یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۷:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۲

چهارده قرن تلاش؛

شکل گیری قدرت معنوی عالمان شیعه/ روحانیت از دیدگاه مستشرقین

مردم تازه شیعه شده احتیاج مبرمی به فراگیری احکام بر مبنای فتوای مکتب اهل بیت داشتند که این نیاز اجتماعی در رشد کمّی روحانیت تاثیر بسزایی داشت. مجموعه امکانات و احتیاج ها روحانیت شیعه را به گروه اجتماعی مهمی تبدیل کرد که هیچ یک از قدرت های حاکم نتوانست در محاسبات سیاسی خود آنها را نادیده بگیرند

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، کتاب «چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه» نوشته حجت الاسلام روح الله حسینیان (متولد ۱۳۳۴ -شیراز) به همت انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در ۷۶۰ صفحه به بازار نشر عرضه شده است.

این کتاب به تشریح تلاش امامان و امت شیعی می پردازد و نشان می دهد که چگونه رهبری شیعه، کار را با شیعیانی که از انگشتان یک دست تجاوز نمی کردند آغاز کرد و در مدت یک قرن و نیم، شیعه را از خطرهای نابودکننده، محافظت و در عین حال در سرتاسر جهان اسلام گسترش داد و شیعیان توانستند در اوایل غیبت چندین حکومت را تاسیس نمایند.

همچنین نشان می دهد که به دلیل برنامه ریزی امامان معصوم(ع)، شیعیان در دوران غیبت به بحران رهبری مبتلا نشدند و مرجعیت جای امامت را پر کرد و توانست با درایت، دقت و شجاعت، تشیع را از هضم در اسلام حاکمان، محافظت و از هویت شیعیان به عنوان اقلیت پاسداری کند.

متن تاریخی زیبای زیر که با یکدیگر می خوانیم، صفحات 301 الی 308 این کتاب است با عنوان «شکل گیری قدرت معنوی عالمان شیعه»؛ که توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان منتشر می شود.

روح الله حسینیان

اسلام از آغاز ظهور به دلیل ایدئولوژیک بودن آن و گسترش جغرافیایی، عالمانی دین شناس را در دامان خود پرورش داد. سال های نخستین هجرت طی یک دستور آسمانی عده ای از مردم موظف شدند تا به مدینه مهاجرت کنند و پس از فراگیری احکام و معارف اسلامی نزد همشهریان خود برگردند و به تعلیم آنان بپردازند.(1) پیامبر (ص) هم در سال های اول هجرت عده ای از عالمان و قاریان قرآن را برای تبلیغ به قبایل مختلف اعزام می کرد.(2) از این رو در طول تاریخ اسلام، عالمانی به نام قاری، حافظ، محدث، فقیه، مفسر، مفتی، مجتهد، شیخ، آخوند، ملا و روحانی به وجود آمدند که همگی بیانگر هویت صنفی عالمان دین بود.

در دوره های آغازین اسلام روحانیت معمولا به عنوان قشر خاص اجتماعی مطرح نبود، بلکه همان اشخاص اجتماعی حامل علم بودند. عبدالله بن عباس هم استاندار بود، هم فرمانده نظامی، در عین حال به عنوان محدث و مفسر نیز شناخته می شد. هر چند در همان زمان؛ افرادی نادر مانند محمدبن شهاب زهری به عنوان عالم درباری شهرت داشتند. در قرون بعدی به دلیل گسترش و توسعه ی علوم دینی یک قشر مستقل به نام عالمان دین به وجود آمدند که یک طبقه یا قشری از اقشار جامعه را تشکیل می دادند. این حرکت در روحانیت شیعه به دلیل تقیه سیر کندتری را پیمود اما در دوره ی صفویه، روحانیت شیعه در کلان به عنوان یک صنف اجتماعی خاص تشکل پیدا کرد و این به دو دلیل بود:

1- شغل های مخصوص مانند شیخ الاسلامی، صدر، مفتی، امامت جمعه و جماعت و مدرسی به روحانیت شیعه هویت اجتماعی ویژه و مستقل بخشید.

2- گرچه عالمان شیعه از دو منبع مستقل خمس و موقوفات مخصوص استفاده می کردند و این دو منبع در قبل به دلیل در اقلیت بودن شیعیان یا در اثر مصادره ی اوقاف توسط حکومت ها و یا به خاطر فتوای بعضی از فقها مبنی بر بخشیده شدن خمس در غیبت امام زمان دائم در حال نوسان بود؛ اما در زمان صفویان اکثر مردم ایران شیعه و پرداخت کننده ی وجوهات شرعی یعنی خمس شدند و موقوفات نیز در حد بسیاری رشد کرد. شاهان صفوی خود از واقفین بزرگ بودند که معمولا موقوفات را وقف حوزه های علمیه می کردند.

افزون بر آن مردم تازه شیعه شده احتیاج مبرمی به فراگیری احکام بر مبنای فتوای مکتب اهل بیت داشتند که این نیاز اجتماعی در رشد کمی روحانیت تاثیر بسزایی داشت. مجموعه ی امکانات و احتیاج ها روحانیت شیعه را به گروه اجتماعی مهمی تبدیل کرد که در طول تاریخ معاصر هیچ یک از قدرت های حاکم نتوانستند در محاسبات سیاسی خود آنها را نادیده بگیرند.

البته معنای شکل گیری روحانیت شیعه در زمان صفویان این نیست که قبل از ان فاقد نظام و ساختار بوده است بلکه حوزه های شیعی بغداد، نجف، حله، جبل عامل، حلب، سبزوار، نیشابور، قم، ری و … همیشه زنده و پویا بوده اند و با همه ی سختی ها کرسی درس محدثین، فقها و متکلمین شیعه رونق داشته است. اتفاقی که در زمان صفویان افتاد، به هویت صنفی روحانیت رسمیت بخشید و تکثر آن موجب برجستگی اجتماعی روحانیون شد.

شوالیه شاردن فرانسوی یکی از جهانگردانی که در زمان شاه عباس دوم به ایران آمده، درباره ی تعداد و چگونگی اداره ی مدارس طلاب می نویسد:

«در ایران مدارس طلبه نشین چندان زیاد و عایدات آنها آن قدر است که از چهارصد هزار تومان معادل چهار میلیون و پانصد هزار لیور در می گذرد و با توجه به این درآمد سرشار و اندک مستمری که به هر یک از طلاب داده می شود می توان به تعداد تقریبی طلبه ها پی برد… در شریعت اسلام در کار توسعه و تعمیم موسسات خیریه ی عمومی تاکید فراوان شده است. از این رو افراد دارا و نکوکار غالبا به ساختن مدرسه و مسجد پیوسته به آن مبادرت می ورزند. این مدارس نه تنها در شهرها بسیار است بلکه چنان که دیده ام در شهرک ها و دیه ها نیز هست. افراد خیر و متدین… آنگاه که مدرسه برپا می کنند اجاره ی قهوه خانه بازار و باغ را وقف مدرسه می کنند … اصفهان پنجاه و هفت مدرسه ی طلبه نشین دارد که بیشتر آنها از آثار خیریه ی پادشاهان می باشد».(3)

یکی دیگر از جهانگردان انگلبرت کمپفر آلمانی است که در زمان شاه سلیمان صفوی به ایران آمده است، وی در سفرنامه ی خود درباره ی حوزه های علمیه می نویسد:

«در جوار مساجد اغلب مدرسه های دینی وجود دارد… شاه به پیروی از نیاکان خود… بزرگان و اعیان در گرفتن سرمشق از پادشاهان… و مسائل مادی لازم را برای تاسیس و نگهداری انواع ساختمان ها و به خصوص موقوفه های دینی در اختیار می گذارند. به این دلیل اغلب شهرهای ایران پر است از مدرسه و موقوفه. تنها در اصفهان که پایتخت است و شهری است باشکوه و بزرگ در حدود یک صد موقوفه قابل ملاحظه وجود دارد. از موقوفه های کوچک تر دیگر صحبت نمی کنیم. این دارالعلم های دینی تشکیل می شوند از مدرس و طلاب. از نظر شکوه و جلال و طرز ساختمان مدارس ایرانی سخت بر مدارس عالیه ی ما برتری دارند».(4)

تاورنیه سیاح فرانسوی که نه بار در زمان شاه صفی، شاه عباس دوم و شاه سلیمان به ایران سفر کرده، در سفرنامه ی خود درباره ی مدارس ایران می نویسد:

«عده ی کثیری طلاب را در آنجا از موقوفات مدرسه با خرج کم نگهداری می نمایند».

همه ی این گزارش ها دلالت بر گسترش حوزه های دینی و کثرت طلاب در زمان صفویان می کند.

تعجب انگیزترین مسئله، سرعت کسب قدرت اجتماعی توسط روحانیت است. گرچه روحانیت به دلیل ریشه های تاریخی و قدمت زمانی خود و نگرش مردم شیعی نسبت به عالمان دینی، همیشه دارای اعتبار اجتماعی بوده است، اما در زمانی که روحانیت جزئی از نظام حاکم قرار گرفت اگاهی روحانیت به رسالت تاریخی خود و پذیرش مردم در چنین زمانی بسیار مهم جلوه می کند.

کمپفر در موضوع قدرت و نفوذ مجتهدین می نویسد:

«[درباره ی] احترامی که شاه صفوی به مجتهد می گذارد، این را می توان گفت که قسمت زیادی از آن متصنع است و در این کار هم شاه، پروای مردم را می کند؛ زیرا پیروی مردم از مجتهد تا بدان پایه است که شاه صلاح خود نمی داند به یکی از اصول غیرقابل تخطی دین تجاوز کند و یا در کار مملکت داری دست به کاری بزند که مجتهد ناگزیر باشد آن را خلاف دیانت اعلام کند».(5)

یکی از عواملی که پایگاه عالمان دین را نزد مردم تقویت کرد زندگی ساده و بی آلایش آنها حتی در زمانی است که دنیا به آنها روی آورده بود. کمپفر درباره ی زندگی مجتهدین آن زمان می نویسد:

«از نظر حرکات و اطوار ظاهری آنها می کوشند که حتی المقدور به خود جنبه ی تقدس و ورع بدهند و به همین دلیل در کار معاش حداکثر قناعت و امساک را به خود تحمیل می کنند. از پذیرفتن افتخارات دنیوی ابا دارند… جامه ای سفید رنگ بر تن دارند که از موی نرم شتر بافته شده است و عمامه ای که آن هم سفید است بر سر می گذارند و این عمامه حالت رنگ پریده و نحیف چهره ی آنها را تشدید می کند… بدین ترتیب آنها اندک اندک به شهرت می رسند؛ مورد توجه مردم قرار می گیرند و سرانجام مقام اجتهاد ایشان از طرف عموم پذیرفته می شود اما نباید پنداشت که در این کار به کمک حیله و رشوه به جایی می توان رسید».(6)

عمومی شدن اندیشه ی سیاسی ولایت فقیه

مهم ترین اندیشه ای که در بین مردم دوره ی صفوی منتشر شد اعتقاد به ولایت فقها بود. گرچه اعتقاد به ولایت فقها نزد شیعیان از زمان ائمه ی معصومین علیهم السلام رواج پیدا کرده بود اما این اعتقاد بیشتر در محور ولایت در قضاوت و فتوا شهرت داشت و توسعه ولایت فقها نسبت به سیاست و حکومت در کشور جدیدالشیعه نشانه ی قدمت تفکر و گفتمان عصر صفویان می باشد.

ناگفته نماند که خود شاه طهماسب درباره ی محقق کرکی اعتراف به ولایت او و کارگزاری خود می کند و گزارش های موجود بر اشتراک چنین اندیشه ای بین نخبگان و مردم دلالت دارد. کمپفر در این باره می نویسد:

«شگفت آنکه متألهین و عالمین به کتاب (قرآن) نیز در اعتقاد به مجتهد با مردم ساده دل شریک اند و می پندارند که طبق آیین خداوند پیشوایی روحانی مردم و قیادت مسلمین به عهده ی مجتهد گذاشته شده است، در حالی که فرمانروا تنها وظیفه دارد به حفظ و اجرای نظرات وی همت گمارد… برای توجیه این مطلب که از نظر شاه شاق و ناگوار است چنین استدلال می کنند:

هرگاه لازم باشد که مسلمانان طبق مشیت الهی هدایت شوند پس ناگزیر خدا باید اراده اش را به یکی از مردم فانی اعلام دارد. ولی کیست که برای این کار شایستگی دارد؟ آیا این شخص یکی از روسای دنیوی است که به خاک و تن بستگی دارد؟ چنین قالبی نمی تواند جای مناسبی برای عنایت مخصوص ذات باری باشد. مشیت خدایی فقط بر کسی تجلی پیدا می کند که عمری را در معنویت گذرانده و با چشم پوشیدن از همه ی لذات دنیوی دل را مهبط انوار الهی کرده باشد، کسی که زندگی دردناک خود را در این دنیا چون زندانی تلقی کند و در طریق سلامت و نجات ابدی سایر باشد. به این دلیل مشیت الهی فقط بر ائمه ی اطهار یعنی بر اعقاب پیغمبر اکرم آشکار می شود و امروز چون آنان نیستند فقط بر جانشین شان که مجتهد باشد الهام می شود؛ اما شاه که خداوند زمام رعایا و اداره ی امور کشورش را به دست او سپرده است باید از زبان مجتهد وقت نیت و مشیت او را دریابد».(7)

شاردن نیز مانند کمپفر گزارش می دهد که یکی از مباحث زمان صفویان درباره ی مشروعیت حکومت در زمان غیبت بوده است. او می گوید:

«میان بزرگان دین اتفاق نظر نیست و این تضاد عقیده غالبا قوت می گیرد که به مجادله می انجامد و بنا به گفته ی خودشان وضع چنان آشفته و نابسامان می گردد که اصلاح آن دشوار بل محال می نماید».

شاردن در تشریح این اختلافات نظر می نویسد:

«مسلمانان ایران در موضوع جانشینی امام به دو دسته تقسیم شده اند: برخی از علمای روحانی و پیروانشان و متعبدان بر این اعتقادند که در تمام طول مدت غیبت امام باید یک مجتهد معصوم (یعنی عادل) امور دینی و اجتماعی و حکومتی مملکت را اداره کند… اما دسته ی دیگر معتقدند در غیبت امام، حق حکومت به یکی از بازماندگان بلافصل امام می رسد و واجب و لازم نیست که وی مانند امام جامع علوم ظاهر و باطن و از هر جهت معصوم باشد».(8)

گرچه اندیشه ی دوم در تفکر شیعه جایی ندارد و هیچ کدام از علمای مشهور شیعه چنین نظریه ای نداده اند، اما به احتمال قوی باید این اندیشه ساخته ی پادشاهان صفوی باشد که خود مدعی بودند که از سادات اند، همانطور که شاردن چنین تحلیل کرده است:

«اهل منبر پذیرش این عقیده را تخطئه می کنند و آزادانه بیان و تبلیغ می نمایند که پادشاه باید هم از سلاله ی امام و هم جامع علوم زمان خود و کاملا معصوم (عادل) باشد و چگونه ممکن است پادشاه نامومن شرابخوار و هوسباز و مستغرق گناه… که خواندن و نوشتن را به دشواری می تواند، چگونه قادر است مسائل دینی را برای مردمان متدین شرح و توضیح کند؟ نه چنین امری امکان ندارد… پادشاهی بر جامعه ی مسلمانان تنها شایسته و درخور مجتهدی است که پایه ی دانش و تقوایش از همگان بالاتر باشد».

شاردن درباره ی رابطه ی شاه و مجتهد از منظر نظریه پردازان حکومت فقها می نویسد:

«این درست است که چون مجتهد، وارسته ای پردانش و سلیم است باید پادشاهی در کنارش باشد که به ضرب شمشیر مردمان را به رعایت عدالت وادار نماید، اما چون وزیری فرمانبردار و سر به راه باشد نه بیش… من بسیاری از روحانیان و اهل منبر و دانش و ادب و شخصیت های برجسته را دیده ام که همه بر این اعتقاد بودند و از عقیده ی خود دفاع می کردند».

شاردن ظاهرا تحت تاثیر این اندیشه قرار می گیرد و در توجیه حکومت مجتهدان می نویسد:

«اینکه مسلمانان بر این باورند که منحصرا جانشین یا خلیفه ی پیغمبر باید بر آنان حکومت کند و پادشاهان تنها به مثابه وزیر و کاردار ایشان می باشند، از روزگاران بسیار دیرین، همه ی ملل بر همین اعتقاد بوده اند».(9)

این تفکر و برداشت مردم از جایگاه مجتهدین است که مرجعیت شیعه را از رهبری مرامی به رهبری مرامی-سیاسی تبدیل می کند و از این پس شاهد رهبری نهضت های ضد استبدادی و استعماری در تاریخ معاصر خواهیم بود.

در مجموع دوره ی صفویان دوره ی تجلی و قدرت تشیع است. در این دوره روحانیت وارد متن زندگی سیاسی-اجتماعی مردم شد و به جایگاهی رفیع در امور اجتماعی نایل آمد. تشیع نه تنها به عنوان مذهب رسمی قرار گرفت بلکه تا حدودی به عنوان ایدئولوژی نهضت صفویان و منبع قوانین جزایی و حقوقی ایران شناخته شد. تا پایان دوره ی صفویان اکثر مردم ایران شیعه شدند و ایران به عنوان مهد تشیع رسمیت یافت. در این دوره اماکن مذهبی شیعه مانند مشاهد شریفه ی ائمه (ع) آباد شد و مزارهای امامزادگان تعمیر و بازسازی شد.

شیعیان بار دیگر از حالت تقیه خارج شدند و مراسم مذهبی خود را از قبیل عزاداری عاشورا و جشن غدیر علنا برگزار کردند. مدارس طلبگی شیعه ازدیاد یافت و رونق گرفت و صدها طلبه عالم مجتهد فیلسوف محدث و واعظ تربیت شدند. در این دوره بود که مصادر روایی شیعه که در حال نابودی بود از سرتاسر ایران و بلاد اسلامی جمع آوری و دایره المعارف بزرگ شیعه (بحارالانوار) تدوین شد. از این دوره به بعد روحانیت با همه ی فراز و نشیب ها به عنوان ملجأ و پناهگاه مظلومان و ناظران بر مناسبات دولتی و بین المللی جایگاه رفیعی یافت. مهم ترین تاثیر سیاسی صفویان در این دوره طرح مسئله ی ولایت فقیه بود که به عنوان گفتمان و تفکر غالب مردم ایران درآمد و در این زمینه نباید نقش شاه طهماسب را نادیده گرفت.

پی نوشت

1- سوره توبه/ 122

2- یک دسته از این عالمان در سال سوم هجری مرود تهاجم دشمنان قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. آن واقعه به فاجعه بئر معونه مشهور است.

3- شوالیه شاردن، سفرنامه، ترجمه اقبال یغمایی، ج 3، صص 938 و 939

4- انگلبرت کمپفر، (Engelbert Kaempfer)، سفرنامه کمپفر در ایران، ترجمه کیکاووس جهانداری، ص 139

5- ژان باپتیست تاورنیه، سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، به کوشش حمید شیدایی، تأیید اصفهان، 1336، ص 591

6- انگلبرت کمپفر، پیشین، ص 128

7- همان

8- همان، ص 126

9- شوالیه شاردن، پیشین، ج 3، صص 1142 و 1143

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. صفویه گفت:

    حیرت اوره
    چرا یه فیلم درست و حسابی از زمان صفویه نمیسازند تا مردم هم اطلاعات تاریخی شان بالا رود؟

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


خرید کتاب پولطلا؛ نظام پولی تمدن نوین اسلامی (تحریم گریز و تورم ناپذیر)
خرید کتاب پولطلا؛ نظام پولی تمدن نوین اسلامی (تحریم گریز و تورم ناپذیر)
بازی ایرانی منحصر به فرد سفیر عشق
بازی ایرانی منحصر به فرد سفیر عشق
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715