهر واقعاً چه کاری برای جوانان شهر ما دارد انجام می‌شود؟ چه کار فرهنگی، چه کار اشتغال‌زایی. فولاد مبارکه و ذوب آهن فرد خودشان را دارند در استخدام‌هایشان. یک زمانی آلمانی‌ها و غیره وقتی می‌خواستند بیایند برای مقاصد تجاری در ایران اول می‌آمدند اصفهان. چرا الآن اصفهان دیگر آن روزگار را ندارد؟ به چه دلیل؟ چرا هزاران جوان مثل من باید کوچ کنند بیایند در شهری که نه فرهنگش به ما می‌خورد نه آداب و رسومش به ما می‌خورد. درست است همه ایرانی هستیم همه مسلمانیم همه شیعه هستیم ولی تهران اصلاً از لحاظ فرهنگی به قهقرا دارد می‌رود. آقای سالک! نماینده محترم مجلس، رئیس کمیسیون فرهنگی، من ۵ سال پیش آمده بودم اینجا، درست است اینجور بود ولی نه در این حد و حدود. الآن من دارم می‌بینم دختر خانم پشت ماشین یا پشت موتور روسری‌اش را انداخته است روی دوشش. این چه وضع فرهنگی است در کشور اسلامی شیعه راه انداخته‌اید. شما پس چکار دارید می‌کنید در کمیسیون فرهنگی مجلس؟ شما رئیس کمیسیون هستید. شما یک اصفهانی هستید. آقای سالک برسید به داد این جوان‌ها. من اصلاً بغض گلویم را می‌گیرد. باور کنید امروز ظهر یک دست گریه کرده‌ام. دیشب جلو خانمم یک دست گریه کرده‌ام. ما دست پرورده‌های کسانی مثل شهید سردار کاظمی هستیم. کسی که با سربازش می‌رفت سلام علیک می‌کرد، حشر و نشر می‌کرد کمبودش را می‌دید. این چه وضعی است؟

الآن وضعیت این است که استاندارهای اصفهان چه کسانی هستند؟ آقای زرگرپور چه کسی بوده است؟ معاون وزیر کشور. اصفهانی بوده که سال‌ها تهران بوده است. آقای ذاکر اصفهانی؟ ایشان اصفهانی بودند که الآن تهران هستند مجددا. ایشان رئیس مرکز استراتژیک در نهاد ریاست جمهوری در دوره اول آقای احمدی نژاد بود. استاندار قبلی، آقای بختیاری؟ آقای بختیاری لر تبار است، ایشان هم هرچند با اصفهانی‌ها بوده است ولی ایشان هم تهران است. وزیر دادگستری بودند و قبلش مسئول زندان‌ها و… سه تا استاندار من دارم نام می‌برم و بقیه هم همین‌طور، همه تهران بوده‌اند؛ یعنی در اصفهان اینقدر جنبه و تحمل وجود نفرات نیست که نفرات می‌آیند تهران پیشرفت می‌کنند برمی‌گردند اصفهان، می‌شوند مدیر، می‌شوند استاندار. خیلی باعث تأسف است. آقای سقائیان نژاد شهردار محترم این خیلی باعث تأسف است که شما فقط اتوبان ساختید در این شهر. چکار کردید؟ چه کششی چه انعطافی ایجاد کردید؟ نیروی انتظامی کشور الآن سردار رادان است، ساجدی نیا، آقای طلایی که الآن در شورای شهر هستند. تمام این‌ها که در نیروی انتظامی هستند، همه این‌ها اصفهانی هستند. همه هم همچنان با لهجه اصفهانی حرف می‌زنند. یعنی اینقدر ما در اصفهان حقیر شدیم که باید برای پیشرفت بیاییم تهران؟ بعد اسممان هم دومین کلان شهر ایران است!

ندای اصفهان: علتش چیست؟ آیا شهر اصفهان شهر کوچکی است؟ آیا سِمت‌ها در آن کم است؟ شاید کسی می‌ترسد سمت و جایگاه خودش از دست برود.

مهدی: علت‌ها این‌هاست: عدم وجود وسعت فکر. یعنی وسعت جغرافیا مشکل نیست، مشکل وسعت فکر است. اگر مشکل جغرافیا بود چرا قدیم تجارت اصفهان اینقدر پر رونق بود که آلمان‌ها قبل از اینکه بیایند تهران می‌آمدند اصفهان؟ اگر کوچک بوده چرا الآن بزرگ‌ترین فولادسازی‌های ایران در اصفهان است؟ مشکل فرهنگ مردم است، بینش مردم است. مثلاً تنگ‌نظری در چه حدی؟ محصولات سوغاتی اصفهان چیست؟ گز مهم‌ترین است. مهم‌ترین برندهای گز در اصفهان چه کسانی هستند؟ کرمانی مثلاً. گز کرمانی ببینید نفراتش چه کسانی هستند؟ خطاب می کنم به حاج آقا رضای کرمانی، فرضا شما یک غریبه بین خودتان راه دادید و آن غریبه کار را دزدید رفت باکیفیت‌تر از شما زد. شما یعنی اینقدر نگاه می‌کنی که فقط سود خودت؟ آیا فقط خانواده کرمانی باید بخورند؟ آیا اینکه اسم کرمانی و امثال کرمانی با “made in Iran” یا اسم اصفهان بخورد این برای شما ارجحیت ندارد؟ از این چیز کوچک دارم به شما می‌گویم تا برود در مدیریت ارشد استان و شهر. شما ببینید همین آقای سقائیان نژاد چند دور انتخاب می‌شود؟ با چه وضع و اوضاعی؟ شما فکر می‌کنید مثلاً آقای حاج رسولیها به عنوان یک فرد مذهبی سنتی که چندین سال مسئولیت شورای شهر دستشان بوده چرا مجدد رأی نیاوردند؟ می‌دانید به دلیل چیست؟ به دلیل این که الآن یک سری جوان وارد شورای شهر شده‌اند. دیگر قفل شورای شهر شکسته شد، دیگر سنتی بازی دارد تمام می‌شود. نسل جوان می‌آید. ای کاش این نسل جوان را بهش بها بدهند تا کمی گسترده شود. باور کنید من الآن دلتنگ اصفهانم. من الآن نه خانواده خودم نه خانواده همسرم هیچ‌کدام تهران نیستند. خودم و خانمم آمدیم. باور کنید در اصفهان کوچک‌ترین خانه‌ای که در آن زندگی می‌کردیم ۱۰۰متر کمترینش بوده است. الآن من در یک لانه مرغ ۴۸ متری دارم زندگی می‌کنم!

ندای اصفهان: آیا علتش یک مشکل در سطح کشور نیست؟ یعنی بیاییم بررسی کنیم شهرهای دیگر کشور را، آن‌ها هم جای پیشرفت نمی بینند. آن‌ها هم نخبگانشان به سمت تهران فرار می‌کنند و جمعیت تهران روز به روز دارد اضافه می‌شود. وقتی آمدیم همه امکانات را در تهران جمع کردیم که همه می‌گویند بحث تمرکززدایی، خب وقتی همه امکانات در تهران جمع شده است تقصیر شهرهایی مثل اصفهان و یزد و جاهای دیگر چیست؟

مهدی: تقصیرشان مردمشان هستند. من الآن با یک مثال عرض می‌کنم. در سوئیس یک شهری وجود دارد که شهرداری و پلیس این شهر آمدند به مدت دو ماه به صورت پایلوت تمام علائم راهنمایی و رانندگی را برداشتند. هیچ تصادفی صورت نگرفت. بعد از دو ماه طرح تمام شده بود. شبانه همه این‌ها را که برداشته بودند گذاشتند. فردا می‌دانید در آن شهر چه اتفاقی افتاد؟ تمام مردم رفتند جلو شهرداری آن شهر اعتصاب کردند. همه اصناف گفتند شما با این کار به شعور اجتماعی ما توهین کردید، و الآن تنها شهر دنیاست که علائم راهنمایی رانندگی در آن نیست. وقتی مردم اینقدر نگاه به جیب و منافع خودشان می‌کنند که فقط می‌گویند خودمان را عشق است، مسلماً مسئولین کشور فقط حرف انتقال پایتخت و تمرکززدایی را می‌زنند. می‌دانید چرا؟ می‌گوییم آقای روحانی، آقای احمدی نژاد، آقای خاتمی و آقای رفسنجانی، ما چهار رئیس جمهور بعد از جنگ داشته‌ایم. آقای رفسنجانی اصلیتش کجاست؟

کرمان.

آقای خاتمی؟

یزد.

آقای احمدی نژاد؟

سمنان.

آقای روحانی؟

سمنان.

یعنی چهار رییس جمهور ما اصلاً تهرانی نبوده‌اند. آمدند تهران پیشرفت کرده‌اند شده‌اند رییس جمهور مملکت. حالا دلیلش را می‌فهمید؟ آیا انتظار دارید از کسی که آب تهران را خورده و خودش در تهران پیشرفت کرده است، تمام منابع و منافعی که در تهران داشته حالا بیاید تمرکززدایی بکند؟ فکر نمی‌کنم. مگر اینکه افکار عمومی، رسانه‌ها… در سوئیس این اتفاق می‌افتد، افکار عمومی شهرداری را مجبور می‌کنند. چرا ما نمی‌توانیم؟ آن جمعیتی که در ۲۲ بهمن و روز قدس می‌آید فحش به اسرائیل و آمریکا می‌دهد، آیا این جمعیت نمی‌تواند خواسته‌اش را مطرح کند؟ چطور لرها توانستند آب را نگذارند بیاید در زاینده‌رود، چطور لرها توانستند فیلم سرزمین کهن را ممنوع کنند، اصفهانی‌ها با این همه دبدبه کبکبه نمی‌توانند؟ یک مترو اصفهان هنوز اینقدر طول کشیده است. چرا؟ دلیلش خودمانیم، خود اصفهانی‌ها. این قصه سر دراز دارد.

ندای اصفهان: اصفهان کجا مشغول بودید؟

مهدی: جاهای مختلف. بدون اینکه استخدام باشم. من از خدایم است از همین الآن به صورت حق‌التدریس (نمی‌گویم هیئت علمی)، در یکی از دانشگاه های اصفهان بگویند بیا این ۷_ ۸ واحد درس را تدریس کن، باور کنید یک وانت می‌گیرم دست زنم را می‌گیرم بار و بندیلم را بار می‌کنم می‌آیم اصفهان. نمی‌خواهم بمانم تهران. خیلی از شهرستانی‌ها شاید عاشق تهرانند که بیایند پیشرفت کنند، با زد و بندهای سیاسی. ولی باور کنید من اهل این کارها نیستم، دوست ندارم. الآن دل دل می‌کنم برای اینکه بیایم اصفهان. دنبال یک بهانه هستم و این بهانه جور نمی‌شود. باور کنید الآن دارم افسردگی می‌گیرم در این شهر. من مسیرم سیدخندان است باور کنید دارم بغض می‌کنم. اتوبوس‌های آرژانتین وقتی می‌خواهند بیایند مسافرینشان را پیاده کنند بعضا می‌آیند امام علی بعد می‌روند به سمت رسالت. دلم پر می‌کشد وقتی شماره ۲۳ و ۱۳ را می‌بینم. (گریه می کند).

من هفته آخر ماه رمضان اصلاً نمی‌توانم اینجا بند بشوم. من بچه هیئتی، اینجا نه کسی را می‌شناسم نه هیئتی را، همه چیز به ما دور است. (گریه می کند).

ندای اصفهان: من دارم به این فکر می‌کنم که شما مثل چند میلیون نفری هستید که آمده‌اند تهران و اگر الآن شما دارید اشک می‌ریزید احتمالاً ۳-۴ میلیون نفر دیگر هم اشک ریخته‌اند.

مهدی: شاید آن‌ها هضم کرده باشند این قضیه را. ولی من نتوانستم. من هیچ‌کس را اینجا ندارم. دربه‌در دنبال این هستم که یک فرصت فقط برای تدریس، نمی‌گویم دولتی یا آزاد. پیام نور، غیرانتفاعی، علمی کاربردی… در شهر خودم. باور کنید با سر می‌آیم اصفهان. فقط می‌گویم خداحافظ و می‌آیم. همان کاری که ۵ سال پیش کردم.

باور کنید یک ماه است آمدم به این شهر، ترافیک بیداد می‌کند شلوغی بیداد می‌کند توی یک کتونه مرغ دارم زندگی می‌کنم. الآن زندگی من نمی‌کنم. باور کنید من ۶ صبح می‌زنم بیرون ۸ شب می‌رسم خانه. خانمم ۱۲ ساعت در خانه تنهاست. بماند چیزهای دیگر هم هست که نمی‌توانم بگویم. ما اینجا داریم فقط ساعت می‌گذرانیم. حداقل در روز سه چهار ساعت من در ترافیکم. الآن فقط امیدم به تلفن است. امیدم به این است که بهانه‌ای پیدا کنم بیایم و زود برگردم. و به شخصه از هیچ کدام این آقایان نمی‌گذرم که من را از پدر و مادرم جدا کردند. من یکی یکی جلوشان را می‌گیرم. سر پل خر بگیری ما هم می‌رسد! باور کن.

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. مرکز شهر اصفهان می‌گه:

    اصفهان سابق خوب بود
    من یادمه که ۱۵ سال پیش اکثرا معنی ترافیک را نمی دونستن ، چرا؟ ، چون در اصفهان به ندرت ترافیک دیده بودن چون اطراف خودشون به ندرت ساختمان سه طبقه و چند طبقه دیده بودن (تراکم جمعیت پائین بود و کوچه و خیابان ها جوابگوی تردد وسایل نقلیه بود) و …

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق