یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۶:۰۱ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۰
تروریسم
ترجمه اختصاصی ندای اصفهان
 تحریف افکار عمومی/ دولت های حامی تروریسم و دادگاه آمریکا   

مرکز تحقیقات دانشگاه جرج تاون یکی از مراکز پژوهشی است که در دانشکده حقوق خود به بازتعریف و نظریه پردازی در زمینه موضوعات حقوقی مورد نیاز دولت امریکا می پردازد. در ادامه خلاصه یکی از متون پژوهشی این مرکز را مرور می کنیم که در آن از تهدیدات تروریسم برای امنیت امریکا صحبت شده است...

ندای اصفهان- فاطمه رضایی (دانشجوی دکتری روابط بین الملل)

دهه اخیر را به جرأت می توان بازی قدرت های جهانی با واژه مبارزه با تروریسم و دفاع از حقوق بشر دانست. دولت ایالات امریکا که خود یکی از عاملان توسعه و ترویج تروریسم در سراسر جهان می باشد، بیشترین بهره برداری را از اسم مبارزه با تروریسم انجام داده است. ازجمله حمله پیش دستانه به عراق تا اشغال افغانستان، حمایت از فعالیت معارضان در سوریه و دیگر فعالیت های دولت امریکا در منطقه غرب آسیا که همگی بهانه ای به نام مبارزه با تروریسم داشت. این در حالی است که عمدتا تروریست ها تحت حمایت های مالی و معنوی دولت امریکا فعالیت می کنند و هدف آنها مبارزه با محور مقاومت و تامین منافع منطقه ای این دولت بوده است.

دولت ایالات متحده در عین حمایت از تروریسم، برای همراه کردن افکار عمومی داخلی و همچنین افکار عمومی بین المللی و دیگر کشورها نیاز دارد با کمک رسانه ها و نظریه پردازانش، تروریسم را یک خطر جدی و مبارزه با تروریسم را یک هدف و یک رسالت جهانی تعریف و بازنمایی می کند.

مرکز تحقیقات دانشگاه جرج تاون یکی از مراکز پژوهشی است که در دانشکده حقوق خود به بازتعریف و نظریه پردازی در زمینه موضوعات حقوقی مورد نیاز دولت امریکا می پردازد. در ادامه خلاصه یکی از متون پژوهشی- تولیدی این مرکز را مرور می کنیم که در آن از تهدیدات تروریسم برای امنیت امریکا صحبت شده است:

دریافت فایل اصلی مقاله: دانلود

تروریسم

باری کارتر (استاد دانشگاه جرج تاون): تروریسم یکی از معضلات امریکا و سایر کشورهای متمدن بوده و این کشورها همواره بدنبال مبارزه با آن هستند. خوشبختانه در بسیاری از کشورها ابزارهای لازم برای مبارزه با تروریسم در اختیار نیروهای امنیتی و ارتش قرار داشته و یا قدرت سیاسی کشورها باعث شده تا بتوانند تحریم های مختلفی را علیه کشورهای حامی تروریسم وضع کنند. این تحریم ها که عموما بصورت متحد بین کشورها به اجرا گذاشته می شود می تواند برای امریکا محدودیت هایی را در زمینه اقتصادی از جمله واردات و صادرات یا بلوکه شدن حساب های مالی ایجاد کند. درنتیجه در این زمان ها، دادگاه امریکا نقش مهمی را ایفا می کند. به عنوان مثال یک تروریست در قانون می تواند بعنوان جنایت کار و مخل امنیت کشور شناخته شود. سوال پیچیده تر در مورد کشورها و دولت های حامی تروریسم مطرح می شود.

اصلاحیه های صورت گرفته در ۱۹۹۶، اکنون اجازه می دهد تا شکایت علیه دولت های خارجی توسط افراد زیان دیده یا خانواده های افراد کشته شده که ملیت امریکایی داشته باشند امکان پذیر شود. از منظر دولت امریکا کشورهایی مانند کوبا، عراق، سوریه، سودان و کره شمالی از جمله کشورهای حامی تروریسم هستند. این در حالی است که شکایت علیه این کشور ها بر اساس برخی قوانین بین المللی با محدودیت هایی روبه رو است. در نتیجه همواره درباره نحوه برخورد با این کشورها سوالاتی برای دادگاه امریکا مطرح بوده است. در اینجا به برخی از تحولات ممکن در آینده ای نه چندان دور را دنبال می کنیم. نخست ذکر این نکته ضروری است که در بررسی های انجام شده در دادگاه های امریکا میزان خسارت و غرامت هایی که باید از طریق کشورهای حامی تروریست به امریکا پرداخت شود بیش از ۳۰۰ میلیون دلار به ازای هر نفر امریکایی کشته شده است. این در حالی است که کشورهایی که از دید امریکا حامی تروریسم هستند تمایلی برای پرداخت چنین مبلغی ندارند. همچنین اکثر این کشورها دارایی های بلوکه شده ای نیز در خاک کشور امریکا ندارند. بنابراین دادخواهی برای مصادره شدن اموال کشورها در امریکا امری غیر ممکن است.

در واکنش به این دشواری بوجود آمده، کنگره امریکا قانونی را وضع کرد که در پی آن، دولت امریکا از درآمد مالیاتی این کشور میزان ۳۵۰ میلیون دلار از غرامت های موجود برای ۹ پرونده علیه ایران را پرداخت کرد. نه تنها این قانون این سوال را مطرح کرد که چرا فقط به تعداد محدودی از دادخواست ها رسیدگی شده بلکه این سوال نیز مطرح شد که چرا این قانون فقط برای پرونده های ایران اجرایی شده و برای سایر پرونده ها علیه کشورهای مختلف اقدامی صورت نگرفته است. در پی این موضوع کنگره امریکا از جورج بوش خواست تا هرچه سریعتر قانون جبران برابر، معادل و عادلانه خسارات وارد بر هر فرد امریکایی متضرر از تروریسم جهانی اجرایی شود.

اما چگونه با وجود دادخواهی های جدید و ادعای های دولت امریکا برای دریافت غرامت، می توان از کشورهای دیگر این مبالغ را دریافت کرد؟ از آنجایی که در حال حاضر هیچ انتظار مالی نمی توان از کشورهای محکوم از لحاظ امریکا داشت، بهترین مسیر برای امریکا انتظار تا زمان به قدرت رسیدن یک دولت میانه رو در این کشورهاست. بعد از حضور این دولت ها و اقدام آنها برای آغاز همکاری تجاری با امریکا، تمامی غرامت ها و محاکمه های انجام شده طبق قوانین امریکا به میان خواهد آمد، و پس از بدست آوردن دارایی هایی از کشورهای وارد معامله شده، می توان از آنها به عنوان غرامت های گذشته استفاده کرد. اما موضوع مورد بحث اصلی امروز در امریکا درباره این موضوع، صحیح بودن یا نبودن برنامه انتظار دولت امریکا با وجود مطالبه غرامت های فراوان است.

دادگاه امریکا با طرح دولت و کنگره برای منتظر ماندن تا زمان آغاز رابطه تجاری موافق نیست. چراکه کشورهای محکوم شده را باهوش تر از آنی می بینند که دارایی هایی را در اختیار امریکا قرار دهند. و یا اینکه مبلغی که به عنوان غرامت دریافت می شود به احتمال زیاد فاصله زیادی با مقدار مورد نظر و پیش بینی شده دارد. همه این مشکلات باعث شده تا تلاش برای تغییرات و از بین بردن محدودیت ها آغاز شود.

در قانون فعلی، کشور مورد اتهام به حمایت از تروریست می تواند در گام اول ادعای دادگاه امریکا را بر اساس قوانین بین المللی بررسی کرده و درصورتی که اتهام وارده در داخل خاک کشور اتفاق بیفتد پاسخگو خواهد بود. کشورها همچنین می توانند بی طرفی دادگاه امریکا را زیر سوال ببرند. از منظر دادگاه امریکا این مسئله بدان معناست که برای مثال کشور عراق تنها درصورتی باید پاسخگو باشد که حامی اقدام تروریستی در خاک عراق است و اگر عملیات تروریستی را در لبنان یا اسراییل پیاده کند به هیچ عنوان پاسخگو نخواهد بود. از سوی دیگر موردی که بیش از هرچیز مورد بحث قرار می گیرد نحوه محاسبه خسارت ها و غرامت های موحود است. این مبالغ می تواند بر رابطه دولت های میانه رو بعدی با دولت امریکا تاثیرگذار باشد.

باتوجه به همه موارد ذکر شده، اصلاح قوانین فدرالی در امریکا از نظر قانون مداران امری ضروری بنظر می رسد؛ چراکه پرداخت غرامت ها و خسارت هایی که آنها در دادگاه امریکا تعیین می کنند با قوانین فعلی قابل دریافت و پرداخت از سوی کشورهای متهم نیست.

تروریسم بعنوان جنگ 

اثرات زیان بار و مخرب حادثه ۱۱ سپتامبر باعث شد تا جرج بوش بر علیه تروریسم اعلان جنگ کند. اولین اقدام وی برای تحقق این امر حمله نظامی به افغانستان برای ازبین بردن طالبان و القاعده بود، وی تلاش داشت تا حکومت طالبان را با حکومتی مورد تایید مجامع بین المللی جایگزین کند. این اقدام با حمایت همه جانبه مردم، کنگره و شورای امنیت سازمان ملل رو به رو شد. بنابراین دولت امریکا مسیر خود را برای مبارزه با تروریست نسبت به سال های اخیر تغییر داد.

سال هاست که روسای جمهور امریکا در تلاش هستند تا به قول خودشان متهمان اصلی حملات تروریستی امریکا را به پای میز مذاکره بکشاند. آنها از fbi نیز کمک گرفتند تا به تحقیق و جست وجو برای یافتن متهمان بپردازند. اما این روند پیش گرفته شده از سوی دولت امریکا برای حفظ امنیت مردم امریکا بی تاثیر بود. تروریسم به شکل و شیوه مدرن خود از دهه ۱۹۶۰ آغاز شد. از درگیری ها در ایرلند و هند گرفته تا کشتارهای اسراییل همگی شکلی از تروریسم را نمایش داده اند. اما تا کنون هیچ اتفاق نظری برای هیچ یک از موارد در مجامع بین المللی وجود نداشته که این اعمال را که با کشته شدن تعداد زیادی از انسان ها همراه بوده است، تروریسم بدانند. خشونت ها با انگیزه سیاسی در دنیای امروز نام تروریسم را یدک نمی کشد. این همان موضوعی است که در نشست سازمان ملل در سال ۱۹۷۲ به بحث گذاشته شد. اما سوال اصلی تر این بود که چگونه می توان در مقابل تروریسم مقاومت کرد در حالی که دلیل بروز آن مشخص نیست؟ تمامی این بحث ها تا سال ۱۹۸۵ ادامه داشت، که در قوانین بین المللی تروریسم بعنوان جنایت علیه بشریت شناخته شد.

در همین حال جامعه بین المللی در حال رسیدن به توافقی بود که در آن همه اقدامات جنایتکارانه در هر شرایطی با محاکمه روبه رو خواهد شد و شحص متهم بعد از دستگیری باید برای مجازات به کشور خسارت دیده از تروریسم بازگردانده شود.

تروریسم به عنوان یک تهاجم

مشکل اصلی همچنان باقی ماند، چکاری می توان انجام داد زمانی که بسیاری از کشورها از اجرای قوانین بین المللی و رعایت قانون سرپیچی می کنند؟

منشور سازمان ملل بیان می کند که هیچ قانونی در آن نمی تواند حقوق دفاع را برای کشورها محدود کند، این در حالی است که وکلای بین المللی از سازمان ملل خواستند تا این قانون را تعمیم داده و آنرا شامل حمله به خاک کشور دیگر نیز بکنند. این بدان معناست که یک کشور می تواند از یک گروه تروریستی برای حمله به امریکا حمایت کند، در حالی که امریکا هیچ حقی برای دخالت نظامی و حمله نظامی به کشور مورد نظر ندارد. اما امریکا در طی چندین سال خلاف این منشور بین المللی عمل کرد چراکه معتقد بود این قوانین کامل نیستند و باعث شده تا بسیاری از افراد و دولت های اقدامات امریکا علیه کشوری مثل افغانستان را محکوم کرده و غیر قانونی بنامند. اقدام مشابه این امر را نیز اسراییل در بازگرداندن مردم خود از اوگاندا انجام داد.

در زمان دولت ریگان در امریکا نیز شرایط برای مقابله با تروریسم برقرار شد. در این زمان در سال ۱۹۸۲ بمبگذاری در سفارت امریکا در لبنان اتفاق افتاد. اما این بار با وجود علاقه های دوگانه برای مقابله با تروریسم، یعنی اقدام مشابه و اقدام نظامی، دولت تصمیم گرفت اقدامات سیاسی غیر خشونت آمیزی را انجام دهد. البته این چنین سیاست ها در زمان دولت جرج بوش چندان دوام نیافت و اقدامات جنگ طلبانه بیشتری برای مقابله با تروریسم انجام شده که نه تنها تاثیر چندانی نداشت بلکه بسیاری دیگر را نیز بکام مرگ کشاند.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. ابر مرد می‌گه:

    سلام بسیار عالی
    ندا داره یه کارهایی می کنه

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق