پنج شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۳:۳۰ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۰
تشیع مکتبی انقلابی؛
 چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه   

استقلال قضایی، موجب بی نیازی شیعه از دستگاه حکومتی شد و احساس بی نیازی، شیعه را در مقابل حکومت ها به بی اعتنایی و تنفر وامی داشت که چنین حالتی از زمینه های روحیه انقلابی گری نسبت به حکومت ها بود که تشیع در دل خود پرورش می داد

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، کتاب «چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه» نوشته حجت الاسلام روح الله حسینیان (متولد ۱۳۳۴ -شیراز) به همت انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در ۷۶۰ صفحه به بازار نشر عرضه شده است.

این کتاب به تشریح تلاش امامان و امت شیعی می پردازد و نشان می دهد که چگونه رهبری شیعه، کار را با شیعیانی که از انگشتان یک دست تجاوز نمی کردند آغاز کرد و در مدت یک قرن و نیم، شیعه را از خطرهای نابودکننده، محافظت و در عین حال در سرتاسر جهان اسلام گسترش داد و شیعیان توانستند در اوایل غیبت چندین حکومت را تاسیس نمایند.

همچنین نشان می دهد که به دلیل برنامه ریزی امامان معصوم(ع)، شیعیان در دوران غیبت به بحران رهبری مبتلا نشدند و مرجعیت جای امامت را پر کرد و توانست با درایت، دقت و شجاعت، تشیع را از هضم در اسلام حاکمان، محافظت و از هویت شیعیان به عنوان اقلیت پاسداری کند.

متن تاریخی زیبای زیر که با یکدیگر می خوانیم، صفحات ۲۴ الی ۳۱ این کتاب است با عنوان «شیعه مکتبی انقلابی»؛ که توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان منتشر می شود.

کتاب 14 قرن تلاش شیعه

***

امامت یکی از اصول مذهب تشیع است. اعتقاد شیعه به امام عادل و معصوم در درون خود یک اصل انقلابی را می پروراند و آن اصل اعتقاد به نامشروع بودن همه ی حکومت های غیرمعصوم در زمان معصوم و غاصبانه بودن همه ی حکومت های غیر مأذون در دوران غیبت است. این اصل بالقوه عنصری انقلابی است که در صورت فعلیت می تواند حکومت های نامشروع را سرنگون و حکومت مطلوب را جایگزین کند.

در قرن اول ده ها قیام شیعی در نقاط مختلف جهان اسلام به وقوع پیوست ولی رهبران آن قیام ها هیچ گاه برای خود بیعت نگرفتند، بلکه برای فردی ناشناخته به نام «الرّضا من اهل البیت» یعنی همان فردی که رهبری او مورد رضایت خداوند و از اهل بیت است بیعت گرفتند. این اصطلاح رمزی بود که قیام کنندگان شیعه فردی مبهم را به عنوان «ولی» معرفی و با همین رمز از مردم بیعت می گرفتند. عبدالله بن معاویه فرزند عبدالله بن جعفربن ابی طالب تنها فردی بود که برای خودش بیعت گرفت. چنان این امر دور از انتظار بود که مورخین این مطلب را متذکر شده اند که او برای خود بیعت گرفت نه برای «الرضا».(۱) بیعت برای «الرضا» همان حکومت آرمانی شیعیان است که انقلابی ها برای برقراری آن تلاش می کردند تا در صورت موفقیت یکی از امامان علوی را رسما به حکومت برگزینند.

امام رضا (ع) در همین خصوص می فرماید:

«خداوند عمویم زید را رحمت کند. زیرا مردم را به رضای آل محمد دعوت می کرد و اگر پیروز می شد به آنچه مردم را بدان دعوت کرده بود وفا می کرد».(۲)

این تقیه ی خردمندانه یا رمز همراه با عقلانیت موجب حفظ رهبری شیعه شد.

به علاوه، رهبران شیعی برای حفظ استقلال مالی خمس را که امری متروک بود احیا کردند. مردم سنی زکات خود را به حکومت و مردم شیعی خمس را به امامان خود می پرداختند. پرداخت خمس به حدی گسترش پیدا کرد که امام هفتم و دیگر ائمه ی بعد از او در سرتاسر قلمرو اسلام از ایران، افریقا، عراق و حجاز نمایندگان یا وکلایی را برای جمع آوری خمس و احیانا صرف آن در مورد مجاز منصوب می کردند. ارسال پول نقد در آن زمان مشکل بود و شیعیان آن را به وسیله ی «سفتجه» یا حواله ارسال می کردند و به خاطر اختناق «شیعیان از قدیم الایام آن را حواله ی مال غریم یعنی سهم امام (ع) می گفتند و این رمزی بود که شیعیان برای حفظ موجودیت خود و رهبری بر روی آن نهاده بودند».(۳)

خمس موجب استقلال دستگاه رهبری شیعه از حکومت شد و علاوه بر اینکه مشکلات شیعیان را برطرف می کرد در راه مبارزه نیز به مصرف می رسید. این استقلال مالی بعد از غیبت نیز ادامه یافت و این همان چیزی بود که موجب استقلال روحانیت شیعه شد.(۴)

رهبران شیعه برای استقلال قضایی شیعیان از زمان امام صادق (ع) به بعد، مراجعه ی آنان را به دستگاه های قضایی حکومت ممنوع کردند و آن را مراجعه به طاغوت خواندند و به طور عام قضاتی را که دارای ویژگی های لازم بودند برای حل و فصل دعواهای حقوقی شیعیان منصوب کردند. امام صادق (ع) به شیعیان فرمان داد:

«در اختلافات به فردی از شیعیان که حدیث ما را روایت می کند و احکام ما را می داند مراجعه کنید و احکام صادره ی آنها را با خشنودی عمل کنید. من آنان را حاکم بر شما قرار دادم. وقتی حکم ما را صادر کردند و کسی آن حکم را نپذیرفت حکم خدا را کوچک دانسته و ما را رد کرده است و کسی که ما را رد کند خدا را رد کرده است و آن در حد شرک به خداوند است».(۵)

استقلال قضایی، موجب بی نیازی شیعه از دستگاه حکومتی شد و احساس بی نیازی، شیعه را در مقابل حکومت ها به بی اعتنایی و تنفر وامی داشت که چنین حالتی از زمینه های روحیه ی انقلابی گری نسبت به حکومت ها بود که تشیع در دل خود پرورش می داد. استقلال قضایی به حدی گسترش یافت که رهبران شیعی به شیعیان اجازه دادند شخصا قوانین جزایی را نسبت به زیردستان و فرزندانشان اجرا کنند.(۶)

رهبران شیعه برای جلوگیری از فروپاشی اقلیت شیعه، مانع جذب شیعیان در دستگاه حاکم شدند و به شیعیان اجازه ی جنگیدن حتی جنگ مقدس بر ضد کفار را در ارتش حاکمان غاصب ندادند و شرط جواز جهاد را رهبری عدل قرار دادند.(۷)

همچنین به شیعیان اجازه ی همکاری با حکومت های غاصب را ندادند و همکاری با آنها را از محرمات قطعی اعلام کردند تا جایی که تراشیدن قلم، ساختن مرکب و ثبت نام در دیوان آنان را حرام و موجب عذاب الهی دانستند و یاری کردن آنها را خروج از اسلام اعلام کردند.(۸) صفوان جمال یکی از شیعیان موسی بن جعفر (ع) است. او چنین نقل می کند که روزی خدمت حضرت رسیدم. حضرت فرمود: ای صفوان! همه چیز تو خوب است جز یک چیز. عرض کردم: چه چیزی؟ فرمود: چرا شترانت را به هارون الرشید کرایه می دهی؟ گفتم: شترانم را برای لهو و لعب به هارون اجاره نداده ام بلکه برای بیت الحرام کرایه داده ام، وانگهی خود سرپرستی کاروان را به عهده نگرفته ام و آن را به مستخدمین سپرده ام. امام پرسید: آیا کرایه را طلب داری؟ عرض کردم: بلی فدایت شوم. امام سوال کرد: آیا دوست داری هارون و عمالش زنده بمانند تا کرایه ی تو را بپردازند؟ گفتم: بلی. امام فرمود: کسی که دوام حکومت آنها را دوست داشته باشد از آنهاست و کسی که از آنها باشد وارد جهنم خواهد شد. (۹)

صیانت نفس شیعیان، همواره روحیه ی استقلال طلبی و استعداد قیام بر ضد حکومت ها را در آنها حفظ می کرد و به همین جهت در شیعه، بیش از سایر فرقه ها یا گروه های سیاسی– اجتماعی قیام بر ضد حکومت ها رخ داده است. البته رهبری تشیع، هیچ گاه مصالح و مفاسد شیعه را فراموش نمی کرد و به همین جهت در دو مورد به شیعیان اجازه ی همکاری با حکومت ها را می دادند:

۱- رعایت منافع شیعیان و رفع ستم از آنها و احقاق حق و ابطال باطل؛ (۱۰)

۲- در حالت اجبار و اضطرار و تقیه.(۱۱)

بعضی از نویسندگان پنداشته اند این دو استثنا به ابتکار فقهای شیعه مانند سید مرتضی و با ملاحظه ی وضعیت سیاسی- اجتماعی وقت تشریع شده است، ولی این نظر صحیح نیست بلکه هر دو استثنا از سوی امامان تصریح شده است. با اتخاذ چنین روشی نفوذ شیعیان در دستگاه خلافت از زمان امام موسی بن جعفر (ع) جدی شد و در زمان امام رضا (ع) به اوج خود رسید و سپس نهادینه شد تا جایی که بعضی از خلفای عباسی تحت تاثیر عناصر نفوذی شیعه به تشیع گرایش پیدا کردند. ابن حزم از مورخین معروف اهل سنت درباره مکتفی بالله (م ۲۷۴ ق) و معتضد (م ۲۸۷ ق) می گوید که اینها گرایش های شیعی داشتند(۱۲) و این بخاطر نفوذ بعضی از فقها و علمای شیعه در دستگاه حکومت و تربیت فرزندان آنها بود.

مجموعه ی اندیشه های شیعی در مسائل سیاسی، جنبه ی انقلابی داشت تا آنجا که جورج جرداق شیعه را اصحاب «مذهب ثوری» یا مکتب انقلابی معرفی می کند. (۱۳)

نظریه ی امامت شیعه بر مبنای وصایت و نصب، بنیان نهاده شده و اصلی که از آن نشأت می گیرد (نفی و غیرمشروع بودن دیگر حکومت ها) موجب تداوم روحیه ی انقلابی و آمادگی نسبی شیعیان برای انقلاب در طول تاریخ شده است.

این موضوع را «الوردی» نویسنده ی معروف سنی کاملا درک کرده و می گوید: «شیعیان نخستین کسانی هستند که تفکر انقلابی و پرچم قیام را در اسلام بر ضد طغیان به دوش کشیدند و همواره نظریه های شیعه روح انقلاب را با خود همراه داشت. عقیده به امامت که شیعه بدان سخت ایمان داشت آن را به انتقاد و اعتراض نسبت به هیئت های حاکم و بالاخره به جبهه گیری در برابر آنها وامی داشت و این حقیقت در سرتاسر تاریخ شیعه مشهود است. به عقیده ی آنها هر حکومتی به هر شکل و در هر قالبی که باشد غاصب و ظالم است مگر آنکه امام معصوم یا نایب آن زمام حکومت را در دست گیرد. به همین دلیل بوده که شیعیان به طور مداوم در قلب جریان انقلابی مستمر به سر می بردند؛ نه آرام می گرفتند و نه آنان را رها می کردند».(۱۴)

یکی از اقدام های سمبلیک رهبری تشیع که نشانگر ماهیت انقلابی آن است جریان وصایت است. در شیعه هر امامی هنگام رحلت، سه چیز را به امام بعدی می سپرد: یکی قرآن مخصوص و دیگری شمشیر و سومی زره رسول خدا (ص). (۱۵) اولی سمبل عقیده ی تشیع به وحی است و دومی و سومی علامت تداوم مبارزه. حتی لقب عامی که برای همه ی رهبران شیعه انتخاب شده است علامتی از ماهیت انقلابی رهبری است. لقب همه ی ائمه ی معصومین «قائم» است یعنی قیام کننده.

جابر جعفی می گوید در مورد قائم از حضرت امام محمدباقر (ع) سوال شد. حضرت دست به شانه ی فرزندش صادق (ع) گذاشت. جابر بعدا فلسفه ی این موضوع را از امام صادق (ع) سوال کرد؛ حضرت در پاسخ گفت: قائم نام همه ی امامان شیعه است.(۱۶)

اینکه امامان شیعه همگی با سلاح یا سمّ به شهادت رسیده اند(۱۷) نشانگر سازش ناپذیری آنان در مقابل حکومت ها است و دستگیر شدن های متعدد و زندانی شدن آنها دلیل فعال بودن آنها برای حکومت آرمانی تشیع است وگرنه نحله های مختلفی وجود داشتند که با حاکمان هم عقیده نبوده اند اما هیچ گاه چنین مداوم تحت تعقیب قرار نمی گرفته اند.

مجموعه ی اموزه های شیعی مانند عدالت اختیار و مسئولیت انسان شهادت انتظار و حتی محافظه کارترین اموزه ها یعنی تقیه جنبه ی ارمانی و انقلابی دارد.

شیعه، عدالت از صفات خداوند را جزء اصول مذهب خود قرار داد تا در مقابل کسانی که مشروعیت حکومت های ظالم را به خداوند نسبت می دادند موضعی انقلابی بگیرد. شیعه، عدالت را از خداوند به تمام نخبگان سرایت داد و آن را از شرایط لازم خلیفه، والی، حاکم، قاضی، پلیس، امام جمعه و جماعت قرار داد.

اعتقاد به جبر که انسان را مظهر بی مسئولیتی و بی توجهی به امور سیاسی کرده بود از نظر شیعه مردود دانسته شد و انسان را مظهر اختیار و مسئولیت دانست.

شیعه شهادت را اوج پرواز انسان و تبلور بالاترین خوبی ها دانست و امام سوم را به عنوان آموزگار این مفهوم ظلم برانداز معرفی کرد. بی جهت نیست که گفته اند «إنّ الاسلام علوی و التشیّع حسینی».(۱۸)

انتظار در تشیع نه بعد از غیبت بلکه بعد از شهادت امام حسین (ع) به عنوان مظهر آمادگی برای قیام براندازانه بر ضد نظام های ظالم قرار گرفت. بعضی از نویسندگان غیرمطلع از تاریخ تشیع پنداشته اند تفسیر انقلابی از انتظار موضوعی جدید است که اندیشمندان شیعی معاصر آن را ابداع کرده اند. بعد از شهادت امام حسین (ع) شیعیان منتظر ظهور مهدی آل محمد بودند. در قیام مختار عده ای از آنها با اعتقاد به اینکه مختار از طرف مهدی (ع) ماموریت یافته است بر ضد ظلم اموی قیام کردند و انتقام خون حسین (ع) را ستاندند(۱۹). شیعه چنان منتظر ظهور مهدی بود که هر گاه انسانی شجاع را می دید به تصور اینکه او همان مهدی است در پی او به راه می افتاد. عبدالله بن حسن– رهبر ضد عباسی شیعی که در اختفا به سر می برد- روزی به مدینه آمد. وقتی مردم او را دیدند به دنبالش راه افتادند و فریاد می زدند: یا اهل المدینه! المهدی المهدی.(۲۰)

شیعیان به دلیل گسترش می پنداشتند مهدی منتظر حضرت باقر (ع) است و از حضرت می پرسیدند: آیا قیام کننده ی آل محمد شما هستید؟(۲۱)

مرحوم دکتر حمید عنایت با نگاهی جامعه شناسانه به انتظار می گوید:

«نظریه ای تاریخی وجود دارد که به طور بالقوه، زمینه ساز فرضیه ی انقلاب می تواند باشد. اول عقیده به غیب است. بر این اساس که امام دوازدهم حضرت مهدی در سال ۸۹۳ م ناپدید شده و در نهایت جهت ایجاد عدالت در دنیا ظاهر می شود. به طور اصولی شیعه متوجه شده است که بین این دو تاریخ عدالت واقعی در دنیا وجود ندارد که به طور بالقوه نظریه ای انقلابی است».(۲۲)

شاید به نظر برسد که تقیه، نمادی محافظه کارانه از تشیع باشد، حال آنکه وقتی به متون دینی شیعه مراجعه می کنیم تقیه همان اصل مخفی کاری انقلابی است. در متون دینی تقیه سپر مومن معرفی شده است(۲۳). سپر یکی از ابزار جنگجویان است و الا فرد معمولی به سپر نیاز ندارد. امام صادق (ع) به ابوجعفر محمدبن نعمان، یکی از یارانش از افشای سرّ شیعیان گله می کند و می گوید:

«پدرم می گفت: چه چیزی بیشتر از تقیه مایه ی چشم روشنی است؟! راستی که تقیه سپر مومن است. پیروزی نصیب کسی می شود که لب فرو بندد و در حکومت باطل بر شکنجه و اذیت استقامت ورزد… به خدا قسم این امر (پیروزی) سه بار نزدیک شده بود اما شما آن را افشا کردید و خداوند آن را به تاخیر افکند. به خدا قسم هیچ سرّی نبود مگر اینکه دشمنانتان نسبت به آن آگاه تر بودند».(۲۴)

چه تفسیری گویاتر و انقلابی تر از آنچه امام صادق (ع) برای نعمان تبیین کرده است. دانشمندان شیعی معاصر فقط این تفاسیر را احیا و به جامعه القا کرده اند نه اینکه ابداع و اختراع نموده اند، بنابراین در آموزه های دینی تشیع عنصر انقلابی گری نهفته است و احتیاج به تحلیل یا توجیه ندارد.

حتی اگر به ادبیات شیعه نگاه کنیم انقلاب در کلمه کلمه ی آن می درخشد. شعرای معروف شیعه مانند کمیت اسدی (م ۱۲۵ ق) دعبل خزاعی (م ۱۴۸ ق) و سید اسماعیل حمیری (م ۱۷۳ ق) همه از شاعران سربداری بوده اند که عمر خویش را با ادبیات آتشین به مبارزه با حکومت های ستمگر به پایان برده اند.

پی نوشت

۱- ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ترجمه رسول محلاتی و غفاری، ص ۱۶۸ و طبری، تاریخ طبری، ج ۷، ص ۳۰۲

۲- شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج ۱، نشر صدوق، ۱۳۷۲، ص ۵۱۶

۳- شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص ۳۶۲

۴- ان شاءالله در بحث های آینده مفصلا به بحث خمس می پردازیم.

۵- شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۲۱۸

۶- محمدحسن نجفی، جواهرالکلام، ج ۲۱، ص ۳۸۸

۷- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۲

۸- همان، ج ۱۲، ص ۱۲۷

۹- همان، جلد ۱۲، ص ۱۲۷

۱۰- همان، ص ۱۳۹

۱۱- همان، ص ۱۴۵

۱۲- ابن حزم، جوامع السیره، ص ۳۷۵-۳۷۶

۱۳- محمدجواد مغنیه، الشیعه والحاکمون، ص ۳

۱۴- عباسعلی عمید زنجانی، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، تهران، نشر کتاب سیاسی، ۱۳۶۷، ص ۱۲۲

۱۵- ر.ک. به: کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۶۳ و ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، بیروت، داربیروت، ۴۰۵ ق، ص ۴۸۶

۱۶- مسعودی، اثبات الوصیه، قم، انصاریان، ۱۴۱۷ ق، ص ۱۷۸

۱۷- امام حسن(ع) از قول پیامبر(ص) نقل می کند که: ۱۲ نفر از اهل بیت به امامت می رسند (اما منا الامقتول او مسموم) یا کشته به شمشیر یا کشته سم می شویم. (علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۷، بیروت الوفاء ۱۴۰۳ ق، ص ۲۱۶و ۲۱۷ و ج۴۳، ص ۳۶۳)

۱۸- محمدحسین مظفر، تاریخ شیعه، ترجمه محمدباقر حجتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۸ش، ص ۶۹

۱۹- ر.ک. به: ابن اثیر: الکامل، ج ۴، بیروت، دارالفکر، ۱۳۹۹ ق، ص ۲۱۴

۲۰- همان، ج ۵، ص ۵۱۸

۲۱- کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۴۸۶

۲۲- حمید عنایت، «انقلاب در ایران سال ۱۹۷۹»، درآمدی بر ریشه های انقلاب اسلامی، قم، معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، ۱۳۶۷، ص ۱۵۶

۲۳- التقیه، جُنه المُؤمن

۲۴- ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۳۲۰

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. حیرت گفت:

    حیرت اوره
    یا شیعه خیلی قدرتمند بوده یا بنی امیه و بنی عباس خیلی ضعیف بودن که نمی توانستند جلوی چنین حکومتی را در حکومت خود بگیرند
    تصور کنید یه مذهب در زمان کنونی بخواهد چنین کاری کند ، ایا میتواند؟




    0



    0
نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
میدان نیوز
میدان نیوز
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق