یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۲۱:۲۱ - ۱۳۹۵/۰۷/۲۶
گفتاری از حجت الاسلام علی اصغر حبیبی
 خدمت به خلق/ محبوب ترین مردم نزد خدا چه کسانی هستند؟!   

جان عالمی فدای آنهایی که مالشان که هیچ، در انفاق ها، بخشش هایشان ضرب المثل بود. قرآن نمونه هایش را آورده که در مال که هیچ، در تمام هستی شان برای خدمت به خلق خدا چه قدم های بزرگی برداشتند. اهل بیت (ع) تمام هستی را دادند تا مردم راه را از چاه تشخیص بدهند

به گزارش ندای اصفهان، شاید بتوان گفت در عصر ارتباطات و فناوری اطلاعات هنوز تاثیرگذارترین رسانه همان «منبر» است. روضه های خانگی و هیئات مذهبی از دیرباز نقش مهمی در فرهنگ و رشد فکری مردم ما بازی کرده اند. با ورود به ماه محرم و صفر، منبرها رونق دوچندان می گیرند و هزاران نفر مستمع در کنار فیض روضه اباعبدالله الحسین به تعمیق مباحث معرفتی و اندوخته های دینی خود می پردازند.

متن زیر که توسط سرویس دین و اندیشه ندای اصفهان پیاده سازی شده است، سخنرانی استاد اخلاق حجت الاسلام علی اصغر حبیبی است که در منبر خود پس از بیان احکام به نکاتی پیرامون برکات دنیوی و اخروی خدمت به خلق خدا اشاره می کنند.

***

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین

هدیه محضر آقا حجت بن الحسن صلوات ختم کنید.

از شرایط صحت وضو یکی شرط موالات است؛ یعنی فاصله بین اعمال وضو نیفتد. چقدر فاصله ضربه می زند به وضو؟ به اندازه ای که عضو قبلی خشک شود. مثلا طرف دارد وضو می گیرد یکی آمد شروع کرد به حرف زدن و طوری این حرف زدن طول کشید که که آخرین عضوش که وضو گرفته بود خشک شد، اینجا دیگر وضو را باید از اول بگیرد.

شادی روح ارواح خودتان و اهل منزل، علما شهدا مراجع تقلید درگذشته و امام راحل (ره) صلواتی ختم کنید.

انسان دوستی و خیرخواهی

یکی از احساساتی که به طور فطری در انسانها هست، حس انسان دوستی و خیرخواهی و خدمت به خلق است. این حس در وجود همه آدم ها هست، هیچ محدودیت سنی و ملی و نژادی و قومی و قبیله ای هم ندارد. فقط می شود گفت این حس کم و زیاد در وجود انسانها هست و هرچه معرفت انسان، ایمان انسان، شخصیت انسان والاتر باشد در مسئله نوع دوستی و خدمت به خلق هم توفیقات بیشتری دارد.

خدمت

نقش ادیان الهی به ویژه دین مقدس اسلام در این احساسات پاکی که خدا در نهاد بشر گذاشته این است که اسلام آمده این فضائل اخلاقی را سازماندهی کرده، قانونمند کرده و چهارچوب برایش قرار داده است. آسیب هایش را هم بیان کرده، حد و مرزش را مشخص کرده، و ارزش ها و آثار و برکاتش را تبیین کرده است.

من مثال می زنم، در قضیه مهمان نوازی نمی توانیم بگوییم یک ملت، یک گروه مهمان نوازی را دوست ندارند، این صفت خوبی است و هیچ محدودیتی ندارد ولی حالا این شخصی که مهمان ما شد حالا به بهانه مهمانی باید در خانه ما تا هر موقع دلش خواست بماند؟! دین می گوید تا سه روز مهمان است، از سه روز به بعد هرچه ما برایش هزینه می کنیم در حکم صدقه است. دین می آید این احساسات را این گونه قانون مند می کند.

آثار دنیوی و اخروی

مسئله خدمت به خلق در مکتب اسلام خیلی توصیه شده است، عجیب توصیه شده و آثار فراوان دنیوی و اخروی برایش بار شده است. مثلا روایت از پیامبر اسلام (ص) دارد که «الخَلقُ عِیالُ الله» مردم در حکم خانواده خدا هستند «فَأحَبُّ الخَلقِ إلَی الله مَن نَفَعَ عِیالَ الله» محبوب ترین مردم نزد خدا کسی است که به خلق خدا بیشتر محبت کند و نفع برساند.

شما نگاه کنید مثلا به مردم توصیه شده به علمای دین احترام بگذارید، به خاطر چه؟ به خاطر گوهر گرانقدری که آنها دارند؛ آنها چراغ دستشان است. توصیه شده به سادات به خاطر نسبشان به پیغمبر و ائمه اطهار علیهم السلام محبت کنیم. اما حواسمان باشد انسانها همه بندگان خدا هستند و ما اگر به اینها چون بنده خدا هستند محبت کردیم (ولو طرف خودش زبان تشکر نداشته باشد) خدا به موقع و به احسن وجه تشکر می کند.

مصادیق خدمت/ مسئولیتی خطیر

این خدمتها البته در دین ما در قالب های مختلف و در عناوین متعددی آمده است. گاهی تحت عنوان صله رحم، گاهی تحت عنوان توجه به اقوام و خویشان یا همسایه ها یا همکاران یا اساتید و شاگردان… اما در یک نگاه کلی نه فقط اینکه مسلمان باشد، بلکه توجه به غیرمسلمان هم توصیه شده است.

توضیح اینکه گاهی این عنوان را داریم کسی که صبح کند در حالی که نسبت به امور مسلمانان نگرانی و دغدغه نداشته باشد این مسلمان نیست. ولی نه، برو بالاتر، امام علی علیه السلام به مالک اشتر عهدنامه را که می نویسد می فرمایند: مالک افرادی که در زیر چتر حکومتی تو زندگی می کنند، اینها یا مسلمانند، یا در دین با تو شریکند یا نه مسلمان نیستند و در خلقت با تو شریک هستند، هم نوعان تو هستند.

این خدمتها در سه قسم صورت می گیرد:

۱- خدمات معنوی فرهنگی

گاهی خدمات مذهبی، معنوی، فکری و فرهنگی است. یک انسان بی نماز را با خدا آشتی بدهیم اهل نمازش کنیم، این بالاترین خدمت به خلق است، همان توفیقی است که انبیا داشتند، ائمه داشتند و به تبع آن علما دارند و مؤمنین هرکس به میزان بضاعتش، هنرش و همتش.

بالاخره ببینید عزیزان به حسب ظاهر این مسئولیت خطیرِ هدایت خلق در مرحله اول به عهده علماست ولی اینجور هم نیست که مختص این قشر باشد. ما نسبت به هم نوعانمان مسئولیم. یکی از بزرگترین مسئولیت هایمان همین مسئله هدایت است؛ خیلی ها هستند پای منبرها نمی آیند، با مسجد ارتباطی ندارند، با علما ارتباطی ندارند، اما شما را دوست دارند، همکارتان هستند، زیردستتان هستند، رفیقتان هستند ولی با خدا قهرند! آدم اگر زرنگ باشد راه نفوذ به دل آنها را پیدا می کند.

گاهی با یک بیت شعر، گاهی با یک داستان، با یک حدیث، با یک آیه قرآن طرف را در جاده مستقیم هدایت قرار دهیم، آنگاه تا آخر عمرش هرچه نماز بخواند و روزه بگیرد، هر کار خیر و خدمتی بکند، کنتور وار برای کسی که جرقه این توفیقات را برایش زده نیز نوشته می شود.

پس خدمت به خلق در مرحله اول، خدمت فرهنگی دینی معنوی است که انسان در راستای هدایت مردم قدم بردارد. هرکه به شکلی و به نوعی، یکی هم همین اقامه مجالس پر فیض روضه و سفره معارف اهل بیت است که افراد بتوانند پهن کنند. هیچ محدودیت سنی هم ندارد، مجالس اهل بیت دری است که برای همه باز است، همه بیایند فیض ببرند.

۲- خدمات بدنی

خدمت دوم خدمات بدنی است. یک وقت مریضی است (چه از اقوام، چه از همسایه ها، چه از غیر همسایه ها) کسی مریض است بیمار است، باور کنید در روایت داریم گاهی ائمه، گاهی پیامبر در تشییع جنازه یک نفر مسیحی، یهودی شرکت می کرد. اینها یک جوری موضع نشان می دادند عکس العمل نشان می دادند که انسان نمی تواند نسبت به انسان های دیگر بی تفاوت باشد.

اگر بینی که نابینا و چاه است / اگر خاموش بنشینی گناه است

حالا این خدمات بدنی مصادیق متعددی می تواند داشته باشد؛ مثلا یک بُعدش همین پرستاری از مریض و مریض داری است. خدا سلامتی به همه بدهد اما گاهی مریضی پیش می آید. از مرحوم علامه طباطبایی بزرگوار نقل شده که فرمودند من حاضرم سالها نماز شبم را بدهم در مقابل یک شب پرستاری از مریض! آنها چه می دانند که ما نمی دانیم، که حاضرند گوهر نماز شب خواندن، نه یک شب نه دو شب، نه یک سال، سالها را بدهند ولی یک شب پرستاری را داشته باشند.

شما یک روایتش را از پیامبر اسلام (ص) بشنوید:

«مَنْ سَعَى لِمَرِیضٍ فِی حَاجَهٍ قَضَاهَا أَوْ لَمْ یَقْضِهَا خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ کَیَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ» اگر کسی برای مریضی تلاش کند چه آن تلاش به هدف برسد، چه به هدف نرسد (مثلا رفته دارویش را بگیرد گیرش نیامده) فرقی نمی کند، هر نوع خدمت و زحمت و تلاش برای مریض، فرمودند از گناهانش پاک می شود، خارج می شود مثل روزی که از مادر به دنیا آمده است. حالا دیگر این مریض ها هرچه هم در پیشگاه خدا قرب داشته باشند، اجر این پرستاری بیشتر می شود.

از مؤسس حوزه علمیه قم مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائری رمز موفقیت و عظمت و توفیقاتش را می پرسند، ایشان می گویند هرچه هست در اثر خدماتی است که به استادم مرحوم آقا سید محمد فشارکی داشتم. مرحوم فشارکی اواخر عمرشان نیاز به یک پرستار داشتند، و این بزرگوار با تمام وجود در این توفیق نقش داشتند.

حالا خدمات بدنی به قوم و خویش، پدر و مادر، به همسایه، به انسان حتی غیر مسلمان باشد هرچه قرب این طرف بالاتر باشد این خدمات آثارش بیشتر است.

۳- خدمات مالی

تا برسد به خدمات مالی. گاهی مواقع تعبیرات قشنگی دارند: «بهشت حسنات».

قرب الی الله ریخته روی زمین اما کسی نیست جمع کند. به قدری زمینه های انس با خدا و قرب الی الله و تکامل فراهم است که حسابش را فقط خدا می داند، یک بُعدش هم همین خدمات مالی به دیگران، به هم نوعان و به نیازمندان است. گاهی اوقات خدا واقعا گران و به قیمت سنگین می خرد.

یک حکایت آموزنده

یک حکایت است که قدیمی ها از بس شنیده اند ما در مجالس زیاد نمی گوییم ولی حیفمان می آید این جریانات را به نسل بعدی منتقل نکنیم. الآن مثل قدیم نیست که همه پای منبرها می آمدند؛ کاش به جای این فیلم هایی که در ترکیه تولید می شود (که اخلاق منهای خداست) و در کشور ما صدا وسیما می گذارد، ما خودمان این همه سرمایه های بی بدیل و داستانهای آموزنده داریم، اینها بیاید به زبان روز کار شود و در اختیار مردم قرار بگیرد. نه فقط از انبیا و علما، خدا می داند چقدر داستان های آموزنده عالی در این منابع تاریخی و کتابهای ما نهفته است.

یکی هم همین داستان است که کاش به فیلم تبدیل می شد. روزی یک بنده خدا خانم علویه ای بود که بچه هایش یتیم، شوهرش هم فوت کرده بود. بچه ها گرسنه و تشنه و از سر حفظ آبرو به شهر دیگری رفت و نزد فرماندار آن شهر ابراز نیاز کرد. فرماندار مسلمان، شهر هم شهر مسلمانان بود، گفت من علوی هستم و این بچه ها سید هستند کمک کنید جانشان در خطر است.

فرماندار گفت شما اول سند بیاورید که سید و از اولاد پیغمبر هستید! (بعضی ها باب خیر را این جوری می بندند)، حالا این خانم از کجا برود سند و شجره نامه بیاورد؟ خلاصه ناامید آمد بیرون. یکی از این افراد که به اصطلاح و ادبیات امروز ظاهرا فرمانده نیروی انتظامی آن شهر بود، ولی زردتشتی بود، این فهمید و دستور داد این خانم و بچه هایش را ببرند منزل و به نحو احسن از او پذیرایی کنند.

این آقا خیلی آدم تیزی هم بود؛ وقتی که سفره پهن شد خودش رفت از یک سوراخی به آن اتاقی که اینها بودند نگاه کرد ببیند اینها واقعا گرسنه و تشنه اند؟ حالا که به غذا رسیده اند قیافه ها داد می زند چه موضعی دارند. تعریف می کند که نگاه کردم دیدم این مادر به بچه ها گفت قبل از اینکه غذا بخورید من یک دعا می کنم شما آمین بگویید؛ گفت: «خدایا این مرد را به شرف اسلام نائل کن» (این عالی ترین تشکر بود از این مرد) و دعا کرد ایشان مسلمان شود.

نیمه های شب در خانه ی مرد زردتشتی را زدند. رفت پشت درب دید فرماندار شهر است؛ آقا چی شده این موقع شب شما، این طرفها؟! گفت شنیدم این خانمی که دیروز با بچه های یتیمش به قصر من آمده بود، الآن خانه شما است؛ اینها مسلمان هستند و نباید خانه شما باشند، شما مسلمان نیستید. گفت من هم مسلمان شدم!

نگو خود فرماندار حالا خواب پیامبر را دیده بود. روز قیامت (با همان توصیفاتی که شنیده اید) دید نمی تواند در این صحرا تحمل کند، هوا چقدر گرم است! در صحرای قیامت رفت پیش پیامبر (ص) گفت «یا رسول الله من از امت شما هستم مرا شفاعت کنید، من تحمل این صف ها و گرما را ندارم». حضرت فرمودند: شما یک سند بیاورید که مسلمانید از امت من تا من شفاعت کنم! گفت: یا رسول الله در این موقعیت من از کجا سند بیاورم؟ فرمود «آن خانم علویه با آن بچه های یتیمش در این شهر شما از کجا سند بیاورد که منتسب به ما هستند؟»

از خواب بلند شد پشیمان و نگران در به در دنبال این زن و بچه ها تا می فهمد و دستگاه اطلاعاتی به او خبر می دهند که کجاست. خود آن زردتشتی هم مسلمان شد. گاهی اوقات انفاق ها این گونه بازتاب دارد. حالا با خدمت به خلق خدا در قیامت هم دیگر مأجور هستید، به ویژه اگر بی سرو صدا باشد، به ویژه اگر یک خلأی را آدم پر کند.

یک تعابیری هست در روایات «مِن سعادت الموت…» یا «مِن سعادت المؤمن…»، «مِن سعادت العبد…»، زیاد است؛ یکی این است که «از سعادت مؤمن این است که کار خیر و انفاق ها به جا باشد؛ خلأی را پر کند». بنابراین این سفره برای همه ما پهن است، حالا آنهایی که دستشان بازتر است دانه درشت های از انفاق و کمک های مالی را داشته باشند، آنهایی که پایین تر است پایین تر، مهم این است که آن آداب انفاق را رعایت کنیم. آنی که باید قبول کند خداست، او انگیزه و نیت ما را می داند که اگر بیشتر داشتیم می دادیم.

جان عالمی فدای آنهایی که مالشان که هیچ، در انفاق ها، انفاق هایشان ضرب المثل بود؛ چهارده معصوم، امام حسن و امام حسین علیهما السلام. قرآن نمونه هایش را آورده که در مال که هیچ، در تمام هستی شان برای خدمت به خلق خدا چه قدم های بزرگی برداشتند. تمام هستی را دادند تا مردم راه را از چاه تشخیص بدهند. ببینید امام حسین چه گزینه هایی را به کار برد برای هدایت مردم، اما اینها متأسفانه تمام پل ها را پشت سرشان خراب کردند.

آخرین گزینه ای که سالار شهیدان برای خدمت به خلق خدا، هدایت مردم و حفظ دین خدا به کار برد این بود که مثل شمع بسوزد تا در پرتو روشنایی او نه تنها خفته های آن زمان بیدار شوند و راه را پیدا کنند، بلکه در طول قرون و اعصار انسانها پای این مجالس بیایند و از مجالس بهره ببرند.

یک سلام و عرض ادبی و عرض توسل به روح سالار شهیدان؛

السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یا بن رسول الله… (روضه سید الشهداء)

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. ط گفت:

    مردم این دوره کمک می کنن ولی پولشو میگیرن
    کسی که مجانی کمک کند کمیاب و نایاب است

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز