جمعه ۰۷ آذر ۱۳۹۹
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۷:۳۷ - ۱۳۹۵/۰۹/۱۸

سازش ناپذیریی با طاغوت؛

نگاهی به خدمات و مظلومیت امام حسن عسکری علیه السلام

به مناسبت سالروز شهادت یازدهمین ستاره تابناک آسمان امامت نگاهی خواهیم داشت به خدمات و مظلومیت های این امام همام در طول ۲۹ سال عمر با برکت ایشان از ولادت تا شهادت

ندای اصفهان – حجت الاسلام عبدالغفار امیدوار: به مناسبت سالروز شهادت یازدهمین ستاره تابناک آسمان امامت نگاهی خواهیم داشت به خدمات و مظلومیت های این امام همام در طول 29 سال عمر با برکت ایشان از ولادت تا شهادت.

خدمات امام حسن عسکری علیه السلام:

الف) تقدیم فرزندی استثنایی به نظام هستی

بالاترین منقبت و ارزنده ترین امتیازی که خداوند بزرگ به یازدهمین امام اختصاص داده و گوهر گرانقدرش را به گردن او آویخته و برخورداری از آن را منحصراً به او ارزانی داشته و آن را به عنوان صفت و منقبتی جاودانه برای وی قرار داده که گذشت روزگار از طراوتش نمی کاهد و زبانها باز گفتن آن را از یاد نمی برند؛ آن است که مهدی علیه السلام از نسل او آفریده شده و فرزند نسبی او و پاره تن وی است. تقدیم فرزندی استثنایی به نظام هستی که با وجود موفور و سرورش همچون خورشیدی فروزان گرما بخش امید در دلهای خسته و رنجور جهانیان است و با قیام خود و اجرای عدالت تحقق بخش زحمات تمام صد و بیست و چهار هزار پیامبر و اوصیای معصومشان خواهد بود.

ب)  ایجاد وحدت در فرق شیعه

در زمان امام عسکری، شیعه بالغ بر 21 فرقه می شد؛ فرقه هایی مثل هلالیه، نصیریه، خطابیه همین علوی های سوریه، بکتاش و ترکیه و… و فلاسفه زیادی علیه دین فعالیت می کردند و امام با فعالیت ها علمی مثل نوشتن 120 جلد تفسیر قرآن، بازخوانی و رفع نقص از کتب روائی شیعه، تربیت شاگرد و نشان دادن بیش از 300 کرامت از خود توجه هات را بسوی خود جلب کرد و تا حدود زیادی فرق شیعه را ذیل پرچم واحد شیعه اثنی عشری متحد ساخت (نقل به مضمون از آیت الله دکتر احمد عابدی)

ج) شفاف سازی مرجعیت دینی و سیاسی در دوران غیبت

قال الحسن العسکری علیه السلام: فَأمَّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائناً لنفسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً على هَواهُ مُطِيعاً لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ، وذلكَ لا يكونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعَةِ لا جَميعَهُم»(وسايل ج۱۸-ص۹۴و ۹۵)؛  اما هر فقيهى كه خويشتندار و نگاهبان دين خود باشد و با هواى نفْسش بستيزد و مطيع فرمان مولايش باشد، بر عوام است كه از او تقليد كنند و البته اين ويژگي‌ها را تنها برخى فقهاى شيعه دارا هستند، نه همه‌ی آنها.و مانند همین حدیث از فرزند بروندشان امام زمان علیه‌السلام وارد شده که و اَمّا الحَوادِثُ الواقِعَهُ فَارُجِعُوا فیها اِلى رُواهِ اَحادیثِنا فَأِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْکُمْ وَاَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَیْهِم؛ امّا حوادث جدیدى که اتفاق مى‌افتد، درباره آن‌ها به راویان حدیث ما رجوع کنید! زیرا آن‌ها حجّت من بر شمایند و من حجت خدا بر آن‌ها هستیم(کمال الدین و تمام النعمة ، شیخ صدوق ، ص 485) و نیز از جدشان امام صادق علیه السلام مقبوله عمربن حنظله روایت شده؛ ینظر ان من کان منکم ممن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا … فلیرضوا به حکماً. فانی قد جعلته علیکم حاکماً … فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانما استخفّ بحکم ا… و علینا ردّ و الرّادّ علی ا… و هو علی حدّ الشّرک با… ؛ آن دو اهل نزاع و شکایت به فردی از شما که حدیث ما را روایت می کند و در حلال و حرام ما می نگرد و احکام ما را می شناسد توجه کنند و باید او را به قضاوت داوری بپذیرند، چرا که من چنین فردی را بر شما حاکم قرار دادم. پس اگر به حکم ما قضاوت کرد و از او نپذیرفتند حکم الهی را کوچک شمرده و ما را رد کرده اند و هر کس حکم ما را مردود داند، حکم الهی را مردود دانسته و چنین کسی در حد شرکت به خداست.(وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۹۹٫)
و نیز امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام از قول پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله نقل می‌کنند که سه بار فرمودند: «اللّهم ارحَم خُلفایى؛ خدایا جانشینان مرا مورد رحمت خود قرار ده!» ؛ پرسیدند: جانشینان شما چه کسانى هستند؟ فرمودند : «اَلَّذینَ یَأتُونَ بَعدى وَ یَروُونَ حَدیثى وَ سُنَّتى»؛ کسانى که بعد از من مى‌آیند،حدیث مرا روایت مى‌کنند و سنّت مرا به مردم مى‌رسانند.(معانی الأخبار، شیخ صدوق ،ص 375)

لذا مساله ولایت و مرجعیت آن قدر از سوی ائمه اطهار مورد عنایت قرار گرفته که فقیه عارفی همچون امام ره در باره آن می فرماید: “هرکس عقاید و احکام اسلام را حتی اجمالا دریافته باشد چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور درآورد ،بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت.” (ولایت فقیه ص 3)

د) آماده سازی شیعیان جهت آغاز دوران غیبت

امام حسن عسکری در عین اینکه با ايجاد شبكه گسترده وکالت، ارتباط خود را با شیعیان حفظ کرده بود اما شرایطی پیش آورد تا شیعیان را برای دوران غیبت آماده کند از جمله حضرت از پشت پرده با مردم سخن می گفت و کمتر خود را در انظار عمومی قرار می داد ضمن این که حضرت 2 ساله بود كه به همراه پدرش به تبعيدگاه رفت و مدت 20 سال همراه با آن حضرت در تبعيد بود. به همین دلیل اصحاب نمي‌توانستند خدمت ايشان برسند. و اصولا لا یزال ینتقل من سجن الی سجن؛ مثل جدش امام کاظم علیه السلام  مرتب از زندانی به زندان دیگر محبوس بود.

ه) درس سازش ناپذیریی با طاغوت

ایشان در حالی که پانزده سال بیشتر نداشتند سر از زندان های طاغوت درآوردند و طاغوت 28 سال بیشتر نتوانست حضرت را تحمل کند

و)  جلوگیری از ارتداد مسلمانان و شعله ور شدن جنگ بین مسلمانان و نصاری

علی بن حسین بن سابور، می گوید: در زمان ابوالحسن آخر (امام هادی علیه السلام) در سامراء قحطی شد، متوکل دستور داد برای طلب باران مردم از شهر بیرون روند. سه روز متوالی بیرون می رفتند و طلب باران می کردند و دعا می خواندند ولی باران نمی آمد. تا این که جاثلیق (پیشوای نصاری) در روز چهارم به صحراء رفت نصاری و رهبانها نیز همراهش بودند و در آن میان راهبی بود که چون دست به طرف آسمان دراز کرد، آسمان بشدت باریدن گرفت، و روز دوم نیز نصاری به صحرا آمدند و باران شدید از آسمان سرازیر شد. بیشتر مردم را شک برداشت و در شگفت شدند و متمایل به دین نصرانیت شدند. متوکل کسی را خدمت امام حسن عسکری (علیه السلام) که در زندان بود فرستاد و آن حضرت را از زندان بیرون آورد و گفت: خودت را به امت جدت برسان که هلاک شدند. امام علیه السلام فرمود: من فردا از شهر خارج می شوم و ان شاء اللَّه، شک و تردید را از بین می برم. جاثلیق در روز سوم همراه رهبانان از شهر بیرون شد و امام حسن (علیه السلام) نیز با جمعی از اصحابش از سویی در آمدند. همین که چشم آن حضرت به آن راهب افتاد که دست به طرف آسمان بلند کرده است به یکی از غلامانش دستور داد تا دست راست او را بگیرد و آنچه بین انگشتان اوست در آورد. غلام دستور امام(علیه السلام) آن را به دست گرفت و رو به آن نصرانی کرد و فرمود: حالا طلب باران کن. او طلب باران کرد. و در حالی که آسمان ابری بود، ابرها از بین رفت و شعاع آفتاب تابیدن گرفت متوکل پرسید: یا ابا محمّد این استخوان چیست؟ امام علیه السلام فرمود: این مرد از کنار قبر یکی از پیامبران گذر کرده و این استخوان به دستش افتاده است. ممکن نیست استخوان پیامبری را روی دست بگیرند، و از آسمان رگبار باران نبارد(راه روشن/ فیض کاشانی ره/ ج 4/ اخلاق امام حسن عسکری)

مقدمات جنگهای صلیبی(1095م، 476 ه.ق) بواسطه ظلم های بنی العباس (که به نوبه خود بعدها مقدمه حمله مغول شد-600 ه‍. ق. معادل ۱۲۲۱ میلادی) در زمان امام حسن عسکری شکل گرفت و اقدامات امام عسکری در تحریک نشدن مسیحی ها به سوی دنیای اسلام موثر بود؛ از جمله می توان به  ازدواج با دختری از خانواده مسیحی یعنی نرجس خاتوان(سلام الله علیها نوه قیصر روم) اشاره نمود.(نقل به مضمون از آیت الله دکتر احمد عابدی)

ز) معرفی نماز شب به عنوان مرکب سیر و سلوک

حضرت با معرفی نماز شب به عنوان مرکب بر سرعت سیروسلوک و عشق بازی با خداوند افزود؛ علیک بصلاه اللّیل فانّ النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم اوصى علیّا علیه السّلام فقال: یا علىّ علیک بصلاه اللّیل علیک بصلاه اللّیل علیک بصلاه اللّیل و من استخفّ بصلاه اللّیل فلیس منّا، فاعمل بوصیّتى و أمر شیعتى حتّى یعملوا علیه …. إنَّ الوُصُولَ إلَی اللهْ سَفَرٌ لا یُدرَکُ إلا بِامتِطاءِ اللِّیلْ؛ نماز شب را ترک مکن، زیرا پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در وصیّت خود به علىّ علیه السّلام، سه مرتبه فرمود: «بر نماز شب مواظبت نما. و [آگاه باش‏] هر کس نسبت به نماز شب بى‏اعتنا باشد، از ما نیست» پس اى علىّ بن الحسین، تو خود به سفارشات من عمل کن و شیعیان مرا نیز دستور ده تا عمل کنند.این سفر، سفری طولانی است که بدون مرکب نمی شود؛ مرکبش هم «نماز شب» است. (صفات الشیعه ترجمه امیر توحیدی، ص۶ )

مردم قم؛ مردم امام شناس
ابوالاديان مي گويد: من خدمت حضرت امام حسن عسکري مي کردم. نامه هاي آن حضرت را به شهرها مي بردم. در مرض موت، روزي من را طلب فرمود و چند نامه اي نوشت به مدائن تا آنها را برسانم. سپس امام فرمود: پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهي شد و صداي گريه و شيون از خانه من خواهي شنيد، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود. ابوالاديان به امام عرض مي کند: اي سيد من، هرگاه اين واقعه دردناک روي دهد، امامت با کيست؟ فرمود: هر که جواب نامه من را از تو طلب کند. ابوالاديان مي گويد: دوباره پرسيدم علامت ديگري به من بفرما. امام فرمود: هرکه بر من نماز گزارد. ابوالاديان مي گويد: باز هم علامت ديگري بگو تا بدانم. امام مي گويد: هر که بگويد که در هميان چه چيز است او امام شماست.
ابوالاديان مي گويد: مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چيز ديگري بپرسم. رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم. وقتي به در خانه امام رسيدم صداي شيون و گريه از خانه امام بلند بود. داخل خانه امام، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکري را ديدم که نشسته، و شيعيان به او تسليت مي دهند و به امامت او تهنيت مي گويند. من از اين بابت بسيار تعجب کردم پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم. اما او جوابي نداد و هيچ سؤالي نکرد. چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود، خادمي آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نماز ايستاد، طفلي گندمگون و پيچيده موي، گشاده دنداني مانند پاره ماه بيرون آمد و رداي جعفر را کشيد و گفت: اي عمو پس بايست که من به نماز سزاوارترم.

رنگ جعفر دگرگون شد. عقب ايستاد. سپس آن طفل پيش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوي امام علي النقي عليه السلام دفن کرد. سپس رو به من آورد و فرمود: جواب نامه ها را که با تو است تسليم کن. من جواب نامه را به آن کودک دادم. پس «حاجز وشاء» از جعفر پرسيد: اين کودک که بود، جعفر گفت: به خدا قسم من او را نمي شناسم و هرگز او را نديده ام.
در اين موقع، عده اي از شيعيان از شهر قم رسيدند، چون از وفات امام با خبر شدند، مردم به جعفر اشاره کردند. چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسيدند: بگو که نامه هايي که داريم از چه جماعتي است و مالها چه مقدار است؟ جعفر گفت: ببينيد مردم از من علم غيب مي خواهند! در آن حال خادمي از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت: اي مردم قم! با شما نامه هايي است از فلان و فلان و همياني(کيسه اي) که در آن هزار اشرفي است که در آن ده اشرفي است با روکش طلا. شيعياني که از قم آمده بودند گفتند: هر کس تو را فرستاده است امام زمان است اين نامه ها و هميان را به او تسليم کن.
(این روایت نشان می دهد که بسیاری از افراد، ساده لوحانه امامت کسی را می پذیرند! اما مردم قم با دلیل و بصیرت به دنبال امام بوده و هستند.)

مظلومیت امام حسن عسکری علیه السلام

یکی از مظلومیت های ائمه اطهار علیهم السلام این است که همه آن سروران به شهادت از دنیا رفتن(مسموما او مقتولا) اما دستگاه تبلیغی دشمن همواره سعی کرده تا شهادت آنان را مرگ طبیعی جلوه دهد تا آنجا که حتی در قتل و شهادت سید و سالار شهیدان شبهه انداختند و امام رضا برای اثبات آن محبور به قسم جلاله شد!(مصائب الاولیاء ص 375). و از جمله دستگاه خلافت با اسکان دادن قاضی القضات و ده نفر از موثقین سامرا به طور شبانه روز در منزل امام عسکری و احضار مرتب اطباء به منزل امام و اقامه نماز امام توسط فرزند متوکل سعی در نشان دادن مرگ طبیعی امام داشتن.

البته ظلم به حضرت با تبعید پدر بزرگوارش از شهر جدش رسول خدا صل الله علیه و آله به سامرا در سال 234ه.ق  از دو سالگی آن امام همام آغاز شد . دورانی که او گذراند، دوران پلیدترین خلفای عباسی بود؛ دوران متوکل و دو نفر از فرزند متوکل”معتز و معتمد” و فرزند برادر متوکل “مهتدی” است و حتی نماز میّت امام را نیز ابوعیسی ابن متوکل خواند. مظلومیت حضرت در صورتی آشکارتر خواهد شد که متوکل و خاندان او را بیشتر بشناسیم:

متوکل از بد سیرت ترین خلفای عباسی است که با نسبت به اهل بیت علیه السلام نهایت بغض را داشت. ناگواری که در زمان او بر علویان رسید در زمان هیچ یک از خلفای عباسی نرسید. او مردم را از احسان به آل ابوطالب منع می کرد و اگر خبر می رسید که کسی به آنها احسانی کرده او را به سختی شکنجه می داد. ناچار مردم دست از کمک به آنان برداشتند وکار به قدری بر آنان سخت شد که زنان علویه با یک لباس و به نوبت نماز می خواندند. او مردم را از زیارت مرقد اباعبدالله و امام علی علیهما سلام منع کرد و زمین کربلا را تا دویست جریب شخم زد(هر جریب 1،600 متر مربع است یعنی 320 هزار متر مربع) و بر آن آب بست و بذر پاشید و راه ها را بست و دستور داد هر کس به زیارت آن حضرت برود را به قتل برسانند. به دستور متوکل 17 بار قبر امام حسین را خراب کردند(تتمه المنتهی محدث قمی/ 327) از جمله  شیخ طوسی از دیزج یهودی نقل کرده که من قبر حسین را شکافتم و بدن او را بر بوریایی دیدم که بوی مشک می داد بدن را به همان حال رها کردم و دستور دادم خاک بر آن بریزند و گاوها را برای شخم زدن آنجا فرستادم ولی گاوها پا بر آنجا نگذاشتند(امالی شیخ طوسی 326 ح 653). متوکل علیه اللعنه بارها دلقک خود را به تمسخر علی بن ابوطالب تشویق می کرد و وقتی فرزندش منتصر که جوانی 25 ساله بود بر او اعتراض کرد در پاسخ به او ناسزایی گفت و این بیت را سرود؛ غَضِبَ الفتی لِا بن عَمِّه/ راس الفتی فی حَرامه( جوانی بخاطر پسر عمویش خشمگین شد/ سرش در فرج مادرش) و بعد از این ماجرا بود که منتصر در صدد قتل متوکل برآمد و او را به درک واصل کرد.(متوکل در چهارم شوال 247 ه.ق در سن 41 سالگی و پس از 14 سال و دو ماه سلطنت به قتل رسید- مروج الذهب 2/526 و 528)

علی ای حال در مورد مظلومیت امام نوشته اند: او نیز همانند امام کاظم علیهما سلام لا یزال ینتقل من سجن الی سجن و انه یصوم النهار و یصلی اللیل حتی سمه ألمعتمد. حضرت از اول ربیع الاول و در حالی که 28 سال از بهار جوانیش بیشتر نگذشته بود در بستر بیماری افتاد و در 8 ربیع به شهادت رسید. نوشته اند در بستر بیماری طلب مصطکی(کندر رومی) نمود؛ حضرت، خادم خود را(که به نام عقید معروف و نیز سیاه چهره بود) صدا کرد و به او فرمود: ای عقید! مقداری آب – به همراه داروی مصطکی – بجوشان و بگذار سرد شود. همین که آب، جوشانیده و سرد شد، ظرف آب را خدمت امام حسن عسکری علیه السلام آورد تا بیاشامد. موقعی که حضرت ظرف آب را با دست های مبارک خود گرفت ، لرزه و رعشه بر دست های حضرت عارض شد، به طوری که ظرف آب بر دندان های حضرت می خورد و نمی توانست بیاشامد. آب را روی زمین نهاد و به خادم خویش فرمود: ای عقید! داخل آن اتاق برو، آن جا کودکی خردسالی را می بینی که در حال سجده و عبادت می باشد، بگو نزد من بیاید. خادمِ حضرت گفت : چون داخل اتاقی که امام علیه السلام اشاره نمود، رفتم کودکی را در حال سجده مشاهده کردم که انگشت سبّابه خود را به سوی آسمان بلند نموده است ، بر او سلام کردم ، آن حضرت نماز و سجده را مختصر کرد. پس از پایان نماز عرض کردم که آقای من می‏فرماید شما نزد او بروید. در همین لحظه ، کنیزی صقیل نام نزد آن فرزند عزیز آمد و دست کودک را گرفت و پیش پدرش ‍برد. ابوسهل نوبختی گوید: هنگامی که کودک – که بسیار زیبا و همچون ماه نورانی بود موی سرش به هم پیچیده و مجعد است و ما بین دندانهایش گشاده است. – نزد پدر آمد، سلام کرد و همین که چشم پدر به فرزند خود افتاد، گریست و به او فرمود: ای سید اهل‏بیت خود مرا آب بده، همانا من به سوی پروردگار خویش می‏روم. آن کودک قدح آب جوشانیده را به دست خویش گرفت و بر دهان پدر گذاشت و او را سیراب کرد. آنگاه فرمود: مرا آماده کنید که می‏خواهم نماز بخوانم، پس آن کودک حوله ای را که در کنار پدر بود، روی دامان امام علیه السلام انداخت و سپس پدرش را وضوء داد. و چون حضرت ابومحمّد، امام عسکری علیه السلام نماز را با آن حال مریضی انجام داد، روی به فرزند کرد و فرمود: پسرم بشارت باد تو را که تویی مهدی و حجّت خدا بر روی زمین و تویی پسر من و منم پدر تو و تویی(م ح م د) بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن ابیطالب و پدر توست رسول ‏خدا و تویی خاتم ائمه طاهرین و نام تو همنام رسول خدا است و این عهدی است به من از پدرم و پدران طاهرین تو صلّی الله علی اهل البیت ربّنا، انّه حمیدٌ مجید و در همان هنگام به شهادت رسید.(اثبات الهداة: 3/ 415 ح 55 )

آن روز سامرا یکپارچه ناله و شیون و گریه بود. فَسارَت سَرَّ مَن رَای ضَجَّة وَاحدة و عُطِّلَت الاَسوَاق فَکَانَت سَرّ مَن رَأی یَومَئِذ شَبِیهَا بِالقِیامَة… پس کودکی که صورتی گندمگون داشت و موی سرش مجعد بود و بین دندانهایش فاصله داشت بر او نماز خواند و حضرت را در کنار مرقد پدرش به خاک سپرد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

  1. دعا گفت:

    خدایا ظهور فرزند گرامیشان را نزدیک بفرما

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715