سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۱:۱۸ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۴
آیا برای عزاداری امام حسین(ع) کلاس های حوزه باید تعطیل باشد؟
 تعطیلی درس شهید مطهری در ایام ماه محرم/ اندرزی به طالبان حکمت متعالیه   

متفکر شهید استاد مرتضی مطهری مطابق آنچه در کتاب درس های اسفار (جلد ۱- ص ۱۳۵) آمده است به مدت ۳ هفته درس خود را به مناسبت عزاداری ماه محرم تعطیل کرده و در آخرین جلسه نیز به بیان مباحث اخلاقی پرداخته اند

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، در میان طلاب و اساتید حوزه علمیه همواره بحث و جدل بوده است که آیا باید به مناسبت های مختلف ازجمله عزاداری های سالار شهیدان درس و بحث را تعطیل کرد و به فعالیت های تبلیغی پرداخت یا آنکه واجب ترین کار برای یک طلبه خواندن همین دروس تا زمان اتمام سطوح عالیه است؟ در مراکزی مانند حوزه علمیه اصفهان تعطیلی دهه اول محرم نیز (طبق بخشنامه ها) ممنوع است و فقط به تعطیلی تاسوعا و عاشورا اکتفا می شود. گاه در استدلال می گویند این شیوه گذشتگان و اصحاب سلف بوده است که تعطیلی دروس را جایز نمی دانستند. اما آیا به راستی اینگونه است؟

متن زیر که صفحات ۱۳۵ الی ۱۳۷ کتاب «درسهای اسفار» (جلد ۱) استاد شهید مرتضی مطهری را دربر می گیرد، بیانگر این است که استاد شهید درس خود را به مدت ۳ هفته جهت عزاداری های ماه محرم و وظیفه تبلیغی طلاب تعطیل کرده و در آخرین جلسه نیز به مباحث اخلاقی می پردازند. خواندن این مطالب که بسیار آموزنده است خالی از لطف نیست.

کتاب درسهای اسفار

اندرزی به طالبان حکمت متعالیه‏

چون درس به مناسبت محرم به مدت سه هفته تعطیل خواهد بود مطلبی را عرض می‏ کنم. گفتیم که فخر رازی قهرمان تشکیک است و این از باب این است که ذهنش واقعاً جولان فوق العاده ‏ای داشته است. خیلی اشخاص خواسته ‏اند به اصطلاح تشکیک کنند؛ ولی اینکه کسی در این حد تشکیک کند که فلاسفه را به دست و پا بیندازد کار هرکس نیست و فخر رازی واقعاً در این جهت فوق العاده بوده است و به فلسفه و به علم خدمت کرده است. تبرهایی را برداشته و بی‏ رحمانه از ریشه شروع به زدن کرده است و در این کار شجاع بوده است و حتی در تفسیر هم همین‏طور است. هیچ تفسیری به اندازه تفسیر کبیر فخر رازی راه را برای ذهن انسان باز نمی‏ کند. البته این به حسب علم زمان خودش بوده است؛ اگر او در زمان ما هم می‏ بود حتماً همین کار را می‏ کرد. به حسب علم زمان خودش در هر آیه‏ ای احتمالات بسیاری را بیان کرده و مسائل کلامی و فقهی را که یک آیه کوچکترین ارتباطی با آنها می‏ توانسته داشته باشد مطرح کرده است.

فخر رازی در تفسیر احیاناً نکاتی دارد ولی نه در کلام و نه در فلسفه یک کار مثبت قابل توجهی انجام نداده است. نتیجه این بوده است که این آدم به دیگران خدمت کرده ولی به خودش نتوانسته خدمت کند، برای اینکه از ناحیه خودش همیشه تشکیک و ایراد شک بوده است. معروف است که در اواخر عمر همیشه متأسف بود و در مسائل ایمانی هم این مرد به اطمینان و یقین نرسید. می‏ گفته است مسئله‏ ای که پنجاه سال به آن معتقد بودم حال بطلانش برای من روشن شده است؛ از کجا معلوم که تمام معتقدات من از همین قبیل نباشد؟

چرا اینچنین بوده است؟ فیلسوفانی نظیر مرحوم آخوند نه تنها به دیگران خدمت مثبت کرده‏ اند بلکه به خودشان هم خدمت مثبت کرده‏ اند. اگر ما حاجی سبزواری را با فخر رازی مقایسه کنیم هرگز به اندازه فخر رازی توقّد ذهن ندارد. ولی حاجی سبزواری راههایی از ایمان و معنویت و از خلوص و صفا و از یقین طی کرده است که یک هزارمش را هم فخر رازی نرفته است. از این جهت است که امثال مرحوم آخوند معتقدند که انسان اگر بخواهد در معارف الهی تنها تکیه‏ اش به ذهن و استدلال باشد به جایی نمی‏ رسد. کما اینکه اگر علم را کنار بگذارد و تکیه‏ اش تنها بر صفای روح و تزکیه باشد، آن هم بی‏ خطر نیست مگر اینکه زیر نظر اولیاء اللَّه باشد که آن حساب دیگری است. ولی اگر کسی خودش بخواهد کار کند، باید این دو بال را همراه یکدیگر داشته باشد و با این دو پا قدم بردارد؛ یعنی پای علم و فکر و پای عمل و تقوا هر دو باید باشد. یک شعر خوبی شیخ بهایی در نان و حلوا دارد که از جنبه ادبی هم خیلی لطیف است. می‏ گوید:

عزلت بی «عینِ» علم آن زلت است‏ / ور بود بی «زای» زهد آن علت است‏

اگر «ع» را از عزلت بردارید، «زلت» یعنی لغزش باقی می‏ ماند. می‏ گوید اگر کسی بخواهد بدون علم، بدون فکر و بدون درس خواندن و فقط از راه عزلت و از راه خلوت به حقیقت برسد این لغزش است. علم باید راهنمای انسان باشد. مرحوم آخوند تصریح می‏ کند که ما هیچ وقت نظریه عرفا را مادامی که برهان آن را تأیید نکرده باشد نمی‏ پذیریم ولو اینکه بزرگترین عرفای عالم باشند و آن نظریه مورد اجماع تمام عرفای عالم باشد و به هیچ برهانی هم مادامی که با کشف به آن نرسیم اعتماد نمی‏ کنیم.

اما اگر «عین» علم باشد، درس خواندن باشد، فخر رازی شدن باشد، ولی آن «ز» ی زهد نباشد، آن صفا و معنویت و آن تقوا نباشد در این صورت علم، «علت» یعنی بیماری خواهد بود. به جای آنکه شفا دهنده روح انسان باشد، خود به صورت یک بیماری برای روح انسان جلوه می‏ کند. اساساً اسلام بر همین اساس است؛ از یک طرف بر عقل و بر علم تکیه فوق العاده دارد و از طرف دیگر تکیه فوق العاده بر اخلاص دارد.

حدیثی نبوی است که شیعه و سنی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله روایت کرده ‏اند و در کافی نیز از حضرت باقر علیه السلام به نقل از حضرت رسول صلی الله علیه و آله با اختلافی در عبارت آمده است: «من اخلص للَّه اربعین صباحاً جرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه» (۱).

مکتب صدرالمتألهین مکتب توأم شدن عقل و قلب است. آقای طباطبایی می ‏فرمودند من اوایل که اسفار می ‏خواندم خیلی کار می‏ کردم و خیلی فکر می‏ کردم و خیلی هم تجزیه و تحلیل می ‏کردم. بعد کم کم در من این غرور پیدا شده بود که خود آخوند هم اگر بیاید دیگر بهتر از این نمی‏ تواند این مطالب را تجزیه و تحلیل کند. تا بعد می‏ روند نزد استادشان مرحوم آقای قاضی که استاد سیر و سلوک و معنویت بوده است. آقای طباطبایی می‏ فرمودند وقتی که ایشان وارد بحث مسائل وجود شد یکمرتبه معتقد شدم که من تا به حال یک کلمه از اسفار نمی‏ فهمیدم. اگر کسی بخواهد واقعاً حکمت متعالیه را بخواند باید زمینه قلبی و روحی و زمینه معنوی آن را هم فراهم کند و الّا «ظلمات بعضها فوق بعض» (۲) می‏ شود. امیدواریم در این مدت آقایان موفق باشند.

 پی نوشت

(۱). بحارالانوار، ج ۷۰/ ص ۲۴۲، با اندکی اختلاف.

(۲). نور/ ۴۰٫

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


کاردرمانی کوشا؛ مجهزترین مرکز کاردرمانی در اصفهان
کاردرمانی کوشا؛ مجهزترین مرکز کاردرمانی در اصفهان
اصفهان شرق
اصفهان شرق
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق