پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۲۰:۴۴ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۳
مسعود رجوی مریم رجوی
جریان شناسی سیاسی احزاب و گروه ها (قسمت چهارم)
 سازمان مجاهدین خلق (منافقین) از پیدایی تا فرجام   

مجاهدین خلق پس از پیروزی انقلاب، برای اینکه از قافله عقب نماند، با طرح شعارهای جوان پسند، شروع به جذب جوانان مومن و مسلمان کرد. آزادی ها و شور و شوق بوجود آمده در جوانان از یک سو و فقدان گروه های منسجم مسلمان از سوی دیگر، باعث شد که عده قابل توجهی از جوانان جذب این سازمان شوند...

ندای اصفهان- مجید نادم/

در ادامه جریان شناسی احزاب و گروه ها (اینجا) و (اینجا) به جریان های چپ و نقش آنها در حوادث سیاسی می رسیم که ازجمله می توان به سازمان مجاهدین خلق (منافقین) اشاره کرد. مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ توسط سه تن از طرفداران جبهه ملی، نهضت آزادی و حزب توده به نام های محمد حنیف نژاد، علی اصغر بدیع زادگان و عبدالرضا نیک بین تشکیل شد. اما چون نیک بین بعدها بنا به دلایلی از سازمان جدا شد، به همین دلیل، مجاهدین خلق هیچگاه اسم او را به عنوان یکی از بنیانگذاران مطرح نمی کنند، بلکه سعید محسن را به جای او، از بنیانگذاران سازمان می دانند. در مراحل بعد افراد دیگری به نام های علی باکری، عبدالرسول مشکین فام، ناصر صادق، علی مهین دوست، بهمن و محمد بازرگانی، احمد رضائی، محمود عسگری، مسعود رجوی، رضا رضایی و… نیز به عضویت کمیته مرکزی در آمدند.[۱]

سازمان مجاهدین خلق

فعالیت های سازمان از پیدایش تاکنون

فعالیت های این سازمان را می توان در ۴ مرحله کلی تقسیم بندی کرد:

مرحله اول: دوران آمادگی

این مرحله از زمان تشکیل سازمان شروع شد و تا سال ۱۳۵۰ ادامه یافت. در این زمان، سازمان خود را آماده می کرد تا وارد مبارزه مسلحانه علیه رژیم شاه شود. آنان در این مدت چند کار مهم انجام دادند:

۱٫ تهیه و تدوین تشکیلات و برنامه های سازمان

۲٫ جذب افراد جوان، تحصیل کرده و مذهبی: عمده ترین کانون های جذب نیروی آنها، دانشگاه ها، مساجد، هیئت های مذهبی و مراکز فرهنگی بود.

۳٫ اجرای آموزش های عقیدتی- سیاسی: در این مرحله، سازمان پس از اینکه اسلام را به عنوان ایدئولوژی مبارزاتی خود انتخاب کرد، کتاب های آیت الله طالقانی، مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و تاریخ اسلام را به عنوان متون آموزش های عقیدتی- سیاسی به نیروهای خود معرفی کرد و آن ها را به نیروهای جدید خود آموزش داد.

۴٫ تدوین استراتژی مبارزاتی: هرچند از ابتدا مشی مبارزاتی سازمان علیه رژیم شاه، مبارزه ی مسلحانه بود، اما تا این زمان به طور رسمی مشخص نشده بود. در سال ۱۳۴۷ سازمان اعلام کرد که استراتژی مبارزاتی آن ها علیه رژیم شاه، اولا مسلحانه است و ثانیا از شهرها آغاز خواهد شد.[۲]

۵٫ آموزش نظامی نیروها: در این مرحله، مجاهدین ضمن ارتباط با سازمان آزادی بخش فلسطین، عده ای از نیروهای خود را جهت آموزش نظامی و چریکی در اردوگاه های مبارزان فلسطینی به لبنان و عمان اعزام کردند تا خود را برای مبارزه مسلحانه آماده کنند.

مرحله دوم: اعلام جنگ مسلحانه تا تغییر مواضع ایدئولوژی

این دوره با جنگ مسلحانه علیه رژیم شاه در سال ۱۳۵۰ اغاز شد و تا تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیست در سال ۱۳۵۴ ادامه پیدا کرد.

مهمترین اقدامات و تحولات سازمان در این دوره چنین بود:

۱٫ اعلام جنگ مسلحانه علیه رژیم شاه: برای اینکه عملیات سازمان بیشتر نمود داشته باشد، این گروه تصمیم گرفت که در آغاز جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی دکل های برق سراسری را منفجر کند، اما در هنگام تهیه مواد منفجره، توسط ساواک شناسایی و قبل از هرگونه عملیاتی دستگیر و محاکمه شدند و نه نفر از آن ها اعدام و مسعود رجوی و بهمن بازرگانی به حبس ابد محکوم گردیدند. (درباره چرایی اعدام نشدن مسعود رجوی و تبدیل حکم اعدام به حبس ابد، در منابع مختلف توضیحات جالبی آمده که لازم است جداگانه به آن پرداخته شود) [۳] بدین شکل سازمان قبل از وارد کردن هرگونه ضربه ای به رژیم شاه، خود متحمل ضربه سنگینی شد.

۲٫ سازماندهی مجدد: با ضربه فوق، سازمان تا مرز انهدام پیش رفت، اما ابتدا توسط رضا رضایی که از زندان گریخته بود و سپس با کشته شدن وی و محمود شامخی و دستگیری کاظم ذوالانوار، توسط تقی شهرام، بهرام آرام و مجید شریف واقفی با برقراری ارتباط با هواداران، دوباره سازماندهی شد و شروع به فعالیت کرد.[۴]

۳٫ ضربات سازمان به رژیم: در این دوره سازمان ضمن تحمل ضربات سنگین، ضربات جزئی به رژیم شاه وارد کرد که مهمترین آنها ترور نافرجام ژنرال «پرایس»، فرمانده مستشاران آمریکایی در ایران، سرهنگ «لوئیز هاوکینز»، و سرتیپ زندی پور، رئیس کیته مشترک ضد خرابکاری بود.[۵]

۴٫ تغییر مواضع ایدئولوژیک: در سال ۱۳۵۴ تقی شهرام و بهرام آرام، بیانیه ای تدوین کرده و انتشار دادند و اعلام کردند که پس از سال ها مطالعه، به این نتیجه رسیده اند که مارکسیست بهترین ایدئولوژی برای مبارزه علیه رژیم شاه است. بدین شکل، مجاهدین که از اول افکار التقاطی شان مشخص بود به طور رسمی اسلام را از سازمان کنار گذاشتند.

مرحله سوم: دوره دو دستگی، نفاق و تصفیه های خونین (۱۳۵۴- ۱۳۵۷)

پس از اعلام تغییر ایدئولوژی، سازمان وارد مرحله جدیدی شد. در این مرحله ابتدا گروهی از جوانان مسلمان و مومن به شدت به این عمل اعتراض کرده، از سازمان خارج شدند. ولی مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف به دستور تقی شهرام و بهرام آرام ترور شدند. شریف واقفی شهید و مرتضی صمدیه لباف زخمی گردید و فرار کرد، اما به طرز مشکوکی به دست ساواک افتاد و به شهادت رسید.[۶]

در سال ۱۳۵۶ و در آستانه آغاز مرحله جدید انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، لطف الله میثمی و چند نفر دیگر از جمله سید مهدی غنی، مسعود حقگو، محمد توکل، پرویز یعقوبی و… از سازمان جدا شده و گروه «نهضت مجاهدین» را به وجود آوردند. میثمی، علت جدایی از گروه خود را انحراف سازمان از اهداف اولیه اعلام کرد.

دومین جدایی و دو دستگی سازمان در روزهای اوج انقلاب، یعنی در مهرماه ۱۳۵۷ رخ داد. در این زمان که مردم مسلمان ایران به طور جدی با رژیم تا دندان مسلح شده شاه مشغول مبارزه بودند و تا پیروزی نهایی زمان زیادی نمانده بود، عده ای دیگر به رهبری حسین روحانی از سازمان جدا شدند و گروهک «پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» را تشکیل دادند. از اعضای اصلی این گروه، تقی شهرام، بهرام آرام، مصطفی شعاعیان، تراب حق شناس، علیرضا زمردیان، زین العابدین حقانی، علی محمد و علیرضا تشید بودند. تشکیلات این گروهک در اواخر سال ۱۳۶۰ با دستگیری بیشتر اعضای آن از هم پاشید.[۷]

بدین شکل در سال های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ که مردم ایران مشغول مبارزه سخت برای سرنگونی رژیم شاه بودند، سازمان مجاهدین خلق به جای اینکه در کنار مردم و با رژیم شاه مبارزه کند، بیشتر درگیر مسائل داخلی، تصفیه های خونین و انشعاب و جدایی بود. از این رو، می توان گفت که این گروه در سال های منتهی به پیروزی انقلاب نقشی در مبارزه ملت غیور ایران نداشت.

مرحله چهارم: از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون

سازمان مجاهدین خلق با توجه به مشکلاتی که در زمان پیروزی انقلاب داشت برای اینکه از قافله عقب نماند، پس از پیروزی انقلاب ضمن پنهان کردن چهره و ماهیت واقعی خود و طرح شعارهای جوان پسند، شروع به جذب جوانان مومن و مسلمان کرد. آزادی ها و شور و شوق به وجود آمده در جوانان از یک سو و فقدان گروه های منسجم و سازمان یافته مسلمان از سوی دیگر، باعث شد که عده قابل توجهی از جوانان جذب این سازمان شوند. مسعود رجوی و موسی خیابانی هم که با انقلاب مردم مومن، مسلمان و مطیع امام خمینی (ره) آزاد شده بودند، رهبری سازمان را به دست گرفتند.

مسعود رجوی

رجوی و خیابانی در ملاقات با امام خمینی

سازمان مجاهدین خلق، در انتخابات همه پرسی نظام جمهوری اسلامی ایران و خبرگان قانون اساسی شرکت کردند؛ اما طبق اطلاعیه خود به جمهوری اسلامی رای ندادند و در انتخاب خبرگان رهبری هم به افراد مورد نظر خود رای دادند. آن ها در همه پرسی قانون اساسی شرکت نکردند و به آن رای ندادند، به همین علت، صلاحیت مسعود رجوی برای انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری مورد تایید قرار نگرفت.

منافقین در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ علیه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران اعلان جنگ مسلحانه کردند و در نتیجه عده زیادی از مردم عادی، بسیجیان و پاسداران را به شهادت رساندند. پس از مدت کوتاهی، مسعود رجوی به همراه ابوالحسن بنی صدر از ایران فرار کرده، در فرانسه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به توطئه چینی پرداختند. اما در سال ۱۳۶۴ به دنبال بهبود روابط ایران و فرانسه، منافقین به صدام حسین که با ایران در حال جنگ بود، پناه بردند.

مسعود رجوی صدام حسین

عملیات مرصاد

«ارتش آزادی‎بخش ملی» کاری جز چند عملیات ایذایی در مرزها علیه جمهوری اسلامی نتوانست صورت دهد. مهمترین و احمقانه‌ترین اقدام رجوی و ارتش کوچکش «عملیات فروغ جاویدان» بود. در آخرین روزهای جنگ تحمیلی، و پس از آنکه ایران قطعنامه آتش بس را پذیرفت و همزمان با تجاوز رژیم صدام در جنوب و غرب کشور به غیر از حملات هوایی و توپخانه‌ ارتش عراق، عده‌ای از اعضای و هواداران فریب‎خورده، با تجهیزات و سلاح هایی که صدام به آنان داده بود سوار بر چند دستگاه نفربر زرهی که آرم ارتش آزادی‎‎بخش ایران بر آنها نقش بسته بود، از جاده خسروی ـ قصرشیرین وارد کشور شدند؛ و در جاده آسفالته و با سرعت شروع به پیشروی به سمت تهران نمودند. آنان چنین توجیه شده بودند که هرکجا پا بگذارند مردم به آنان می‌پیوندند و با کمک مردم و نیروی عظیم پشتیبانی مجاهدین، می‌توانند تا تهران پیشروی کنند.

اما نیروهای نظامی و مردمی ایران، در عملیاتی به نام «مرصاد» طی روزهای سوم تا ششم مرداد ۱۳۶۷ این عده را تار و مار کردند.

عملیات «فروغ جاویدان» شکست خورد و ارتش کوچک مجاهدین پراکنده شدند. سرنوشت شرکت‎کنندگان در عملیات «فروغ جاویدان» کشته شدن و دستگیری توسط مردم و نیروهای نظامی بود. از آنجا که مسعود رجوی از این سرنوشت محتوم کاملا آگاه بود شماری از اعضای باسابقه مجاهدین را که احتمال مخالفتشان با وی می‌رفت، با شرکت دادن آنها در این عملیات به کام مرگ فرستاد.

به گفته یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق، مرکزیت مجاهدین بعد از شکست عملیات، زیر تیغ تیز انتقاد بود و باید جواب این ماجراجویی بی‎منطق را می‌داد. رجوی پیش‎دستی کرد و با به راه انداختن مرحله سوم انقلاب ایدئولوژیک، سعی کرد دوباره اعضا را سرگرم کند. رجوی از اعضا خواست همه چیز خود را فدای او کنند. یکی از اعضا می گوید: «به ما آموزش می‌دادند که خود را به رهبری بسپاریم و به او نگاه کنیم و با پای او راه برویم… گناهانتان را به او واگذار کنید، او شما را می‌بخشد». این مرحله تحمیق اعضا و هواداران «عبور از تنگه» نام گرفت. چون شکست عملیات سازمان در تنگه چهار زبر یا مرصاد رخ داده بود.

از این به بعد پرستش رجوی به اصل محوری اعتقادات مجاهدین تبدیل و آنان از یک گروه سیاسی با ایدئولوژی خاص به یک فرقه با عقاید خاص تبدیل شوند. در این دوران به فرمان رجوی، زنان از مردان جدا شدند و ارتباط بر مبنای ازدواج میان زن و مرد در سازمان از بین رفت.

پس از عملیات مرصاد و آثار آن بر وضعیت سازمان، شمار زیادی از اعضا و وابستگان تشکیلات در عراق و اروپا تلاش کردند از سازمان جدا شوند ولی با خشونت درون‎سازمانی مواجه شدند و به روش های مختلف ازجمله فرستاده شدن به زندان های مخوف حزب بعث مانند ابوغریب مورد ایذاء و آزار قرار گرفتند، تا آنجا که بعضی از سازمان های حقوق بشری غیردولتی به یاری آنان شتافتند و برای نجات قربانیان سازمان تلاش وسیعی را آغاز نمودند.

اعضای جدا شده سازمان که در اروپا و آمریکا فعالند، تأکید می‌کنند که پس از شکست سازمان در عملیات فروغ جاویدان، سازمان کاملا به صورت یک فرقه بسته و مخوف در آمده است و کمترین روزنه‌ای به زندگی آزاد بر روی اعضای آن کاملا بسته شده است.[۸]

مجاهدین از آن زمان تا حمله آمریکا به عراق برای رژیم بعث عراق و دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران، توطئه و خبرچینی می کردند و حتی در قتل و ترور مخالفان صدام نیز نقش داشتند. در سال های اخیر به دلیل ضرباتی که جمهوری اسلامی ایران بر آنان وارد کرد و نیز فساد اخلاقی گسترده در میان اعضای آن، سازمان در وضعیت مناسبی قرار ندارد.[۹]

منابع

[۱]. رسول جعفریان، جریان ها و جنبش های مذهبی- سیاسی ایران، ص ۵۷-۵۸٫

[۲]. تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، غلامرضا نجاتی، ص ۳۰۵-۳۹۰٫

[۳]. نجاتی، همان، ص ۴۰۵-۴۰۷٫

[۴]. جریان ها و جنبش های مذهبی- سیاسی ایران، رسول جعفریان، ص ۲۵۲-۲۵۳٫

[۵]. نهضت امام خمینی، سیدحمید روحانی، ۳ جلد، جلد سوم، ص ۲۳۵٫

[۶]. جعفریان، همان، ص ۲۵۲٫

[۷]. احزاب و تشکیلات سیاسی ایران، لطفی، ص ۱۱۴٫

[۸]. سایت کنگره بین المللی ۱۷۰۰ شهید ترور.

[۹]. گونه شناسی بحران ها و راهبردهای مقابله با آن، ص ۴۵- ۴۶٫

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. انی می‌گه:

    توجه ازانقلاب مجاهذین به خمینی اورذن ذیذی کشور بازی است به خیانتکار مجاهذین و[…] است ملت بیذار شذ ماجاویذ شاه همیشه هستیم مرگ برمجاهذین

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق