جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۶:۳۵ - ۱۳۹۵/۰۹/۲۶
از رابطه معاملاتی تا رابطه عاشقانه؛
 اساس سیر و سلوک در کلام رسول خدا و امام صادق (صلوات الله علیهما)   

مهمترین پیام چهارده معصوم عشق ورزیدن به خداست و لازمه عشق فنای یکی در دیگری است (چه اینکه عشق غیور و از جنس وحدت است؛ وحده لا شریک له). و این معنا وقتی سهل الوصول تر می شود که بفهمیم ما عین فقریم و خدا عین غنی

ندای اصفهان- مهران آدرویش

مهمترین پیام چهارده معصوم عشق ورزیدن به خداست و لازمه عشق فنای یکی در دیگری است (چه اینکه عشق غیور و از جنس وحدت است؛ وحده لا شریک له). و این معنا وقتی سهل الوصول تر می شود که بفهمیم ما عین فقریم و خدا عین غنی. لذا حق مطلب این است که با این نگاه، «بود ناحقیقی مان» را در «آیت و نمود خدا بودن» معنا کنیم و با فنا کردن خود در خدا همچون قطره ای که به دریا می پیوندد محدوده خود را بشکنیم و با فنای در او خود را باقی کنیم. و این مهم از سه مرحله می گذرد:

اول فهم این حقیقت که خدا «بود» است و ما «نمود»

دوم انتقال آن از «برهان فهم» به «ایمان دل» بواسطه اطاعت محض او از کانال اطاعت محض از اولیائش

سوم عروج از ایمان، به «اطمینان قلبی» و یقین و ورود به وادی عشق و فنا و بقا بواسطه ذکر و انس و عشق ورزیدن به خدا؛ که طی این مرحله با استقامت بر انس و عنایات اولیاء معصومش، تو را داخل در عالم عقول و بلکه بالاتر از آن «جنت الله» خواهد نمود ان شاءالله.

«إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَهُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّهِ الَّتی کُنتُم توعَدونَ» (کریمه فصلت/ شریفه ۳۰) و بالاتر از آن «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعی إِلى رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلی فی عِبادی وَ ادْخُلی جَنَّتی» (کریمه فجر/ شریفه ۳۰-۲۷)

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید                       ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی

مهمترین پیام و سخن رسول اکرم و امام صادق علیهما سلام

مهمترین پیام و سخن رسول اکرم و امام صادق توجه دادن انسان به «فقر ذاتی» اوست. مساله ای که اساس سیر و سلوک آدمی را تشکیل می دهد. و مؤید این معناست کلام دُرر بار حضرت امیر (صلوات الله و سلامه علیهم) که فرمود: «انفع المعارف معرفه النفس».

خداوند نیز این حقیقت را اینگونه بیان داشته؛ یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ (کریمه فاطر/ شریفه ۱۵)

امام صادق

و نیز فرموده: کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَی. أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى (کریمه علق/ شریفه ۶ و ۷) یعنی آدمی اگر احساس کرد چیزی است و موجودیتی برای خود قائل شد دچار طغیان می شود. لذا حضرت امیر بارها بینی آدمی را با کلام گهربار خود در نهج البلاغه به خاک مذلت می کشاند و می فرماید: «ما لابن آدم و الفخر، أوله نطفه، و آخره جیفَه، لا یرزق نفسه، و لا یدفع حتفه» (آدمیزاده را چه جای فخرفروشی، که در آ‎غاز نطفه ای است و در پایان لاشه ای. به تن خویش، روزی رسان نباشد و در رویارویی با مرگ، کمترین ایستادگی نتواند (نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت شماره ۴۵۴)

و رسول اکرم نیز این حقیقت را در کلامی بسیار تابناک و به یاد ماندنی در دو کلمه بیان داشته است: «الفقر فخری»؛ افتخار من (که خود افتخار نظام آفرینش و شاهکار خلقت ام) این است که می فهمم و بلکه می بینم که «عین فقر» و احتیاج به خداوند «غنی الذات» هستم. حقیقتی که شیطان با شش هزار سال عبادت از آن محروم ماند؛ آنجا که گفت: «خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ». آن رو سیاه بدبخت بجای اینکه خلقت را پر رنگ ببیند (خلقتَ)، «نی» (من) و انانیت را دید و با این دروغ بزرگ خود را فریفت و از درجه رحیم به درک رجیم ساقط شد.

و همین حقیقت را علی بن ابوطالب در دعایی بسیار زیبا اینگونه بیان داشته: « إِلَهِی کَفَى بِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً وَ کَفَى بِی فَخْراً أَنْ تَکُونَ لِی رَبّاً»؛ پروردگارا! این عزت برای من بس که بنده تو باشم و این افتخار برای من بس که تو رب ومالک من باشی.

نگاه عاشقانه به فلسفه آفرینش مقدمه «توحید»، «فقر ذاتی موجودات» و «سیر و سلوک الی الله»

به اعتقاد عرفا، علت و سبب اصلی آفرینش این جهان عشق است. به گونه ای که اگر محبت و عشقی وجود نمی داشت، انسان و جهانی هم نمی بود. به این معنا که؛ حضرت حق اولین عاشق به جمال خویش و جلوه جمال خویش است. در حقیقت، خدا یک معشوق است؛ معشوق خویشتن خویش و معشوق همه آفرینش.

و آفرینش وسیله ظهور حق و زمینه معرفت و عشق خلق به آن معشوق حقیقی است. لذا در حدیث قدسی فرموده: کُنتُ کَنزاً مَخفِیَّا فَأحْبَبْتُ أنْ اُعرَف فَخَلَقتُ الخَلقَ کَیْ اُعرَف؛ گنجی مخفی بودم، می خواستم شناخته شوم، پس دست به خلقت زدم (بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۹۸).

در معنای این حدیث قدسی گفته شده: شناخت خداوند برای خلق وسیله تکامل آن ها است، یعنی من (خدا) دوست داشتم که فیض رحمتم همه جا را بگیرد، به همین جهت خلایق را آفریدم و برای سیر کمالی آن ها راه و رسم معرفتم را به آنان آموختم، چرا که معرفت و شناخت من رمز تکامل آنهاست (ناصر مکارم، تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۳۹۵).

بنابراین هریک از مخلوقات عالم جلوه ای از یک یا چند اسم خداوند است (کما اینکه علی علیه السلام در دعای کمیل از این حقیقت اینگونه پرده برداشته؛ اللهم انی اسئلک باسمائک التی ملات ارکان کل شیء؛ یعنی کل شیء، اسماء الله هستند.) و در این میان آن اسم اعظم و نفس رحمانی و رقّ منشور و صادر اولی که خدا را با تمام اسماء و صفاتش می نمایاند، خلیفه الله و انسان کامل است(و علم آدم الاسماء کلها) همو که تمام عالم و آدم را در دل خود جای داده (و کل شیء احصیناه فی امام مبین؛ ای علی ابن ابوطالب صلوات الله و سلامه علیه- بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۴۲۷، حدیث ۲)

بر اساس این جهان بینی، محبت و عشق را خدا از ازل بنیان نهاد و برخود تجلی کرد و به ذات و اسماء و صفات خود عشقبازی آغاز نمود و به مقتضای “فاحببت ان اعرف” خلق رابه وجود آورد و شراب عشق در کام آنان ریخت، پس موهبت، موهبت حق و تعلیم اوست و ساقی پیمانه عشق در این میخانه جمال عشق آفرین است و به عبارت دیگر عشق الهى، از عشق به خویشتن آغاز می گردد و با عشق او به خلق ادامه می یابد و سپس با عشق خلق به خداوند و تجلی اعظم او به نهایت می رسد.

از همین رو محبّت را برترین قانون عالم الهى نامیده اند؛زیرا از طرفى سبب تشکیل عناصر و اشیاى جهان مادّى می گردد و از طرف دیگر، شوق جستجو و کشف اسرار عالم هستى و ایجاد ارتباط با جهان معنوى را در تفکّر انسان مى آفریند.

معنای عشق:

محبت در لغت، به معنای دوست داشتن و علاقه مندی آمده است و در اصطلاح عرفان عملی، به سرور و لذتی که ناشی از جذب شدن به کمال و جمال حقیقی باشد، تعبیر شده است. این کشش درونی، قابل شدت و ضعف است که در مرتبه ضعیف، همان ارادت است. در مرتبه بعد، شوق خوانده می شود و در مرتبه قوی تر به آن محبت گفته اند. اگر محبّت و علاقه مندی، به شدت برسد به آن، عشق گویند.

در عشق کمال مطرح است و چون خدای متعال دارای جمیع کمالات است، پس شایسته تر از او برای عشق ورزی وجود ندارد. از طرف دیگر عشق در همه موجودات ساری و جاری می باشد، چون هر موجودی در هر مرتبه ای که باشد، میل و گرایش به سوی کمال خود را داراست، پس هیچ آفریده ای نیست که درد و آتش عشق خدا در او نباشد. بنابراین تنها محرک همه ی موجودات و ذرات عالم عشق است و هر فعلی که از او سر می زند، به خاطر عشق است. بنابراین می توان از این سخنان نتیجه گفت که “عشق فرض راه است و منظور از فرض در این عبارت چیزی است که به واسطه ی آن انسان به خدا نزدیک می شود” و محبت و عشق نزدیک ترین راه و تیز رو ترین مرکب به سوی مقصود هستند.
و به قول محمد بلخی: جسم خاک از عشق برافلاک شد/ کوه در رقص آمد وچالاک شد/عشق جان طور آمد عاشقا/ طور مست و خَرَّ موسی صاعقا.

لذا قانون عشق قانون عمومی خلقت است و خود را در طبیعت به شکل قانون جذب و دفع نمایانده؛ از بزرگ ترین تا کوچک ترین اجزای عالم، دارای نیروی جاذبه هستند.ارتباط مغناطیسی و آهن، ارتباط بدن موجودات با جذب غذای لازم، تمایل موجودات به رهایی از نقص و سپس جذب به مرتبه کمالی خود، همه نشان از نیرویی عظیم است که موجب تحرک و کشش میان عناصر خلقت می شود. بنا بر یافته های علمی هیچ ذره ای از ذرات جهان هستی از دایره حکومت جاذبه عمومی خارج نیست. فقدان و نبودن این نیرو فروپاشی همه اجزای هستی را در پی خواهد داشت و وجود آن هویت و تعالی بخش حیات موجودات است.

تعریف اصطلاحی محبت و عشق از نظر عرفا

درمورد ریشه لغوی عشق گفته شده است: «اشتقاق عشق از عشقه است و آن گیاهی است که بر درخت پیچد و درخت را بی برگ و خشک و زرد گرداند، همچنین عشق درخت وجود عاشق را در تجلی جمال معشوق محو گرداند تا چون ذلت عاشق برخیزد همه معشوق ماند و عاشق مسکین از آستانه ی نیاز، در مسند ناز نشاند و این نهایت مراتب محبت است.»
محبت و عشق یک رابطه عاطفی است که بین سالک وحضرت حق برقرار می باشد. در ادیان توحیدی که بیان کننده توصیه های خداوند به بندگان خود است، محبت ورزیدن به خالق یکی از ارکان می باشد که نمود این محبت در انجام عبادات می باشد و کمال دین در کمال محبت است، به همین خاطر است که حضرت ختمی مرتبت را “حبیب الله” لقب داده اند و خروجی و نتیجه دین او را عشق به مطهرین خواسته اند (قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی)

«عشق عرفان، عشق فردی نیست، عشق انسانی است، انحصاری نیست، ایثاری است، آز جنسی نیست، شور همبستگی است، تباهی گر نیست، آفریننده است، رشک آلوده نیست، پالایشگر است … عشق تصوف پیوندگر همه ی دل ها به یکدیگرست، تعلق پایدار به سرنوشت بشر است، پادزهرخشونت است، نوشداری قساوت است، کیمیای سعادت است، فرمان آتش بس به همه ی غرائز ستیزه جوی سبعیت است.»

اطاعت و عشق به تجلی اعظم خدا، شرط ورود در وادی عشق به خداست

قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُم وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (کریمه آل عمران/ شریفه ۳۱) یعنی شرط ورود در وادی عشق به خدا، اطاعت و محبت به معصوم است؛ چه این که معصوم هدف از خلقت و تجلی اعظم خداست و پشت کردن به او پشت کردن به خداست. و چه خوب است که ما عشق ورزی به خدا را از معصومین الگو بگیریم که فرموده است: لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللَّهِ أُسوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَن کانَ یَرجُو اللَّهَ  وَالیَومَ الآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثیرًا؛ مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند.

پررنگ ترین حالت پیامبران و معصومین، ارتباط با خدا و کثرت ذکر بوده است. ارتباط، کلید ورود به وادی عشق است و «عشق لازم ترین امر برای محدودات است»؛ چون با عشق می توان محدوده را شکست و نامحدود شد و از نکبت محدودیت رهایی یافت. درست مثل قطره ای که در ارتباط با دریا محدوده اش شکسته می شود و فانی و باقی به دریا، از همه کمالات دریا بهره مند می شود: از خروشش، پاکیش، پاک کنندگی اش، هیبت و عظمت و جمال و آفرینشش.

در اینجا ذکر نکته ای لازم می نماید و آن اینکه دروغ کلید همه بدی هاست و بدترین دروغی که مانعی جدی بر سر راه سالک الی الله است و حجاب منیّت را برای همیشه نگه می دارد و مانع از “فنای الی الله” خواهد شد این است که سالک برای خود بر خلاف فرموده خداوند، هستی در عرض هستی خدا قائل شود.

و حال اینکه از همان کودکی به تو آموختند که «یکی بود، یکی نبود؛ غیر از خدا هیچکس نبود» و قرآن به تو در ادامه می آموزد که هیچکس نیست و نخواهد بود کما اینکه نبوده است؛ هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا؛ آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود(کریمه انسان/ شریفه ۱) و ” کان الله و لم یکن معه شیء و ذیل این روایت آمده است و هو الان کما کان (امام کاظم/کتاب توحید شیخ صدوق) و یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ (کریمه فاطر/ شریفه ۱۵)

برای روشن تر شدن مطلب، عرفا مثالی می زنند؛ نخ غنی است و البسه عین فقر و وابستگی به نخ هستند. همینطور وابستگی ما به خدا مثل وابستگی البسه به نخ است. و در این میان عشق تنها چیزی است که می تواند این منیّت و محدوده را بشکند تا به بی نهایت (یعنی به خداوند متعال)، وصل شوی.

از رابطه معاملاتی تا رابطه عاشقانه

عشق بعد از شناخت، محصول ارتباط است و ارتباط تا به عشق تبدیل بشود سه مرحله را طی می کند؛

الف) رابطه ما با خدا و اهل بیت، اول بر اساس اخذ حاجات است(به طوری که اگر حاجت روا نشویم ای چه بسا رابطه را قطع کنیم. لذا در این مرحله اغلب، افراد مشمول عنایات ائمه اطهار قرار می گیرند و حاجت روا می شوند. بنابراین حاجت روایی افراد در ابتدای ارتباط، دال بر ضعف آنهاست نه قوت روح آنان)

ب) دوم بر اساس معرفت به اطاعت محض است(یعنی چه حاجت بدهند و چه ندهند ارتباط ادامه دارد) و این مرحله حاصل افزایش معرفت نسبت به اهل بیت است.

ج) و سوم به فانی شدن در آنان و اطاعت و بلکه بالاتر از آن به تبعیت از وضعیت آنان ختم می شود؛ یعنی فنای در آنان و آنان را همه چیز و همه کس خود دیدن. تا جایی که “بابی انتم و امی و نفسی و اسرتی و مالی”. لذا رابطه با خدا و ائمه اطهار سه مرحله دارد:

۱) رابطه ابتدایی: معاملاتی؛(من تو را دوست دارم و با تو هستم اما بشرط اداء حاجات)

۲) رایطه میانی: اطاعت از امر و نهی که محصول شناخت جایگاه آنان است. اما این رابطه خشک است مثل اطاعت سرباز از فرمانده.

۳) رابطه عاشقانه؛ که با ادامه “اطلاع از کمال و جمالشان” و “ادامه اطاعت” و “کثرت ارتباط” و “خدمت رسانی و خرج کردن برای اهل بیت” و “زیارت” و حتی “نامگذاری فرزندان به نام آنها” و “توسلات” و “زیاد گفتن و زیاد شنیدن در مورد آنان” و “خود را در مجموعه های عاشقان آنان قرار دادن” و “رعایت ادب”، به مرور توجه حضرت معصومین و دعای خیر سیده نساء العالمین را جلب و افتخار عاشقی را نصیب سالک راه خواهد نمود انشاءالله.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

    نظر شما
    نام :

    ایمیل :

    از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
    متن کامنت :
     


    جشنواره رسانه های دیجیتال اصفهان
    جشنواره رسانه های دیجیتال اصفهان
    ثبت نام حوزه دانشجویی
    ثبت نام حوزه دانشجویی
    پایگاه خبری رهیافته
    پایگاه خبری رهیافته
    پایگاه خبری چشمه سار
    پایگاه خبری چشمه سار
    اصفهان شرق
    اصفهان شرق
    گفتمان نیوز
    گفتمان نیوز
    وعده صادق
    وعده صادق